« حسني مبارك » رئيس رژيم مصر ماه گذشته در اقدامي بي سابقه و
غيرمنتظره اعلام كرد برگزاري انتخابات رياست جمهوري به روش رايج در
ساير كشورها و حضور رقيب در انتخابات را مي پذيرد.
براساس گزارش هاي منتشره , مبارك طي دستورالعملي مجالس دوگانه
اين كشور را مجاز كرد ماده اي از قانون اساسي اين كشور درباره انتخاب
رئيس جمهور را تعديل كنند. بر طبق اين دستورالعمل كه قبل از انتخابات
رياست جمهوري شهريور ماه سال جاري قابل اجراست , انتخاب رئيس
جمهور به صورت سراسري و با مشاركت مستقيم مردم صورت مي گيرد.
اين در حالي است كه پيش از اين , تنها يك فرد به عنوان نامزد معرفي
مي شد و پس از كسب تائيد اعضاي مجلس خلق و شورا براي يك دوره 6
ساله قدرت را در دست مي گرفت .
اين اظهارات مبارك در حالي صورت گرفت كه وي تا پيش از آن , با هر
گونه تغيير در روش تعيين رئيس جمهور و دستكاري قانون اساسي به شدت
مخالفت مي كرد و آن را خطري براي امنيت و ثبات كشور تلقي مي نمود. در
همين راستا رسانه هاي جمعي نيز كه تقريبا بدون استثنا در انحصار دولت
هستند و يا دست كم ملزم به رعايت چارچوب و خطوط قرمز تعيين شده
توسط رئيس جمهور تام الاختيار مي باشند با تائيد ادعاهاي حسني مبارك ,
چنين وانمود مي كردند كه به دليل تهديدات قدرتمند خارجي , هرگونه سخن
از تغيير قانون اساسي , كشور را با خطر مواجه خواهد ساخت و تنها راه و
مصلحت اين است كه رياست جمهوري مبارك تمديد شود و مردم به آن
تمكين كنند.
اين در حالي است كه مردم و اقشار دانشگاهي و محافل مذهبي اين
ادعاها را رد كرده و هر از گاهي با ابراز نظرها و راه اندازي تظاهرات
اعتراض آميز , در جامعه اي كه به بهانه حالت فوق العاده از 24 سال قبل
تاكنون هرگونه تجمع در آن ممنوع شده است , خواستار اصلاح قانون
اساسي و پايان حكومت مبارك شده اند.
براي تحليل گراني كه مسائل مصر را دنبال مي كنند اقدام رئيس جمهور
در طرح پيشنهاد اصلاح قانون اساسي كاملا دور از انتظار و عجيب بوده و
يك رخداد غيرمترقبه تلقي مي شود. در اين ميان دو عامل را بايد در
تصميم گيري اخير مبارك دخيل دانست .
نخست اوج گيري اعتراض هاي مردمي و دوم اعمال فشار خارجي .
با اينحال به نظر مي رسد اگر چه اعتراض هاي مردمي در ماههاي اخير به
طرز قابل ملاحظه اي افزايش يافته است ولي اكثر تحليل گران تحول پديد
آمده در مواضع مبارك را ناشي از فشارهاي خارجي به ويژه آمريكا مي دانند.
طبق اين نظر , در طرح موسوم به « خاورميانه بزرگ » كه مصر را هم شامل
مي شود حاكماني همچون مبارك عمر حكومتشان به پايان رسيده و براي
آمريكا « مهره سوخته » محسوب مي شوند و هر چه زودتر بايد صحنه را
خالي كنند. زيرا بقاي رژيم « توتاليتر » قاهره در قالب دمكراسي هاي هدايت
شده آمريكا نمي گنجد و بايد تغيير يابد.
البته سردمداران قاهره نيز با اعتراف به فشارهاي آمريكا , ناخرسندي
خود را اعلام كرده اند. در اين زمينه حسني مبارك در اظهاراتي آشكار در
سرزنش آمريكا براي ايجاد تغيير در منطقه گفت اصلاحات در جهان عرب
نمي تواند از خارج اعمال شود. وي افزود « اعتقاد داريم كه تغييرات اصلاحي
در كشورهاي عربي يك پروسه غير قابل دخالت است و بايد مطابق خواست
ملت ها باشد و نه به درخواست ديگران » (1 )
همچنين « احمد ابوالغيظ » وزيرخارجه رژيم مصر نيز خشم خود را از
اعمال فشار آمريكا با اين جمله هشدارآميز بيان مي كند كه « فشارهاي آمريكا
براي اعمال دمكراسي درخاورميانه ممكن است منجر به هرج و هرج شود. »
وي ادعاهاي بوش مبني بر اين كه ديكتاتوري و سركوب در حال محو شدن
است , را رد كرد و افزود : « در عراق هر روز شاهد انفجارها و كشتار مردم
هستيم , در فلسطين , هفت سال قبل نيز انتخابات برگزار شد و چيز تازه اي
نيست , در لبنان نيز تظاهراتي كه حزب الله بر پا كرد هشدار به آمريكا بود كه
ممكن است ثبات در هم ريخته شود . » (2 )
با اينحال به نظر مي رسد عليرغم اين انتقادها , قاهره متوجه اين حقيقت
شده است كه آمريكا به رژيم فعلي مصر با وجود همه خوش خدمتي هايش به
واشنگتن و تل آويو به عنوان يك حكومت « تاريخ مصرف گذشته » مي نگرد.
