روزنامه جمهوري اسلامي 10/02/1384 صفحه امام
قاطعيت اميدبخشي و سازش ناپذيري , رمز شكوفايي نهضت امام خميني




نگاهي به ارزيابي امام خميني از مراحل اوليه نهضت اسلامي در دهه چهل شمسي
علي معصومي (وزوايي )
يكي از علل موفقيت امام خميني در جريان رهبري انقلاب اسلامي , اين بود كه ايشان با موانع و حوادثي كه در جريان مبارزه پديد مي آمد , از موضع قدرت و با روحيه بسيار بالا برخورد مي كردند و با نگاهي ويژه اي كه به مسائل و پديده ها داشتند , به مردم و كساني كه در راه مبارزه قدم برداشته بودند و اهداف متعالي و بالايي در سر مي پروراندند , روحيه و نيرو مي دادند تا ادامه راه را با قدرت و قوت بيشتر بپيمايند و از مشكلات و موانعي كه دشمن پديد مي آورند , هراسي به خود راه ندهند. اين , همان چيزي است كه ما به آن نياز دائمي داريم , زيرا انقلاب ما پيوسته از سوي دشمنان با تهديد و مانع تراشي روبرو است .
اكنون با اين مقدمه كوتاه , نگاهي به تاريخ نهضت امام خميني مي اندازيم تا ببينيم امام خميني نخستين مرحله از نهضت را چگونه ارزيابي كردند و چگونه به مردم و مبارزان اميد دادند و نتيجه مبارزه چند ماهه را چگونه تحليل و بازگو نمودند.
در ارديبهشت 1342 هـ . ش امام خميني پس از چهلم شهداي مدرسه فيضيه و در آغاز مجدد دروس حوزه , به ايراد سخن پرداختند و مرحله اول نهضت را ارزيابي كردند. پيش از آن كه به چگونگي ارزيابي امام خميني از مرحله اول نهضت اشاره كنيم , خلاصه اي از حوادث مرحله اول نهضت امام خميني را كه از مهر 1341 آغاز شد , مرور مي نماييم .
سال 1340 هـ . ش دو شخصيت بزرگ و دو عالم ديني مشهور ايران ديده از جهان فرو بستند . در فروردين 1340 , آيت الله بروجردي و در اسفند همين سال , آيت الله كاشاني كه هر دو وزنه بزرگي محسوب مي شدند , به ديدار حق شتافتند. رژيم شاه كه پنداشته بود با رحلت آيت الله بروجردي و آيت الله كاشاني , حوزه هاي علميه و مردم مسلمان ايران پشت و پناه خود را از دست داده و گرفتار ضعف شده اند , به دستور مستقيم آمريكا , حركت هاي ضد اسلامي را آغاز كرد. رژيم شاه در نخستين گام , در 14 مهر 1341 , قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي را تصويب كرد و در 16 مهر 1341 , دولت رسما تصويب قانون مذكور را اعلام نمود.
در تصويب نامه مذكور , اسلام از رسميت افتاده و قيد اسلام از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده بود. همچنين , سوگند به قرآن مجيد نيز قيد نشده و به جاي آن واژه اي به كار برده شده بود كه پيروان ساير اديان و فرقه ها , به راحتي مي توانستند در اركان كشور نفوذ كنند و امور جامعه اسلامي ايران را در دست بگيرند.
هنگامي كه رژيم شاه , گستاخي را تا آنجا رساند كه دين اسلام را حيله گرانه از رسميت انداخت و آن را برابر با ساير اديان و حتي فرقه ها قرار داد , امام خميني به پاخاست و نهضت بزرگي را آغاز نمود. مبارزات شديد و پيگير امام خميني سبب شد رژيم شاه در 7 آذر 1341 , كاملا عقب نشيني كند و اعلام نمايد كه تصويب نامه 14 مهر 1341 , لغو و غير قابل اجرا است . اما هنوز بيش از چهل روز از اعلام لغو تصويب نامه مذكور نگذشته بود كه رژيم شاه بازي ديگري را آغاز كرد و راه ديگري را براي مبارزه بااسلام و ميهن برگزيد. رژيم شاه در دي ماه 1341 , طرح آمريكايي انقلاب سفيد را اعلام كرد و در ششم بهمن همان سال به اصطلاح آن را به همه پرسي و رفراندوم نهاد. در اين زمان نيز امام خميني رهبري مبارزه با طرح آمريكايي انقلاب سفيد را در دست گرفت ولي رژيم شاه تحت حمايت شديد آمريكا و از طريق اعمال بدترين و شديدترين شيوه هاي استبدادي و تبليغاتي به سياست ضد اسلامي و ضد ميهني خود ادامه داد. در اين زمان , رژيم شاه وحشي گري را تا آنجا رساند كه در دوم فروردين 1342 به مدرسه فيضيه حمله كرد و كشتار وقيحانه اي به راه انداخت . رژيم شاه و حاميان استكباري او تصور مي كردند كه با حمله به قلب حوزه علميه و به راه انداختن موجي از وحشي گري , خون ريزي , غارت گري و وحشت آفريني در يكي اماكن محترم و مقدس , همه چيز رو به راه خواهد شد و ديگر كسي از ميان روحانيان و طلاب جرات ابراز وجود پيدا نخواهد كرد. اساسا هدف رژيم شاه همين بود كه مي خواست رعب انگيزترين و ياس آورترين فضا را به وجود آورد و به روحانيان و همه كساني كه راه مبارزه در پيش گرفته بودند , چنين بنماياند كه مخالفت بي فايده است و اگر مخالفت ها ادامه يابد , اساس حوزه ها و مقدس ترين نهادها و اماكن در خطر قرار خواهند گرفت . در واقع , شاه مي خواست همان ذهنيتي را كه پدرش به وجود آورده بوده او نيز به وجود آورد.
