به مناسبت 29 فروردين روز ارتش جمهوري اسلامي ايران
« ارتش ايران اسلامي يك پديده و هويت جمعي جديد و
متكي بر دين و اخلاق , استقلال و كارآيي است و ركن تركيبي
براي دفاع از مرزهاي ميهن اسلامي و حراست از استقلال كشور
است » . از فرمايشات مقام معظم كل قوا
29 فروردين هر سال بزرگداشت فداكاريها و ايثار و از
خودگذشتگي دلاورمردان ارتش قهرمان و سلحشور اسلام است
و سالروز حماسه سازان غيور و دلير پرسنل جان بر كف نيروي
زميني ارتش . اين حماسه ها و دلاوريها در عرصه هاي مختلف بر
صفحات زرين تاريخ ملت مسلمان ايران مي درخشد. همبستگي
و پيوند عميق بين ارتش و ملت انقلابي ايران با پيام تاريخي
امام (ره ) در جواب گروههاي آلت دست بيگانگان براي انحلال
ارتش در 58,1,28 و اعلام روز 29 فروردين 58 پيام روز ارتش
همراه با رژه پرسنل ارتش انجام گرفت . اينك بدنه اصلي ارتش
كه از بهترين فرزندان ملت شريف ايران ولايي و مقلد مرجعيت
رهبري بودند در لحظات حساس پيروزي انقلاب به صفوف
اسلامي و انقلابي مردم ايران پيوستند و ارتش در مقاطع و
شرايط خطير كشور تجديد بيعت با رهبري و پاي بندي به اصول
و آرمانها و اجراي فرامين و اوامر ولي امر مسلمين را نشان داد.
ارتش پس از گذشت 26 سال از سالگرد رژه تاريخي 29
فروردين 58 همچنان با صلابت و اقتدار تحت فرماندهي مقام
رهبري پاسدار حريم ايران اسلامي و مدافع شايسته استقلال و
امنيت كشور در برابر متجاوزان و استكبار جهاني
است .
كارنامه درخشان ارتش گوياي آن روح و تعهد و پيماني
است كه در تمامي صحنه هاي دفاع از انقلاب اسلامي به
خصوص دوران دفاع مقدس استوار و محكم با تقديم هزاران
شهيد گلگون كفن اين بنياد مرصوص را استحكام بخشيد.
ارتش ج .ا.ا در حال حاضر علاوه بر پاسداري از استقلال و
تماميت ارضي و نظام اسلامي , مسئوليت بازسازي و سازندگي
در دوران صلاح را با بهره گيري از تجارب 8 سال دفاع مقدس به
عهده دارد. و ارتش همسو با برنامه هاي دولت ج .ا.ا با
برنامه ريزي و تنظيم طرحها و برنامه ها در راستاي اهداف كلي
نظام در زمينه هاي لجستيكي , آموزش و تجهيزات عليرغم تمامي
مشكلات و تنگناهاي ناشي از تحريم اقتصادي با پيروي از اصل
صرفه جويي و انضباط اقتصادي در جهت خودكفايي اقدام به
عمل مي آورد و در راستاي بهينه سازي و بازسازي تجهيزات و
تاسيسات و استفاده از امكانات بالقوه سعي و تلاش مي نمايد.
ارتش دوشا دوش ديگر نيروهاي مسلح در سخت ترين شرايط و
حوادث طبيعي , پدافند و حراست از مرزها با توجه به شرايط و
بحرانهاي بوجود آمده توسط دولتهاي استكباري , پاكسازي
مناطق آلوده به مواد منفجره در طول جنگ تحميلي و پاكسازي و
استفاده براي كشاورزان , انجام تفحص توسط واحدهاي نداجا
براي يافتن پيكرهاي پاك و مطهر شهدا و مفقودالاثرها , تلاش و
اقدام در تحكيم مباني اعتقادي و سياسي پرسنل , فعاليت هاي
تحقيقاتي و پژوهشي در امر خودكفايي با انجام پروژه هاي
مختلف گام برمي دارد و با الهام گرفتن از بيانات رهبر و بنيانگذار
انقلاب اسلامي مبني بر خودباوري ساخت و طراحي تجهيزات
نظامي در ابعاد مختلف و سرلوحه قرار دادن فرمايشان ايشان
براي اين ميهن عزيز خدمت مي كند.
