روزنامه جمهوري اسلامي 13/02/1384 صفحه مقالات
مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا




قسمت بيست و يكم
در ايالات متحده , « ويليام بلاكستون » سرمايه دار و كشيش پروتستان , در سال 1878 كتاب « مسيح مي آيد » را نوشت و جريان مسيحيت صهيونيست را به منظور پشتيباني آمريكا از بازگشت يهوديان به فلسطين رهبري كرد , در حالي كه كنگره صهيونيستي (يهود) در سال 1897 در بازل برگزار شد .
با وجود اين , تضاد آشكار بين جنبش صهيونيستي يهود و اعتقاد كاتوليك ها به مركزيت واتيكان همچنان باقي است .
پاپ « پيوس دهم » در ديدار با هرتزل رهبر صهيونيست ها در سال 1904 بر اين امر تاكيد كرد . همچنين كليساي كاتوليك مخالفت خود را با پيمان بالفور در سال 1917 اعلام داشت و پاپ بنديكت پانزدهم در سخناني كه در 10 مارس 1919 ايراد نمود اظهار داشت :
« آنچه موجب اندوه ما و اندوه جمع مومنان مسيحي خواهد شد اين است كه كفار در وضعيتي برتر و ممتاز قرار گيرند و اندوه ما هنگامي بيشتر خواهد شد كه مقدس ترين اماكن مسيحي تحت اشراف غيرمسيحيان قرار گيرد. »
موضع كليساي كاتوليك آمريكا نيز با تاسيس ميهن قومي يهود در فلسطين همراه نبود و اگرچه روابط حسنه خود را با يهوديان حفظ نمود ولي با پيمان بالفور موافقت نداشت و با مهاجرت يهوديان به فلسطين مخالفت مي ورزيد. كليساي كاتوليك آمريكا اين موضع خود را به موضع واتيكان مستند مي نمود , علاوه بر آنكه معتقد بود بيشتر يهوديان ايالات متحده با جنبش صهيونيسم , كه مورد حمايت اقليتي از يهوديان بود , موافقت ندارد.
پس از جنگ جهاني دوم , در شرايطي كه برخي از كاتوليك ها با يهوديان و انديشه صهيونيسم همدلي داشتند , كليسا از رفتار ظالمانه نازي ها با يهوديان چشم پوشي نمود. واتيكان همچنين موضوع بين المللي كردن قدس را براساس طرح سازمان ملل متحد مبتني بر تقسيم فلسطين در سال 1947 تاييد كرد و در سال 1948 در مورد تاسيس اسرائيل موضع بي طرفي اتخاذ نمود و كليساي كاتوليك نه آن كشور را به رسميت شناخت و نه تاسيس دولت يهودي را محكوم كرد. كليساي كاتوليك آمريكا نيز دقيقا همين موضع را اتخاذ كرد , ولي از سال 1956 , همزمان با تحولات قومي و سوسياليستي در جهان عرب , همگرايي بين واتيكان و اسرائيل آغاز شد و كليسا بر ميراث مشترك يهود و مسيحيت تاكيد نمود و اين احساس در كليساي كاتوليك آمريكا به وجود آمد كه اسرائيل به عنوان يك دولت غرب گرا بر ضد كمونيسم مورد حمايت اعراب تلاش مي كند.
در سال 1960 , پاپ پل سيزدهم از نقش كليساي كاتوليك در گسترش يهودستيزي عذرخواهي نمود و دومين شوراي واتيكان (1962 ـ1965 ) نقطه عطفي در رابطه واتيكان با يهود و دولت اسرائيل محسوب مي شود , زيرا اين شورا تاكيد نمود كه آيين مسيح در فضايي يهودي رشد يافته و عيسي مسيح و ساير انبياي يهود با عقايد يهودي رسالت خود را آغاز كرده اند. شورا همچنين يهوديان را از ريختن خون مسيح تبرئه نمود.
گرچه جنگ سال 1967 و اشغال سرزمين هاي اعراب توسط اسرائيل مانع شناسايي رسمي اسرائيل توسط واتيكان گرديد ولي واتيكان از طريق ملاقات نمايندگان و هيات هاي اعزامي خود با اسرائيليان عملا دولت يهودي را مورد شناسايي قرار داد و بر بين المللي شدن قدس و بازگشت آوارگان فلسطيني تاكيد نمود.
پيروزي اسرائيل در جنگ ژوئن و اشغال سرزمين هاي سه كشور عربي موجب بروز علائمي در درون كليساي كاتوليك آمريكا مبني بر تاييد اسرائيل گرديد و اين خود آغاز نفوذ مسيحيت صهيونيست بود. پدر « ردوارد فلانيري » خواستار تجديدنظر در موضع كاتوليك ها نسبت به ملت يهود و اسرائيل شد و اسقف « اوستريشد » نيز درخواست مشابهي را مطرح نمود , به اين اعتبار كه قدس يك شهر يهودي , و اسرائيل بيانگر اراده خداوند است .
