
قسمت سوم
عليزاده
اشاره
در دو شماره قبل در بررسي عدم استجابت
دعاي دعاكنندگان بر فرج حضرت مهدي
عليه السلام , به عامل مهم « رعايت نكردن آداب
دعا » اشاره شد. در مورد آداب دعا از لزوم تسبيح
الهي و اعتراف به گناهان در پيشگاه الهي سخن به
ميان رفت و اينك به بررسي ادب ديگر مي پردازيم :
3 ـ رعايت اوقات استجابت دعا
اگرچه دعا كردن در همه حالات خوب است ولي اوقاتي
هست كه اميد استجابت در آن ها بيشتر است و به تعبير
احاديث , درهاي آسمان در آن اوقات باز است .
امام صادق عليه السلام به يكي از اصحاب به نام فضل
فرمودند :
« اي فضل ! به درستي كه بهترين اوقاتي كه خدا را
مي خوانيد , در سحر است . خداوند تبارك و تعالي مي فرمايند :
و سحرگاهان استغفار مي كنند . » (1 )
ايشان همچنين فرمودند :
« يستجاب الدعا في اربعه مواطن في الوتر و بعدالفجر و
بعدالظهر و بعدالمغرب . » (2 )
دعا در چهار جايگاه مستجاب مي شود , در نماز وتر (نماز
شب ) و بعد از طلوع فجر (اذان صبح ) و بعد از اذان ظهر و بعد
از اذان مغرب .
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند :
« اغتنموا الدعا عند اربع : عند قراه القرآن و عندالاذان و
عند نزول الغيث و عندالتقا الصفين للشهاده » . (3 )
دعا كردن را در چهار جايگاه غنيمت بشماريد : هنگام
قرائت قرآن و هنگام اذان و هنگام باريدن باران و هنگام برخورد
دو سپاه براي شهادت (جنگ ).
امام باقر عليه السلام فرمودند : « به درستي كه خداي عز و
جل هر فرد بسيار دعاكننده از بندگان مومنش را دوست دارد
پس بر شما باد به دعا كردن در سحر تا اينكه خورشيد طلوع
كند. به درستي كه آن ساعتي است كه درهاي آسمان باز
مي شوند و روزي ها در آن تقسيم مي شوند و حوائج بزرگ در
آن برآورده مي شوند . » (4 )
دعاهاي بسياري از ائمه براي فرج در هنگام سحر نقل
شده اند مثل دعاي عهد و دعاي بعد از نماز صبح .
« ابن سنان » مي گويد از امام صادق عليه السلام از ساعتي از
روز جمعه پرسيدم كه دعا در آن مستجاب مي شود. آن حضرت
در پاسخ فرمودند : « ما بين فراغ الامام من الخطبه الي ان
تستوي الصفوف و ساعه اخري من آخر النهار الي غروب
الشمس و كانت فاطمه تدعو في ذلك الوقت . (5 )
هنگامي كه امام از خطبه نمازجمعه فارغ مي شود تا وقتي
كه صفوف نماز راست و برابر گردند و ساعتي ديگر از آخر روز
تا غروب خورشيد كه فاطمه سلام الله عليها در آن ساعت دعا
مي كرد.
جا دارد كه اينجا به دو دعا اشاره كنيم كه تاكيد شديد شده
كه اين دو دعا را در زمان غيبت در بعدازظهر روز جمعه
بخوانيم و آن ها را ترك نكنيم . دعاي اول كه در ابتداي
مفاتيح الجنان در آخر اعمال روز جمعه آورده شده و معروف به
دعاي ابوالحسن ضراب اصفهاني است .
دعاي دوم در آخر مفاتيح الجنان با نام « دعا در زمان
غيبت » آورده شده و شايسته است منتظران ظهور , خواندن اين
دعاي شريف را ترك نكنند.
در مورد دعا كردن در سحر روز جمعه (كه روز توقع ظهور
آن حضرت نيز هست ) سفارش بسيار شده است . هنگامي كه
برادران يوسف پيش پدرشان آمدند و از او درخواست كردند تا
از خداوند براي گناهانشان طلب آمرزش كند او جواب داد :
« بزودي از پروردگارم براي شما طلب آمرزش مي كنم » . امام
صادق در مورد اين زمان فرمودند : « اخرها الي السحر ليله
الجمعه طلب استغفار را تا سحر شب جمعه عقب انداخت .
اين روايت نشان مي دهد كه اگرچه برادران يوسف , به
يوسف و پدرش كه هر دو پيغمبر بودند چنين ظلمي كردند ولي
به علت اينكه پدرشان در سحر روز جمعه براي آن ها
درخواست آمرزش كرد خدا آن ها را بخشيد.
خوب است انسان در هنگام رقت قلب نيز دعا كند :
امام صادق عليه السلام فرمودند : « اذا رق احدكم فليدع
فان القلب لايرق حتي يخلص » (6 )
هنگامي كه به شما رقت قلب دست داد پس در آن هنگام
دعا كنيد زيرا قلب تا خالص نشود , رقيق نمي شود.
پاورقي :
1 ـ مستدرك الوسائل , ج 5 , ص .200
2 ـ كافي , ج 2 , ص .477
3 ـ همان
4 ـ كافي , ج 2 , ص .478
5 ـ كافي , ج 2 , ص .414
6 ـ كافي , ج 2 , ص .477

