
كتاب « 3 سال ستيز مرجعيت شيعه » را روح الله حسينيان تاليف
كرده و انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي آن را در 548 صفحه منتشر
نموده است . كتاب مذكور چهار بخش دارد و هر بخش نيز شامل فصولي
است . برخي از عناوين كتاب مذكور چنين مي باشد : تحليلي بر ماهيت
نظام سلطه آمريكا , ماهيت نظام سياسي آمريكا , سياست امپرياليستي
آمريكا , روند سلطه آمريكا در ايران , مبارزات عالمان شيعه به رهبري
امام خميني , تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايت , علت مخالفت
علما با لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي , رفراندوم انقلاب سفيد , علت
مخالفت مراجع با رفراندوم انقلاب سفيد , رويارويي مرجعيت شيعه و
رژيم شاه , سركوب روحانيت , بازتاب و پي آمدهاي فاجعه فيضيه ,
مرجعيت و زعامت امام خميني , محرم ماه مبارزه , قيام پانزده خرداد ,
مهاجرت علما به تهران , تشديد رويارويي روحانيت با رژيم شاه و
سلطه آمريكا , امام خميني تحت نظر قرار مي گيرد , تغيير دولت و آزادي
امام خميني , رويارويي مستقيم امام خميني با سلطه عريان آمريكا و...
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين آمده است :
رژيم شاه پس از كودتاي 28 مرداد هرچه بيشتر به سوي وابستگي
به آمريكا گام برمي داشت . دولت آمريكا بر مبناي دكترين محدودسازي
اتحاد جماهير شوروي در نظام بين الملل جنگ سرد , چون قيمي براي
كشورهاي وابسته هم برنامه ريزي مي كرد و هم نيروهاي آمريكاگرا را بر
آن ها تحميل مي كرد.
با روي كارآمدن كندي , مشاوران وي برنامه اي را براي ثبات
رژيم هاي وابسته در مقابل نفوذ كمونيسم طراحي كردند. اين طرح در
آمريكاي لاتين با عنوان « اتحاد براي پيشرفت » و در كشورهاي آسيايي با
عنوان « اصلاحات » به اجرا درآمد. اصلاحات آمريكايي در ابتدا توسط
نخست وزير منتخب آمريكا , دكتر علي اميني به اجرادرآمد , ولي برخورد
واقع نگرانه و احتياط آميز اميني رضايت آمريكاييان را جلب نكرد. شاه
از اين فرصت استفاده كرد و خود اجراي اصلاحات را به عهده گرفت .
شاه يكي از مهره هاي بي اراده ي دربار , اسدالله علم را به
نخست وزيري منصوب كرد و اولين مرحله ي اجراي طرح در تصويب
لايحه ي انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه توسط دولت علم تصويب شد ,
آغاز گرديد , اما با عكس العمل قاطع مرجعيت شيعه روبه رو شد.
مرجعيت شيعه اين لايحه را سرآغازي براي ورود غيرمسلمانان در اركان
حكومت و حذف اسلام و مسلمانان تشخيص دادند. دولت عقب نشيني
كرد و شخص شاه به ميدان آمد. شاه اصلاحات آمريكايي را در قالب
انقلاب سفيد به رفراندوم گذاشت . مرجعيت شيعه رفراندوم را تحريم
كردند و آن را عملي غيرقانوني اعلام كردند.
سال 1342 با ابتكار آيت الله خميني به عنوان اعتراض به رژيم ,
عيد نوروز تحريم شد و رژيم كه سخت عصباني شده بود مدرسه ي
فيضيه در قم و مدرسه ي طالبيه در تبريز را مورد هجوم قرار
داد.
