بر اساس خاطره اي از شهيد « سيد امير منصوري »
سر كوچه از ماشين كه پياده شد , عينكش را روي بيني جابجا كرد.
نگاهي به كاغذ توي دستش انداخت و به تندي به راه افتاد. سراغ خانه را از
بقال سر كوچه گرفت : آقا ببخشيد!
بقال مردي بود با نگاهي نافذ و موهاي جوگندمي به محض ديدن نگاه
هراسان مرد كه آدرسي در دست داشت آدرس را گرفت نگاهي كرد بعد با
دست , اشاره به سمت چپ كرد. آقا! آنجاست , آنجا.
مرد دست را روي دكمه زنگ گذاشت و آن را فشار داد يك صداي آرام و
ضعيف از پشت در بگوش رسيد كه گفت : بفرمائيد.
انگار مرد هنوز خواب مي ديد.
آدرس همان آدرس بود , كوچه همان و در خانه سبز رنگ و زنگ زده
همان ; در بزرگ و زنگ زده كه قبلا ديده بود.
مرد حيرت زده گفت : منزل شهيد.
صداي پشت در آرام خفه شد , در بسته و مرد وارد شد ديگر نفسش در سينه
حبس شده بود , دوست داشت هر طور شده تا رسيدن توي خانه تمام حرف
دلش را بريزد بيرون و فرياد بزند كه چرا و به چه دليل آمده اينجا ,
مي خواست بگويد من آمده ام كه بگويم ...
محوطه حياط را كه گذراند. رسيد به در آهني بزرگي كه شيشه هايي مشجر
تمام آن را پوشانيده بود و زني كه ضعيف و لاغر ايستاده بود و در صورت
نحيف و لاغرش دو چشم بزرگ و چروكيده نمايان بود.
مرد تا زن را ديد به نگاه شبيه آن نگاه كه در خواب ديده بود رسيد , همان
نگاهي كه در صحن آقا امام رضا(ع ) روبرويش با لباس فرم خدام ايستاده بود
و به او گفته برو خانه ما , مادرم سكته كرده است .
مرد به زن نگاهي انداخت گفت : من را امير فرستاده .
زن گفت : اوكه خيلي وقت است شهيدشده .نديدي كوچه به اسمش بود
مرد گفت : مي دانم اما او خودش آدرس داد , مادر شما سكته كرده , زن
چادرش را به دندان گزيد و گفت : شما از كجا مي دانيد
مرد گفت : ديشب برادر شما به خواب من آمد و گفت : مادرم مريض
است . به او سري بزنيد ! او لباس فرم زيبايي به تن داشت و نشاني سبز رنگ .
گفتم اين نشان چيست گفت ما از خدام ويژه آقاييم .
بعد از اينكه تمام پيامش را به زن رسانيد سرش را انداخت كه برود. زن
مانع رفتنش شد اشك در چشمانش دويد انگار مرد را خيلي وقت بود
مي شناخت پيش از اينكه برادرش رفته باشد مرد ناشناس آرام وارد خانه شد
پيرزني كنار اتاق خوابيده بود. مرد هنوز حيرت زده مانده بود. اينجا همان
جايي بود كه دعوت شده بود وقتي نشست تازه قيافه او را به ياد آورد. كنار
ديوار عكسي بود كه به او مي خنديد.
فاطمه جهانگشته ـ
معاونت پژوهش و تبليغات
بنياد شهيد انقلاب اسلامي خراسان

|
تاكيد بر حماسه و عرفان , محور اصلي ساخت باغ
موزه همدان
|

گزارشي از چگونگي طراحي و ساخت باغ موزه دفاع مقدس توسط بيناد حفظ
آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان همدان
اشاره :
در مورد جنگ تحميلي و جبهه و شهادت و ايثار و حماسه
آفريني هاي مردان خدا در طول 8 سال دفاع مقدس اقدامات
فرهنگي و هنري متعددي انجام شده است كه هر كدام در جايگاه
خود نقش موثري در ماندگاري فرهنگ ايثار و شهادت داشته
است , هر چند اين مهم قابل قياس با اصل موضوع نيست , اما هر
يك به نوعي در ماندگار ساختن حماسه دفاع 8 ساله جايگاهي را
به خود اختصاص داده و خواهند داد.