با رشد و توسعه احياگرايي ديني و بنيادگرا در آمريكا , از نيمه دوم دهه هفتاد گرايش هاي صهيونيستي در بين كاتوليك هاي آمريكا نفوذ كرد. براساس برآورد موسسه گالوپ , 17 درصد از كاتوليك ها خود را بنيادگرا مي دانند و به رستاخيز يهود و بازگشت مسيح معتقدند.
انتصاب پاپ ژان پل دوم به مقام پاپي موجب گرديد كه روابط واتيكان با يهوديان و آيين يهود به سمت تحكيم ميراث يهودي ـ مسيحي پيش برود. وي بر مبرا بودن يهود از گناه كشتن مسيح و به صليب كشيدن و شكنجه وي تاكيد نمود و بالاتر از آن , اصالت يهودي عيسي مسيح را مورد تاييد قرار داد , و اين محتواي سندي است كه واتيكان در سال 1985 آن را به تصويب رساند . در 24 نوامبر سال 1984 , تعداد 24 نفر از كاتوليك ها و يهوديان عضو كنگره آمريكا پيشنهاد كردند كه واتيكان با دولت اسرائيل رابطه برقرار نمايد كه مورد پذيرش پاپ قرار نگرفت .
پس از كنفرانس صلح مادريد در سال 1991 و آغاز حل و فصل مسالمت آميز درگيري هاي اعراب و اسرائيل و پس از امضاي موافقت نامه بين اسرائيل و فلسطين در سال 1993 , واتيكان دولت يهودي را به رسميت شناخت و خود را براي اتخاذ استراتژي مصالحه تاريخي بين كليساي كاتوليك , و يهوديان و آيين يهود آماده كرد. بنا به توصيه پاپ ژان پل دوم , واتيكان در فاصله روزهاي 30 اكتبر و 2 نوامبر 1997 كنفرانسي را به منظور بحث و تبادل نظر در مورد يك سند رسمي تحت عنوان « ريشه هاي خصومت با يهود در جامعه مسيحي » برگزار نمود. در اين كنفرانس شصت نفر از شخصيت هاي روحاني مسيحي شركت كردند. كنفرانس خواستار اصلاح برخي از متون ديني عهد جديد و اصلاح انجيل متي و رساله هاي پولس گرديد تا در مورد يهود , رعايت انصاف شود.
كنفرانس همچنين تاكيد نمود كه مسيحيان و يهوديان هر دو به « يهوه » خداوند يهود ايمان دارند و معتقدند كه مسيح و حواريون وي يهودي متولد شده اند.


در پايان كنفرانس , پاپ طي يك سخنراني اعلام كرد كه مقاومت مسيحيان در مقابل نازي ها به شكل مطلوب و مورد انتظار انسانيت نبوده است . وي خواستار پاك سازي « حافظه مسيحيت » از نوشته هاي ظالمانه اي گرديد كه بر ضد ملت عبراني به رشته تحرير درآمده است .
اين كنفرانس , به گفته پاپ , مقدمه اي براي گشودن باب جديدي در روابط مسيحيان و يهود در مسير همكاري و مشاركت آنان به شمار مي آمد.
در اين جهت , واتيكان در شانزدهم مارس سال 1998 سندي را منتشر نمود كه يكي از حلقه هاي سازش بين واتيكان و اورشليم محسوب مي شود و در واقع تحقق بخشيدن به وعده اي است كه يك دهه قبل , پاپ به سازمان هاي يهودي داده بود كه سندي را مبني بر فراموش كردن گذشته روابط يهود و مسيحيت منتشر كند. اين سند كه با عنوان « يادآور مي شويم در مورد كوره هاي آدم سوزي تامل كنيد » منتشر گرديد , به تاريخ دشمني كاتوليك ها و يهوديان پرداخته و بين دشمني با نژاد سامي و دشمني يهود تفاوت قائل شده است .
بنابر آنچه در اين سند آمده است , كوره هاي آدم سوزي , مولود دشمني با نژاد سامي است و دشمني با اين نژاد نيز ساخته و پرداخته يك نظام نژادپرست است كه مشخصه بارز آن بت پرستي نوين مي باشد. و نمي توان آن را ساخته كليسا دانست . اما مسلما مسيحيان در گسترش دشمني با يهوديان مشاركت داشته اند. در اينجا واتيكان اگرچه از كوتاهي خود در حمايت از يهوديان عذرخواهي مي كند , ولي خودش را از كوره هاي آدم سوزي مبرا مي سازد و اشاره مي كند كه مسيحيان وظيفه اخلاقي خود مي دانند كه نگذارند چنين حوادثي ديگر بار تكرار شود.
