عبدالرحيم عقيقي بخشايي
آخرين قسمت
ستاره اي فروزان از لبنان
سيد شرف الدين نيز , همچون تني چند از برجسته ترين
مردان علم و فضيلت , كه هريك چون ستاره اي در آسمان
فرهنگ و تفكر اسلامي و مبارزات انسان ساز شيعي
درخشيده اند , از افق لبنان فراز آمده , و از آسمان اين كشور ـ
كشوري كه در طول تاريخ مهد پرورش مردان بزرگ بوده , و
اكنون نيز سالهاست كه اوراق كتاب پرماجراي تاريخش با
جوهر خون بر زمينه آتش نوشته مي شود ـ به سراسر جهان
نورافشانده است .
آري , شرف الدين نيز , ستاره اي از ستارگان درخشان
آسمان لبنان است , لبناني كه مردان بزرگي را تحويل جامعه
اسلامي داده است .
لبنان كشوري است كه سالها در آتش و خون غوطه ور شد ,
و از هر گوشه اش شعله هاي بحراني خانمانسوز زبانه كشيد. در
سالهاي پس از جنگ دوم , از سوي هوي پرستان و فريبكاران
بين المللي , به عنوان « عروس جهان » ناميده شد , و كوشش به
كار رفت تا در زير اين نام فريبكارانه , چهره ستيزگر و حق طلب
مسلمانان مبارز آن , زينت و زيور و رنگ غربي پيدا كند , و رنگ
خشم و خون خروشنده اش رنگ بزكهاي بي هويت پاريس و
لندن و نيويورك را به خود بگيرد. دستگاههاي تبليغاتي
امپرياليسم جهان نيز , مي كوشيدند تا با تبليغ اين نام و عنوان ,
مسلمانان مبارز آن را , چنان از هويت اصيل خود تهي سازند
كه شايد جهان اسلام فراموش كند كه اينجا سرزمين مقدسي
است كه سحرگاهانش با بانگ بلند الله اكبر رنگ مي گيرد , و
غروبهايش , شفقي به رنگ خون شهيدان تاريخ اسلام دارد.
اما عليرغم اين همه تبليغات فريبكارانه , جهان اسلام ,
يعني ملل مستضعف و ستمديده كشورهاي اسلامي ـ كه
برخلاف دولتهاي خود فروخته و خائن , و رژيمهاي خونخوار
و مرتجعشان , همواره بيدار و هوشيار و خروشان و ستيره گر
بوده اند ـ همواره از اين نام و عنوان روي گرداندند , و به جهان
و جهانيان , به ويژه به جهانخواران ثابت كردند كه لبنان نيز
همچون هر سرزمين اسلامي ديگر , كشور فريادهاي « الله اكبر » و
سرزمين قهرمانان مبارز : شهيد اول و شهيد ثاني , شيخ بهائي ,
و در اعصار اخير : شرف الدين , سيدمحسن امين عاملي , امام
موسي صدر و راغب حرب مجاهد اسلامي است , نه « عروس
جهان » , و ثابت كردند ك اين نام نيز , چون نام « پاريس
خاورميانه » , لايق همان « نام گذار » ها و « عنوان ساز » ها
مي باشد...
آري , لبنان نه « عروس » بود و نه عنوان « پاريس » داشت ,
بلكه اينجا سرزميني بود متمدن به قدمت بشريت , به بلنداي
تاريخ , كه در راستاي فرهنگ و تمدن اسلام , همواره مهد
سازنده اي بود براي پرورش مردان برجسته علم و فضيلت , و
رجال نام آور تحقيق و تتبع , و دلباختگان بيقرار
اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) , و كوشندگان خستگي ناپذير
راههايي كه پيشوايان پاك اسلام با شهادت سرخ و خون
پرطراوت خود بدانها پرتو افكندند , و نيز روحانيون دل آگاه و
مبارزي كه مبارزات خود را در تمامي زمينه ها و ابعاد گوناگون ,
از مبارزات سياسي و اجتماعي تا مبارزات معنوي و فرهنگي ,
گسترش دادند و دمي نيز از بيدارساختن ملل « به خواب برده
شده » و آگاهي بخشيدن به امتهاي مستضعف اسلامي , غفلت
نورزيدند.
به راستي بايد گفت كه لبنان , ريشه در اسلام و افتخار
عميق در دوستي و پيروي علي عليه السلام و اهل بيت پاك او
داشته و دارد. و به ويژه شهرهاي صور , صيدا , جبل عامل و
بعلبك آن , هريك از مراكز پرمايه و گرانپايه آموزش و گسترش
علوم اسلامي , و مركز نشو و نماي دانشمندان و رجال نامدار
اسلام بوده و هست . تاريخ رجال اسلامي , نشان مي دهد كه
تاكنون در اين مراكز ارزنده و سازنده , شخصيتهاي برجسته اي
پرورش يافته و به جامعه پرافتخار اسلامي سپرده شده اند.