يكي از راههاي معمول و معقول انتقال تجربيات و تاريخ
جنگها , طراحي و ايجاد فضايي مشابه و همانند آن دوران جهت
معرفي هر چه بيشتر مي باشد ; اقدامي كه همه كشورها به نوعي در
زمينه آن پيش از ما گامهايي برداشته اند و در كشور ما نيز از اين
تجربه استفاده مي شود و در حال پيشرفت است .
نكته حايز اهميت در اين راستا اين است كه در مقوله دفاع
مقدس در اكثر كشورها , تنها بر روي دو عامل تكيه و استناد
شده : يكي ملي گرايي و دوم قهرمان پروري . در كشور ما , مذهب
ريشه و اساس دفاع را پايه گذاري كرده است . دفاعي كه هويت
خود را از قيام خونرنگ سيد و سالار شهيدان مي گيرد و اساس
خود را بر مبناي حماسه عاشوراي امام حسين (ع ) پايه ريزي و
متبلور مي سازد در واقع ترسيم عيني حماسه ها و رزم هشت ساله
ما , نزول معاني بكري است كه نسل نو , حقايق آن را به اندازه
ظرفيت هاي فرهنگي خود و البته كاربرد هنرمندانه ما درخواهد
يافت و به تعبير مقام معظم رهبري , حماسه 8 ساله دفاع جانانه ,
ميراث گرانقدري است كه مي توان با زبان هنر به نسل حاضر و
نسلهاي آينده انتقال داد.
در اجابت اين فرامين فرماندهي كل قوا , موزه دفاع مقدس بيانگر
فراز و نشيبهاي برجسته ترين برش از تاريخ انقلاب اسلامي
است . در همدان نيز مانند ديگر استانها در سالهاي اخير
تلاشهايي جهت ساخت موزه دفاع مقدس , البته با ابعادي
وسيعتر تحت عنوان طرح باغ ـ موزه دفاع مقدس صورت گرفته
است .
يكي از نهادهايي كه در اين زمينه فعاليت چشمگيري از خود
نشان داده و مسئوليت اجرايي طرح را بر عهده دارد , مجموعه
بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان همدان است
كه با همكاري تعدادي از نهادها در حال اجراي پروژه باغ موزه
مي باشد.
براي كسب اطلاعات بيشتر از كم و كيف اقدامات انجام شده در
اين خصوص به سراغ آقاي آرتيماني ; مهندس ناظر پروژه رفتيم
و در گفتگويي اختصاصي نحوه عملكرد اين مجموعه را جويا
شديم .
آقاي آرتيماني به تشريح پروژه باغ موزه دفاع مقدس پرداخت و
گفت : در سال 63 پناهگاهي در ابتداي منطقه توريستي همدان ,
ميدان قائم , جاده فرعي بلوار كولاب همداني به منظور استفاده
مردم در زمان بمبارانهاي هوايي ساخته شد كه بعد از اتمام جنگ
نيمه تمام ماند. بنابراين مي توان گفت اساس كار باغ موزه دفاع
مقدس در سال 63 پايه گذاري شد و در سال 78 بنياد حفظ آثار
با توجه به اينكه بودجه اين پناهگاه از محل اعتبارات جنگ
اختصاص داده شده بود , طراحي و تكميل پناهگاه را اينبار به
منظور ايجاد باغ موزه دفاع مقدس در همدان از سر گرفت .
آقاي آرتيماني حفظ آثار و نتايج جنگ و تاثيرات آن در آن
موقع , القاي روحيات و بعد آن زمان با استفاده از شبيه سازي ,
انتقال حال و هواي آن روزگار به نسلهاي آينده و حفظ ارزشهاي
بدست آمده از دوران دفاع مقدس را مهمترين و اصلي ترين
اهداف طرح باغ موزه دفاع مقدس ذكر كرد و افزود : حفظ
ارزشهاي دفاع مقدس كه در واقع تبلور آرمانهاي بلند سيد و
سالار شهيدان است و انتقال آنها به نسلهاي آينده از وظايف
مهم و اساسي و يكي از راههاي حفظ نظام مقدس جمهوري
اسلامي است .
وي در خصوص طراحي و ساخت پروژه اظهار داشت : در
طراحي سعي شده از افراد خبره و افرادي كه خود در منطقه
حضور داشتند و شرايط را از نزديك لمس كرده اند , همچنين
مهندساني كه با فرهنگ دفاع مقدس آشنايي بيشتري داشتند
استفاده شود.
