روزنامه جمهوري اسلامي 23/12/1383 صفحه مقالات

دانشنامه جامع حضرت علي (ع ) در قم به چاپ رسيد
* نگاهي به كتاب اعلام نهج البلاغه
* واقعه غدير در ميان آثار مولفان و محققان معاصر اهل سنت
عاشقانه ترين فصل سبز زمين
دانشنامه جامع حضرت علي (ع ) در قم به چاپ رسيد


يك مسئول موسسه دارالحديث قم گفت : جامع ترين وكامل ترين دانشنامه حضرت علي (ع ) در جهان در شهر قم به چاپ رسيد.
حجت الاسلام محمد هوشمند در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود : اين مجمومه در 17 بخش و براساس قرآن , حديث و تاريخ مي باشد.
وي ادامه داد , اين دايره المعارف در 5400 صفحه و در 13 جلد به نگارش درآمده است .
وي با اشاره به احاديث و رواياتي كه درآن به كار رفته است , اظهار داشت : در اين مجموعه 6738 متن حديثي و تاريخي با بيش از 30 هزار نشاني و منبع تهيه شده است .
مسئول فهرست نويسي موسسه دارالحديث قم بابيان اينكه ما براي مستند كردن اين مجموعه از روايات اهل سنت و شيعي استفاده كرده ايم بيان داشت , در اين دانشنامه از 570 منبع استفاده شده است كه از اين تعداد 320 منبع از اهل سنت و 250 منبع از كتب شيعي مي باشد .
وي افزود : اين مجموعه نفيس با اهتمام و كوشش حجت الاسلام ري شهري و گروه كارشناسان با استفاده از روش تركيبي كتابي و رايانه اي بيش از 10 سال به طول انجاميده است .
وي با اشاره به 17 بخش موجود در اين دانشنامه اظهار داشت , رابطه حضرت علي (ع ) با پيامبر(ص ) , كوشش هاي پيامبر (ص ) براي رهبري حضرت علي (ع ) , امام علي بعد از پيامبر(ص ) , سياست هاي امام , از موضوعات موجود در اين مجموعه مي باشد.
وي با اشاره به موضوعات ديگر اين مجموعه افزود : نبردها , شهادت , ويژگي ها , دانش ها , قضاوت ها , كرامات , ديدگاههاي گوناگون درباره حضرت امام , دوستي باامام , دشمني با امام , ياران و كارگزاران امام و درنهايت نمايه موضوعي و فهرستي از شانزده بخش گذشته بخش 17 را تشكيل مي دهد.

نگاهي به كتاب اعلام نهج البلاغه




اعلام نهج البلاغه
از : محقق علي بن ناصر السرخسي
شرح و تصحيح از : حجت الاسلام عزيزالله عطاردي
ناشر : وزارت ارشاد , 371 ص , قطع وزيري
نهج البلاغه از آغاز تدوين . مورد توجه عموم انديشمندان اسلامي قرار گرفته است . هر كسي در آن از زاويه اي نگريسته و هر صيادي در اين درياي بي كران معرفت و دانش به صيد مطلوب خويش دست يازيده است . متكلمان و اهل عقيده در پي يافتن معارف اعتقادي و اصول ديني از آن برآمده اند , مورخان و پي جويان حوادث گذشته به دنبال اشارتهاي تاريخي اين كتاب گرانقدر رفته اند , مصلحان و مبارزان . ايده ها و انديشه هاي اصلاح جامعه را در لابلاي سطور آن يافته اند , فقيهان و قانوندانان ـ گرچه به ندرت ـ به بركشيدن احكام ديني از اين بحر مواج برآمده اند و..
در محضر نهج البلاغه , بلاغت به زانو در مي آيد و هنر گفتاري به ركوع مي افتد كلمه چون موم مي شود و چنان زيبا در كنار هم چيده مي شود كه گويي كلمه را براي آن آفريده شده است تا در لبان علي (ع ) شكل مطلوب خويش را بگيرد و كمال بودن خود را به تماشا بنشيند.
براي توضيح و تبيين مقصود مولا , نوشته هاي فراواني به رشته تحرير آمده است و به همت حجت الاسلام والمسلمين عزيزالله عطاردي , شرحي ديگر از عالم بزرگ از خطه خراسان به نام علي بن ناصر الحسيني السرخسي به زيور طبع آراسته گرديده است . آقاي عطاردي تصحيح اين شرح مختصر را بر پايه دو نسخه , يكي مربوط به كتابخانه ملي كلكته هند كه به قلم « يحيي بن احمد بن علي روشي » در سال 1076 نوشته شده و ديگري متعلق به كتابخانه رضاعلي خان نواب رامفور از هندوستان انجام داده و در يك جلد به دوستداران نهج البلاغه هديه كرده است .
از زندگي شارح اطلاعات فراواني وجود ندارد و بسياري از زواياي زندگي مولف روشن نيست . از نامه اي كه فخرالدين رازي به وي مي نويسد و آقاي عطاردي متن نامه و پاسخ آن را در مقدمه كتاب آورده است , چنين است كه وي فردي حكيم و متكلم و از سادات و نقباي قرن ششم بوده است . با توجه به محتواي كتاب وي فردي اديب و نكته سنج و دقيق بوده و اين شرح را بيشتر به انگيزه توضيح و شرح كلمات مشكل نهج البلاغه و تبيين نكات بلاغي و ادبي آن تدوين كرده است .
وي از هر خطبه قسمت كوچكي را آورده است و قسمتهاي برگزيده شده چنان ظريف و دقيق است كه گويي مولف در پي استخراج قطعه هاي ضرب المثل و حكم از لابلاي خطبه ها و رساله هاي آن بزرگوار بوده است . در واقع اين كتاب گزينش قطعه هاي بليغ از درياي بلاغت نهج البلاغه است . مولف در خطبه هايي كه مربوط به مساله توحيد است . تامل بيشتري كرده و با تفصيل بحث كرده است .
استاد عطاردي مقدمه اي سودمند در خصوص پاسخ پاره اي از اشكالات به ظاهر عملي و تحقيقي در مورد اصالت نهج البلاغه , آورده است .