استقامت بي بديل آيت الله خميني و حمله ي سخت معظم له به
شخص شاه , از وي مرجعي بي بديل ساخت و رهبري وي مورد قبول
علما , روحانيت و مردم قرار گرفت . ابتكار عمل دوم امام خميني تبديل
محرم سال 1383 (خرداد 1342 ) به اعتراض سرتاسري عليه رژيم و
سخنراني ضدسلطه و ضداستبداد معظم له در عاشورا (13 خرداد) رژيم
را مصمم ساخت تا با دستگيري رهبري , نهضت مردم مسلمان ايران را
سركوب كند . دستگيري امام خميني قيام پرشور و حماسه ساز 15
خرداد را به دنبال داشت . قيام 15 خرداد هرچند وحشيانه سركوب شد ,
ولي اين قيام سرآغاز مبارزه اي آشتي ناپذير بين نيروهاي مذهبي و رژيم
شاه و سلطه ي آمريكا شد. امام خميني پس از چندي از حبس به حصر
منتقل شد. پس از روي كارآمدن مهره ي آمريكايي ديگر , حسن علي
منصور , رژيم به اين نتيجه رسيد كه بايد در مقابل روحانيت از خود
انعطاف نشان دهد . امام خميني در پانزدهم فروردين 1343 آزاد شد ,
ولي پس از سه روز مبارزات خود را عليه رژيم تشديد كرد. اوج حمله ي
امام خميني بر استبداد سياه شاه و سلطه ي عريان آمريكا در چهارم آبان
در اعتراض به تصويب لايحه ي مصونيت مستشاران آمريكايي صورت
گرفت . پس از آن امام خميني در 13 آبان دستگير و به تركيه تبعيد شد .
تبعيد امام خميني به تركيه رهبري تشيع را به اين نتيجه رساند كه رژيم
سلطنتي بايد سرنگون و حكومتي ديني جاي گزين آن شود. اين كتاب به
وقايع يادشده از مهر 1341 تا آبان 1343 مي پردازد .
ويژگي هاي اين كتاب عبارت اند از :

1 ـ از منابع و اسناد معتبر فراوان و دست اول استفاده شده است .
2 ـ بسياري از اغلاط تاريخي بر مبناي اسناد جديد تصحيح شده
است .
3 ـ بسياري از مشهورات تاريخي را بر مبناي اسناد و منابع به چالش
مي كشد.
4 ـ اين كتاب ثابت مي كند قيام مرجعيت شيعه هرگز در مقابل اصلاحات
ارضي يا تقسيم املاك موقوفه نبوده است .
5 ـ اين كتاب سعي مي كند تا اين فرضيه را به اثبات برساند كه علما از آن
جهت با لايحه ي انجمن هاي ايالتي و ولايتي و رفراندم انقلاب سفيد
مخالفت كرده اند كه خاستگاه آن را آمريكا و اجراي آن را موجب
استبداد رژيم , تضعيف اسلام و ارزش هاي ديني و حاكميت
غيرمسلمانان مي دانسته اند. در واقع مبارزه ي سه ساله ي مرجعيت
شيعه , ستيزي عليه استعمار آمريكا و استبداد شاه بوده است .
6 ـ در واقع اين كتاب , كتاب سوم « تاريخ سياسي تشيع » و « بيست سال
تكاپوي اسلام شيعي در ايران » است كه مجموعا جريان شناسي شيعه از
بدو پيدايش تا 1343 مي باشد .
درباره ماجراي دستگيري امام خميني (ره ) و كيفيت آغاز قيام 15
خرداد , در كتاب مذكور شرح نسبتا مفصلي آمده است . در بخشي از
شرح مذكور چنين مي خوانيم :
رژيم شاه در يك جمع بندي از حوادث گذشته به اين نتيجه رسيد
كه در صورت دستگيري رهبري نهضت و چند نفر از روحانيون مبارز
هوادار امام خميني , اعتراضات در حال فراگيرشدن خاموش خواهد
شد. ساواك نيز در يك تحليل از قيام روحانيون در دهه ي اول محرم به
اين نتيجه رسيد كه ممكن است حوادث مشروطيت تكرار شود. ساواك
در گزارش تحليلي خود تصريح كرد : « حملات دسته جمعي روحانيون و
ملايان در روي منابر بر عليه شاه و دولت , حيثيت دستگاه هاي دولتي را
پايين آورده و اگر حملات دسته جمعي ملاها و دستگاه هاي روحاني در
دو ماه محرم و صفر ادامه يابد. يقينا سبب تهييج افكار عمومي خواهد
شد و به تدريج نفوذ معنوي روحانيون و ملاها زياد شده تا جايي كه نفوذ
كلام و اثر اعلاميه و نشريات آنها حوادث نظير آنچه در مشروطيت ايران
مي گذشت , به وجود آورد. » ساواك در همين گزارش تحليلي نفوذ رو به
گسترش امام خميني را نشانه ي پيروزي روحانيت مبارز دانست و اعلام
كرد : « پخش عكس هاي متعدد آيت الله خميني در مساجد , منابر و به
خصوص پشت شيشه ي مغازه ها و ويترين هاي دكاكين بازار و مغازه هاي
خيابان ها و معابر , يكي ديگر از نشانه هاي پيروزي روحانيون مخالف
شاه و دولت است . »
رژيم شاه بر مبناي اين تحليل و جلوگيري از تكرار انقلاب مشروطه
تصميم گرفت رهبر نهضت را دستگير نمايد . موضوع به رئيس شهرباني
قم ابلاغ شد و تصميم گرفته شد پس از نيمه هاي شب پانزدهم خرداد ,
آن گاه كه همه ي چشم ها در خواب است , رهبر انقلاب دزدانه دستگير
شود.
