
علي معصومي (وزوايي )
گرچه در ارديبهشت 1357 كه حدود شش ماه از آغاز دوره جديد
مبارزات ملت مسلمان ايران گذشته و شعله مبارزات مردم در بسياري از
مناطق شهري و روستايي به تدريج برافروخته شده بود , ولي شاه و
سردمداران رژيم پهلوي و حاميان خارجي رژيم , همچنان در خواب و
غفلت به سر مي بردند و گمان نمي كردند كه حدود ده ماه ديگر , بساطشان از
بيخ و بن كنده خواهد شد. غفلت شاه و سردمداران رژيم پهلوي , علل
مختلف داشت . غرور و تفرعن , كوته نگري و نفهمي , پشت گرم بودن به ياري
و حمايت استكبار غرب , نشناختن جامعه ايران و واقعيت هاي آن , ناآشنايي
به فضاي حاكم بر جامعه , ناآشنايي با قدرت مردم و... همگي از علل غفلت و
خواب آلودگي شاه و اطرافيان او بود. علاوه بر همه اين ها , چون شاه با
حمايت اربابان غربي اش توانسته نهضت بزرگ اسلامي ايران را بين سال هاي
1341 تا 1343 به خاك و خون بكشد و پيروزي نهضت را حدود 15 سال
به تاخير بيندازد , گمان مي كرد دوره جديد مبارزات ملت مسلمان ايران را نيز
با خون آشامي و پديدآوردن جناياتي مثل 15 خرداد 1342 , به راحتي
مي تواند سركوب كند , همچنان كه در 17 شهريور 1357 , به همان نيت و به
همان هدفي كه 15 خرداد 1342 را پديد آورده بود , تكرار كرد ولي نتيجه
معكوس گرفت .
در اين زمان , تفرعن و كوته نگري شاه چنان بود كه چون در تاريخ
1357,2,5 هـ . ش خبرنگاران از ناراحتي و نگراني او نسبت به گسترش
روزافزون نهضت سوال كردند , با خود بزرگ بيني خاصي گفت : مي خواهم
بدانم چه كسي گفته است كه من از اوضاع (گسترش مبارزات مردم ) اخير
ناراحت شده ام . من اصلا و ابدا دچار نگراني و ناراحتي نشده ام . اين همان
راهي است كه خودم برگزيده ام تا به مردم آزادي بدهم ! اكثر مردم من را
دوست دارند! ديديد كه وقتي در تبريز چند صدنفر و يا چند هزار نفر فريب
خوردند و به خيابان ها ريختند , من بعد از آن سيصدهزار نفر در همين شهر به
نفع دولت من اجتماع كردند!!
در همين زمان (57,2,25 ) داريوش همايون , وزير اطلاعات شاه نيز در
پايان جلسه هيات وزيران گفت : هيچ نگراني وجود ندارد. دولت كاملا بر
اوضاع مسلط است . اكثريت بسيار بزرگي از مردم با دولت و نظام شاهنشاهي
همراه هستند. فقط اقليت بسيار كوچكي قصد دارد با تهديد و ترساندن و
مضروب كردن , عقايد خود را بر اكثريت تحميل كند كه اين محال و غيرقابل
تحمل است !
