روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1384 صفحه عقيدتي

* خورشيد پرفروغ هدايت
گوهر تابناك استواري و فضيلت
آينه تمام نماي شريعت و معرفت ناب محمدي
* آيت الله صدر , مجاهد بزرگ و پاسدار راه حق
خورشيد پرفروغ هدايت




به مناسبت سالگشت ارتحال رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص )
دهها هزار پيامبر الهي در مقاطع مختلف تاريخي و در نقاط گوناگون زمين , مبعوث شدند و نقش ممتاز خود را در هدايت و تربيت انسانها ايفا كردند و آثار درخشاني در جامعه بشري بجاي نهادند. و هر كدام , گروهي را بر اساس عقايد صحيح و ارزشهاي والا , تربيت كردند و تاثيرات غيرمستقيمي نيز بر ديگران بخشيدند. و بعضي از ايشان موفق شدند كه جامعه اي توحيدي و عادلانه نيز بوجود آورند و رهبري آنرا بعهده بگيرند.
در ميان ايشان , حضرت نوح و حضرت ابراهيم و حضرت موسي و حضرت عيسي عليهم الصلاه و السلام از طرف خداي متعال , كتابهايي مشتمل بر احكام و مقررات فردي و اجتماعي و وظايف اخلاقي و قانوني متناسب با شرايط زمان , در دسترس بشر قرار دادند. ولي اين كتابها يا بمرور زمان بكلي محو شد و از ميان رفت , و يا دستخوش تحريفهاي لفظي و معنوي قرار گرفت , و در نتيجه , آيينها و شريعتهاي آسماني بصورت مسخ شده اي درآمد. چنانكه تورات موسي عليه السلام مورد تحريفهاي فراواني واقع شد و چيزي به نام انجيل عيسي عليه السلام باقي نماند , بلكه از دست نويسهاي افرادي كه از پيروان آن حضرت شمرده مي شدند مجموعه هايي تهيه شد و به نام كتاب مقدس , قلمداد گرديد.
هر شخص بي غرضي كه نظري بر عهدين (تورات و انجيل فعلي ) بيفكند خواهد دانست كه هيچكدام از آنها كتابي كه بر موسي يا عيسي عليهماالسلام نازل شده نيست . اما تورات , علاوه بر اينكه خداي متعال را (العياذبالله ) بصورت انساني ترسيم مي كند كه نسبت به بسياري از امور . آگاهي ندارد(1 )و بارها از كار خودش پشيمان مي شود . (2 ) و با يكي از بندگانش (حضرت يعقوب عليه السلام ) كشتي مي گيرد و نمي تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس مي كند كه از او دست بردارد تا مردم , خدايشان را در چنين حالي نبينند(3 ) . و علاوه بر اينكه نسبتهاي ناروايي به پيامبران الهي مي دهد چنانكه (العياذبالله ) نسبت زناي محصنه به حضرت داود عليه السلام (4 ) و نسبت شرب خمر و زناي با محارم به حضرت لوط عليه السلام مي دهد (5 ) . علاوه بر همه اينها جريان مرگ حضرت موسي عليه السلام يعني آورنده كتاب تورات را نيز شرح مي دهد كه چگونه و در كجا از دنيا رفت (6 ) .
آيا تنها همين نكته , كافي نيست كه ما بفهميم اين كتاب , از حضرت موسي عليه السلام نيست !
و اما وضع انجيل , از تورات هم رسواتر است زيرا اولا چيزي به نام كتابي كه بر حضرت عيسي عليه السلام نازل شده در دست نيست و خود مسيحيان هم چنين ادعايي ندارند كه انجيل فعلي , كتابي است كه خدا بر حضرت عيسي عليه السلام نازل كرده است , بلكه محتواي آن , گزارشاتي است منسوب به چند تن از پيروان آن حضرت .
و علاوه بر تجويز شرب خمر , ساختن آنرا بعنوان معجزه عيسي قلمداد مي كند(7 ) .
در يك جمله , وحيهاي نازل شده بر اين دو پيامبر بزرگوار , تحريف شده و نمي تواند نقش خود را در هدايت مردم , ايفا كند.
و اما اينكه چرا و چگونه اين تحريفها و دستبردها انجام گرفته , داستانهاي مفصلي دارد كه در اينجا مجال بيان آنها نيست (8 )
باري , در ششمين سده بعد از ميلاد مسيح عليه السلام در حالي كه سراسر جهان را تيرگي جهل و ظلم , فرا گرفته بود و مشعلهاي هدايت الهي در همه سرزمينها به خاموشي گراييده بود خداي متعال آخرين و برترين پيامبران خود را در تاريكترين و منحط ترين جوامع آنروز , برانگيخت تا مشعل پرفروغ وحي را فرا راه همه انسانها و براي هميشه برافروزد. و كتاب الهي جاويدان و مصون از تحريف و نسخ را در دسترس بشر قرار دهد , و معارف حقيقي و حكمتهاي آسماني و احكام و قوانين الهي را به مردم بياموزد. و همه انسانها را بسوي سعادت دنيا و آخرت , رهبري كند(9 ) .
