
دكتر سيدحسين فتاحي معصوم
دانشيار گروه جراحي دانشگاه علوم پزشكي مشهد
دكتر قدسيه سيدي علوي
استاد گروه زنان و مامايي دانشگاه علوم پزشكي مشهد
قسمت سوم
حقوق جزائي
ايران , قبل از انقلاب اسلامي :
ماده 34 : اطفال غير مميز را نمي توان جرائا محكوم كرد .
ماده 35 : اگر اطفال مميز غيربالغ كه به سن پانزده سال نرسيده اند .
مرتكب جنحه يا جنايتي شوند , فقط به ده الي پنجاه ضربه شلاق محكوم
مي شوند. ولي در يك روز , زياده از ده و در دو روز متوالي , زياده از پانزده
شلاق نبايد زده شود.
ماده 36 : اشخاص بالغ كه سن آنها بيش از پانزده سال تمام بوده , ولي به
هيجده سال تمام نرسيده اند , هرگاه , مرتكب جنايتي شوند , مجازات آنها ,
حبس در دارالتاديب است در مدتي كه زائد بر پنج سال نخواهد بود و اگر
مرتكب جنحه شوند , مجازات ايشان , كمتر از نصف حداقل و زيادتر از
نصف حد اعلاي مجازات مرتكب همان جنحه نخواهد بود.
قانون فرانسه : مصوب سال 1945 : (1324 هـ ش ) « صغار تا سيزده سال
از امتياز فرض مطلق عدم مسئوليت جرائي بهره مند مي گردند. و صغار
سيزده تا شانزده سال , از معافيتهاي مخففه استفاده مي كنند. صغار سيزده تا
هيجده سال , از فرض قانوني عدم مسئوليت جزائي , متمتع مي گردند , ولي
برخلاف فرض عدم مسئوليت جزائي صغار از سيزده تا هجده سال ممكن
است با اقامه ادله مثبته بلااثر گشته و بالنتيجه , مسوليت صغير محرز گردد.
قوانين ساير كشورها نسبت به صغير بيشتر روي اغماض نشان داده و
صغير هجده سال را هم از تخفيف مجازات بهره مند ساخته اند. بعضي از
كشورها , مانند سوئيس , تا سن بيست و يوگسلاوي تا سن بيست ويك , صغير
را از مزيت تخفيف برخوردار مي نمايند . در انگليس , طبق قانون 1935 ,
مربوط به صغار و خردسالان , محاكم عمومي مي توانند نسبت به صغار هفده
تا بسيت ويك سال , به جاي مجازات , يكي از تدابير تربيتي را اتخاذ نمايند.
در سوئد , قوانين 1935 و 1937 , براي صغار هيجده تا بيست و يك سال كه
مرتكب جرم مي شوند و مستوجب اعمال شاقه و ياحبس هستند , يك رژيم
مجازاتي آميخته با تدابير تربيتي انديشيده است و آن عبارت است از :
بازداشت در مدرسه اي كه جنبه مجلسي هم دارد. اختيار محكمه در تبديل
مجازات به تدابير تربيتي , منتهي به اين مي شود كه از بازداشت شدگان , در
امور زراعتي براي مدت يك الي چهار سال استفاده كنند.
حقوق سياسي
در جمهوري اسلامي براي شركت در انتخابات رياست جمهوري
اسلامي و مجلس شوراي اسلامي و ساير انتخابات رسمي ورود به شانزده
سالگي الزامي است .
در قانون مصر , مصوب 1971 (1350 هـ . ش ) شهروندان مصري , در
هيجده سالگي مي توانند حقوق سياسي خويش را استيفا كنند.
حقوق اجتماعي
در ماده 38 كنوانسيون حقوق كودك , مصوب 1989 , (1368 هـ . ش )
آمده است : كشورهاي طرف كنوانسيون هرگونه اقدام عملي را جهت تضمين
اين كه افراد كمتر از پانزده سال در مخاصمات مستقيما شركت نكنند , معمول
خواهند داشت . كشورهاي طرف كنوانسيون از استخدام افراد كمتر از پانزده
سال در نيروهاي مسلح خود خودداري خواهند كرد. اين كشورها براي
استخدام افرادي كه بالاي پانزده سال و زير هيجده سال سن دارند , اولويت
را به بزرگترها خواهند داد.
در قانون كار ايران , ماده 79 , آمده است :
به كار گماردن افراد كمتر از پانزده سال ممنوع است .