كفايت مي كند كه كتاب « امل الامل في علما جبل عامل » از
شيخ محمدبن حسن حر عاملي ( متوفي 1104 هـ ق ) را
مطالعه نمايي تا با بيش از 1124 تن از آن قهرمانان علم و عمل
برخاسته از آن آشنا گردي و بداني كه « اللبنان مااللبنان و ما
ادراك مااللبنان »
از اين مردان برجسته و بي همانند , حتي اگر بخواهيم به
عنوان نمونه نيز نام ببريم , باز ناگزيريم گروهي كثير را
برشماريم . همچون : شهيد اول , شهيد دوم , محقق كركي , و
ستاره تاباني چون شيخ بهايي , پدر عاليقدرش شيخ حسين بن
عبدالصمد و... از متاخرين نيز , بزرگواراني همچون : سيد
محسن امين جبل عاملي , شيخ محمدجواد مغنيه , امام موسي
صدر , و دهها نمونه ديگر , كه نام شريف « شرف الدين » نيز در
ميان آنها مي درخشد : سيد عبدالحسين شرف الدين موسوي
عاملي , رزمنده بي باك , عالم و روحاني دلپاك , و ستاره
تابناك .... مبارز آگاه و خستگي ناپذيري كه در راه پاسداري از
دقايق اسلام و حقايق تشيع عميق و راستين , و شناساندن راه
اصيل آن , در جهان گمراه پرآشوب ماديت و ماده گرايي و
فريبهاي پررنگ و نگار مدعيان « دموكراسي هاي غربي » ,
گامهاي بلند و استواري برداشت ..... و با تمام ايمان اسلامي و
غيرت و حميت شيعي خويش , در راه اتحاد « اتحاد جهان
اسلام » تلاشها و مبارزاتي را بنيان نهاد و پي گرفت كه شصت
سال عمر پربار او را به خود مشغول داشت . شصت سالي , كه
يكسره در راه مبارزه با امپرياليسم شرق و غرب جهاني , و
جهانخواران ضد اسلام , و فئوداليسم و ارتجاع منطقه اي و
قومي سپري نمود...
زندگي و تلاش هاي علمي
مرحوم شرف الدين , در پايان سيزدهمين قرن هجرت , به
سال 1290 هجري قمري , در شهر كاظمين از يك پدر و مادر
جبل عاملي چشم به جهان گشود. خانواده او , از اصيل ترين و
مايه ورترين خاندانهاي روحاني همه قرون و اعصار تاريخ
اسلامي بود كه به گفته سعدي « همه قبيله اش , از عالمان دين
بودند » كه عشق شورانگيز به تعالي اسلام , احياي فرهنگ
اسلامي و دل سپردن به خاندان عصمت و امامت , او را بيقرار
بودن و از پا ننشستن آموخت . نه تنها پدرش , كه مادر
گرامي اش نيز از سادات شريف و گرانمايه « آل شرف الدين »
بود. مادرش , بانوي فاضله و متدينه , بانو زهرا صدر بود , كه
وي نيز از خاندان علم و فضيلت برخاسته بود. از پدري چون
آيه الله سيد هادي صدر , كه جز اين دختر گرامي , پسر
گرانقدري را نيز در مكتب انسانساز خود پرورش داده بود , و او
را در لباس يك عالم ديني كم نظير , به جهان تقديم داشته بود و
او , كسي جز آيه الله سيد حسن صدر نيست , مردي بزرگوار ,
دانشمندي متتبع , عالمي محقق , مردي از تبار فكر و انديشه ,
كه از ميان تاليفات بسيار و گرانقدرش , تنها كتاب سترگ
« تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام » كافي است تا نام او را , به
جاودانگان پيوند دهد.