اميرمومنان عليه السلام در بخشي از سخنانش در وصف اوضاع و احوال جهان , هنگام ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله چنين مي فرمايد :
« خداي متعال , پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را هنگامي به رسالت برگزيد كه دير زماني از بعثت انبيا پيشين گذشته بود , مردمان در خوابي عميق و طولاني فرو رفته بودند , شعله هاي فتنه و آشوب در سراسر دنيا برافروخته , و رشته كارها از هم گسيخته بود. آتش جنگ , شعله ور; و تاريكي جهل و گناه , فراگير; و نيرنگ و تزويز , آشكار بود. برگهاي درخت زندگي بشر به زردي گراييده , اميد باروري از آن نبود. آبها فرو رفته ; مشعلهاي هدايت . سرد و خاموش گشته ; پرچمهاي ضلالت و گمراهي برافراشته بود. پستي و بدبختي به بشر , هجوم آورده چهره زشت خود را نمايان ساخته بود. اين فساد و تيره روزي , چيزي جز فتنه و آشوب , ببار نمي آورد و مردمي كه بيم و هراس و ناامني برايشان چيره گشته بود پناهگاهي جز شمشير خون آشام نمي ديدند . (10 )
از زمان ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مهمترين موضوع براي هر انسان حقيقت جويي (بعد از خداشناسي ) تحقيق درباره نبوت و رسالت آن حضرت و حقانيت دين مقدس اسلام است . و با اثبات اين موضوع كه توام با اثبات حقانيت قرآن كريم و اعتبار آن بعنوان تنها كتاب آسماني موجود در دست بشر و محفوظ از تحريف و تغيير خواهد بود راه تضمين شده اي براي اثبات ساير عقايد صحيح و تبيين نظام ارزشي و وظايف عملي همه انسانها تا پايان جهان , شناخته مي شود و كليد حل ساير مسائل جهان بيني و ايدئولوژي بدست مي آيد.
اثبات رسالت پيامبر اسلام
پيامبري پيامبران , از سه راه , قابل اثبات است : يكي از راه آشنايي با منش ايشان و استفاده از قرائن اطمينان بخش . دوم از راه پيشگويي پيامبران پيشين . و سوم راه ارائه معجزه .
در مورد پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله هر سه راه , وجود داشت : از سويي مردم مكه , چهل سال زندگي پرافتخار آن حضرت را از نزديك ديده بودند كه كوچكترين نقطه تاريكي در آن . يافت نمي شد و آنچنان او را به راستگويي و درستكرداري شناخته بودند كه لقب « امين » به آن حضرت داده بودند. و طبعا در مورد چنين شخصي احتمال دروغ و ادعاي كذب , داده نمي شد.
از سوي ديگر , پيامبران پيشين , بشارت بعثت آن حضرت را داده بودند . (11 )
و گروهي از اهل كتاب , انتظار ظهور او را مي كشيدند و نشانه هاي روشن و گويايي از وي در دست داشتند(12 ) و حتي به مشركان عرب مي گفتند كه از ميان فرزندان حضرت اسماعيل عليه السلام (كه قبايلي از عرب را تشكيل مي دادند) كسي مبعوث به رسالت خواهد شد كه پيامبران پيشين و اديان توحيدي را تصديق خواهد كرد . (13 ) و بعضي از دانشمندان يهود و نصاري , با استناد به همان پيشگوييها , به آن حضرت ايمان آوردند(14 ) هر چند بعضي ديگر در اثر انگيزه هاي نفساني و شيطاني از پذيرفتن دين اسلام سرباز زدند.
قرآن كريم , با اشاره به اين راه مي فرمايد : « اولم يكن لهم آيه ان يعلمه علما بني اسرائيل » . (15 )
شناسايي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بوسيله علما بني اسرائيل و بر اساس پيشگوييها و معرفيهاي پيامبران پيشين , همانگونه كه دليل روشني بر صحت رسالت آن حضرت , براي همه اهل كتاب بود حجت قانع كننده اي , هم بر حقانيت پيامبران بشارت دهنده , و هم بر حقانيت پيامبر اسلام عليهم الصلاه والسلام براي ديگران بشمار مي رفت , زيرا صدق اين پيشگوييها و انطباق شواهد و علامات معرفي شده را بر آن حضرت , با چشم خود مي ديدند و با عقل خودشان تشخيص مي دادند.
