روزنامه جمهوري اسلامي 08/02/1384 صفحه مقالات

آدابي درباره دعا براي فرج امام زمان (عج )
نشانه هاي ياران مهدي (ع )
عنايات مهدوي به علما و مراجع تقليد
مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا
آدابي درباره دعا براي فرج امام زمان (عج )


قسمت ششم عليزاده
اشاره :
در شماره هاي گذشته به چندين عامل از عواملي كه سبب تسريع در اجابت دعا مي شود , اشاره شد. بديهي است كسي كه حاجت مهمي به درگاه الهي دارد و سعي مي كند آداب سخن گفتن با خداي متعالي را نيز فرا گيرد , كدام حاجت مهم تر از فرج امام زمان عليه السلام كه با ظهور آن حضرت , حاجت همه حاجتمندان نيز روا مي شود.
اينك به دو ادب ديگر از آداب دعا مي پردازيم .
1 ـ يقين داشتن به استجابت
2 ـ الحاح و اصرار در دعا
يقين داشتن به استجابت دعا
خدايي كه ارحم الراحمين است , چگونه يك اميدوار را نااميد از در خانه اش مي راند بلكه اگر ما اميد به استجابت داشته باشيم , بعيد است كه خدا اميد ما را به ياس تبديل كند و ما را دست خالي از خانه اش دور كند. ولي اگر اميد به استجابت نداشته باشيم , چگونه انتظار داريم كه خدا دعاي ما را مستجاب كند
امام رضا عليه السلام فرمودند : « به خدا گمان نيك ببريد , به درستي كه خداي عزوجل مي فرمايد من نزد گمان بنده ام هستم پس به من جز گمان خير نبريد » (1 )
امام صادق عليه السلام فرمودند : « اذا دعوت فظن ان حاجتك بالباب » (2 )
هنگامي كه دعاكردي پس يقين كن كه دعايت در درگاه استجابت است .
رسول خدا(ص ) فرمودند : « خدا را بخوانيد در حالي كه به اجابت يقين داريد » (3 )
فرض كنيد دو گدا از شما چيزي مي خواهند شما كدام را كمك مي كنيد آن كه حاجتش را بيان مي كند و با نگاهي پر از اميد شما را نظاره مي كند و منتظر عطاي شماست يا آنكه حاجتش را مي گويد و بي درنگ دور مي شود و حتي پشت سرش را هم نگاه نمي كند ما نيز در مملكت خدا , گداياني بيش نيستيم . پس چه بهتر كه در برابر خدا نيز گداگونه رفتار كنيم .
پافشاري در دعا
امام محمد باقر عليه السلام فرمودند : « قسم به خدا هيچ بنده ي مومني در دعايش پافشاري نمي كند مگر اينكه خدا آن را برايش مستجاب مي كند » (4 )
اين بود مختصري از آداب دعا كردن . حال جا دارد ك اين سوال را از خود بپرسيم كه در دعا بر فرج امام زمان عليه السلام انصافا چند درصد از آداب دعا را رعايت مي كنيم . البته در دعاهاي مروي از ائمه اطهار , اكثر اين آداب رعايت شده است ولي معمولا ما در هنگام خواندن دعاهاي عربي كمتر به معني دعا توجه داريم و بيشتر سعيمان در صحيح و زيبا خواندن عبارت عربي است .
دوم اينكه يك نكته اينجا مطرح است و آن اينكه برخلاف تصور ما صداي خوش جزو آداب دعا نيست و هيچ حديثي كه به اين مطلب اشاره كند يافت نشد! و متاسفانه ما آداب اصلي دعا را رها كرده و در اكثر مجالس بيشتر از همه , اين ادب را رعايت مي كنيم . صداي خوش ممكن است حتي با بعضي از حالات دعا تناقض داشته باشد. كسي كه دارد به گناهانش اعتراف مي كند و طلب بخشش از آن ها دارد , چگونه جرات مي كند كه اين كار را با صداي خوش انجام دهد و متناسبا صدايش را بكشد. گويي چنين شخصي اصلا نمي داند با چه كسي صحبت مي كند و براي چه چيزي طلب بخشش مي كند و نمي داند در برابر چه كسي قرار گرفته است .