در زمان رضاخان , سركوب گري چنان وحشيانه بود كه بسياري چنين تصور مي كردند كه ايستادن در برابر سياستهاي شخص خشن , مستبد و بي منطقي مثل رضاخان , يعني ريشه كن شدن حوزه ها , زيرا رضاخان اين تصور را به وجود آورده بود كه هر كس و هر نهاد مذهبي و اجتماعي , هر قدر هم مقدس باشد , چنانچه در برابرش بايستد , نابود خواهد شد. همين ذهنيت , سبب شده بود ذهنيت عمومي حوزه ها اين گونه شكل بگيرد كه براي حفظ حوزه ها هم كه شده است , بايد ساكت و آرام شد و چيزي نگفت و حركتي نكرد تا بليه رضاخاني بگذرد. البته در همان زمان نيز عالماني بودند كه چنين ذهنيتي را نداشتند و در برابر رضاخان مي ايستادند. عالماني مثل آيت الله مدرس و... , ولي فضاي عمومي حوزه ها چنين نبود و همين موضوع سبب شد آيت الله مدرس در مبارزه با رضاخان , به همه اهداف خود دست نيابد.
محمدرضاخان نيز مي خواست همين ذهنيت در حوزه ها و در ميان علما و روحانيان به وجود آيد تا او بتواند طرح هاي آمريكا را به خوبي اجرا كند. اما نوع برخورد امام خميني با مسائل و شيوه اي كه در پيش گرفت , همه محاسبات شاه و اربابانش را به هم ريخت و امام خميني نه تنها عقب نشيني نكرد و نه تنها دستور سكوت و انزوا و انفعال صادر ننمود , بلكه همچنان حالت تهاجمي خود را حفظ كرد و به تدريج نيز به اين حالت شدت بخشيد.
امام خميني اين رويه و اين روحيه را در تمام طول مبارزات حفظ كرد و با همين روش بود كه نه تنها رژيم پهلوي در برابرش به انفعال و شكست افتاد , بلكه ابرقدرت هاي استكباري نيز در برابر سياست ها و روش هاي بسيار استوار و تهاجمي امام خميني به انفعال كشيده شدند.
