بسم الله الرحمن الرحيم
اداره حقوق بشر وزارت خارجه آمريكا با انتشار بيانيه اي اعلام كرد مبلغ
3 ميليون دلار در بودجه مالي سال جاري ميلادي براي كمك به افراد و
موسسه هاي غيردولتي ايران پيش بيني كرده است . اين رقم , علاوه بر بودجه
يك ميليون دلاري وزارت خارجه آمريكا براي ساماندهي تبليغات عليه
جمهوري اسلامي ايران در زمينه نقض حقوق بشر است كه مقامات
واشنگتن اميد دارند بتوانند رفتار خصومت آميز عليه ايران را با مستندسازي
موارد نقض حقوق بشر , موجه جلوه دهند.
بطور همزمان , وزارت امورخارجه آمريكا قصد دارد 3,5 ميليون دلار با
در نظر گرفتن همين محورهاي كاري , عليه كشورهاي مختلف جهان اسلام به
فعاليت بپردازد ولكن مقامات واشنگتن تصريح كرده اند كه فعلا اولويت با
ايران است و بايستي همه فشارها عليه جمهوري اسلامي ايران متمركز شود.
در اينكه آمريكا با جمهوري اسلامي ايران , يك خصومت ديرينه دارد ,
ترديدي نيست . باز هم در اينكه واشنگتن تاكنون بودجه هاي كلاني را در
جهت برنامه ريزي و اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران تخصيص داده و
هزينه كرده , همگي متفق القولند ولي سئوال اينست كه بيانيه اخير
وزارت خارجه آمريكا با چه اهدافي صادر شده و چه نكاتي را در بر مي گيرد
1 ـ براي درك معني و مفهوم واقعي اين تصميم واشنگتن , لازم است
حجم عظيم تبليغات جنون آميز آمريكا و رسانه هاي مزدور واشنگتن در طول
دوره 2 ساله اخير را در نظر بگيريم و به اين جمع بندي روشن برسيم كه
وقتي واشنگتن پس از 2 سال كار مداوم تبليغاتي با محور ضرورت براندازي
نظام جمهوري اسلامي ايران , رسما بيانيه مي دهد و اعلام مي كند كه درصدد
تخصيص 3 ميليون دلار براي كمك به افراد و موسسه هاي غيردولتي ايران
است , در واقع وادار به اعتراف شده است كه تمامي آنهمه تبليغات
جنون آميز براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و توجيه ضرورت حمله
نظامي به ايران با شكست و رسوائي خوار كننده اي مواجه شده و آمريكا
همچنان در « نقطه صفر » قرار دارد و بايستي در فكر جذب نيرو بمنظور تامين
اهدافش براي آينده باشد.
البته عقل و منطق ايجاب مي كند كه دشمن زخم خورده و ناكام را
دست كم نگيريم و با هشياري هرچه بيشتر , عملكرد او را با دقت فراوان
مدنظر قرار دهيم كه مبادا از غرور بيجاي ما و ناديده گرفتن خطرهاي ممكن ,
سواستفاده كند و ضربه اي را متوجه انقلاب و نظام و كشور نمايد. اما در
عين حال نبايد از اين نكته مهم و حياتي نيز غافل شويم كه آمريكا در تمامي
طرحهاو توطئه هايش در صحنه روياروئي با ايران اسلامي و در صحنه
روياروئي با نهضت جهاني اسلام با شكست و رسوائي مواجه شده و حتي به
نتايج معكوسي دست يافته كه دقيقا براي عناصر ماجراجوي آمريكائي ,
« نقض غرض » بوده و هست .
اينكه آمريكا در زمينه روياروئي با جمهوري اسلامي ايران به بن بست
رسيده , نكته اي نيست كه صرفا طرفداران انقلاب اسلامي به آن قائل باشند
بلكه حتي شبكه آمريكائي « فاكس نيوز » كه مستقيما توسط بودجه « پنتاگون »
وزارت دفاع آمريكا تغذيه مالي مي شود و مشخصا در خدمت اهداف و
برنامه هاي پنتاگون قرار دارد , در يك تحليل جامع و صريح , به اين نكته
اعتراف كرد كه « كاري نمانده كه آمريكا عليه ايران انجام نداده باشد ولي هيچ
يك از آنها كارساز نبوده و ديگر حمايت و حساسيت كسي را در ميان
متحدين واشنگتن برنمي انگيزد » .
2 ـ تخصيص بودجه رسمي در آمريكا براي براندازي نظام مقدس
جمهوري اسلامي و به راه انداختن برنامه هاي ايذائي و تخريبي عليه ايران
اسلامي , سابقه طولاني دارد. اين اقدامات واشنگتن , قويا به منزله نقض
آشكار « قرارداد الجزاير » از جانب آمريكا است و نمود عيني از دخالت
واشنگتن در امور داخلي ايران است . البته براي كشوري كه سران حكومتش
بطور رسمي درباره ضرورت براندازي نظام جمهوري اسلامي سخن گفته و
از طرح حمله نظامي به ايران جانبداري كرده اند , چندان بعيد هم نيست كه
بودجه اي ديگر براي دخالت در امور داخلي ايران را به تصويب برسانند و
آنرا عليه ايران اسلامي هزينه كنند.
