بسم الله الرحمن الرحيم
« روز معلم » , فرصتي براي بزرگداشت ياد و خاطره استاد
شهيد مرتضي مطهري و زمينه اي براي طرح مسائل و مشكلاتي
است كه نظام آموزشي و تربيتي كشور را در محاق مظلوميت و
بلكه فراموشي قرار داده و باعث شده است كه جامعه و نظام
ارجمند جمهوري اسلامي از اين بابت دچار زيانهاي
جبران ناپذيري شوند.
در اين نكته ترديدي نيست كه معلمين , دبيران و مجموعه
كاركنان فعال در صحنه آموزش و پرورش كشور از محرومترين
افراد جامعه , حتي در مقام مقايسه با ساير كاركنان دولت
محسوب مي شوند. اينكه چرا تاكنون تصميمات كارگشا و موثري
در اين زمينه اتخاذ نشده كه متناسب با ابعاد نيازها و اهميت نظام
آموزشي كشور باشد , از سئوالات بدون جوابي است كه معمولا با
جمله پردازيهاي دلگرم كننده پاسخ داده شده و همواره بر
صبوري و قناعت و مناعت طبع معلمين و دبيران و ساير
دست اندركاران شبكه آموزشي كشور تاكيد شده است .
يكي از علل مطرح براي تخصيص بودجه هاي نامتوازن به
اين بخش از خدمات دولت , حاكميت ديدگاه غيرمكتبي در
آموزش و پرورش و تلاش براي جا انداختن نگرش اقتصادي با
مقوله حساس آموزش و تربيت نيروي انساني مورد نياز فرداي
جامعه است كه متاسفانه در طول سالهاي اخير سعي در القا آن
شده و تدريجا اصرار بر اين شده است كه حتي به نظام آموزشي
كشور بعنوان يك « بنگاه اقتصادي » بنگرند و همه چيز را از همين
زاويه بسته و از همين ديدگاه غيرعلمي و كاسبكارانه , مورد
بررسي قرار دهند و به همين دليل هم به نتايج معكوس و زيانباري
رسيده اند و نظام آموزش كشور را به اوج افلاس و درماندگي
كشانده اند.
در واقع , ريشه اصلي اين وضع نابسامان در نظام آموزشي
كشور اينست كه كساني بر مراكز تصميم گيري و اجرا در اين
مجموعه حاكم شده اند كه از ديدگاه فكري هيچگونه سنخيتي با
اهداف و رسالت اين نظام عظيم تربيتي ـ آموزشي ندارند و اين
نكته را هرگز درك نكرده اند و يا نتوانسته اند درك نمايند كه
آموزش و پرورش بعنوان « وزارتخانه مادر » مركز ثقل تربيت نسل
آينده كشور است .
ما اگر نتوانيم نسل آينده را كه امروزه در دبستانها و
دبيرستانهاي ما سرگرم تحصيل هستند , به درستي و متناسب با
نيازهاي فرداي جامعه تربيت كنيم و راهكار حل مسائل حال و
آينده را به آنها آموزش دهيم , چگونه مي توانيم فردا از آنها
انتظار داشته باشيم كه در اين زمينه توفيقي بدست آورند در
حاليكه بنيان آموزشي و تربيتي مستحكمي را براي آنها تدارك
نديده ايم
بلوغ سياسي ـ اجتماعي يك جامعه , در گرو تربيت صحيح
كودكان و نوجواناني است كه اساس كار آموزش و تربيت آنها
مطابق اصول و موازين علمي ـ تخصصي , به درستي شالوده ريزي
شده باشد. وقتي چنين مجموعه عظيمي وجه المصالحه جناحي
مي شود نبايد انتظار معجزه اي از مسئول آن داشت جز اينكه او
هم نظام آموزش و پرورش را ابزاري براي تبليغات جناحي
مي نگرد و از نخستين اقداماتش تا آخرين تصميماتش براي
« استفاده بهينه » از اين مجموعه در جهت تبليغات جناحي
خواهد بود.
بدين ترتيب اگر شاخه معاونت پرورشي اين وزارتخانه
عظيم , نخواست و يا نتوانست در جهت تحقق اهداف جناحي
اقدام كند , لاجرم براي تعطيل و انحلال كامل شاخه معاونت
پرورشي اقدام خواهد شد كه مي بينيم , به همين راحتي و درعين
حال , به همين گستاخي و بي هيچ بررسي كارشناسي و بي هيچ
ضابطه اي , به انهدام آثار و تبعات مبارك امور تربيتي در نظام
آموزشي و پرورشي كشور اقدام مي شود و حال آنكه آنچه در
طول حدود 20 سال با خون دل خوردنهاي هزاران عنصر فعال
تربيتي به وجود آمده بود , از ميراث هاي گرانقدر شهيد رجائي و
عناصر تربيتي دلسوزي محسوب مي شود كه بسياري از آنها به
خيل شهدا پيوسته اند و هم آنها بودند كه عطر دل انگيز انقلاب را
به لايه هاي مختلف نظام آموزشي كشور بردند و در مدارس كشور
و در ذهن و روح نوجوانان اين مرز و بوم , پراكنده
ساختند.
آنچه در اين سالها در درون نظام آموزش و پرورش مورد
بغض و كينه رسمي قرار گرفت و ويران شد , چگونه قابل
بازسازي است و چطور مي توان يكبار ديگر اين شجره طيبه امور
تربيتي را در مدارس كشور شكوفا ساخت و حال آنكه عده اي ,
آگاهانه سعي كردند تيشه به ريشه امور تربيتي در مدارس و نظام
آموزشي كشور بزنند و متاسفانه به اهداف جناحي و تماما
غيرانقلابي خود رسيدند و ريشه امور تربيتي در مدارس را
خشكانيدند.
ما آثار و تبعات منفي اين پديده را در سالهاي آينده , بيشتر
از امروز , لمس خواهيم كرد هر چند فقدان امور تربيتي , حتي
همين امروز هم قابل درك و لمس است .
مسئله اينست كه نظام آموزشي در هيچ كشوري و در هيچ
نظامي , اگر عاقلانه به مسائل نگريسته شود , يك « بنگاه
اقتصادي » نبايد تلقي شود. اين يك سرمايه گذاري دراز مدت
براي استحكام بنيان جامعه در حال و آينده و تضمين آن است كه
اگر به اهميت و حساسيت مسئله به درستي پي ببريم , بايستي
بيشترين بودجه ها و بيشترين امكانات را در سبد اقتصاد جامعه
به بخش آموزش و پرورش و در نگاه كلان , به بخش فرهنگ و
آموزش به معناي صحيحي كه امام خميني (ره ) مدنظر داشت ,
اختصاص يابد. اين بهترين تصميم عاقلانه و هوشمندانه اي
است كه مي توان براي تضمين بقاي انقلاب و هويت ملي جامعه
اتخاذ كرد. مشروط بر آنكه مقدمه اين تصميم , جلوگيري از ورود
عناصر فرصت طلب , ناآشنا به قلمرو انديشه و فرهنگ و بيگانه از
روح انقلاب و اسلام به درون اين مجموعه باشد. تصميمي كه
فقط كساني مي توانند آنرا اتخاذ كنند كه وامدار هيچ گروه و
جناحي نباشند و ذهن و روحشان از بركات و ملكات انقلاب و
اسلام , سيراب شده باشد.

|