روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1384 صفحه مقالات

آدابي درباره دعا بر فرج امام زمان (عج )
در تاريكي ها به رحمت خدا پناه ببريم
مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا
آدابي درباره دعا بر فرج امام زمان (عج )


اشاره
در سه بخش پيشين , به آدابي چند از شيوه دعا كردن اشاره شد. به كار بستن اين آداب , دعاي داعي را به اجانب نزديكتر مي سازد از آن جمله : اعتراف به گناهان گذشته (به آنها كه مي دانيم و چه آنها كه خود متذكر آنها نيستيم ) و پشيماني از تمامي آنها , و نيز تسبيح و تمجيد خداوند و رعايت اوقات ويژه اي كه به دعا در آن اوقات , تاكيد بيشتر شده است .
اينك به چهارمين بخش از اين بحث مي پردازيم :
.4 چگونگي و حالت دعا كردن
در هنگام دعا كردن علاوه بر روح , جسم انسان نيز بايد حالت دعا كردن را به خود بگيرد و انسان با تمام وجود دعا كند. از جمله اين حالات جسمي , بلند كردن دست ها و اشك ريختن است كه در زير به آيات و روايات آن اشاره مي كنيم .
« پس دعاي او (حضرت زكريا) را مستجاب كرديم و حضرت يحيي را به او بخشيديم و همسرش را براي او اصلاح كرديم به درستي كه آن ها به سوي خيرات پيش مي گرفتند و ما را با حالت رغبت و ترس مي خواندند و براي ما خشوع مي كردند . » (1 )
« و نام پروردگارت را ياد كن و از ديگران ببر و فقط به سوي او رغبت كن » (2 )
« پروردگارتان را با فروتني و در پنهاني بخوانيد به درستي كه او تجاوزكاران را دوست ندارد . » (3 )
امام صادق در مورد حالات ذكر شده در اين آيات تصوير بسيار زيبايي را براي ما ترسيم كرده اند كه با هم مي خوانيم :
« الرغبه ان تستقبل يبطن كفيك الي السما والرهبه ان تجعل ظهر كفيك الي السما ... » (4 )
رغبت اين است كه كف دستهايت را به سوي آسمان بگشايي و ترس اين است كه پشت دست هايت را به سوي آسمان بگيري و منظور از تبتل اينست كه از ديگران ببر و فقط به سوي او رغبت كن . اين است كه دعا كني در حالي كه با يك انگشت اشاره مي كني و منظور از تضرع اشاره كردن با دو انگشت و حركت دادن آن هاست و منظور از ابتهال (بريدن ) بلند كردن دست ها و كشيدن آن هاست , و همه اين كارها را انجام مي دهي در حالي كه گريه مي كني سپس دعا كن .
امام صادق عليه السلام فرمودند :
« ما من شي الا و له كيل و وزن الا الدموع ... » (5 )
هيچ چيز نيست مگر اينكه وزن و پيمانه اي دارد به جز اشك . پس به درستي كه قطره اي از آن دريايي از آتش را خاموش مي كند پس هنگامي كه چشم پر از اشك شود , فرانگيرد صورت را كدورت و تيرگي و هنگامي كه اشك جاري شود خدا آن صورت را بر آتش جهنم حرام مي كند و حتي اگر در امتي يك گريه كننده باشد به آنها رحم مي شود.
امام صادق عليه السلام به ابوبصير فرمودند :
« اگر از پيش آمدن اتفاقي ترسيدي يا حاجتي داشتي پس از خدا شروع كن و او را به بزرگي ياد كن و ثناي او را آن طور كه او سزاوار است به جا بياور و بر محمد و آل او درود بفرست و حاجتت را بخواه و گريه كن اگرچه به اندازه سر مگسي , به درستي كه پدرم (عليه السلام ) مي گفت نزديكترين حالت بنده به پروردگار گريه كردن در حال سجده است . » (6 )
در مورد گريه كردن همين براي ما كافي است كه امام صادق عليه السلام مي فرمايند :
(ان لم يحنك البكا فتباك فان خرج منك مثل راس الدباب فبخ بخ » (7 )
اگر اشكت نيامد پس اداي گريه كردن را در بياور پس به درستي اگر به اندازه سر مگسي اشك از چشم تو خارج شد پس آفرين بر تو باد.