پدر گرامي اش نيز , عالم دل آگاه , سيد يوسف شرف الدين
بود. و بدينسان , نسب والاتبار سيد عبدالحسين , از طريق پدر ,
با 32 واسطه , به حضرت امام موسي كاظم (ع ) هفتمين پيشواي
راستين و اختر تابان ولايت و امامت و اسوه دليري و مقاومت
مي رسد. به گفته شيخ آقا بزرگ تهراني : « سيد عبدالحسين بن
سيد يوسف بن سيد جواد بن سيد اسماعيل بن سيد محمد بن
سيد ابراهيم شرف الدين موسوي عاملي , از بزرگان عالمان
اسلام و از نوابغ شيعه در اين عصر است ... نسب وي , از
صحيح ترين و شريف ترين سلسله انساب سادات است . و اين
نسب نامه , چنان مشهور و موثق است كه نيازي به ذكر و توثيق
ندارد. و در بسياري از كتابهاي قديم و جديد , و همچنين در
تاليفات اين خاندان بازگو شده است . (2 )
به هنگام تولد اين نوزاد , پدرش سيد يوسف , به تحصيل
علوم ديني در عراق اشتغال داشت , و چون تحصيلش تمام شد ,
و اساتيد بزرگ و برجسته آن ديار , اجازه اجتهادش دادند ,
فرزندش عبدالحسين به هشت سالگي رسيده بود. در اين
هنگام , سيد يوسف , قصد بازگشت به زادگاه خود و اجدادش
« جبل عامل » را داشت , و با آنكه مادر عبدالحسين دوست تر
مي داشت كه فرزندش , همچنان در عراق بماند و در محضر
اساتيد و مكتب دانشمندان آن ديار , علوم ديني را بياموزد ,
ليكن خواست پدر , همراه بودن فرزند به جبل عامل بود. از اين
روي , عبدالحسين نيز همراه خانواده راهي « عامله » شد و 9
سال در آنجا ماند. در اين مدت , وي بيرون از خانه , تحصيلات
ابتدايي خود را مي گذرانيد , و در خانه نيز از محضر پدر گرامي
و دانشمندش سود مي برد , و صرف و نحو و مقدمات و سطوح
فقه و اصول و منطق و معاني و بيان را در مكتب پربار او
مي آموخت .
چون به 17 سالگي رسيد , به خواست مادر و با رضايت
پدر روي به نجف اشرف نهاد , و پيگيري و تكميل دانش خود
را در حوزه علمي نجف آغاز كرد. در ساليان پرباري كه در آن
سامان گذرانيد , از محضر اساتيد بزرگ و عالمان سترگي چون
آخوند محمدكاظم خراساني و آقا سيد محمدكاظم يزدي ,
شيخ حسن كربلايي , شيخ محمد طه نجف , سيد اسماعيل
صدر , شيخ الشريعه , و سيد حسن صدر بهره ها گرفت , و در فقه
و اصول و حكمت و تفسير و حديث , به درجات والاي فضل و
كمال دست يافت .
سيد عبدالحسين , كه حتي در همان سالهاي نوجواني ,
يعني به هنگامي كه در 17 سالگي , « عامله » را ترك مي گفت , تا
به سوي نجف راه بسپارد , در علم و فضل سرآمد همگنان بود ,
در سالهاي تحصيل در نجف نيز , آوازه دانش و بينش و نبوغ
شگرفش , سراسر حوزه علميه نجف را دربرگرفته بود. وي
قريب 15 سال در آن سامان به تحصيلات علمي مشغول بود .
اما اين مدت را نيز در قرار و سكون نگذرانيد , بلكه در هر
فرصتي , راهي كربلا , كاظمين , و سامرا شد تا به حلقه درس و
محضر بحث استادان آن حوزه ها نيز بپيوندد , و از خرمن دانش
آنها نيز خوشه ها برچيند. و علاوه بر اينها , از محضر پربركت
آيه الله سيد هادي صدر ـ جد مادري خويش ـ كه از عالمان
گرانمايه روزگار خود بود , نيز بهره هاي علمي بسيار مي گرفت .
گويي در ديار علم , مسافري عطش زده بود كه از هر
چشمه ساري آبي گوارا مي نوشيد , ليكن نه تنها سيراب
نمي شد , كه براي نوشيدن از چشمه هاي ديگر , عطش افزون و
افزون تر مي يافت , و راستي را تشنه فضل و علم و كمال , كي ,
كجا و چگونه سيراب تواند شد
و سرانجام , چون آوازه علم و كمالش , حوزه هاي علميه را
درنورديد , و تحريرات پربار و عميقش در مباحث فقهي , مقام
و موقع او را تثبيت كرد , همچون پدر , روانه زادگاه اجدادي اش
جبل عامل ـ شد , و اين هنگامي بود كه او 32 سال سن , و
چندين اجازه اجتهاد از برجسته ترين عالمان حوزه هاي علميه
و كوله باري از انديشه ها و اهداف معنوي و روحاني همراه خود
داشت .