سرهنگ محمد آقاجاني ـ جمعي معاونت بازرسي ستاد كل
نيروهاي مسلح

خاطره
امداد آسماني
|
« پاييز 1362 چند مرحله از عمليات والفجر 4 در ارتفاعات كاني مانگا ,
لري , شيلر و پنجوين عراق به اجرا درآمده بود و مانيز در كنار تعدادي از
رزمندگان گردان وليعصر(عج ) لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع ) در يكي از
ارتفاعات پنجوين عراق مستقر بوديم .دشمن زخم خورده بعثي با پاتك
(ضدحمله ) خود , آرامش منطقه را بهم ريخته و نيروهاي ما را شديدا تحت
فشار قرار داده بودتا از ارتفاعات و مواضعي كه يكي دو شب قبل فتح كرده
بوديم عقب نشيني كينم . لذا بي امان بسوي ما گلوله , خمپاره و... مي باريد ,
دود و آتش منطقه را فرا گرفته بود. بديهي بود كه در اين درگيري و حال و
هواي جنگي , عده اي از همسنگران , شهيد با مجروح مي شدند و هر كدام از
آنها توسط همرزمان خود به پشت خط و يا منطقه اي كه نسبتا آرام بود منتقل
مي گشتند , در خلال اين درگيريها ناگهان خمپاره اي از سوي دشمن به
نزديك ما فرود آمد و با موج انفجارش , من دچار موج گرفتگي و ناراحتي
شديد عصبي شدم . ديگر ماندن برايم جايز و امكان پذير نبود ليكن فرد يا
افرادي مي بايست مرا تا پشت خط مقدم حمل و يا حداقل همراهي ميكردند ,
در اين معركه بود كه زنده ياد بسيجي حاج محرمعلي بهرامي عليرغم همه
سختيها ومخاطرات منطقه , بدون تعارف و يكه و تنها مرا بر دوش گرفته و
حدود بيش از دو كيلومتر با خود حمل نمود تا اينكه در محلي با كمك
برادران حمل مجروح به وسيله آمبولانسي به مريوان منتقل شدم و...
راوي : برادر جانباز محمد باقر حيدري

|
عطري در اين فضاست كه سرچشمه اش خداست
|

گزارشي از سفر خبرنگاران , نويسندگان و شعراي استان كرمان از مناطق عملياتي جنوب
اشاره : در آستانه سال نو , به همت بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع
مقدس استان كرمان كارواني متشكل از خبرنگاران , نويسندگان و شعرا , از
مقابل موزه دفاع مقدس كرمان عازم مناطق عملياتي جنوب شدند تا ضمن
تجديد بيعت با شهدا و امام شهدا , ره توشه اي برگرفته و قلمهاي خود را
براي نشر آثار دفاع مقدس از جوهر ايثار , اخلاص , ايمان , جهاد وديگر
واژگان مقدس پرنمايند. آنچه در پي مي آيد گزارشي است كوتاه از اين سفر
روحاني كه از نظر شما مي گذرد.
اين كاروان پس از رسيدن به اهواز , در مقر اردوگاه فرهنگي لشكر 41
ثارالله استقرار يافته و از همانجايي كه روزگاري رزمندگان , بسيجيان و
پاسداران غيور عزم ميادين نبرد را ميكردند ديدار خو درا آغاز
نمودند.
مهديه ثارالله چون نگيني در اين مجموعه مي درخشد , زائران بعضا نيمه
شبها با برپاداشتن نماز شب , حال و هواي شبهاي دفاع مقدس را زنده
مي كنند وعموما با حضور در صفوف نماز صبح و سپس قرائت زيارت
عاشورا وصرف صبحانه راهي مناطق عملياتي مي شوند .
سرهنگ پاسدار مهدي صدفي با مداحي و بيان خاطرات , صحنه هايي از
روزهاي شور و عشق و جهاد را ترسيم مي كند و از شبهاي عمليات و
لحظات فراموش نشدني وداع ياران سخن مي گويد. در و ديوارهاي مهديه
وسوسه هاي قرارگاه دلتنگ بسيجيان هستند. اين خاك , افتخار همزيستي با
عزيزان بي نام و نشاني را دارد كه آن را با عطر نفسهاي خود و مناجات و
زمزمه شبانه معطر و مقدس نمودند.
