روزنامه جمهوري اسلامي 22/12/1383 صفحه مقالات

ناگفته هايي از سفر حج
عيدي نمايندگان !
ناگفته هايي از سفر حج


ث نقدي بر عملكرد مسئولان سازمان حج و زيارت
قسمت اول مرتضي نجفي قدسي
بسمه تعالي
اذ جعلناالبيت مثابه للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي و عهدنا الي ابراهيم و اسمعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين والركع السجود و اذقال ابراهيم رب اجعل هذا بلدا امنا و ارزق اهله من الثمرات من امن منهم بالله و اليوم الاخر... و اذيرفع ابراهيم القواعد من البيت واسماعيل ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم » (بقره 125 تا 127 )

بعد از سال 1370 كه اولين سفر حج تمتع اين بنده بي مقدار بود , اين سعادت قسمتم نشده بود تا اينكه بعد از گذشت 14 سال مجددا اين توفيق را پيدا كردم تا در زمره حاجيان بيت الله الحرام و رهروان كوي دوست محسوب شوم . از آنجايي كه در خصوص اين سفر سراسر معنوي و روحاني حرفهاي زيادي زده اند و ديگران بحمدالله قلمفرسايي هاي خوبي داشته اند , بنده خود را اولا قابل نمي دانم كه بخواهم در اين رابطه حرفي بزنم , ثانيا فقط از باب احساس وظيفه و مسئوليتي كه از حيث امر به معروف و نهي از منكر و دفاع از منافع مردم برخود احساس مي كنم به نظرم مي آيد نكاتي را ولو به اختصار از باب تذكار بايد عرض كنم , شايد كه دلسوزان نظام و مردم چاره اي انديشيده وانشاالله موجب اصلاح بعضي از امور گردد.
نكاتي كه دراين نوشتار مطرح مي شود طبعا بخشي از آن متوجه مسئولان حج و زيارت ايران است و بخشي هم متوجه مسئولان حج و زيارت عربستان و بخشي هم توصيه هايي به مردم عزيزمان است كه انشاالله مورد استفاده قرار گيرد.
قبل از هر چيز اين مطلب را ابتدا متذكر مي شوم كه قصد تضعيف هيچكس و هيچ سازماني در بين نيست و فقط احساس وظيفه اي ديني و تعهدي كه با خداي متعال وخداي كعبه داريم ما را وامي داردكه از اين تذكرات چشم پوشي نكرده و عليرغم اينكه همه مسئولان حج و زيارت هر ساله بعد از سفر حج به تعريف وتمجيد از اين سفر و كيفيت برگزاري آن پرداخته و خود راموفق معرفي مي كنند با رويكردي انتقادي به اين موضوع پرداخته و به واقعيتها نگاه كرده و ببينيم آيا واقعا زائران ايراني از خدمتگزاري متوليان حج و زيارت راضي هستند و يا هركدام دهها انتقاد و دلي پردرد دارند. بنده چون به عنوان يك زائر در يك كاروان معمولي حضور داشتم و در متن مردم بودم با بسياري از مشكلات و مسائل از نزديك ارتباط داشتم و مكرر حرفها وانتقادهاي زائران را مي شنيدم و به بعضي از آنان نيز قول دادم در بازگشت از سفر به طرح بعضي از اين مسائل در مطبوعات بپردازم , بلكه كارگر افتد.

زيارت خانه خدا در جواني
يكي از مسائلي كه تذكر آن را به مردم عزيزمان لازم و ضروري مي دانم آن است كه سعي كنند سفر حج را در جواني بجاي آورند و نگذارند اين سفر با اهميت به ايام پيري و ناتواني بيفتد , چرا كه بسياري از اعمال و مناسك اين سفر نيروي جوان را مي طلبد و بسياري از پيران و سالخوردگان كه از بجا آوردن بعضي از اعمال ومناسك حج ناتوان مي باشند , مجبور هستند براي كارها و اعمال خود نائب بگيرند و طبعا آن لذت و حظي كه بايد از اين اعمال و عبادات ببرند , نخواهند برد و ميزان بهره وري آنها از اين سفر كمتر خواهد شد.