و از آن پس , دوران پربار و شكوفاي زندگي علمي او آغاز
گشت , و آثار علم و تحقيق و تتبع و عقل و اجتهاد او , سراسر
آفاق اسلامي را درنورديد. چنانكه در اندك مدتي در محافل
آگاهان علوم اسلامي , گفته ها و نوشته هايش , به چنان حدي از
ارزش و اعتبار رسيد كه نه تنها مورد اقبال و توجه , كه مورد
استناد و اعتماد قرار گرفت . زيرا كه وي در رشته هاي گوناگون ,
معلوماتي وسيع , متكي بر فرهنگي ژرف , و تحقيق و تتبعي
روشن بينانه داشت . معلوماتي كه گوياي تسلط و جامعيت بي
چون و چراي وي در فقه , اصول , حكمت , تفسير , حديث ,
منطق , كلام , تاريخ , رجال , درايه , مناظره , اخلاق , نقد شعر و
شعرشناسي , نويسندگي و تمامي حوزه هاي ادبيات
بود.
گفتار شيخ آقا بزرگ
بار ديگر , از سخن محقق و متتبع فرزانه قرن , كه خود از
عالمان سترگ حوزه فكر و فرهنگ اسلامي است , درباره
شرف الدين , و درباره گستردگي و جامعيت اطلاعات عميق و
معلومات دقيق او , مدد مي گيريم . او مي گويد :
« ... كسي كه بخواهد شرف الدين را توصيف كند , چه
بگويد آيا بگويد : مجتهدي است دانا متكلمي است بي همتا
فيلسوفي است پژوهنده اصول داني است متبحر مفسري
است بزرگ محدثي است صادق مورخي است حجت
خطيبي است زبان آور پژوهشگري است نقدگرا اديبي است
سترگ آري , شرف الدين اينهمه هست , و علاوه بر اينها ,
مجاهدي است نستوه در راه دين , و مبارزي است پيوسته در
سنگر مذهب حق . گواه او , خامه و قلم اوست , و كتابها و
نوشته هاي او , و سخنراني ها و منابر او , و خدمات سودمند و
مباحثات نوآفرين و استدلالهاي كوبنده او ... » (3 )
با اين وسعت معلومات , و با اين عشق شورانگيز به
گسترش دادن بر دامنه هاي علوم اسلامي , برمبناي باورهاي
ذهني مسلمين , و به خصوص علماي اسلام بود كه شرف الدين
قدم در راه گذاشت . گرچه او در تمامي زمينه هاي مبارزاتي با
گروهها و قدرتهاي ضد اسلامي گام برداشت , اما بزرگترين و
سازنده ترين گام او , در اين جهت بود كه مي خواست و به جان
مي كوشيد تا جهان اسلام را به سلاح علم و آگاهي مجهز سازد.
از اين رو , از همان آغاز , در شهر صور , به فعاليتهاي
اجتماعي پرداخت , و دوشادوش آن , فعاليتهاي اسلامي
ارزنده اش را آغاز كرد , و دنبال گرفت . او معتقد بود كه دشمنان
اسلام , به خصوص استعمار شرق و غرب , با استفاده از
دستگاههاي عظيم خبري و تبليغاتي و انتشاراتي خود , خوراك
ذهني مسمومي را فراهم مي آورند , تا بيش از همه به كشورهاي
اسلامي صادر شود , و ذهن پاك و آئينه سان جوانان را كدر و
مسموم سازد. به خصوص كه اين قدرتهاي شيطاني , مي كوشند
تا از طريق ايادي و دست نشاندگان درسي گمراه كننده , و
بي هويتي را تدارك ببينند , كه جوانان و نوجوانان و حتي
بزرگسالان مسلمان را , يكسره با فرهنگ درخشان اسلامي
بيگانه سازند.
او عقيده داشت كه اين , برنده ترين اسلحه اي است كه
اكنون دشمنان اسلام در دست دارند , و ما نيز راهي جز اين
نداريم كه با همين اسلحه به جنگ آنها برويم . به ديگر سخن ,
بايد كه ما نيز با ايجاد و حفظ و گسترش و تقويت مدارس , و
دامنه دارتر ساختن علوم و تعليمات اسلامي , نسلهاي امروزين
مسلمانان را , با فرهنگ پربار و انسان سازشان آشنا كنيم , و
بدينسان آنها را چنان مسلح و مجهز سازيم كه در برابر تبليغات
و تعليمات الحادي و گمراه كننده , توان مقاومت و حتي
پاسخگويي داشته باشند.
بدين منظور , وي گسترده ترين ابعاد مبارزاتي خود را , از
همين ديدگاه آغاز كرد. با شوري عاشقانه و ايثارگرانه , به
تاسيس مدارس و مراكز آموزش علوم ديني براي نونهالان
مسلمان پرداخت . و اساس و بنيان روشنگريهاي دامنه داري را
كه پرتو جان افروزش تا اقصي نقاط كشورهاي اسلامي جان
برمي تابيد , به همت والاي خود پايه گذاري كرد , و به تقويت آن
همت گماشت . از اين رو مدارس و مراكز آموزشي متعددي را با
برنامه هاي عالي اسلامي در لبنان و جبل عامل و صور فراهم
ساخت . از آن ميان تاسيس حسينيه , تاسيس مسجد جامع
بزرگ مجتمع امام جعفر صادق (ع ) , دبيرستان پسرانه و
دخترانه دانشكده « مدينه العلم » كه تحت نظر هيئت امنا اداره
مي گرديد.