در قانون جمهوري اسلامي ايران , پايان كودكي براي استخدام دولتي ,
صدور گذنامه , اخذ گواهينامه براي وسائط نقليه موتوري و ورود به خدمت
رسمي , هيجده سال تمام است .
اين نكته درخور درنگ است كه در ماده يك كنوانسيون حقوق كودك
آمده است .
از نظر اين كنوانسيون , منظور از كودك , افراد انساني زير هيجده سال
است , مگر اين كه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك , سن بلوغ , كمتر
تشخيص داده شود.
مولفه هاي بلوغ از ديد جامعه شناسي
در مورد ازدواج و سن آمادگي براي آن مطالب مفصلي بيان شده است و
در هر جامعه بشري بنوعي به اين موضوع نگريسته شده و ملاك عمل قرار
گرفته است .
سن از ديدگاه زيست شناسي , شاخص بلوغ و معرف زمان سازوكار بدن
است . از ديدگاه رشد اندامي , سن نشان دهنده مراحل مقصود بلوغ فرد
است . هر چند رشد فيزيولوژيك در بسياري از موارد از ناهنجارهاي تقديمي
تبعيت نمي كند. از منظر اقتصاد , سن از آن رو اهميت مي يابد كه نقش فرد را
به عنوان مصرف كننده يا مولد كالا و خدمات و نيز جايگاه وي را به عنوان
عضو مستقل يا سربار گروه تعيين مي كند. از ديدگاه جامعه شناسي , سن از آن
جهت مهم است كه تعيين كننده نقشي است كه فرد در گروههاي اجتماعي
ايفا مي كند. يكي از اين نقش ها , نقش بزرگسالي است كه لازمه وقوع عمل
اجتماعي ازدواج تلقي مي شود و جامعه بر طبق تعريف فرهنگي خود اين
نقش را به نوجوان اعطا مي كند. در اكثر جوامع ابتدايي , انتقال از يك مرحله
به مرحله اي ديگر زندگي همراه با تشريفات و مراسم ويژه اي بود. هر گاه
ورود به مرحله جديد , مسئوليت هاي سنگين تري را بردوش نوجوان مي نهد
« مراسم گذر » با جديت خاصي بر تحول در حال وقوع تاكيد داشت .
شايع ترين مراسم ورود به مرحله جديد , شعائر مربوط به بلوغ براي پسران
نوجوان بود كه در طي آن به نوجوان نقش بزرگسالي داده مي شد. نقشي كه
بقاي اقتصادي و نظامي جامعه بدان وابسته بود. در آن جوامع وقتي كودك از
نظر تغييرات جسماني كامل مي شد و توانائي توليد مثل را پيدا مي كرد , طي
مراسم خاصي به جمع بزرگسالان مي پيوست و از او انتظار مي رفت كه
همچون يك فرد بزرگسال رفتار كند. نوجوان به راحتي به عضويت جامعه
بزرگسالان درمي آمد و كار متناسبي مي يافت . به طوري كه به هيچ وجه با
مشكلاتي كه جوانان امروز با آن دست به گريبانند مواجه نبود. در واقع در
اين جوامع مرحله اي تحت عنوان جواني وجود نداشت . اگر در نزد اقوام
ابتدايي , بلوغ فيزيكي تنها جواز ورود به دنياي بزرگسالي و تشكيل خانواده
جديد محسوب مي شد , اما امروزه از لزوم رسيدن به بلوغهاي ديگري نيز
جهت احراز صلاحيت و شايستگي ازدواج سخن به ميان مي آيد. به طوري
كه اكثر متخصصان , پديده بلوغ را منحصر به بلوغ فيزيكي (جنسي ) ندانسته
بلكه تلفيقي مي دانند از ساير انواع بلوغ كه احراز آنها , فرد را آماده ازدواج
مي سازد. بنابراين بلوغ از پنج مولفه تشكيل شده است :
بلوغ فيزيكي , عاطفي , ذهني , اجتماعي و اقتصادي
الف ـ بلوغ فيزيكي (جنسي )
فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي هر فرد است . وقتي كه
فرد به دوره بلوغ مي رسد مثل اين است كه فرد ديگري با خصوصيات بدني و
رواني متفاوت در وي به وجود مي آيد و نوجواني با تغييرات بيولوژيكي آغاز
مي شود . اين تغييرات در دختران در سنين 9 تا 12 سالگي و در پسران از 11
تا 13 سالگي بروز مي كند . قد , وزن و به طور كلي رشد سريع جسماني در
اين دوره تحت تاثير هورمون هاي غدد درون ريز , مخصوصا غده هيپوفيز قرار
دارد. ترشح هومورن هاي غده هيپوفيز و ساير غدد مانند غده فوق كليوي ,
غده تيروئيد , غدد جنسي را فعال مي كنند . رشد بدني 3 تا 4 سال طول
مي كشد كه اوج آن در پسران 14 سالگي و در دختران 12 سالگي است . طي
اين دوره 15 تا 20 سانتي متر بر قد و 20 تا 25 كيلوگرم بر وزن نوجوانان
اضافه مي شود. عملكرد غدد جنسي نه تنها باعث تغييراتي در ظاهر جسم
بلكه باعث تغييراتي در ساختمان شخصيتي و رواني نوجوان نيز مي شود.
