روزنامه جمهوري اسلامي 16/01/1384 صفحه عقيدتي

مشاعره بوعلي باابوسعيد نيشابوري
استفتائات خمس (5 ) خمس مهريه , ارث و بخشش
* بررسي « بلوغ » از ديدگاه پزشكي , فقهي , اجتماعي و قانوني
مشاعره بوعلي باابوسعيد نيشابوري


ابوسعيد ابوالخير نيشابوري ; از مشهورترين و باحال ترين عرفاست . رباعيهاي نغز دارد. از وي پرسيدند : تصوف چيست گفت : « تصوف آن است كه آنچه در سر داري بنهي و آنچه در دست داري بدهي و از آنچه بر تو آيد بجهي » . با ابوعلي سينا ملاقات داشته است .
روزي بوعلي در مجلس وعظ ابوسعيد شركت كرد. ابوسعيد درباره ضرورت عمل و آثار طاعت و معصيت سخن مي گفت . بوعلي اين رباعي را به عنوان اينكه ما تكيه بر رحمت حق داريم نه بر عمل خويشتن , انشا كرد :
ماييم به عفو تو تولا كرده
وز طاعت و معصيت تبرا كرده
آنجا كه عنايت تو باشد , باشد
ناكرده چو كرده , كرده چون ناكرده
ابوسعيد في الفور گفت :
اي نيك نكرده و بديها كرده
وانگه به خلاص خود تمنا كرده
برعفو مكن تكيه كه هرگز نبود
ناكرده چو كرده , كرده چون ناكرده
اين رباعي نيز از ابوسعيد است :
فردا كه زوال شش جهت خواهد بود
قدر تو به قدر معرفت خواهد بود
درحسن صفت كوش كه در روز جزا
حشر تو به صورت صفت خواهد بود
ابوسعيد در سال 440 هجري در گذشته است .
(متفكرشهيد , استادمرتضي مطهري , مجموعه آثار , ج 14 , ص 567 و 568 )

استفتائات خمس (5 ) خمس مهريه , ارث و بخشش


سوال : مهريه اي كه زن مي گيرد , مالي كه به ارث مي رسد , پول يا مالي كه هبه و بخشش است آيا به آن خمس تعلق مي گيرد
حضرت آيت الله خامنه اي : خمس ندارد.
حضرت آيت الله بهجت : اگر از غير كسب مالي بدست آورد مثلا چيزي به او ببخشند , يا جايزه بدهند اگر از مخارج سالش زياد بيايد , بنابر احتياط واجب بايد خمس آن را بدهد. مهري را كه زن مي گيرد اگر از مخارج سالش اضافه آمد بنابر احتياط واجب بايد خمسش را بدهد ولي ارث كه از خويشاوندي مي رسد كه مي داند با او خويشاوند است , خمس ندارد . (مسئله 1377 )
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : مهريه و ارث خمس ندارد ولي هبه اگر سال بر آن بگذرد و صرف مونه نشود , خمس دارد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : مهري را كه زن مي گيرد خمس ندارد و همچنين است ارثي كه به انسان مي رسد ولي اگر مثلا با كسي خويشاوندي داشته و گمان ارث بردن از او را نداشته , احتياط واجب آن است كه خمس ارثي را كه از او مي برد اگر از مخارج سالش زياد مي آيد , بدهد. اگر چيزي به او ببخشند چنانچه از مخارج سالش زياد بيايد احتياط واجب آن است كه خمس آن را بدهد . (مسئله 1819 )
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : مهريه و ارث خمس ندارد و هديه اگر مال ارزش دار باشد و صرف مونه سال نشود بايد تخيس گردد.
حضرت آيت الله سيستاني : مهريه و ارث خمس ندارد و هبه و هديه اگر در مونه سال مصرف شود , خمس نيست .
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : در مهريه زن و مالي كه ارث به شخص مي رسد خمس نيست , اما در هبه اگر در پايان سال چيزي از آن اضافه باشد احتياط واجب پرداخت خمس است .