اوج گيري اعتراضات داخلي
« مبارك , ما را بدبخت كرده اي » , « اي كسي كه در كاخ العروب نشسته اي ,
ما ديگر خسته شده ايم , ديگر بس است » , اينها شعارهايي است كه اين روزها
در تظاهرات مصريها به گوش مي رسد. در روزهاي اخير تظاهركنندگان در
مجالي , كه تاكنون سابقه نداشته است , به ابراز مخالفت خود با حكومت
ديكتاتوري حسني مبارك پرداخته اند.
اين اعتراضات از زمانيكه حسني مبارك حاكم 76 ساله مصر پس از 24
سال حاكميت مطلقه , اعلام كرد كه همچنان براي بار پنجم نامزد رياست
جمهوري مصر مي شود , تشديد شده است .
مبارك در اوايل بهمن ماه گذشته با اعلام اينكه نظام كنوني انتخابات
رئيس جمهور مصر به ثبات و امنيت كشور كمك مي كند به طور تلويحي به
قصد خود براي تصدي قدرت براي يك دوره 6 ساله ديگر اشاره كرد .
بر طبق روال سياسي مصر , حزب حاكم مصر يعني حزب « دمكراتيك
ملي » وي را براي تصدي رياست جمهوري براي يك دوره شش ساله
انتخاب مي كرده و هنگامي كه وي از سوي حزب حاكم معرفي شد در
پارلمان , كه اكثريت عمده كرسي هاي آن متعلق به همين حزب حاكم است
راي گيري مي شد و طبيعتا حسني مبارك از سوي پارلمان انتخاب مي گرديد.
تنها نقشي كه مردم مصر داشتند اين بوده كه در يك همه پرسي صوري اعلام
مي كردند كه آيا حاضرند مبارك يك دوره ديگر رئيس جمهوري آنها باشد. يا
خير اين روال زنجيره اي براي 4 دوره 6 ساله متوالي تكرار شده است .
در ميان جناح هاي داخلي مخالف , طي يكسال گذشته دو حزب « الغد » و
« دمكراتيك آزاد » توانسته اند مجوز فعاليت قانوني دريافت كنند. در اين
مدت فعاليت گروههاي منتقد حكومت مبارك نيز روندي فزاينده به خود
گرفته و جنبش موسوم به « الكفايه » (كافيست ) به طور علني براي ابراز
مخالفت با تداوم رياست جمهوري وي تشكيل شده است .
در همين راستا روند انتقاد احزابي مانند « الوفد » , « ناصري » , « التكافل » ,
« التجمع » نيز عليه مبارك بي پرده تر شده است . (3 )
در ميان نيروهاي مخالف , دو جريان شاخص وجود دارد كه توان بالقوه
و تعيين كننده اي در تحولات سياسي مصر را دارند.
نخست گروههاي اسلامي كه « اخوان المسلمين » شاخص ترين گروه اين
جريان است . اين جنبش كه سابقه طولاني دارد از فعاليت منع است و رژيم
قاهره آنرا غيرقانوني مي داند و به شدت از فعاليت آن جلوگيري مي شود زيرا
حكومت به خوبي از پايگاه مردمي آن و توان آن در بسيج جامعه آگاه است .
در اين زمينه مبارك اخيرا در مصاحبه اي با نشريه آلماني « اشپيگل » گفته
است : « اخوان المسلمين پيشينه اي تروريستي دارد , آنها يك نخست وزير و
تعداد ديگري از مقامات را كه با اهداف سياسي شان همخواني نداشتند , به
قتل رسانده اند . در سال 1332 آنها حتي تلاش كردند تا جمال عبدالناصر
رئيس جمهور وقت را از ميدان به در كنند. احزاب مذهبي تهديدي براي
صلح و ثبات داخلي هستند. چيزي كه ما امروز در عراق شاهد هستيم ,
نمونه اي از همان چيزي است كه در صورت امتزاج مذهب و سياست اتفاق
خواهد افتاد » . (4 ) با اينحال كمتر ناظري است كه در اين ترديد داشته باشد
كه ادعاها و اتهامات مبارك عليه گروههاي اسلامي صرفا از احساس خطر از
ناحيه پايگاه گسترده اين احزاب در جامعه مسلمان مصر و تهديد پايه هاي
حكومت خود ناشي مي شود.