و عجيب اين است كه در همين تورات و انجيل تحريف شده , با همه تلاش و كوششي كه براي محو كردن اين گونه بشارتها بعمل آمده نكته هايي يافت مي شود كه حجت را بر حق جويان تمام مي كند , چنانكه بسياري از علما يهود و نصاري كه طالب حق و حقيقت بودند با استفاده از همين نكات و بشارات , هدايت شدند و به دين مقدس اسلام , ايمان آوردند . (16 )
همچنين از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم معجزات فراواني ظاهر گشت كه در كتب تاريخ و حديث , ضبط شده و نقل بسياري از آنها بحد تواتر رسيده است . (17 ) اما عنايت الهي در مورد معرفي آخرين پيامبر و دين جاوداني او , اقتضا داشت كه علاوه بر معجزاتي كه حجت را بر حاضرين تمام مي كرد و ديگران مي بايست از راه نقل , از آنها آگاه شوند معجزاتي جاوداني به او بدهد كه براي هميشه , حجت را بر جهانيان تمام كند , و آن قرآن كريم است .
پرسش
1 ـ وضع كتابهاي پيامبران پيشين را شرح دهيد .
2 ـ برخي از نشانه هاي تحريف تورات را بيان كنيد .
3 ـ عدم اعتبار انجيل موجود را ثابت كنيد .
4 ـ اهميت مساله « رسالت پيامبر اسلام » را بيان كنيد .
5 ـ راههاي اثبات رسالت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را شرح دهيد. (برگرفته از كتاب آموزش عقايد , اثر آيت الله مصباح يزدي )
پاورقي :
1 ـ ر . ك : تورات , سفر پيدايش , باب سوم , شماره 8 ـ.12
2 ـ ر . ك : تورات , سفر پيدايش , باب ششم , شماره 6
3 ـ ر . ك : تورات , سفر پيدايش , باب 32 , شماره 24 ـ.32
4 ـ ر . ك : عهد قديم , كتاب دوم سموئيل , باب .11
5 ـ ر . ك : تورات , سفر پيدايش , باب 19 , شماره 30 ـ.38
6 ـ ر . ك : سفر تثنيه , باب .34
7 ـ ر . ك : انجيل يوحنا , باب دوم .
8 ـ ر . ك : اظهار الحق , نوشته رحمه الله هندي , الهدي الي دين المصطفي , از علامه بلاغي , راه سعادت از علامه شعراني .
9 ـ ر . ك : سوره جمعه ـ آيه 2 , .3
10 ـ ر . ك : نهج البلاغه , خطبه .187
11 ـ ر . ك : سوره صف , آيه 6
12 ( ر . ك : سوره اعراف ـ آيه 157 , سوره بقره ـ آيه 146 ـ سوره انعام ـ آيه .20
13 ـ ر . ك : سوره بقره ـ آيه .89
14 ـ ر . ك : سوره مائده ـ آيه 83 , احقاف ـ .10
15 ـ ر . ك : سوره شعرا ـ آيه .197
16 ـ از جمله مي توان از ميرزا محمدرضا (از دانشمندان بزرگ , يهود تهران ) صاحب كتاب « اقامه الشهود في رد اليهود » و حاج بابا قزويني يزدي (از علما يهود يزد) صاحب كتاب « محضر الشهود في رد اليهود » و پروفسور عبدالاحد داود (اسقف سابق مسيحي ) صاحب كتاب « محمد در تورات و انجيل » كه اخيرا از انگليسي به فارسي برگردانده شده ياد كرد.
17 ـ ر . ك : بحارالانوار : ج 17 , ص 225 , تا آخر 18 , و ساير مجامع حديث و كتب معتبر تاريخ .
پيامبر گرامي اسلام (ص ) معارف حقيقي و حكمت هاي آسماني و احكام و قوانين الهي را به مردم آموخت و همه انسان ها را به سوي سعادت « دنيا » و « آخرت » رهبري كرد

گوهر تابناك استواري و فضيلت


به مناسبت سالروز شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام
امام حسن مجتبي , در ايامي كه خوان پرفيض ضيافت الله براي مومنان گسترده بود , ديده به جهان گشود و با قدوم مباركش خوان خدايي را جلوه اي ديگر داد.
فضيلت ها , گوهر وجود امام را به قدري شفاف و تابناك كرده بود كه هيچ اثري از غبار و آلودگي در آينه وجودش ديده نمي شد.
خورشيد وجودش پرتوافكن نيكي ها بود و تشعشع فضيلت هايش , جان ها را صفا داد. گفتارش منادي حقيقت و رفتارش سرچشمه ي فضيلت بود.