بعضي معتقدند كه با خواندن صدا به صورت خوش مي توان افرادي را جذب مجالس مذهبي كرد. متاسفانه اين فكر را نمي كند كه اين جذب شدن , كلا از روي احساس و بي اساس خواهد بود و همان طور كه چنين شخصي با يك كار احساسي جذب شده , با يك شوك احساسي ديگر نيز از راه به در مي شود. در ضمن چنين شخصي اصلا به مفهوم دعا توجهي ندارد و فقط مجذوب يك آهنگ دل نشين شده است (كافيست سري به يكي از مجالس دعابزنيد و ببينيد. از اين عبارت خيلي استفاده مي شود : برويم مجلس فلاني كه خيلي قشنگ مي خواند)
آن چيز كه از حالات دعا كردن ائمه و علما بزرگ نقل شده اين است كه آن ها طوري با خدا صحبت مي كردند كه گويي خدا را روبروي خود مي ديدند , و طوري با خدا صحبت مي كردند كه ما و شما آن طور با يك شخص بزرگ صحبت مي كنيم , ولي با حالت عجز و درماندگي و خشوع و شرمندگي و با رعايت نهايت ادب , مانند صحبت كردن يك بنده با مولاي خود. حال شما خودتان قضاوت كنيد صداي زيبا با اين حالت چه تناسبي دارد اگر ما با پدر و مادر خود , با معلم خود يا با يك عالم ... صحبت كنيم آيا با لحن و صداي زيبا صحبت مي كنيم و با آواز فراز و نشيب دار درخواست مي كنم يا نهايت ادب و احترام را رعايت مي كنيم حال اگر با خدا صحبت مي كنيم كه شاهد تمام گناهان ما هم بوده و از درون ما با خبر است , چطور جرات مي كنيم كه صداي خود را زيبا كنيم . اگر درخواستي از يك بچه پنج ساله داشته باشيم با اين لحن كه در مجالس دعا ديده مي شود از او درخواست نمي كنيم .
بلكه , در روايات وارد شده كه قرآن را با صداي زيبا بخوانيد ولي نمي توان قياس كرد كه دعا را نيز بايد با صداي زيبا بخوانيم . در ضمن در نماز كه در حال صحبت كردن با خدا هستيم اگر قرآن را به صورت زيبا بخوانيم , نماز ما باطل مي شود.
شايد بتوان با استفاده از چند حديث زير به برخي از كارهاي درستي كه بايد در مجالس دعا انجام شود اشاره كرد : امام سجاد عليه السلام فرمود : پيامبر اكرم (ص ) هنگام ابتهال , دستهايشان رابلند مي كردند و مانند يك مسكين كه طلب غذا مي كند دعا مي كردند . (5 )
مسكين هنگام دعا كردن التماس مي كند و قطعا لحن صحبت كردنش شبيه لحن هاي استفاده شده در مجالس دعاي امروزي نيست .
امام صادق عليه السلام به يكي از يارانشان به نام اسحاق فرمودند : « اي اسحاق طوري از خدا بترس كه گويي او را مي بيني , زيرا اگر چه تو او را نمي بيني ولي او تو را مي بيند ... » (6 )
(اين تعبير براي اجتناب از گناهان و حالت نماز خواندن به كار رفته است )
پاورقي :
1 ـ كافي , ج 2 , ص 72
2 ـ كافي , ج 2 , ص 473
3 ـ وسائل الشيعه , ج 7 , ص 53
4 ـ كافي , ج 2 , ص 475
5 ـ بحارالانوار , ج 6 , ص 287
6 ـ كافي , ج 2 , ص 67

نشانه هاي ياران مهدي (ع )


جعفر شيخ الاسلامي
« اينما تكونوا يات بكم الله جميعا » (1 )
هر جا باشيد خداوند شما را حاضر مي كند
در روايت متعددي كه از ائمه اهل بيت (ع ) به ما رسيده اين آيه به اصحاب مهدي (عج ) نيز تفسير شده است .
در كتاب « روضه كافي » از امام باقر(ع ) مي خوانيم كه بعد از ذكر اين جمله فرمود :
« يعني اصحاب القائم , الثلاثماه والبضعه عشر رجلا , هم والله الامه المعدوده , قال يجتمعون والله في ساعه واحده قزع كقزع الخريف » (2 )
منظور , امام قائم (ع ) كه سيصد و سيزده نفرند , به خدا سوگند منظور از « امه معدوده » آنها هستند , به خدا سوگند در يك ساعت همگي جمع مي شوند همچون پاره اي ابر پاييزي كه بر اثر تندباد , جمع و متراكم مي گردد.
از امام علي بن موسي الرضا(ع ) نقل شده است :
« و ذلك والله ان لوقام قائمنا يجمع الله اليه جميع شيعتنا من جميع البلدان » (3 )
به خدا سوگند هنگامي كه مهدي (ع ) قيام كند , تمام پيروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع مي كند.
