
سرزمين اسلامي لبنان همچنان آماج توطئه هاي آمريكائي و صهيونيستي
است و حزب الله در خط مقدم جبهه روياروئي با اين توطئه ها قرار
دارد.
حزب الله در گام اول با ايجادتوافق نظر ميان گروههاي ملي به تحكيم جبهه
حامي همكاري راهبردي لبنان و سوريه پرداخت , سپس با تظاهرات سه شنبه 18
اسفند 1,6 ميليون نفر از كل جمعيت 3,5 ميليوني لبنان را عليه مداخلات
خارجي و آشوب داخلي به صحنه آورد. لبنان كشوري منحصر به فرد مي باشد كه
از اقليتهاي متعدد ديني قومي و مذهبي تشكيل شده و مجتمع شدن چنين
جمعيت ميليوني از طبقات متفاوت جامعه حول تحقق يك هدف كه در تاريخ
لبنان كاملا بي سابقه است , يك پيروزي سياسي براي حزب الله محسوب مي شود.
با توجه به نقش آشكار آمريكا در بحران سازي در لبنان شكست اين توطئه
شكست سختي براي آمريكاست , لذا اين بار حزب الله نه تنها اسرائيل بلكه غرب
و بويژه آمريكا را مغلوب قدرت مردمي خويش كرد. مردمي كه با بي اعتنايي به
غرب , اعتماد خود را به عنوان نيرويي برخاسته از ملت در برابر هيمنه اهريمني
استعمار به اثبات رساندند. اين چهارمين موفقيت حزب الله پس از پيروزي
نظامي بر اسرائيل , بازپس گيري حق آب لبنان از رود وزاني و آزاد كردن اسراي
دربند تل آويو مي باشد.
تظاهرات 83,12,18 اتفاقي نبود , بلكه خشم خروشان برخاسته از تنفر
ناشي از ظلم و دسيسه هاي استعمارگران بود كه دعوت حزب الله سبب شد اين
عقده گشوده شود , و تغيير لحن مقامات و رسانه هاي رژيم صهيونيستي از شادي
به ابراز نگراني و خشم حاكي از تاثير اين تظاهرات است .
غرب قطعنامه 1559 را تصويب كرد تا مداخله خارجي را انقلاب , اسارت
را آزادي , اشغال و استعمار را استقلال و ترويج تفرقه را دمكراسي بنامد. قطعنامه
1559 بي توجه به نظر ملت و بدون حضور دولت لبنان در نيويورك تصويب شد
كه يك دخالت استعماري و به منزله درخواست براي بي دفاع شدن لبنان در برابر
هيمنه اسرائيل بود. حال آنكه معاهده طائف مورد حمايت همه گروههاست كه با
نظارت ممالك عرب در شهري عربي امضا شده و حتي مي بينيم وليد جنبلاط
بارها و بويژه در گفتگو با ساترفيلد (معاون وزيرخارجه و سفير سابق كه طراح
توطئه است ) اعلام كرده كه « تنها با توافق طائف موافقيم و با 1559 به لحاظ
تاكيد در خلع سلاح حزب الله مخالفيم » . غرب كوشيد با مداخلات اخير در
لبنان , اين كشور را به روند سازش ملحق سازد تا شكافي اساسي در جبهه
مقاومت ضداشغالگري در خاورميانه ايجاد نموده و به اين طريق تحولاتي را كه
بر فلسطين تحميل كرده اند , تحكيم نمايند. بخش ديگر اين توطئه تلاش براي
اخراج گروههاي فلسطيني از دمشق است كه اثبات مي كند فتنه اخير , براي نجات
اسرائيل از بحران انتفاضه ايجاد شده است به تعبير ديگر حوادث لبنان متمم
انتصاب ابومازن به رياست تشكيلات , و خروج قواي سوري از لبنان نيز مكمل
بازگشت سفراي مصر و اردن به تل آويو طراحي شده بود. امري كه تظاهرات
بزرگ بيروت توانست در آن ايجاد شقاق نمايد , و حتي فراتر از پيش بيني ها شود.
حماسه ميليوني در بيروت اثر خود را گذاشت و آب رفته را به جوي بازگرداند;
آرامش به لبنان بازگشت , مواضع مخالفان تعديل گرديد و عمر كرامي به رغم
مخالفت آمريكا دوباره مامور تشكيل كابينه شد.