به اضافه اينكه اگر كسي در جواني موفق شود اعمال حج را انجام دهد , باتوجه به اثر سازندگي معنوي كه در اين سفر وجود دارد , اثرات معنوي و اخلاقي حج تمتع و زيارت خانه خدا و مشاهد مشرفه مسجدالنبي (ص ) وقبور ائمه بقيع (ع ) دراو ماندگار خواهد شد وميثاقي كه يك جوان در خانه خدا و با خداي كعبه مي بندد او را از بسياري خطاها و انحرافات مصون و محفوظ خواهد داشت , پس چه بهتر كه از ابتداي جواني با خداي خود عهد ببندد كه غير از طريق او ره نپيمايد و هميشه بنده خدا باشد و از بندگي شياطين احتراز نمايد , چرا كه شيطان در هر شكل و وضعش دشمن آشكار و قسم خورده انسان است و تنها چيزي كه مي تواند انسان را نجات دهد , اتصال به پروردگار وبندگي خداي عالميان است كه فرمود : « الم اعهد اليكم يا بني آدم ان لاتعبد وا الشيطان انه لكم عدو مبين و ان اعبدوني هذا صراط مستقيم » .
« اي فرزندان آدم , آيا با شما عهد و پيمان نبستيم كه بندگي شيطان رانكنيد , او براي شما دشمني معلوم وآشكار است , پس مرا بندگي وعبادت كنيدكه راه صحيح ومستقيم فقط همين است » .
به هر حال حظ و بهره اي كه يك جوان از سفر حج مي برد هيچگا قابل قياس با ديگران نيست واين سفر در ابتداي جواني مي تواند جان مايه حركت معنوي او تا پايان عمر باشد و خاطرات و معنويات اين سفر ره توشه اي است كه تا زنده هست , هميشه چراغ راه و روشني بخش آينده اوخواهد بود.
علاوه بر اينها از جهت توانايي جسمي براي اعمال ومناسك حج , اگر نيروي جواني باشد , براحتي قابل انجام است والا دچار مشكلات متعددي خواهند شد كه فعلا در اين مقال قصد طرح آنها را ندارم , فقط از باب مثال دو يا سه نمونه آنها را عرض مي كنم .
در ايام حج تمتع به سبب جمعيت چند ميليوني كه در مكه حضور دارند , طبعا بسياري از اعمال از جمله طواف خانه خدا در ازدحام هاي عجيبي انجام مي شود كه تحمل آن جمعيت و فشارهاي پي در پي در حين طواف براي پيران و سالخوردگان وبسياري از افراد ممكن نيست و اين طواف هابسيار با سختي و فشار انجام مي شود , ولي اگر طائف فرد جواني باشد , اين فشارها و سختي ها برايش قابل تحمل است و براحتي از عهده انجام اعمال برخواهد آمد.
نمونه ديگر پياده روي هايي است كه در سفر حج وجود دارد , سعي صفا و مروه يكي از اعمالي است كه هر زائر خانه خدا انجام مي دهد , مسافت بين كوه صفا وكوه مروه حدود چهارصد متر است كه هفت بار بايد اين مسير طي شود , يعني پياده روي حدود سه كيلومتر وطبعا اين پياده روي براي جوانان بسيار آسان تر است و براحتي از عهده انجام آن برمي آيند و حال آنكه بسياري از سالخوردگان براي اين عمل يا نيابت مي گيرند و يا به سختي آن را انجام مي رسانند.