طبق گزارش سرهنگ سيدحسين پرتو , رئيس شهرباني قم , ساعت
3,30 بامداد پانزدهم خرداد , نيروهاي ساواك و شهرباني به منزل
امام خميني يورش بردند. علي رغم اينكه نيروهاي رژيم احتمال مي دادند
« در منزل خميني عده اي مستحفظ وي باشند , ليكن در موقع دستگيري
غير از دو نفر در منزل وي كسي نبود » و اين نشانه ي عظمت روح و
شجاعت رهبري است كه هر آن احتمال دستگيري او مي رفت . از اين
گزارش چنين استنباط مي شود كه حتي امام آماده ي دستگيري بود. طبق
اين گزارش « امام خميني در آن موقع بيدار و لباس پوشيده بود , حاضر و
خود را معرفي نمود كه روح الله خميني من هستم . به ديگران كاري
نداشته باشيد. » اين جمله ي حضرت امام در عكس العمل نيروهاي رژيم
بود كه خادم بيت را مورد ضرب و شتم قرارداده بودند تا جاي امام
خميني را كه در منزل حاج آقا مصطفي روبروي بيت استراحت مي كرد ,
نشان بدهد. گزارش به اين ضرب و شتم اشاره مي كند و مي نويسد : « در
جريان دستگيري فقط يك نفر در منزل خميني قدري مجروح و يك نفر
كه قصد دادوبيداد و فرياد داشت دستگير و از دادوفرياد او جلوگيري و
پس از دستگيري خميني آزاد شد. »

|
شرح اصول كافي
|

كتاب « شرح اصول كافي » را كه از تاليفات صدرالدين محمدبن
ابراهيم شيرازي (ملاصدرا) مي باشد , محمد خواجوي ترجمه و تعليق
كرده و پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي آن را منتشر نموده
است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : نسب و
شخصيت كليني , در تعريف كتاب كافي , ويژگي هاي عصر
صدرالمتالهين , زندگينامه صدرالمتالهين , كتاب عقل و جهل , در معاني
خير و شر , در معاني ايمان , در مكارم اخلاق , در مقام رضا به قضاي
الهي , در مقام شكر , در مقام توكل , در مقام زهد , در فوايد خاموشي , در
فوايد صبر , در مراتب ادراك , در مراتب شوق , در مراتب اخلاص , در
مدح رازداري , در مراتب دعا , در بخشش و مقامات عرفاني آن , در تقابل
ارواح , در نشاط و بهجت عارف الهي , در مراتب حكمت و عناوين
متعدد ديگر.

|
25 گفتار پيرامون انقلاب اسلامي
|

كتاب « 25 گفتار پيرامون انقلاب اسلامي » را نشر هماهنگ در 364
صفحه منتشر كرده است . عناوين مقالات مندرج در اين كتاب چنين
مي باشد. ويژگي هاي خط امام خميني و رسالت ما , ادبيات گفتماني امام
خميني , روحانيون و پويايي فرهنگي ملت ايران , انقلاب اسلامي و
بيداري مسلمانان جهان , نظري به فرهنگ و روحيه ايثار و
شهادت طلبي , شعارهاي راهبردي انقلاب اسلامي و عناوين متعدد
ديگر , در بخشي از مقدمه كتاب مذكورمي خوانيم :
جريان ها و حركت هاي سياسي مي توانند مسير يك جامعه را
دگرگون سازند و قابليتها و سرمايه هاي آن جامعه را براي نيل به مقاصد
ديگري بكار برند. به بيان ديگر , زندگي اجتماعي انسان ها (برخلاف
زندگي اجتماعي بعضي حيوانات ) به طور مداوم در حال « حركت » و
« دگرگوني » است . البته اين نوسانات , تك جهتي نيستند; بلكه گاهي
روبه تعالي و پيشرفت و گاهي روبه انحطاط و سقوط دارند. همين
« تغييرات اجتماعي » جوامع انساني است كه سبب ظهور و افول
تمدن هاي مختلفي شده است .