قدرت معنوي و اقتدار روحاني امام مجتبي به قدري بود كه گر چه از اسباب ظاهري رهبري به اقتضاي زمان چشم پوشيد , اما رهبر حقيقي و واقعي مردم به سوي حق بود. او بود كه با رفتار متعالي و گفتار خداگونه ي خويش مردم را به سوي خدا و حقيقت ناب الهي دعوت مي كرد. او بود كه در آن ظلمت بيداد و روزگار انحرافات , چراغ فروزان هدايت بود و راه روشن خدا را به خداجويان نشان مي داد.
آري , رفتار امام , مردم را رهبري مي كرد و گفتارش سرود صداقت و ديانت بود.
امام مجتبي , با قرآن به عنوان سرچشمه ي معنويت و عرفان , انس عجيبي داشت . اين رفتار امام , به مردم مي آموخت كه قرآن حامل تعاليم ناب دين است و براي آشنايي با اين تعاليم ناب , بايد به سوي قرآن رفت و بايد با قرآن مانوس شد. امام به قدري با قرآن مانوس بود كه در بستر خواب نيز قرآن را فراموش نمي كرد و چون در بستر خواب قرار مي گرفت , طبق رسم و رويه اي كه داشت , سوره كهف را تلاوت مي فرمود و آن گاه به خواب مي رفت .
امام , در روزگاري قرار داشت كه اقبال دنيا , بسياري از مسلمانان را به وادي غفلت از خدا كشانده بود.آن امام تا آن جا پيش رفته بود كه مردم به خاطر تعينات دنيايي , كسي همچون امام حسن مجتبي عليه السلام را كه سرور جوانان بهشت و ريحانه ي رسول خدا بود , رها كرده و به سوي كساني رفته بودند كه آثار مسلماني در سيما و سيرت آن ها نبود. امام مجتبي , براي آگاهي مردم و درمان دنيا گرايي مهلك جامعه اسلامي , رفتاري در پيش گرفتند كه از هر جهت مايه عبرت و پند بود و اذهان مستعد را به تامل وامي داشت . رفتار امام در منصرف كردن ذهن مردم از دنيا و متوجه كردن آن ها به خدا , به قدري بسيط بود كه در تمام صحنه هاي زندگي سياسي و اجتماعي امام جلوه داشت . گذشته از موضع گيري هايي كه امام عملا در اين زمينه نشان مي داد , در گفتار خويش نيز مردم را از دنيا گرائي مهلك برحذر مي داشت . امام مجتبي متعالي ترين و بهترين تعاليم اخلاقي رادر برخورد با دنيا و آخرت براي مردم بيان مي فرمود. از يك سو سفارش مي كرد كه مومنان دنيا را همچون مردار تلقي كنند و خود را چندان به آن آلوده نسازند , و از سوي ديگر مي فرمود كه براي دنيا چنان بكوشند كه گويي هميشه در آن زندگي مي كنند و براي آخرت نيز چنان كار كنند كه انگار فردا از اين جهان كوچ خواهند كرد.
امام حسن مجتبي عليه السلام , نعمت هاي خداوند متعال را عزيز مي داشت و به آن ها احترام مي نهاد. آن بزرگوار , احترام ننهادن به نعمت هاي خداوند را نشان پستي افراد دانسته مي فرمود : لئامت و پستي اين است كه شكر نعمت نكني .
احترام امام به نعمت هاي خداوند , سبب شده بود كه شاكرين در نظرش عزيز باشند و مورد لطف و محبتش قرار گيرند. نوشته اند روزي امام با غلام و خدمتكار خويش از راهي عبور مي كرد. بر سر راه لقمه ناني افتاده بود. امام لقمه نان را برداشت و پس از تميز كردن به خدمتكارش داد. بعد از مدتي امام آن لقمه نان را مطالبه كرد.
خدمتكار گفت : اي سرورم , آن را خوردم .
امام فرمود اكنون تو در راه خدا آزاد هستي , زيرا از جدم رسول خدا شنيدم كه مي فرمود : كسي كه لقمه ناني را كه افتاده است پاك كند و بخورد , خداي تعالي او را از آتش دوزخ آزاد مي كند و من چنان نيستم كه مردي را كه خداي عزوجل از آتش دوزخ آزاد كرده است , در بند نگه دارم و آزادش نكنم .
خوش خلقي و حلم و بزرگواري از صفات برجسته ي امام حسن مجتبي بود. در خوش خلقي رفتاري همانند رسول اكرم داشت و از اين طريق سركش ترين افراد را جذب مي كرد. امام با كيمياي خوش خلقي , دشمن را به دوست تبديل مي كرد و گستاخ ترين افراد را به اطاعت و تسليم وامي داشت .