البته بعضا پياده روي هاي پيش بيني نشده اي هم ممكن است براي زائرين خانه خدا بوجود آيد كه از جمله آنها هنگام بازگشت از عرفات به سوي مشعرالحرام است . زائران خانه خدا پس از وقوف در عرفات , بلافاصله پس از نماز مغرب وعشا حركت به سوي سرزمين مشعرالحرام را آغاز مي كنند ولي ترافيك سنگيني كه بر راههاي عرفات تا مشعر حاكم است , بعضا زائرين را مجبور مي كند كه بناچار از اتوبوسهاي خود پياده شده و مابقي مسير را با پاي پياده طي كنند كه اين وضعيت براي خود بنده در سال 1370 پديد آمد و ما بعد از گذشت چندين ساعت ديديم هنوز در عرفات هستيم و تا مشعر مسافتي در حدود 12 كيلومتر است و قبل از اذان صبح هم بايد در مشعر باشيم تا از ابتداي اذان صبح وقوف در مشعرالحرام را آغاز كنيم , بناچار همراه جمعي از اعضاي كاروان از اتوبوس پياده شده و سر به بيابان گذاشتيم و اين مسير را چند ساعته پياده روي كرده و قبل از اذان صبح خود را به مشعرالحرام رسانديم , در همين امسال نيز اين وضعيت براي كاروان ما پديد آمد و روحاني و مديركاروان وقتي ديدند تا ساعت يك نيمه شب هنوز از عرفات خارج نشده اند , بناچار به زائرين گفتند بايد پياده شويد تا با پاي پياده اين مسير را طي كنيم , چون اگردر اتوبوس بنشينيم معلوم نيست وقوف در مشعر را درك كنيم , البته اكثريت زائرين حركت مي كنند و با پاي پياده قبل از اذان صبح به مشعرالحرام مي رسند واز طلوع آفتاب نيز از مشعرالحرام به سوي مني حركت كرده و پس از آن از مني نيز به سوي رمي جمرات حركت مي كنند كه در مجموع در يك شب تا صبح قريب بيست كيلومتر را با پاي پياده طي مي كنند و حال آنكه بسياري از آنها پاهايشان تاول زده و متورم شده بود و آثاراين تاول ها حتي در بازگشت به ايران هنوز موجود بود.گرچه تعدادي از زائرين كه قدرت راه پيمايي نداشتند از همان عرفات دراتوبوس ماندند وعصر فرداي آن روز به مني رسيدند و اعمال آنهابعلت عدم درك وقوف در مشعر دچار مشكلات وگرفتاريهاي فراواني شد.
رمي جمرات و ازدحام هاي آن نيز همواره يكي از مشكلات جدي حج تمتع بوده است كه حتي در بسياري ازسالها قربانيان زيادي داده است و سال گذشته نيز صدهانفر در مسيررمي جمرات جان باختند , البته خوشبختانه اين مشكل امسال تا حدود زيادي مرتفع شده بود و با تدابيري كه اتخاذ گرديده بود از جمله طويل كردن جمره عقبه , وسطي و اولي , انجام رمي جمرات بسيار آسان شده بود ولي در عوض آن روز سوم ايام تشويق در حالي كه اكثر زائران ايراني سرزمين مني را ترك كرده بودند , اما بسياري از زائران ديگر كشورها مشغول رمي جمرات بودند , باران سيل آسايي شروع به باريدن كرد كه خوشبختانه بنده چون از ابتدا تا انتهاي آن را شاهد و ناظر بوم از خاطرات بيادماندني و تاريخي اين سفرم گرديد.
