روزنامه جمهوري اسلامي 13/02/1384 صفحه سياسي
نگاهي به يك قرن عناد آمريكا با ملت ايران




قسمت اول
« ....ملت ما در مقابل تهديدات آمريكائيها روئين تن است و خداوند ملت ما را محافظت خواهد كرد. ما داستان طبس را ديديم كه چگونه عملياتي را كه آمريكائيها چندين ماه بر روي طرح آن كار كرده بودند , با طوفان شن از بين برد , كودتاي آمريكائي نوژه را ديديم كه چگونه سركوب شد , سرانجام جنگ تحميلي و سرانجام صدام را ديديم . سرانجام منافقين را ديديم . ملت ايران آمريكائيها را با افتضاح از اين كشور بيرون كردند و ديگر آنان را راه نخواهند داد و.... »
عبارات فوق بخش هائي از اظهارات آيت الله هاشمي رفسنجاني امام جمعه موقت تهران است كه در خطبه هاي اخير نمازجمعه تهران برگزار گرديد.
تاريخچه 26 ساله پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران , مشحون از دشمني , نيرنگ , تهديد و فريب عليه ايران اسلامي است . آمريكائيها در اين مدت تمامي راههاي موجود براي به زانو درآوردن نظام جمهوري اسلامي ايران را آزمودند , براه انداختن كودتاهاي داخلي , مداخله نظامي در داخل كشور , بلوكه كردن دارائي هاي كشورمان در بانكهاي خارجي , تحريم اقتصادي ايران , تهديدات مكرر به حمله نظامي , تسليح و تجهيز عراق در خلال 8 سال جنگ عليه ايران , حمايت پنهان و آشكار از شبكه هاي تروريستي داخل كشور و سرمايه گذاريهاي عظيم مالي در آمريكا براي حمايت از اقدامات منجر به براندازي در داخل ايران , جلوه هاي مختلف رفتار آمريكائيها در قبال جمهوري اسلامي ايران طي ربع قرن اخير بوده است .
با اين حال براي قضاوت بهتر و ترسيمي روشن تر از ماهيت روابط تاريخي آمريكا با ايران شايسته تر آن است كه تاريخچه اين روابط را از ابتداي شكل گيري آن مورد بررسي قرار دهيم .
نگاهي مستند به تاريخ پرحادثه سرزمين ايران و مرور حوادث آن از منظر رابطه با يك كشور استعمارگر و استكباري همچون آمريكا گامي پرارزش در روشنگري نسل جوان ايران اسلامي است . در اين مطلب تلاش شده است روابط ايران و آمريكا در نيم قرن گذشته و سياستهاي خصمانه و مداخله جويانه اين كشور در امور داخلي ايران مورد بررسي قرار گيرد. نخستين تماس هاي غيررسمي آمريكاييها با مردم ايران در سال 1209 شمسي برقرار شد و چند گروه از مبلغان مذهبي آمريكا با هدف ترويج و تبليغ آيين مسيحيت در مناطق شمال غربي ايران مستقر شدند.
اولين مناسبات رسمي ميان ايران و آمريكا در 26 بهمن 1262 با ورود « ساموئل بنجامين » به عنوان سفير آمريكا به ايران آغاز شد. خط مشي آمريكايي ها در آن مقاطع حول محورهاي تغيير اعتقادات مذهبي مردم ايران , اشاعه مسيحيت و ترويج مدنيت غربي متمركز بود.
« جان پركينز » كشيش آمريكايي كه براي ترويج مسيحيت به ايران آمد , معتقد بود بايد « محمد گرايي و اسلام خواهي در ايران در مسير اشاعه تمدن غرب و مسيحيت به آرامي و بدون خطر , كم رنگ گردد. »
آمريكائي ها از همان بدو ورود به ايران , بنيان رفتار سياسي و اساس برخوردهاي فرهنگي خود را مبتني بر سونيت وعدم صداقت پايه ريزي كردند و از همان اوان خواستار ايجاد روابط مبتني بر حسن نيت و عدم دخالت در امور داخلي نبودند. بر اساس اسناد تاريخي كه نويسندگان آمريكايي منتشر كرده اند از همان ابتدا به صورت ناشيانه مقدس ترين اعتقادات مردم ايران را هدف قرار دادند و عليه آن مبارزه كردند.