آمريكا دمشق را به دخالت در امور عراق متهم كرد سپس سوريها را به دليل
حمايت از انتفاضه به تروريسم متهم ساخت و آنگاه آن كشور را تحريم كرد و به
تحريك كردها در قامشلي و حسكه پرداخت و اكنون كه استقامت دمشق را ديده
براي حضور سوريه در لبنان بحران آفريني مي كند.
اما ايستادگي سوريه در برابر فشارهاي غرب بارز است , 1 ـ خروج ارتش
سوريه از لبنان در توافق طائف , لحاظ شده بود و در مدت 30 سال از 35 هزار
تن به 14 هزار نفر كاهش يافته . 2 ـ غرب بر خروج سريع تاكيد دارد حال آنكه اسد
در مجلس شعب گفت عقب نشيني تدريجي و با نظر مشترك 2 حكومت صورت
مي گيرد.
غرب از خروج سريع قواي سوري 2 هدف دارد : 1 ـ ايجاد خلا امنيتي در
لبنان تا راه براي ماجراجويي اسرائيل همانند گذشته هموار شود. و فرصت رشد
و تحرك شبكه هاي جاسوسي و خرابكاري اين رژيم در لبنان فراهم باشد 2 ـ
خروج فوري سوريه مي تواند در جنگ رواني خوراك خوبي براي تل آويو باشد ,
تا آن را مشابه فرار سريع اشغالگران صهيونيست تبليغ كند. حال آنكه اگر بنا بر
خروج قواي خارجي است بايد آمريكا از عراق , افغانستان , و اسرائيل از جولان ,
قدس , غزه و... عقب نشيني كنند.
كشور 10 هزار كيلومتري لبنان در ظاهر هدفي سهل الوصول مي نماياند و
دشمنان بر همين اساس به آن حمله مي كنند , اما با شكست و خسارت سنگين از
آن مي گريزند . مثل استعمار فرانسه در الجزاير , ارتش آمريكا در 1983 و اسرائيل
در 2000 دچار شكست شدند و امروز بار ديگر آمريكا در لبنان مرتكب اشتباه
شده و از لحاظ حيثيتي و اعتبار عملياتي متضرر گرديده است .

اهداف مخفي غرب از بحران خاورميانه چنين است : الف ) اسرائيل جولان را
در اختيار داشته باشد آمريكا با ادامه اشغال عراق , سوريه را تهديد كند پايگاه
اينجرليگ در شهر آدنا نزديك مرز سوريه محل اختفاي 90 بمب اتمي و استقرار
قواي آمريكائي باشد و اسرائيل جنگنده و موشكهاي خود را در تركيه مستقر كند.
ب ) اسرائيل بارها مغلوب حزب الله شده و اصولا انتفاضه الاقصي چندماه بعد
شكست اسرائيل از حزب الله آغاز شد و تاكنون همه آتش بس ها در فلسطين و
مذاكرات مقامات تل آويو با ابومازن و قبل از او با عرفات نافرجام و بي نتيجه
بوده , برعكس پيروزي هاي حزب الله (در 2 صحنه سياسي و نظامي ) استمرار
داشته فلذا تل آويو چنين مي انديشد كه تا وقتي حزب الله به مثابه نماد موفقيت
مقاومت وجود دارد نمي توان ملت فلسطين را سركوب و مستاصل كرد. پس
خلع سلاح حزب الله و اخراج قواي سوري براي خالي كردن عقبه مقاومت در
دستور كار تل آويو به عنوان طراح و مشوق 1559 قرار گرفت , تا با نابودي
حزب الله يا استحاله آن (خلع سلاح و دريافت امتياز سياسي و مالي ) نقطه اميد
ملت فلسطين را محو نمايد , زيرا مقاومت توانست ياس را به نور اميد به آزادي
مبدل و محركي قوي براي انتفاضه باشد.
ج ) انتخابات مجلس لبنان بزودي برگزار مي شود و آمريكا مي كوشد با توطئه ,
در آن مداخله كند و مانع پيروزي احزاب وفادار به روند مقاومت شود. اين در
حالي است كه تاكنون بيشتر تلاش غرب براي جلوگيري از تمديد رياست
جمهوري اميل لحود و ممانعت از تشكيل دولت ملي گرا به رهبري كرامي ناكام
شده بود.
