فدراسيون بين المللي خبرنگاران (آي اف جي ) از كشته
شدن 129 خبرنگار در سالي كه پشت سر نهاده ايم خبر داد .
به گزارش خبرگزاري فرانسه از سيدني , در بيانيه آي اف
جي آمده است : اين آمار حاكي از اين است كه چگونه
خبرنگاران و گزارشگران در روند فعاليت خود در مناطق جنگي
و افشاي فسادها در هر گوشه از جهان هدف قرار مي گيرند و به
دست دشمنان آزادي مطبوعات به قتل مي رسند.
اين بيانيه از عراق و فيليپين به عنوان خطرناكترين مناطق
براي خبرنگاران ياد كرد و افزود : در سالي كه پشت سر
مي گذاريم 19 خبرنگار و گزارشگر در عراق و 13 نفر نيز در
فيليپين جان باختند.
فدراسيون بين المللي خبرنگاران در اين بيانيه ضمن ابراز
نگراني از تامين امنيت و سلامتي خبرنگاراني كه درگيري هاي
عراق را گزارش مي كنند , افزود : از زمان تهاجم نيروهاي
ائتلاف به عراق در آخرين روز اسفند 1381 تاكنون 62
خبرنگار و دست اندركاران مطبوعات به دست نظاميان
آمريكائي يا افراد مسلح تنها در عراق كشته شده اند.
براساس اين گزارش هند , برزيل , بنگلادش , مكزيك ,
كلمبيا , نپال , روسيه و سريلانكا پس از عراق و فيليپين در
رديف خطرناكترين كشورها براي خبرنگاران در سال 1383
بودند.
« كريس وارن » رييس آي اف جي , انگيزه بيشتر اين قتل ها
را سياسي دانست و افزود : بيشتر توجهات به خبرنگاران
خارجي كشته شده اي كه مسايل مهم را گزارش مي كردند ,
معطوف شده است اما بيشتر گزارشگران كشته شده كارمندان
محلي بودند كه در زمينه افشاي فساد و قاچاق موادمخدر در
كشورهايشان فعاليت
مي كردند.

|
مرگ شيخ زائد و سالخوردگي اغلب سران حوزه خليج فارس
|

« شيخ زائد بن سلطان آل نهيان » رئيس امارات متحده
عربي روز 12 آبان 1383 در سن 86 سالگي درگذشت , او كه
حاكم ابوظبي نيز بود , پس از 23 سال رياست بر امارات ,
سه شنبه شب دوازدهم آبان بر اثر كهولت سن در گذشت . مرگ
شيخ زائد در آستانه نودسالگي گواهي بر اين واقعيت است كه
سران كشورهاي نفت خيز حوزه خليج فارس اغلب سالخورده و
بيمارند. آنان اغلب وارثان خانواده هاي سلطنتي هستند كه
قدمتشان گاه به چندين قرن مي رسد.
سران شش كشور شوراي همكاري خليج فارس همگي به
يمن ميلياردها دلار درآمد نفتي از اختيارات گسترده اي
برخوردارند و هيچ كس در كشورشان حق مخالفت با
فرمانروايي آنها ندارد. اين شش كشور اميرنشين يعني
عربستان , بحرين , امارات متحده عربي , كويت , عمان و قطر
نيمي از ذخاير جهاني نفت خام يعني حدود پانصد ميليارد
بشكه نفت را در اختيار دارند.
شاهان , امرا و سلاطين خليج فارس عموما بدون توجه به
سن و وضعيت سلامتي شان حكومت مي كنند مگر اين كه به
علت وخامت اوضاع جسماني و يا ناتواني شان قدرت به
پسرانشان واگذار شود. مسئله اي كه چندين بار در قرن بيستم
ميلادي اتفاق افتاد.
ملك فهد پادشاه عربستان كه متولد 1300 است تنها در
سال 1361 بعد از مرگ برادر ناتني اش ملك خالد , به قدرت
رسيد . فهد از سال 1374 به علت سكته مغزي بر روي صندلي
چرخ دار قرار دارد شاهزاده عبدالله وليعهد هشتاد ساله ,
برادرش است كه عملا كشور را اداره مي كند. مرد سوم عربستان
وزير پرنفوذ دفاع اين كشور , شاهزاده سلطان است كه بعد از
يك عمل جراحي و چندين هفته بستري بودن در بيمارستان به
نظر مي سد از زندگي اجتماعي و حضور در ملا عام كناره
گرفته است .
در كويت شيخ جابر احمد الصباح امير اين كشور
هفتادوپنج سال دارد و وليعهدش هفتادوسه سال سن دارد
ضمن آن كه هر دو مشكل سلامتي دارند.
سلطان قابوس عمان 64 سال سن دارد اما از سال 1349
و بعد از آن كه در كودتايي پدرش را بدون هيچ خونريزي از
مسند قدرت پايين كشيد بر سر قدرت است . او هنوز هيچ
وليعهدي را براي خود انتخاب نكرده است . سران بحرين و
قطر هريك با 55 سال سن جوان ترين امراي منطقه هستند!