غفلت و ناآگاهي نه تنها سرتاپاي رژيم شاه را فرا گرفته بود و سردمداران
و دست اندركاران اين رژيم هيچ شناخت و هيچ استعدادي در شناخت
مسائل جامعه نداشتند , بلكه حاميان استكباري شاه نيز در همين غفلت به
سر مي بردند و با تمام ادعاهايي كه داشتند , قادر به شناخت مسائل جامعه
ايران نبودند و هرگز گمان نمي كردند كه حدود ده ماه ديگر , تامين كننده
اصلي منافع نامشروع آن ها در منطقه , به دست ملت مسلمان ايران سرنگون
خواهد شد . به عنوان مثال , در اين زمان (57,2,25 ) يكي از حاميان
استكباري شاه كه در بدنه حاكميت انگليس , بيش از ديگران از شاه حمايت
مي كرد , در مصاحبه اي , رژيم شاه را مستحكم تر از آن دانست كه با هياهو از
ميان برود. اين شخص كه لرد چالفونت نام داشت , در مصاحبه با راديو بي بي
سي گفت : شاه بر مسند قدرت نشسته و كاملا بر اوضاع مسلط است . شاه نه
تنها ارتش و نيروهاي امنيتي را در دست دارد , بلكه تاسيسات و نهادهاي
سياسي ايران كاملا در حيطه كنترل معظم له است . خارج كردن قدرت از
دست شاه , با چنين اقداماتي كه اكنون در ايران در جريان است , محال
مي باشد. به نظر من , هيچ نشانه اي كه عدم ثبات در رژيم شاه را نشان بدهد ,
وجود ندارد و شكي نيست كه شاه كاملا مستحكم است و قدرتش از گذشته
نيز بيشتر مي باشد.
از اين قبيل اظهارات مغرورانه و ناشيانه در افواه سردمداران رژيم شاه
و حاميان استكباري او فراوان است و به همين نمونه ها اكتفا مي نماييم و به
اين موضوع اشاره مي كنيم كه در عمل نيز رژيم شاه و حاميان او رفتاري
داشتند كه حكايت از ناآگاهي و جهل آن ها داشت . شاه در اين ماه با چند
عنصر استكباري كه از حاميان درجه اول او بودند , به عيش و نوش و مذاكره
نشست و سخن از معاملات بسياركلان به ميان آورد. به عنوان مثال , شاه با
والتر شل رئيس جمهور آلمان فدرال كه به ايران سفر كرده بود , براي خريد
چهار نيروگاه اتمي مذاكره و توافق نمود. همچنين قرار شد كه ايران
ميلياردها دلار تجهيزات جنگي از آلمان خريداري كند. علاوه بر اين , شاه با
ريگان و نلسون راكفلر كه دو چهره مشهور استكبار آمريكا بودند , در جزيره
كيش و ساير نقاط به عيش و نوش و مذاكره مشغول شد و آن ها با هم از آينده
شيريني كه به اصطلاح در انتظار نوكر و ارباب بود , سخن گفتند. البته اين نوع
مراوده و گفت وگو بين نوكر و ارباب , به طور مستقيم و غيرمستقيم , اين پيام
را نيز به جهان , به ويژه به ملت مسلمان و مبارز ايران داشت كه جهان
استكبار تا آخرين رمق از نوكرش حمايت خواهد كرد. به عبارت ديگر ,
چهره هاي جهان استكبار از اين طريق مي خواستند ملت ايران و مومنان
مبارزه را مايوس كنند و چنين وانمود نمايند كه هرگز اجازه سقوط رژيم شاه
را نخواهند داد.
از سوي ديگر , در همين زمان , رسانه هاي جهان استكبار , به نوعي ديگر
به حمايت شاه و قدرتمند و باثبات نشان دادن رژيم شاه مي پرداختند و
چنين القا مي كردند كه اولا رژيم شاه خيلي باثبات و قدرتمند و مترقي
است , ثانيا اين رژيم , پاره اي از جهان غرب در منطقه است و در نتيجه هيچ
كس نمي تواند كوچكترين آسيبي به آن برساند , ثالثا مي خواستند وانمود
كنند كه رژيم مذكور در بعد توسعه سياسي , برقراري جامعه اي مبتني بر
دموكراسي و توجه به حقوق بشر , هر روز در حال پيشرفت است . بنابراين ,
هيچ نگراني درباره آينده رژيم شاه وجود ندارد. به عنوان مثال , در اين زمان
روزنامه تايمز در تجليل از قدرت نظامي ارتش شاه و توانايي بالاي آن چنين
نوشت , ارتش شاه , دوبرابر ارتش انگليس تانك چيفتن دارد و يك ارتش
بسيار قوي محسوب مي شود.