مردم لبنان خادم و خائن را خوب مي شناسند; سوريه كه صلح را به لبنان
آورد , ارتش را بازسازي و مقاومت را تقويت كرد محبوب مردم لبنان و آمريكا كه
لبنان را اشغال و از حملات اسرائيل حمايت كرد منفور آنان است .
مسئول قتل حريري كيست
سوريه و دوستانش در لبنان بيشترين خسارت را از اين حادثه متحمل شدند.
حريري دوست ديرين خدام معاون اسد و از مخالفان خلع سلاح حزب الله بود او
مقاومت را عامل ثبات و دافع تجاوز اسرائيل مي دانست . او بارها به دمشق و
تهران سفر كرد اما هرگز حاضر به گفتگو با اسرائيل نبود. اينجاست كه مي توان
فهميد اسرائيل با ترور يكي از دشمنانش فتنه اي ايجاد كرد تا ديگر دشمنانش را
زير سئوال برده و از اين آب گل آلود با حمايت غرب سو استفاده كند. « عوامل
خارجي و بويژه اسرائيل با كشتن حريري مي كوشند لبنان را به جنگ داخلي
سوق دهند و مسئوليت ترور را متوجه سوريه و حزب الله نمايند تا هم از تاثير
سوريه بكاهند , هم با راندن حزب الله از مرزهاي جنوب لبنان امنيت شمال
اسرائيل را تامين كنند. » حال آنكه ملت لبنان بر راه رشد اقتصادي و سيادت
سياسي پافشاري كرده و نمي خواهد با تفرقه به تخريب كشور خود بپردازد.
بديهي است سياست هاي تروريستي اسرائيل تنها سبب اتحاد بيشتر مردم لبنان و
فلسطين مي شود اسرائيل شهيد عباس موسوي را در 1375 و حمد راغب را در
1361 ترور كرد و رهبران فلسطيني را دائما در سراسر جهان ترور مي كند . ايلي
حبيقه را هنگامي كه قصد افشاگري در رابطه با جنايات اسرائيل را داشت در
1381 كشت و رهبران اصلي حماس را نيز در فروردين 1382 از ميان برداشت .
حتي عرفات را كه با او سازش كرده بود مسموم و هلاك كرد. « كارشناسان
اروپايي مامور تحقيق در پرونده ترور حريري با بررسي تصاوير انفجار و
نمونه برداري و آزمايش از محل انفجار كشف كردند كه بمب مذكور غيرعادي و
, بوده است . DU شدت و قدرت انفجاري اش بدليل وجود اورانيوم تضعيف شده
تنها در اختيار آمريكا و رژيم صهيونيستي است و فقط در جنگها از آن DU
استفاده مي شود. » قاتلان قصد داشتند حتما حريري را در صحنه اي فجيع با
تلفات بالا و وارد آوردن خسارات سنگين به محيط اطراف بكشند تا يك سكانس
رقت آور و مهيج براي شروع سناريوي فتنه در لبنان باشد , از آنجا كه وجود
شبكه هاي متعدد خرابكاري اسرائيل در لبنان محرز است بايد پرسيد اگر موساد
مامور ترور حريري نبود پس براستي چه كسي او را كشت
افرادي نظير ميشل عون كه به فرانسه فرار كرده يا اعضاي ظاهرا نادم گروه
آنتوان لحد كه هم بدليل همكاري با دشمن صهيوني منفور ملت اند و هم هيچ
پايگاه مردمي ندارند , منطقي است كه به چنين حيله هاي كثيفي متوسل شوند.
خانواده حريري و دوستانش اگر براستي پيگير كشف علت ترور او و بدنبال يافتن
قاتلان مي باشند , بهتر است سيا و موساد را نشانه رفته و انتقام خون حريري را از
آنان و عوامل داخلي شان بگيرند.
محمد پارسا نجفي
تداوم اشغال جولان , برقرار نگاه داشتن پايگاه اينجرليك در
تركيه , خلع سلاح حزب الله و جلوگيري از پيروزي احزاب طرفدار
مقاومت اسلامي در لبنان از اجزا طرحي است كه
آمريكائيها در بحران خاورميانه دنبال مي كنند
سياستهاي آمريكا و اسرائيل در لبنان تاكنون جز تحكيم اتحاد و
تقويت پيوند اسلامي ملت لبنان دست آورد ديگري نداشته است

|