آثار و تاليفات
كتابها و تاليفات گرانقدر او , چنان است كه به حق مي توان
گفت يكي از اساسي ترين زيربناهاي فكري قرن اخير , در تاريخ
اسلام , برمبناي آنها استوار شده است .
1 ـ المراجعات : يكي از اين كتابهاي گرانقدر و روشنگر ,
كتاب « المراجعات » اوست كه مجموعه اي است از 112 نامه ,
و اينها نامه هايي است كه بين او و شيخ الاسلام مصر سليم
بشري , مفتي و رئيس اسبق جامعه الازهر مبادله شده است .
اين كتاب , كه ابعاد گسترده اطلاعات وسيع و عشق پرشور او
براي اتحاد جهان اسلام را نشان مي دهد , در جهان اسلام ـ چه
دنياي تشيع و چه دنياي تسنن ـ از چنان ارزش و اعتباري
برخوردار است كه حتي , نام شرف الدين را , در راستاي يكي از
برجسته ترين پهلوانان عرصه دانش و بيان , به ثبت تاريخ
رسانده است . افكار پاك و والا و عالمانه و روشنگرانه او در
اين كتاب , تلاش عالمانه وي در راه ايجاد تفاهم ميان فرق
اسلامي , و كوشش بي امانش براي تحقق اتحاد اسلامي در ميان
تمامي مسلمانان جهان را به اثبات مي رساند.
شور و ايمان او را , به مساله اتحاد اسلامي , مي توان حتي
از چند عبارت در « المراجعات » نيز دريافت . او در اين عبارات
كوتاه و پرمغز مي گويد :
« .... تنها وحدت كلمه است كه اقدامات عمراني هماهنگ
مي گردد , وسايل ترقي فراهم مي شود , روح تمدن جلوه مي كند ,
فروغ آسايش در آفاق زندگي مي تابد , و يوغ بندگي و بردگي از
گردن همه برداشته مي شود. آري , هنگامي كه وحدت كلمه پيدا
شد , و عزمها متحد گشت , و دلها با هم پيوند يافت , و
تصميمها يكي شد , مي توان در راه اعتلاي امت اسلامي قيام
كرد , و مسلمين را در جهان به مقامي كه بايد برسند ,
رسانيد . » (4 )
و او , مي گويد كه اگر چنين نباشد , و مسلمانان در غفلت
بگذرانند , آنگاه هر جهانخواري آنان را طعمه خويش خواهد ,
و هر تيراندازي آنان را آماج خود سازد , و هر تازه به قدرت
رسيده اي , از آنان باج طلبد. قومي در سرزمينهاي ذلت و
مذلت و فقر ساكن , و در چنگال بدبختي و مرگ و مصيبت
گرفتار , نه از سازمانهاي تبليغي و رهبري برخوردار , و نه از
قدرتهاي مركزي معتبري كه پناهشان باشد بهره مند , چه
سرنوشتي خواهند داشت و چه عزتي ..... پس اي مسلمانان !
از تفرقه حذر كنيد ... » (5 )
و اگر او , با تلاشهاي علمي خود , تنها يك قدم به سوي
وحدت مسلمين برداشته باشد , اجر او در تاريخ اسلام فراموش
نخواهد شد , چه رسد كه او در اين راه چندان قدم برداشته كه
قله ها را فتح كرده است . اين كتاب به اغلب زبانهاي زنده دنيا
بويژه انگليسي , اردو و فارسي ترجمه شده است .
2 ـ النص و الاجتهاد : در مورد انحرافات برخي از گروههاي
اسلامي است كه در مقابل تصريح پيامبر خدا(ص ) راه
ناصواب اجتهاد شخصي را رفته اند . (6 ) تاليف آن در سال
1327 صورت پذيرفته است . اين كتاب در 200 صفحه وزيري
قرار دارد.
3 ـ الكلمه الغرا في تفضيل فاطمه الزهرا(ع ) , چاپ
.1347
4 ـ ابوهريره بازرگان حديث . در سال 1365 هـ . ق
5 ـ تفسير آيات مودت و ولايت
6 ـ اجوبه مولي جارالله در پاسخ ياوه گوئيهاي اين شخص
تاليف شده است .