بايد توجه داشت كه اين روايات در حقيقت اشاره به آن است كه خدايي كه قدرت دارد ذرات پراكنده انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آوري كند , به آساني مي تواند ياران مهدي (عج ) را در يك روز و يك ساعت براي افروختن نخستين جرقه هاي قيام به منظور تاسيس حكومت عدل الهي و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد . (4 )
« يا ايهاالذين امنوا من يريد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذله علي المومنين اعزه علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومه لائم ذلك فضل الله يوتيه من يشا والله واسع عليم . » (5 )
اي كساني كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده جمعيتي را مي آورد كه آنها را دوست دارد و آنها نيز او را دوست دارند , در برابر دوستان متواضع و در برابر كافران نيرومند هستند , آنها در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش كنندگان هراسي ندارند.
اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد (و شايسته ببيند) مي دهد و فضل خدا وسيع و خداوند دانا است .
علاوه بر اينكه طبق روايت زيادي كه از طريق شيعه و سني وارد شده اين آيه در مورد علي (ع ) است , در روايات ديگري مي خوانيم اين آيه درباره ياران مهدي (ع ) نازل شده است كه با تمام قدرت در برابر آنها كه از آيين حق و عدالت مرتد شده اند مي ايستند و جهان را پر از ايمان و عدل و داد مي كنند . (6 )
پيامبر گرامي اسلام (ص ) فرموده است : اين آيه درباره قائم (ع ) و ياران اوست كه در راه خدا تلاش مي كنند و از سرزنش هيچ ملامتگري ترس ندارند . (7 )
« فاستبقوا الخيرات , اينما تكونوا يات بكم الله جميعا » (8 )
پس در عمل به خيرات سبقت جوييد , كه هر جا باشيد خدا همه شما را مي آورد.
همين است و فرمود : منظور از خيرات , ولايت و محبت اهل بيت (ع ) است , همچنانكه در جايي ديگر فرمود : « و لئن اخرنا عنهم العذاب الي امه معدوده : (9 ) اگر عذاب را از ايشان تاخير اندازيم , تا امت معدوده ... » كه منظور از امت معدوده اصحاب قائم (ع ) هستند كه در عرض يك ساعت همه يك جا جمع مي شوند.
وقتي قائم (ع ) به سرزمين « بيدا » برسد , لشكر سفيان در برابرش صف آرايي مي كند , پس خداي عزوجل زمين را دستور مي دهد تا پاهاي ايشان را در خود فرو برد و بگيرد و درباره همين مورد است كه خداي عزوجل مي فرمايد :
« و لو تري اذ فزعوا فلا فوت و آخذوا من مكان قريب و قالوا آمنا به » (10 ) مي گويند اينك ما به قائم آل محمد(ع ) ايمان آورده ايم , يعني بين آنان و عذاب نشدنشان حائل ايجاد مي شود . (11 )
« و لئن اخرنا عنهم العذاب الي امه معدوده ليقولن مايحسبه الا يوم ياتيهم ليس مصروفا عنهم و حاق بهم ما كانوا به يستهزون » (12 )
اگر مجازات را تا زمان محدود از آنها به تاخير اندازيم (از روي استهزا) مي گويند چه چيز مانع آن شد آگاه باشيد آن روز كه به سراغشان مي آيد هيچ چيز مانع آن نخواهد بود و آنچه را مسخره مي كردند دامنشان را مي گيرد.
در روايات متعددي كه از طريق اهل بيت (ع ) به ما رسيده , امت معدوده به معني نفرات كم , و اشاره به ياران مهدي (ع ) گرفته شده است , به اين ترتيب معني آيه نخستين چنين مي شود : اگر ما مجازات اين ستمگران و بدكاران را به قيام مهدي (ع ) و يارانش واگذار كنيم آنها مي گويند چه چيز جلوي عذاب خدا را گرفته است ولي البته همانگونه كه گفتيم معني ظاهر اين آيه اين است كه « امت معدوده » به معني زمان معدود و معين است و اتفاقا در روايتي از اميرمومنان علي (ع ) در تفسير آيه نقل شده « امت معدوده » همين اصطلاح « بطن آيه » بوده باشد كه البته در اين صورت بيان يك قانون كلي در مورد ستمگران است نه يك مساله مربوط به مشركان و مجرمان زمان پيامبر(ص ) و مي دانيم كه قرآن آياتش معاني مختلفي دارد , معني نخستين و ظاهر آن ممكن است درباره يك مساله خاص يا گروه معين باشد اما معني دوم آن يك معني عام و مجرد از زمان و گروه معين . (13 )
« الا ان اولياالله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » (14 )
آگاه باشيد اوليا (و دوستان ) خدا نه ترسي دارند و نه غمگين مي شوند.