شدت و حجم اين باران به حدي بود كه انسان قادر به ديدن چندمتري خود نبود بعلاوه باد با سرعتي كه مي وزيد هرگونه حركت و راهپيمايي رامشكل كرده بود , به هر صورتي بود كه خود را به رمي جمرات رساندم , ديدم سيل عظيمي به جريان افتاده و در كنار رمي جمرات تا بالاي زانوها آب مثل رودخانه جريان داشت و در چنين شرايطي سنگها را به شيطان زديم , هنگام بازگشت از مني , نگاهي به كوههاي اطراف منا انداختم , ديدم تمام كوهها مانند چشمه هاي جوشاني شده است كه در دامنه ها تبديل به رودخانه هاي مواجي مي شود و به سمت سرزمين مني و شهر مكه درحركتند , به گفته مسئولان عربستان اين بارندگي و سيل بوجود آمده در 50 يا 60 سال اخير در مكه بي سابقه بوده است , از مني به شهر مكه آمدم , خيابانهاي مكه را آبي در عمق يك متر فراگرفته بود و حركت خودروها متوقف و پليس تلاش مي كرد تا تعدادي قايق هاي موتوري را به سرزمين مني ونقاط گود وپست مكه كه ارتفاع آب در آنها به چندين متر مي رسيد , برساند , بنا بر اظهارات مسئولان عربستان در اين حادثه عجيب تعدادي از زائرين غير ايراني جان باختند , گرچه تعداد زيادي از زائرين ايراني در مني و مكه دچار آسيب شدند و بسياري ساعتها در محاصره سيل ماندند تا آخر شب با عبور از آبها بالاخره با كمك همراهان و ديگران توانستند خود را به كاروانها و اقامتگاهها برسانند.
به هر حال همه اين قضايا اين نكته را مي رساند كه اعمال حج در جواني بهتر قابل انجام است و بواسطه اثرات سازندگي معنوي آن نيز بهتر است كه اين سفر در جواني انجام پذيرد.
جالب است بدانيد زائرين كشورهاي آسياي دور غالبا در سنين جواني به حج مشرف مي شوند و يكي از دلايل آن هم اين است كه بسياري از آنان از بدو تولد كودكانشان , قلك هايي را براي آنها تهيه مي كنند به نام قلك حج و يا حسابي براي آنها باز مي كنند به نام حساب حج و از كودكي هر كس مي خواهد هديه اي و پولي به اينها بدهد , در اين صندوق مي ريزند و بدين ترتيب غالب آنان در اولين سالهاي جواني داراي استطاعت براي حج مي شوند و با شور و عشق و علاقه فراوان به زيارت خانه خدا نائل مي شوند و بنده در اين سفر با برخي از آنان ديدار داشتم . بسيار خوب است چنين الگويي در كشور ما هم رايج شود و به جاي بسياري از هدايا و خرجهاي زائد كه بي مصرف و بي رويه براي بچه ها انجام مي دهيم , حسابي و يا صندوقي به نام حج براي فرزندانمان باز كنيم و اين پولها كم كم ذخيره حساب حج آنها باشد تا انشاالله در آغاز جواني بتوانند به زيارت خانه خدا مشرف شوند و اثرات سازنده اين سفر تا پايان عمر براي آنان باقي بماند.
تلاوت قرآن در حج
نكته ديگري كه مي خواهم در اين مقال به آن اشاره نمايم , بحث تلاوت قرآن در حج است كه خوشبختانه امسال با تاكيدات پي درپي رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي ) مبني بر تلاوت و انس با قرآن در فرصتهاي حج , رويكرد به قرآن و قرائت و تلاوت قرآن به صورت فردي و گروهي بسيار خوب بود , بطوري كه بسياري از كاروانها برنامه تلاوت روزانه يك جز و يا حتي بيشتر قرآن را در محل كاروانها و يا در مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص ) داشتند و خود بنده در كارواني كه بوديم همين برنامه را داشتم و بسياري از زائرين را سراغ دارم كه موفق شدند چندين ختم قرآن در مكه و مدينه داشته باشند. البته بعثه مقام معظم رهبري هم طبق معمول همه ساله حدود سي نفر از قاريان و حافظان قرآن را مجانا به حج آورده بود تا اينها به فضاي قرآني حج كمك كنند و برنامه هاي قرآني در مكه و مدينه اجرا كنند.