|
السلام علي ربيع الانام و نضره الايام
سلام بر بهاران دوران ها و يگانه ايام
|

مژده ديدار
اي صبا نكهتي از خاك دريا بيار
ببر اندوه دل و مژده ديدار بيار
يعني از نائب حق مژده وصلي برسان
نامه خوش خبر از عالم اسرار بيار
تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام
نغمه اي از نفحات نفس يار بيار
گردي از رهگذر سرور ارباب نظر
بهر بي تابي اين ديده خونبار بيار
حال زار دل اين خسته افكار بگو
خبري از برآن مونس غمخوار بيار
روزگاريست كه دل چهره مقصود نديد
لمعه نور از آن مجمع انوار بيار
بهر آرام دل فيض ز خاك در او
بي غباري كه پديدار از اغيار بيار
ملامحسن فيض كاشاني
بهار عمر
اي خرم از نويد قدومت بهار عمر
پژمرد در مفارقتت لاله زار عمر
اين يكدو دم كه دولت ديدار ممكن است
درياب كار ما كه نه پيداست كار عمر
گيريم عمر خوش ز سر در زمان تو
روز فراق را كه نهد در شمار عمر

از ديده گر سرشك چو باران رود رواست
كاندر غمت چوبرق بشد روزگار عمر
بگذشت بي امام زمان روزگار ما
بر بي سعادتي است همانا مدار عمر
بگذشت دور آل نبي همچون نوبهار
گويي به خواب بود مرا روزگار عمر
پيش از وجود ما بگذشتند اهلبيت
بيچاره فيض هيچ نديد از گذار عمر
ملامحسن فيض كاشاني
جمعه ياران
عيد است روز جمعه و ياران در انتظار
يارب امام را به مصلي كن آشكار
شايد كه يك نماز كه با او ادا كنيم
گرديم مستحق كه كني مغفرت نثار
خوش دولتي است خرم و خوش خسرو كريم
يارب ز چشم زخم زمانش نگاه دار
ز آنجا كه پرده پوشي عفو كريم توست
برقلب مابپوش كه نقديست كم عيار
ترسم كه روز حشر عنان در عنان رود
طاعات دشمنان و گناهان دوستدار
جز نقد جان به دست ندارد , امام كو
كان نيز به غباره ره او كنم نثار
اي آبروي دور زمان بي تو سوخت فيض
پا در ركاب آر كه از دست رفت كار
ملامحسن فيض كاشاني

|
اي قبله گل , عطر سحر , زمزمه رود!
|
اي رونق بازار جهان طالع مسعود
وي گوهر دردانه زگنجينه محمود
اي سنبل بشكفته به دامان الهي
وي قبله گل , عطر سحر , زمزمه رود
بگشا در رحمت بر درمانده مسكين
آن سان كه علي بهر يتيمان چو پدر بود
آب خوش زمزم كه همه لطف الهي است
پيش نگه پاك و زلالت شده مردود
اي كاش تماشاگه چشمان فقيرم
درياي پر از معرفت چشم تو مي برد
اي آن كه ز دريا و دمن تا گل سوسن
از عشق و تمناي وصالت شده موجود
سلطان دو عالم به دل سوخته ما
از عشق دگر كاسته به مهر تو افزود
در دفتر عالم تو زميني تو زماني
اي شاه جهان ! فخر زمان ! مهدي موعود
پرستو اختري
بهار رويا
تو آفتاب يقيني , بهار رويايي
طراوت گل سرخي , نسيم صحرايي
تو ابر منقلب چشم هاي پرهيزي
تو قطره قطره ي باران ناشكيبايي
تو فصل رويش عشقي , نگاه مجنوني
تو آبشار صميميتي , تو ليلايي
تو نرم و سبز و لطيفي , تو موج احساسي
تو روح پاك مسيحي , تو دست موسايي
تو لحظه هاي خوش خاطرات شيريني
تو باغ عاطفه هايي , اميد فردايي
تو جلوه ي سحري , آبروي انساني
تو نور روشن صبحي , تو جام صهبايي
تو گرم باده عشقي , بهار زيستني
تو شور و شوق شقايق به دشت دلهايي
تو شعر خواجه شيراز و شمس تبريزي
تو معني كلمات هميشه زيبايي
محمد عزيزي
سبزتر از بهار
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرياني
دوباره پلك دلم مي پرد , نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر است از هزار بار بهار
كسي , شگفت كسي , آن چنان كه مي داني
تو از حوالي اقليم هر كجاآباد
بيا كه مي رود شهر ما رو به ويراني
در انتظار تو تنها چراغ خانه ماست
كه روشن است در اين كوچه هاي ظلماني
كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق
بيا كه نام تو آرامشي است توفاني
قيصر امين پور

|
|
|