در كتاب « كمال الدين » از ابوبصير از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرموده : « طوبي لشيعه قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبته و المطيعين له في ظهوره اولئك اولياالله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » (15 ) خوشا به حال پيروان امام قائم (ع ) كه در غيبتش (با خودسازي ) انتظار ظهورش را مي كشند , و به هنگام ظهورش مطيع فرمان اويند , آنها اولياي خدا هستند همانها كه نه ترسي دارند و نه غمي .
« فاذا جا وعده اوليها بعثنا عليكم عبادالنا اولي باس شديد فجاسوا خلال الديار و كان وعدا مفعولا » (16 )
هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد مرداني پيكارجو را بر شما مي فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند حتي براي به دست آوردن مجرمان ) خانه ها را جستجو مي كنند , و اين وعده اي است قطعي .
در بعضي روايات , منظور از « عبادالنا الي باس شديد » حضرت مهدي (ع ) و يارانش مي باشد. و در بعضي ديگر اشاره به جمعيتي گرفته شده است كه قبل از مهدي (ع ) قيام مي كنند . (17 )
پي نوشتها
1 ـ سوره بقره , آيه .148
2 ـ تفسير نورالثقلين , جلد 1 , صفحه .139
3 ـ تفسير مجمع البيان , ذيل آيه مورد بحث .
4 ـ تفسير نمونه , جلد 1 , صفحه .503
5 ـ سوره مائده , آيه .54
6 ـ تفسير الميزان , جلد 10 , صفحه .302
7 ـ تفسير برهان , ج 1 , ص .479
8 ـ سوره بقره , آيه .148
9 ـ سوره هود , آيه .8
10 ـ سوره سبا , آيه 51 و .52
11 ـ تفسير الميزان , جلد 32 , صفحه .308
12 ـ سوره هود , آيه .8
13 ـ تفسير نمونه , جلد 9 , صفحه .32
14 ـ سوره يونس , آيه .62
15 ـ تفسير نمونه ج 8 , صفحه 339 , به نقل از تفسير نورالثقلين , جلد 2 , صفحه .309
16 ـ سوره اسرا , آيه .5
17 ـ نورالثقلين , جلد 3 , صفحه .138
از نشريه « جان جهان »

عنايات مهدوي به علما و مراجع تقليد


بنياد فرهنگي و خيريه نيمه شعبان وابسته به مسجد آيت الله انگجي تبريز به مناسبت يكهزار و يكصد و شصت و ششمين سال آغاز امامت حضرت حجت بن الحسن العسكري عليه السلام اقدام به انتشار كتاب « عنايات حضرت مهدي موعود(عج ) به علما و مراجع تقليد » به قلم آيت الله كريمي جهرمي نموده است .
اين كتاب در 250 صفحه موضوع امكان تشرف به حضور امام زمان (عج ) در زمان غيبت , نظريات اكابر علماي شيعه در اين باب , شبهات و اشكالات و سرانجام توقيع امام زمان (عج ) را مورد بررسي قرار داده و سپس 38 مورد از عنايات خاص حضرت مهدي (عج ) به علماي متقدم تا متاخر يعني از ابن بابويه قمي تا آيت الله العظمي گلپايگاني را نقل كرده است .
آيت الله كريمي جهرمي كه از مهدي پژوهان آگاه و پرتلاش معاصر مي باشد و دهها كتاب و مقاله در اين زمينه به رشته تحرير درآورده , در مقدمه اين كتاب مي نويسد :
« پيرامون وجود مقدس حضرت ولي عصر امام زمان عجل الله تعالي فرجه كتابهاي بسيار بلكه بيشماري نوشته شده كه هر يك از اين كتابها عهده دار بحث و بررسي از نواحي مختلف و ابعاد وسيع و دامنه دار اين موضوع مي باشند.
قسمتي از اين كتابها درباره غيبت امام زمان ارواحنا فداه و تعدادي در پيرامون انتظار فرج آن حضرت مي باشد. برخي از آن كتب و نوشته جات بحث انتفاع از امام غايب را پيش كشيده و بعضي پيرامون كساني كه به حضور آن حضرت شرفيات گرديده اند نوشته شده است . قسمتي از آنها مربوط به امكان طول عمر , و بخشي پيرامون انتظار است و خلاصه , اطراف و جوانب مطلب را كاملا رسيدگي كرده اند. ليكن تاكنون به كتابي پيرامون عنايات امام زمان عليه السلام نسبت به فقها بزرگ و مراجع تقليد شيعه برخورد نكرده ايم .