بگفته وي دو گروه در قالب گروه 12 ـ10 نفري معمار , همچنين
گروه 12 ـ10 نفري سازه با اين مجموعه همكاري دارند . در كنار
اين دو گروه , گروهي نيز به عنوان گروه موزه آرايي مشخص شده
كه اعضاي اين گروه نسبت به مهندسين معمار و سازه آشنايي
بيشتري با دوران دفاع مقدس و فرهنگ خاص آن دوران دارند كه
در عين حال با هماهنگي روند امور را در حال اجرا دارند.
وي با اشاره به اينكه پيشنهاد ساخت اين پروژه در ابتدا توسط
اعضاي بنياد حفظ آثار مطرح شد گفت : بعد از طي مراحل
اجرايي با چندين طرح مواجه شديم كه در نهايت طرح معاون
فني استاندار ; جناب آقاي معزي در شوراي توسعه استان
تصويب شد و هم اكنون در حال اجراست و فاز اول آن به اتمام
رسيده است .
مجري اين پروژه در خصوص هزينه اجراي آن اظهار داشت :
درابتداي كار با توجه به اهداف مورد نظر و هزينه اي كه در
اختيار داشتيم با مشكل بودجه مواجه بوديم , اما بعد از مدتي ,
مجموعه هاي مختلف مانند فرماندهي ارشد سپاه در استان ,
استانداري و با احساس مسئوليت در ساخت اين پروژه , در
خصوص تامين هزينه ها به همكاري با اين مجموعه پرداختند.
وي يادآور شد : بدنبال سفر مقام معظم رهبري به همدان و
بازديد ايشان از موزه نيز بودجه اي جهت تكميل پروژه
اختصاص داده شد.
اين مقام مسئول با ابراز خرسندي از روند كار اجرايي پروژه باغ
موزه افزود : هزينه برآورد شده حدود 10 ميليارد ريال است كه
در حال حاضر چيزي بالغ بر 4 ميليارد ريال آن , هزينه گرديده
است .
آقاي آرتيماني گفت : اين پروژه شامل سر در ورودي , يادمان
شهداي گمنام , صفه المان فرماندهان و عاشورا , سكوي اسامي
شهداي استان , جبهه , سكوي نمايش ادوات , نمايشگاه
ادواري و ساير تاسيسات مورد نياز مي باشد.
بگفته اين مهندس مسئول تاكيد بر ساختار ويژه دفاع مقدس و
آميزه حماسه و عرفان به مثابه محور اصلي و ژرف ساخت
موضوعي موزه است , كه بيان اين ويژگي ماهيت فرهنگي موزه را
ترسيم مي كند , اما تنها رويكرد فرهنگي , مراد و غايت ارائه موزه
نيست . رويكرد تاريخي و ذكر تاريخ جنگ با بررسي پيشينه هاي
آن و قياس با حوادث دو قرن اخير و نشان دادن زمينه هاي تجاوز
و نقش استكبار جهاني و مسير رزم و حماسه رزمندگان در يك
خط طولي يعني از شهريور 59 تا مرداد 67 , هدف ديگر موزه
است .
آقاي آرتيماني با مثبت ارزيابي كردن روند اجرايي پروژه در
سال هاي گذشته , خصوصا سال 83 افزود : در صورتيكه بودجه
اختصاصي از سوي مجموعه هاي مختلف استان , به موقع تامين
شود ظرف 2 تا 3 سال آينده , پروژه به مرحله بهره برداري
مي رسد.
وي با اظهار اينكه اين پروژه در فضايي با 20 هزار متر مربع
مساحت در قالب 3 فاز در حال اجراست گفت : فاز اول آن با
2500 متر مربع زيربنا هم اكنون در حال اتمام است .
آقاي آرتيماني در خصوص مشكلات پيش روي اين مجموعه
اظهار داشت : مشكلات بيشتر مربوط به تامين بودجه است .
چون هنوز براي بعضي از نهادها و مجموعه ها هزينه اختصاصي
به اين مجموعه توجيه و تعريف نشده است لذا بعضا در تامين به
موقع اعتبار با مشكلاتي مواجه مي شويم .
وي در پايان ضمن تشكر از تمام كسانيكه در ساخت اين پروژه با
مجموعه بنياد حفظ آثار همكاري داشته اند , گفت : با توجه به
اينكه حفظ و انتقال ارزشهاي دوران دفاع مقدس بر همه آناني كه
آن روزها را تجربه كرده اند اقدامي ماندني و ضروري است ,
اميدواريم ما را در راستاي رسيدن به اين هدف ارزشمند ياري
نمايند.