چه سري در اين اشك است كه براي يك ذره از آن امام صادق عليه السلام ما را تحسين مي كنند جز خدا و اولياش كسي نمي داند; ولي چه بسا كه بنده اشك بريزد و به خاطر آن گناهي از گناهانش بخشيده شود كه مانع استجابت دعاي او بوده و همين گريه كردن موجب استجابت دعايش شود.
پاورقي
1 ـ سوره انبيا آيه .90
2 ـ سوره مزمل آيه .8
3 ـ سوره اعراف آيه .55
4 ـ كافي , ج 2 , ص .479
5 ـ كافي , ج 2 , ص .481
6 ـ كافي , ج 2 , ص .483
.7 كافي , ج 2 , ص .483

در تاريكي ها به رحمت خدا پناه ببريم


حجت الاسلام علي دادزاد
در احاديث معتبر از امام زمان (عج ) به عنوان باب رحمت واسعه الهي نام برده شده است . در حديثي از امام صادق عليه السلام مطالب زير به « حمران » بازگو مي شود. و از او خواسته مي شود به هنگام تندباد حوادث و گسترش تاريكي و تباهي در جامعه , به رحمت قريب الوقوع الهي پناه برده شود , آنگاه كه مي فرمايد :
هر وقت ديدي حق از بين رفت و اهل حق از هم پاشيد
هر وقت ديدي جور , شمول پيدا كرد
هر وقت ديدي قرآن مندرس شد
هر وقت ديدي هواها وجهه پيدا كرد
هر وقت ديدي اهل باطل بر اهل حق فائق آمد
هر وقت ديدي فسق آشكار شد
هر وقت ديدي حرف مومن باور نشد
هر وقت ديدي حرف فاسق مردود نشد
هر وقت ديدي فاسق مدح مي شود
هر وقت ديدي اموال در غير طاعت خدا خرج مي شود
هر وقت ديدي كافر از بلاياي مومن شادمان است
هر وقت ديدي خمر در آشكار خورده مي شود
هر وقت ديدي امر به معروف ذليل است
هر وقت ديدي فاسق در ناخرسندي خدا نيرومند است
هر وقت ديدي اصحاب آيات , تحقير مي شوند
هر وقت ديدي طرفداران اصحاب آيات هم تحقير مي شوند
هر وقت ديدي راه خير مسدود مي شود
هر وقت ديدي راه شر باز و پر رهرو مي شود
هر وقت ديدي بيت خدا به تعطيلي كشيده مي شود
هر وقت ديدي مرد به گفته خود عمل نمي كند
هر وقت ديدي مردان به يكديگر مي پرند و زنان به يكديگر
هر وقت ديدي پسران مثل زنان موي سر را شانه مي كنند
هر وقت ديدي مالدار از مومن عزيزتر شد
هر وقت ديدي ربا ظاهر و بي عيب گشت
هر وقت ديدي زن زناكار ممدوح شد
هر وقت ديدي مومن حقير و محزون و ذليل است
هر وقت ديدي بدعت ها بر ملا شد
هر وقت ديدي مردم به شهادت دروغ ارزش قائل شدند
هر وقت ديدي حرام حلال شد
هر وقت ديدي حلال حرام شد
هر وقت ديدي دين با راي اين و آن معين مي شود
هر وقت ديدي احكام قرآن تعطيل شد
هر وقت ديدي گناهان مخفي در شب , جره علي الله , روزها انجام مي يابد
هر وقت ديدي مال كلان در خشم خدا مصرف مي شود
هر وقت ديدي مومن به انكار قلبي فقط قناعت مي كند
هر وقت ديدي زمامداران با اهل كفر نزديك مي شوند
هر وقت ديدي قاضيان , رشوه در حكم مي گيرند
هر وقت ديدي واليان , محل خدمت را با پول مي گيرند
هر وقت ديدي محارم نكاح مي شوند
هر وقت ديدي با تهمتي , قتل واقع مي شود
هر وقت ديدي سوگندها به دروغ خورده مي شود