طرح اين مسائل , آنهم بصورت علني و رسمي از جانب مراكز رسمي
حكومتي واشنگتن , دستكم اين خاصيت را دارد كه ماهيت عيني و عملي
آمريكا را براي آندسته از كساني كه ممكن است هنوز هم در گوشه ذهنشان
براين باور باشند كه شايد بتوان با آمريكاي جنايتكار مماشات كرد , روشنگر
باشد و آنها را از خواب غفلت بيدار كند و آنها را هم به اين جمع بندي
برساند كه به چنين عناصر شروري نمي توان اعتماد كرد.
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه با تكرار اين مسائل كه ديگر يك
پديده عادي و روزمره در سياست علني آمريكا شناخته مي شود , بهتر
مي توان درك نمود كه خصومت آمريكا عليه ايران , يك پديده بنيادي و
ريشه اي است و اساسا ربطي به سياستهاي هسته اي ايران و ساير ديدگاهها و
رفتار جمهوري اسلامي ايران ندارد بلكه دقيقا در راستاي همان سياستي
است كه « گاسپارواين برگر » وزير جنگ شرور آمريكا در طول دوران جنگ
تحميلي بارها مورد اعتراف قرار داد و تصريح كرد كه « بايد ريشه ملت ايران
سوزانده شود. » خوشبختانه اين مسائل دقيقا در برابر چشمان حيرت زده
سياستمداران و ملت ها در سراسر جهان رخ مي دهد و آنها پاسخ بسياري از
سئوالات و ابهامات خود در مورد علل عدم اعتماد ايران به آمريكا را با
مشاهده رفتارهاي جنون آميز مقامات واشنگتن كه حتي قانون جنگل را هم
زير پا گذاشته اند , بهتر مي فهمند و دستكم در ذهن خود با ايران اسلامي
ابراز همفكري مي كنند و مي پذيرند كه ايران اسلامي حق دارد به آمريكاي
جنايتكار بي اعتنائي كند و حتي اظهار محبت هاي گاه و بيگاه مقامات
واشنگتن را كه گوئي يكباره عاشق مردم ايران شده اند , به پشيزي هم نگيرد.
3 ـ از عجايب عبرت آموز تاريخ اينست كه با تمامي ويژگيهايش و
عليرغم تمامي پيچيدگيها و ظرافت هاي فراواني كه دورانهاي مختلف تاريخ
را از يكديگر ممتايز مي كند , باز هم تكرار مي شود. و از عجايب تكراري
تاريخ اينكه هنوز هم دشمنان اسلام و دشمنان ملت ايران از نادان ترين
عناصر روي زمين هستند كه قادر نيستند براي درك حقايق عيني و ملموس
كه درك آن احتياج به هوش و استعداد چنداني ندارد , حتي از همان علم و
دانش محدودي هم كه دارند , به درستي استفاده كنند. فراموش نكرده ايم كه
بوش كوچك با مشاهده حوادث روزهاي خرداد و تير 82 و با شنيدن اخبار
مربوط به ايجاد ناامني توسط عده اي از اراذل و اوباش , آنچنان به وجد آمده
بود كه شخصا دستور داد كاخ سفيد آمريكا بيانيه رسمي در حمايت از
اوباش ها صادر كند و قانون شكني ها و ايجاد ناامني براي مردم و نواميس آنها
را به نام دستاورد مبارزين راه آزادي و دمكراسي در ايران معرفي
كند.
البته ژنرال كالين پاول وزيرخارجه دولت آمريكا بعدا با اظهار
شرمساري از آن اقدام ابلهانه , سعي كرد تا حدودي بر آن رفتار غيرقانوني و
خلاف عرف ديپلماتيك توسط بوش كوچك سرپوش بگذارد ولي در آن
ماجرا , همه ديدند كه ماهيت دشمنان شرور ما چگونه است . حتي « توني بلر »
نخست وزير دولت لرزان لندن هم در آن ماجرا با دسپاچگي از اشرار و
اوباش و عوامل ناامني در ايران تجليل كرد ولي « جك استراو » وزيرخارجه
انگليس ترجيح داد همه چيز را به سكوت برگزار كند و حتي به اندازه ژنرال
پاول هم شهامت نداشت كه اظهار شرمساري نمايد.
4 ـ اكنون كه اشاراتي به ماهيت دشمنان ملت ايران , اهداف , برنامه ها و
كارنامه سياه آنها نموديم , خوبست ببينيم طرح جديد واشنگتن چيست و
اداره باصطلاح حقوق بشر وزارت خارجه آمريكا , براي تقويت بنيادهاي
حقوق بشر در ايران توسط همان اراذل و اوباشي كه حوادث خرداد و تيرماه
1382 را بوجود آوردند , چه برنامه اي دارد
وزارت خارجه آمريكا با صدور بيانيه رسمي , از افراد و سازمانهاي
ايراني متقاضي دريافت كمك از واشنگتن خواسته است كه طرحهاي دو
ساله خود را به اداره باصطلاح حقوق بشر اين وزارت خانه ارائه دهند.