|
افزايش صهيونيسم ستيزي در جهان در سال 1383
|
خبرگزاري آسوشيتدپرس ماه گذشته در گزارشي از
بيت المقدس , از افزايش صهيونيسم ستيزي در جهان در سال
1383 خبر داد .
يك سازمان اسرائيلي اعلام كرد بيشتر اين حملات بدست
عناصر اسلامگرا صورت گرفته است اما راست گرايان افراطي
نيز فعاليت هاي خود را افزايش داده اند.
اين گزارش افزود بيشتر حوادث صهيونيسم ستيزي در
اروپا روي داده و اغلب به صورت حملات فيزيكي و از جمله
حمله با چاقو , آسيب رساندن به كنيسه ها و گورستان هاي
يهوديان بوده است .
در اين گزارش آمده است احساسات اسلامي و صهيونيسم
ستيزي به مشكلي جدي براي اروپا تبديل شده
است .
282 مورد حادثه صهيونيسم ستيزي در سالي كه پشت
سرگذارديم ثبت شده است كه 96 مورد آن در فرانسه , 77
مورد در انگليس , 55 مورد در روسيه , 44 مورد در اوكراين ,
16 مورد در جمهوري چك و 10 مورد در استراليا روي داد .
كمتر از 10 حمله نيز در ديگر كشورهاي جهان از جمله سه
مورد در امريكا به ثبت رسيده است .

|
بحران هسته اي در شبه جزيره كره
|
شبه جزيره كره سال 1383 را با موجي از بيم و اميد پشت
سرگذارد. در اين سال دور دوم و سوم مذاكرات شش جانبه با
حضور كشورهاي آمريكا , كره شمالي , چين , روسيه , ژاپن و
كره جنوبي در پكن پايتخت چين برگزار شد و روزنه هاي اميد
براي حل مساله هسته اي شبه جزيره كره پديدار
گشت .
طرفين در اين مدت درباره را هكارهاي حل مسالمت آميز
مساله هسته اي كره شمالي به بحث و تبادل نظر گسترده
پرداخته و پيشنهادهائي را نيز مطرح كردند.
در اين مذاكرات آن چه طرفين بر آن توافق نظر داشتند ,
عاري سازي شبه جزيره كره از سلاح هاي هسته اي بود. كره
شمالي در اين گفتگوها براي توقف كامل برنامه هسته اي خود
اعلام آمادگي كرد و آمريكا براي نخستين بار خاطر نشان كرد كه
حاضر به پايان سياست خصمانه عليه پيونگ يانگ است .
اين توافقات و پيشنهادهاي مطروحه و ايجاد گروه كاري
حل صلح آميز مساله كره شمالي باعث شد تا اين بحران به طور
جدي در دستور كار كشورهاي ذي ربط قرار گرفته و حل اين
مساله براي آنان از اهميت بيشتري برخوردار گردد.
در واقع حضور شش طرف مذاكره كننده در گفت و گوهاي
شش جانبه و توافقات و شناخت مشترك آنان براي تحقق
عادي شبه جزيره كره از سلاح هاي هسته اي را بايد نقطه اميد
بخشي در حل صلح آميز اين بحران محسوب كرد.
با اين وصف , عدم دستيابي به نتيجه محسوس در حل
مساله هسته اي و فقدان صداقت و شفافيت در موضع آمريكا ,
استمرار سياست عداوت ميان آمريكا با كره شمالي و ظهور
عامل جديد آزمايش هاي مخفيانه هسته اي كره جنوبي راه را
براي برگزاري دور چهارم مذاكرات شش جانبه در شهريورماه
سال جاري مسدود كرد.
بن بست در مذاكرات را بايد مرحله آغازين ديپلماسي
بازگرداندن كره شمالي به پاي ميز مذاكرات شش جانبه دانست
كه تا پايان سال به دليل عدم تغيير سياست خصمانه واشنگتن
عليه پيونگ يانگ , به نتيجه نرسيد.
پيونگ يانگ كه خود را در محاصره 37 هزار نظامي
آمريكائي مستقر در شبه جزيره كره مي بيند و با تحريم هاي اين
كشور در زمينه هاي مختلف انرژي و غذايي روبروست و از
ناحيه اتحاد كره جنوبي و ژاپن , دو همسايه خود بشدت تحت
فشار است , در سال 83 تاكيد كرد كه سياست دشمني آمريكا با
اين كشور و تهديدهاي ناشي از حملات نظامي پيشدستانه
آمريكا به كره , عوامل بازدارنده براي برگزاري دور جديد
مذاكرات شش جانبه است . اين عامل باعث شد كه در چهار
ماهه مياني سال جنگ تبليغاتي شديدي بين آمريكا و كره
شمالي درگيرد و پكن به عنوان ميزبان مذاكرات و به رغم همه
تلاش هايش براي حل مساله , راه بجايي نبرد.
گرچه مقام هاي چين صداقت و شكيبايي طرفين را شرط
پيشبرد مراحل حل صلح آميز مساله هسته اي مي دانند , اما
سياست خصمانه آمريكا عليه كره شمالي , حضور نظامي
آمريكا در شبه جزيره كره , فقدان روابط عادي دو كشور و
فزوني گرفتن اختلافات آن ها و همچنين مساله هسته اي كره
جنوبي , زواياي بحران هسته اي شبه جزيره كره را پيچيده تر
كرده است .