7 ـ بغيه الراغبين شجره نامه آل شرف الدين
8 ـ شست الانبات في سلسله الزواق در مورد مشايخ و
اساتيد خود
9 ـ رساله كلامي پيرامون رويت طبه 1371
10 ـ كتاب الي المجمع العلمي بدمشق چاپ صيدا , 1369
هـ.ق . و دهها رساله و كتاب ديگر
وفات ايشان در سال 1377 هـ . ق رخ داد . جهاني از صفا و
شرف و فضيلت را با خود مدفون ساخت .
منابع و مراجع :
1 ـ يكصد سال مبارزه روحانيت . ج 1 ـ صفحه 236 تا
246
2 ـ پيشگفتار المراجعات چاپ 1402 استاد مرتضي آل
ياسين .
3 ـ نقبا البشر حاج آقا بزرگ تهراني
پاورقي ها :
2 ـ نقباالبشر , ج 3 , ص 1083 و .1084
3 ـ نقبا البشر , ج 3 , ص .108
4 ـ كتاب شرف الدين , صفحات 114 تا .116
5 ـ همان منبع .
6 ـ نقبا البشر , ج 3 , ص .1080
« لبنان » تحت تاثير فرهنگ و تمدن اسلام ,
همواره مهد سازنده اي بوده است براي پرورش
مردان برجسته علم و فضيلت , و رجال نام آور
تحقيق و تتبع , و دلباختگان بي قرار اهل بيت عصمت
و طهارت (ع ) و كوشندگان خستگي ناپذير راههايي
كه پيشوايان پاك اسلام با شهادت سرخ و خون
پرطراوت خود بر آنها پرتو افكنند
گرچه علامه سيدشرف الدين در تمام زمينه هاي
مبارزاتي با گروه ها و قدرت هاي ضداسلامي گام
برداشت , اما بزرگترين و سازنده ترين گام او , در
اين جهت بود كه به جان مي كوشيد تا جهان اسلام را
به سلاح علم و آگاهي مجهز سازد

|
فعاليت هاي علمي و مبارزاتي
يادگار امام
|
حاج سيد احمد خميني در 24 اسفند 1324 در بيت علم و
عرفان و فضليت و جهاد در قم زاده شد.
دوران آموزش هاي ابتدائي و متوسطه را در زادگاه خود به پايان
رساند و در سالهاي پاياني دوران دبيرستان بود كه قيام بزرگ و
خونين پانزدهم خرداد را كه سرآغاز انقلاب اسلامي به رهبري
پدر بزرگوارش بود.
فعاليت هاي يادگار حضرت امام (ره ) در زمينه هاي علمي
سياسي به اين شرح است :
فعاليت هاي علمي
پس از پايان دوره دبيرستان و هنگامي كه والده معظمش در
تبعيد (نجف ) بسر مي بردند مشغول به تحصيل علوم اسلامي در
حوزه شد و در سال 1345 مخفيانه براي ديدار حضرت امام
عازم نجف شد و در همانجا به سلك روحانيت درآمد و چندي
بعد براي گسترش زمينه هاي پيروزي انقلاب اسلامي به ايران
بازگشت و با شركت در سنگر مقاومت و ايجاد توسعه
ارتباطهاي مطمئن ميان عناصر انقلابي و رهبر عاليقدر آنان و
سازماندهي نيروهاي فعال مذهبي و از همه مهمتر براي فعال
نگهداشتن بيت حضرت امام در قم كه كانون جوشش قيام بود
رسالت بس سنگيني را بر عهده گرفت و ضمن انجام
فعاليت هاي انقلابي با جديت در كسب علوم و معارف ديني و
حوزوي مشغول شد.
وي پس از طي دوره مقدماتي و متوسط حوزه , سطوح عالي را
نزد اساتيد نامدار از جمله حضرت آيت الله سلطاني (پدر
همسر مكرمشان ) فرا گرفت و از حدود سال 1351 براي
فراگيري درس خارج از محضر استادان عاليمقام از جمله
آيت الله حاج مرتضي حائري (ره ) و حضرت آيت الله حاج
آقاموسي شبيري زنجاني بهره گرفت .