كاروانيان در اولين روز اقامت , ابتدا به زيارت علي ابن مهزيار مي روند
و از خداوند طلب مي كنند كه توفيق ديدار روي زيباي مهدي موعود(عج ) را
نصيبشان نمايد. هر چند كه شهداي ما در آخرين لحظات عمر گهربار خود
انشاالله از ديدار جمال دلرباي او محروم نبوده اند.
مكان بعدي , ديدار از منطقه عملياتي اروندكنار بود. سرزمين نخلهاي
سوخته اما ايستاده كه اين معنا را تداعي مي كند كه نخلها ايستاده مي ميرند.
در ابتداي ديدار از اروند مشاهده قايقهاي شناور با تجهيزات كامل
ناوبري مربوط به متجاورين انگليسي كه در مورخ 83,4,11 توسط
دريادلان پايگاه دريايي اروند توقيف و 8 نفر نيز دستگير شده بودند براي
بازديدكنندگان جالب مي نمود. راوي ضمن تشريح اين ماجرا گفت :
سرنشينان قايقها در هنگام مواجهه با رزمندگان اسلام بسيار متشنج و
مضطرب بودند بطوريكه توان پياده شدن از قايق را نداشتند. دست و پايشان
مي لرزيد و دچار لكنت زبان شده بودند.
سردار باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در
اين خصوص ضمن تقدير از توان رزمندگان عزيز نيروي دريايي سپاه كه
مجهزترين سلاحهاي دريايي دشمنان اسلام را به تصرف درآورده اند گفت :
« وزير دفاع انگلستان , نمايش دادن قايقها را محكوم كرده ولي من به آنها
اطمينان ميدهم به همان دليل كه وقتي هلي كوپتر آمريكائيان در طبس فرود
آمد به اذن الهي به تصرف قواي اسلام درآمد و آن را نگهداشتيم اين قايقها
را هم نگه مي داريم و پس نمي دهيم و هر كس وارد حريم ممنوعه خاك
جمهوري اسلامي شود , موظف هستيم آنها را دستگير كنيم و وسايل و
تجهيزاتشان را نيز بعنوان وسايل اختنابي محسوب نمائيم كه بايد در
موزه هاي جنگ نگهداري شود و كساني كه به اسارت نيروهاي
جمهوري اسلامي در مي آيند را آنقدر نگه مي داريم كه موهاي سرشان سفيد
شود اين اساس كارماست و حق تعدي و تجاوز به حريم مقدس جمهوري
اسلامي را به هيچكس نمي دهيم و اين نمونه اي است كه صورت گرفته
است . »
از يك پاسدار سبزپوش سپاه اسلام كمتر از اين هم انتظار نمي رفت مگر
نه اينكه در 8 سال دفاع مقدس بيش از 160 كشور بطور رسمي و غيررسمي
به كمك نمودند و ما از 50 كشور اسير جنگي داشتيم . اينها نشانگر اين است
كه جمهوري اسلامي ايران يك تنه با اكثر كشورهاي دنيا جنگيد و كساني هم
كه بر عليه ما نبودند با ما نيز نبودند و اين معنا و مفهوم اين جمله را بيشتر
آشكار مي كند كه « ما نه از شكستهايمان كه از پيروزيهايمان بايد تعجب
كنيم » .
به هر حال وارد منطقه عملياتي والفجر 8 شده ايم اين منطقه يادآور
عمليات پيروزمندي است كه عراقيها بر آن نام « عمليات عبور » گذاشتند.
عملياتي كه با حضور سه هزار غواص خط شكن انجام شد و چنان غافلگير
كننده بود كه بغداد بعد از 10 ساعت فهميد كه شهر بندري فاو به تصرف
رزمندگان اسلام درآمده است .
با ديدن رود خروشان اروند بياد آن صحنه اي افتادم كه بارها فيلم آن را
ديده بودم . آنجائيكه در شب عمليات والفجر 8 , سردار دلاور لشكر 41
ثارالله حاج قاسم سليماني به نيروهايش مي گويد وقتي وارد آب مي شويد
آب را به پهلوي شكسته حضرت زهرا سلام الله عليها قسم دهيد كه امشب
آرام باشد. و به اين ترتيب با وجود هزاران نيروي استشهادي بي نظير همچون
حاجبي , نصراللهي , كاظمي و ديگران شهر استراتژيك فاو تصرف شد و
پرچم متبرك و معطر گنبد امام رضا ـ عليه السلام ـ برفراز مسجد فاو به اهتزاز
درآمد و امروز شيوه عبور رزمندگان اسلام از اروند در دانشگاه جنگ
انگلستان تدريس مي شود. شيوه اي كه بسيجيان و پاسداران دانشگاه جنگ
نرفته , با هوش و ذكاوت و ايمان و اعتقاد آموخته بودند.