|
اعتراض نخبگان آمريكا به بوش
|
روز شنبه 12 مهر جمعي از اعضاي شوراي امنيت ملي
امريكا طي توصيه محرمانه اي رئيس جمهور آمريكا را به
خروج مرحله به مرحله از عراق دعوت كردند و اعلام كردند كه
اين بهترين گزينه براي رها شدن از بن بست كنوني در بحران
عراق است .
كمتر از يك هفته بعد در روز دوشنبه 20 مهر 5 هزار نفر از
دانشمندان آمريكائي كه در ميان آنها برندگان جوائز نوبل نيز
وجود داشت در پايگاه اينترنتي خود تصريح كردند كه بوش
آينده آمريكا را به مخاطره افكنده است . به همين دليل , اين
گروه تاكيد كردند كه در انتخابات رياست جمهوري به كري
راي خواهند داد.
دو روز بعد در 22 مهر 650 نفر از اساتيد دانشگاههاي
آمريكا طي نامه اي با اشاره به بحران عراق از بوش خواستند از
عميق تر كردن چاهي كه در آن افتاده است دست بردارد. آنها در
نامه خود گفتند بسياري از دلائل بوش براي حمله به عراق بر
مطالعات بي اعتبار دولتي مبتني بوده و وضع مردم عراق بسيار
بدتر از دوران زمامداري صدام شده است .
5 روز پس از اين نامه , 752 نفر از كارشناسان امنيت ملي
و سياست بين المللي آمريكا در نامه سرگشاده اي تاكيد كردند
سياست بوش در عراق از زمان جنگ ويتنام تاكنون به بيشترين
حد به بيراهه رفته است . در اين نامه تصريح شده است
سياست بوش به روند مبارزه با تروريسم لطمه زده و به طور
همه جانبه اي براي منافع آمريكا زيان آور بوده است .
اين بيانيه ها , نامه ها و توصيه هاي جمعي , به غير از
تظاهرات روزمره عليه دولت بوش و به غير از اظهارات
انتقادي سياستمداران و شخصيتهاي بين المللي عليه عملكرد
آمريكا در عراق است . از اين رو بايد آن را به حساب رشد
آگاهي و بيداري جامعه آمريكا نسبت به تبعات عملكرد غلط
بوش در عرصه سياست خارجي بگذاريم . در حقيقت
موضعگيريهاي مذكور نشان مي دهد كه از نظر نخبگان جامعه
آمريكا , دولت بوش نتوانسته است منافع ملي آمريكا را به
درستي تشخيص دهد. بر اساس اين باور , هم جنگ بوش در
عراق در جهت تامين منافع آمريكا نبود و هم نتيجه اين جنگ
يعني مرگ بيش از يكهزار نظامي آمريكائي و تشديد مبارزه
عليه آمريكا در منطقه و جهان و بي آبروئي بين المللي كاخ سفيد
مغاير با آن منافع بوده است .
عملكرد آمريكا در عراق چه از نظر وسعت ويرانيها , چه از
نظر بالابودن آمار مرگ غيرنظاميان , چه از نظر تلفات
اشغالگران , چه از نظر بازتاب منفي اين حمله در منطقه و
جهان , سبب سرافكندگي زمامداران فعلي آمريكا و نارضائي
افكار عمومي جهان است , هر چند كه دولتمردان بوش تلاش
كنند تا با گردن كلفتي از عملكرد غيرقابل توجيه خود دفاع كنند.