از سال 1262 شمسي كه روابط رسمي و ديپلماتيك بين ايران و آمريكا شكل گرفت تا سال 1332 , سياست آمريكا در قبال ايران حول محورهاي , پذيرش انگليس به عنوان قدرت مسلط بر ايران , همكاري با انگليس براي جلوگيري از نفوذ ساير كشورها بويژه شوروي در ايران , تثبيت حاكميت رضاخان و رژيم پهلوي در ايران بود.
برنامه ريزي براي افزايش حوزه نفوذ در ايران , تلاش براي جلب نظر روشنفكران و دولتمردان , معرفي دولت آمريكا به عنوان دوست و حامي ملت ايران و پشتيباني از انگليس و رضاخان براي مبارزه با اسلام و اشاعه فرهنگ غربي , از ديگر فعاليتهاي آمريكا در ايران طي اين دوره بود.
از سال 1261 شمسي تا 1321 آمريكا توانست دامنه نفوذ خود در ايران را تا حدودي تثبيت كندو تلاش كرد به مرور وابستگي خود به انگليس را كاهش دهد.
در دي ماه 1322 وزارت خارجه آمريكا سياست تعامل با ايران را ترسيم كرد و در سند محرمانه اي كه به تصويب مقامهاي عالي رتبه آمريكا رسيد , به ظاهر بر حفظ تماميت ارضي ايران تاكيد شد , دخالت دولتهاي انگليس و شوروي در ايران تقبيح شد و بر ضرورت گسترش حوزه نفوذ آمريكا در امور داخلي ايران پافشاري گرديد.
نخستين سياست مدون آمريكا در قبال ايران در زمان رياست جمهوري « روزولت » به اجرا درآمد. « گوردن هان » وزيرخارجه وقت آمريكا در تابستان 1322 شمسي در نامه اي به « روزولت » منافع آمريكا را در ايران برشمرد و پس از طرح دلايل حضور و انگيزه هاي نفوذ آمريكا در ايران , بر ضرورت خنثي كردن طرحهاي انگليس و شوروي براي تثبيت سلطه آمريكا بر ايران تاكيد كرد. وي صراحتا به « روزولت » نوشت كه افزايش توان ملي ايران به زيان منافع دراز مدت آمريكا بوده و نبايد اجازه دهيم دولت مقتدر و مستقلي بر ايران پس از تصويب راهبرد تنظيم شده « گوردن هان » توسط « روزولت » , سياست خارجي آمريكا نسبت به ايران بسيار فعالتر از گذشته شد و هياتهاي متعددي از آمريكا روانه ايران شدند.
« ترومن » رئيس جمهوري بعدي آمريكا , اعمال فشارهاي بين المللي بر شوروي براي خروج از ايران , مقابله با مطالبات شوروي براي بدست آوردن امتياز نفت شمال , تلاش براي جلب اعتماد مردم ايران و افزايش نفوذ در ايران را در دستور كار دولت خود قرار داد.
« آيزنهاور » در زمستان 1331 شمسي زمام امور آمريكارا بدست گرفت . آمريكا كه پيروز واقعي جنگ جهاني دوم بود به تدريج جايگزين انگليس , فرانسه , آلمان , ايتاليا , عثماني و پرتغال براي تسلط بر مستعمرات و قرار گرفتن در راس هرم نظام سلطه جهاني شد.
« آيزنهاور » مداخله مستقيم در امور داخلي ايران را به منظور تثبيت سلطه و تحكيم حاكميت خود , در دستور كار سياست خارجي آمريكا قرار داد.
وي دكترين « ايجاد ديوار آهنين بدور شوروي » از طريق بسط و گسترش نفوذ و سلطه آمريكا بر كشورهاي همجوار شوروي بويژه ايران را مطرح كرد.
حكومت شاه يكي از اولين حكومتهاي خاورميانه بود كه رسما دكترين « آيزنهاور » را تاييد كرد. در اين زمان حوزه هاي علميه قوام يافته بودند و جنبشهاي مردمي به رهبري روحانيت براي كسب استقلال و آزادي در ايران ابعاد تازه اي يافته بود و نهضت ملي شدن نفت در حال شكل گيري بود.
اين عوامل موجبات ناراحتي آمريكا و انگليس را فراهم كرد تا جايي كه موضوع ايران به يكي از مقوله هاي مهم در سياست خارجي آمريكا و انگليس تبديل شد.
آمريكا كه با استقرار حكومت مردمي و مستقل و حاكميت مقتدر نظامي براي افزايش توان ملي , مخالفت مي كرد , از اوج گيري قدرت حوزه هاي علميه , موفقيت مراجع تقليد و نهضت ملي شدن صنعت نفت ابراز نگراني مي نمود و با علم كردن خطر كمونيست با سازماندهي كودتاي 28 مرداد 32 زمينه را براي تثبيت سلطه خود بر ايران فراهم كرد.