هر وقت ديدي قمار برملا شد
هر وقت ديدي شراب بر ملا فروخته مي شود
هر وقت ديدي آلات لهو برملا شد و كسي به كسي ايراد نمي كند
هر وقت ديدي انسان شريف از طرف سلطان خوار مي گردد
هر وقت ديدي مردم به ما اهل بيت ستم مي كنند و به واليان تقرب پيدا مي كنند
هر وقت ديدي گواهي دوستان ما را در محكمه نمي پذيرند
هر وقت ديدي صداي قرآن به گوش ها سنگين مي آيد
هر وقت ديدي هماسايه از شر زبان همسايه اش او را اكرام مي كند
هر وقت ديدي حدود خدا تعطيل مي شود
هر وقت ديدي مساجد را خيلي زينت مي دهند
هر وقت ديدي آدم كذاب , « مقبول القول » است
هر وقت ديدي تجاوز و تعدي سريان پيدا مي كنند
هر وقت ديدي غيبت , حرف مليح قلمداد مي شود
هر وقت ديدي براي غيرخدا بحج و جنگ مي روند
هر وقت ديدي حاكم مومني را بخوش آيند خوار مي كند
هر وقت ديدي معيشت , از سرقت ترازو درست مي شود
هر وقت ديدي خونريزي كار عادي شد
هر وقت ديدي رياست بخاطر دنيا مطلوب مي گردد
هر وقت ديدي مرد , خودش را بد زبان مي كند تا از او بترسند
هر وقت ديدي به نماز اهانت مي شود
هر وقت ديدي مرد از اولين روز مالدار شدنش زكوه نداده
هر وقت ديدي براي حركت موذيانه نبش قبر مي كنند
هر وقت ديدي هرج و مرج افزايش يافت
هر وقت ديدي عصرها و شب ها مردان مستند
هر وقت ديدي مرد موقع برگشت از نماز لباس ندارد
هر وقت ديدي دلها قساوت و ديده ها انجماد پيدا كرد
هر وقت ديدي تذكرات سنگين جلوه مي دهد
هر وقت ديدي پول حرام همگاني مي شود
هر وقت ديدي نمازها براي ريا برگزار مي گردد
هر وقت ديدي طلبه براي غير دينش تفقه مي كند
هر وقت ديدي مردم جانب طرف غالب را مي گيرند
هر وقت ديدي طالب حلال را مذمت مي كنند
هر وقت ديدي حرام تعظيم مي شود
هر وقت ديدي در حرمين (مكه و مدينه ) عملياتي انجام مي شود كه خدا دوست ندارد
هر وقت ديدي در حرمين هم آلات موسيقي ظاهر شد
هر وقت ديدي اگر كسي حرف حق زند يا امر به معروف كند از دور و بر نصيحتش مي كنند
هر وقت ديدي راه خير , ديگر سالك ندارد
هر وقت ديدي هر وقت بدعت در سالجاري از سال گذشته بيشتر مي شود
هر وقت ديدي در مجالس فقط به اغنيا احترام مي شود
هر وقت ديدي به محتاج نه به خاطر خدا رحم مي شود
هر وقت ديدي از آيات خدا نمي ترسند
هر وقت ديدي عقوق والدين افزايش يافت و پدر و مادر شخصيت خود را پيش فرزند از دست دادند
هر وقت ديدي زن ها براي حكومت جا باز مي كنند با غلبه
هر وقت ديدي فرزندي به پدرش افترا مي بندد و با مرگش شاد مي شود
هر وقت ديدي كه مرد هر روزي كه گناه كبيره نكند يا مال حرام بدست نياورد يا مشروب نخورد محزون مي گردد خيال مي كند كه آنروز عمرش ضايع شده
هر وقت ديدي كه سلطان , مال ملت را احتكار مي كند
هر وقت ديدي كه اموال ذوي القربي (خمس ) در قمار و شراب مصرف مي شود
هر وقت ديدي كه خمر را به عنوان دارو تجويز مي كنند و به مريض وسيله شفا معرفي مي كنند