در خصوص كم و كيف برنامه هاي اين قاريان و يا چگونگي انتخاب آنها و اعزام آنان و يا ارزيابي كار آنها بحث و سخن بسيار است و مجال مستقلي را مي طلبد ولي تنها به يكي دو نكته اشاره مي نمايم .
شايد در خبرها شنيده باشيد كه قاريان قرآن در مسجدالحرام برنامه تلاوت قرآن دارند و در حقيقت بهترين كارنامه اي كه براي اين گروه عنوان مي شود همين برنامه است , حال ببينيم اين برنامه چگونه است و چگونه بايد باشد.
اولا قاريان در طول مدت سفر خود 14 شب در مسجدالحرام در طبقه فوقاني , روبروي ناودان طلاي خانه خدا اجراي برنامه دارند و زمان برنامه آنها نيز تقريبا يك ساعت است , اما آنها كه از نزديك اين برنامه را ديده اند , شاهد هستند كه اين برنامه عليرغم آنكه قاريان خوب و برجسته اي در آن حضور دارند , اما ثمره چنداني ندارد چرا كه در فضاي وسيع مسجدالحرام كه دهها هزار متر مساحت آن است و صدها هزار نفر را در خود جاي داده است و سر و صداهاي زيادي از هر گوشه اي بلند است , صداي يك قاري تا چند متر طنين دارد و چه مجموعه اي را مي تواند تحت پوشش قرار دهد , تقريبا اين برنامه مانند تجمعي است كه يك كاروان معمولي انجام مي دهد!
امسال ديگر كاروانهاي ايراني همزمان با برنامه قاريان در كنار آنها تجمع داشتند و هر يك براي خود جداگانه برنامه داشتند و در حقيقت برنامه قاريان در حد برنامه معمولي يك كاروان تنزل پيدا كرده و عده معدودي را به خود مشغول كرده بود , حال آيا ارزش آن دارد كه اينقدر هزينه شود و يك عده اي مجانا به حج بروند و اين هم حاصل كار باشد يا فوقش در اجتماعات و سمينارهاي بعثه جمهوري اسلامي ايران به تلاوت بپردازند !
اختصاص كرسي تلاوت قرآن به قاريان ايراني در مسجدالحرام
همه مي دانند بنده خود يك خادم قرآن هستم و هرگز با اعزام قاريان و حافظان به حج البته با رعايت شرايط و ضوابط و اولويتها مخالف نيستم , بلكه معتقدم مسئولان حج و زيارت ايران بايستي بستر مناسب را براي استفاده بهينه از وجود اين قاريان فراهم آورند ولي تاكنون چنين اقدامي صورت نگرفته است , افرادي كه به حج مشرف شده اند , در مسجدالحرام مشاهده كرده اند كه كرسي هاي متعددي در نقاط مختلف مسجد وجود دارد كه در بعضي از ساعات بخصوص در بين الصلاتين مغرب و عشا واعظان و خطبا با استفاده از بلندگوهايي كه هر يك شعاع حداقل بيست متري را تحت پوشش قرار مي دهد و پاي هر يك از اين كرسي ها جمعيت هايي حدود پانصد الي هزار نفر به استماع گويندگان مي پردازند. اين گويندگان غالبا به زبان عربي سخن مي گويند و بيشتر هم احكام مي گويند و بعضا به اصول اعتقادات و پاسخ به سئوالات مي پردازند , البته براي برخي از زبانها و كشورها مثل پاكستاني ها و اردو زبانها نيز كرسي هايي از اين قبيل در مسجدالحرام تعيين شده كه مورد استفاده خطباي معيني است و متاسفانه خطبا در اين كرسي ها غالبا به تشريح عقايد مذهب وهابيت مي پردازند و پيوسته هم عوض ايجاد وحدت بين مسلمين و تقريب مذاهب در فكر ايجاد اختلاف و تفريق بين مذاهب هستند.