اين بودجه 3 ميليون دلاري قرار است بصورت كمكهاي 250 هزار
دلاري تا يك ميليون دلاري پرداخت شود تا بلكه عوامل حقوق بگير آمريكا
بتوانند در پوشش جنبش هاي سياسي , به « عضوگيري براي آمريكا » بپردازند
و احيانا از طريق نفوذ در ارگانها , نهادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي ,
براي تامين اهداف آمريكا تلاش كنند. بيانيه وزارت خارجه آمريكا تصريح
دارد كه فعلا اولويت را به جمع آوري اطلاعات (جاسوسي ) از درون
حكومت اختصاص داده و مشخصا نيروي انتظامي و بازوهاي امنيتي ـ
اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي را هدف قرار داده تا هرگونه اطلاعاتي را كه
ممكن است از طرق مختلف از درون مجموعه نظام بدست آيد , از طريق
ماهواره , اينترنت و ساير وسائل مخابراتي به طرفهاي خود در آنسوي مرزها
منعكس كنند. بيانيه وزارت خارجه آمريكا تصريح مي كند كه ايجاد ساختار
احزاب سياسي مورد نظر واشنگتن و كمك به جنبش هاي سياسي براي
مشاركت موثر در انتخابات و رخنه در ساختارهاي حكومتي و بدست آوردن
مسئوليت هاي دولتي , جزو اهداف اصلي اين رشته از فعاليتهاي مورد انتظار
واشنگتن محسوب مي شود.
بيانيه وزارت خارجه آمريكا با صراحت كم نظيري از تلاش براي تسهيل
فعاليتهاي رسانه اي و خبرنگاري بعنوان يكي از اهداف , برنامه ها و
راهكارهاي نفوذ و جمع آوري اطلاعات سخن بميان مي آورد. اين بدان معني
است كه جامعه خبري و مجموعه رسانه هاي كشور بايستي هشيارانه به اين
نكته حياتي توجه كنند كه مبادا دشمن با نفوذ عناصر « دشمن پسند » به درون
مجموعه آنها , درصدد تامين اهداف و اجراي برنامه هاي خود باشد. درعين
حال , مردم نيز بعنوان مخاطبين رسانه ها , به راحتي به كسي اعتماد نكنند و
هشيارانه همه چيز را زير نظر داشته باشند كه دشمن , ديگر تعارف و
رودربايستي را كنار گذاشته و چيزهائي را صراحتا بيان مي كند كه تا ديروز ,
كتمان مي كرد و حتي آنرا « يك اتهام » مي ناميد كه گويا كساني براي بدنام
كردن اين و آن به آن متوسل شده اند و آنرا دامن مي زنند.
5 ـ به راستي آمريكا با كارنامه سياهي كه در عراق و افغانستان از خود
نشان داده و با افشاي فجايع زندان ابوغريب , چگونه به خود اجازه مي دهد
كه از حقوق بشر سخن بگويد و درباره حقوق بشر در ساير كشورها موضع
بگيرد اين سئوال مهمي است كه پاسخ مهمتري را مي طلبد. پس از افشاي
حوادث حيرت انگيز « ابوغريب » , وزارت خارجه آمريكا در موضع انفعالي
قرار گرفت و از انتشار گزارش حقوق بشر در باره ايران خودداري كرد.
استدلال مقامات واشنگتن , براين محور استوار بود كه آمريكا به اندازه كافي
رسوا شده و حرفش خريدار ندارد. ولي برخي از عناصر معاند عليه
جمهوري اسلامي ايران سعي كردند آمريكا را تشويق نمايند به هر قيمت
ممكن , بيانيه ضدايراني صادر كند و حتي رسوائي آمريكا در ماجراي
ابوغريب هم باعث سكوت واشنگتن عليه ايران اسلامي نشود. ناگفته
پيداست كه انقلاب , نظام و ملت ايران با چنين عناصر شروري مواجهند كه
حتي از دشمن هم وقيح تر عمل مي كنند و دشمن را به ابراز دشمني بيشتر
عليه ملت و نظام , تشويق مي نمايند.
هدف اصلي اداره باصطلاح حقوق بشر وزارت خارجه آمريكا دقيقا
تشويق , حمايت و تامين مالي همين گروه از وطن فروشان است . بدين ترتيب ,
يكبار ديگر در ميدان عمل ثابت شده است كه آمريكا در قبال پديده انقلاب
اسلامي و در ابراز دشمني با ملت سلحشور ايران در « نقطه صفر » قرار دارد.
بيانيه رسمي وزارت خارجه آمريكا , جز اين معني و مفهوم ديگري ندارد.

|