روزنامه جمهوري اسلامي 11/02/1384 صفحه مقالات

دبير جشنواره نهج البلاغه دانشگاهيان كشور خبر داد
رشد 35 درصدي شركت كنندگان در جشنواره نهج البلاغه

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا
مجموعه آثار برگزيده سومين جشنواره نهج البلاغه منتشر مي شود
منشور روابط عمومي
دبير جشنواره نهج البلاغه دانشگاهيان كشور خبر داد
رشد 35 درصدي شركت كنندگان در جشنواره نهج البلاغه


دبيرخانه سومين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان كشور اعلام كرد : امسال ميزان شركت كنندگان در جشنواره در دو بخش دانشجويي و استادان دانشگاه ها رشدي 35 درصدي داشته است .
به گزارش دبيرخانه جشنواره , عطاالله افتخاري با اشاره به اينكه حضور پرشور دانشگاهيان در جشنواره نهج البلاغه , نشانه حضور نهج البلاغه در سطح دانشگاه ها است , خاطرنشان كرد : صرف نظر از بحث ههاي محتوايي و تئوري , تبلور زيباترين حكمت ها و اندرزها , به طور كلي تجسم و عينيت بخشيدن به نكته هاي ناب نهج البلاغه و استفاده از زبان هنر براي ارايه اين نكات و آموزه ها از اهداف برگزاري جشنواره در سطح كشور است .
وي با تاكيد بر اينكه بسياري از اهداف جشنواره در دراز مدت به ثمر خواهد نشست , تصريح كرد : ارائه طرح هاي جديد علمي و كاربردي درزمينه حضور نهج البلاغه در محيط هاي دانشگاهي از جمله اهدافي است كه تا حد زيادي به آن دست يافته ايم .
دبير سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهيان كشور در پايان حضور دانشگاهيان هنرمند در عرصه رقابت جشنواره را عاملي براي ملموس شدن بيش از پيش نهج البلاغه و ظرايف موجود در اين كتاب زندگي براي نسل جوان و جامعه علمي كشور برشمرد.
گفتني است مراسم پاياني سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهيان با حضور بيش از 155 هزار دانشگاهي مهرماه سال گذشته كار خود را آغاز و 22 ارديبهشت ماه با معرفي برگزيدگان نهايي در تالار علامه اميني دانشگاه تهران به كار خود پايان مي دهد.

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا


قسمت بيستم
باتوجه به تاثير مهم واتيكان بر كاتوليك هاي آمريكا , اين تاثير از يك سو , موجب فعال شدن جنبش احياي كاتوليك آمريكايي گرديده و از سوي ديگر , نقش كاتوليك ها را در سياست آمريكا اثر بخش نموده است . جنبش احياي كاتوليك همزمان با تشكيل دومين شوراي واتيكان كه در فاصله اكتبر 1962 و نوامبر 1965 برگزار شد , شكل گرفت . با توجه به تمايل پاپ ژان بيست و سوم به بازنگري در اهداف كليساي كاتوليك شورا اقدام نمود , به گونه اي كه با مقتضيات زمان سازگار شود. شورا , شانزده سند را منتشر كرد از جمله اين اسناد مي توان به سند بازسازي مذهبي (مسيح نور ملت ها است ) و سند تعيين رابطه كليسا با جهان (شادي ها , آرزوها , غم ها و نگراني هاي انسان در اين زمان ) اشاره نمود.
سند « مسيح نور ملت هااست » درجه بندي و رتبه مقامات كليسا را تعيين كرده است كه بر اين اساس , پاپ در رتبه اول قرار دارد. همچنين نوع رابطه مجمع كشيشان با پاپ و رابطه كليساي رم را با ساير كليساها تعيين نموده است . در سند دوم , مهم ترين مسائل روز مانند پيشرفت و عدالت اجتماعي از ديدگاه مسيحيت مورد بحث قرار گرفته است .
مصوبات دومين شوراي واتيكان بازتاب هايي در بين كاتوليك هاي آمريكا داشته است , چه از نظر رابطه واتيكان با كليساي كاتوليك آمريكا و چه از جهت رويكرد محافظه كارانه و سنتي كاتوليك هاي آمريكا به موضوعاتي از قبيل مبارزه با كمونيسم , جلوگيري از بارداري و سقط جنين و هم جنس بازي و طلاق و نيز اطاعت زنان از مردان , عدم ازدواج كشيشان و مخالفت با اصل جدايي بين كليسا و دولت .
از نيمه دوم دهه هفتاد , كليساهاي كاتوليك آمريكا , عمليات « تعميد مجدد » جامعه كاتوليك را آغاز كردند. اين اقدام ناشي از ارزيابي بدبينانه نسبت به جهان مادي غيرمذهبي بود كه مي رفت پيشرفت علم و فن آوري , آن را از تسلط انسان خارج كند و ماهيت او را به عنوان خليفه الله انكار نمايد و با تسخير و به عبوديت كشيدن انسان او را مضمحل كند.