يكي از بارزترين مصاديق جريان هاي اجتماعي و سياسي « انقلاب »
است كه به مقابله با نظام سياسي حاكم برمي خيزد و بخشي و يا همه
نهادها و ساختهاي اجتماعي موجود را به منظور دستيابي به وضعيت
مطلوب , متحول مي سازد.
انقلاب ها برحسب « ريشه ها و علل شكل گيري » , « نخبگان و رهبران
آن » و « آرمان هاي مورد نظر آن » به طبقات مختلفي تقسيم مي شوند كه
در اين مجال اندك نمي توان به آنها اشاره نمود.
« انقلاب اسلامي مردم ايران » باتوجه به سه شاخص ذكر شده , با
ساير انقلاب ها تفاوتهاي عميق نظري و زيربنايي دارد. بسياري از
صاحب نظران و نظريه پردازان علوم سياسي و جامعه شناسي سياسي ,
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در مباني نظريات و يافته هاي خويش
دچار ترديد شدند. در واقع , مي توان تصريح نمود كه انقلاب اسلامي
ايران داراي خصوصيات و ويژگي هاي « منحصر به فرد » بود كه آن را از
ساير جنبش هاي سياسي , كاملا ممتاز و برجسته مي كرد.
درك و فهم چنين خصوصياتي با تكيه بر علوم پوزيتيويستي
متداول , ميسر نيست , بلكه لازم است از دريچه ديگري به آن نگريست و
ابعاد و اضلاع آن را مورد بررسي قرار داد.
به هر حال , اجمالا مي توان چنين گفت كه انقلاب ايران يك
« انقلاب ديني » بود , اگرچه گروههاي ديگري با ايدئولوژيهاي ديگري در
آن مشاركت داشتند , ولي سهم آن در اين پيروزي بسيار كمتر از جبهه
اسلامي بود. براساس سه شاخصي كه قبلا به آنها اشاره كرديم ; مي توان
ميزان « اسلامگرابودن » اين انقلاب را شناسايي نمود; هم شعارهاي
اسلامي , هم رهبران اسلامي , و هم آرمان هاي اسلامي مردم ايران , پاسخ
اين مساله را روشن مي سازند.
بنابراين . ذات و جوهره انقلاب اسلامي چيزي نيست مگر « اسلام »
و آن هم « اسلام ناب » . نه اسلام آمريكايي يا التقاطي , به تعبير استاد
شهيد مطهري (ره ) , « انقلاب اسلامي يعني راهي كه هدف آن , اسلام و
ارزش هاي اسلامي است . »
بنابر چنين توصيفي از انقلاب اسلامي ايران , ضرورت طرح و تبيين
ماهيت , ساختار و بنيان هاي تئوريك و ايدئولوژيك آن كاملا روشن و
مسلم مي گردد. اين رسالت به طور خاص , متوجه نهادها و سازمان هاي
فرهنگي و تبليغي است .

|
انقلاب اسلامي و رهيافت فرهنگي
|

كتاب انقلاب اسلامي و رهيافت فرهنگي (تاثير انقلاب اسلامي
ايران بر نظريه هاي انقلاب ) را محمد شجاعيان نوشته و انتشارات مركز
اسناد انقلاب اسلامي آن را در 244 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : انقلاب و انواع آن ,
انقلاب اسلامي به عنوان واقعيتي تاريخي , نظريه هاي انقلاب و تاثير
انقلاب اسلامي , نظريه هاي انقلاب در قرن بيستم , شكل گيري رهيافت
فرهنگي در تبيين انقلاب اسلامي و عناوين متعدد ديگر. در بخشي از
مقدمه و پيشگفتار كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران , زمينه ي مناسبي براي آزمون و
نظريات انقلاب و جرح و تعديل آنها به شمار مي آيد , همچنان كه بستر
مناسبي را براي طرح نظريات و ديدگاه هاي جديد فراهم كرده است , به
گونه اي كه امروز , با طيف متنوعي از ديدگاه ها و نظريات در زمينه ي
انقلاب رو به رو هستيم كه از دگرگوني انقلابي در ايران اثر پذيرفته اند.