امام خميني در بهار سال 1342 , بر خلاف آنچه شاه و حاميانش گمان كرده بودند , براي شكست فضاي رعب آور به پاخاست و خطاب به كساني كه احساس مي شد تحت تاثير فضاي مذكور قرار گرفته اند , چنين فرمود :
ناراحت و نگران نشويد , مضطرب نگرديد. ترس و هراس را از خود دور كنيد. شما پيرو پيشواياني هستيد كه در برابر مصائب و فجايعي صبر و استقامت كردند كه آنچه ما امروز مي بينيم نسبت به آن چيزي نيست . پيشوايان بزرگوار ما حوادثي چون روز عاشورا و شب يازدهم محرم را پشت سر گذاشته اند و در راه دين خدا يك چنان مصائبي را تحمل كرده اند. شما امروز چه مي گوئيد از چه مي ترسيد براي چه مضطربيد عيب است براي كساني كه ادعاي پيروي از حضرت امير(ع ) و امام حسين (ع ) را دارند در برابر نوع اعمال رسوا و فضاحت آميز دستگاه حاكمه خود را ببازند. دستگاه حاكمه با ارتكاب اين جنايت خود را رسوا و مفتضح ساخت و ماهيت چنگيزي خود را بخوبي نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به اين فاجعه , شكست و نابودي خود را حتمي ساخت . ما پيروز شديم . ما از خدا مي خواستيم كه اين دستگاه ماهيت خود را بروز دهد و خود را رسوا كند ... (1 ) نگران نباشيد , تزلزل به خود راه ندهيد , با كمال رشادت و سربلندي و روحي قوي بايستيد(2 )
امام خميني بااين حركت بسيار حساب شده و موثر , نه تنها تمام محاسبات و برنامه ريزي هاي شاه , دربار و حاميان استكباري شاه و دربار را به هم ريخت و از بازگشت اوضاع به زماني شبيه اوضاع زمان رضاخان جلوگيري نمود , بلكه همچنان خود را به اوضاع روحي و فرهنگي جامعه مسلط كرد و برنامه ها و محاسبات شاه و دربار به استهزا و سخره گرفت و همه آن ها را تحقير كرد. اين حركت امام خميني زماني اوج گرفت كه در دوازدهم ارديبهشت 1342 هـ . ش , در مسجد اعظم قم براي طلاب , روحانيان و مردم سخنراني كرد و حوادث چند ماه نخست را تشريح و ارزيابي نمود. امام در اين سخنراني تاكيد فرمود كه حوادث چند ماهه نهضت نشان داد كه اين دوره به لحاظي بسيار بد و به لحاظي بسيار خوب بوده است 3. تحليل و ارزيابي امام خميني اين بود كه همه بدي ها و افتضاحات و شكست هاي اين دوره دامن گير رژيم شاه و حاميانش شد و هم خوبي ها و افتخارات و پيروزي ها نيز نصيب مردم ومومنان مبارز و روحانيت گرديد4. اين نوع ارزيابي از حوادث چند ماه نخست نهضت , دقيقا مخالف اهداف و برنامه هاي رژيم شاه بود كه از يك سو مي خواست خودش را پيروز و سربلند معرفي كند و از سوي ديگر , مردم و روحانيان مبارز را نيز شكست خورده , مايوس , بي روحيه و بي نشاط معرفي نمايد. معرفي شدن رژيم شاه به عنوان رژيمي كه بسيار بدتر و مفتضح تر و خون خوارتر از مغول است , بي حيثيت شدن همه دستگاه ها و عناصر وابسته به رژيم شاه , ضد دين و ضد انسان معرفي شدن رژيم شاه , آشكار شدن نفاق رژيم شاه , آشكار شدن ماهيت رژيم شاه به عنوان عامل صهيونيسم و آمريكا , آشكار شدن ماهيت رژيم شاه به عنوان حامي فرقه ضاله بهائي , بي حيثيت شدن رژيم شاه در ميان مردم به عنوان يك رژيم ضد ميهن و... از مواردي بود كه امام خميني آن ها را به عنوان جلوه هاي بد چندماه نخست نهضت معرفي كرد و تاكيد فرمود كه همه اين بدي ها نصيب رژيم شاه شد , ولي جلوه هاي ارزشمند حوادث چند ماه اول نهضت تماما به مردم و روحانيان و مومنان مبارز تعلق گرفت 5. امام خميني در بخشي از سخنان مفصلي كه در آن روز بيان كردند , چنين فرمودند : سال بدي بود براي اين كه مفتضح شد هيات حاكمه , مفتضح شد دستگاه جبار , و ما نمي خواستيم , ما نمي خواهيم كه مملكت ما در خارج معرفي بشود كه همچو عناصر خبيثي سركارند , ما نمي خواستيم اين را ما مي خواهيم كه مملكت ما از آن نقطه اولي اش تا آن آخرش , جوري باشند , طوري سلوك بكنند كه مايه افتخار يك مملكتي باشد...
و اما سال خوبي بود براي اينكه روحانيت ارزش خودش را به دنيا اعلام كرد , فهماند كه آنكه صحبت مي كند , باز روحاني است , آنكه ايستادگي مي كند در مقابل ظلم و جور ظالم و جائر , باز حوزه هاي علميه است , كتك مي خورد , داد مي زند , كشته مي دهد , فرياد مي كند , مدرسه فيضيه اش را خراب مي كنند , اعتنا نمي كند , باز صحبت خودش را مي كند , هر كاري سرش بياورند , اين صحبت مي كند. روحانيت موجوديت خودش را به همه عالم اعلام كرد. پس بد بود چون هيات حاكمه , فضاحت ايران را در همه جا اعلام كرد , و خوب بود براي اينكه روحانيت حيثيت خودش را به عالم معرفي كرد. فهماند به عالم كه ما آدميم , روحاني هستيم ما , همه اش قضيه ذكر و دعا نيست , ما داد مي زنيم , ما مي گوييم نبايد بكنيد اين كارها را , ما نصيحت مي كنيم به شما.