بر اساس اين ارزيابي , كليه انسان ها در معرض خطر قرار دارند. به طوري كه هيچ رسالت اثبات گرايانه اي (پوزيتيويستي ) نمي تواند آنان را نجات دهد و عامل اين تهديد , تسلط عقل بر ايمان است و لذا راه حل مقابله با اين خطر تعميد مجدد جامعه مي باشد , يعني حضور مجدد مسيحيت (كليسا) در تمامي شئون جامعه و نه صرفا در زندگي خصوصي افراد , همچنين مخالفت با دخالت يكجانبه دولت (غيرديني ) در تمامي امور اجتماعي و سياسي . در نتيجه مي توان گفت عمليات تعميد مجدد جامعه شامل دو گام است . گام اول نجات انسان از طريق ارزيابي رابطه او با مسيح و بازگشت به رابطه گذشته , و گام دوم كه مكمل گام اول است تكميل رهايي فرد از طريق وارد كردن او در جامعه اي است كه برخوردار از فضيلت باشد و از روح القدس (كليسا) الهام بگيرد.
كليساي كاتوليك آمريكا تحت تاثير جريان احياگرانه پروتستان به پنجاهه گرايي كشيده شد. طرفداران اين گرايش , مسيحيان يهودي شده اي هستند كه به تثليث اعتقاد نداشته , به وحدانيت خداوند ايمان دارند و معتقدند كه روح القدس همان عيسي مسيح است كه كالبد پيروانش را از روح خود پر خواهد كرد و نعمت ها را به آنان ارزاني خواهد داشت و با زبان ديگري با آنان سخن مي گويد , به همان شيوه كه روح القدس همچون زبانه هاي منشعب آتش بر حواريون مسيح ظاهر شد. پنجاهه گرايان به طور موثر در سراسر ايالات متحده براي تعميد مجدد مسيحيان كاتوليك تلاش كردند.
در زمينه تاثير واتيكان بر نقش سياسي كاتوليك ها مي توان گفت كليسا و كشيش ها در برخي از موارد بيش از سياستمداران غير مذهبي موثر بوده اند. كاتوليك ها بر اساس درخواست كشيش ها از راي دادن به روزولت خودداري كردند و تحت تاثير كليسا در انتخابات سال 1960 از جان كندي , كانديداي كاتوليك حزب دموكرات , پشتيباني نمودند.
كاتوليك ها عادت داشتند كه از نامزدهاي حزب دموكرات براي رياست جمهوري و كنگره حمايت كنند ولي جماعت كاتوليك نيز از نيمه دوم دهه هفتاد با رشد جريان احياگري كليساي پروتستان انجيلي شاهد نوعي احياگري آيين كاتوليك بوده است . آنان در مبارزاتي كه به منظور احياي ارزش هاي سنتي مسيحي صورت مي گرفت فعالانه شركت مي كردند و به نفع نامزدهايي كه از موضوعات سنتي مذهبي طرفداري مي كردند فعاليت انتخاباتي داشتند. مهم ترين اين موضوعات مخالفت با سقط جنين , تحريم هم جنس بازي , جلوگيري از تحديد نسل و درخواست جواز برگزاري نماز در مدارس به شمار مي آمد. آنان همچنين خواستار حمايت دولت از مدارس ديني بودند. كليساي كاتوليك با اصل جدايي كليسا از دولت نيز مخالفت مي ورزيد.
كليساي كاتوليك به تدريج « آراي كاتوليك ها » را با نامزدهايي كه از برنامه هاي اجتماعي كليسا حمايت مي كردند پيوند زد . در انتخابات رياست جمهوري سال 1984 , « جان اوكونور » سر اسقف نيويورك , كاتوليك ها را ترغيب نمود كه به نامزدهايي كه سقط جنين را تاييد كنند راي ندهند و اظهار داشت : « چگونه يك كاتوليك آگاه , به نامزدي كه از سقط جنين حمايت مي كند راي مي دهد » كليساي كاتوليك سقط جنين را با قتل برابر مي داند و هر قانوني را كه به سقط جنين مشروعيت بدهد مخالف حقوق اوليه انسان به شمار مي آورد. علاوه بر آنكه اين امر مخالف نص صريح كتاب مقدس است كه مي گويد : « قتل نكنيد » .
از جمله آثار احياي ديني در ايالات متحده در دهه هشتاد اين بود كه آراي كاتوليك ها به حزب جمهوري خواه تعلق گرفت كه به طور سنتي حزب پروتستان هاي سفيد محسوب مي شد و از حزب دموكرات كه به طور تاريخي حزب اقليت ها بود رويگردان شد به همين دليل , آراي كاتوليك ها در پيروزي ريگان در سال 1980 و 1986 و پيروزي بوش در سال 1988 تاثير فراوان داشت .
حزب جمهوري خواه در انتخابات مجالس كنگره در سال 1996 توانست 53 % آراي كاتوليك هاي سفيد را كسب كند و به اين ترتيب , ارتباط سنتي كاتوليك ها با حزب دموكرات قطع شد و كاتوليك ها به نفع حزب جمهوري خواه وارد عمل شدند كه به طور سنتي با اكثريت پروتستان مرتبط بود و همواره بر ضد اقليت كاتوليك فشار مذهبي و سياسي وارد مي آورد و تلاش مي كرد تا با تحميل ارزش ها و اعتقادات خود بر آنان , سيطره خود را بر كاتوليك ها تحميل نمايد. اين ارتباط جديد بين كاتوليك ها و حزب جمهوري خواه در نتيجه ارتباط بين محافظه كاران ديني و محافظه كاران سياسي پديد آمد و تمامي آنان در زير چتر جناح راست مسيحي گرد آمدند كه راست گرايان مذهبي (پروتستان و كاتوليك ) و راست گرايان سياسي را در درون حزب جمهوري خواه با يكديگر جمع كرده بود. تاثير جماعت كاتوليك به سياست داخلي محدود نمي شود. بلكه شامل سياست خارجي نيز مي گردد.
