اشاره
يكي از موضوعات حائز اهميت در جهان اسلام , وحدت و تقريب
بين مذاهب اسلامي و ضرورت تلاش هاي علمي و عملي سازنده و
وقفه ناپذير براي مقابله با تشتت و تفرق و بسترسازي هاي لازم به منظور
تحقق اتحاد اسلامي مي باشد. هفته وحدت فرصت مناسبي براي مطرح
كردن مجدد اين ضرورت و تعمق در آثار ارزشمند و حياتي آن است .
آنچه پيش روي داريد سخنان ژرف وآگاهي آفرين رهبر معظم انقلاب
حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار با اعضاي مجمع تقريب بين مذاهب
اسلامي در سال 1376 مي باشد كه به اين موضوع نگاهي نافذ و راهگشا
دارد.
من به اين كار (وحدت وتقريب ) به چشم دروازه يي به
عالم و مرحله ي جديدي نگاه مي كنم , حقا وضع مسلمين
از لحاظ تضادها و اختلافات مذهبي , تاسف انگيز است .
بسياري از تواناييهاي با ارزش علمي و فكري مسلمين در
طول تاريخ , صرف تعارض با يكديگر شده است . اشتباه
نشود , اگر كسي براي اثبات مذهب خود تلاش علمي بكند.
من آن را رد نمي كنم , هم شيعه , هم سني , هم هر مومن به
نحله يي , به عقيده يي و به طريقه يي , حق دارد طريقه ي
خودش را اثبات كند. اين , چيز ديگري است , ما آن را رد
نمي كنيم .آنچه كه ما رد مي كنيم , تلاش براي معارضه ,
كوبيدن , اهانت كردن ونفي موجوديت طرف مقابل
است , اين غلط است .
در بحث علمي , طبيعي است كه هر كس عقيده يي دارد.
اثبات آن عقيده , به معناي نفي و رد عقايد ديگري , و
استدلال بر عقيده ي خود است . همه ي اينها مفهوم , قابل
درك وقابل تحمل است . همين بحثها هم هميشه دامنه ي
تفكر را گسترش مي دهد , تعميق مي كند و پيش مي برد ,
مانعي ندارد , ليكن آنجايي كه دو گروه , هر دو منتسب به
اسلام , و هر دو معتقد به مباني اساسي واحد , در مقابل هم
صف آرايي مي كنند , تا يكديگر را محو كنند , يا ضربه
بزنند , يا جريجه دار كنند , اين فاجعه است , ما از اين كار
بايستي جلوگيري كنيم .
قدرتمندان , عامل جنگهاي مذهبي بين مسلمين
تا آنجايي كه من درتاريخ يادم مي آيد , درگيريها
وتعارضات وجنگهاي مذهبي بين مسلمين , به وسيله ي
قدرتمندان هدايت شده است . از زمان بني عباس و آن
جنگهايي كه بين مكاتب كلامي تازه تاسيس شده ي آن
روزگار اتفاق افتاد و آن كشتارهاي متقابل ـ گاهي اين
خليفه بود , طرفدار اين فكر بود , گاهي خليفه ي ديگر بود ,
طرفدار فكر ديگري بودـ تا زمانهاي بعد , همواره دستهايي
طرفداران عقايد مختلف اسلامي را به جان هم انداختند.
اگر اين دستها نبوده , آنها با هم سالها در صلح و آرامش
زندگي كردند و هيچ مشكلي نداشتند. نمونه اش همين
كشورهاي اسلامي است كه در آن , فرق مختلف اسلامي با
هم مشغول زندگي هستند , يك نمونه اش ايران , يك
نمونه اش عراق , يك نمونه اش كشورهاي ديگر است . چه
موقع خود مردم و معتقدان به اسلامي در مقابل هم
صف آرايي داشتند چه زماني با هم جنگيدند به هر حال
ما بايد گذشته رادر حفاظ فراموشي بگذاريم و آن را كان
لم يكن فرض كنيم .
در زمان حال , براي اين كه مسلمين با هم متحد و
متفق نباشند و عليه هم كاركنند , تلاشهاي مضاعفي انجام
مي گيرد. اين تلاشها بخصوص در وقتي تشديد پيدا كرده ,
كه نياز مسلمين به وحدت , بيش از هميشه است . به تصور
خيلي نزديك به واقعيت , انگيزه ي تلاشهاي دشمنان اين
است كه از تحقق آرزوي سيادت و حاكميت اسلام ـ كه
امروز به مراحل عملي نزديك مي شودـ جلوگيري كنند.
