بسم الله الرحمن الرحيم
عمده شدن بعضي مسائل مورد ابتلا مردم در زمانها و روزهاي خاص و
محدود و سپس به فراموشي سپرده شدن آنها در كشور ما به يك عادت
تبديل شده است , عادتي كه بسيار زيان آور است و ممكن است عوارض
ناخوشايندي در پي داشته باشد.
اين روزها مبحث تعطيلات و در روزهاي آخر سال گذشته و هر سال ,
مبحث مراسم خرافي چهارشنبه سوري و گراني هاي شب عيد از جمله اين
موضوعات هستند.
آتش بازي هاي شب چهارشنبه آخر سال , اكنون چند سال است كه
تعدادي كشته و تعداد بيشتري مجروح برجاي ميگذارد , مغازه هاي زيادي به
آتش كشيده مي شوند , تعداد زيادي خودرو آسيب هاي جدي مي بينند ,
مزاحمت هاي زيادي براي مردم بوجود ميآيد و بي عفتي ها و تعرض هائي
نسبت به ناموس مردم صورت ميگيرد كه غيرقابل تحمل است .
اينكه در اهواز , عده اي از اراذل به بهانه مراسم چهارشنبه سوري به دو
زن جوان تعرض نموده و آنها را در برابر چشمان مردم , بطور كامل عريان
كردند , آيا نبايد غيرت مسئولان نظام را به جوش آورد تا با اقدامي جدي
براي هميشه وحشي گري هاي شب چهارشنبه سوري را ريشه كن نمايند آيا
اين واقعه كمتر از خلخال از پاي زن يهوديه در آوردن است كه اميرالمومنين
عليه السلام ميفرمود اگر انسان مسلمان با شنيدن خبر آن جان بدهد حق
دارد ! قوه قضائيه و نيروي انتظامي به خاطر عدم توانائي در مهار اين
وحشي گري ها و آن دسته از مسئولين اجرائي كه از يكماه قبل از چهارشنبه
آخر سال هر روز مصاحبه كردند و مراسم خرافي چهارشنبه سوري را يك
نماد ملي كه بايد تقويت شود ناميدند به خاطر اين همنوائي با بيگانگان , چه
جوابي براي ملتي دارند كه در شب چهارشنبه آخر سال شاهد ناامني
شهرهاي بزرگ سراسر كشور بود دارند
از اين ناامني جاني و مالي و فكري و فرهنگي كه بگذريم , ناامني
اقتصادي روزهاي آخر سال و ايام نوروز كه ميوه و مرغ و ساير مواد لازم
براي پذيرائي مهمان با قيمت هاي نجومي در برابر چشمان مردم خودنمائي
مي كنند واقعه ديگري است كه هر سال فكر مردم را به خود مشغول مي نمايد
و اين سئوال را به وجود ميآورد كه آيا در اين جامعه براي هيچ چيز حساب و
كتابي وجود ندارد مسئولان , براي اين سئوال چه جوابي دارند كه قشر
ضعيف كارمند و كارگر و بازنشسته با حقوق بخور و نميري كه دريافت
مي كند چگونه ميتواند ميوه و ساير نيازهاي شب عيد خود را تامين كند
شرمندگي مردان شرافتمندي كه توان و امكان برآوردن نيازهاي اوليه اعضا
خانواده و پذيرائي ساده و معمولي مهمانان خود را ندارند , چگونه بايد
جبران شود آيا با انتقاد موسمي رئيس و نمايندگان مجلس كه از روي عادت
هر ساله و براي اسقاط تكليف , شعاري ميدهند و از گراني انتقاد مي كنند ولي
آب از آب تكان نميخورد , مشكل مردم حل مي شود ! آيا مردم با مشاهده
چنين وضعيتي حق ندارند بگويند مسئولين كشور به دليل آنكه خود در
رفاهند اصولا دردهاي مردم , از جمله درد گراني , را حس نمي كنند
اين مشكل هم با گذشت زمان به فراموشي سپرده مي شود و موضوع
تعطيلات طولاني و بي رويه نوروزي مطرح مي گردد , چيزي كه اين روزها نقل
محافل رسانه اي است و مردم نيز در محل هاي كار و محافل خانوادگي به آن
مي پردازند. عجب داستاني است داستان تكراري برخورداري ايران از
بالاترين رقم تعطيلات ! علاوه بر تعطيلات هفتگي كه به يك روايت 52 روز
(جمعه ها) و به روايت ديگر 104 روز (پنجشنبه ها و جمعه ها) و ايام تعطيل
رسمي مناسبت ها كه 26 روز است , هفته دوم فروردين و ايام بين تعطيلي ها
را هم تعطيل مي كنيم , دانشگاه ها هم علاوه بر سه ماه تعطيلي تابستان ,
حداقل يك هفته آخر سال و يك هفته هم بعد از 13 فروردين تعطيل يا نيمه
تعطيل هستند و بعضي مدارس نيز همچنين و البته بسياري از ادارات و
نهادها و كارخانجات و دستگاه هاي ديگر , در سرتاسر فروردين درحالت
تعطيل يا شبه تعطيل به سر مي برند. در مجموع , مراكز آموزشي با احتساب
جمعه ها حداقل 5 ماه از سال تعطيل هستند يعني نزديك نصف سال , و مراكز
اداري و اقتصادي نيز حداقل سه ماه از سال يعني يك چهارم سال در
تعطيلي به سر مي برند. البته اگر ميزان كارائي ها به مفهوم زمان مفيد كار هر
كارمند در نظر گرفته شود , اين مدت به رقمي مي رسد كه حتي اشاره كردن به
آن نيز موجب شرمندگي است ...
اين موضوع نيز با سپري شدن فروردين هر سال , به فراموشي سپرده
ميشود و تا يكسال ديگر كسي به سراغ آن نمي رود. درست مثل ساير
موضوعات كه پرداختن به آنها فصلي است و به بايگاني سپردنشان نيز به يك
سنت مقبول تبديل شده است !
ترديد نبايد كرد كه در هيچيك از اين موضوعات و از جمله تعطيلات
طولاني و كم كاري ها , مردم مقصر نيستند. قطعا سواستفاده گران و
فرصت طلباني هم وجود دارند كه از وضعيت موجود به نفع خود بهره برداري
مي كنند , ولي اين وضعيت را بي تفاوتي , عدم قاطعيت و بي برنامگي مسئولان
پديد ميآورد. شايد كساني روزنامه ها را نيز سرزنش كنند كه چرا در ايام
نوروز , 15 روز تعطيل هستند! اين , اعتراض درستي است اما اگر دلايل آن
تشريح شود روشن خواهد شد كه در اين زمينه نيز مقصر كساني هستند كه تن
به اين بي حساب و كتاب بودن ها در كشور داده اند يعني خود مسئولان .
روزنامه نگاران نيز به تعطيلي طولاني روزنامه ها راضي نيستند اما چه كنند كه
در يك كشور سرتاسر تعطيل , كاري جز تعطيل كردن روزنامه ها از آنها
برنميآيد.
نميدانيم سرگذشت اين حديث هاي مكرر به كجا ختم خواهد شد. اينها
موضوعاتي هستند كه هر كدام مباحث مفصلي دارند كه بارها گفته و نوشته و
منتشر شده اند و البته اين فرياد تاكنون به جائي نرسيده است . آيا سرانجام
اراده اي براي پايان دادن به حديث هاي مكرر و سامان دادن به اين
نابساماني ها , ظهور خواهد كرد

|