در سياست خارجي به نظر مي رسد جماعت كاتوليك آمريكا در بسياري از موارد وابستگي هاي خود را بين واتيكان و آمريكا توزيع مي كند. گاه در موضع مخالف با سياست هاي آمريكا قرار مي گيرد و احيانا با موضع واتيكان به مخالفت بر مي خيزد , كليساي كاتوليك آمريكا در سال 1986 با حملات هوايي آمريكا به ليبي به مخالفت برخاست . در بيانيه مشترك كليساهاي كاتوليك آمده است : « ايالت متحده آمريكا با قرار دادن خود در جايگاه مدعي , قاضي و جلاد از آرمان هاي اخلاقي اش به دور افتاده است . كليساهاي كاتوليك سياست ايالات متحده در نيكاراگوئه را مورد انتقاد قرار داده و كمك هاي ايالات متحده به « كنتراها » را علت اصلي بروز خشونت در آن كشور دانسته اند.
در سال 1976 , كليساهاي كاتوليك براي محكوم ساختن برنامه تسليحات هسته اي آمريكا به تلاش گسترده اي دست زدند . در نامه اسقفي كه كشيشان كاتوليك در سال 1986 به كنگره ملي كشيشان نوشتند تاكيد كردند كه مسابقه تسليحاتي با اخلاق مسيحيت منافات دارد و به كمرنگ شدن برنامه هاي اجتماعي مورد توجه كليسا منجر خواهد شد , به ويژه با افزايش بيكاري و تورم و ساير مشكلاتي كه بايد بودجه هايي كه صرف مسابقات تسليحاتي مي شود به مقابله با آن مشكلات اختصاص يابد.
متقابلا كليساهاي كاتوليك , هنگامي كه پاپ ژان پل دوم اعلام نمود از كورت والدهايم رئيس جمهور اتريش استقبال خواهد نمود با موضع واتيكان به مخالفت برخاستند زيرا كاتوليك هاي آمريكا از موضع يهوديان حمايت مي كردند كه والدهايم را به مشاركت در اقدامات نازي ها بر ضد يهوديان در جنگ جهاني دوم متهم كرده بودند.
مثلث واشنگتن , واتيكان , اورشليم
كليساي كاتوليك پيش از دوران نهضت اصلاح ديني به تفسير معنوي (مجازي ) تورات قائل بود , نه تفسير لفظي آن . به نظر كاتوليك ها , عباراتي كه در تورات در مورد بازگشت يهود به سرزمين مقدس آمده است درباره يهوديان نيست , بلكه مجازا بر جماعت مسيحي منطبق است . به اعتقاد رسمي كاتوليك ها , يهوديان مرتكب گناه شدند و خداوند آنان را از فلسطين به تبعيدگاهشان بابل طرد نمود , و هنگامي كه انكار كردند كه عيسي مسيح همان مسيح منتظر است خداوند دوباره آنان را تبعيد نمود و به اين ترتيب موجوديت آنچه اصطلاحا « قوم يهود » گفته مي شود براي هميشه محو گرديد.
اين همان انديشه « شهر خدا » بود كه قديس « اگوستين » در قرن پنجم ميلادي پايه گذار آن بود و تا قرن شانزدهم مسيحيت كاتوليك به آن معتقد بود. بر اساس اين تفكر , دوران قرون وسطا دوران گرايش به جدايي بين يهوديان معاصر و عبرانيان قديم به شمار مي آمد.