جمهوري اسلامي ايران تاكنون از اين كرسي هاي تبليغي بي بهره بوده است و حال آنكه اين حق كشور ما است كه از ميان دهها كرسي تبليغي در مسجدالحرام لااقل يك كرسي را در اختيار داشته باشد. حالا بنده پيشنهاد ديگري دارم , از خير تبليغ مي گذريم , اما لااقل مي توانيم از مسئولان حج و زيارت سعودي درخواست كنيم كه در بين الصلاتين مغرب و عشا اجازه دهند يك كرسي فقط براي تلاوت قرآن در اختيار ايراني ها باشد و اين قاريان ممتاز لااقل با استفاده از يك بلندگويي كوچك , صدايشان به پانصد نفر زائر خانه خدا برسد و چه چيزي بهتر از تلاوت و قرائت قرآن در خانه خدا , اين موضوع حداقل كاري است كه مي تواند با هماهنگي مسئولان حج و زيارت سعودي انجام شود.
استفاده تفرقه افكنانه از بلندگوهاي مسجدالحرام
گرچه در اينجا تذكر اين نكته را به مسئولان حج و زيارت عربستان و حرمين شريفين لازم و واجب مي دانم و آن اينكه آنان حق ندارند از بلندگوهاي مسجدالحرام در جهت ايجاد تفرقه بين مسلمين استفاده نمايند , كمااينكه پس از انقلاب اسلامي ايران در هيچ نمازجمعه اي و يا اجتماعي رسمي و عمومي اجازه داده نمي شود كسي به ديگر مذاهب حمله كند و يا گاهي در جهت تفريق بين مسلمين بردارد , ولي متاسفانه در يكي از شبها كه در مسجدالحرام در طبقه پشت بام مسجد منتظر وقت اقامه نماز عشا بودم و از تمام بلندگوهاي سرتاسر پشت بام مسجدالحرام صداي وعظ يكي از كرسي هاي مبلغين وهابي از طبقه پائين به گوش مي رسيد , شخصي از او سئوال كرد نظر شما راجع به شيعه چيست خيلي عجيب بود كه آن واعظ بدون توجه به وجود دهها هزار شيعه كه از اقصي نقاط دنيا در همان لحظه در مسجدالحرام حضور داشتند , بدترين اهانت ها و دروغ ها را به مذهب شيعه رواداشت و اصلا آنها را از دين خارج دانست و فقط حكم قتل آنها را صادر نكرد!! اين چه گفتماني است كه هنوز در بين بعضي از روحانيون عربستان حاكم است چرا نسبت به ديگر مسلمانان اينطور فكر مي كنند و اصلا چرا از بلندگوي مسجدالحرام اينطور استفاده گروهي و شخصي و تفرقه افكنانه مي شود واقعا از مسئولان عربستان كه خواهان مسالمت و عدم تشنج بين دو كشور هستند جاي تعجب است , چگونه اجازه مي دهند بعضي از متعصبين از بلندگوهاي حرمين شريفين چنين استفاده هايي را بكنند و برخلاف مصالح مسلمين و حداقل برخلاف مصالح دو كشور مهم و بزرگ ايران و عربستان چنين حرفهايي را بزنند.
جمهوري اسلامي ايران تاكنون از كرسي هاي تبليغي كه در مسجدالحرام وجود دارد بي بهره بوده است , شايسته است مسئولان حج و زيارت تلاش كنند لااقل يك كرسي در مسجدالحرام اختصاص به تلاوت قرآن توسط قاريان ممتاز ايراني داشته باشد.
