بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس بين المللي براي بازنگري در مقررات پيمان منع توليد و گسترش
سلاح هاي اتمي (ان پي تي ) كه در نيويورك با حضور كارشناسان ارشد و
نمايندگان سياسي 184 كشور امضا كننده آن از هفته گذشته در جريان
است , قرار است به مدت 3 تا 4 هفته به بحث و تبادل نظر پيرامون مواردي از
ان پي تي بپردازد. ادعا مي شود در اين اجلاس , زمينه هاي احتمالي براي
سواستفاده از « ان . پي . تي » از ميان برده خواهد شد.
مطابق روال معمول , هر 5 سال يكبار در مفاد ان پي تي با در نظر گرفتن
شرايط سياسي جامعه بين المللي , تجديدنظر مي شود. اصل اقدام براي
تجديدنظر در « ان پي تي » , يك موضوع « پذيرفتني » و قابل دفاع است و اين
منطقي است كه همه كشورها با بهره گيري از تمامي توان و ظرفيت و امكانات
خود براي هرچه بارورتر ساختن « ان پي تي » تلاش كنند. لكن مسئله اينست
كه امروزه در عين حال كه جامعه بين المللي در قبال « ان پي تي » مواضع
روشن و اعلام شده اي دارد , برخي كشورها با اعمال نظر , تكروي و تلاش
براي سواستفاده از فرصت ها در جهت تامين منافع نامشروع خود , فضاي
تبليغاتي جهان را بشدت مسموم ساخته اند و با ايجاد جنگ رواني , سعي
دارند مسائلي را به دلخواه خود , « پررنگ » سازند تا مسائل ديگر در بوته
فراموشي قرار گيرد و « كمرنگ » و بي اهميت جلوه كند. بعضي نكات مهم
پيراموني اين مقوله از اينقرارند.
1 ـ در اين نكته ترديدي نيست كه جامعه جهاني براي بقا خود به
امنيت , آرامش و صلح احتياج دارد ولي نكته اينست كه برخي كشورهاي
سلطه جو , نمي توانند با پنهان شدن در پشت همين شعارها و تكرار همين
نيازها , امنيت و آرامش و صلح را براي خود و اقمارشان تضمين كنند اما
بطور همزمان , ناامني , جنگ و تروريسم را بر ساير كشورها تحميل نمايند.
تلاش جامعه جهاني بايستي براين محور اساسي استوار باشد كه امنيت و
آرامش و صلح براي همه ملتها و كشورهاي جهان , تامين و تضمين شود.
طبعا راهكار منطقي براي دستيابي به چنين نيازي آنست كه علل و عوامل
موثر در ايجاد ناامني , جنگ و تروريسم شناسائي و با آنها مقابله شود.
يكي از اصلي ترين سرفصلها در اين مقوله آنست كه به موجوديت
« كشورهاي جعلي » كه توسط قدرتهاي سلطه گر , براي تامين منافع استعماري
آنها به وجود آمده اند , خاتمه داده شود و از جمله رژيم اشغالگر
صهيونيستي كه براساس طرحهاي استعماري انگليس و آمريكا به وجود
آمده و موجوديتش مورد حمايت قدرتهاي سلطه گر قرار گرفته , پايان يابد.
اگر اين مهم تحقق يابد , بسياري از مسائل و مشكلاتي كه امروزه امنيت و
آرامش و ثبات بسياري از كشورها و ملتها را تحت الشعاع قرار داده , در مسير
حل و فصل قرار خواهد گرفت .
2 ـ ممكن است كساني بپرسند كه موجوديت رژيم اشغالگر صهيونيستي
چه ارتباطي به « ان پي تي » و بازنگري در مفاد آن ممكن است داشته باشد.
مسئله اينست كه امروزه رژيم صهيونيستي و حاميانش براي تضمين بقاي
اين پايگاه استعماري در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام , به يك بازي
سياسي ـ تبليغاتي متوسل شده اند كه افشاي ابعاد و ماهيت اين بازي رسوا ,
بسياري از تلاشهاي آمريكا و همفكرانش در اجلاس نيويورك و در سطح
جهاني را پيشاپيش , عقيم و بي اثر مي سازد.
مسئله اينست كه رژيم صهيونيستي در عين حال كه « ان پي تي » را
نپذيرفته و درحال حاضر حدود 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد ,
گرداننده اصلي در صحنه تجديدنظر در مفاد « ان پي تي » بمنظور محروم
كردن هميشگي ايران و ساير كشورهاي درحال توسعه از تكنولژي هسته اي ,
حتي با مقاصد صلح آميز است . در واقع , صهيونيست ها از يكطرف مفاد « ان
پي تي » را ناديده گرفته اند و آنرا زير پا مي گذارند , و بطور همزمان مدعي
هستند كه حتي پذيرش « ان پي تي » توسط ايران كافي نيست و بايستي
پروتكل الحاقي را هم بپذيرد و آنرا تصويب كند و نهايتا براي هميشه از
تكنولژي هسته اي محروم شود , چون اسرائيل به ايران اعتماد ندارد! كه البته
موضع نامربوطي است و اعتماد يك رژيم جعلي يا عدم اعتماد آن , نمي تواند
مبناي تصميم درباره يك ملت و يك كشور با سابقه عظيم تاريخي معرفي
شود و اين براي جامعه جهاني ننگ بزرگي است كه آمريكا و رژيم
صهيونيستي كه « ان . پي . تي » را نپذيرفته اند , براي 184 كشور جهان كه « ان
پي تي » را پذيرفته اند , تعيين تكليف كنند و « بايدها و نبايدها » در زمينه
تجديدنظر در « ان پي تي » را تعيين نمايند و روي آن به مانور سياسي ـ
تبليغاتي بپردازند.