سالروز شهادت امام حسن مجتبي را كه مظهر استواري , صبر , صلابت و خوي متعالي بود تسليت مي گوييم .

آينه تمام نماي شريعت و معرفت ناب محمدي


به مناسبت سالروز شهادت ثامن الحجج عليه السلام
در دوره اي كه سياهي و پليدي ستم , چهره ي جامعه اسلامي را سياه كرده بود , امام علي بن موسي الرضا عليه السلام , آينه تمام نماي معرفت و شريعت محمدي محسوب مي شد.
دوره ي امامت ثامن الحجج حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام , مصادف با دوره ي خلافت كسي است كه در ميان خلفاي عباسي به حيله گري سياسي معروف است . در اين زمان , مامون , جانشين هارون شده بود و امور خلافت را در دست داشت . مشي سياسي مامون در برخورد با مسائل حاد خلافت و مقابله با تهديدها و قيام ها به فريب كاري سياسي استوار بود و از اين ابزار در موارد متعدد استفاده مي كرد.
مامون براي مقابله با خطراتي كه از سوي شيعيان , او و مشروعيت خلافتش را تهديد مي كرد , از همين شيوه ي فريبكارانه استفاده كرد و امام شيعيان حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را با فشار و اجبار به قبولي جانشيني واداشت . البته حضرت ثامن الحجج با اين فريب كاري سياسي مامون كه با تهديد و اجبار محض همراه بود , چنان ماهرانه مقابله كرد كه نه تنها مامون به هيچ كدام از اهداف موردنظرش دست نيافت , بلكه جريان امور نتيجه ي معكوس به بار آورد. به همين دليل , مامون مصمم شد امام شيعيان را با تزوير به شهادت برساند تا خلافتش در تلالوي نور امام محو نشود.
آن گاه كه مامون حيله جانشيني و ولايت عهدي را به انجام رساند و نتيجه معكوس از آن گرفت , برخي از عباسيان از پيش آمدن چنين وضعي نگران شدند و به مامون اعتراض كردند.
مامون در جواب اين گروه , هدف فريبكارانه خويش را براي آن ها توضيح داد و گفت : اين مرد كارهاي خود را از ما پنهان كرده و مردم را به امامت خود فرا مي خواند ما او را بدين جهت وليعهد قرار داديم كه مردم را به خدمت ما خوانده و به ملك خلافت ما اعتراف كند. ما ترسيديم اگر او را به حال خود بگذاريم در كار ما شكافي به وجود آورد كه نتوانيم آن شكاف را پر كنيم و اقدام هايي عليه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم .
سپس مامون ضمن توضيح اهداف ديگرش , اعتراف مي كند كه فريبش كارساز نبوده است زيرا رفتار ماهرانه ي امام تمام محاسبات مامون را به هم ريخته بود و اكنون به دنبال راهي بود تا امام را به شهادت برساند.
مامون در اين باره مي گويد : اكنون كه در كار او مرتكب خطا شده ايم و خود را در لبه پرتگاه قرار داده ايم , نبايد در كار وي سهل انگاري كنيم . بايد چنان چاره انديشي كنيم كه از خطرات او جلوگيري نماييم .
سرانجام مامون اين چاره انديشي را در اين يافت كه امام بزرگوار را به شهادت برساند.
آنچه كه سبب شده بود مامون و عباسيان از امام وحشت داشته باشند و آينده ي خلافت را در خطر جدي ببينند , صفات و ويژگي هاي الهي امام بود. صفات علمي و عملي امام آن چنان بود كه دل ها را به سرعت جذب و قلوب خداخواهان را متوجه حقايق دين مي كرد. سيره امام به مردم بينشي مي داد كه مي توانستند حق و باطل را به آساني از هم تميز دهند و راه راستين اسلام محمدي را بشناسند.
امام با علم فروزان خويش معارف بنيادين دين را تبيين مي فرمود و توحيد , نبوت , امامت , معاد و كيفيت زندگي خداگونه در جهان را با شيواترين سخن به مردم مي آموخت .
بخش مهمي از تعاليم و خطبه هاي امام درباره ي ارائه تصوير درست از خدا و كيفيت خداشناسي است . در آن روزگار , به دليل سياست خاص مامون , اهل فرق و اديان مختلف با مناظرات خويش مسائلي را درباره ي خدا و كيفيت خداشناسي بيان مي كردند كه اغلب نادرست بود و با معارف قرآني درباره ي خداوند هستي بخش , سازگاري نداشت . امام براي جلوگيري از انحراف مسلمانان در اين امر اساسي , ضمن ايراد خطبه هاي رهگشا و پاسخ به گفته هاي اديان و فرق , با برجسته ترين دانشمندان اين فرق به مناظره مي پرداخت .