ب ـ بلوغ عاطفي
بلوغ عاطفي مفهومي هنجاري در روانشناسي رشد است كه به معني گذر
از بي دفاعي دوره طفوليت , خروج از سادگي كودكانه و عبور از طغيان دوره
نوجواني و رسيدن به بزرگسالي است . بحرانهاي مختلف زندگي فرصتي
است براي محك زدن بلوغ عاطفي افراد. يك فرد بالغ در مواجهه با ناكاميها ,
بيشترين سعي خود را صرف فائق آمدن بر موانع و مشكلات يا پذيرش
منطقي امور اجتناب ناپذير مي كند. در حالي كه براي يك فرد نابالغ , ناكامي
فرصتي است براي ابراز غيظ , وي در شرايطي كه خود را لبريز از خشم و
غضب , آزردگي يا شكست احساس مي كند حملات كور خود را متوجه
نزديك ترين هدف در دسترس كرده و آنها را مقصر مي داند يا برعكس با
خلوت گزيني و دل سوزاندن به حال خويشتن سعي مي كند از مساله و مشكل
پيش آمده فرار كند. شخص بالغ قادر به ايجاد و حفظ روابط و مناسبات
شخصي با ديگران است . كودكان فاقد اين توانايي اند. آنها به هركسي كه
نيازهاي شان را برآورده سازد متكي مي شوند , بدون اين كه قادر به انجام
خدمت متقابلي باشند.
ويژگي ديگر بلوغ عاطفي توانايي درك احساس ديگران يا همدلي است .
افرد نابالغ آنچنان غرق در نيازهاي خود هستند كه نمي توانند بفهمند ديگران
چه احساسي دارند. ازدواج و تشكيل خانواده به معني پذيرش اين مسئوليت
مادام العمر و قبول تامين نيازهاي شريك زندگي است . بلوغ عاطفي براي
موفقيت در همه مناسبات و روابط انساني , امري لازم و ضروري است , اما
ازدواج در اين ميان بيشترين نياز را به اين بلوغ دارد. خانواده امروزي بيش از
گذشته بر قابليت ها و استعدادهاي عاطفي ـ رواني زوجين متكي است .
موفقيت در ازدواج منوط به توانايي هر يك از زوجين در وقف كردن وجود
خود براي ديگران است .
ج ـ بلوغ ذهني
روانشناسان معتقدند كه ذهن انسان تا قبل از 15 سالگي به بلوغ خود
نمي رسد. به زعم آنها بلوغ دهني از چند مولفه تشكيل شده است :
1 ـ مشاهده اشيا و پي بردن به روابط بين آنها
2 ـ قدرت حافظه
3 ـ قدرت تحليل (توانايي فرض و استنتاج )
4 ـ قدرت استنباط و قياس
5 ـ قدرت تمركز و توجه
شكي نيست كه كودكان حدي از قابليت هاي فوق الذكر را واجدند , اما
فرد بالغ همه اين قابليت ها را به طور كامل تر و موزون تري دارد. البته در
مواردي ممكن است رشد ذهني با سن تقويمي و سن فيزيكي انطباق نداشته
باشد. بدين معني كه فردي ممكن است به لحاظ سن تقويمي بزرگسال
محسوب شود و به لحاظ سن فيزيكي داراي تمامي مشخصات فيزيكي بلوغ
باشد , اما بهره هوشي وي بسيار پايين و در حد يك كودك باشد. روانشناسان
به چنين وضعيتي « عقب ماندگي ذهني » مي گويند. ورود به عرصه ازدواج
ذهنيتي پخته و بالغ را مي طلبد. مشكلات و موانعي را كه در جامعه مدرن و
پيچيده امروزي بر سر راه حيات خانوادگي قرار مي گيرد جز با ذهني كامل و
بالغ نمي توان از ميان برداشت .