بررسي « بلوغ » از ديدگاه پزشكي , فقهي , اجتماعي و قانوني




قسمت دوم
دكتر سيد حسين فتاحي معصوم ـ دانشيار گروه جراحي دانشگاه علوم پزشكي
دكتر قدسيه سيدي علوي ـ اتستاد گروه زنان و مامايي دانشگاه علوم پزشكي مشهد
بررسي بلوغ از ديدگاه فقهي , اجتماعي و قانوني
و ابتلوااليتامي حتي اذا بلغو النكاح فان انستم منهم رشدا فاذفعوااليهم اموالهم . (سوره نسا آيه 6 )
يتيمان را بيازماييد تا به حد نكاح برسند , اگر رشدي در ايشان يافتيد , اموالشان را به آنان تسليم كنيد.
تعريف كلمه بلوغ : 1 راغب اصفهاني مي گويد : بلوغ و بلاغ به معني رسيدن به پايان مقصد است , اعم از آنكه مكان باشد يا زمان يا امري معين .
از فرهنگ نوين لغاتي به شرح ذيل نقل مي گردد :
بلغ : درك كرد , رسيد , وارد شد , دست يافت .
بلغ الولد : به سن بلوغ يا تكليف رسيد ,
بلغ سن الرشد : بالغ شد , (به بلوغ فكري رسيد)
بلغ الثمر : ميوه رسيد , كامل شد(از خامي و نارسي درآمد)
ابلاغ و تبليغ : آگاهي دادن , رساندن , ابلاغ كردن
بلاغ : رسيدگي , كمال , نمو , تمام .
بالغ : ضدقاصر , كبير , به حد رشد رسيده .
مبلغ : مقدار , اندازه , حدوپايان هر چيز
از دقت در معناي بلوغ و خصوصا توجه كامل به آينه « وابتلوا اليتامي حتي اذا بلغواالنكاح » و آيه 59 سوره نور كه مي فرمايد : « واذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا » (چون كودكان به بلوغ رسيدند و محتلم شدند در ورود به خانه ها بايد اجازه بگيرند) دانسته مي شود كه بلوغ انسان وقتي آغاز مي گردد كه دوران كودكي بكلي پايان پذيرد و دگرگوني جسمي و رواني در وي پديدار شود و برعمل زناشويي توانا گردد. واژه ديگري نيز در زمينه بلوغ مطرح است كه بايد به آن توجه شود.
رشد : وقوع تغييراتي تدريجي در جهت كمال يك پديده خاص , رشد ناميده مي شود. اين تغييرات مي تواند در دو جهت كمي و كيفي صورت پذيرد.
در علم روانشناسي , رشد علاوه بر جنبه كمي آن از نظر كيفي نيز بررسي مي شود. رشد كيفي در روان شناسي در سه جنبه رشد شناختي , رشد اجتماعي و رشد عاطفي است . منظور از رشد شناختي , تغييراتي است كه در ادراك , تفكر و حل مساله ايجاد مي شود. رشد اجتماعي به تغييراتي اطلاق مي شود كه در روابط با ديگران پيش مي آيد و رشد عاطفي شامل تغييراتي است كه در احساسات و گرايشها حادث مي شود. در قرآن كريم , رشد مفهوم عميقتري يافته است , چرا كه علاوه بر جهات كمي و كيفي فوق , گونه ديگري از رشد كيفي را نيز مطرح ساخته است كه مناسبترين نام بر آن « رشد اخلاقي » باشد. واژه « رشد » در قرآن در مقابل سه لغت « گمراهي و ضلالت » , « ضرر و زيان » و « شر » به كار رفته است , مي تواند از معاني اي همچون « هدايت و استقامت در طريق حق » و « خير و صلاح » برخوردار باشد. در آيه كريمه « لااكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي » (بقره ـ256 ) يعني اجباري در كار دين نيست , راه هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديد. كلمه رشد در مقابل غي يا ضلالت به كار رفته و به معناي « هدايت » است . در آيه كريمه ديگري , رشد به معني « خير » و در مقابل واژه « شر » آمده است : قل اني لااملك لكم ضرا و لا رشدا » (جن 21 ) . يعني بگو من مالك و قادر به خير و شر شما نيستم . بر مبناي چنين تعاريفي , به نظر مي رسد تمام معاني معادل « رشد » , از قبيل « هدايت , نجات , كمال , خير و صلاح » , كه در قرآن كريم به كار رفته است , دلالت بر يك مفهوم مشترك دارند , كه چنين مفهومي همان « رشد اخلاقي » است .
