اخبار و گزارشات ضدو نقيض درباره حوادث و رويدادهاي شهر
« مدائن » , سير تحولات اين شهرك واقع در 30 كيلومتري بغداد را در هاله اي
از ابهام قرار داده است .
برخي گزارشات نشان مي دهد كه بحران خاتمه يافته ولي بعضي ديگر از
خبرها , اصل وجود بحران و تهديد براي قتل عام شيعيان مدائن را از اساس ,
دروغ معرفي مي كند. خبرهاي ديگري هم وجود دارد كه نشان مي دهد اين يك
شگرد كثيف اشغالگران آمريكائي براي ايجاد جنگ رواني عليه شيعيان بوده
كه البته موقتا متوقف شده است .
مسئله از آنجا آغاز شد كه صبح روز شنبه , عده اي عناصر مسلح , حدود
200 نفر از شيعيان شهر مدائن را به گروگان گرفتند . آنها سوار برخودروهاي
متعدد , اقدام به گشت زني در خيابانهاي شهر مدائن كرده و با بلندگو به مردم
هشدار داده اند كه اگر شيعيان اقدام به ترك شهر مدائن نكنند , شيعياني را كه
به گروگان گرفته اند , قتل عام خواهند كرد.
جو متشنج در مدائن به قدري تشديد گرديد كه نه تنها شيعيان در
دستجات متعدد براي خروج از شهر اقدام كردند , بلكه حتي نيروهاي پليس
و ارتش مستقر در مدائن هم عليرغم آنكه مسئول حفظ نظم و امنيت بوده اند
و بايستي با عناصر مسلح مقابله مي كردند , با پوشيدن لباس هاي غيرنظامي
اقدام به ترك مدائن كرده اند.
شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه آنچه در مدائن رخ داده , درواقع
يك « تست » بوده كه اشغالگران آمريكائي به كمك مزدوران خود به ارزيابي
شرايط پرداخته اند و احيانا با مشاهده واكنش هاي مختلف مردم , براي آينده
نيز برنامه ها و توطئه هاي ديگري را بمرحله اجرا خواهند
گذاشت .
گزارشات تكميلي نشان مي دهد كه يك يگان از نيروهاي ارتش عراق به
محاصره شهر مدائن پرداخته و به اين بحران خاتمه داده است . گزارشات
ديگري از ورود نيروهاي ارتش آمريكا به شهر مدائن خبر مي دهد كه قاعدتا
اين اقدام بمنظور كسب اعتبار براي ارتش آمريكا نزد شيعيان عراق صورت
گرفته است كه از اين طريق , اشغالگران آمريكائي سعي دارند خود را بعنوان
يك « نيروي نجات بخش » معرفي كنند و چنين وانمود سازند كه گويا براي
جان شيعيان عراق ارزش زيادي قائلند. اما آيا اين همه آن چيزي است كه رخ
داده است
مسئله اينست كه حتي اگر اشغالگران با چنين اهدافي دست به اين
جوسازيها زده اند , باز هم در تامين نتايج دلخواه خود با مشكل مواجهند.
هيچ يك از شيعيان جهان , ماجراي محاصره نظامي شهر مقدس نجف
اشرف توسط اشغالگران جنايتكار آمريكائي و حملات وحشيانه آنها بسوي
حرم علوي را فراموش نكرده و نمي كند. در جريان آن حوادث حيرت انگيز ,
جهان تشيع به شدت داغدار شد و احساسات شيعيان جهان , جريحه دار
گرديد. در آن روزها همه ديدند كه اشغالگران وحشي با توسل به انواع
جنايات ضدانساني , شهر مقدس نجف و حرم علوي را به خاك و خون
كشيدند و به يك شهر جنگ زده مبدل ساختند و همه جا را ويران كردند.
واقعيت اينست كه « حافظه تاريخي » مسلمانان , با اين شيوه خاص از
عمليات , آشنائي ديرينه دارد. آنچه در شهر مدائن رخ داد , بي شباهت به
شيوه هاي اجرائي صهيونيست ها در فلسطين اشغالي نيست . در آن ماجراها
نيز صهيونيست ها با استفاده از بلندگو , به ارعاب و تهديد فلسطيني ها
مي پرداختند و با ايجاد ناامني و دامن زدن به فضاي رعب و وحشت , سعي
داشتند اهداف سلطه جويانه در فلسطين را تامين كنند.
گزارشات رسيده از مدائن حاكيست كه همين شيوه دقيقا براي ايجاد
ناامني در شهر و مشخصا براي ايجاد « كوچ اجباري » شيعيان از مدائن , مورد
سواستفاده قرار گرفته است . نكته مهم در اين ميان , فرار پليس , نيروهاي
امنيتي و ارتش عراق از شهر مدائن است كه در همان لحظات اوليه , شهر را
در برابر مهاجمان مسلح به حال خود رها كرده و از صحنه گريخته اند.
در ميدان عمل , اين اشغالگران و همدستان آشكار و نهان آنها هستند كه
با توسل به شيوه هاي مختلف ضدانساني , به ارعاب و ايجاد وحشت نزد
مردم عراق پرداخته اند و با ترساندن آنها , سعي دارند به اهداف خودشان
دست يابند. ممكن است اين سئوال مطرح شود كه اشغالگران از چنين
حوادثي , چه سودي ممكن است ببرند پاسخ اين سئوال كاملا روشن است .