|
قتل عام 500 نفر در يك مدرسه روسيه
|

از جمله حوادث خونبار روسيه در سال 1383 حادثه
گروگانگيري در جنوب اين كشور در ماه شهريور بود.
روز سه شنبه دهم شهريور باحمله تعداد نامشخصي زن و
مرد مسلح به يك مدرسه در شهر « بسلان » واقع در اوستياي
شمالي (منطقه قفقاز روسيه ) و به گروگان گرفتن حدود 1000
نفر در اين مدرسه خونين ترين بحران روسيه در سال 1383
رقم خورد. اين عده شامل دانش آموزان , والدين و اوليا و
خدمه مدرسه بودند.
گروگانگيرها كه همگي مسلح به اسلحه و مواد منفجره
بودند خواستار خروج نظاميان روسيه از چچن و آزاد شدن 27
جنگجوي اينگوشي از زندانهاي اوستياي شمالي بودند. آنان
طي اين سه روز گروگانهاي خود را در گرسنگي و تشنگي نگاه
داشته و از قبول آب , غذا , و دارو خودداري مي كردند. در ميان
گروگانها فرزندان تعدادي از مسئولان دولتي از جمله فرزندان
رئيس مجلس اوستيا نيز ديده مي شد. اما گروگانگيرها قادر به
شناسايي آنان نشدند , نظاميان و نيروهاي امنيتي روسيه
سرانجام پس از آنكه تمامي راههاي ممكن براي حصول توافق
با گروگانگيرها را بسته ديدند , بعداز ظهر جمعه 13 شهريور
طي عملياتي با ايجاد انفجارهاي متعدد در مبادي ورودي
مدرسه , وارد محل گروگانگيري شده در جريان زد و خوردي
خونين با ربايندگان موفق به آزادسازي جمعي از گروگانها
شدند. گروگانهاي نجات يافته از نظر سلامتي در شرائط بدي
به سر مي بردند و تقريبا همه آنها عريان بودند.
تعداد دقيق گروگانگيرها مشخص نشد اما بعضي از آنها با
آغاز عمليات , فرار كردند , بعضي خودكشي كردند , بعضي در
درگيري متقابل با نيروهاي مسلح روسيه به قتل رسيدند و
بعضي نيز توسط نظاميان اين كشور دستگير شدند. از بيش از
پانصد جسد موجود در داخل مدرسه نيز به درستي مشخص
نشد كه چه تعداد از آنها توسط گروگانگيرها و چه تعدادي
حين عمليات آزادسازي به قتل رسيده اند.
در هر حال با پايان يافتن اين عمليات , پرونده يكي ديگر از
حوادث خونبار در سرزمين بحران زده و پرحادثه روسيه بسته
شد و يكبار ديگر سردمداران كرملين در برابر اين سئوال قرار
گرفتند كه آيا قتل عامهاي اينچنيني و عمليات قهرآميز و عاري
از تدبيري كه هر بار صدها نفر از مردم غيرنظامي را به كام مرگ
مي كشد , مي تواند راه حل بحرانهاي قفقاز باشد

|
« رفيق حريري » قرباني تباني مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي
|

انفجار مهيب بمب در اتومبيل حامل رفيق حريري نخست
وزير سابق لبنان و كشته شدن وي در روز دوشنبه 26 بهمن ماه
گذشته از رويدادهاي مهم سال 1383 بود .
اين حادثه , حاصل يك توطئه برنامه ريزي شده از سوي
آمريكا و رژيم صهيونيستي بود. هدف اصلي از يكسو متهم
كردن سوريه به دست داشتن در اين حادثه و سپس فشار بر
دمشق براي واداشتن رژيم اين كشور به خارج ساختن نيروهاي
سوري از لبنان و از جانب ديگر , ايجاد يك كانون خبري كاذب
براي پيشبرد مقاصد صهيونستها در فلسطين و نقشه آمريكائيها
در عراق و افغانستان بود . رفيق حريري كه هنگام مرگ 60 سال
داشت از سياستمداران مخالف حضور نظامي سوريه در لبنان
بود.

|
| | | |
| |