هر وقت ديدي امر به معروف ونهي از منكر در بين عموم متروك مي شود
هر وقت ديدي باد نفاق هميشه مي وزد
هر وقت ديدي مساجد پر است با كساني كه از خدا نمي ترسند و به خاطر اكل لحم ناحق آن جا جمع شده اند
هر وقت ديدي در مسجد هم صحبت از مشروب است
هر وقت ديدي اكل مال يتيم به صلاح يتيم توجيه مي شود
هر وقت ديدي كه زمامداران , خائنان را « امنا » قرار مي دهند
هر وقت ديدي به اوقات اوليه نماز اهانت مي شود
هر وقت ديدي صدقه هم با سفارش داده مي شود
هر وقت ديدي همت مردم در شكم و زير شكم است
هر وقت ديدي كه دنيا به همچو افراد رو مي آورد
هر وقت ديدي نشانه هاي حق مندرس مي گردد
پس در حذرباش , و از خدا نجات طلب و بدان كه مردم در خشم خدا فرو رفتند و خدا به خاطر امر و اراده اش مهلت داده است .
« فكن مترقبا » مراقب خويشتن باش و تلاش كن با آن مخالف باشي . پس بدان « واعلم ان الله لايضيع اجر المحسنين و ان رحمه الله قريب من المحسنين » (1 )
پي نوشتها :
1 ـ بحار الانوار , ج 52 ـ صص 255 ـ260
به نقل از نشريه « جان جهان »

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا


قسمت دوم
پيروي آيين مسيحيت پولسي منجر به ظهور روحيه جديدي در قرن سوم و چهارم گرديد كه حتي خود پولس نيز انتظار آن را نداشت . در اين زمان , كليسا خود را به عنوان اسرائيل جديد مطرح كرد و اينكه جانشين قوم برگزيده خداوند (يهود) شده است . پس از آن كليسا به جاي پيروي از سنت هاي يهودي تلاش كرد تا به صورت كليساي اممي ها درآيد و هلينيزم را به عنوان فلسفه و تمدن امت ها بپذيرد.
كليسا سقوط اورشليم و فروپاشي دولت يهودي را مجازاتي از جانب خداوند براي يهوديان مي دانست زيرا آنان مسيح را به صليب كشيده بودند و به دليل بي ايماني و خيانت مرتكب گناهي جمعي شده بودند كه به سبب آن هماره مورد لعنت خداوند بودند. به اين ترتيب , كليسا كليه بركاتي را كه پيش از اين به قوم اسرائيل تعلق داشت به حساب خودش گذاشت .
هنگامي كه قسطنطين , مسيحيت را به عنوان دين رسمي دولت روم برگزيد يهوديان در كليه نقاط امپراتوري روم دچار مشكل شدند . در سال 339 ميلادي , بازگشت به آيين يهود جرم تلقي گرديد و اين عمل قانونا مورد تعقيب قرار مي گرفت . كليسا روزه گرفتن مسيحيان را همراه يهود , بدعت محسوب و آن را محكوم نمود. در طول قرون وسطا , تمدن مسيحي يهوديان را طرد كرد و آنان را وادار ساخت تا به صورت گروه هاي منزوي و محاصره شده در شهرها زندگي كنند و لباس هايي متفاوت از مسيحيان بپوشند و كلاه خاصي بر سر بگذارند.
مسيحيان , يهود را « شياطين » و « قاتلان مسيح » خطاب مي كردند و مي گفتند كه آنان « بوي خاصي » دارند. آنان متهم بودند كه كودكان مسيحي را مي كشتند تا از خون آنان به جاي شراب در مراسم « عيد فصح » استفاده كنند.