اسرائيليان و يهوديان متعصب تمايل داشتند كه واتيكان پاپ پيوس دوازدهم را كه به همدلي با نازي ها و چشم پوشي از جنايات آنان متهم بود محكوم كند , ولي هدف واتيكان از انتشار اين سند نوعي عذرخواهي و پوزش از يهوديان به خاطر خصومت تاريخي كاتوليك ها با يهوديان و آيين يهود بود. اهميت اين سند براي يهوديان و كاتوليك ها در اين است كه پس از 33 سال از برگزاري دومين شوراي واتيكان كه يهوديان را از ريختن خون مسيح مبرا دانست و تاكيد نمود كه عيسي مسيح خود در شمار انبياي يهود بوده است , واتيكان از دشمني با يهوديان و آيين يهود عذرخواهي كرده است . معناي اين حركت براي اسرائيل و جنبش صهيونيسم اين است كه كاتوليك ها از تاسيس ميهن قومي يهود در فلسطين و حمايت از دولت يهودي استقبال مي كنند.
آيا آغاز هزاره سوم , پايان درگيري يهود و كاتوليك ها خواهد بود پاپ ژان پل دوم كه زادگاه وي لهستان , يعني دومين كشور كاتوليك و اولين كشور يهودستيز است , در كنفرانس واتيكان در سال 1997 فرمان داد كه راهبردي را براي مصالحه آيين يهود و آيين كاتوليك تعيين نمايند. در كنفرانس سال 1998 تصميم گرفته شد كه كليساي كاتوليك براي هزاره سوم خود را آماده كند تا در مورد دادگاه هاي تفتيش عقايد در قرون وسطا بررسي كند . همچنين در كنفرانس سال 1997 مقرر گرديد مصوبات دومين شوراي واتيكان در سال 1965 در مورد « ميراث يهودي ـ مسيحي » پذيرفته شود.
مفهوم « ميراث يهودي ـ مسيحي » اين است كه آيين هاي يهود و مسيحيت در « كتاب مقدس » مشترك اند و پيرو مذهب , پيرو كتاب مقدس محسوب مي شوند. هر دو آيين در حمايت از « ده فرمان » مشاركت دارند و معتقدند كه نجات دهنده , عيسي مسيح , يهودي متولد شده است . البته اين تفسير قابل احترام است ولي همان گونه كه در مورد پروتستان ها اتفاق افتاد , آنها به مسيحيان صهيونيست تبديل شدند و در خدمت تاييد مشروعيت دولت يهودي و اشغال قدس و سرزمين هاي اعراب توسط اسرائيل قرار گرفتند. به اين ترتيب , مفهوم « ميراث يهودي ـ مسيحي » نيز به يك مفهوم غيرديني تبديل گرديد تا از خواست صهيونيسم يهودي در مورد تاسيس ميهن قومي يهود در فلسطين پشتيباني نمايد.
شگفت اينكه پاپ پيوس دهم در سال 1904 اين خواست صهيونيسم را نپذيرفته بود , با آنكه هرتزل , آن گونه كه روت راث بلاو در كتاب خاطراتش « يهود... نه صهيونيست ها » مي نويسد , پيشنهاد كرده بود كه پس از تاسيس اسرائيل يهوديان به آيين مسيحيت درآيند.
بديهي است هيچ كس به جز افراطيون و يهودستيزان و طرفداران كوره هاي آدم سوزي نسبت به مصالحه تاريخي يهوديان و كاتوليك ها اعتراضي ندارد , ولي ما نمي خواهيم مسيحيت صهيونيست جديد شكل بگيرد كه حقوق مسلمانان و مسيحيان را در قدس و سرزمين فلسطين ناديده بگيرد.
شاخص هاي تدين آمريكائيان در دهه 90
استفاده از تبليغات مسيحي در آمريكا در طول يك ماه
مسيحيت صهيونيست بعد از جنگ ژوئن به درون كليساي كاتوليك آمريكا نيز نفوذ كرد كه در اعلام تجديدنظر در مواضع كليساي كاتوليك نسبت به ملت يهود و اسرائيل و تاكيد بر يهودي بودن شهر قدس و اينكه اسرائيل بيانگر اراده الهي است , متجلي شد
انتصاب پاپ ژان پل دوم به مقام پاپي موجب گرديد كه روابط واتيكان با يهوديان به سمت تحكيم ميراث « يهودي ـ مسيحي » پيش برود , ضمن اينكه او يهوديان را مبرا از گناه به صليب كشيدن مسيح دانست و بالاتر از آن , بر اصالت يهودي بودن عيساي مسيح تاكيد كرد
پاپ ژان پل دوم پس از روي كار آمدن خواستار اصلاح انجيل به نفع يهوديان شد
پاپ در راستاي تحقق سازش بين واتيكان و اورشليم , سندي را مبني بر فراموش كردن گذشته روابط يهود ومسيحيت منتشر كرد