اتفاقا چندي پيش يكي از آقايان طلاب , سوالي در همين موضوع داشتند بدين مضمون كه آيا مواردي داريم كه حاكي از عنايات و توجه مخصوص امام زمان نسبت به مراجع و مجتهدين باشد و از آن ناحيه مقدسه لطف خاصي شده باشد
و آن موقع چون آمادگي نبود به ذكر دو , سه مورد از جمله , جريان فتواي شيخ مفيد راجع به زني كه مرده بود و جنين زنده او , اكتفا شد. و بعد ما به لحاظ اهميت موضوع ـ عنايت امام زمان عليه السلام به علما و مراجع بزرگ ـ بر آن شديم كه مطلب را تعقيب كنيم كه نتيجه آن , نوشتار حاضر است .
اين كتاب , علاوه بر آنكه گامي كوچك و اقدامي ناچيز در تقريب مطلب فوق است , قدمي كوتاه در راه آشنايي با برخي از علما بزرگ شيعه و نايبان امام زمان در اعصار مختلفه است كه بي شك آشنايي با حالات و صفات آنان در سازندگي انسان اثري بسزا خواهد داشت و خود موجب آن است كه انسان را به تاسي و اقتدا به آنان وادارد.
مهمترين مطلبي كه از اين نوشته ناچيز استفاده مي شود اين است كه مرجعيت شيعه همواره در محور معنويات و اتصال با امام زمان دور ميزده و بر اين اساس استوار مي باشد و در نتيجه اين منصب , مقدس ترين منصب معنوي است كه بايد بكلي از پيرايه هاي مادي و ظاهرسازي به دور باشد كه اين خود بزرگترين افتخار شيعه بشمار مي آيد.
اميد است اين نوشته , مقبول آستان رفيع مولي الزمان و بقيه الله في الارضين حضرت حجه بن الحسن ارواحنا فداه واقع شود و همگي مشمول دعاي خير آن حضرت قرار بگيريم .

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا


قسمت هجدهم
پس از آنكه راست گرايان مسيحي به اهداف خود در حزب جمهوري خواه و سپس كنگره دست يافتند , پيروزي آنان در انتخابات مجلس در سال 1994 آنان را تشويق نمود تا براي پيروزي در انتخابات كنگره و رياست جمهوري كه هر دو در سال 1996 برگزار مي شد تلاش كنند .
در انتخابات مقدماتي نامزد حزب جمهوري خواه براي رياست جمهوري , جناح راست مسيحي از « دان كويل » معاون سابق رئيس جمهور و ويليام منبت وزير سابق آموزش و پرورش حمايت نمود و چون در اين زمينه با شكست روبه رو شد تلاش خود را بر « آلان كريز » كه يك متعصب مذهبي بود و سپس رابرت دورنان متمركز كرد كه خواستار حاكميت آمريكا براساس مكاشفه عهد عتيق شده بود! سپس ائتلاف مسيحي از باب دال نامزد حزب جمهوري خواه براي رياست جمهوري حمايت نمود. « دال » خودش را به راست گرايان مسيحي اين گونه معرفي كرده بود كه او « يك مسيحي است كه دوباره متولد شده است » و از « ارزش هاي اخلاقي » دفاع خواهد كرد. علي رغم آنكه « باب دال » پيش تر نيز دو بار خود را كانديداي رياست جمهوري كرده بود ولي فقط بار سوم او را به عنوان نامزد « ارزش هاي اخلاقي » مي شناختند. دال در يك گزافه گويي انتخاباتي در جهت تلاش براي جلب آراي پروتستان هاي انجيلي محافظه كار و سنتي , به طور غير مترقبه ستاره هاي سينما و توليد كنندگان فيلم و نويسندگان و هنرمندان هاليوود را مورد هجوم قرار داد و در برابر جمعي از طرفداران خود در لس آنجلس در سال 1996 اعلام كرد كه فيلم هاي هاليوود كه صحنه هاي خشونت و سكس را به نمايش مي گذارند در واقع گسترش دهنده كابوس هاي رذالت هستند و هاليوود به جاي حمايت از ارزش هاي خانواده از سود و تجارت جانبداري مي كند. باب دال با ائتلاف مسيحي توافق نمود كه در صورت پيروزي در انتخابات , منشور « پيمان با خانواده آمريكايي » را مبناي كار خود قرار خواهد داد.
با توجه به اينكه نتايج انتخابات رياست جمهوري حاكي از انتخاب مجدد كلينتون به رياست جمهوري ايالات متحده بود , ولي ائتلاف حزب جمهوري خواه و جناح راست مسيحي تسلط خود را بر هر دو مجلس كنگره حفظ كرد , زيرا جمهوري خواهان قدرت خود را تقويت نمودند و توانستند در مجلس سنا 55 كرسي را به دست آورند , در حالي كه دموكرات ها 45 كرسي در اختيار داشتند . همچنين در مجلس نمايندگان به 227 كرسي دست يافتند و در برابر , دموكرات ها 206 كرسي را در اختيار گرفتند .