در سال 1095 , هنگامي كه پاپ اريان دوم , آغاز حمله صليبي را اعلام كرد تا قدس را از دست مسلمانان برهاند , يهوديان « خائن » مورد ظلم و ستم و آزار صليبي ها قرار گرفتند و هزاران نفر از يهوديان به دليل آنكه از پذيرفتن غسل تعميد (ايمان به مسيح ) سر باز زدند كشته شدند. از زمان اولين حمله صليبي ها , فشار روزافزوني در جوامع مسيحي اروپا بر يهوديان وارد آمد تا آنان را از اروپا بيرون برانند و يا فعاليت جمعيت هاي يهودي را محدود كنند. يهوديان از گذشته در درون مرزهاي امپراتوري روم اقامت داشتند و تشكل ها و سازمان هايي را در اروپا تاسيس كرده بودند كه از جمله آنها مراكز ديني مهمي در فرانسه بود.
در پايان قرن يازدهم , تشكل هاي يهودي در اروپا متلاشي شدند زيرا يهوديان به خاطر اذيت و آزار مسيحيان سرزنش مي شدند و آنان را مسئول بيماري هاي واگير مي دانستند و به نوشيدن خون مسيحيان در مراسم عيد فصح يهود متهم مي كردند. همه اين اقدامات به طرد يهود از انگلستان در سال 1290 ميلادي منجر گرديد . در نيمه قرن سيزدهم « تلمود » در پاريس سوزانده شد در پايان قرن چهاردهم كليه يهوديان از فرانسه اخراج شدند.
تلاش هاي عظيمي در اسپانيا و سپس در پرتغال به عمل آمد كه يهوديان دست از آيين خود بردارند و به طور نسبي نيز موفق بود. يهودياني كه در شبه جزيره ايبري از پذيرش مسيحيت خودداري كردند در سال 1492 از اسپانيا و در سال 1497 از پرتغال اخراج شدند . در آلمان و ايتاليا نيز يهوديان در اردوگاه هايي محاصره شدند تا نتوانند با مسيحيان ارتباط برقرار كنند , همچنان كه بسياري از فعاليت ها و اقدامات آنان ممنوع شد.
علي رغم دشمني روزافزون جهان مسيحيت در اروپا با يهوديان به عنوان دشمنان عيسي مسيح و عناصري خطرناك براي زندگي مسيحيان و روح مسيحيت , در اين دوره يهوديت مسيحي و مسيحيت يهودي به بلوغ و پختگي دست يافت و فلاسفه و انديشمندان مسيحي به انديشه ها و آرمان هاي يهود جذب شدند و يهودياني كه به مسيحيت گرويده بودند نقش مهمي در حيات ديني , فرهنگي و اجتماعي مسيحيان اروپا ايفا كردند.
عرفان يهودي (1 ) و بينش فلسفي يهود , آن چنان كه فلاسفه اي مانند « موسي بن ميمون » از آن تعبير مي كنند , از اهميت بسياري نزد مسيحيان برخوردار گرديد و شارحان كتاب مقدس (2 ) در قرون وسطا اهميت زيادي نزد روشنفكران مسيحي پيدا كردند و نياز به محققان عبري زبان احساس گرديد تا متن كتاب مقدس را به زبان اصلي آن شرح دهند و لذا يهوديان , و نيز يهودياني كه به مسيحيت گرويده بودند به ويژه در ايتاليا و آلمان , مشاور روحانيان مسيحي و مقامات كليسا و محققان و هنرمندان شدند و افكار و انديشه هاي مذهبي يهود مورد بحث و مناقشه بين جنبش اصلاح طلب و مخالفان نهضت اصلاح طلب قرار گرفت , به ويژه مواردي كه به ماهيت مسيح و مسيحيت و حقيقت رسالت الهي مربوط مي شد و كساني كه در مورد آيين تثليث دچار شك و ترديد شده بودند به ماهيت پروردگار در آيين يهود و ماهيت مسيح منتظر در عهد قديم استناد مي كردند.