در اين جا كه وجب به وجب آن معطر و گلگون از خون شهداست
دنيايي از معرفت و عشق نهفته است . بعضي از زائران با نيزارهاي اطراف
اروند سخن مي گويند چرا كه شايد به اين نيزارها كه روزها و شبهاي بسياري
همنشين عزيزان رزمنده بودند حسادت مي كنند. خدايا اين آب وخاك ,
جولانها و نخلستانها و نيزارها نيز لياقت همزيستي با شهدا را داشتند اما
من ...
مكان زيارتي بعدي ديدار از شهر خون و آتش , خرمشهر و مسجد جامع
اين شهر است بامرور آنچه كه از مسجد جامع خرمشهر در ذهن داشتم اين
سخن امام (ره ) برايم عينيت پيدا كرد كه : « مسجد سنگر است » و مسجد
جامع خرمشهر سنگر دفاعي رزمندگان قبل از سقوط شهر و اولين محل
تجمع رزمندگان پس از آزادي شهر بود شهري كه پس از آزادي بيش از يك
ميليون مين از آن جمع آوري شد.
كاروانيان پس از انجام فريضه نماز ظهر و عصر در مسجد جامع
خرمشهر و صرف ناهار در محوطه مقابل مسجد , راهي شلمچه مظلوم و
غريب مي شوند. شلمچه منطقه اي كه صداميان براي تصرف و حفظ آن
قويترين و پيچيده ترين موانع , ميادين مين , خاكريزها , دژهاي مستحكم و
انواع سنگرهاي بتوني احداث نمودند . اين منطقه در عمليات كربلاي 5 در
سال 65 از اشغال نيروهاي دشمن آزاد شد . آثار باقيمانده از شهدا
جمع آوري و در محل فعلي يادمان شهداي شلمچه در داخل يك ويترين
نگهداري و زيارتگاه عاشقان دلسوخته از سراسر كشور و حتي ديگر كشورها
مي باشد. يادمان شهداي شلمچه كه بدستور مقام معظم رهبري و به همت
آستان قدس قدس رضوي احداث شده امروز زيارتگاه ميليونها انسان
شيفته و شيداي شهداست .
هنگاميكه كاروانهاي زائر , در شلمچه در حال زيارت خاكريزها , سنگرها
و محل عبادت و راز و نياز رزمندگان و مرقد مطهر شهدا بودند انفجار يك
مين خوشه اي در محل تردد زائرين موجب قطع پاي دختر جواني شد كه از
تهران اعزام شده بود. ديدن اين صحه كه كمترين حادثه دوران جنگ را به
ذهنها تداعي مي كرد روحيه كاروانيان را افسرده كرد. هر چند سردار باقرزاده
در محل حضور داشتند , و بلافاصله پيگيريهاي لازم را انجام دادند ليكن
بروز چنين حوادثي عزم راسخ مسئولين مربوطه در پاكسازي محل تردد
كاروانيان را مي طلبد.
غروب شلمچه بوي غم مي دهد. به همراه اعضاي كاروان در گوشه اي از
اين تربت مطهر كه كربلاي حسين را مجسم مي كند نماز جماعت مغرب و
عشا را اقامه كرديم . از لابه لاي خاكريزها صداي ناله و سوز و گداز مناجات
شنيده مي شد جوانهايي بر اين خاك پا نهاده و در خون غلطيده اند كه نمونه
آنها را فقط در ركاب امام حسين (ع ) ميتوان يافت و امروز در حضور هميشه
جاويد و سبز آنان ما غايبان زمان , سر به سجده گذاشته ايم و توفيق تداوم
راهشان را از خدا طلب مي كنيم , اينجا عاشوراي مكرر است . اينجا قدمگاه
مقدس شهداست در حالي شلمچه را ترك مي كنيم كه دلهايمان آنجا مانده و
پاها توان رفتن ندارد. اما بايد رفت بايد از اين عبرتكده جدا شد و رفت .
از شلمچه به سوي اهواز باز مي گرديم مسيري كه 80 در صد جنگ در
آنجا به وقوع پيوسته است .