كودتاي 28 مرداد با برنامه ريزي مستقيم آمريكا و انگليس و با تسامح شوروي عليه ملت ايران و به نفع تداوم حاكميت رژيم استبدادي و وابسته پهلوي انجام شد.
كودتاي 28 مرداد نطقه آغاز تسلط همه جانبه آمريكا بر ايران به شمار مي آيد. خط مشي منافقانه دولتمردان آمريكا براي سواستفاده از مفاهيمي همچون آزادي , حقوق بشر , دموكراسي , كرامت انساني , حق حاكميت ملتها , آزادي هاي مدني براي تامين منافع و در راستاي چپاول و غارت ثروتهاي ساير كشورها در اولين اقدام عملي در ايران و با كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 تبلور عيني و ملموس پيدا كرد . آمريكا و انگليس در گامهاي اول با قراردادهاي خائنانه نفتي به نابودسازي دستاوردهاي نهضت ملي صنعتي نفت دست زدند و تعداد مستشاران سيا و نظامي در ايران چندين برابر شد.
دولت « آيزنهاور » در مدت شش سال از سال 32 تا 38 شمسي , رژيم شاه را به حكومتي نظامي و پليسي با ساختاري كاملا استبدادي تبديل كرد و به تحكيم پايه هاي سلطه و حاكميت خود در ايران مبادرت كرد.
آمريكاييها براي دومين بار موضوع اصلاحات در ايران را در اواخر سال 38 شمسي بويژه پس از پيروزي حزب دموكرات در انتخابات آمريكا و همزمان با رياست جمهوري « جان اف كندي » مطرح كردند. خط مشي « كندي » با عنوان « دكترين اتحاد براي پيشرفت » مبتني بر به اجرا در آوردن يك سلسله برنامه هاي سياسي , اقتصادي و فرهنگي با عنوان اصلاحات در جوامع زير سلطه آمريكا مطرح شد.
وي بدنبال گسترش سلطه آمريكا بر كشورهاي جهان سوم بدون برانگيختن احساسات ضدامريكايي , تاكيد بر دمكراسي , فضاي باز سياسي براي ممانعت از شكل گيري انقلاب از پايين , تخريب زيربناي فرهنگي و مذهبي با هدف ترويج فرهنگ غربي , حذف نيروهاي استقلال طلب و جايگزيني نيروهاي وابسته استفاده از فضاي باز سياسي براي ترويج تهاجم فرهنگي , تخريب پايه هاي اقتصادي و معرفي آمريكا به عنوان يك كشور پرچمدار حقوق بشر و دموكراسي در جهان بويژه در ميان كشورهاي جهان سوم بود.
بدنبال كودتاي 28 مرداد و اعلام انزجار روحانيت و حوزه هاي علميه از رژيم شاه , دولت كندي و كاخ سفيد در سال 1340 شمسي نسبت به ادامه ثبات سياسي ايران و امكان بقاي حكومت شاه ابراز ترديد كرد.
قراردادهاي استعماري , تبديل ايران از يك كشور بي طرف به حكومتي دست نشانده و حافظ منافع آمريكا , ايجاد رژيمي پليسي , قدرتگيري فرقه ضاله بهائيت و صهيونيستها در درون رژيم و وخيم شدن وضعيت معيشتي مردم سبب شده بود رژيم شاه از سوي مردم و نيروهاي آزادي خواه طرد شود.
اين عوامل اربابان آمريكايي حكومت شاه را به شدت نگران كرده بود و در اين راستا كميته اي از كارشناسان آمريكايي در واشنگتن مسائل ايران را بدقت زير نظر گرفت و براي مقابله با بحرانهاي مردمي و آشفتگي هاي سياسي و اقتصادي در ايران برنامه ريزي نمود.
طرح 14 ماده اي وزارت خارجه آمريكا يكي از برنامه هايي بود كه مبناي « انقلاب به اصطلاح سفيد شاه و مردم » را تشكيل مي داد.
دستاوردهاي اصلاحات آمريكايي در قالب انقلاب شاه و مردم شامل ايجاد فضاي باز سياسي براي ممانعت از انفجار دروني , دادن آزاديهاي محدود سياسي براي به صحنه آمدن نيروهاي آزاديخواه به منظور شناسايي آنان , حذف قيد مسلمان بودن براي نمايندگان , نابودسازي كشاورزي ايران با برنامه اصلاحات ارضي , وابسته كردن كشاورزي ايران , تبديل اقتصاد ايران به اقتصاد تك پايه متكي به نفت , تكميل پروژه هاي كشف حجاب و تبديل ايران به بازار فروش محصولات آمريكايي و انگليسي بود.