امام چنان تسلط فرهنگي و فكري بر جامعه اسلامي داشت كه مامون بعد از ناكامي در اجراي طرح هايش , كمر جنايت بست و آن امام بزرگ را به شهادت رساند.
سالروز شهادت امام علي بن موسي الرضا را كه آينه تمام نماي شريعت و معرفت ناب محمدي بود , به شيعيانش تسليت مي گوييم .

آيت الله صدر , مجاهد بزرگ و پاسدار راه حق




19 فروردين سالروز شهادت عالم بزرگ حضرت آيت الله صدر مي باشد .
در اين روز عالم بزرگوار و مجاهد خستگي ناپذير مرحوم آيت الله سيدمحمدباقر صدر و خواهر مظلومه اش بنت الهدي صدر بدست رژيم سفاك عراق بشهادت رسيدند.
مرحوم آيت الله العظمي حكيم رحمه الله عليه پس از مبارزات پي گير خويش با حزب بعث عراق دار فاني را وداع گفت و به ملكوت اعلي پيوست . پس از ارتحال اين مرجع بزرگوار , رهبري مبارزات ملت مسلمان عراق عليه بعثي ها بتدريج در آيه الله صدر تمركز يافت . مزدوران بعثي كه عاملان سرسپرده استعمار بودند بزودي پي بردند كه آيه الله صدر محور و مركز تمام آگاهي ها و جنبشهاست و اوست كه هسته مركزي نهضت اسلامي عراق را تشكيل داده و مبارزات مردم را رهبري مي نمايد. به همين دليل بود كه تمام نيروهاي خود را عليه اين مبارز و مجاهد بزرگ بسيج نمودند. و او و تمام كساني را كه از جانب او تغذيه فكري و مبارزاتي مي شدند تحت كنترل و اذيت و آزار قرار دادند.
شهيد صدر با پيشرفتهاي چشمگيري كه در معرفي اسلام به طبقه جوان و تحصيلكرده عراق داشت , بتدريج آنان را چون پروانه به گرد شمع ارزشهاي مقدس الهي عاشقانه به طواف وادار مي نمود و قدرت حاكم بر عراق را در اذهان و نظرها منفور و مطرود مي ساخت .
رژيم بعثي عراق بيم آن داشت كه انقلاب مقدسي همچون انقلاب عظيم اسلامي ايران در آن مملكت شكل گيرد و بنيان حكومت ضدالهي بعثيان را متزلزل سازد. مرحوم صدر پي درپي از انقلاب اسلامي ايران حمايت مي كرد و از شخصيت روحاني و نوراني حضرت امام تجليل مي نمود و همگان را دعوت به تسليم در برابر اوامر امام خميني مي كرد. او آنچنان عاشق و شيفته انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران بود كه قسمتي از اوقات شريف خويش را وقف خدمت به آن نمود و با قلم تواناي خويش سلسله مباحثي را تدوين و به انقلاب اسلامي ايران هديه كرد.
مرحوم آيت الله صدر به تشكل و انسجام نيروهاي مسلمان سخت علاقمند بود و بر همين اساس نقش فعال مبارزاتي او با تاسيس تشكيلات « جماعه العلما » آغاز شد و اين انديشه همچنان در طول مبارزات سياسي مرحوم صدر ادامه و گسترش يافت .
رژيم بعثي عراق كه از فشار و زندان و شكنجه ياران آيت الله صدر بهره اي نبرده و به نتيجه مطلوب كه همانا آرام ساختن او و پيروانش بود , نائل نيامده بود , به منزل مرحوم صدر يورش برد و آن بزرگوار را بازداشت نمود.
خبر دستگيري آيت الله صدر همه جا پيچيد و عكس العمل شديدي از طرف مردم و حوزه علميه نجف در اعتراض به اين عمل صورت گرفت .
مزدوران بعثي در حالي اقدام به دستگيري مرحوم صدر كردند كه ايشان به علت كسالت در خانه بستري بودند , اين عمل باعث تشديد كسالت شده ماموران بعثي را وادار مي كند كه او را به بيمارستان برده و تحت مراقبت پزشكان در بياورند.
علما و مردم از همه سو بطرف بيمارستان سرازير مي شوند و احساسات پاك خويش را نسبت به ايشان ابراز داشته شرايط را چنان بر بعثيان سخت مي كنند كه آنان وادار مي شوند پس از درمان كوتاهي او را آزاد كنند.
