
پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليكهاي جهان سرانجام در سن 84 سالگي و
پس از بيست و شش سال و شش ماه رهبري كليساي واتيكان چشم از جهان
فرو بست .
وي كه نام اصليش « كارول ژوزف ويتيلا » است در سال 1299 هجري
خورشيدي (1920 ميلادي ) در نزديكي شهر « كراكو » در لهستان به دنيا آمد .
وي پس از پايان تحصيلات دانشگاهي در رشته هاي ادبيات , فلسفه , الهيات
و اخلاق در سال 1325 بنابه خواسته پدرش به مقام كشيشي رسيد و در سال
1341 سراسقف شهر كراكو شد .
شوراي كاردينال هاي كاتوليك در سال 1357 در دومين روز نشست
خود پس از هشت بار راي گيري « كارول ويتيلا » را در سن 58 سالگي به
عنوان دويست و شصت و چهارمين پاپ برگزيد. وي جانشين « پاپ ژان پل
اول » شده بود كه در ششم مهر 1357 در خواب جان سپرد . پاپ ژان پل اول
كمتر از 2 ماه در اين سمت باقي مانده بود . زيرا در 15 مرداد همان سال پيرو
مرگ « پاپ پل پنجم » به اين سمت انتخاب شده بود.
ويتيلا درحالي به زعامت كليساي واتيكان انتخاب شد كه به استثناي
شماري از مردم لهستان و كاردينال هاي واتيكان كسي او را نمي شناخت . پاپ
كه سراسقف شهر رم نيز بود در طي دوره طولاني بيست و شش ساله پاپي
خود از 104 كشور بازديد كرد . وي در اين مدت 14 رساله و چهار كتاب را
به رشته تحرير درآورد و با 703 رئيس جمهور و نخست وزير ديدارو گفتگو
كرد.
رهبر كاتوليك هاي جهان نخستين پاپ غيرايتاليايي است كه در اكتبر
سال 1978 پس از 455 سال به مقام پاپي برگزيده شد . ژان پل دوم يكي
از سه رهبر كليساي واتيكان در طول تاريخ مسيحيت است كه طولاني ترين
دوره پاپي را پشت سر گذاشته است .
پاپ در 22 ارديبهشت 1360 درحاليكه در مراسم ديني در ميدان
سان پيترو رم به ابراز احساسات مردم پاسخ مي داد از سوي يك شهروند
ترك تبار به نام « علي اقچا » هدف گلوله قرار گرفت و به شدت از ناحيه شكم
و دست زخمي شد . ضارب پاپ پس از گذراندن 19 سال زندان در ايتاليا در
سال 1379 به تركيه تحويل داده شد . پاپ نيز به خاطر اين حادثه سه هفته
در بيمارستان بستري شد.
رهبر كاتوليك هاي جهان كه در دو سال گذشته به علت ابتلا به بيماري
پاركينسون با مشكلاتي مواجه شده بود در ماه بهمن گذشته به علت ابتلا به
آنفلوانزا و بويژه مشكلات تنفسي در بيمارستان جملي رم بستري شد و دو
هفته بعد براي بار ديگر به بيمارستان منتقل شد و از ناحيه گلو تحت عمل
جراحي قرار گرفت .
پاپ هفته گذشته با وجود حمله قلبي و از كار افتادن كليه از بستري شدن
مجدد در بيمارستان امتناع كرد و به همين علت يك گروه پزشكي با همه
تجهيزات در اقامتگاه وي مستقر شده بود.
ژان پل دوم براي نخستين بار در مدت 26 سال رهبري كليساي واتيكان
به علت وخامت وضع جسماني اش نتوانست در مراسم مهم مذهبي مربوط
به عيد پاك كه هفته گذشته در كليساي واتيكان برگزار شد شركت كند.

پاپ در سالهاي زمامداري خود بر واتيكان از حل بسياري از مشكلات و
معضلات كليساي كاتوليك عاجز بود و يا بعضا خود در بوجود آوردن آنها
نقش داشت . پاپ پيوسته از پديده اسلام گرائي در جهان معاصر نگران بود.
او از گسترش نفوذ و نفوس مسلمانان در كشورهاي مختلف جهان بويژه در
آفريقا بيم داشت و اين ناخشنودي را بارها بر زبان جاري كرده بود. حمايت
پاپ از كاتوليكهاي جهان گاهي خود عامل بحران بوده است . براي مثال
حمايت وي از كاتوليكها در بحران سالهاي آغازين دهه 1370 در بالكان
سبب روياروئي كاتوليك ها با ارتدكس ها در صربستان شده بود. همچنين
حمايت پاپ از مسيحيان شورشي جنوب سودان كه كاتوليك هستند به
تعميق اختلافات آنان با دولت مركزي سودان دامن زده بود. پاپ از پديده
آزادي جنسي در غرب همواره انتقاد مي كرد ولي او از پايان دادن به فساد
اخلاقي در ميان بعضي كشيشهاي كاتوليك , ناتوان بود. در سالهاي
زمامداري وي مشكل انحراف جنسي و كودك آزاري در جامعه كشيشان و
خواهران روحاني كليساي جهاني كاتوليك كه حق ازدواج و تشكيل خانواده
را تا پايان عمر ندارند , دائما واتيكان را آزار مي داد.
پاپ در سالهاي زعامت خود نه تنها هيچگاه جنايات رژيم صهيونيستي
را در سرزمينهاي اشغالي محكوم نكرد بلكه دولت تحت الحمايه او يعني
واتيكان در سال 1373 حق حيات رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت .
او هر بار در مواجهه با جنايات صهيونيستها در فلسطين و لبنان , مردم اين
مناطق را به خويشتن داري , صلح , روابط مسالمت آميز و آرامش دعوت كرد.