بر اساس اعتقادات كاتوليك ها , فلسطين سرزمين مقدسي است كه مسيح براي پيروان مسيحي خود به ارث گذاشته است و قدس شهر مقدس عهد جديد است نه « صهيون » يهوديان . اين اعتقاد تا سال 590 ادامه داشت , يعني تا زماني كه كرسي « پاپ گريگوري » مركز قدرت مسيحيت بود و رم شهر مقدس آنان به شمار مي آمد , ولي هنگامي كه مسلمانان قدس را اشغال كردند اين شهر مورد توجه مسيحيان قرار گرفت و حملات صليبي براي باز پس گرفتن قدس از كفار , چه يهوديان و چه مسلمانان آغاز شد. در طول جنگ هاي صليبي , دشمني مسيحيان با يهود به نقطه اوج خود رسيد , به طوري كه خانم « باربراتوجمان » , مورخ يهودي , در كتابش كتاب « مقدس و شمشير » , و فردريك هر در كتاب « جهان قرون وسطا » مي نويسند : « جنگجويان صليبي و مسيحي در راه رسيدن به فلسطين , اولين كساني بودند كه به كشتار يهوديان دست زدند. در پايان قرن پانزدهم پس از آنكه مسيحيان كاتوليك مجددا بر اندلس تسلط يافتند , يهوديان را نيز به همراه مسلمانان از اسپانيا اخراج كردند و اسپانيايي ها دادگاه هايي را براي تفتيش عقايد يهودياني كه به ظاهر به مسيحيت گرويده بودند (يهوديان مارانو) بر پا كردند. »
همزمان با جنبش اصلاح ديني در اروپا در قرن شانزدهم , ديدگاه جديدي نسبت به گذشته و حال يهوديان پديدار شد , به طوري كه جنبش اصلاح ديني به رستاخيز « عبري يا يهودي » توصيف شد. اين جنبش اعتقادات كاتوليك ها درباره يهوديان را پنهان نمود و اين انديشه را ترويج كرد كه يهود قوم برگزيده و برتر است . عهد قديم مرجع اعلاي اعتقادات پروتستان ها و منبع ناب و ثابت مسيحيان قرار گرفت و به عنوان بخشي از شعائر ديني و عبادات و نماز در كليساها درآمد , و نيز كتابي تلقي شد كه تاريخ سرزمين هاي مقدس و انبيا و پيش گويي هاي مربوط به آخرالزمان و دوران هزاره خوشبختي پس از آمدن دوباره مسيح را بيان مي كند. مي توان گفت « مارتين لوتر » بنيانگذار و رهبر جنبش اصلاح ديني تا حد زيادي باعث اين تحول بوده است . وي در سال 1523 كتاب « مسيح يهودي متولد شد » را منتشر ساخت كه در همان سال هفت بار تجديد چاپ گرديد در اين كتاب او مواضع خود را در حمايت از يهوديان تشريح , و ظلم و ستم كليساي كاتوليك به يهوديان را محكوم كرد با اين استدلال كه مسيحيان و يهوديان هر دو از يك ريشه برخاسته اند.
لوتر اعتقاد داشت كه پيش گويي هاي تورات در مورد نجات تمامي اسرائيل به عنوان يك ملت تحقق خواهد يافت . وي نظام پاپي (كاتوليك ) را به خاطر تحريف مسيحيت و جلوگيري از گرويدن يهوديان به آيين مسيحيت سرزنش مي كرد .هدف نهايي لوتر تغيير كيش يهوديان به پروتستانتيسم بود , ولي آنان به جاي آنكه به مسيحيت باز گردند براي يهودي ساختن مسيحيان يارگيري مي كردند و لذا لوتر از يهوديان روي برگرداند و در كتابي كه در سال 1544 تاليف كرد تنفر خود را از همه آنچه متعلق به يهوديان و دروغگويي هاي آنان است ابراز داشت و خواستار اخراج يهوديان از آلمان گرديد.
در عين حال , جنبش اصلاح ديني كه لوتر سردمدار آن بود , انقلابي بر ضد عقايد كاتوليك به شمار مي آمد. وي فرارسيدن دوران نويني از تسامح مسيحيان با يهود را نويد مي داد. پس از جدايي پادشاه هنري هشتم از كليساي رم , جنبش اصلاح ديني , انگلستان را مورد حمله قرار داد و بر اساس فرمان پادشاه كه در سال 1538 صادر گرديد , آن كشور را مركز فعاليت هاي خود قرار داد. تا هنري هشتم به عنوان رياست عاليه كليساي انگلستان جايگزين پاپ رم شود. الهيات پروتستان در برابر يهود به دليل اعتقاد به تفسير لفظي پيش گويي هاي تورات و احياي نژادي قوم يهود به سرعت در شمال اروپا گسترش يافت و سپس به جهان جديد (آمريكا) نيز سرايت نمود. اعتقاد پروتستان ها به احياي نژادي يهود و تاسيس دولت اسرائيل پيش از بازگشت مسيح به يك جنبش سياسي « مسيحيت صهيونيست » تبديل شد كه در طرفداري از تشكيل يك ميهن يهودي در فلسطين بر جنبش يهودي ـ صهيونيستي پيشي گرفت .
باعث تعجب است كه در آمريكا آراكاتوليك ها به طور سنتي به حزب جمهوريخواه تعلق دارد كه حزب پروتستان هاي سفيد نيز محسوب مي شود
كاتوليك هاي آمريكا معتقدند ايالات متحده آمريكا با قرار دادن خود در جايگاه مدعي , قاضي و جلاد , از آرمانهاي اخلاقي اش به دور افتاده است
كليساي كاتوليك آمريكا بر خلاف كليساي پروتستان به سياستهاي دولت آمريكا نگاه انتقادي دارد ولي در حمايت از يهوديان با آنان هم عقيده هستند
بر اساس عقايد كاتوليك ها , فلسطين سرزمين مقدسي است كه مسيح براي پيروان مسيحي خود به ارث گذاشته است و قدس , شهر مقدس عهد جديد است نه صهيون يهوديان
« مارتين لوتر » بنيانگذار جنبش اصلاح ديني (پروتستانيسم ) در كتابي كه در طول يكسال 7 بار تجديد چاپ شد , مواضع خود را در حمايت از يهوديان تشريح كرد و مسيحيان و يهوديان را برخاسته از يك ريشه دانست

مجموعه آثار برگزيده سومين جشنواره نهج البلاغه منتشر مي شود


نقش عشق , شرح عشق و گزيده مقالات دانشجويان و اساتيد شركت كننده در سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور منتشر خواهد شد.