بد شد امسال براي اينكه اين مطالب واقع شد , و خوب شد براي اينكه شما آقايان زنده كرديد اسلام را , ايستاديد در مقابل ظلم , ايستاديد , اگر نايستاده بوديد خدا مي داند كه حالا رفته بودند تا آن آخر. ايستادگي شما اسباب اين شد كه حاشا كردند مطالبشان رالله6
ارزيابي و تحليل دقيق امام خميني از مراحل اوليه نهضت و روشن گري هاي ره گشاي معظم له در اين زمينه , سبب شد روح استواري و استقامت و روح نشاط , تحرك و اميدواري در ميان مردم و مومنان و روحانيان مبارز , زنده تر از گذشته شود و ياس و ترس از ميان برود. اين اقدام چنان موثر واقع شد كه نه تنها شاه به تجديد و باز توليد عصر رضاخاني موفق نشد بلكه مردم مومن و مبارز چنان تحرك و نشاطي پيدا كردند كه حدود يك ماه بعد , بدون ترس از رژيم وحشي و تا دندان مسلح شاه , گسترده تر و مصمم تر از گذشته به ميدان آمدند و قيام بزرگ 15 خرداد را به وجود آوردند. بقيه مراحل نهضت را نيز امام خميني با همين روش كه مبتني بر ايجاد روح استقامت , اميدواري , نشاط , تحرك و تهاجم به دشمن بود , رهبري كردند و بدون آن كه لحظه اي سازش كنند و يا ذره اي از اصول و اهداف بزرگ خود عقب نشيني نمايند , با قاطعيت به پيش رفتند تا اين كه انقلاب بزرگ اسلامي را به پيروزي رساندند. اكنون نيز استمرار عزت مند انقلاب اسلامي نيازمند همان قاطعيت ها و همان استقامت ها و همان روحيه تهاجمي و همان روحيه پر تحرك و پر نشاط و سازش ناپذيري است كه امام خميني در برابر دشمنان و مستكبران زياده طلب داشتند , زيرا اگر در هر مرحله و درهر موردي با دشمنان انقلاب بويژه قدرتهاي استكباري , و با توطئه هاي آن ها با قاطعيت و با روح سازش ناپذير و تهاجمي برخورد نكنيم و در اين باره به سازش و به روند بده و بستان بينديشيم , نه تنها نمي توانيم جلوي دشمني ها و جلوي توطئه هاي آن ها را بگيريم , بلكه به تدريج آن ها را نسبت به انقلاب , گستاخ تر و زياده طلب تر خواهيم كرد.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد اول , ص 166
2 ـ همان , ص 188
3 ـ همان , ص 206 تا 216
4 ـ همان .
5 ـ همان
6 ـ همان
در آغاز نهضت امام خميني , شاه موجي از وحشي گري , كشتار , غارت گري به راه انداخت تا به پيروي از پدرش (رضا خان ) , با ايجاد فضاي رعب انگيز , دردل ها ترسي ايجاد كند كه همه مجبور به سكوت و انزوا بشوند , ولي امام خميني با شجاعت و قاطعيت تمام , اين فضا را شكست و همه را به استمرار نهضت اميدوار كرد. به همين دليل بود كه امام خميني در آن فضاي وحشت انگيز خطاب به آن هايي كه احساس ترس و نااميدي كرده بودند , فرمود : ناراحت و نگران نشويد , مضطرب نگرديد. ترس و هراس از خود دور كنيد شما پيروان پيشواياني هستيد كه در برابر مصائب و فجايعي صبر و استقامت كردند كه آنچه ما امروز مي بينيم نسبت به آن , چيزي نيست . شما امروز چه مي گوييد از چه مي ترسيد براي چه مضطربيد عيب است براي كساني كه ادعاي پيروي از حضرت امير(ع ) و امام حسين (ع ) دارند , در برابر اين نوع اعمال رسوا و فضاحت آميز دستگاه حاكمه خود را ببازند. نگران نباشيد , تزلزل به خود راه ندهيد , و با كمال رشادت و سربلندي , و با روحي قوي بايستيد
اكنون نيز استمرار عزت مند انقلاب اسلامي نيازمند همان قاطعيت ها و همان استقامت ها و همان روحيه تهاجمي و همان روحيه پرتحرك و پرنشاط و سازش ناپذيري است كه امام خميني در برابر دشمنان و مستكبران زياده طلب داشتند; زيرا اگر غير از اين رفتار شود , دشمنان انقلاب هر روز گستاخ تر و زياده طلب تر خواهند شد