نكته جالب توجه اينكه « لارنس كورپ » دستيار وزير دفاع سابق آمريكا
در دوره ريگان , اخيرا اعتراف كرد كه واشنگتن قوانين مربوط به معاهده « ان
پي تي » را زير پا گذاشته و آنرا نقض كرده است . او مي پرسد : در چنين
شرايطي آمريكا چگونه مي تواند انتظار داشته باشد كه ديگران از آنان پيروي
كنند
3 ـ واقعيت اينست كه اگر كشورهاي جهان خواستار تجديدنظر در ان پي
تي هستند , بايستي محورهاي مشخصي را براي تعيين چارچوب ها و
معيارهاي تجديدنظر برگزينند كه منطقي ترين محورها مي تواند بشرح زير
باشد :
الف ـ تلاش براي عملياتي تر كردن ان پي تي و جلوگيري از سواستفاده
كشورهاي داراي سلاحهاي هسته اي
ب ـ تلاش براي ايجاد راهكارهاي جدي و عملي براي پيوستن اجباري
كشورهائي همانند آمريكا و اسرائيل كه به ان پي تي نپيوسته اند ولي حتي از
عدم پذيرش خود بعنوان « اهرم فشار » براي تامين اهداف خود بهره گيري
مي كنند.
ج ـ جلوگيري از هرگونه برخورد دوگانه يا برخورد گزينشي با كشورها در
قبال مفاد ان پي تي .
د ـ ايجاد محدوديت و مجازات براي كشورهائي كه متعهد به كاهش
زرادخانه هاي اتمي هستند ولي هنوز هم به توسعه و تجهيز و گسترش
سلاحهاي هسته اي مي پردازند.
بدون در نظر گرفتن موارد فوق , هرگونه تلاش براي ايجاد
محدوديت هاي بيشتر فقط عليه يك يا دو كشور , يقينا كارگشا نيست و
مصداق عيني و عملي براي « برخورد گزينشي » با مقوله حساس انرژي
هسته اي تلقي خواهدشد و طبعا قابل تحمل نخواهد بود. تصادفي نيست كه
واشنگتن پست اكنون اعتراف مي كند كه آمريكا در كنفرانس بازنگري « ان پي
تي » تنها مانده و كمتر كشوري حاضر است براي تاييد و حمايت از مواضع
يكسويه و غير منطقي آمريكا عليه ايران , موضع بگيرد و « برخورد گزينشي » با
يك يا دو كشور را مبناي يك تصميم جهاني معرفي كند.
4 ـ صرفنظر از اينكه در اجلاس نيويورك چه مي گذرد و اساسا بازنگري
در مفاد « ان پي تي » به چه نتايجي منجر خواهد شد , جمهوري اسلامي ايران
نيز بايستي براي خودش اصول و معيارهاي روشن و مدوني را اعلام نمايد و
بعنوان يك پيشنهاد منطقي , برروي اين موارد اصرار ورزد.
الف : جمهوري اسلامي ايران هيچگونه تعهدي را خارج از چارچوب ان
پي تي و بيش از آن و فراتر از آن نخواهد پذيرفت .
ب : نظر به اينكه رژيم صهيونيستي مفاد ان پي تي را نپذيرفته و حتي آنرا
زيرپا گذاشته است , جمهوري اسلامي ايران بمنطور فراهم كردن زمينه ها
براي اعمال فشار بر رژيم صهيونيستي , حتي پذيرش و اجراي مفاد « ان پي
تي » را نيز مشروط به پذيرش و اجراي آن توسط رژيم صهيونيستي مي داند
و فقط در چارچوب يك برنامه متوازن كه هيچگونه برخورد تبعيض آميز و
رفتار گزينشي از آن استنباط نگردد , عمل خواهد كرد.
ج : هرگونه پيگيري و همكاري در مقوله فعاليتهاي هسته اي را فقط در
چارچوب ضوابط و قوانين آژانس بين المللي انرژي هسته اي و صرفا باهمين
سازمان پيگيري خواهد كرد. روشن است كه هرگونه مذاكره با ساير كشورها
از جمله 3 كشور اروپائي در اين مقوله , يك حركت غيررسمي تلقي شده و
طبعا هر وقت كه ايران اراده كند اين مذاكرات متوقف خواهد شد.
د ـ همكاري با آژانس نيز صرفا در چارچوب منافع ملي و مصالح كشور
خواهد بود و مشخصا مسائل فني را دربر خواهد گرفت . اين بدان معني است
كه هرگونه مذاكره سياسي بمنظور مرتبط كردن ساير مسائل با فعاليتهاي
هسته اي , مردود و منتفي است .
هـ ـ موضوع پيوستن به « پروتكل الحاقي 2 +93 » نيز در همين چارچوب
قابل بررسي است و ايران , تعهدي بيشتر از سايرين را در اين مقوله , حتي
بصورت داوطلبانه نخواهد پذيرفت .
در اين زمينه بايستي مراكز تصميم گيرنده و كارشناسان از جهات
مختلف به بررسي و كنكاش بپردازند تا مسائل در مسير صحيحي قرار گيرد و
پختگي , انسجام و استحكام مواضع ايران در سطح ملي , منطقه اي و
بين المللي را با اتخاذ تصميمات جامع و كامل , تضمين نمايند. تنها در اين
صورت است كه مي توان درعين احترام به قوانين بين المللي , منافع ملي و
مصالح كشور و از جمله ضرورت عيني تلاش در قلمرو علوم و فنون هسته اي
را براي كشور تضمين كرد.
مواضع ما برحق است و فقط با اصرار و پافشاري برهمين مواضع متين و
منطقي است كه مي توان راه آينده را با اطمينان بيشتر و اعتماد بنفس افزونتر ,
هموار ساخت .

|