روزنامه جمهوري اسلامي 12/02/1384 صفحه سرمقاله
مرثيه اي براي نظام آموزشي


بسم الله الرحمن الرحيم
« روز معلم » , فرصتي براي بزرگداشت ياد و خاطره استاد شهيد مرتضي مطهري و زمينه اي براي طرح مسائل و مشكلاتي است كه نظام آموزشي و تربيتي كشور را در محاق مظلوميت و بلكه فراموشي قرار داده و باعث شده است كه جامعه و نظام ارجمند جمهوري اسلامي از اين بابت دچار زيانهاي جبران ناپذيري شوند.
در اين نكته ترديدي نيست كه معلمين , دبيران و مجموعه كاركنان فعال در صحنه آموزش و پرورش كشور از محرومترين افراد جامعه , حتي در مقام مقايسه با ساير كاركنان دولت محسوب مي شوند. اينكه چرا تاكنون تصميمات كارگشا و موثري در اين زمينه اتخاذ نشده كه متناسب با ابعاد نيازها و اهميت نظام آموزشي كشور باشد , از سئوالات بدون جوابي است كه معمولا با جمله پردازيهاي دلگرم كننده پاسخ داده شده و همواره بر صبوري و قناعت و مناعت طبع معلمين و دبيران و ساير دست اندركاران شبكه آموزشي كشور تاكيد شده است .
يكي از علل مطرح براي تخصيص بودجه هاي نامتوازن به اين بخش از خدمات دولت , حاكميت ديدگاه غيرمكتبي در آموزش و پرورش و تلاش براي جا انداختن نگرش اقتصادي با مقوله حساس آموزش و تربيت نيروي انساني مورد نياز فرداي جامعه است كه متاسفانه در طول سالهاي اخير سعي در القا آن شده و تدريجا اصرار بر اين شده است كه حتي به نظام آموزشي كشور بعنوان يك « بنگاه اقتصادي » بنگرند و همه چيز را از همين زاويه بسته و از همين ديدگاه غيرعلمي و كاسبكارانه , مورد بررسي قرار دهند و به همين دليل هم به نتايج معكوس و زيانباري رسيده اند و نظام آموزش كشور را به اوج افلاس و درماندگي كشانده اند.
در واقع , ريشه اصلي اين وضع نابسامان در نظام آموزشي كشور اينست كه كساني بر مراكز تصميم گيري و اجرا در اين مجموعه حاكم شده اند كه از ديدگاه فكري هيچگونه سنخيتي با اهداف و رسالت اين نظام عظيم تربيتي ـ آموزشي ندارند و اين نكته را هرگز درك نكرده اند و يا نتوانسته اند درك نمايند كه آموزش و پرورش بعنوان « وزارتخانه مادر » مركز ثقل تربيت نسل آينده كشور است .
ما اگر نتوانيم نسل آينده را كه امروزه در دبستانها و دبيرستانهاي ما سرگرم تحصيل هستند , به درستي و متناسب با نيازهاي فرداي جامعه تربيت كنيم و راهكار حل مسائل حال و آينده را به آنها آموزش دهيم , چگونه مي توانيم فردا از آنها انتظار داشته باشيم كه در اين زمينه توفيقي بدست آورند در حاليكه بنيان آموزشي و تربيتي مستحكمي را براي آنها تدارك نديده ايم
بلوغ سياسي ـ اجتماعي يك جامعه , در گرو تربيت صحيح كودكان و نوجواناني است كه اساس كار آموزش و تربيت آنها مطابق اصول و موازين علمي ـ تخصصي , به درستي شالوده ريزي شده باشد. وقتي چنين مجموعه عظيمي وجه المصالحه جناحي مي شود نبايد انتظار معجزه اي از مسئول آن داشت جز اينكه او هم نظام آموزش و پرورش را ابزاري براي تبليغات جناحي مي نگرد و از نخستين اقداماتش تا آخرين تصميماتش براي « استفاده بهينه » از اين مجموعه در جهت تبليغات جناحي خواهد بود.
بدين ترتيب اگر شاخه معاونت پرورشي اين وزارتخانه عظيم , نخواست و يا نتوانست در جهت تحقق اهداف جناحي اقدام كند , لاجرم براي تعطيل و انحلال كامل شاخه معاونت پرورشي اقدام خواهد شد كه مي بينيم , به همين راحتي و درعين حال , به همين گستاخي و بي هيچ بررسي كارشناسي و بي هيچ ضابطه اي , به انهدام آثار و تبعات مبارك امور تربيتي در نظام آموزشي و پرورشي كشور اقدام مي شود و حال آنكه آنچه در طول حدود 20 سال با خون دل خوردنهاي هزاران عنصر فعال تربيتي به وجود آمده بود , از ميراث هاي گرانقدر شهيد رجائي و عناصر تربيتي دلسوزي محسوب مي شود كه بسياري از آنها به خيل شهدا پيوسته اند و هم آنها بودند كه عطر دل انگيز انقلاب را به لايه هاي مختلف نظام آموزشي كشور بردند و در مدارس كشور و در ذهن و روح نوجوانان اين مرز و بوم , پراكنده ساختند.
آنچه در اين سالها در درون نظام آموزش و پرورش مورد بغض و كينه رسمي قرار گرفت و ويران شد , چگونه قابل بازسازي است و چطور مي توان يكبار ديگر اين شجره طيبه امور تربيتي را در مدارس كشور شكوفا ساخت و حال آنكه عده اي , آگاهانه سعي كردند تيشه به ريشه امور تربيتي در مدارس و نظام آموزشي كشور بزنند و متاسفانه به اهداف جناحي و تماما غيرانقلابي خود رسيدند و ريشه امور تربيتي در مدارس را خشكانيدند.
ما آثار و تبعات منفي اين پديده را در سالهاي آينده , بيشتر از امروز , لمس خواهيم كرد هر چند فقدان امور تربيتي , حتي همين امروز هم قابل درك و لمس است .
مسئله اينست كه نظام آموزشي در هيچ كشوري و در هيچ نظامي , اگر عاقلانه به مسائل نگريسته شود , يك « بنگاه اقتصادي » نبايد تلقي شود. اين يك سرمايه گذاري دراز مدت براي استحكام بنيان جامعه در حال و آينده و تضمين آن است كه اگر به اهميت و حساسيت مسئله به درستي پي ببريم , بايستي بيشترين بودجه ها و بيشترين امكانات را در سبد اقتصاد جامعه به بخش آموزش و پرورش و در نگاه كلان , به بخش فرهنگ و آموزش به معناي صحيحي كه امام خميني (ره ) مدنظر داشت , اختصاص يابد. اين بهترين تصميم عاقلانه و هوشمندانه اي است كه مي توان براي تضمين بقاي انقلاب و هويت ملي جامعه اتخاذ كرد. مشروط بر آنكه مقدمه اين تصميم , جلوگيري از ورود عناصر فرصت طلب , ناآشنا به قلمرو انديشه و فرهنگ و بيگانه از روح انقلاب و اسلام به درون اين مجموعه باشد. تصميمي كه فقط كساني مي توانند آنرا اتخاذ كنند كه وامدار هيچ گروه و جناحي نباشند و ذهن و روحشان از بركات و ملكات انقلاب و اسلام , سيراب شده باشد.