در سومين روز از اقامت , قصد زيارت سوسنگرد , بستان , دهلاويه ,
چزابه , فكه و شوش را مي نمائيم و ميدانيم كه بدون وضو نبايد به اين مناطق
وارد شد.
هنگام گذر از سوسنگرد و بستان راوي كاروان , از مقاومت مردم اين
شهرها و اوج مظلوميت و رشادت آنها سخن گفت و بيان كرد كه چگونه زن و
مرد اين خطه با كمترين امكانات در مقابل دشمن غدار مقاومت كردند.
براستي نامي بهتر و مناسبتر از دشت آزادگان بر اين خطه نميتوان نهاد
خاطرات آن روزها را كه مرور كني در مي يابي كه در اين دشت در هر گوشه و
هر وجبي آزادگاني غيور و شجاع تا آخرين نفس در مقابل دشمن ايستاده و
جنگيده اند. آزادگاني كه فداي خيانتهاي بني صدر شدند و در نهايت
مظلوميت براي حفظ تماميت ارضي كشور جان نثار نمودند.
در روستاي كوچك دهلاويه خون بزرگمرداني همچون شهيدان ,
چمران , رستمي , حدادي , مقدم پور و ديگر عزيزان بر زمين ريخته شده و
اين مكان مقدس را كه در محل مجروح شدن شهيد چمران يادماني برپا شده
زيارت نموده و سپس به هويزه , محل شهادت شهيد سيدحسين علم الهدي
و 120 رزمنده دانشجو كه درس و كلاس و مدرك را رها كرده و به دانشگاه
عشق و خون پاگذاشته بودند و در محاصره تانكها و نفربرهاي عراقي گرفتار
آمده و پس از يك نبرد بي امان و نابرابر به شهادت مي رسند مي رسيم . پيكر
67 شهيد از شهداي هويزه شناسايي شده و ديگر شهداي گمنام نيز
مرقدشان زيارتگاه رهروان آن عزيزان است . در اين دانشگاه كه اساتيد آن
شهداي عزيز هستند درسهاي بسياري ميتوان آموخت و هر كس به فراخور
خود توشه اي برمي گيرد.
مسئولان كاروان مي گويند بعلت آب گرفتگي مسير نمي توانيم به چزابه و
فكه برويم . اما من احساس مي كنم لياقت اين ديدار را نداريم . فكه غرق در
قداست و مظلوميت است و درس اين مهم توفيق مي طلبد. تشنگي , خستگي
و جراحت نيمي از راه پيموده رزمندگان در فكه است و نيمه ديگر راه
سرنهادن بر دامن ائمه اطهار و شوق وصل يار است كه عزيزان رزمنده
پيمودند. سوختن و زنده بگور شدن در حاليكه دستها با سيم تلفن بسته
شده , گوشه اي از واقعيت شهداي فكه است , رزمندگان فكه با خدا معامله
كردند چگونه مي توانستند با صدام كنار آمده و تسليم خواست او شوند. دلي
كه تسليم محض رضاي خدا شود ديگر قابل معامله نيست .
در فكه رزمندگان در كانالها گرفتار شدند در حاليكه صداميان برفراز
كانالها بر آنها آتش گشودند و اين معنا مرا به ياد يك بيت شعر مي اندازد
كه :
من از خار سر ديوار فهميدم
كه ناكس , كس نمي گردد بدين بالانشينيها .
داستان مظلوميت شهداي فكه را بايد از زبان ياران تفحص شنيد و بس .
و البته شن هاي روان فكه نيز اگر به اذن پروردگار به سخن آيند ناگفته هاي اين
خطه را چنان مي سرايند كه هيچ قلمي ياراي ثبت آن و هيچ گوشي توانايي
شنيدن آن را نخواهد داشت . پس همان بهتر كه اين راز سر به مهر بماند.
و تنگه چزابه نيز با تقديم بيش از دو هزار شهيد به فرماندهي شهيدان
حاج حسين خرازي و حجه الاسلام رداني پور به آغوش ميهن اسلامي
بازگشت .
ديدار از شهر تاريخي شوش و زيارت مرقد مطهر حضرت دانيال
نبي (ع ) كه محل تغذيه معنوي رزمندگان اسلام بوده از ديگر نقاط مورد
بازديد كاروانيان است . اين شهر پس از برگزاري عمليات موفقيت آميز
فتح المبين از محاصره دشمن خارج شد.