جريان ديگري كه در جامعه مصر مي تواند نقش تعيين كننده داشته باشد
جريان ليبرالي است كه از طرف قدرتهاي خارجي به ويژه آمريكا مورد
حمايت قرار دارد. اين جريان مي كوشد در مصر نقش مشابه نقش جناح هاي
طرفدار غرب در كشورهايي همچون اوكراين , گرجستان , يوگسلاوي و... را
ايفا كند.
حزب « الغد » (فردا) شاخص ترين نماد اين جريان است . اين حزب با
دبيركلي « ايمن نور » با خط مشي ليبرالي خود , سال گذشته اعلام موجوديت
كرد. كارشناسان بر اين نظرند كه موافقت سريع دولت مبارك با تشكيل اين
حزب ثمره فشارهاي آمريكا بود.
با اينحال تنها 89 روز پس از تشكيل اين حزب , رژيم , رهبر آن را به
اتهام جعل اسناد و جاسوسي دستگير و روانه زندان كرد. در اين زمينه
« صبحي عوده » از كارشناسان مسائل سياسي سوريه مي گويد : « رهبران مصر
دريافتند كه آمريكا مجدانه درصدد است « ايمن نور » را به رياست جمهوري
برساند به همين جهت او را با پرونده سازي به زندان
انداختند . » (5 )
خود « ايمن نور » درنامه اي كه از زندان براي مجله آمريكايي « نيوزويك »
فرستاده است مي گويد : « حزب ما اولين حزب ليبرالي است كه از كودتاي
1331 تاكنون موفق به كسب مجوز شده » وي مي افزايد : « مردم مصر مي دانند
تمام اتهاماتي كه به من بسته اند ساختگي و دروغ است و حتي خود من نيز به
علت واقعي زنداني شدنم آگاه نيستم . عده اي مرابه دليل ملاقات كوتاهم با
مادلين آلبرايت وزير خارجه سابق آمريكا به جاسوسي متهم مي كنند و
گروهي ديگر معتقدند رژيم مصر به دليل بلندپروازي هايم چنين سرنوشتي را
برايم رقم زده است . » (6 ) در اين راستا , كاندوليزا رايس وزيرخارجه آمريكا
در زمينه بازداشت « ايمن نور » انتقاد شديداللحني را عليه رژيم قاهره ايراد
كرد.
واهمه از انتخابات
حسني مبارك در 24 سال زمامداري خود هرگز اجازه ظهور « رقيب » را
نداده و خود تنها چهره مطرح در همه پرسي ها بوده است . جالب اينكه در 4
مورد همه پرسي هاي گذشته كه در سالهاي 1360 , 1366 , 1372 و 1378
برگزارشده منابع حكومتي تعداد حاميان مبارك را بين 94 تا 98 درصد
جامعه عنوان كرده اند. مبارك تاكنون حتي از اينكه كانديداهاي دولتي ومورد
تائيد خود را به ميدان آورد تا وجهه ظاهري انتخابات خود را حفظ كند و به
آن رنگ و لعاب دمكراسي بدهد , واهمه داشته است .
كارنامه 24 ساله مبارك
سابقه كار سياسي حسني مبارك به سالهاي دهه 1340 باز مي گردد , وي
كه يك خلبان نيروي هوايي مصر بود توسط انورسادات , كه در سال 1360
به دست يك مبارز مسلمان معترض به پيمان « كمپ ديويد » ترور شد , به
رياست نيروي هوايي مصر رسيد. در پي كشته شدن انورسادات , مبارك كه
متحد نزديكي سادات بود بلافاصله جاي او را گرفت . آنچه در كارنامه 24
ساله مبارك به چشم مي خورد تداوم خط سازشي است كه انورسادات با
سفر به فلسطين اشغالي و امضاي قرارداد ذلت بار كمپ ديويد آغازگر آن بود.
اين سفر و آن پيمان در ظاهر امر با هدف برقراري صلح در منطقه اي بود
كه چهار جنگ خونبار را به خود ديده بود. با اينحال ذلتي كه پيامد اين اقدام
سادات بود آنچنان در ميان اعراب و به ويژه مردم مصر تاثير گذاشت كه
سادات پس از بازگشت از فلسطين و تلاش براي توجيه اين اقدام , نتوانست
تبعات منفي و زشت اين عمل را از اذهان مردم مصر بزدايد و سرانجام 4
سال بعد از اين سفر در پاييز 1360 به دست يك سرباز مصري مسلمان
مصري به نام « خالد اسلامبولي » به اتهام خيانت كشته شد.
مبارك به عنوان جانشين سادات در طول دوره زمامداري خود تلاش
كرده است كه كاملا به خط مشي سازش كارانه سادات وفادار بماند به گونه اي
كه مي توان گفت اگر سادات نيز زنده مي ماند همين سياست را دنبال مي كرد.
به عبارت ديگر مبارك را مي توان « سادات زنده » ناميد.
البته امروزه چه در داخل مصر و چه در ميان مسلمانان منطقه كمتر كسي
را مي توان يافت كه از اين خط مشي و از انعقاد پيمان كمپ ديويد دفاع كند.