البته « بركناري كلينتون » موضوع اصلي ائتلاف جمهوري خواهان و جناح راست مسيحي بود. از آغاز تصدي وي در دوره اول رياست جمهوري در سال 1992 , كلينتون همواره مورد اتهاماتي بود كه اعتبار وي را خدشه دار مي ساخت و لذا در سال 1994 مجبور شد به خانم « چانت رنو » وزير دادگستري دستور دهد كه بازپرس ويژه اي را مامور نمايد در مورد آنچه رسوايي « وايت واتر » ناميده مي شد تحقيق كند. اين پرونده مربوط به اقداماتي بود كه كلينتون و همسرش در دهه هشتاد , هنگامي كه وي فرماندار ايالت اركانزاس بود , به انجام رسانده بود و « رابرت فيسك » به عنوان بازپرس اين پرونده انتخاب شد. بعد از پنج ماه (ماه مه ) خانم « پولاجونز » شكايتي را بر ضد كلينتون مطرح كرد و وي را به تجاوز جنسي به خود متهم نمود. در اوت سال 1994 , دادگاه فدرال , « كنت استار » جمهوري خواه را به جاي فيسك به عنوان بازپرس ويژه انتخاب نمود. در جريان رسيدگي به پرونده خانم پولا جونز , ناگهان رسوايي « مونيكا لوينسكي » , كارآموز كاخ سفيد (كه در فهرست شهود قرار داشت ) , انفجاري ايجاد كرد. خانم « ليندا تريپ » , دوست مونيكا , به دستور بازپرس ويژه در گزارش خود نوشت كه رئيس جمهور با وي روابط جنسي نامشروع داشته است . پس از آنكه رئيس جمهور هرگونه رابطه جنسي را انكار نمود , لوينسكي در برابر هيات منصفه عالي شهادت داد و جزئيات رابطه اش با كلينتون را تشريح كرد , ولي كلينتون همچنان انكار مي كرد. بر اساس اين دو شهادت , بازپرس « استار » گزارش معروف خود را نوشت و به كميته قضايي مجلس نمايندگان ارسال كرد , تا اقدامات مربوط به اتهام رئيس جمهور به منظور محاكمه و بركناري وي انجام شود.
كنگره تصميم گرفت گزارش استار و نوار ويدئويي اظهارات كلينتون در برابر هيات منصفه عالي را منتشر كند. هدف از اين اقدام رسوا ساختن و تحقير رئيس جمهور در برابر افكار عمومي و محاكمه و سپس عزل وي بود.
هيلاري كلينتون از « توطئه راست گرايان » به منظور ترور شخصيت رئيس جمهور ليبرال سخن گفت و به ديدار بنيامين نتانياهو نخست وزير سابق اسرائيل از حزب ليكود با صدها نفر از مسيحيان بنيادگرا و انجيلي و در راس آنان جري فالويل رهبر سازمان مسيحي و بنيادگراي « اكثريت اخلاقي » اشاره نمود و اين همان ديداري بود كه پس از آن موضوع مونيكا لوينسكي افشا شد.
واقعيت اين است كه داستان لوينسكي , چالشي را در جامعه آمريكا در مورد « ماهيت آمريكا » پديد آورد , يعني در اين مورد كه چگونه آمريكايي در آينده خواهد بود آمريكاي مسيحي محافظه كار و سنتي يا آمريكاي آزاد و لائيك جناح راست سياسي و مذهبي (بنيادگرا) , كلينتون را نماينده ليبراليسم و لائيسم و مدافع خدمات اجتماعي و بهداشتي و اقليت ها و سياهان و سقط جنين و هم جنس بازي مي دانست و لذا در موضوع رسوايي لوينسكي فرصتي يافت تا در انتخابات ميان دوره اي كنگره در سال 1998 به پيروزي دست يابد و براي بركناري كلينتون تلاش كند , ولي نتيجه انتخابات , دلخواه و ورد پسند راست گرايان جمهوري خواه و راست گرايان مسيحي نبود. اگر چه آنان در كنگره اكثريت داشتند. ولي در مجلس نمايندگان پنج كرسي را از دست دادند و تعداد كرسي هاي آن به 222 كاهش يافت , در حالي كه دموكرات ها 212 كرسي داشتند .