آمريكا به رهبري « كندي » كه به شدت به شعار حقوق بشر , لزوم ايجاد دموكراسي و آزاديهاي سياسي تاكيد مي كرد , براي حفظ منافع خود , مجوز كشتار بي رحمانه 15 خرداد 1342 را به شاه داد .
اصلاحات آمريكايي در فواصل سالهاي 39 تا 43 شمسي و با نابودسازي كشاورزي ايران و تخريب فرهنگ , تضعيف اسلام . سركوب روحانيت , آزاديخواهان مسلمان , ايجاد صنايع مونتاژ و اقتصاد متكي بر نفت , اشاعه فرهنگ غربي , حاكميت بخشيدن به عناصر مزدور و وابسته به نيروهاي بهايي , لائيك و صهيونيست به ثمر نشست . تسلط شوم آمريكا بر مقررات رژيم شاه به حدي رسيد كه در مهر ماه سال 1343 نمايندگان مجلس فرمايشي شوراي ملي , شبانه قانون ننگين كاپيتولاسيون را به تصويب رساندند.
براساس قانون كاپيتولاسيون كه به جاي مانده از دوران سياه استعمار كهنه بود , حاكميت كشور زير سلطه به طور كلي از سوي كشور استعمارگر ناديده گرفته مي شد و اتباع آن در صورت ارتكاب هر جرم و جنايت , از تعقيب مصون بودند. به عبارت ديگر اين قانون به آمريكايي ها در ايران مصونيت قضايي و سياسي مي داد.
دولت آمريكا و حكومت شاه به شدت بر محرمانه ماندن تصويب قانون كاپيتولاسيون اصرار داشتند , اما امام خميني (ره ) , توسط يكي از كارمندان مجلس شوراي ملي به تصوير صورتجلسه و متن اين قانون دست يافتند.
امام راحل در چهارم آبان 43 , در يك سخنراني تاريخي به افشاي قرارداد ننگين و اسارت آور كاپيتولاسيون پرداختند و شاه و آمريكا را به خاطر زير پا گذاشتن حاكميت ملت ايران , تماميت ارضي , غرور ملي ايرانيان و استقلال ملت ايران , آماج حملات مستقيم قرار دادند.
رژيم آمريكائي شاه كه با سخنراني امام خميني (ره ) در تنگنا قرار گرفته بود , ايشان را پس از سخنراني دستگير و سپس به تركيه و عراق تبعيد كرد تا به خيال خود ايران را از مخالفان شاه پاكسازي كند.
ماهيت منافقانه اصلاحات آمريكايي در اذهان ملت ايران افشا شده بود و تبعيد امام نه تنها شعله هاي مبارزه با خاموش نكرد , بلكه ابعاد آن را گسترده تر كرد كه نتيجه آن 15 سال بعد در بهمن سال 57 به پيروزي انقلاب اسلامي منجر شد.
پس از ترور « كندي » در سال 1342 شمسي , « ليندون جانسون » معاون وي , رييس جمهوري آمريكا شد و از سال 42 تا 48 , دكترين كندي را دنبال كرد.
« ريچارد نيكسون » در سال 48 شمسي زمام امور آمريكا را به دست گرفت . وي براي اولين بار دستور تشكيل « نيروهاي واكنش سريع » را براي صيانت از منافع آمريكا در مناطق مختلف جهان داد. نيكسون مراقبت از خاورميانه عربي را به رژيم صهيونيستي و نقش ژاندارم خليج فارس را به عهده حكومت شاه گذاشت .
از سال 48 تا 1357 كه قيمت نفت از بشكه اي دو دلار به 35 دلار افزايش يافت , درآمدهاي نفتي ايران 15 برابر شد . دولت سرسپرده شاه نه تنها از اين فرصت براي رشد و صنعتي كردن كشور استفاده نكرد , بلكه درآمدهاي نفتي از راه خريد اسلحه و خريد محصولات غربي و صنعت مونتاژ به جيب آمريكاييها و صهيونيستها سرازير شد. ارزش معاملات نظامي ايران و آمريكا در سال هاي 51 تا 56 شمسي , به رقمي بالغ بر 16,1 ميليارد دلار رسيد كه بي سابقه بود . بودجه دفاعي ايران از 500 ميليون دلار در سال 48 به 9,4 ميليارد دلار در سال 56 رسيد .