عمليات فتح المبين در فروردين سال 61 انجام شد و طي آن هزار
كيلومتر از اراضي اشغال شده آزاد گرديد. سپهبد شهيد اميرصياد شيرازي
بالاترين امتياز در عملياتها را به فتح المبين مي دهد و مي گويد اخلاص ,
يكپارچگي , وحدت , يد واحده بودن , به معناي واقعي كلمه , معنويت و
روحانيت در اين عمليات از ويژه گيهاي آن بود. و پلاك براي اولين بار در اين
عمليات تهيه و جهت شناسايي رزمندگان بين يگانها توزيع شد. هر چند
رزمندگان مايل بودند به تبعيت از حضرت زهراـ سلام الله عليهاـ گمنام به
شهادت برسند ليكن پلاك بعنوان يكي از نمادهاي ارزشي دفاع مقدس از اين
عمليات بين رزمندگان توزيع گرديد.
منطقه عملياتي فتح المبين علاوه بر دارا بودن زيبائيهاي معنوي كه به
لحاظ وجود ابدان مطهر شهدا و خلق حماسه ها از زيبايي ظاهري و بي
وصفي نيز برخوردار است . در اين منطقه در لابلاي شيارها كه پيكر معطر و
مقدس شهدا دفن گرديده روئيدن شقايقها حاكي از طراوت و پاكي و نشاط
منطقه دارد.
زيارت قبور مطهر شهداي گمنام در همه نقاط , ارزش خاصي به اين
ديدارها مي بخشد و خوشبختانه در همه مناطق عملياتي به همت عزيزان
بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس , برادران سپاه و ارتش چنين
يادمانها و يادبودهايي ايجاد گرديده است .
و بالاخره طلائيه را بايد با شهيد همت , شهيد باقري و ديگر شهدا
عمليات خيبر و بدر شناخت . در اين منطقه هم هنوز آثار جنگ شامل دژ ,
ميادين مين , خاكريز , سنگر , تله هاي انفجاري و تانكهاي سوخته باقي است .
حسينيه حضرت ابوالفضل (ع ) جنب قرارگاه تفحص شهدا كه 5 شهيد
گمنام را در آن دفن كرده اند و ضريح مطهر اين شهدا زيارتگاه عاشقان
دلباخته و راهيان نور است . سه راهي معروف شهادت در انتهاي دژ طلائيه
محل شهادت دهها شهيد و مجروح شدن حاج حسين خرازي فرمانده لشكر
امام حسين (ع ) است كه منجر به قطع دست او گرديد.
براي اولين بار در اين منطقه و در عمليات خيبر عراق بطور جدي از
سلاحهاي شيميايي استفاده كرده و شهيد مهدي باكري كه پيكرش به رسم
امانت به آب سپرده شد در اين منطقه و در عمليات بدر به شهادت رسيد.
سرزمين طلائيه نيز با خود ناگفته هاي بسياري دارد كه هنوز مجال بيان آن ها
نشده است .
ديدار از مناطق عملياتي براي اقشار مختلف مردم خصوصا نسل امروز
حكم تذكر را دارد. تذكري كه براي شنونده سودمند و مفيد است . لذا
پيشنهاد ميگردد كه دبيرستانها نيز همچون دانشگاهها برنامه ريزي نمايند و
نوجوانان را به مناطق عملياتي دفاع مقدس ببرند كه از تاثير اين حركتها
نمي توان غافل بود. البته وجود راويان خوش بيان كه خود از يادگاران دفاع
مقدس مي باشند در تاثيرگذاري اين حركتها بسيار موثر است . به اميد آنكه
فرهنگ دفاع مقدس بيش از پيش در جامعه ساري و جاري گردد. انشاالله .
ارسالي از كرمان ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ همتي
در اين جا كه وجب به وجب آن معطر و گلگون از خون
شهداست دنيايي از معرفت و عشق نهفته است . بعضي از زائران
با نيزارهاي اطراف اروند سخن مي گويند , چرا كه شايد به اين
نيزارها كه روزها و شب هاي بسياري همنشين عزيزان رزمنده
بودند حسادت مي كنند
هنگاميكه كاروانهاي زائر در شلمچه در حال زيارت
خاكريزها , سنگرها و محل عبادت و راز و نياز رزمندگان و مرقد
مطهر شهدا بودند انفجار يك مين خوشه اي در محل تردد
زائرين موجب قطع پاي دختر جواني شد كه از تهران اعزام
شده بود

| | |