همين روزنامه در اين باره كه رژيم شاه و ارتش او بخشي از ارتش جهان
استكبار براي حفاظت از منافع نامشروع غرب است , چنين نوشت : شكي
نيست كه ارتش شاه , مجهز و قوي است . اين ارتش را آمريكا و انگليس ,
تقويت و تجهيز كرده اند تا از منافع غرب در منطقه اي كه سرشار از انرژي
است دفاع كند.
به اصطلاح درباره پيشرفت رژيم شاه در حوزه حقوق بشر و استحكام
اين رژيم در زمينه ارزش مقبول جهاني نيز رسانه هاي استكبار پي در پي از
اوضاع خوب ! رژيم شاه گزارش هايي تهيه مي كردند و اين گزارش هاي
بي اساس را به ذهن مخاطبان خود تحميل مي نمودند.
در برابر همه اين تحليل ها , ياوه گويي هاي كوته بينانه و كودكانه
سردمداران رژيم شاه و حاميان استكباري او كه آن رژيم را باثبات و خلل
ناپذير و بادوام و قدرتمند مي دانستند , فقط يك نفر (و پيروان واقعي آن يك
نفر كه به راه او و درستي سخنان و رفتار او از اعماق جان ايمان داشتند) بود
كه به صراحت و قاطعيت از سقوط قريب الوقوع رژيم شاه سخن مي گفت و
به مردم بشارت پيروزي در آينده نزديك مي داد. آن يك نفر نيز امام خميني
رحمت الله عليه بود.كساني كه آن زمان را به خاطر دارند , اين موضوع , يعني
با قاطعيت و صراحت از سقوط فوري رژيم شاه سخن گفتن را امري
حيرت انگيز خواهند دانست , زيرا در آن زمان , القائات دستگاه هاي تبليغاتي
رژيم شاه و حاميان او و همچنين نمايش قدرت رژيم شاه در عرصه هاي
مختلف چنان بود كه حتي آن دسته از مخالفان رژيم شاه كه مشرب هاي
ديگري داشتند و در حوزه تاثر صددرصدي افكار و ديدگاه هاي امام خميني
نبودند نيز به نوعي متاثر از القائات و نمايش هاي رژيم شاه و حاميان او
بودند و سقوط قريب الوقوع رژيم شاه را چندان باور نداشتند. به همين دليل
بود كه امام خميني در آن زمان (ارديبهشت 1357 ) حتي به افرادي كه در
سطوح بالاي مذهبي و اجتماعي قرار داشتند و سقوط قريب الوقوع رژيم
شاه را نمي توانستند باور كنند , هشدار مي داد و از آن ها مي خواست , چشم
باز كنند و روند تحولات را درك كنند و بدانند كه در آينده نزديك چه اتفاقي
خواهد افتاد. امام خميني در اين زمينه مي فرمود : امروز ملت شجاع با يافتن
راه خود به پاخاسته , و به بهانه بهانه جويان خاتمه داده , راه عذرها منقطع
شده و در پيشگاه ملت پذيرفته نيست , و در پيشگاه مقدس حق تعالي هيچ
گاه پذيرفته نبوده است . آيا كساني كه عذر تراشي مي كنند و مهر سكوت را
نمي شكنند و گاهي به سكوت توصيه مي كنند , مي دانند چه تحولاتي در شرف
تكوين است (سخنراني امام خميني در 57,2,9 , صحيفه امام , جلد 3 , ص
379 )
در آن زمان , امام خميني باقاطعيت به همه مردم بشارت پيروزي بزرگ
ميداد. البته شرط هايي نيز براي دست يابي به اين پيروزي تعيين ميكرد ,
شرط هايي مثل : مقاومت , وحدت , همت , دوري از هواي نفس و...