نتيجه اين وضعيت , نارضايتي افكار عمومي آمريكا از روشي بود كه راست گرايان جمهوري خواه و مسيحي در مورد محكوم كردن « كلينتون » در رسوايي « مونيكاگيت » آغاز كردند , روشي كه نشان دهنده « حزب گرايي » آشكار و « مك كارتيسم اخلاقي » , و تلاشي براي فلج كردن رئيس جمهور منتخب ملت بود و لذا نتايج مورد انتظار حاصل نشد و راست گرايان در بركناري كلينتون ناكام ماندند و رهبر اكثريت مجلس نمايندگان نيوت گينگريچ مجبور به استعفا شد.
« رالف ريد » مدير اجرايي سابق ائتلاف مسيحي اعتراف نمود كه انتخابات سال 1998 به گونه اي اداره شد كه گويا رسوايي كلينتون به تنهايي براي پيروزي آنان كافي است و اين كاملا اشتباه بود زيرا راي دهندگان انتظار داشتند كسي با آنان در مورد مسائل ي كه با حيات سرنوشت آنان بستگي دارد صحبت كند.
« راندي تات » مدير ائتلاف مسيحي هم پيمانان جمهوري خواه , خود را سرزنش و آنان را متهم كرد كه مبارزات انتخاباتي را صرفا بر اساس رسوايي كلينتون اداره كرده اند. « جيمز دابسون » , بنيانگذار سازمان « تاكيد بر خانواده » اظهار داشت جمهوري خواهان علي رغم تاكيدي كه بر رسوايي كلينتون داشتند , نتوانستند راي دهندگان آمريكايي را در اين زمينه قانع كنند. در حالي كه رئيس جمهور مرتكب رسوايي شده و در آستانه بركناري بود. به همين جهت گينگريچ بر كنار شد.
جناح راست مسيحي خواستار پيروزي نهايي بود. زيرا علي رغم نااميدي جمهوري خواهان توانسته بودند در دو ايالت هاوايي و آلاسكا از هم جنس بازي جلوگيري كند و در حوزه انتخابيه واشنگتن خانم « گرث كامرماير » نامزد هم جنس باز را با شكست روبه رو نمايد و دو نفر از نامزدهاي طرفدار « منشور اخلاقي » در حوزه انتخابيه ايداهو و اينديانا را بر كرسي هاي كنگره بنشاند.
احياي انجيل گرايي در دهه هاي آخر هزاره دوم به نقطه اوج خود رسيد. نظر سنجي هاي گالوپ نشان مي دهد كه حدود هفتاد ميليون نفر از آمريكاييان شبكه هاي تلويزيوني پروتستان هاي انجيلي (كليساهاي بصري ) را تماشا مي كنند تعداد اين شبكه ها به 101 ايستگاه تلويزيوني مي رسد . علاوه بر آن , 1006 كانال تلويزيوني كابلي نيز برنامه هاي آنان را پخش مي كنند . همچنين مراكز انتشاراتي مسيحي به 1300 مركز افزايش يافته كه عموما موضوعات مسيحي را منتشر مي كنند. علاوه بر آن , هفت هزار كتابفروشي براي توزيع كتاب هاي مسيحي وجود دارد كه فروش آنها ساليانه سه ميليارد دلار برآورد مي شود.
ساخت موسيقي مسيحايي نيز از جمله موسيقي پاپ , رپ , راك و متال (مسيحي ) آغاز شد و فروش آن ساليانه حدود يك ميليارد دلار برآورد مي شود. همچنين نشريات دوره اي پروتستان هاي انجيلي نيز گسترش يافت و نشرياتي مانند هفته نامه « مسيحيت امروز » , هفته نامه « جهان » و ماهنامه مبلغان در كنار نشريات « پديده هاي نو » , « پدر مآبي مسيحيت » و « تاريخ مسيحيت » و مجلات ورزشي , موسيقايي و آموزشي به منظور توجيه دانش آموزان نسبت به روش هاي انجيلي انتشار مي يافت . با صعود بنيادگرايي انجيلي . بيست هزار مدرسه ابتدايي و دبيرستان مسيحي و هزار دانشكده آموزش عالي تاسيس شد.
بنيادگرايي انجيلي باتوليد محصولات مسيحي از جمله پيراهن هاي « تي شرت » , كلاه , لوازم آشپزخانه , ادوات مسافرتي و برنامه هاي رايانه اي وارد « بازار » نيز گرديد. بنيادگرايان از انقلاب فن آوري نيز بهره گيري كردند و مي باشيم , christianity on Line هم اكنون ما شاهد حضور آنان در سايت همچنان كه كليساهاي مختلف سايت هايي را در اينترنت ايجاد كردند.