مطالعه دروس حوزه تا سال 1356 ادامه يافت . در همين زمان
به دليل دستگيري برخي از همرزمانش و اطلاع ساواك از
ارتباطهاي آن رزمندگان با ايشان , احتمال دستگيري توسط
ساواك بالا گرفت از اين رو ايشان مخفيانه ايران را به قصد
عراق ترك كرد و به پدر بزرگوارش در نجف اشرف پيوست . در
اين سفر بود كه فاجعه رحلت برادر نستوه اش عالم مجاهد
آيت الله حاج آقا مصطفي واقع شد و حضور ايشان توانست
سنگيني بار ماتم را از دوش حضرت امام و مادر بزرگوارش و
ديگر اعضا خانواده بردارد
يادگار عزيز امام در مدت اقامت در عراق علاوه بر بهره گيري
علمي از محضر درس خارج حضرت امام كوشيدند تا با بينش
و مشي و شيوه عالمان و استادان نامدار حوزه علميه نجف
آشنا شود و اين تلاش علمي تا هنگام ترك عراق توسط
حضرت امام (ره ) و عزيمت به پاريس و اوجگيري انقلاب
اسلامي ادامه داشت .
بعد از رحلت جانگداز بنيانگذار جمهوري اسلامي , يادگار معزز
ايشان عليرغم پيشنهاد بزرگان و اصرار بسياري از دوستان
براي ورود به صحنه هدايت و مديريت كشور و جامعه , بر آن
شد تا از يك سو كار عظيم جمع آوري , نگاهداري , سازماندهي
تبيين و نشر آثار حضرت امام را كه امانتي گرانسنگ در
دستهاي مطمئن او بود هدايت و اداره كند و از سوي ديگر
كارهاي علمي و فكري و مراحل خودسازي را جدي تر از
گذشته پي بگيرد.
در اين مدت نيز علاوه بر تحصيل مراحل فلسفه اسلامي و
اشتغال به چند مباحث علمي و فقهي و اصولي با دوستان به
تدريس كفايه الاصول كه متن نهائي درس سطح عالي است
استغال داشت .
فعاليت هاي سياسي
بعد از تبعيد امام مهمترين نقش حاج احمدآقا عبارت بود از
ايجاد رابطه ميان حضرت امام و پيروان انقلابي او در ايران و
ساير نقاط جهان و برافراشته نگاهداشتن پرچم جهاد در ايران
كه گرفتار جباريت رژيم شاه و خفقان و سركوب شديد بود.
شايستگي هاي فراوان , شجاعت , كارداني , تيزهوشي او و
بالاخره اعتماد كاملي كه رهبر و نيز پيروان امام به او داشتند
توفيق ايشان را در انجام اين رسالت بزرگ افزون مي كرد.
وي علاوه بر ارتباط مستمر مخفي با موثرترين و بالاترين
چهره هاي مبارزه در ايران و همفكري و همكاري با آنان از سال
1350 به بعد , محور و مدار تشكيلات مخفي موثري با
همكاري عده اي از فاضلان و دانشجويان در حوزه علميه قم
بود كه كار تكثر و توزيع خبرنامه ها و اطلاعيه ها , نوارها و
اطلاعيه ها را به مناسبت هاي مختلف به عهده داشتند. تقريبا
بايد گفت تمام اعلاميه ها و اطلاعيه هايي كه به نام
« روحانيون مبارز » داخل كشور و فضلا و طلاب حوزه علميه قم
در ايران منتشر شد از همين مركز بود.ايجاد ارتباط ميان
فعاليت هاي مبارزاتي و انقلابي و فكري گروههاي مبارز ديني
خارج از كشور , عراق , لبنان , اروپا و آمريكا و جريان مبارز
داخل كشور , تيزهوشي و ابتكار و قدرت از جمله عواملي بود
كه تشكيلات موجود و جريان مبارز مرتبط با ايشان با كمترين
صدمه و لطمه اي توانست در بحراني ترين شرايط وظايف خود
راانجام دهد
نقش انقلابي و اجتماعي و اهميت حضور فرزند رشيد امام در
صحنه هاي انقلاب و نظام از حساسيت بيشتري برخوردار شد
زيرا از يك سو دشواريهاي تاسيس نظام از سوي امام و از
سوي ديگر اوج گيري توطئه هاي داخلي و خارجي براي
براندازي نظام برآمده از انقلاب پيروز , دوران پر بحراني را
پديد آورده بود كه جز در سايه نيوغ و فوق العادگي شخصيتي
چون او كه برخوردار از امدادهاي الهي بود پيروزي بر اين
مشكلات محال بنظر مي رسد و بدون شك حضور ممتاز حاج
سيد احمدآقا در صحنه و نقشي كه در كنار پدر داشت ,
مهمترين و پرافتخارترين دوران عمر با بركت او را رقم
مي زند.
تدبير او در به سامان رسيدن سفر امام از بغداد به پاريس و
هدايت بيت و دفتر امام در آن كشور كار دشواري بود كه عزيز ما
به خوبي از عهده آن برآمد.
در پاريس مطمئن ترين فرد براي ارتباط نهضت و روحانيت در
صحنه مبارزات با حضرت امام بود و بيشترين بار سامان دادن
به امور كانون انقلاب در دهكده نوفل لوشاتو بر عهده ايشان
بود.