مشروعيت بخشيدن به موجوديت رژيم اسرائيل , كنار نهادن موضوع آرمان
فلسطين , ايجاد انشقاق و تفرقه در صف اعراب در برابر اسرائيل , تشويق
ساير كشورهاي عربي براي ايجاد رابطه با رژيم صهيونيستي , استمرار دو
دهه سركوب ملت مصر به بهانه استقرار وضعيت فوق العاده , جري تر و
گستاخ تر ساختن صهيونيستها درگسترش جنايات خود , از جمله تبعات
پيمان كمپ ديويد و تداوم خط مشي سازشكاري با صهيونيستها , توسط
مبارك مي باشد.
جانشينان احتمالي مبارك
گرچه بسياري از تحليل گران معتقدند تحولات اخير نمي تواند به عمر
رژيم مبارك خاتمه دهد و آمريكا به دليل اينكه نمي تواند هيچ فردي در مصر
همانند مبارك , همسو با سياستهاي واشنگتن , بيابد , درنهايت به ابقاي وي
براي يك دوره ديگر رضايت مي دهد , با اينحال گروه ديگري معتقدند تداوم
حكومت مبارك مخل و مانع برنامه هاي آمريكا در منطقه تحت برنامه
« خاورميانه بزرگ » است . به همين جهت تاريخ مصرف حكومت مبارك را
پايان يافته تلقي مي كنند.
در اينصورت بايد ديد چه كسي مي تواند جانشين وي گردد. در اين
راستا نخستين فردي كه مطرح است جمال مبارك فرزند حسني مبارك است .
وي كه سمت مهمي در حزب حاكم دارد از چندي قبل توسط رسانه هاي
تحت تسلط دولت به عنوان جانشين مبارك مطرح شده است . با اينحال
مسير دستيابي وي به قدرت چندان هموار نيست . حجم عمده اعتراض هاي
داخلي كه متوجه حسني مبارك است به همان نسبت جمال مبارك را نيز
نشانه رفته است . مخالفان اعلام كرده اند با به قدرت رسيدن جمال مبارك
مخالفت خواهند كرد و در برابر موروثي شدن حكومت مقاومت خواهند
نمود.
در اين حال , مخالفين پيش بيني مي كنند حسني مبارك , براي حفظ
جايگاه خود پيش از پايان مهلت مقرر براي نامزدي انتخابات , از حيات
سياسي مصر كناره گيري خواهد كرد و در برابر اين اقدام , حزب حاكم « ملي »
براي تقدير از وي بلافاصله فرزندش « جمال » را به عنوان نامزد اين حزب
معرفي نمايد.
اين در حالي است كه « جمال مبارك » در چند مصاحبه به صراحت
بي ميلي خود را براي نامزدي انتخابات آينده رياست جمهوري اعلام كرده
است .
با در نظر گرفتن اين اوصاف , ناظران معتقدند به احتمال قوي رقابت
اصلي در انتخابات آينده ميان « جمال مبارك » و « ايمن نور » خواهد بود و هر
كدام بتواند نظر افكار عمومي مصر و در عين حال حمايت آمريكا را كسب
كند رئيس جمهور آينده مصر خواهد بود. در اين ميان حتي نظر بر اين است
كه « ايمن نور » هم از حمايت بيشتر آمريكا برخوردار است و در نتيجه شانس
وي نيز براي تصدي پست رياست جمهوري بيشتر است و هم اينكه در افكار
عمومي جايگاه مناسب تري دارد . براي مردم مصر , 24 سال سياست هاي
مبارك دستاورد شاخصي نداشته است كه به خاطر آن به فرزندش راي
بدهند. كشاورزي مصر به شدت ضعيف است . مصر هم اكنون با وجود دارا
بودن زمينهاي حاصلخيز و رود بزرگ « نيل » وضعيت كشاورزي و اقتصادي
مطلوبي ندارد و به كمكهاي آمريكا متكي است . هم اكنون مصر 65 درصد
گندم مورد نيازش را وارد مي كند. مصر در زمينه صنعت هم حرفي براي گفتن
ندارد. در زمينه صنايع سنگين و دفاعي وابسته به آمريكاست و تنها ممر
درآمد قابل ملاحظه آن توريسم است .
بهرحال چنين به نظر مي رسد كه صحنه سياسي مصر در سال جاري
شاهد تحولات غير قابل پيش بيني باشد و بايد منتظر تحولات آتي , به
خصوص انتخابات شهريور ماه بود.