در عرصه سياست خارجي , وابستگي حكومت شاه به آمريكا چنان ابعاد گسترده اي يافته بود كه « نيكسون » و « كيسينجر » بارها اعلام كردند كه خط و مشي واشنگتن و سياست تهران در تمام مسايل منطقه اي و جهاني با هم موازي و تكميل كننده يكديگرند.
حاكم شدن حكومت غيرمردمي , مقابله با نيروهاي مذهبي و ملي و چپاول نفت ايران و ايجاد ساواك , نفي تمام آزاديهاي سياسي , از بين رفتن اقتصاد سنتي , تحميل اقتصاد مبتني بر نفت و نابودي كشاورزي , تحقير ملت ايران , نابودسازي صنعت با صنايع مونتاژ , ايجاد جو رعب و وحشت , تبديل ايران به بازار فروش محصولات غربي , برنامه ريزي براي مبارزه با اسلام , اشاعه فرهنگ غربي و ايجاد مراكز فساد و... از جمله نتايج اصلاحات آمريكا در ايران از كودتاي 1332 تا سال 1357 بود .
در دي ماه 56 , كه مخالفت مردم با حكومت وابسته و ديكتاتوري شاه به اوج خود رسيده بود , « كارتر » رييس جمهوري وقت آمريكا , در سفري به تهران , حمايت كامل خود را از رژيم شاه اعلام داشت .
چاپ مقاله توهين آميز در روزنامه اطلاعات در 17 دي ماه 56 , خشم مردم ايران را برانگيخت و تظاهرات گسترده مردمي را به دنبال داشت . اما حكومت شاه مردم را به گلوله بست و در چهلم شهداي قم و تظاهرات مردم تبريز و سپس يزد به خاك و خون كشيده شد. علي رغم حمايت همه جانبه آمريكا از رژيم شاه و مبارزه ملت ايران به سرعت ابعاد وسيعي يافت به طوريكه رژيم مجبور شد در تابستان 57 در چند شهر حكومت نظامي اعلام كند كه بر اثر آن كشتار بي رحمانه 17 شهريور به وقوع پيوست .
دولت آمريكا در مقابل جنايات وحشتناك رژيم شاه همچون كشتار 17 شهريور در ميدان شهدا نه تنها سكوت اختيار كرد , بلكه بر دامنه حمايت خود از حكومت فاسد پهلوي ادامه داد.
شاه به توصيه آمريكا براي مقابله با روند رو به تزايد مخالفتهاي مردمي اقدام به تشكيل كابينه اي جديد مي كرد و آمريكا نيز از آن به شدت حمايت مي كرد.
حمايت آمريكا از رژيم شاه به حدي بود كه رييس جمهوري آمريكا در تابستان سال 57 يعني پنج ماه قبل از فرار شاه به اردشير زاهدي سفير ايران در آمريكا گفت , « نگران واشنگتن نباشيد من سفير شما در ايالات متحده خواهم بود. »
در مهر ماه 57 دولت عراق در ميان حيرت مردم ايران امام خميني (ره ) را از اين كشور اخراج كرد و كشورهاي تحت سلطه آمريكا در منطقه حاضر نشدند , امام را بپذيرند. مبارزات ملت ايران به اوج خود نزديك مي شد و دولت آمريكا همچنان با حمايت از شاه از وي مي خواستند به ايفاي نقش خود در ايران ادامه دهد.
در اين زمان دولت كارتر با تناقضات لاينحلي روبرو بود. از يك سو پرچم دفاع از آزادي و حقوق بشر را در دست داشت و از سوي ديگر از حكومت مستبدي چون رژيم شاه حمايت مي كرد.
ايرانيان با تظاهرات ميليوني خود خواستار سرنگوني شاه بودند , آمريكا در بحران تناقض آميز خود فرو رفته بود و چاره اي جز تشويق شاه به مقاومت و ايستادگي از يك سو و تخريب چهره انقلاب از سوي ديگر نداشت .
در شوراي امنيت ملي و وزارت امور خارجه آمريكا , در مورد شيوه برخورد با انقلاب اسلامي اختلافات اوج گرفت و سياست راهبردي آمريكا در اواخر پاييز و اوايل زمستان 57 متكي بر ايجاد انشقاق در درون نيروهاي انقلابي بود و كوشيد تا نيروهاي ملي گرا را در مقابل جنبش اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره ) قرار دهد.