طبيعي است كه اگر اسلام بخواهد حاكميت پيداكند
ومسلمين در دنياي اسلام بخواهند به اسلام تمسك كنند ,
با اين اختلافات امكانپذير نيست .فاجعه آميزترين مانع در
راه حاكميت وسيادت اسلام اين است كه مسلمين را در
درون جوامع اسلامي ـ چه در يك كشور , چه در
كشورهاي متعدد اسلامي , فرقي نمي كند ـ به جان هم
بيندازند.
اگر امروز مطبوعات يك كشور شروع به حمله به يك
مذهب از مذاهب اسلامي كنند , و مطبوعات كشور ديگر
نيز متقابلا به مذهب آنها حمله نمايند ـ يعني همين
دعواهاي سياسي را درقلمرو فكر مذهبي وديني وارد
كردن , و با پشتوانه ي فكر و تعصب ديني , گروهها را به جان
هم انداختن ـ اين بزرگترين مانع است براي اين كه
مسلمين , به فكر سيادت اسلام جامه ي عمل بپوشانند و
بتوانند آن را تحقق
ببخشند.
دنياي اسلام , نيازمند تقريب
پس , امروز « تقريب » يك هدف فوري , يك غرض الهي
و يك فكر حياتي است و بايد دنبال بشود.اين خلا زمان
است ـ بيش از همه ي زمانهاي ديگر ـ مابايد آن را پركنيم .
خوشا به حال انسانهايي كه بتوانند خلا زمان خودشان را
پر كنند , خواست لحظه را بفهمند و آن را برآورده نمايند.
بعضي كارهااگر در لحظه ي خاصي انجام بگيرد , مفيد
است , اگر در آن لحظه انجام نگيرد , اي بسا آن فايده را
نخواهد داشت .
امروز دنياي اسلام نيازمند اين تقريب است .در اين
تقريب ـ همان طور كه مكرر گفته شده ـ غرض اين است كه
فرقه هاي اسلامي , در مقام فكر و اعتقاد به يكديگر نزديك
بشوند.اي بسا برخي از تصورات فرق نسبت به يكديگر , با
مباحثه و مذاكره , به استنتاج خوبي منتهي بشود ,
شايدبعضي از سوتفاهمها برطرف , و بعضي از عقايد
تعديل , و بعضي از افكار به طور واقعي به هم نزديك بشود ,
البته اگر اين بشود , بسيار بهتر از هر شكل ديگراست ,
حداقل اين است كه برروي مشتركات تاكيد بشود. اين
گفتگوها و مذاكرات , كمترين فايده اش اين خواهد بود. بنابر
اين , بايد از طرح مسائل تفرفه انگيز خودداري بشود.
فتاوي مشترك
در مرحله ي فقهي نيز تبادل نظر بين مذاهب مختلف , در
بسياري از ابواب فقهي , به فتاوي نزديك , بلكه واحدي
منتهي خواهد شد. بعضي از فرق اسلامي , در برخي از
ابواب فهقي , تحقيقات و پيشرفتهاي قابل ملاحظه يي
دارند , ديگران مي توانند از آنها استفاده كنند. گاهي ممكن
است در برخي از احكام و استنباطات اسلامي از كتاب و
سنت , نوآوريهايي در اختيار بعضي از فرق اسلامي باشد ,
ديگران از آن استفاده خواهند كرد و به فتاوي نزديك به هم
يامشترك خواهند رسيد. ما مي بينيم گاهي فتوايي را از
مذهبي نقل مي كنند , در حالي كه آن قتوا , فتوايي غريب در
آن مذهب است . ممكن است اهل آن مذهب , از آن فتوا
تحاشي بكنند , يا اصراري به آن نداشته باشند. چرا ما
نگرديم تافتاوي مشترك را پيدا كنيم
تقريب عملي , مهمتر از همه ي نتايج تقريب
در نهايت و شايد مهتر از همه ي نتايج تقريب , تقريب
عملي است , يعني همكاري مسلمين بايكديگر , منهاي
احساس جدايي عقيدتي فرقه يي .اگر دشمنان بگذارند , و
اگر ما عاقل باشيم , اين امربسيار ممكن و سهل التناولي
است .
ما در ميان خودمان و در جوامع ديگر , بخصوص بعد
از پيروزي انقلاب اسلامي , مكرر اين را ديده ايم كه
برادران شيعه و سني كنار هم مي نشينند ودر مسائل عملي و
سياسي و مسائل مربوط به سرنوشت اسلام , طوري با هم
تبادل نظر مي كنند كه اصلا به يادشان نيست كه اين
مذهبش چيست و آن مذهبش چيست , ما همواره اين
احساس را در خودمان مشاهده كرده ايم و در بسياري از
معاشرانمان از اصحاب مذاهب مختلف , اين را ديده ايم .