پاورقي :
1 ـ سياست روز 83,12,25
2 ـ آفتاب يزد 83,12,22
3 ـ كيهان 83,12,15
4 ـ شرق 83,10,10
5 ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي 84,10,14
6 ـ شرق 83,12,17
اقدام حسني مبارك در طرح پيشنهاد براي اصلاح قانون
اساسي و پذيرفتن انتخابات سراسري يك رخداد غيرمترقبه در
صحنه سياسي دو دهه اخير مصر محسوب مي شود
به عقيده كارشناسان , پذيرش تغيير قانون اساسي مصر
توسط مبارك ناشي از گسترش اعتراض هاي داخلي و فشارهاي
خارجي بوده است و براي آمريكا , مبارك به يك « مهره
سوخته » تبديل شده است
حسني مبارك در 24 سال زمامداري خود هرگز اجازه ظهور
« رقيب » را نداده و خود , تنها چهره مطرح در همه پرسي هايي
بوده است كه نتيجه آن از قبل روشن بود.
در طرح موسوم به « خاورميانه بزرگ » كه يكي از اهدافش
تحميل دمكراسي هاي « هدايت شده » مي باشد , عمر سياسي
چهره هائي مانند مبارك به سررسيده است .
قاهره متوجه اين حقيقت شده كه آمريكا به رژيم مبارك با
همه خوش خدمتي هايش به واشنگتن و تل آويو به عنوان
حكومتي مي نگرد كه تاريخ مصرفش به پايان رسيده است

سفير لبنان در گفتگوي اختصاصي با روزنامه جمهوري اسلامي :
بحران لبنان از خارج مرزها هدايت و پشتيباني مي شود
|

م ـ طلوع گر
« يقين داريم كه بحران لبنان منشا خارجي دارد و بنظر مي آيد كه
طرف هاي خارجي در صدد اعمال فشار نه بر لبنان بلكه به اكثر كشورهاي
منطقه براي اهداف سلطه جويانه و منافع استراتژيك خود هستند »
عدنان حسن منصور سفير لبنان در تهران يك روز قبل از آغاز مرخصي
خود و ترك تهران پيرامون اوضاع بحراني لبنان و نقش غرب در تشديد آن ,
برنامه هاي دولت لبنان را براي مقابله با اين بحران و همچنين توطئه آمريكا و
رژيم صهيونيستي براي خلع سلاح حزب الله به پرسش هاي خبرنگار
سرويس سياسي روزنامه جمهوري اسلامي پاسخ گفت حاصل اين گفتگو از
نظر مي گذرد.
طي يكماه اخير لبنان با تحولات سريع و رو به رشد سياسي و اجتماعي
روبرو شده كه بنظر مي رسد بسياري از آنها از خارج مرزها هدايت مي شوند.
اين تحولات كه با قطعنامه 1559 شوراي امنيت آغاز شده با ترور « رفيق
حريري » , خروج نيروهاي سوري از لبنان و قدرت نمايي جناح هاي مقتدر
سياسي تداوم يافته است . قطعا اين حوادث , ثبات و امنيت و حاكميت ملي
لبنان را تهديد مي كند. به عقيده شما اين مسايل از كجا نشات مي گيرد
ث مجموعه اتفاقات و رويدادهايي كه قبل از حادثه ناجوانمردانه ترور رفيق
حريري و بازتابهاي بعد از آن حادثه در عرصه سياسي لبنان , روي داد در
واقع معطوف به قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد شماره 1559
بوده كه با حمايت مستقيم آمريكا و فرانسه به تصويب رسيده است . اين
قطعنامه خواستار خروج نيروهاي ارتش سوريه از خاك لبنان و خلع سلاح
مقاومت لبنان يعني حزب الله , برگزاري انتخابات پارلماني آزاد و فراگير و
بسط دمكراسي در لبنان است . در پي ترور رفيق حريري يك جريان سياسي
خاصي در سطح بين المللي بوضوع پديدار شد كه قويا خواستار خروج
فوري ارتش سوريه از لبنان شده است , اين در حالي است كه پيش از آن
دمشق در چارچوب يك برنامه زمانبندي شده در چندين نوبت آرايش
نيروهاي خود را در خاك لبنان سازماندهي و تقليل داده و در حال حاضر
بخش اعظم اين نيروها از لبنان خارج شده اند. دمشق نيز رسما اعلام كرده
كه نيروهاي خود را بطور كامل تا اواخر ماه آوريل (بيستم ارديبهشت ) خارج
خواهد كرد.
اگرچه چند روز پس از ترور جنايتكارانه رفيق حريري , در اثر فشارهاي
مختلف , دولت لبنان استعفا كرد اما مجددا آقاي عمر كرامي مكلف به تشكيل
كابينه جديد شده است و قطعا كابينه جديد آقاي كرامي شرايط سياسي و
داخلي را براي برگزاري انتخابات پارلماني در خردادماه آينده , ساماندهي و
مهيا خواهد كرد.
ما يقين راسخ داريم كه لبنان از اين بحران كه منشا خارجي دارد
سرافراز و پيروزمندانه , بيرون خواهد آمد. بنظر مي آيد كه برخي طرفهاي
خارجي در صدد اعمال فشار نه تنها بر لبنان , بلكه به اكثر كشورهاي منطقه
براي تحقق خواسته هاي سلطه جويانه و منافع استراتژيك خود هستند.