از سوي ديگر , اين تحول مهم , موجب شد كه اختلاف ميان دو
گروه ساختارگرايان و اراده گريان (كارگزارگرايان ) دوباره سرباز كند و هر
يك , درصدد برآمدند كه با استناد به شواهد و نمونه ها , وقوع انقلاب را
در ايران , مصداق جديدي براي تاييد ديدگاه خود معرفي
كنند.
ساختارگرايان , در اين زمينه , به بررسي شرايط اقتصادي و
اجتماعي جامعه ي ايران پيش از انقلاب پرداختند و البته درمقابل ,
كساني كه به نقش كارگزار در تحولات تاريخي گرايش داشتند , بر
مقوله ي فرهنگ سياسي , رهبري و نقش توده هاي مردمي متمركز
شدند , اما ابعاد گوناگون انقلاب ايران , موجب شد كه در نهايت , ضمن
تاييد برخي از فرضيات هر دو رهيافت , پاره اي از ادعاهاي آن دو نيز
مورد ترديد قرار گيرد.
آن چه كه در اين انقلاب , بيش از همه چيز جلب توجه مي كرد و از
چشم ساختارگرايان نيز به دور نماند , بعد فرهنگي و ايدئولوژيك
انقلاب بود. بهره گيري از نمادها , شعارها و اسطورهايي كه در فرهنگ
ديني مردم ايران ريشه داشت و نيز بسيج توده ها از رهگذر شبكه ي
مساجد , يعني يك نهاد كاملا بومي و كارآمد , نكته اي نبود كه بتوان آن را
به سادگي و با استفاده از نظريات موجود , بويژه نظريات ساختارگرايانه ,
توضيح داد.
ساختارگرايان ـ و از همه مشهورتر اسكاچپول ـ ناچار شدند كه
براي رفع كاستي هاي ديدگاه خود , به نقش فرهنگ سياسي و تغييرات آن
و نيز نقش بي همتاي رهبران و نخبگان انقلابي , توجه مجدد كنند. در
نتيجه , به ناچار , تغييراتي چشمگير در ادعاها و فرضيات اين رويكرد
پديد آمد و شرايط براي ظهور نسل چهارم نظريه پردازي انقلاب فراهم
شد.
هم زمان , كارگزارگرايان , با تمركز بر ابعادي از جنبش انقلابي در
ايران , درك موجود از انقلاب اسلامي را ارتقا بخشيدند. بر اساس
مطالعات آنان , باور انسان , موجب تغييرات و تحولات فردي و
اجتماعي مي شود و عرضه ي تغييرهايي جديد از آموزه هاي شيعي ,
عامل اساسي تحول در باور و رفتار ايرانيان پيش از انقلاب بوده است .
روحانيت شيعه و روشنگران ديني , در ارايه , گسترش و تعميق اين
تغييرها نقش اساسي را به عهده داشتند و بدين ترتيب , انقلاب اسلامي ,
نتيجه ي منطقي اين دگرگوني در باورها دانسته مي شود. در كتاب حاضر ,
مهم ترين ديدگاه هاي دگرگوني در باورها دانسته مي شود. در كتاب
حاضر , مهم ترين ديدگاه هاي ارايه شده در اين فرضيه , مورد بررسي
قرار گرفته است .
به صورت كلي , تحولي را كه انقلاب اسلامي ايران در عرصه ي
نظريه هاي انقلاب ايجاد كرده است , مي توان زيرعنوان كلي « برجستگي و
اهميت عناصري چون فرهنگ , دين , ايدئولوژي و رهبري » توضيح داد.
به عبارت ديگر , انقلاب اسلامي , موجب شد كه مقوله ي فرهنگ و
بويژه فرهنگ مذهبي كه تا پيش از اين , درنظريه پردازي ها , چندان مورد
توجه قرار نمي گرفت , به طور فعال , در عرصه ي نظريه پردازي در
حوزه ي انقلاب وارد شود.

|
|
|
|