به گزارش دبيرخانه جشنواره , « نقش عشق » ويژه آثار تجسمي سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه شامل آثار برگزيده دانشجويي و اساتيد در رشته هاي نقاشي , گرافيك , خوشنويسي و عكاسي در 200 صفحه با شمارگان 5 هزار نسخه و مجموعه « شرح عشق » ويژه آثار هنري شامل نمايشنامه , فيلم نامه , شعرو داستان در 300 صفحه و شمارگان 5 هزار نسخه و گزيده مقالات دانشجويي و اساتيد در 200 صفحه با شمارگان 3 هزار نسخه شامل چكيده مقالات برتر سومين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور منتشر خواهد شد.
بنابر اين گزارش همچنين قرار است لوح فشرده اي از تمام آثار برگزيده جشنواره در بخش هاي تك مرحله اي و دو مرحله اي تا روزهاي پاياني جشنواره منتشر شود.
گفتني است مجموعه آثار نقش عشق , شرح عشق و گزيده مقالات دانشجويي و اساتيد به همت دبيرخانه سومين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور جمع آوري و تدوين شده است كه علاوه بر برگزيدگان جشنواره در مراكز فرهنگي و دانشگاهي سراسر كشور توزيع خواهد شد.
سومين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه دانشگاهيان سراسر كشور 20 تا 22 ارديبهشت ماه با معرفي برگزيدگان رشته هاي مختلف در تالار علامه اميني دانشگاه تهران به كار خود پايان مي دهد.

منشور روابط عمومي


برگرفته از سخنان گهربار امير مومنان علي (ع )
محمد امامي
اشاره :
سخنان گهربار اميرمومنان (ع ) علاوه بر ساير ويژگيها و اصالتها , ترسيم گر رسم و شكل هندسي عاليترين نوع « روابط عمومي » است و نه تنها مي توان , بلكه بايد براي شناخت صحيح بايستگي ها در تشكيلات روابط عمومي ها به كلام اين اختر آسمان ولايت روي آورد.
مولا علي (ع ) مصباحي است كه هدايت مي كند , راه مي نمايد , جهت مي دهد , رفتن مي آموزد , لذا بايد تعاليم والاي وي مطرح شود و انديشه هاي مرتفع و والايش نشر يابد.
مقاله حاضر با بهره گيري از كلام گهربار اميرمومنان و اسوه حاكمان حضرت علي (ع ) برخي از شيوه هاي عملي يك « روابط عمومي » ايده آل و همچنين معيارهاي كار روابط عمومي را برگزيده و ارائه مي نمايد.
در توضيح بايد گفت كه با نگاهي به تاريخچه روابط عمومي در مي يابيم كه در گذشته به دليل عدم پيچيدگي روابط اجتماعي , فرمانروايان بطور مستقيم با مردم ارتباط برقرار مي كردند. با ايجاد شهرهاي بزرگ و مراكز جمعيت و تغيير و تحول شرايط اقتصادي و اجتماعي و سياسي , اين روابط به سبب گستردگي آنها به آساني پيش مقدور نبود , در نتيجه نهادي لازم بود تا با پر كردن خلا موجود , اين رابطه را ايجاد كند و گسترش دهد و ارتباط قطع شده را برقرار سازد. لذا دفاتر روابط عمومي شكل گرفت و مديران آگاه به تدريج از طريق اين دفاتر ارتباط خود را با مردم حفظ نمودند و برنامه هاي ارتباطي خود را با مخاطبان و مردم ساماندهي كردند.
در دوران حكومت امير مومنان (ع ) نيز ارتباط با مردم بطور مستقيم توسط آن بزرگوار و كارگزاران حكومتي آن حضرت برقرار مي شد و لذا با الهام از سخنان گهربار امام علي (ع ) پي مي بريم كه وظايف « روابط عمومي » به مفهوم امروزي , بخش مهمي از وظايف كارگزاران بحساب آمده و به مناسبتهاي مختلف به عنوان دستورالعمل هاي حكومتي به آنان گوشزد شده است .
لذا به اعتقاد نگارنده , بخشهايي از سخنان اميرمومنان خطاب به كارگزاران كه در اين مقاله گردآوري شده , مي تواند منشوري باشد براي مسئولان روابط عمومي كه سرمشق و الگو قرار گيرد.
« روابط عمومي » در هر موسسه و سازمان , عاملي سرنوشت ساز است كه بايد از اهميت و ارزش بالايي برخوردار بوده و موسسه و سازمان متبوعه را در نيل به اهداف ياري رساند.
موفقيت « روابط عمومي » در گرو اين است كه با شناخت جايگاه و رسالت و مسئوليت خويش و شناخت معيارهاي صحيح , ارتباط با افكار عمومي , افراد و كارگزاران ديگر را به طور مفيد و موثري گسترش دهد چرا كه اصل لازم براي نايل شدن به اهداف , حسن رابطه , درك متقابل و توسعه تفاهم بايكديگر و عموم مردم است .
مطالبي كه در اين مختصر آمده است در چند مقوله ارائه مي شود كه عبارت است از :
جايگاه مسئوليت روابط عمومي , رسالت و مسئوليت كارگزاران روابط عمومي , معيارهاي كار روابط عمومي شامل خدا محوري , مردم داري , عدالت گستري , شيوه ارتباط با مردم و مسئولين , جلب محبت اساس اراده امور و عوامل جلب محبت .