عملكرد غدد جنسي نه تنها باعث تغييراتي در ظاهر جسم ,
بلكه باعث تغييراتي در ساختمان شخصيتي و رواني نوجوان نيز
مي شود
« بلوغ عاطفي » مفهومي هنجاري در روانشناسي رشد است
كه به معني گذر از بي دفاعي دوره طفوليت , خروج از سادگي
كودكانه و عبور از طغيان دوره نوجواني و رسيدن به بزرگسالي
است
بلوغ عاطفي براي موفقيت در همه مناسبات و روابط
انساني , امري لازم و ضروري است , اما ازدواج در اين ميان
بيشترين نياز را به اين بلوغ دارد

|
پرتوي از كلام معصومين (ع )
|
ريا
علامه المرائي فاربعه :
يحرص في العمل لله اذا كان عنده احد , ويكسل اذا كان وحده و
يحرض في كل امره علي المحمده , ويحسن سمته بجهده .
نشانه ريا كار چهار است :
1 ـ پيش ديگران به عبادت خدا حريص است .
2 ـ در تنهائي تنبل است .
3 ـ در هر كاري ستايش جو است .
4 ـ در ظاهر سازي مي كوشد .
پيامبر اكرم (ص )
لاتعمل شيئا من الخير رئا ولا تدعه حيا.
هيچ كار خيري را براي خودنمائي مكن و از كردن آن شرم
مدار.
پيامبر اكرم (ص )
زهد
الزاهد في الدنيا من لم يغلب الحرام صبر و لم يشغل الحلال
شكره .
زاهد در دنيا كسي است كه حرام , صبرش را ندزدد و
حلال , از شكرش باز ندارد.
اميرالمومنين علي (ع )
الزهد في الدنيا قصر الامل و شكر كل نعمه , والورع عن كل
ماحرم الله .
زهد در دنيا كوتاه كردن آرزو است و شكر هر نعمت و
خودداري از آنچه خدا حرام كرده است .
پيامبر اكرم (ص )
قال له رجل : ماالزهد
فقال عليه السلام : الزهد عشره اجزا فاعلي درجات الزهد
ادني درجات الورع و اعلي درجات الورع ادني درجات اليقين
و اعلي درجات اليقين ادني درجات الرضا. وان الزهد في آيه
من كتاب الله : « لكي لا تاسوا علي مافاتكم ولا تفر حوابما
آتيكم » .
مردي پرسيد زهد چيست
پاسخ فرمود : زهد ده جز است . بالاترين درجه هاي زهد
كمترين درجه هاي ورع است و بالاترين درجه هاي ورع كمترين
درجه هاي يقين است و بالاترين درجه هاي يقين كمترين
درجه هاي رضا است و راستي كه زهد در اين آيه شريفه خوب
توصيف شده كه فرمود : تا افسوس نخوريد برآنچه از دست
شما رفت و شاد نشويد بدانچه بشما رسيد (حديدـ 23 ) .
امام زين العابدين (ع )

|
جوشش آب
|
در يكي از جنگها , رسول خدا(ص ) با مشكل بي آبي مواجه
شد. (حضرتش در حالي كه به سنگي اشاره مي كرد) به من
فرمود : علي ! برخيز و به جانب اين سنگ برو و بگو : « من
فرستاده رسول خدا(ص ) هستم , از تو مي خواهم كه براي من از
خود آب جاري سازي » !
سوگند به خدايي كه وي را به پيامبري گرامي داشت , همين
كه پيام آن حضرت را به آن سنگ رساندم ناگهان ديدم
زايده هايي شبيه پستان گاو بر روي سنگ ظاهر شد و از همان
زايده ها آب جريان يافت .
من بسرعت نزد رسول خدا(ص ) آمدم و آنچه واقع شده
بود گزارش كردم . حضرت فرمود : علي ! برو از آن آب برگير.
مردم هم آمدند و مشكها و ظرفهاي خود را پركردند , پس از
آنكه خود نوشيدند و وضو ساختند و چارپايانشان را سيراب
ساختند و... اين فضيلتي بود كه خداوند ـ عزوجل ـ از ميان
اصحاب , تنها مرا به آن مفتخر ساخت .
(نقل از كتاب خاطرات اميرمومنان (ع )ـ انتشارات دفتر تبليغات
اسلامي قم )

| |
|