اشغالگران با مشاهده روند تحولات سياسي عراق , تدريجا احساس مي كنند
كه به نقطه اي رسيده اند كه ادامه حضور نظامي آنها در عراق , توجيهي
ندارد. حتي آن دسته از سياستمداراني كه حضور اوليه نظامي آمريكا در
عراق را مورد تائيد و حمايت قرار داده بودند , اخيرا درباره ضرورت خروج
اشغالگران آمريكائي از عراق سخن بميان آورده اند. در چنين شرايطي ,
آمريكا چگونه مي تواند ضرورت ادامه حضور نظامي در عراق را به بحث روز
عراق تبديل نمايد و آنرا توجيه كند بحران مدائن و حوادثي از اين دست ,
بخوبي مي تواند اشغالگران را به سوي اهداف دلخواه سياسي ـ تبليغاتي
مورد انتظارشان هدايت كند و به همين دليل , يك « بحران سفارشي » است .
حال كه به ماهيت واقعي بحران ساختگي مدائن پي برديم , خوبست
براي درك بيشتر اين پديده , به تجزيه و تحليل اجزا اين بحران بپردازيم .
1 ـ گروهي از افراد مسلح ناشناس , كه تعمدا « سني » معرفي شده اند ,
عده اي از شيعيان را به گروگان مي گيرند.
2 ـ افراد مسلح ناشناس , همه ساكنان شيعه را به خروج از شهر تهديد
كنند.
3 ـ نيروهاي امنيتي , پليس و ارتش عراق كه در مدائن مستقر بوده اند ,
لباس غيرنظامي به تن كرده و از صحنه مي گريزند و مردم را در برابر ناامني ها
بحال خود رها مي كنند.
4 ـ ناامني براي ساعتها ادامه پيدا مي كند و افراد مسلح در همه جاي
شهر , فضاي رعب و وحشت را حاكم مي سازند.
5 ـ ناگهان نيروهاي آمريكائي همچون « فرشتگان نجات » سر مي رسند و
امنيت مورد انتظار را در شهر مدائن برقرار مي سازند!
از اين پديده ساختگي و از اين « بحران سفارشي » آمريكا چه نتايجي را
مي توان استخراج كرد
الف : گروههاي مسلح ناشناس , هر لحظه ممكن است حادثه مشابهي را
در گوشه اي ديگر از عراق ايجاد كنند.
ب : نيروهاي امنيتي , پليس و ارتش عراق هنوز هم در برقراري و حفظ
امنيت شهرهاي عراق ناتوانند.
ج : اگر سني ها و شيعيان به حال خودشان رها شوند , با يكديگر خواهند
جنگيد
د : تنها نيروهاي ارتش آمريكا مي توانند به اين قبيل بحرانها خاتمه
دهند!
نتيجه طبيعي اين حادثه آنست كه آمريكا و مزدورانش ثابت كنند كه گويا
ادامه حضور نظامي آمريكا در عراق , يك ضرورت است و بايستي آمريكا به
اشغال عراق ادامه دهد!
البته شايد اشغالگران آمريكائي در راه تنظيم اين سناريوي باسمه اي در
جهت اثبات ضرورت ادامه حضور نظامي آمريكا در عراق , فكر همه جا را
كرده باشند ولي از يك نكته اساسي غافل مانده اند و آن اينكه : « بحران مدائن
و اشغال آن توسط تروريستها دقيقا در شرايط حاكميت كامل اشغالگران در
عراق صورت گرفته است » .
گويا اشغالگران آمريكائي فراموش كرده اند كه مطابق مفاد كنوانسيون ژنو
و كنوانسيون وين , آمريكا بعنوان نيروي اشغالگر عراق , مسئول مستقيم حفظ
امنيت در اين كشور تحت اشغال محسوب مي شود و در هر حادثه اي از نوع
آنچه در مدائن رخ داد , آمريكا متهم رديف اول در اين زمينه است و
نمي تواند از زير بار مسئوليت حفظ امنيت در عراق , شانه خالي كند.
از دو حال , خارج نيست : يا ارتش آمريكا در تامين امنيت عراق ناتوان
است و يا آنكه اين حادثه را مستقيما و تعمدا , براي تامين اهداف غيرانساني
خود بوجود آورده كه البته احتمال دوم به صحت نزديكتر است !
دقيقا به همين دليل است كه بايستي مردم مظلوم عراق در انتظار حوادث
مشابهي باشند كه طي آن , اشغالگران آمريكائي به اثبات ضرورت ادامه
حضور نظامي در عراق بپردازند. اين همان نكته اي است كه « رونالد
رامسفلد » وزير جنگ شرور آمريكا درباره اش غيب گوئي كرده بود و
خاطرنشان ساخته بود كه پس از انتخابات عراق , اوضاع بشدت ناامن تر
خواهد شد! امروز ديگر همه مي توانند به رمز و راز اين قبيل غيب گوئي هاي
آقاي رامسفلد پي ببرند. چون آمريكا هنوز نتوانسته ثابت كند كه نيروهاي
اشغالگر آمريكائي , « فرشتگان نجات » هستند. اما شايد حوادثي از قبيل
« بحران ساختگي مدائن » , اين اثرات معجزه آسا را داشته باشد. كسي چه
مي داند شايد غيب گوئي هاي آقاي رامسفلد با اين معجزات ارتش آمريكا
بي ارتباط هم نباشد!
نكته جالب توجه در اين قضايا اينست كه مطابق معمول , اشغالگران و
مزدوران محلي آنها , لگدي هم به ايران زده و جمهوري اسلامي ايران را
بعنوان عامل اين حوادث معرفي كرده اند! ناگفته پيداست كه اين شيوه كثيف
تبليغاتي , به اشغالگران و مزدوران محلي آنها براي سرپوش گذاشتن بر نقش
محرز آنها در اين « بحران سفارشي » هيچ كمكي نمي كند و آنها نمي توانند با
توسل به اين شگردهاي تكراري , دستهاي آلوده خود را در بحران مدائن , از
نظرها مخفي نمايند.

|