پس از مدتي كوتاه رژيم بعثي با حمله ناجوانمردانه خويش گروهي از علما و طرفداران آيت الله صدر را دستگير ميكنند و عده اي از آنان را اعدام نموده بقيه را به زندانهاي طويل المدت محكوم مي نمايد.
دستگيري و زندان و شكنجه و اعدام ياران و پيروان صدر بزودي اوج مي گيرد و در همين اثنا حزب بعث براي كنترل و از بين بردن انديشه هاي اسلامي تصميم مي گيرد كه آموزش و پرورش را از فرهنگ اسلامي بي بهره سازد , لذا از معلمين و دبيران و استادان دانشگاه و تمام كساني كه در مسائل آموزشي مشغول فعاليت بودند مي خواهد كه به عضويت حزب بعث درآيند.
در اين هنگام بود كه آيت الله صدر شجاعانه اقدام به صدور فتواي خويش درباره تحريم پيوستن و همكاري با حزب بعث مي نمايد و با اين عمل انقلابي خويش ضربه مهلكي را بر پيكره اين حزب كافر وارد مي سازد.
بعثيان براي تلافي اين اقدام جز دستگيري ياران و نمايندگان آيت الله صدر و كساني كه در نشر افكار و انديشه هاي او نقشي موثر داشتند , راهي ديگر نمي يابد.
لكن اين اقدامات و اقدامات ديگري چون تظاهر به دينداري نتوانست راه رشد و آگاهي و مبارزه مردم مسلمان عراق را به بيراهه بكشد و آنان همچنان تحت رهبري هاي شهيد آيت الله صدر در راه احياي آئين اسلام و جهاد با كافران بعثي كه بزرگترين مانع نشر فرهنگ اسلامي بودند , به حركت خويش ادامه مي دادند.
كينه و دشمني بعثيان وقتي به اوج رسيد كه آيت الله صدر با قلم و بيان خويش به تائيد انقلاب اسلامي ايران پرداخت او از زمان هجرت امام به پاريس تا پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي و تا آخرين لحظات عمر پربركت خويش لحظه اي از حمايت و تائيد امام و انقلاب كوتاهي نكرد او ضمن صدور اعلاميه اي در آن هنگام كه حضرت امام در پاريس اقامت داشتند , از حركت توفنده ملت مسلمان ايران تجليل به عمل آورده و آمادگي خويش را جهت همكاري با امام اعلام مي دارد.
شهيد صدر درباره شهداي انقلاب اسلامي چنين مي گويد : « كساني كه در ايران براي دفاع از اسلام و مسلمين قيام كرده و كشته مي شوند شهيد مي باشند و خداوند آنان را با امام حسين عليه السلام در بهشت محشور مي گرداند » .
شهيد صدر پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستور داد تظاهراتي در تائيد آن در عراق برپا شود. همچنين دو پيام , يكي به حضرت امام (ره ) و ديگري به ملت قهرمان ايران به مناسبت پيروزي انقلاب اسلامي ارسال داشت . او در پيامي به علاقمندان و شاگردان خويش دستور مي دهد كه همچنان در راه پيروزي انقلاب اسلامي فداكاري كنند. اين سخن تاريخي خطاب به آنان از اوست كه :
« ذوبوافي الامام الخميني كما ذاب هوفي الاسلام : در امام خميني ذوب شويد , همانگونه كه او در اسلام ذوب شده است » .
او در جايي ديگر درباره حضرت امام چنين مي نويسد : « امام خميني در طرح شعار جمهوري اسلامي , استمرار دعوت انبيا و تداوم نقش محمد و علي عليهماالسلام در اقامه حكم خدا بر روي زمين شد و مظهر صادقانه اي از عمق وجدان اين امت گرديد كه هيچ بزرگي و عظمتي را براي خود جز در سايه اسلام نمي بيند... » .
همچنين درباره امت مسلمان ايران چنين مي نگارد : « ... در خود احساس عزت و افتخار بسيار مي كنم و اين احساس سراسر وجودم را فرا مي گيرد , آنگاه كه با اين ملت عظيم , ملت مسلمان ايران سخن مي گويم . ملتي كه با جهاد و خون و دلاوري هاي بي نظير خود تاريخ اسلام را از نو نوشت و تجسم و تجلي زنده و گويايي از روزهاي نخستين اسلام با همه درخشاني هايش و نشانه هاي شجاعت و ايمان آن روزها گرديد... » .
حضرت امام (ره ) پس از اطلاع از فشارهاي شديد رژيم بعث عليه آيت الله صدر طي پيامي ازايشان خواستند كه همچنان در سنگر مبارزه با رژيم كافر بعث در نجف اشرف باقي مانده و آن مكان مقدس را ترك نكنند. شهيد صدر در پاسخ به حضرت امام اطاعت كامل خويش را از اين درخواست اعلام نموده و آمادگي خويش را براي تحمل هرگونه رنج و مشقت در راه انجام وظيفه مقدس خود اعلام داشتند.
