روزنامه جمهوري اسلامي 23/12/1383 صفحه سرمقاله
آمريكا; طرح هاي انفعالي


بسم الله الرحمن الرحيم
مدتهاست كه جمهوري اسلامي ايران در كانون دشمني هاي آشكار و نهان آمريكا قرار گرفته , اما با انتخاب مجدد بوش كوچك به رياست جمهوري آمريكا , اين تلاشها تشديد گرديده است .
عده اي , اين نكته را ناشي از يكدست شدن تيم همكاران و مشاورين بوش و كناره گيري ژنرال پاول از قدرت مي دانند ولي كاملا بعيد بنظر مي رسد كه جابجائي يك نفر , آنهم ژنرالي كه براي سالها رياست ستاد ارتش آمريكا را برعهده داشته , حاوي چنين تاثير مهمي باشد. شواهد و قرائن مهمي در اختيار است كه نشان مي دهد آمريكا خود را در موقعيت شكننده اي مي بيند كه با تلخكامي احساس مي كند زمان به زيان آمريكا به پيش مي رود و به همين خاطر سعي دارد با اتخاذ مجموعه اي از تدابير مختلف , مانع ادامه اين روند شود و حتي اگر قادر نيست اين حركت را متوقف كند , دستكم آنرا به تاخير بيندازد.
اركان اصلي اثبات كننده چنين پديده اي كه تا حدود زيادي به تشريح اهداف و برنامه هاي واشنگتن در اين زمينه پرداخته , در گزارش « كميته بررسي خطرهاي موجود » با دقت خاصي منعكس شده است . دو نكته مهم , ابعاد حساسيت و ارزش محتوائي براي گزارش « كميته بررسي خطرهاي موجود » را نشان مي دهند.
1 ـ وجود چهره هاي كليدي همچون فيوت گينگريچ رئيس سابق مجلس نمايندگان آمريكا , جرج شولتز وزيرخارجه اسبق آمريكا , سناتور جان كيل سناتور ژوزف ليبرمن و جيمز وولسي در كميته خطر , نشانگر آنست كه واشنگتن به محصول فكري اين جمع به عنوان يك « جمع بندي راهبردي » توجه دارد و اين گزارش در برگيرنده افكار و انديشه هاي كساني است كه بعضا در مركز ثقل تصميم گيري و حتي « تصميم سازي » در آمريكا بوده اند.
2 ـ اين گزارش , اگرچه منتشر شده است لكن يك جمع بندي براي ارائه كمك فكري به بوش كوچك و مجموعه همكاران و مشاورانش محسوب مي شود. اين بدان معني است كه اعضاي كميته بررسي خطرهاي موجود , بدون درگير بودن با مسائل اجرائي و درعين حال , با برخورداري از آخرين اطلاعات موجود , به ارائه راهكار براي تدوين شيوه هاي برخورد با ايران پرداخته اند.
با اينهمه , بررسي دقيق متن گزارش كميته « بررسي خطرهاي موجود » , حاوي هيچ عنصر جديد يا پيشنهاد ابتكاري و تازه اي در باب ايران نيست . بلكه دقيقا به منزله بازنويسي تمامي مواردي است كه تاكنون بارها مورد استفاده قرار گرفته و ناكامي آمريكا در پايان اجراي آن طرحها را بهمراه داشته است .
آمريكا در برخورد با نهضت جهاني اسلام و حتي تحريك ديگر كشورها به همكاري در مرحله مقابله با « رنسانس اسلامي » از هيچ كوششي فروگذار نكرده است لكن مسئله اينست كه تلاش واشنگتن در اين زمينه با نتايج معكوسي مواجه شده و در بعضي موارد حتي « نقض غرض » شده است . پيشنهاد كميته بررسي خطرهاي موجود , ده مورد را در بر مي گيرد كه در واقع همگي تكراري است .
1 ـ محاصره اطلاعاتي ايران و فعال كردن نيروهاي اطلاعاتي آمريكا در پشت مرزهاي ايران
2 ـ بهره گيري تبليغاتي از حقوق بشر و تبديل آن به يك محور براي محكوم كردن ايران
3 ـ دامن زدن به مشكلات اقتصادي و مرتبط ساختن مسئولين با جرايم اقتصادي و مالي
4 ـ گسترش فعاليت شبكه هاي راديو تلويزيوني بيگانه
5 ـ اعمال فشار در برنامه هسته اي ايران
6 ـ تلاش براي گشايش سفارت آمريكا در تهران بمنظور تمهيد مقدمات تغيير نظام ايران
7 ـ دامن زدن به گرايشات قومي و تضعيف دولت مركزي همزمان با پيشنهاد مذاكره با ايران
8 ـ اختلال در مذاكرات ايران و اروپا همزمان با تشويق اروپا به مذاكره با ايران
9 ـ معرفي ايران بعنوان حامي تروريسم و مخالف صلح منطقه اي
10 ـ حمايت از كسانيكه مي توانند به مخالفت و ناآرامي و اعتراض در داخل دامن بزنند.
شايد حتي به مرور مجدد اين فهرست نيازي نباشد تا دريابيم اين فهرست پيشنهاد تازه اي را در بر نمي گيرد و در واقع حاوي رئوس سياست هاي گذشته و حال آمريكا در قبال ايران است . نكته مهمتر اينكه واشنگتن هرچه بيشتر در اين زمينه ها تلاش كرده , كمتر نتيجه گرفته و حتي حمايتش از برخي عناصر داخلي باعث شده است كه آنها به « مهره هاي سوخته » مبدل شوند و مردم از آنها فاصله بگيرند.
با اينحال , مطالعه و بررسي دقيق گزارش كميته بررسي خطرهاي موجود , حاوي نكات مهم ديگري هم هست كه نبايد از كنار آن به سادگي بگذريم .