واقعه غدير در ميان آثار مولفان و محققان معاصر اهل سنت




در طول سده هاي اسلامي صدها تن از عالمان اهل سنت , واقعه غدير را روايت كرده اند. اگر بخواهيم روايات و اظهارات آنان را بياوريم بايد چند جلد از كتاب « عبقات الانوار » , يا « الغدير » را در اينجا ذكر كنيم . پس مي گذريم و همين اندازه مي گوييم كه در همين سده و همين روز و روزگار نيز , بسياري از محققان و محدثان و مولفان اهل سنت , به ذكر روايت غدير و ثبت آن پرداخته اند , از جمله :
احمد زيني دحلان مكي شافعي در كتاب « الفتوحات الاسلاميه »
شيخ يوسف نبهاني بيروتي در كتاب « الشرف الموبد »
سيد مومن شبلنجي مصري در كتاب « نورالابصار »
شيخ محمد عبده در كتاب تفسير « المنار »
عبدالحميد آلوسي بغدادي در كتاب « نثراللالي »
شيخ محمد حبيب الله شنقيطي در كتاب « كفايه الطالب »
دكتر احمد فريد رفاعي در كتاب تعليقات « معجم الادبا »
استاد احمد زكي مصري در كتاب « الاغاني »
استاد احمد نسيم مصري در كتاب « ديوان مهيار ديلمي »
استاد اعظمي بغدادي در كتاب « الغدير » , ج 1501
استاد محمد محمود رافعي در كتاب شرح « هاشميات »
استاد محمد شاكر نابلسي در كتاب « هاشميات »
استاد عبدالفتاح عبدالمقصود در كتاب « الغدير » , ج 6
حافظ ناصرالسنه حضرمي در كتاب « تشنيف الاذان » 1
دكتر عمر فروخ در كتاب « حكيم المعره »
استاد و محقق معروف جهان سنت , « عبدالله علايلي » , در سخنراني خود در راديو لبنان چنين گفته است : « ان عيدالغدير جز من الاسلام , فمن اتكره فقد اتكرالاسلام بالذات »
عيد غدير جز اسلام است . هر كس منكر آن شود , منكر خود اسلام شده است .
نقل از كتاب « حماسه غدير » نوشته آقاي محمدرضا حكيمي

عاشقانه ترين فصل سبز زمين


مرا نور تو مي رهاند ز ظلمت , علي
دلم را كشاند به سمت صداقت علي
اگر آبي آسمان آبرو يافته
ز عزم بلند تو دارد شرافت علي
به رگهاي گل ريختي عطر گلگون عشق
به گلزار گيتي تو دادي طراوت علي
دو چشم تو يك آيه از سوره ي ماندن است
الا اي نسيم بهشت نجابت علي
كجا مي توان حكم بين تو و عشق كرد
تو و عاشقي و من و اين قضاوت علي
تويي عاشقانه ترين فصل سبز زمين
تويي آسماني ترين ابر رحمت علي
بتاب آفتاب حيات آفرين مثل عشق
بتاب اي سراپا به رنگ لطافت علي
تو مي باري از آينه بر كوير دلم
و من از توام جرعه نوش كرامت علي
بود سهم چشمان تو قسمتي از افق
سحر تا سپيده شده با تو قسمت علي
عدالت به رنگ دو دست تو شد جلوه گر
الا اي تو مفهوم سبز عدالت علي
شود محرم و بر طواف رخت مي رسد
اگر چشم پيدا كند استطاعت علي
همانند « ياسر » تو را مي ستايم چو گل
كه لبريزم از عطر تو با ارادت علي
محمود تاري (ياسر)