امام خميني در اين زمينه چنين مي فرمود :
مژده مي دهم به همه جناحهايي كه در ايران براي اسلام , براي احقاق
حق قيام كردند كه ان الصبح القريب , نزديك است ان شاالله و شما
پيروزيدان شاالله , اما به شرط اينكه عوامل مختلف در كار نباشد , به شرط
اينكه هواهاي نفساني (كه ) اين براي خودش بكشد و آن براي خودش بكشد ,
اين نباشد در كار. همه با هم برادريم . من يك طلبه هستم , تو هم يك آقا
هستي , آن هم يك كاسب هست , آن هم يك دانشگاهي هست , آن هم يك
دكتر هست , آن هم يك مهندس هست , آن هم يك روشنفكر هست , همه مان
با هم مصيبت واحده داريم , همه با هم بايد بنشينيم و شيون كنيم .
همه با هم باشيد , همه با هم صحبت كنيد , همه با هم قيام كنيد , همه با
هم قعود كنيد. هر دسته اي علي حده و آن براي خودش و آن براي خودش ,
غلط است امروز. روحانيين با آن ها , آن ها با روحانيين , دانشگاهي با شما ,
شما با دانشگاهي , بازاري با همه , كارگر با همه . همه شما يك مصيبت داريد ,
همه گرفتار يك مصيبت هستيد. مصيبت , مصيبت مشترك است . همه دست
به دست هم بدهيد. اگر هر كس علي حده براي خودش يك سازي بزند , اين
غلط است , اين شكست است . البته همراه مصيبت هاي ما , بشارت ها نيز
هست . بشارت پيروزي ملت , بشارت قطع ايادي اجانب انشاالله . بشارت
قطع اين دودمان و رفتن اينها از اين مملكت يا از اين عالم . اين ها بشارت
است و مردم بايد قوي , دل خوش و بي هراس باشند. البته در هر امري ,
سختي و ناراحتي است , كشتن و كشته شدني است . اكنون در همه جاي
ايران , هم مصيبت است و هم بشارت (سخنراني امام خميني در 57,2,23 ,
صحيفه امام , جلد 3 , ص 383 تا 396 )
امام خميني در اين سخنراني حتي به شاه نيز توصيه كردند پرده جهل و
غفلت كنار بزند و چشمانش را باز كند تا بتواند سقوط خودش را ببيند. امام
در اين باره چنين فرمود : تو فكر كن , اگر قوه تفكري برايت مانده باشد ,
سقوط خودت را به چشمت داري مي بيني . اي بيچاره تو ديگر رفتني هستي و
خودت اين كار را كردي , ما اين كار را نكرديم ... تمام اين ها (گسترش
انقلاب ) با تحريك خود ايشان (شاه ) است , نه تحريك من . من يك طلبه اي
هستم كه مثل ساير آقايان طلاب , مثل ساير آقايان شهرها , من هم يك ناله اي
مي كنم از دست اين . آن كه اساس مطلب است , آن كه اساس اين انقلاب
است , آن كه اساس اين انفجارها است , خود اين آقا است ...(ماخذ قبل )
نگرش , روش منش , تيزبيني و سخن امام خميني نه تنها در آن زمان
عامل بسيار اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي شد , بلكه امروز و هر زمان
ديگري نيز مي تواند بن بست هايي را كه در مسير انقلاب و نظام اسلامي ايران
قرار مي گيرد , بگشايد و موانع را از ميان بردارد. با اين توضيح كه اكنون نيز ما
مثل امام خميني نبايد به تبليغات و ارعاب و قدرت نمايي هاي بي اساس
جهان استكبار در عبور از مراحل حساسي مثل قضيه هسته اي و... اعتنايي
بكنيم . بايد بدانيم اگر با وحدت , همت و استقامت و اعتماد به نفس پيش
برويم , آن كه شكست خواهد خورد و شرمسار خواهد شد , استكبار است نه
جمهوري اسلامي ايران , همان طور كه در ماجراي انقلاب اسلامي چنين شد
و ملت مسلمان ايران با وحدت , همت و استقامت , هيچ اعتنايي به
قدرت نمايي ها و تبليغات به اصطلاح مرعوب كننده شاه و حاميان او توجهي
نكردند و رژيمي را كه مجموعه جهان غرب از آن حمايت مي كردند , به زباله
دان تاريخ انداختند. بايد بدانيم اكنون نيز وحدت , همت و استقامت , ضامن
استقلال , بالندگي و عزت ما مي باشد و اگر با تكيه بر اين عناصر پيش برويم ,
هيچ قدرتي نمي تواند در مسير ما سد ايجاد كند و در روند تكاملي انقلاب
اسلامي مانعي به وجود آورد.