الف : روح حاكم بر اين گزارش در عين آنكه از عطش سيري ناپذير مقامات واشنگتن براي برقراري سلطه مجدد آمريكا برايران خبر مي دهد و آنها در اين گزارش تصريح كرده اند كه فرصت هاي محدودي براي تامين اهداف سلطه جويانه آمريكا در اختيار دارند , ولي بطور همزمان با طرح مسائل ديگر نشان مي دهند كه آمريكا تا چه اندازه از فقدان پايگاه مردمي در ايران رنج مي برد و اعتراف مي كند كه مردم ايران نسبت به آمريكا « بدبين » هستند و اين درحاليست كه واشنگتن براي به تصوير كشاندن چهره جديدي از آمريكا كه بر گذشته هاي سياه و كارنامه ضد مردمي آمريكا در ايران سرپوش بگذارد , بيشترين تلاش را به خرج داده است .
ب : مكمل اين فهرست طولاني از برنامه هاي آمريكا , ابزارهاي مورد نيازي است كه اعضاي كميته خطرهاي موجود براي تحقق اين برنامه ها , اعلام كرده اند. اين فهرست حتي از فهرست برنامه هاي آمريكا هم طولاني تر است و در برخي موارد , دستيابي آمريكا به اين اهداف به منزله « تعليق به محال » است و اين نكته را در ذهن ها تداعي مي كند كه آمريكا اگر از چنين موقعيتي در ايران برخوردار بود , رژيم منفور شاه سقوط نمي كرد و به زباله دان تاريخ نمي افتاد.
خوبست اين فهرست از ابزارهاي مورد نياز آمريكا را مرور كنيم .
1 ـ رو در رو قرار دادن مردم با نظام جمهوري اسلامي
2 ـ معرفي نظام ايران بعنوان يك ديكتاتوري
3 ـ تجديد سازمان كسانيكه خواستار بازگشت آمريكا به ايران هستند .
4 ـ ادعاي اينكه آمريكا مي خواهد ديكتاتوري را به دمكراسي تبديل كند .
5 ـ تلاش براي دامن زدن به تظاهرات و اعتصابات
6 ـ بينش دانشجويان كه از نيروهاي عمده در براندازي حكومت شاه بودند , نسبت به آمريكا تغيير كند.
7 ـ تشويق دانشجويان , كارگران و روشنفكران براي تبديل شدن به ابزارهاي تحقق اهداف آمريكا در ايران
8 ـ پايان دادن به بدبيني مردم ايران نسبت به آمريكا
9 ـ بازگشائي سفارت آمريكا در تهران تا با گشايش زودهنگام آن , برنامه هاي وسيع آمريكا اجرا و تسريع شود.
10 ـ تشويق متحدان آمريكا براي همكاري در تامين اهداف واشنگتن البته اين فهرست شامل مواردي بيش از اين است لكن با ديدن اين موارد , بهتر مي توان دريافت كه مقامات واشنگتن حتي با تكيه بر آخرين اطلاعات موجود هم در مورد اين نكته به قطعيت رسيده اند كه آمريكا براي نفوذ در ايران « در نقطه صفر » قرار دارد و تمامي تلاش 25 ساله اي كه طراحان و مجريان قبلي در آمريكا صورت داده اند , بي نتيجه مانده است .
ج ـ با درك ابعاد ناكاميهاي آمريكا در صحنه روياروئي با رنسانس اسلامي در جهان , سئوال اينست كه چرا در آمريكا باز هم بروري اين نكته فعاليتها و پيشنهادات جديدي مطرح مي شود در پاسخ اين سئوال بايستي به دو نكته اشاره كرد. نخست آنكه آمريكا مي خواهد با طرحهاي جديد , مخاطبين خود را مرعوب كند و اين ذهنيت را در آنها القا نمايد كه گويا براي مقابله با « رنسانس اسلامي » طرحهاي جديدي دارد. و حال آنكه در برخي موارد حتي جمله بندي عبارات طرحهاي آمريكا هم تكراري و تهوع آور است . نكته دوم اينكه با محرز شدن شكست طرحهاي قبلي , عده اي در آمريكا براي تامين منافع مالي خود , چنين وانمود مي كنند كه گويا طرح جديدي دارند و درصورت تامين بودجه هاي لازم , قادرند كه سلطه جهنمي آمريكا بر ايران را دوباره احيا كنند.
به اين جملات دقت كنيد : « تعدادي ايستگاههاي تلويزيوني خصوصي در آمريكا وجود دارد اما آنها فاقد بودجه كافي هستند و نمي توانند به اهدافشان دست يابند. بودجه اي برابر با راديو تلويزيون فردا بايد براي آنها در نظر گرفته شود. بايد براي كمك به تلويزيونها و راديوها و ارتباطات اينترنتي با ايران , حداقل 10 ميليون دلار اختصاص يابد . »
كاملا آشكار است كه در پشت اين پيشنهاد , اهداف و انگيزه هاي خاصي قرار دارد كه گروه معيني از صاحبان ايستگاههاي تلويزيوني خصوصي در آمريكا از عطش مقامات واشنگتن در راه مقابله با ايران , بهره مند شوند و از اين نمد , براي خودشان كلاهي درست كنند.
البته نبايستي دشمن را حقير و بيچاره شمرد. بايد هشيارانه تمامي طرحهاي دشمن را زير نظر داشت ولي از دست كساني كه براي تامين اهداف حقير مادي براي تشديد دشمني عليه ايران تلاش مي كنند , چه كاري بيشتر از قبلي ها بر مي آيد
ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن گزارش « كميته بررسي خطرهاي موجود » در روزنامه جمهوري اسلامي 5 اسفند 83 به چاپ رسيده است .