رويكرد تاريخي و ذكر تاريخ جنگ با بررسي
پيشينه هاي آن وقياس با حوادث دو قرن اخير و نشان
دادن زمينه هاي تجاوز و نقش استكبار جهاني و مسير
رزم و حماسه رزمندگان در يك خط طولي يعني از
شهريور 59 تا مرداد 67 , هدف ديگر موزه است
اين پروژه شامل سردر ورودي , يادمان شهداي
گمنام , صفه المان فرماندهان و عاشورا , سكوي
اسامي شهداي استان , جبهه , سكوي نمايش ادوات ,
نمايشگاه ادواري و ساير تاسيسات مورد نياز مي باشد

|
سفر حج و آرزوي شهادت
|

خاطره اي در مورد سردار شهيد حاج حبيب الله افتخاريان
(ابوعمار)
كار جنگ گره خورده بود. از تهران ماموريت مهمي را به
من محول كرده بودند درست زماني كه قرار بود از طرف سپاه به
مكه بروم .
همان موقع حاج ابوعمار كه آن زمان فرمانده سپاه مريوان
بود ما را به منزلشان دعوت كرد شب با عده اي از فرماندهان به
منزلشان رفتيم . كسي در منزلشان نبود و ظواهر امر نشان مي داد
خانواده اش به شمال رفته اند.
آن شب صحبتهاي زيادي شد. من هم قضيه ماموريتم و
اينكه نمي توانم به حج بروم را براي آنها گفتم . وقي حاج
ابوعمار شنيد كه من نمي خواهم از سهميه حجم استفاده كنم با
شور و هيجان خاصي از جايش پريد و به من گفت : اگرشما
نمي روي سهميه ات را به من بده .
من گفتم : باشد , مسئله اي نيست شما برويد. من و شما كه
فرقي نمي كنيم . او تا رضايت مرا شنيد , سريع گوشي تلفن را
برداشت و با خانواده اش تماس گرفت و به آنها گفت برايش پول
فراهم كنند.
اين موضوع گذشت تا اينكه ماموريت من منتفي شد و يك
سهميه ديگر به من دادند. آن سهميه دوم را هم به عللي به يكي
ديگر از عزيزان بخشيدم . بعد از ان نيز يك سهميه ديگر به من
دادند كه قصد كردم اين يكي را به كسي نبخشم و خودم راهي
حج شوم كه الحمدالله توفيق حاصل شد و عازم حج شدم .
زمان رفتن هر سه مان در يك كاروان بوديم و اين مسئله
سبب شد كه در طول سفر معنوي حج با هم باشيم . زماني كه به
مكه رفتيم وقتي مي خواستيم از پله هاي مسجدالحرام بالا
برويم و وارد صحن شويم حاج ابوعمار حال و هواي خاصي
داشت . همينطور كه روحاني كاروان مشغول صحبت و آخرين
توجيهات بود چشممان به خانه خدا افتاد در همين لحظه
صداي گريه حاج ابوعمار به گوشم رسيد وقتي به او نگاه كردم
ديدم از شدت گريه چنان رعشه به بدنش افتاده و حالت معنوي
او به جايي رسيده كه طاقت ايستادن نداشت و روي پله هاي
مسجدالحرام نشست . به او نزديك شدم و گفتم : حاجي ما را
يادت نره , التماس دعا. او نگاهي به من انداخت و گفت : شما كه
صاحب اين سهميه هستيد بيشتر عنايت مي شويد. از حالتش
معلوم بود كه خواسته هايش متعالي است و خداوند هم برآورده
مي كند. واقعا هم جواب گرفت چرا كه دقيقا بعد از سفر حج به
شهادت رسيد.
خب روايت داريم كسي كه براي اولين بار خانه خدا را
مي بيند در آن لحظه اول كه چشمش به كعبه مي خورد هر چه از
خداوند متعال بخواهد آرزويش برآورده و دعايش مستجاب
مي شود. بدون شك آرزوي حاج ابوعمار شهادت بود كه به آن
رسيد. هر وقت نام شهيد ابوعمار را مي شنوم اين خاطره
فراموش نشدني در ذهنم نقش مي بندد.
راوي : سردار سرتيپ پاسدار هدايت لطفيان
فرمانده : سابق نيروي انتظامي

|
| |