امام خميني در ارديبهشت 57 :
مژده مي دهم به همه جناحهايي كه در ايران براي اسلام , براي
احقاق حق قيام كردند كه ان الصبح لقريب , نزديك است
انشاالله . و شما پيروزيد انشاالله , اما به شرط اينكه عوامل
مختلف در كار نباشد , به شرط اينكه هواهاي نفساني (كه ) اين
براي خودش بكشد و آن براي خودش بكشد , اين نباشد در كار
همه با هم باشيد , همه با هم صحبت كنيد , همه با هم قيام كنيد ,
همه باهم قعود كنيد. هر دسته اي علي حده و آن براي خودش
و آن براي خودش , غلط است . همه شما يك مصيبت داريد ,
همه گرفتار يك مصيبت هستيد. مصيبت , مصيبت مشترك است .
همه دست به دست هم بدهيد. اگر هر كس علي حده براي
خودش يك سازي بزند , اين غلت است , اين شكست است . البته
همراه مصيبت هاي ما , بشارت ها نيز هست . بشارت پيروزي
ملت , بشارت قطع ايادي اجانب انشاالله . بشارت قطع اين
دودمان و رفتن اين ها از اين مملكت يا از اين عالم . اين ها
بشارت است و مردم بايد قوي , دل خوش و بي هراس باشند.
البته در هر امري , سختي و ناراحتي است , كشتن و كشته شدني
است . اكنون در همه جاي ايران , هم مصيبت است و هم بشارت .
همچنين امام خميني در همين تاريخ خطاب به شاه
فرمودند :
تو فكر كن , اگر قوه تفكري برايت مانده باشد , سقوط خودت را
به چشمت داري مي بيني . اي بيچاره تو ديگر رفتني هستي و
خودت اين كار را كردي
شاه در ارديبهشت 57 :
مي خواهم بدانم چه كسي گفته است كه من از اوضاع ,
گسترش مبارزات مردم اخير ناراحت شده ام . من اصلا و ابدا
دچار نگراني و ناراحتي نشده ام (گسترش مبارزات مردم ) اين
همان راهي است كه خودم برگزيده ام تا به مردم آزادي بدهم !
اكثر مردم من را دوست دارند! ديديد كه وقتي در تبريز چند
صد نفر و يا چند هزار نفر فريب خوردند و به خيابان ها ريختند ,
بعد از آن سيصد هزار نفر در همين شهر به نفع دولت من
اجتماع كردند!! من محكم هستم و جاي نگراني وجود ندارد!
لرد چالفونت حامي انگليسي شاه در ارديبهشت 57 :
شاه بر مسند قدرت نشسته و كاملا بر اوضاع مسلط است .
شاه نه تنها ارتش و نيروهاي امنيتي را در دست دارد , بلكه
تاسيسات و نهادهاي سياسي ايران كاملا در حيطه كنترل معظم
له است . خارج كردن قدرت از دست شاه با چنين اقداماتي كه
اكنون در ايران در جريان است , محال مي باشد. به نظر من ,
هيچ نشانه اي كه عدم ثبات در رژيم شاه را نشان بدهد , وجود
ندارد و شكي نيست كه شاه كاملا مستحكم است و قدرتش از
گذشته نيز بيشتر مي باشد.

|