به هر حال , يهودياني كه در طول سال هاي 1492 ـ1391 در اسپانيا و در سال 1497 در پرتغال به مسيحيت گرويدند نقش مهمي در نضج و رشد يهوديت مسيحي و مسيحيت يهودي ايفا كردند و پيروان آنان كه « مسيحيان جديد » نام گرفتند به صدها هزار نفر رسيد. اين مسيحيان جديد كه به انگيزه هاي قدرت مادي يا اجتماعي يا اقتصادي به مسيحيت گرويدند داراي روحيات و اعتقادات مختلفي بودند. بعضي از آنان در ظاهر مسيحي بودند ولي در باطن به آيين يهود اعتقاد داشتند , مانند يهوديان « مارانو » ; برخي ديگر مسيحي ناقص بودند , يعني بخشي از اعتقادات و شعائر مسيحيت را قبول نداشتند و گروهي ديگر بين اعتقادات و اعمال مسيحيت و اعتقادات اصلي يهودي به نوعي تلفيق كرده بودند.
به دليل وجود شكنجه و دادگاه هاي تفتيش عقايد در شبه جزيره ايبري , يهوديان تازه مسيحي شده نيز كه از دستگيري و اذيت و آزار فرار مي كردند , مجبور شدند به برخي از ايالت هاي امپراتوري عثماني و برخي از شهرهاي ايتاليا و سرزمين هاي مسيحي نشين مهاجرت كنند. اين تازه مسيحيان تعليمات و انديشه هاي يهودي را به كشورهايي كه به آنها مهاجرت كرده بودند منتقل مي كردند. در بين آنان نيز افرادي بودند كه به نوعي تعاليم و افكار آيين يهود را با انديشه هاي مسيحيت تلفيق كرده بودند. به اين ترتيب , مسيحيان جديد نقش مهمي را در طول دوران اصلاحات در سرزمين هاي مسيحي اروپا ايفا كردند. آنان در كليه تجمعات و گردهمايي هاي مسيحيان كاتوليك جديد مانند « ژزوئيت ها » شركت مي كردند.
برخي از مسيحيان جديد همچون « جان لوئيس فيف » تاثير زيادي در نهضت رنسانس اروپا در بين انديشمندان ليبرال اروپايي داشتند. در شبه جزيرف ايبري نيز مسيحيان جديد , كه اعتقادات و احكام مسيحيت را با بينش هاي يهودي تلفيق كرده بودند , از اقدامات و بينش هايي كه دادگاه هاي تفتيش عقايد آنها را بدعت مي دانستند دفاع مي كردند و لذا مورد استقبال و ستايش قرار مي گرفتند.
نقش تاريخي مسيحيان يهودي يا يهوديان مسيحي در آغاز قرن شانزدهم ظاهر شد. در اين زمان , آنان اعتقاد به اين امر را كه عنايت خداوند شامل حضور پروردگار در تاريخ بشري مي شود , وارد مناقشات و بحث هاي ديني كردند. آنان معتقد بودند كه با آمدن مسيح در آغاز هزاره خوشبختي , تاريخ الهي نيز به زودي آغاز خواهد شد و لذا در بين الهيون و انديشمندان مذهبي تفسيرهاي جديدي از كتاب دانيال (عهد عتيق ) و مكاشفه يوحنا (عهد جديد) صورت گرفت . به تصور آنان , روي آوردن يهوديان به مسيحيت و ظهور مجدد قبايل ناپديد شده اسرائيل آخرين گام هاي پايان تاريخ بشريت محسوب مي شود لذا حوادث بزرگي را به اين امر مرتبط ساختند , از جمله بازگشت يهود به سرزمين صهيون , بازسازي معبد و تاسيس مجدد حكومت خداوند بر زمين در اورشليم . به اين ترتيب , مسيحيان يهودي كه اعتقاد داشتند فرا رسيدن « هزاره » نزديك است , يهوديان را شريكاني تلقي كردند كه براي پديدآوردن حوادث بزرگ پيش از آمدن عيسي مسيح از آنان بي نياز نيستند.