مسئولان اداره حرمين شريفين مكه و مدينه حق ندارند از بلندگوهاي مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص ) در جهت ايجاد تفرقه بين مسلمين استفاده كنند بلكه برعكس بايستي منادي ايجاد وحدت و تقريب بين مذاهب مسلمين باشند
حظ و بهره اي كه يك جوان از سفر حج مي برد قابل قياس با ديگران نيست , اثرات سازنده اي كه در حج به لحاظ معنوي در جوانان پديد مي آيد , جان مايه حركت معنوي آنان و ره توشه اي است كه تا زنده هستند , هميشه چراغ راه و روشني بخش آينده آنها خواهد بود

عيدي نمايندگان !


رئيس مجلس شوراي اسلامي در توجيه عيدي يك ميليون و صد هزار توماني نمايندگان عنوان كرده اختصاص اين مبلغ جزو حقوق مسلم نمايندگان مجلس است .
آقاي غلامعلي حدادعادل اضافه كرده كه وظيفه خطير نمايندگي ايجاب مي كند دست نماينده براي انجام برخي كارهاي جاري باز باشد و بتواند به مراجعان خود كه مشكل مالي دارند كمك كنند.
وي همچنين گفته هر نماينده يك دفتر دارد كه در اين دفتر چند نفر مشغول به كارند و در پايان سال اين كارمندان دفتر چون از دولت حقوق و مزايايي دريافت نمي كنند , نماينده بايد به وي حقوق و عيدي بدهد و اينگونه مبالغ مي تواند در اين جهت نيز مصرف شود.
نگارنده درصدد پاسخ به اظهارات رئيس مجلس نيست ولي در مورد اين سخنان برخي نكات قابل ذكر است :
اول اينكه رئيس مجلس عنوان كرده اين يك ميليون و صدهزار تومان حق مسلم نماينده است . آيا اقشار ديگر جامعه مثل كارگران و كارمندان هم نبايد از حقوق مسلم و واقعي خود برخوردار شوند , بعبارت ديگر آيا ديگراني كه به نماينده مجلس راي داده اند , به حقوق مسلم خود رسيده اند كه نوبت به وكيل آنان رسيده !
ديگر اينكه عنوان شده هر نماينده داراي يك دفتر است كه تعدادي كارمند در آن مشغول بكار هستند و اين قبيل مبالغ به عنوان حقوق و عيدي آنان نيز بكار مي رود. سئوال اينست آيا حقوق و عيدي كارمندان دفتر نماينده مجلس بايد از بيت المال پرداخت شود آيا واقعا اين توجيه درستي است
اساسا آيا اختصاص اين قبيل مبالغ ميليوني و چند صد هزار توماني به نماينده مجلس كه مسبوق به سابقه است و از نظر شرعي درست است
نماينده اي كه مي خواهد قوانين اجراي عدالت اجتماعي را تدوين و تصويب نمايد , آيا با شكم سير و بنيه مالي قوي مي تواند درد و رنج معيشتي بسياري از موكلين خود را درك كند اتفاقا نگارنده معتقد است وكيل مردم بايد بيش از موكلين خود درد فقر را لمس كند , تا بتواند درست و به سرعت وبا دقت تصميم گيري كند.
سالهاست در كشور ما مديران و مسئولان , وقتي مرتكب خطا و اشتباهي در عملكرد خود مي شوند , نمي خواهند صريحا به اشتباه خود اعتراف كنند و سعي در توجيه عملكرد خود برمي آيند , درحاليكه تجربه نشان داده در صورت اعتراف به اشتباه , اعتماد مردم به مسئولين بيشتر خواهد شد و آنان را از صف خود جدا نمي كنند.
چه خوب است نمايندگان مجلس آن مبلغي را براي عيدي و پاداش خود اختصاص دهند كه ديگر كارمندان دولت آنرا دريافت كرده اند و بقيه مبلغ يك ميليون و صد هزار توماني را به بيت المال برگردانند تا درجايي صرف شود كه سزاوار است . به نظر اين اقدام هم شرعي و هم قانوني است و موجب رضاي مردم كه رضاي خداوند را نيز انشاالله در پي دارد , خواهد شد.
سيدرضايي