او در پيام خويش به ملت عراق اينگونه آنان را دعوت به پايداري كرده و آمادگي خود را براي شهادت اعلام مي كند : « ... در اين هنگامي كه عمق فاجعه اي را كه بر تواي ملت من , و پدران و نياكانم مي گذرد درك مي كنم , ايمان واثق دارم كه شهادت اين علما و به شهادت رسيدن بهترين جوانان برومند و سرافرازت در زير شكنجه هاي عفلقيان نتيجه اي جز ايمان بيشتر , پايداري روزافزون و تصميم قاطع تو در پيمودن اين راه تا سرحد شهادت و يا پيروزي نخواهد داشت . و من به شما فرزندان برومندم اعلام مي كنم كه من بر شهادت تصميم گرفته ام و شايد اين آخرين حرفي است كه از من مي شنويد. بدانيد كه درهاي بهشت جهت استقبال كاروانهاي شهدا تا وقتي كه خداوند پيروزي را نصيبتان فرمايد , باز شده اند. پس هر مسلماني در عراق و هرعراقي در خارج از عراق بايد آنچه را كه در توان داشته حتي اگر به قيمت زندگي اش تمام شود , براي ادامه جهاد و مبارزه به منظور نابود كردن اين كابوس از روي سر عراق عزيز و آزادي آن از دست اين تبهكاران ضدانسان انجام دهد و تا استقرار نظامي صالح و نيك و شرافتمند كه متكي بر اسلام باشد , كوشش كند » .
مرحوم صدر براي استقرار حكومت اسلامي در عراق با تمام توان خويش كوشش نمود و در اين راه صدمات فراواني را متحمل شد. دستگيري و زندان و شكنجه و كشتار بيرحمانه مردم مسلماني كه به پيروي از او خواهان سقوط رژيم بعثي عراق و برقراري حكومت اسلامي در عراق بودند , راه مقابله بعثيان از خدا بيخبر با حركت اسلامخواهانه آيت الله صدر بود. ولي هرچه كردند جز اينكه روز بروز بر تظاهرات خونين مردم افزوده شود چيزي نصيب نبردند و لذا آخرين تير تركش خويش را متوجه آن عالم پاك سرشت كردند تا بدين وسيله مركز و كانون همه جنبشها و جهادها را از كار بيندازند. و اينچنين بود كه آيت الله صدر در راه پاسداري از اسلام عزيز جان پاك و مطهر خويش را فدا نمود.
مرحوم آيت الله صدر علاوه برفعاليت هاي مستمر و خستگي ناپذير در عرصه مبارزات سياسي , در سنگر علم و دانش نيز تلاشي چشمگير داشت , بگونه اي كه آثاري بسيار گرانقدر و ارزشمند از خود به يادگار گذاشت كه علاوه بر دو اثر مهم او يعني « فلسفتنا » و « اقتصادنا » , برخي ديگر از آنها عبارتند از :
1 ـ غايه الفكر في علم الاصول
2 ـ ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامي
3 ـ الانسان المعاصر والمشكله الاجتماعيه , كه به فارسي ترجمه شده است .
4 ـ اصول القدره في الدوله الاسلاميه
5 ـ بانك در جامعه اسلامي
6 ـ التشيع والاسلام
7 ـ دروس في علم الاصول
8 ـ المرسل و الرسول والرساله
9 ـ بحوث في شرح العروه الوثقي
10 ـ الحريه في القرآن
و ...
همچنين از خواهر فاضل و دانشمند او مرحوم بنت الهدي صدر آثار ارزشمندي بر جاي ماند كه برخي از آنها عبارتند از : مذكرات الحج (يادداشتهاي سفر حج ) ـ كلمه و دعوه ـ نساالعقيده و ...
شهيد آيت الله صدر محور و مركز تمام آگاهي ها و تحولات مذهبي واجتماعي و سياسي مردم عراق بود و هسته مركزي نهضت اسلامي عراق پويايي خود را از او مي گرفت .
شهيد آيت الله صدر قدرت شگرفي در جذب طبقه جوان و افراد تحصيل كرده عراق به اسلام داشت وقدرت بالاي علمي وفكري ايشان سبب شده بود تحصيل كردگان و جوانان گرد شمع وجودش جمع شوند.
آيت الله صدر توان فوق العاده اي در انسجام و تشكل مردم مسلمان عراق داشت و رژيم بعثي عراق از اين توان آيت الله صدر به شدت وحشت داشت .