طرف هاي خارجي براي رسيدن به اهداف شوم خود , پرچم دمكراسي و
آزادي دردست گرفته و خود را ملزم به اجراي آن كرده اند. اين پرسش بذهن
ما مي رسد كه كجا بوده اند اين مناديان دروغين دمكراسي و آزادي هنگاميكه
اسرائيل وحشيانه ترين جنايات را طي بيست سال گذشته در مناطق اشغالي
لبنان مرتكب شد آنهم با وجود قطعنامه 425 شوراي امنيت سازمان ملل .
طي اين مدت هيچكدام از اين كشورهاي بزرگ يا نخواسته اند و يا
نتوانسته اند اسرائيل را به عقب نشيني از خاك لبنان و احترام به قوانين
بين المللي ملزم كنند. شرم آور است كه در اين جهان معيارهاي چندگانه و
مطابق ميل و منافع كشورهاي سلطه جو و قدرت طلب و در جهت تحقق
سياستها و منافع آنان بر ملتها و كشورهاي ديگر , اعمال مي شود.
همانطور كه واقفيد يكي از بندهاي قطعنامه 1559 شوراي امنيت ,
خلع سلاح گروه هاي شبه نظامي لبنان است . اكنون پس از تعهد دمشق به
خارج ساختن نيروهايش تا پايان آوريل , احتمالا فشار غرب براي خلع سلاح
حزب الله لبنان افزون خواهد شد. دولت لبنان چه راهكاري را در اين زمينه
انديشيده است
ث با خروج كامل ارتش سوريه از لبنان , يكي از بندهاي قطعنامه شوراي
امنيت تحقق خواهد يافت و مهمترين و حساسترين بند آن يعني درخواست
از دولت لبنان جهت خلع سلاح مقاومت , باقي خواهد ماند كه بنظرما يك
خواسته غيرمنطقي و غيرعملي است چرا كه آسيبهاي جبران ناپذيري را به
آرامش قومي و صلح و ثبات ملي لبنان مي رساند. بدليل اينكه مقاومت ملي
لبنان موجب آزادسازي سرزمينهاي اشغال شده و ارتش اسرائيل را مجبور
به عقب نشيني و ترك خاك لبنان كرده است . هنگاميكه صحبت از خلع
سلاح مقاومت لبنان به ميان مي آوريم , مفهوم آن اشغال مجدد خاك لبنان
بوسيله اسرائيل و يا تهديد مستمر حاكميت و امنيت لبنان است . از طرف
ديگر همگان مي دانند با وجود عقب نشيني اسرائيل از بخش اعظم خاك
لبنان , منطقه كشتزارهاي « شبعا » و تپه هاي « كفرشوبا » همچنان در اشغال
رژيم غاصب اسرائيل مي باشد و اين بمعناي ادامه اشغال بخشي از سرزمين
لبنان است . علاوه بر آن , از زمان عقب نشيني اسرائيل در سال 2000
ميلادي , اين رژيم سياستهاي تجاوزگرانه خود را بوسيله تجاوز به حريم
هوايي و آبهاي بين المللي لبنان , ادامه داده بطوريكه رقم آنها بيش از نه هزار
مورد بوده است . اين در شرايطي است كه جامعه جهاني در مقابل اين جنايت
عاجز مانده و هرگز نخواسته است كه رژيم اسرائيل را وادار به احترام به
قوانين بين المللي بنمايد. از اينرو غيرمنطقي و بدور از عقل و خرد است كه
لبنان در اين شرايط تعيين كننده , مقاومت ملي خود را خلع سلاح كند!!
در عين حال احتمال دارد بعد از رسيدن لبنان به وضعيت صلح پايدار و
عادلانه و فراگير و پس از آزادسازي تمام مناطق اشغال شده توسط ارتش
اسرائيل و پس از اينكه دولت لبنان بتواند ضمانتهاي لازم و كامل مبني بر
توقف و پايان جنايات اسرائيل , بدست آورد , خلع سلاح مقاومت لبنان
مورد بررسي قرار گيرد.
آيا كابينه « عمر كرامي » را در اداره كشور توانا مي بينيد آيا تصور مي كنيد
ايشان به تنهايي بتواند لبنان را از شرايط فوق العاده بحراني نجات دهد يا
اينكه از ديگر كشورها استمداد خواهد نمود
ث بدون شك لبنان شرايط بسيار دشواري را طي مي كند كه ناشي از حادثه
ترور رفيق حريري و پيامدهاي بعدي آن بوده است . آقاي عمركرامي ,
كابينه اي را تشكيل خواهد داد كه مطابق خواسته تمام طوايف و احزاب و
ملت لبنان باشد و براي رسيدن به اين هدف و خروج از اين بحران , به
ديگران متكي نخواهيم بود. زيرا اين رويداد يك مسئله لبناني است و لبنانيها
با مصلحت انديشي و همبستگي و وحدت ملي و آگاهي خود , خواهند
توانست دولت جديد را در انجام وظايف تاريخي خود , ياري نمايند.