جايگاه و مسئوليت روابط عمومي
روابط عمومي جايگاهي است كه كارگزاران آن بايد نسبت به جامعه و منافع همگان , احساس مسئوليت كرده و حرفه خود را به چشم وسيله اي براي امرار معاش ننگرند.
امام علي (ع ) در نامه خود به « اشعث بن قيس » استاندار آذربايجان مي نويسد : « استاندارا , فرماندارا! استانداري و مسئوليت اجراي تو وسيله امرار معاش و ارتزاق تو نيست . اين امانتي است بر دوش تو كه مقامي بالاتر از تو برعهده ات سپرده و مسئولت كرده است . » (1 )
حكومت و رياست نبايد طعمه قرار گيرد و وسيله ارتزاق . يعني اينكه اي مسئول روابط عمومي نبايد رياست و پست و مقام را وسيله و جاهت اسم و رسم و شهرت براي خود نمايي و نبايد جايگاهت را پايگاه قدرت خود بداني . نبايد منصب را پشتوانه اي براي سلطه گري و وسيله اي براي تثبيت و تحميل خويش بر مردم بداني و بداري . نبايد از امكانات حكومتي به نفع خويش بهره گيري كرده و حكومت را جايگاه طرح خودت و احياي منيت داشته باشي .
معيارهاي كار روابط عمومي :
جهت و سمت و سوي رفتار افراد را سيستم معيارها و ملاكهاي آنان تعيين مي كند كه اين ملاكها براساس اعتقادات مذهبي و اجتماعي به وجود ميآيد.
روابط عمومي ها با بكار بستن آنچه كه از سوي امام علي (ع ) به عنوان معيار كار مطرح گرديده قادر خواهند بود جهت و سمت و سوي رفتار خود را براساس حق و حقيقت , عادلانه و منصفانه تعيين كنند.
خدا محوري , مردم داري و عدالت گستري , سه معيار مهمي است كه علي (ع ) به كارگزارانش رعايت آنها را گوشزد مي كند.
امام علي (ع ) در منشور حكومتيش به مالك اشتر مي فرمايد : « مالك , اي زمامدار مصر , بايد كه نكوترين روشها و والاترين شيوه ها براي زمامدار , روش و شيوه اي باشد كه بر پايه « حق » و « عدل » و « رضايت توده ها » باشد. حق را خط وسط بداند و قرار دهد , عدل را بگسترد و مردم را راضي و خشنود نگه داشته , جذب و جلب نمايد , چرا كه نارضايتي و خشم توده مردم , رضايت و خشنودي مقربان و نور چشميها را خنثي ساخته و بي اثر مي كند , ولي خشم نزديكان و مقربان در صورت رضايت توده , ضرر و زياني به بار نمي آورد... مالك ! بايد كه هوادار توده باشي و مردم گرا و پاس جمعيت مردم را بداري . » (2 )
رسالت و مسئوليت كارگزاران روابط عمومي
امام علي (ع ) در نامه اش خطاب به اشعث بن قيس استاندار آذربايجان امر به انجام كارهايي مي كند كه مشروع بوده و براي مردم مقبول باشد.
وي ميفرمايد : « در كارها بدون اطمينان و استناد در مشروعيت و مقبوليت آن براي مردم اقدام مكن . » (3 )
آنچه در اينجا به نظر مي رسد يادآوري آن لازم باشد , اين است كه كارگزاران حكومتي از جمله روابط عمومي ها بايد بدانند كه در پيشگاه سه قدرت مسئولند :
1 ـ در پيشگاه خدا , چون مسئوليت در دست آنان امانتي است خدايي , بدان جهت كه آرمانهاي خدايي را تحقق بخشند.
2 ـ در پيشگاه امام (رهبري ) , چون دولتمردان و كارگزاران , نمايندگان و نايبان او هستند.
3 ـ در پيشگاه امت , چون كارگزاران منتخبان مردم و برخاسته از متن مردمند.
حكومت از مردم و براي مردم است و حاكم بايد خدمتگزار مردم باشد.
شيوه ارتباط با مردم و مسئولان
افكار عمومي , عامل نيرومندي در صحنه سياست و اجتماع است كه مي تواند موسسات يا سازمانها را در دستيابي به اهدافشان ياري رساند. روابط عمومي ها بايد به اين عامل نيرومند توجه داشته باشند , نه به چشم يك وسيله , بلكه به خاطر احساس مسئوليت نسبت به جامعه و منافع همگان و ايجاد جو سالم براي گسترش عدالت و بستن راه ستمگري .
امام علي (ع ) در نامه اي كه به « محمدبن ابي بكر » استاندار مصر مي نويسد به شيوه ارتباط با مردم و مسئولين اشاره مي كند كه مي تواند راهنماي عمل مسئولان روابط عمومي قرار گيرد.