بنيادگرايي در سايه اين گسترش توانست تسلط جمهوري خواهان را بر هر دو مجلس كنگره در انتخابات سال هاي 1994 , 1996 و 1998 حفظ كند و سياست آمريكا در طول دهه نود شاهد پديده اي بود كه با نام « حزب الله » شناخته مي شد , اين عنوان را مجله « قرن مسيحي » براي ائتلاف پروتستان هاي انجيلي و حزب جمهوري خواه برگزيد. قابل ذكر است كه توسعه نفوذ حزب الله (راست گرايان انجيلي و جمهوري خواهان ) در ربع آخر قرن بيستم ارتباط مستقيمي با رشد پديده مسيحيت يهودي داشت . مسيحيت يهودي بنيان هاي اصلي خود را در ميراث يهودي ـ مسيحي يافت , يعني همان ارزش هاي آيين يهود مسيحيت كه در نهايت به توافق ارزش هاي اسرائيل و آمريكا منجر گرديد.
البته وجوه تشابهي بين آيين هاي يهوديت و مسيحيت وجود دارد كه مهم ترين آنها اشتراك در كتاب مقدس است و لذا اين دو آيين « اديان معتقد به كتاب مقدس » ناميده مي شوند همچنان كه در « ده فرمان » نيز اشتراك دارند.
مسيحيان آمريكا معتقدند كه عيسي مسيح يهودي متولد شد , بلكه او را يكي از انبياي يهود مي دانند. پروتستانيسم اگرچه خود انقلابي برضد آيين كاتوليك بود و سفارش ها و دستورالعمل هاي كليساي كاتوليك را لغو كرد و تاكيد نمود كه هركس خود حاكم بر عقل و روح خود و از نظر ديني پاسخگوي اعمال خود و نجات رستگاري خود مي باشد , ولي از سوي ديگر , ميراث مسيحيت يهودي را تضمين بخشيد و تورات به عنوان جزئي از ايمان مسيحيت پروتستان درآمد. خانم « باربراتوجمان » مورخ يهودي در كتابش به نام « كتاب مقدس و شمشير » به اين نكته اشاره دارد. همچنين بازگشت يهود به عنوان يك ملت به فلسطين , جوهر ايمان مسيحيت پروتستان است كه برپايه تورات استوار گرديده است , زيرا براساس پيش گويي هاي تورات , يهوديان به فلسطين باز مي گردند , آنگاه پيرو مسيح خواهند شد , اگرچه بسياري از آنان در جنگ تعيين كننده روز داوري كشته مي شوند و تنها 144 هزار نفر باقي مي مانند كه با آمدن دوباره مسيح مشمول نجات و زندگي در هزاره خوشبختي خواهند شد.
به اين ترتيب همانگونه كه « پل فندلي » مي گويد , ميراث يهود براي مسيحيان آمريكا , بسياري از آنان را معتقد ساخته است كه تاسيس دولت اسرائيل در سال 1948 در حمايت تحقق پيش گويي هاي تورات بوده و دولت يهودي در برنامه آسمان و زمين همچنان نقش محوري را ايفا خواهد نمود . پيروزي اسرائيل در جنگ سال 1967 و اشغال قدس , شاهد ديگري براي مسيحيان آمريكايي بود كه پيش گويي هاي تورات و نزديكي آمدن مسيح را نويد مي داد , لذا آمريكاييان كه خود را « قوم برگزيده جديد » مي دانند , داستان ها و دلاوري هاي تورات را در دوران معاصر در آمريكا يعني سرزمين موعود جديد تكرار مي كنند. »
« موشه ديويس » مي گويد : « تورات در اعتقادات آمريكاييان منبع ايمان و نيروي منسجمي در آرمان هاي ملي آنان محسوب مي شود. زبان تورات , تصورات , رهنمودهاي اخلاقي و مبارزات انساني آن همه و همه جز تفكيك ناپذير شخصيت و هويت آمريكاست , انبيا , بت پرستان , پادشاهان و عموم كساني كه از چند قرن قبل در اسرائيل قديم زندگي كرده اند , نقشي در تاريخ معاصر آمريكا چه در روزهاي درخشش و چه دوران سختي ايفا كرده اند » .
ائتلاف مسيحيت صهيونيست با جمهوري خواهان و رواج اتحاد ارزش هاي اسرائيل و آمريكا اكنون به كاخ سفيد حكومت مي كند
پروتستانيسم اگر چه انقلابي بر ضد آئين كاتوليك بود ولي ميراث مسيحيت يهودي را تضمين بخشيد و تورات را به عنوان جزيي از ايمان مسيحيت پروتستان درآورد