به طور خلاصه مي توان گفت : « رشد اخلاقي » يعني تغييرات هدايت كننده كه در مسير نجات و كمال روحي به پيش مي رود و بر مبناي اين تعريف , شخص رشيد كسي است كه توانايي عمل چنين تغييراتي را دارا , و قدرت انتخاب خير را از شر , صلاح را از فساد و هدايت را از ضلالت داشته باشد. و به تعبيري ديگر شخص رشيد كسي است كه از رشد شناخت اخلاقي برخوردار باشد . 2
يكي ديگر از واژه هايي كه بايستي در مورد بلوغ بيان شود « تكليف » است .
تكليف : واژه تكليف از ريشه « كلفت » (رنج ) , و به معني رنج افكندن خود است , غرض از تكليف نوعي خاص از رنج سازنده و كمال آفريدن است كه در طريق عبادت و براساس ضوابط و فرمانهاي الهي پديد مي آيد. بنابراين مكلف به شخصي اطلاق مي شود كه موظف شده است رنج عبادت را بر خود هموار سازد تا به اوج سعادت و فلاح نائل آيد.
برخلاف رشد و بلوغ كه بر تغييرات و رساييهاي كمي و كيفي انسان دلالت دارد , تكليف بر پذيرش مسئوليتي خاص اطلاق مي شود.
بلوغ و رشد از مقوله حالات فيزيكي است و در تمام افراد انسان به طور مشترك به چشم مي خورد , در حالي كه تكليف از مقوله افعال اعتباري است و ممكن است گروهي به اين فعل يا عمل اعتبار بخشند و دسته اي ديگر از انجام آن سرباز زنند.
از همين رو واژه تكليف , آنچنان كه رايج است , به نوعي پذيرش مسئوليت ديني دلالت دارد و از افعالي است كه دين به آن اعتبار بخشيده است , در حالي كه دو واژه بلوغ و رشد از آنجا كه در حيطه عوامل كيفي و كمي انسان است , در قلمرو علم نيز از جايگاه ويژه اي برخوردار دارند.
بر مبناي داده هايي كه از قرآن و روايات حاصل آمد , دانسته شد كه اين دو منبع ـ كه اولي (قرآن ) براساس وحي و ديگري (روايات ) بر پايه سخن معصوم عليه السلام است . حصول بلوغ و رشد را بر مبناي چند علامت بخصوص دانسته و به مساله زمان (سن بلوغ ) بعنوان يك امر جزمي و قاطع اشاره نشده است . هر چند كه روايات تنها از متون مورد قبول مذهب اماميه اتخاذ شده است ولي به طور كلي مساله سن بلوغ يكي از مسائل اختلافي موجود ميان مذاهب پنجگانه اسلامي است .
برخلاف قرآن و احاديث , اصطلاح تكليف و مكلف (به معني كسي كه تكليف بر او بار شده است ) را مي توان در متون فقهي مشاهده كرد. در اولين باب از كتاب تحريرالوسيله ـ كه درباره احكام تقليد است ـ نوشته شده است كه : « بر هر فرد مكلف كه به درجه اجتهاد نرسيده است , واجب است كه ... يا مقلد باشد و يا عمل به احتياط كند , مشروط به اين كه موارد احتياط را بداند. » بدين ترتيب مكلف در اصطلاح فقها به كسي اطلاق مي شود كه مسئوليت به كار بستن احكام اسلامي را برعهده داشته باشد , اما در باب عبادات و ساير ابواب فقهي , در تابعيت از قرآن و احاديث , هنگام بحث از شخصي كه عبادت بر او واجب شده است از همان واژه بلوغ استفاده شده است .
اكنون از بعدي ديگر به موضوع بلوغ پرداخته و مباحثي كه در اين زمينه مطرح است به اختصار بيان مي گردد. در فقه اسلامي بلوغ جايگاه ويژه اي دارد و شرط درستي بسياري از احكام و مقررات تكليفي و وضعي است .
1 ـ عبادات : روزه , حج , زكات , نيابت از حج و ...
2 ـ معاملات : ازدواج , اجراي عقد , مضاربه , مزارعه , مساقات , اجاره , شركت , ضمان , حواله , و...
3 ـ حقوق : شهادت , قضاوت , اجراي حدود , قصاص , اخذ ديه و ...