حضرت خطاب به وي مي فرمايد : « بالت را براي مردم بگستر و (چون آنان خاكي باش ) با آنان فروتني كن , نرمخو باش و در برابر آنان رام , گشاده رو باش و مردم پذير. با همه يكسان رفتار كن حتي در چگونه نگاه كردن مساوات را رعايت كن تا بزرگان و آنان كه داراي قدرت و قوي هستند , نحراف تو را از عدل نسبت به مردم , چراغ سبزي براي ستمگري نپنداشته و در تو طمع نورزند و نيز تا ضعفا از عدل تو مايوس نگردند . (4 )
در اينجا لازم است به دو بينش در مورد نحوه رابطه با حاكم و مسئول اشاره اي شود. يك بينش , حاكم يا مسئول را در هاله اي از قدس پيچيده و دور از درد و رنج و نياز انسانها قرار ميدهد , چنين بينشي از حاكم يا مسئول , يك ديكتاتور مي سازد. او براي مشروع و مقبول جلوه دادن روش و شيوه رفتاريش با استفاده از امكانات تبليغي و روابط عمومي , قدرت مطلقه و قداست خود را توجيه كرده و مردم را باور مي دهد كه منزلت وي , شان و مقام و موقعيت وي بسي بالاتر و والاتر از اين است كه با مردم همگون و همرنگ و هماهنگ شود. مبلغان , اجير شده هاي مستخدم در « روابط عمومي » او ناهمگوني , ناهمرنگي و ناهماهنگي مدير يا مسئول را توجيه كرده و مردم را تسليم چنين شرايطي مي كنند.
بينش ديگر , حاكم را در هاله اي از قدس نمي پيچيد و دور از درد و رنج و نيازهاي انسانها قرار نميدهد و مسئوليت را در دست او امانتي مي داند كه بايد تا با بهره گيري از آن قدرت , در خدمت مردم درآيد و خلق خدا را در حركت به سوي خدا ياري رساند و مدد دهد.
چنين بينشي , حاكم را فردي « خادم » و « مسئول » در برابر جامعه دانسته و در رفتار هم شيوه اي مبتني بر اين بينش خواهد گزيد. بنابراين اولين مشخصه و خصلت او , تواضع , همرنگي و همگون بودن او با مردم خواهد بود. لذاست كه مي بينيم امام علي (ع ) در عهدنامه اش به مالك اشتر سفارش مي كند كه : « اي حاكم مسلمان ! نبايد از مردم محجوب و پنهان باشي . تو بايد بيش از همه با مردم تماس و آميزش داشته باشي تا جزئيات زندگي ملت در نظرت آشكار و واضح باشد. مگر حكمران , بشر نيست مگر او را نمي توانند فريب دهند مگر ممكن نيست در پيشگاه تو حق , باطل و باطل , حق جلوه كند در آن موقع كه شخصا در معركه جامعه قدم گذاري , چنان بر احوال قوم واقف شوي كه از فريب و نيرنگ خيانتكاران محفوظ و بركنار بماني . » (5 )
امام علي (ع ) در مقاطع مختلف به ترسيم ارتباط صحيح پرداخته و رفتار و برخورد مناسب را مقدمه اي براي ايجاد ارتباط موثر و مفيد مي داند. موضوعي كه بايد آويزه گوش هر كارگزار روابط عمومي قرار گيرد.
امير مومنان با تاكيد بر لزوم هدايت مردم با اخلاق عملي مي فرمايد : « كسي كه مي خواهد خود را پيشواي مردم معرفي كند , بايد قبل از اينكه به تعليم ديگران مي پردازد خود را تعليم دهد. چنين فردي قبل از اينكه با زبان , مردم را تعليم دهد بايد با اخلاق و روش خود آنها را هدايت كند . » (6 )
و سپس كيفيت اين رفتار و روش را توضيح ميدهد كه : « با مردم آنچنان رفتار كنيد كه اگر با آن روش جان داديد , براي شما گريه كنند و اگر زنده مانديد , با آغوش باز و شوق فراوان به سوي شما بشتابند . » (7 )
« آنگاه كه به شما احترام گذاشتند , به بهتر از آن پاسخ بده ! هر گاه دستي براي نيكي به سوي تو دراز شد , به پيش از آن پاداش بده ! در عين حال در اينگونه موارد اجر فراوان براي كسي است كه در احترام و نيكي پيشدستي كرده است . » (8 )
گرامي داشتن سنتهاي حسنه و آداب و رسوم زيباي مردم , يكي از اصول اخلاقي روابط عمومي است و مسئولان روابط عمومي بايد به خاطر حفظ حرمت افكار و عقايد عمومي مردم , به اين اصل توجه داشته باشند.
در اين صورت است كه مي تواند دريچه هايي بي سوي قلبهاي ديگران بگشايد و نفوذ معنوي خويش را در عمق جانها بگستراند.
امام علي (ع ) در اين مورد خطاب به مالك اشتر مي فرمايد : « باكارهاي خوبي كه مردم به آن عادت كرده و به آن انس گرفته اند و در مسير آسايش آنهاست , مخالفت نكن . كارهايي را كه با آداب و رسوم شايسته آنان نمي سازد , نكن كه پاداش بنيانگذاران رسوم , محفوظ است و گناه مخالفت تو با آن رسوم , موجود . » (9 )
امير مومنان علي (ع ) با تيز بيني خاصي بدنبال سفارش به تواضع و فروتني , عدالت را حتي در نگاه كردن به مردم لازم ميداند و مي فرمايد : « نسبت به مردم متواضع باش , به آنها احترام كن ! با روي خوش با آنان برخورد كن , در نگاه كردن چه كم و چه با دقت ميان آنان فرقي نگذار تا نيرومندان توقع اضافي پيدا نكنند و نيازمندان نسبت به عدالتي كه اجرا مي كني مايوس نگردند . » (10 )
اصل رعايت منزلت ها
درنظر داشتن احترام و موقعيت مخاطبان , چه مخالف و چه موافق و احترام گذاشتن به شخصيت آنان از اصول كار يك روابط عمومي نمونه است كه در كلام امير مومنان علي (ع ) به آن سفارش شده است .