پس , اين سه مرحله است : هم در مرحله ي اعتقاد , هم
در مرحله ي احكام فقهي , و هم در مرحله ي همكاري
عملي . آنچه كه اينها را تضمين مي كند , اين است كه اولا به
توطئه ي دشمن هوشمندانه نگاه كنند , ثانيا به آن مواردي
از اسلام كه اين تقريب را تضمين مي كند , بيشتر فكر كنند.
توجه به مشتركات اسلامي به عنوان پايه هاي تقريب
در صدر فعاليتهاي مرحوم آيت الله بروجردي
(رضوان الله تعالي عليه ) براي تقريب آن طور كه من شنيدم
و تا حدودي اطلاع دارم ـ توجه به « حديث ثقلين » بود كه
بين مذاهب مختلف اسلامي مورد اتفاق است و متواتر آن
را نقل كرده اند. به همان شكلي كه شيعه آن را نقل كرده ,
كتب برادران اهل سنت هم پر است , اگر چه به شكل
ديگري هم نقل كرده اند. به هر حال , مساله ي اهل بيت و
نظير آن را كه مورد قبول همه ي مسلمين است و همه ي
مسلمين به آنان ارادت دارند و آنان را دوست مي دارند و
هر كدام به نحوي به آنان عقيده ي ديني دارند , محور قرار
بدهند. در خود اسلام مي شود مواردي را از متون اسلامي
پيدا كرد كه پايه هاي تقريب باشد.
جلوگيري از نشر آثار تفرقه انگيز
اين مجمع در مقام عمل هم بايد گروههاي تحقيقات علمي
چه در سايه ي همان دانشگاهي كه ان شاالله تاسيس
خواهد شد , و چه به شكل ديگر به وجود بياورد كه بتوانند
در باره ي مسائل قابل بحث در تقريب , تحقيق و بررسي
كنند.
البته يكي از كارهايي كه بايد انجام بگيرد , تلاش براي
جلوگيري از نشر آثار تفرقه انگيز است , چه در محيط
شيعي , چه در محيط سني , الان براي ايجاد بغض و كينه ,
آثاري نوشته مي شود و پولهايي خرج مي شود.اگر بتوانيم ,
بايد جلوي اينها را بگيريم . اين گونه آثار , همه جا هم
منتشر مي شود. ما نمي گوييم كه در ايران مطلقا منتشر
نمي شود , نخير , در ايران هم متاسفانه مواردي مشاهده
مي شود. آثار كينه برانگيز و تفرقه انگيزي از طرفين منتشر
مي شود. يكي از موارد توجه اين مجمع , بايد همين مورد
باشد. بحث مذهبي بكنند , كتابهاي متعدد بنويسند ,
استدلالات كلامي بكنند وفضايل مورد نظر خودشان را در
كتابها بياورند ـ اين مقوله ي ديگري است ـ اما آثاري را
كه موجب تفرقه , كينه و تعميق بغض است , منتشر نكنند ,
روي اين نكته بايد فكر بشود. ببينيم اين مجمع واقعا
چگونه مي تواند به شكل مناسبي بر اين معنا اشراف و
نظارتي پيدا كند.
براي من كتابهاي متعددي از نقاط مختلف عالم
مي رسد , كه پيداست اصلا سعي افرادي بر اين بوده كه اين
كتابها براي ايجاد كينه و كدورت و بغض و نگراني نوشته
بشود. حالا كه در جمهوري اسلامي بحمدالله پرچم اسلام
و قرآن بلند است , و حالا كه شعارها , شعارهاي اسلامي و
پرچاذبه است , سعي مي كنند از طريق ديگري كينه ي اين
كشور , اين ملت و اين حكومت را در دل برادران مسلمان
در نقاط مختلف عالم وارد كنند , كتابهايي مخصوص اين
كار مي نويسند , دشمن كه بي كار ننشسته است .