وظايفي كه در آينده نزديك در انتظار ملت لبنان خواهد بود , عبارت است از :
تعيين قانون انتخابات و برگزاري انتخابات پارلماني و در مراحل بعدي
تشكيل دولت جديد و تحقق اراده ملت لبنان از طريق مجلس جديد لبنان .
و اما در مورد انتخابات پارلماني , در حال حاضر شرايط براي برگزاري
آن كاملا مهيا گرديده و دولت لبنان و نهادهاي قانوني كشور ضمانتهاي لازم
جهت اجراي اين انتخابات بوجود خواهند آورد. لبنان يك كشور دمكراتيك
است و آزادي آحاد ملت لبنان در قانون اساسي تضمين شده است . انتخابات
پارلماني در موعد مقرر خود برگزار خواهد گرديد و اراده ملت لبنان تجلي
خواهد يافت .
اخيرا مطبوعات لبنان نوشتند قرار است « ساترفيلد » معاون وزيرخارجه
آمريكا جايگزين سفير اين كشور در لبنان بشود. آيا اين اقدام را نقض
مقررات ديپلماتيك نمي دانيد و اصولا در بحران كنوني لبنان , اين اقدام چه
اهدافي را دنبال مي كند
ث آنچه كه اتفاق افتاد اينكه سفير آمريكا در بيروت بعلت بيماري همسر خود
مرخصي گرفته و همانگونه كه مطبوعات آورده اند دولت آمريكا جانشيني
براي وي تعيين كرده و اين امر مربوط به تصميمات دولت آمريكا است و
نقض اصول متعارف در روابط ديپلماتيك بشمار نمي آيد. بخصوص اينكه
مقام اول سفارت آمريكا در بيروت در شرايطي محل خدمت خود را ترك
كرده است كه لبنان شاهد تغييرات مهمي بوده و بنظر مي رسد دولت آمريكا
آقاي ساترفيلد را كه تا چند ماه قبل سفير آمريكا در لبنان بوده , بدليل
آشنايي كامل با شرايط سياسي لبنان و منطقه جانشين وي كرده است .
جناب سفير بنظر مي رسد حتي پس از تكميل شدن عمليات خروج
نيروهاي سوري از لبنان , فشار غرب بر دولت اين كشور متوقف نخواهد شد.
ارزيابي شما در اين رابطه چيست
ث خروج نيروهاي سوريه از خاك لبنان هرگز بمعناي جدايي دو كشور
نخواهد بود بلكه پيوندهاي عميق دو كشور , لبنان و سوريه را پيش از پيش
قويتر خواهد ساخت . دو كشور لبنان و سوريه از ديرباز داراي پيوندهاي
جغرافيايي و تاريخي و وحدت سرنوشت و آينده مشترك بوده اند و بسوي
آينده آزاد و عاري از سلطه بيگانه و زياده خواهي دولتهاي بزرگ , گام
برمي دارند . فشارهاي خارجي , قبل از قطعنامه شماره 1559 وجود داشته و
در حال حاضر ادامه دارد و بدون ترديد در آينده نيز تشديد خواهد شد و
بنظر ما از محدوده لبنان و سوريه به كشورهاي ديگر منطقه كشيده خواهد
شد , كشورهايي كه مواضع و سياستهاي آنها مغاير با سياستهاي نيروهاي
سلطه گر كه در پي تغيير نقشه سياسي منطقه هستند , مي باشد. بنابر اين
كشورها و ملتهاي منطقه , راهي جز حفظ هوشياري و تقويت همبستگي خود
ندارند.
به عقيده ما فشارهايي كه در حال حاضر عليه سوريه و لبنان متمركز
شده با هدف بزمين افكندن و از كار انداختن بازوي قدرتمند مقاومت لبنان و
سوريه صورت مي گيرد و نيز وادار كردن لبنان و سوريه به قبول عقب نشيني
از مواضع خود در مناقشه اعراب با اسرائيل و پذيرش شرايط اسرائيل ,
همچنين مي توان اين فشارها را بدليل اصرار لبنان و سوريه بر عدم مشاركت
و همكاري در طرحهاي طرف هاي خارجي در خاورميانه تلقي كرد.
از ديگر علتهاي هدف قرار دادن سوريه و لبنان , مخالفت قاطع آنها با
هرگونه اقامت دائمي پناهندگان فلسطيني در خاك كشور خود مي باشد. اين
مسايل , مانع بسيار سنگيني براي عادي سازي روابط اسرائيل با كشورهاي
عربي , بوجود آورده است .