در جهت آمادگي براي « هزاره » در آغاز قرن شانزدهم , راهبان اصلاح طلب « فرانسيسكن » در اسپانيا به رهبري « كاردينال زيمنس » اقدام به آموزش زبان هاي عمومي و آرامي در دانشگاه « آلاكالا » كه به تازگي تاسيس شده بود كردند. ايشان همچنين كتاب مقدس را از نو تنظيم و بازنويسي كردند و طرح جست و جو از قبايل ناپديد شده اسرائيل در سرزمين جديد (آمريكا) و حفاظت از آنها و تبديل آنان به مسيحيان ناب و خالص در انتظار بازگشت دوباره مسيح رواج يافت .
چند سال پيش از آن , كريستف كلمب , آمريكا را به اين انگيزه كشف نمود كه معتقد بود سفرهاي او بخشي از سناريوي هزاره مسيحايي است و نهايتا به آزادي قدس از دست مسلمانان (يعني كفار!) و بازسازي معبد خواهد انجاميد. وي در يكي از تاليفات خود به نام كتاب « پيش گويي ها » مي نويسد كه او به ملكه ايزابل گفته است طلاهايي را كه در سرزمين جديد مي يابد براي بازسازي هيكل سليمان اختصاص خواهد داد تا اين معبد به مركز جهان و كانون كره زمين تبديل شود.
نه تنها اين مطلب , بلكه بررسي هاي تاريخي نيز نشان مي دهد كه يهوديان مارانو (يهوديان مسيحي اسپانيا) برنامه كريستف كلمب را تدارك ديده و از نظر مالي و نقشه هاي دريايي او را پشتيباني كرده بودند و هم آنان اولين كساني بودند كه به آمريكا مهاجرت كردند و در آن كشور اقامت گزيدند.
جنبش بزرگ مسيحيان يهودي در اصل به جنبش اصلاحات ديني در اروپا در قرن شانزدهم بر مي گردد كه معمولا از اين جنبش به رستاخيز عبري يا يهودي تعبير مي شود و نگرش هاي جديد به گذشته و حال و بلكه آينده يهوديان از آن نشات گرفته است , زيرا پيش از دوران اصلاحات ديني در اروپا , يهود را « قوم برگزيده » شايسته لعنت مي دانستند و آنان را ياغي و سركش و قاتلان عيسي مسيح به شمار مي آوردند. خانم باربرا توچمان مورخ يهودي در كتاب خود به نام كتاب مقدس و شمشير به دشمني وسيع با يهوديان در اروپا كه در طول جنگ هاي صليبي به نقطه اوج خود رسيده اشاره مي كند.
كليساي كاتوليك اعتقاد عميق داشت كه آنچه به عنوان « امت يهود » از آن ياد مي شود به پايان رسيده است و پروردگار براي مجازات يهوديان به خاطر كشتن مسيح آنان را از فلسطين به بابل تبعيد نمود. كليساي كاتوليك همچنين معتقد بود كه پيش گويي هاي مربوط به بازگشت يهود , اشاره به بازگشت از بابل دارد كه آن نيز عملا توسط كوروش پادشاه ايران تحقق يافت .
اگوستين قديس نيز دقيقا همين ديدگاه را داشت و معتقد بود كه شهر قدس عهد جديد است و فلسطين ميراث عيسي مسيح براي مسيحيان .
ولي جنبش اصلاح پروتستان با اين عقيده كاتوليك ها مخالف بود لذا اين تفكر را شايع كرد كه يهوديان قوم برگزيده و برترند. در واقع , عهد قديم مرجع اصلي اعتقادات پروتستان ها بود و منبع ثابت مسيحيت ناب و بخشي از شعائر و عبادات و نماز در كليساها گرديد و به صورت كتابي تاريخي درباره سرزمين مقدس و خاستگاه انبيا و پيش گويي هاي مربوط به آخرالزمان و دوران هزاره خوشبختي پس از آمدن دوباره مسيح درآمد.