حضرت آيت الله خامنه اي :
در زمان حال , براي اين كه مسلمين با هم متحد و
متفق نباشند و عليه هم كار كنند , تلاش هاي
مضاعفي انجام مي گيرد. اين تلاش ها به
خصوص در وقتي تشديد پيدا كرده كه نياز
مسلمين به « وحدت » , بيش از هميشه است
حضرت آيت الله خامنه اي :
امروز « تقريب » يك هدف فوري است , يك
غرض الهي , و يك فكر حياتي است و بايد دنبال
بشود
حضرت آيت الله خامنه اي :
ما در ميان خودمان و در جوامع ديگر , به
خصوص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , مكرر
اين را ديده ايم كه برادران شيعه و سني كنار هم
مي نشينند و در مسائل عملي و سياسي و مسائل
مربوط به سرنوشت اسلام , طوري با هم
تبادل نظر مي كنند كه اصلا به يادشان نيست كه
اين مذهبش چيست و آن مذهبش چيست

استفتائات
خمس (7 )
نماز خواندن در لباس و زميني كه خمس آن
داده نشده
|
سوال : زمين يا لباسي كه متعلق خمس است و خمس آن پرداخت نشده , نماز خواندن در آنها
چه صورت دارد
حضرت امام خميني (ره ) : اگر با عين پولي كه خمس يا زكات آن را نداده
لباس بخرد , نماز خواندن در آن لباس باطل است و همچنين است اگر به ذمه
بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد كه از پولي كه خمس يا زكاتش را
نداده بدهد.
حضرت آيت الله خامنه اي : اگر باعين پولي كه خمس آن داده نشده خريداري
شده باشد , نماز خواندن در آنها اشكال دارد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : جايز نيست مگر اينكه از حاكم شرع اجازه
بگيرد.
حضرت آيت الله بهجت : حكم نماز در مغصوب دارد اگر به ذمه نخريده باشد.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : حكم غصب را دارد و مانند غصب موجب
بطلان نماز است .
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : اگر با پولي كه خمس به آن تعلق گرفته وخمس آن
را نداده لباس بخرد نماز در آن باطل است و حكم لباس غصبي را دارد.
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : نسبت به صاحب زمين و لباس اشكال دارد
ولي نسبت به ديگران مانعي ندارد.

|
قاسطين
|
داستان حكميت و نبرد من با معاويه , اين فرزند هند
جگرخوار و (برده ) آزاد شده ! (از معدود مواردي بود كه
خداوند بزرگ , ايمان و توانايي مرا بدان وسيله آزمود).
از روزي كه محمد(ص ) به رسالت مبعوث گشت , معاويه
به دشمني و خصومت با او و ساير مومنان پرداخت تا زماني كه
به لطف خداـ و به زور شمشير مسلمانان , دروازه هاي شهر
مكه گشوده گشت . همان روز از معاويه و پدرش , بيعت و پيمان
وفاداري و فرمانبرداري براي من گرفته شد و در فرصتهاي ديگر
نيز تا سه نوبت همان پيمان تاكيد و تجديد شد.
پدرش (ابوسفيان ) نخستين كسي بود كه در گذشته (پس از
رحلت پيامبرخدا(ص )) بر من به عنوان « اميرمومنان » سلام
كرد. و همو بود كه بارها مرا تشويق و ترغيب مي كرد كه به
پاخيزم و حق خود را از خلفاي پيشين بستانم . در هر فرصت كه
ديداري دست مي داد , او تجديد بيعت و اظهار وفاداري
مي نمود.
... معاويه كه به خلافت دل بسته بود و در سرانديشه آن را
مي پروراند , همين كه دانست من به عنوان خليفه مسلمين
شناخته شده ام و حق از دست رفته به جاي خويش بازگشته
است از اينكه به آرزوي ديرينه اش (خلافت ) دست يابد و بر
دين خدا كه امانتي است نزد ما , حاكم گردد , مايوس گشت ,
روي به « عمروبن عاص » آورد و به او پيوست و تا توانست از او
دلجويي كرد و از خود شادمانش ساخت و سرزمين پهناور
مصر را طعمه او كرد در صورتي كه چنين حقي نداشت .
اگر درهمي بيش از سهم مسلمانان برداشت مي كرد حرام
بود , و متصدي اموال نيز حق نداشت بيش از سهم مجاز , به او
برساند.
معاويه به دستياري رفيق خود , شهرهاي اسلامي را ـ يكي
پس از ديگري ـ دستخوش تعدي و تجاوز ساخت . براي آنان كه
دست او را به بيعت فشرده بودند , اسباب آسايش و رفاه فراهم
ساخت و كساني كه امتناع نمودند محروم ساخت و يا به تبعيد
فرستاد.
سپس در حالي كه پيمان خود را شكسته بود , دست تعدي
به اطراف و نواحي قلمرو اسلامي از شرق و غرب دراز كرد و
اخبار شرارتهاي او پي در پي به من مي رسيد.
(نقل از كتاب خاطرات اميرمومنان (ع )ـ انتشارات دفتر تبليغات
اسلامي قم )

| |
|