لذا ضروري است كه پيرامون مباحث فوق بررسيهاي لازم صورت پذيرد و با توجه به ابتلا جامعه اسلامي با اين مباحث و با در نظر گرفتن اين كه به لحاظ شرعي در قرآن و سنت از بلوغ تعريف و تفسيري مشخص بيان نشده , بلكه بيشتر روي نشانه هاي طبيعي و خارجي تاكيد شده است , مانند قاعدگي , احتلام و... در كنار اين نشانه هاي طبيعي سن نيز مطرح شده است , اهميت دارد كه هر چه بيشتر موضوع بلوغ مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد تا در موارد ياد شده كه مبناي آن را بلوغ قرار داده اند انجام احكام و تكاليف فردي و اجتماعي به نحو احسن صورت پذيرد.
در مورد دوران ورود دختران به مرحله بلوغ مطالب و مقالات فراواني نگاشته شده است كه عمدتا حول محورهاي زير بحث شده است :
الف ـ حقيقت بلوغ
ب ـ نشانه هاي خارجي و غالبي بلوغ
ج ـ عوامل موثر آب و هوا در بلوغ
دـ سن بلوغ در قوانين بشري
هـ بلوغ شرعي
و ـ بلوغ سني دختران
با توجه به مباحث ياد شده از نظر پزشكي , در اين قسمت بيشتر به مساله سن بلوغ در قوانين بشري و بلوغ شرعي مي پردازيم .
سن بلوغ در قوانين بشري
قانونگذاران براي افراد , سنين گوناگوني را در اجراي مقررات و برخورداري آنان از حقوق مدني درنظر گرفته اند. اهليت افراد را به موارد زير تقسيم كرده اند و براي هر مورد سني را اعلام داشته اند :
1 ـاهليت در برخورداري از حقوق مدني , مانند تصرفات مالي و معاملات
2 ـ اهليت در حقوق خانواده , مانند ازدواج و طلاق
3 ـ اهليت در حقوق جزائي و كيفري , مانند زندان و مجازاتهاي ديگر
4 ـ اهليت در امور سياسي , مانند شركت در انتخابات يا تصدي پستهاي سياسي
5 ـ اهليت در مسائل اجتماعي , مانند نظام وظيفه , گرفتن گذرنامه و گواهينامه
حقوق مدني در مصر
بالغ رشيد : كسي كه به سن رشد برسد و از قواي عقلاني بهره مند باشد و از نظر قانون محجور نباشد , اهليت تمام براي برخورداري از حقوق مدني دارد. سن رشد , بيست و يك سال ميلادي است .
حقوق مدني در ايران
ماده 1207 قانون مدني ايران : اشخاص ذيل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالي خود ممنوع هستند : 1 ـ صغار , 2 ـ اشخاص غير رشيد , 3 ـ مجانين .
منظور از صغار , اشخاص غيربالغ مي باشند. قانون مدني موجود , صغير و غيربالغ را تعريف نكرده است . ولي چنان كه از ماده 1209 3 و 1210 آن فهميده مي شود , صغير به كسي گفته مي شود كه به هيجده سال تمام شمسي نرسيده باشد. سن بلوغ مدني در زن و مرد , يكسان است .
حقوق خانواده
در ايران , قبل از انقلاب : نكاح اثاث , قبل از رسيدن به سن پانزده سال تمام و نكاح ذكور , قبل از رسيدن به سن هيجده سال تمام , ممنوع بوده است . مع ذلك , در مواردي كه مصالحي اقتضا كند , با پيشنهاد مدعي العموم و تصويب محكمه , ممكن است استثناي معافيت از شرط سن , اعطا شود. ولي در هرحال اين معافيت نمي تواند به اناثي داده شود كه كمتر از سيزده سال تمام و ذكوري شامل گردد كه كمتر از پانزده سال تمام دارند.

پاورقي :
1 ـ عباسعلي محمودي , كتاب بلوغ دختران , گردآوري مهدي مهريزي , ص 35 , چاپ قم .
2 ـ محبوبه عباسقلي زاده , كتاب بلوغ دختران , گردآوري مهدي مهريزي , ص .271
3 ـ ماده 1209 قانون مدني در بعد از انقلاب اسلامي حذف شده است لذا سن صغير 18 سال نيز حذف شده است .
4 ـ نويسنده محمدعلي گرامي ـ در مجله كيهان انديشه , شماره 66 , خرداد و تير 1375 چاپ شده است .
« رشد اخلاقي » يعني تغييرات هدايت كننده كه در مسير نجات و كمال روحي به پيش مي رود. شخص رشيد و رشد يافته كسي است كه توانايي عمل چنين تغييراتي را دارا , و قدرت انتخاب خير را از شر , صلاح را از فساد , و هدايت را از ضلالت داشته باشد
برخلاف رشد و بلوغ كه بر تغييرات و رسايي هاي كمي و كيفي انسان دلالت دارد , « تكليف » بر پذيرش مسئوليتي خاص اطلاق مي شود