پس از سپري شدن دوران حضور سرنوشت ساز حضرت امام
در پاريس وي همراه پدر به ايران آمد و از فرودگاه تا
بهشت زهرا در دل امواج خروشان ميليون ها انسان عاشق امام و
در قلب هزاران خطر كه هر لحظه از جانب پس مانده هاي رژيم
شاه , پدر را تهديد مي كرد همه جا همچون سايه , وي را رها
نكرد و در دبستان علوي و در شبهاي آتش و خون لحظه اي ازاو
جدا نشد.
در طول دهسال پس از پيروزي انقلاب و در دوران دفاع مقدس
نيز به بهترين وجه ممكن بيت حضرت امام را سامان بخشيد و
در آن سالهاي پر التهاب و سراسر حادثه در نمام شبانه روز به
همه امور بيت رسيدگي كرد.
حضور در جلسات مسئولان طراز اول نظام در محضر امام و
پيگيري رهنمودها و فرمانها ابلاغ مهمترين پيام هاي رهبري در
نهايت امانت داري كه شايسته و برازنده امام و رابطه با امت
بود. با همه عشق وصف ناپذيرش به پدر و پير و مراد و رهبرش
و تسليم در برابر وي , از ادامه هر آنچه بنظر وي مي رسيد و در
جهت مصلحت انقلاب و اسلام بود , دريغ نورزيد و مسئولان
را در انجام آنچه به عهده داشتند ياري نمود.
نقش حاج احمد آقا از دوران اوجگيري نهضت تا استقرار
نهضت نظام اسلامي و مبارزه با آمريكا ودسيسه هاي خارجي و
توطئه هاي گروهكهاي ستيزگر و خائن چنان برجسته است كه
هيچ منصفي نمي تواند از تحسين آن خودداري كند.
پس از رحلت حضرت امام نيز ايشان بزرگوارانه تمام همت
خويش را مصروف و معطوف به آن داشت تا وصاياي پدرانه
حضرت امام را كه مشعل فروزان گذشته , حال و آينده انقلاب
اسلامي است فروزان نگاه دارد و در تثبيت خط و راه امام كه
ميراث سالها مجاهده و راهبري حضرت امام خميني و
خونبهاي شهيدان بيشمار بود حركت نمايد.
وي در نمام دوران پرفراز و نشيب پس از رحلت امام در كنار
رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي , تقويت نظام الهي را اصلي ترين
وظيفه ديني و انقلابي خود مي ديد و سر فصل تمام سخنان و
پيام هاي آن عزيز دفاع از رهبري انقلاب اسلامي و ولايت فقيه
بود و بر اين اصل همواره تاكيد مي نمود كه تداوم راه امام و نيل
به اهداف انقلاب جز با پيمودن اين طريق ممكن نيست .
در عين حال وي لحظه اي از ياد محرومان و مستضعفان و دفاع
از امنيت سياسي جامعه و حقوق مردمي كه صاحبان اصلي
انقلابند غافل نماند و با اقتدار به پدر بزرگوارش در كنار رنج
كشيدگان و مجاهدان راه خدا و بياد شهيدان و در دفاع از
مستضعفان جامعه ايستاد و لحظه اي از فروزان نگاهداشتن
مشعلي كه امام آزادگان زمان با تدبير و اقتدار برافروخته بود از
پا نايستاد.
سراسر لحظه هاي عمر با بركتش در كسب علم و رنج مبارزه اي
طولاني و دفاع از حقوق محرومان و حمايت از يادگاران
معنوني امام كه در راس همه كيان نظام اسلامي بود سپري شد و
از اين رو مطمئنا ياد فداكاري ها و بزرگواري هاي وي هيچگاه از
خاطره ملت رشيد محو نخواهد شد.
نامش در طليعه فهرست پرچمداران نهضت امام خميني براي
هميشه در تاريخ خواهد ماند.
پس از تبعيد حضرت امام خميني , مهمترين نقش
حاج سيد احمد آقا عبارت بود از ايجاد رابطه ميان
حضرت امام و پيروان انقلابي او در ايران و ساير
نقاط جهان و برافراشته نگاه داشتن پرچم جهاد در
ايران كه گرفتار جباريت رژيم شاه و خفقان و
سركوب شديد بود. شايستگي هاي فراوان ,
شجاعت , كارداني , تيزهوشي و اعتماد كاملي كه
رهبر كبير انقلاب و پيروان امام به او داشتند , توفيق
فرزند برومند اسلام را در انجام اين رسالت بزرگ
افزون مي كرد

| |