مارتين لوتر(3 )موسس و رهبر جنبش اصلاح پروتستان تا حد زيادي فراهم كننده جو معنوي و ديني قرن شانزدهم محسوب مي شود كه زمينه مساعدي را براي گسترش « مسيحيت يهودي » فراهم ساخت . لوتر در سال 1523 كتابي را به نام « مسيح يهودي متولد شد » تاليف نمود كه در همان سال هفت بار تجديد چاپ شد. در اين كتاب وي ديدگاه هاي خود را درباره تاييد آيين يهود تشريح كرد و اذيت و آزار يهوديان به دست كليساي كاتوليك رامحكوم نمود با اين استدلال كه مسيحيان و يهوديان هر دو از يك ريشه نشات گرفته اند. لوتر در اين كتاب مي گويد :
« روح القدس اراده فرمود كه همه اسفار كتاب مقدس را تنها از طريق يهود نازل كند. يهوديان فرزندان پروردگارند و ما ميهمانان و غريبانيم . لذا بر ما فرض است كه همچون سگان كه بازمانده سفره صاحبانشان را مي خورند راضي باشيم , درست مانند زنان كنعان . »
لوتر اعتقاد داشت كه پيش گويي هاي تورات در مورد نجات كل امت اسرائيل تحقق خواهد يافت . وي دستگاه پاپي را به خاطر تحريف مسيحيت وجلوگيري يهود از گردن نهادن سرزنش كرد. ]مسيحيت [به آن
هدف نهايي لوتر , گرويدن يهوديان به آيين پروتستان بود ولي يهوديان به جاي آنكه به مسيحيت بگروند , پيروان آيين مسيحيت را جمع مي كردند تا مسيحيت را يهودي كنند و لذا مي بينيم كه لورت بعدها در كتاب ديگر خود به نام « دروغ گويي هاي يهود » كه در سال 1544 تاليف نمود , نفرت خود را از يهوديان بيان مي كند و مي خواهد كه آنان را از آلمان اخراج كنند. وي مي گويد :
« چه كسي مانع بازگشت يهوديان به سرزمينشان در يهودا است هيچكس . ما هر آنچه براي مهاجرت آنان مورد نياز باشد فراهم خواهيم ساخت فقط براي اينكه از شرشان خلاص شويم . آنان بار سنگيني بر دوش ما و بلاي جان ما هستند.
ـــــــــــ
پاورقي :
.1 جنبش عرفان يهودي در قرن دوازدهم ظهور كرد و اعتقاد داشت كه اگر روح قوانين موجود در تورات درك شود و به ظاهر آن اكتفا نشود حاوي اسرار مقدسي براي جهان بشريت و جهان معنويت است . اين تفكر به تدريج به صورت فلسفه اي درآمد كه اسرار معنوي و رموز سحرآميز را بيان مي كرد.
.2 كتاب مقدس از دو بخش جداگانه تشكيل شده است : « عهد عتيق » و « عهد جديد » .
عهد عتيق , كه هم براي يهوديان و هم مسيحيان معتبر است , شامل اسفار پنج گانه تورات , كتب انبيا و مكتوبات است . عهد جديد مشتمل بر كتاب هايي است كه تنها مسيحيان آنها را قبول دارند و شامل انجيل هاي چهارگانه (متي , مرقس , لوقا , و يوحنا » , كتاب اعمال رسولان , رساله هاي پولس رسول , يوحناي رسول و مكاشفه يوحنا است .
.3 لوتر كشيش و استاد فلسفه دانشگاه « ارفورت » و باني آيين جديد پروتستان بود. وي كليساي غرب را به دو بخش كاتوليك و پروتستان تجزيه كرد . در سال 1483 در ايالت ساكسون آلمان متولد شد . در پاييز سال 1517 مقولات مشهور 95 گانه خود را بر سر در كليسا آويزان كرد . از انحرافات كليسا انتقاد مي كرد و خواستار اصلاح كليسا با رجوع به كتاب مقدس بود. وي معتقد بود كه كليسا يك موسسه نيست بلكه كليسا جماعتي از مومنان است و سلطه ديني متعلق به كتاب مقدس است و هر مومن مسيحي شايستگي آن را دارد كه خود كشيشي باشد كه به تنهايي و بدون قيموميت كشيشان كتاب مقدس را بفهمد.