پاپ درصدد بود تا تفكر دو هزار ساله كليساي كاتوليك مبني بر خيانت
يهوديان به حضرت مسيح را (كه به عقيده آنان موجب مصلوب شدن وي
توسط يهوديان شده است ) مورد تجديدنظر قرار دهد.
سرزمين فلسطين غير از مظاهر متعددي كه تعلق خاطر اين مكان مقدس
را به مسلمانان ثابت مي كند , شامل جلوه هاي ديگري نيز هست كه حساسيت
مسيحيان در برابر جنايات صهيونيستها را نيز ايجاب مي كند. فلسطين زادگاه
پيامبر عظيم الشان مسيحيان جهان حضرت عيسي است ولي مسيحيان حتي
در بجا آوردن مراسم عبادي خود در شهر بيت اللحم زادگاه آن حضرت آزاد
نيستند . اين درحالي است كه طي 26 سالي كه از حاكميت پاپ بر دربار
واتيكان مي گذرد , هيچيك از اين گونه فشارها و تحميلات رژيم صهيونيستي
نتوانست سبب عكس العمل واتيكان گردد.
واقعيت اين است كه كاتوليك ها بزرگترين گروه مسيحيان جهان هستند
و انتظاراتي كه جامعه مسيحي از واتيكان و از كليساي كاتوليك و از شخص
پاپ براي هدايت پيروان خود به سمت حق گرائي و باطل ستيزي داشتند ,
بمراتب بيشتر از ساير مراجع مسيحي بوده است . ولي آنچه كه افكار عمومي
دنياي مسيحيت از عملكرد سياسي پاپ و دستگاه واتيكان در عرصه سياست
خارجي و برون مرزي ديده است جز سازش با رژيم اشغالگر صهيونيستي و
دوستي با ديكتاتورها و جنايتكاراني كه خود را مسيحي نيز مي شمارند ,
نبوده است .
حقيقت اين است كه دنياي پرالتهاب معاصر امروز بيش از هر زمان ديگر
به درك انديشه هاي حضرت عيسي مسيح (ع ) به عنوان مبشر رحمت و
محبت و منادي حرمت و كرامت انساني و پيامبر صلح و آزادي نيازمند
است . در جهان عاري از معنويت , انسانهاي سرگشته و رنج ديده و
آسيب پذير از جنگ و نابرابري و بي عدالتي , بيش از هميشه در پي هويت ,
معنا و درك پيامهاي الهي هستند. در چنين شرايطي بدون ترديد تحقق
تعاليم مسيح (ع ) درگرو احيا عدالت و تقسيم آن به سراسر جهان است . اما
درعين حال قدرتهاي استكباري براي مهار مقاومتهاي مردمي از هر روش
ناعادلانه و ظالمانه از جمله توسل به كليساها و انديشه هاي پاپ بهره
جسته اند.
امروزه بخش عمده اي از عاملين , آمرين و مباشرين جنايات جاري عليه
حقوق بشريت خود را جزو پيروان حضرت عيسي مسيح (ع ) مي دانند.
بديهي است انسانهاي اهل نظر و صاحبان تفكر و تعقل ميان پيروان واقعي
عيسي مسيح (ع ) با انديشه هاي توسعه طلبانه دولتهاي حاكم بر جهان
مسيحيت تفاوت بنياني قائل هستند. هيچ انسان منصفي رفتار آن دولتها را به
حساب ملتهاي مسيحي نمي گذارد. اين واقعيتي است كه مسيحيان واقعي
جهان آن را بخوبي درك مي كنند و حتي از اينكه نمي توانند اين فاصله
طولاني را از ميان بردارند , رنج مي برند. ولي از پاپ اين انتظار داشتند كه
عليه اين پديده موضع داشته باشد.
عيسي مسيح (ع ) پيامبر عظيم الشاني بود كه پيروان خود را همواره به
حمايت از مظلومين و حفظ كرامت انساني و مقابله با زور و خودكامگي
دعوت مي كرد. طبعا پيروان راستين عيسي مسيح (ع ) نيز در هر مقطع زماني
بايستي تعاليم آسماني حضرتش را مورد توجه قرار داده و الگوي زندگي
خود تلقي كنند. در دنياي معاصر كه ملتها براي احقاق حق خود به پا
خاسته اند پيروان راستين عيسي مسيح عهده دار مسئوليت بزرگي هستند.
دنيا تشنه عدالت است . جهان معاصر تشنه آزادي و آزادگي است . اما در عين
حال قدرتهاي استكباري براي مهار مقاومتهاي مردمي از هر روشي از جمله
توسل به كليساها بهره جسته اند و اين پديده هيچگاه حساسيت پاپ را
برنيانگيخته و وجدان وي و كاردينالهاي مروج طرز تفكر وي را نيارزده
است .
پاپ و كاردينالهاي مروج طرز تفكر وي با عملكرد خود در
صدد بودند تا تفكر دو هزار ساله كليساي كاتوليك مبني بر
جنايت يهوديان به حضرت مسيح را مورد تجديد نظر قرار
دهند
پاپ پيوسته از پديده اسلام گرائي در جهان معاصر نگران
بود. او از گسترش نفوذ و نفوس مسلمانان در كشورهاي مختلف
جهان بويژه در آفريقا بيم داشت و اين ناخشنودي را بارها بر
زبان جاري كرده بود
پاپ در سالهاي زعامت خود نه تنها هيچگاه جنايات رژيم
صهيونيستي را در سرزمينهاي اشغالي محكوم نكرد بلكه دولت
تحت الحمايه او يعني واتيكان در سال 1373 حق حيات رژيم
صهيونيستي را به رسميت شناخت

|