خروج شاه از حكومت به حمايت بين المللي از دولت ملي گرا و پشتيباني آمريكا از اين دولت استوار شد. با توجه به سياست شكست خورده آمريكا در ويتنام , آمريكا از دخالت نظامي در ايران به شدت واهمه داشت .
بنابراين شاه بايد براي بقاي خود يا سياست « مشت آهنين » را اجرا مي كرد و يا موقتا از ايران خارج مي شد و به طرح پنج ماده اي آمريكا عمل مي كرد.
ژنرال « هايزر » روانه ايران شد تا از سران ارتش بخواهد از بختيار حمايت كنند. سرانجام شاه راه حل دوم را پذيرفت و شاپور بختيار از اعضاي جبهه ملي در 15 دي ماه 57 نخست وزير شد .
شاه براساس طرح تعيين شده در 26 دي ماه 57 , از ايران فرار كرد . تمام تلاش آمريكا با شكست مواجه شد و امام خميني (ره ) در 12 بهمن به ايران برگشت و حكومت استبدادي در 22 بهمن 57 سرنگون و انقلاب اسلامي به رهبري امام راحل با پيروزي زمام امور را به دست گرفت .
انقلاب اسلامي بزرگترين تحول مردمي قرن بيستم نام گرفت و دستاوردهاي بزرگي را نه تنها در ايران بلكه در جامعه جهاني بدنبال داشت .
پايان دادن به حكومت 250 ساله شاهنشاهي , در هم پيچيدن تومار سلطه آمريكا بر ايران , پايه گذاري حكومت اسلامي و مردمي , قرار دادن اسلام به عنوان مبناي حكومت , ايجاد اميدواري در دل مستضعفان جهان , به هم ريختن معادلات منطقه اي و جهاني از جمله دستاوردهاي انقلاب اسلامي بود.
جايگزيني اسلام ناب به جاي اسلام آمريكايي , احياي روحيه خودباوري در بين مردم ايران , برقرار كردن حاكميت ملي بر منابع انرژي كشور , چالش با تفكرات ماترياليستي و ليبرال دموكراسي , دميدن روح تازه در مبارزات مردم فلسطين و لبنان , حذف نيروهاي مزدور از صحنه هاي سياسي كشور و چشيدن روح طعم شيرين استقلال سياسي و اقتصادي , از ديگر دستاوردهاي انقلاب اسلامي بود.
يكي از ابزارهاي مهم غرب براي منحرف كردن روند حركت انقلاب اسلامي از مسير اصلي از طريق استحاله جمهوري اسلامي و حذف اسلاميت از جمهوريت , استفاده از بعد دوم دكترين كارتر مبني بر پافشاري بر نظريه فضاي باز سياسي و ضرورت دموكراسي و تاكيد بر اصلاحات غربي و آزادي هاي مدني بود. آمريكا از اين طريق مي خواست راهبرد قرار دادن آزادي و دموكراسي غربي در مقابل اسلام و ارزشهاي الهي بار ديگر در ايران به اجرا درآيد.
از زمان خروج شاه از ايران تا 31 شهريور 1359 كه مصادف با آغاز حمله نظامي دولت بعث عراق به خاك ايران بود , موضوع قرار دادن آزادي در مقابل اسلام , تقويت سكولاريسم و لائيسم , معرفي اسلام و حكومت اسلامي به عنوان ناقض حقوق بشر و القاي تضاد قوانين اسلامي با دموكراسي در دستور كار آمريكا و غرب قرار داشت و مدام بر روي آن تبليغ مي شد.
پايان دادن به حكومت 2500 ساله شاهنشاهي , در هم پيچيدن تومار سلطه آمريكا بر ايران , پايه گذاري حكومت اسلامي و مردمي , قرار دادن اسلام به عنوان مبناي حكومت , ايجاد اميدواري در دل مستضعفان جهان , به هم ريختن معادلات منطقه اي و جهاني از جمله دستاوردهاي انقلاب اسلامي بود
از زمان خروج شاه از ايران تا 31 شهريور 1359 كه مصادف با آغاز حمله نظامي دولت بعث عراق به خاك ايران بود , موضوع قرار دادن آزادي در مقابل اسلام , تقويت سكولاريسم و لائيسم , معرفي اسلام و حكومت اسلامي به عنوان ناقض حقوق بشر و القاي تضاد قوانين اسلامي با دموكراسي در دستور كار آمريكا و غرب قرار داشت و مدام بر روي آن تبليغ مي شد