حضرت مي فرمايد : « ملت دو صنف و دسته اند , يا مسلمانند و برادران ديني تو و يا غير مسلمان , ولي انسان و همنوع تو . » (11 )
افراد بشري داراي شخصيتهاي چند بعدي هستند. يك فرد انساني علاوه بر شخصيت انساني , شخصيت مذهبي و سياسي و علمي و صنفي و ... همه را دارد. يك روابط عمومي خوب بايد در ارزيابي افراد و قضاوت در مورد انسانها , ابعاد شخصيت آنان را از هم جدا كرده و تفكيك نمايد.
جلب محبت اساس اداره امور
از آنجاكه اساس فعاليت روابط عمومي , مردم داري است , لذا جلب محبت مخاطبان در محور اصلي كارهاي اين نهاد قرار مي گيرد.
دوست داشتن قلبي مردم و عشق و علاقه به بندگان خدا , خمير مايه و اساس يك فعاليت و انجام مسئوليت خدا پسندانه به ويژه در روابط عمومي است و شايد بدين جهت است كه امام علي (ع ) در سفارش به استاندار مصر , مالك اشتر , اساس حكومت و اداره مردم را در محبت و دوستي ها معرفي مي كند : اي مالك , قلب خود را نسبت به مردم مالامال از رحمت و محبت و لطف و دوستي نما , تا در اداره امور زندگي فرد و جامعه موفق باشي . » (12 )
حضرت , دلهاي انسانها را وحشي و رمنده مي خواند و ميفرمايد : « هر كس با محبت اين دلها را بدست آورد به او رو خواهند آورد . » (13 )
پيشواي پرهيزكاران با تاكيد بر نقش معجزه آساي محبت در برخورد با مردم , خطاب به مالك اشتر مي فرمايد : اي مالك , مهر و محبت و نيكويي را نسبت به رعيت و مردم , در خانه دل خويش زنده بدار و درباره آن همانند درنده اي خطرناك كه خوردن آنها را غنيمت شمارد مباش , زيرا ملت , دو صنف و دسته اند : يا برادر ديني تو هستند و يا چون انسانند . » (14 )
امير مومنان به نرمخويي و گفتار نيكو تاكيد و مي فرمايد : « احسان به ديگران , مايه جلب محبت و دوستي است . » (15 )
علي (ع ) ضمن توصيه به رعايت انصاف مي فرمايد : انصاف موجب رفع اختلاف و باعث الفت و دوستي است . » (16 )
در خاتمه اميد است مسئولان و دست اندركاران روابط عمومي ها با شناخت جايگاه و مسئوليت حساس خود , با بهره گيري از كلام گهر بار علي (ع ) , اين انسان تكامل يافته , انديشه هاي غني شيعي را بر تشكيلات روابط عموميها حاكم سازند و موجبات رشد و تعالي نظام اسلامي , امت مسلمان و نهاد روابط عمومي را فراهم آورند.
پانويس ها :
1 ـ نامه پنجم , نهج البلاغه .
2 ـ نامه 53 , به مالك اشتر , نهج البلاغه .
3 ـ نامه امام علي (ع ) به اشعث بن قيس استاندار آذربايجان , نهج البلاغه .
4 ـ نامه امام علي (ع ) به محمد بن ابي بكر استاندار مصر , نامه 27 , نهج البلاغه .
5 ـ نامه 53 , به مالك اشتر , نهج البلاغه .
6 ـ كلام 71 , نهج البلاغه .
7 ـ كلام 10 , نهج البلاغه .
8 ـ كلام 60 , نهج البلاغه .
9 ـ نامه 53 , به مالك اشتر , نهج البلاغه .
10 ـ نامه 27 , نهج البلاغه .
11 ـ خطبه 131 , نهج البلاغه .
12 ـ نامه 53 , به مالك اشتر , نهج البلاغه .
13 ـ حكمت 47 , نهج البلاغه .
14 ـ نامه 53 , به مالك اشتر , نهج البلاغه .
15 ـ غررالحكم .
16 ـ تفسير نورالثقلين , ج 4 , صفحه .585
امام علي (ع ) در مقاطع مختلف به ترسيم ارتباطات صحيح پرداخته و برخورد مناسب را مقدمه اي براي ايجاد ارتباط موثر مي داند , موضوعي كه بايد آويزه گوش هر كارگزار روابط عمومي باشد
اميرالمومنين (ع ) درباره لزوم هدات مردم با اخلاق عملي مي فرمايد : كسي كه مي خواهد خود را پيشواي مردم معرفي كند قبل از اينكه به تعليم ديگران بپردازد , خود را تعليم دهد. چنين فردي قبل از اينكه با زبان , مردم را تعليم دهد بايد با اخلاق و روش خود آنها را هدايت كند