در چارچوب تشديد فشارها بر سوريه مي توان به گزارش هيات تحقيق
سازمان ملل درباره ترور رفيق حريري اشاره داشت . در اين گزارش سوريه
بطور غيرمستقيم , مسئول كشته شدن حريري اعلام شده است . آيا تصور
نمي كنيد هدف اين فشارها , كشاندن بحران لبنان به سوريه و ايجاد تغييرات
سياسي در اين كشور باشد
ث نمي توان در خصوص آنچه كه در ذهن ديگران جريان دارد و يا درباره
نيات آنها عليه سوريه و لبنان , پيشگويي و اظهارنظر كرد. اما مي خواهيم اين
مورد را عرض كنيم كه كميته حقيقت ياب بين المللي از ايراد اتهام مستقيم به
كشورها خودداري كرده گرچه از سهل انگاري برخي نهادها سخن به ميان
آورده است . بايد منتظر پايان تحقيقات آن كميته و گزارش نهايي آن باشيم ,
در آن صورت مي توانيم در مورد وجود يا عدم وجود طرف مقصر صحبت
كنيم . سوريه نسبت به روشن شدن حقايق ترور شهيد رفيق حريري , اصرار
دارد همانگونه كه دولت لبنان نسبت به افشاي تمام جزئيات پيرامون ترور
حريري , اصرار دارد.
بسياري از تحليل گران بر اين اعتقادند كه اشغال عراق و افغانستان توسط
آمريكا براي كشورهاي منطقه حاوي اين پيام بود كه بايد قبل از هرگونه اقدام
نظامي ديگر , خود دست به تغييرات داخلي بزنند. آيا تصور نمي كنيد در اين
مرحله , لبنان نقطه آغاز اين حركت محسوب گردد
ث چون پاسخ به اين پرسش , فرصت طولاني مي طلبد , اجازه دهيد به موارد
ديگر پاسخ دهم .
آيا جنابعالي اصولا ارتباطي ميان بحران كنوني لبنان و طرح آمريكايي
« اصلاحات در خاورميانه بزرگ » قايل هستيد
ث آمريكا در طرح خاورميانه بزرگ , سياست و منافع خود را دنبال مي كند.
لبنان , سوريه , عراق و... كه جزيي از كشورهاي منطقه به شمار مي روند ,
مشمول اين طرح مي شوند. آنچه اكنون آمريكا در منطقه دنبال مي كند در
چارچوب اين طرح قرار دارد لذا نمي توان آنچه را كه در لبنان جريان دارد از
طرح « اصلاحات درخاورميانه بزرگ » جدا دانست .
جناب سفير با توجه به حمايت صريح پاريس از نيروهاي سياسي مخالف
دولت لبنان , اهداف سياستهاي فرانسه در لبنان را چگونه ارزيابي
مي كنيد
ث اهداف و رويكرد سياسي فرانسه , در روند تصويب قطعنامه شماره 1559
شوراي امنيت بوضوح پديدار گشته بخصوص حمايت و جانبداري فرانسه
از مواضع آمريكا در تصويب قطعنامه فوق , فرانسه مدعي است كه به دنبال
خروج فوري ارتش سوريه از خاك لبنان و همچنين ايجاد فضاي مناسب
براي برگزاري انتخابات پارلماني در لبنان و نيز خواستار تسريع در روند
تحقيقات پيرامون حادثه ترور رفيق حريري مي باشد.
مواضع جمهوري اسلامي ايران را در برابر بحران كنوني و شرايط دشوار
لبنان چگونه ارزيابي مي نمائيد
ث جمهوري اسلامي ايران همواره در كنار لبنان ايستاده است و از آرمان و
حقوق لبنان شجاعانه و شرافتمندانه دفاع نموده و از مواضع سياسي لبنان
در دوران نبرد با اشغالگران و جنايتكاران اسرائيلي , بطور واضح و آشكار
پشتيباني ارزشمندي نموده است بخصوص در زمانيكه مقاومت لبنان
رسالت ملي خويش را در آزادي زمينهاي غصب شده , ادا
مي نمود.
لبنان روابط بسيار مستحكم و راهبردي با جمهوري اسلامي ايران و
سوريه دارد. لبنان , سوريه و جمهوري اسلامي ايران داراي اهداف , سياستها
و مواضع مشترك مي باشند و براي رسيدن به استقلال حقيقي گام برمي دارند
و در برابر سياستهاي سلطه جويانه و مداخله گرايانه نيروهاي بيگانه ,
ايستادگي مي نمايند. تهران هرگونه سياستهاي تجاوزگرانه اسرائيل عليه
لبنان , سوريه و فلسطين را محكوم نموده و مواضع كاملا روشن و راهبردي و
تغييرناپذير نسبت به راه حل عادلانه و پايدار و فراگير براي مسايل منطقه و
بخصوص مسئله فلسطين , اتخاذ نموده است .
در شرائطي كه هنوز بخشي از خاك لبنان در اشغال
صهيونيستهاست به دور از عقل و خرد است كه دولت بيروت
گامي در جهت خلع صلاح حزب الله بردارد.
آمريكا در طرح « خاورميانه بزرگ » دنبال منافع خود
مي گردد و آنچه اكنون در لبنان مي جويد از اين واقعيت جدا
نيست

| |