اين دو از والاترين و شريفترين واجبات هستند , و به
وسيله اين دو واجب , ديگر واجبات برپا مي شود. وجوب آن
دو از ضروريات دين , و منكر وجوب آن در صورت توجه به
لوازم انكار خود و پذيرش آن , كافر خواهد بود . (1 )
امر به معروف ونهي از منكر دو اصلي است در اسلام كه
همه چيز را مي خواهد اصلاح كند , يعني با اين دو اصل
مي خواهد تمام قشرهاي مسلمين را اصلاح بكند , به همه
ماموريت داده . به همه , به تمام افراد زير پرچم ماموريت داده
كه بايد وادار كنيد همه را به كارهاي صحيح و جلوگيري كنيد از
كارهاي فاسد . (2 )
همان طوري كه هر شخص و هر فردي موظف است كه
خودش را اصلاح كند , موظف است كه ديگران را هم اصلاح
كند. اصل امر به معروف و نهي از منكر براي همين است كه
جامعه را اصلاح كند . (3 )
انبياي عظام , تا آن جا كه توانستند جديت كردند كه ظلم را
از اين بشر ظالم بزدايند , به موعظه , به نصيحت , به امر به
معروف , به نهي از منكر . (4 )
نهي از منكر اختصاص به روحاني ندارد , مال همه است ,
امت بايد نهي از منكر بكند , امر به معروف بكند , (5 )
من مراعات همه شما را بكنم , شما هر يك مراعات همه را ,
يك همچو برنامه است كه همه را وادار كرده كه به همه چرا
بگوييم , همه را , هر فردي , به فردي لازم كرده به اينكه امر به
معروف كند . (6 )
امر به معروف و نهي از منكر از اموري است كه بر همه كس
واجب است , يك چيزي نيست كه بر يكي واجب باشد بر
ديگري نه , همه ما مكلفيم كه همان طور كه مكلفيم كه خودمان
را حفظ كنيم و خارج كنيم از ظلمت به نور , مكلف هستيم
ديگران را همين طور دعوت كنيم . (7 )
امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است . اگر
يك خلاف يكي كرد بايد او را نهي بكنيد , بايد بازداريد او را از
اين كار . (8 )
امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است . اگر
يك خلاف يكي كرد بايد او را نهي بكنيد , بايد بازداريد او را از
اين كار . (8 )
ما همه امروز وظيفه داريم , امر به معروف و نهي از منكر بر
همه مسلمين واجب است , جلوگيري از منكرات بر همه
مسلمين واجب است , سفارش به حق كه امر به معروف است و
نهي از منكر است بر همه مسلمين واجب است . شما و ما
موظفيم كه هم در تمام اموري كه مربوط به دستگاههاي اجرايي
است امر به معروف كنيم و اگر اشخاصي پيدا مي شوند كه
خلاف مي كنند , معرفي كنيم به مقاماتي كه براي جلوگيري مهيا
هستند و مشكلات را هم تحمل كنيم . (9 )
از اين جهت كه شما مي خواهيد اطاعت امر خدا را بكنيد ,
نهي از منكر كنيد . (10 )
آن مردمي كه دارند حيثيت اسلام را از بين مي برند , حقوق
ضعفا را پايمال مي كنند و ... بايد نهي از منكر كرد . (11 )
اگر در سكوت علماي دين و پيشوايان مذهب , ترس اين
باشد كه معروف منكر و منكر معروف شود , برايشان واجب
است علم خود را آشكار نمايند , و سكوت جايز نيست . (12 )
من مسائل كلي را قبلا نوشته ام كه بايد ايران يك مملكت
اسلامي و همه چيزش اسلامي باشد. اگر كسي در احوال
شخصي اش مرتكب معصيت و فساد هم بشود و بر فرض اثبات
هم , روي موازين شرعي بايد امر به معروف و نهي از منكر
نمود. نبايد كسي از اين معنا سو استفاده كند و در خيابانها كار
خلاف شرع انجام دهد . (13 )
« ... با او با كلام نرم لين گفتگو كند , باشد كه به ياد خدا افتد
و از كردار خود و عاقبت امر بترسد. » اين دستور امر به معروف
و نهي از منكر است .... اكنون تو نيز كه مي خواهي امر به
معروف و نهي از منكر كني و خلق خدا را ارشاد كني از اين
ايات شريفه الهيه كه براي تذكر و تعلم فرو فرستاده شده متذكر
شو , تعلم گير , با قلب پر از محبت و دل با عاطفه با بندگان خدا
ملاقات كن و خير آنها را از صميم قلب طالب شو و چون قلب
خود را رحماني و رحيمي يافتي به امر و نهي و ارشاد قيام كن
تا دلهاي سخت را برق عاطفه قلبت نرم كند و آهن قلوب , به
موعظه آميخته با آتش محبت لين گردد و اين وادي غير از
وادي بغض في الله و حب في الله است كه انسان بايد با اعدا
دين عداوت داشته باشد . (14 )
و باب امر به معروف و نهي از منكر از وجهه رحمت
رحيميه است . پس , بر آمر به معروف وناهي از منكر لازم است
كه به قلب خود از رحمت رحيميه بچشاند , و نظرش در امر و
نهي خودنمايي و خودفروشي و تحميل امر و نهي خود نباشد ,
زيرا كه اگر با اين نظر مشي كند , منظور از امر به معروف و نهي
از منكر , كه حصول سعادت عباد و اجراي احكام الله در بلاد
است , حاصل نشود. بلكه گاه شود كه از امر به معروف انسان
جاهل نتيجه معكوس حاصل شود , و چندين منكر سربار شود
براي يك امر و نهي جاهلانه كه از روي خواهش نفساني و
تصرف شيطاني واقع شود. و اما اگر حس رحمت و شفقت و
حق نوعيت و اخوت انسان را به ارشاد جاهلان و بيدار كردن
غافلان وادار كند , كيفيت بيان و ارشاد كه از ترشحات قلب
رحيمانه است طوري شود كه قهرا تاثير در مواد لايقه بسزا كند
و قلوب صلبه سخت را نيز از آن استكبار و استنكار فرو
نشاند . (15 )
سزاوار است كه آمر به معروف و ناهي از منكر در امر و نهي
ومراتب انكار خود مانند پزشك معالج مهربان يا پدر مهربان
مراعات شخص آلوده به گناه را بنمايد , انكار او لطف و رحمت
براي مرتكب و بلكه براي همه امت باشد , و سزاوار است قصد
او تنها خدا و رضايت او باشد , و عمل خود را از آميخته شدن
با هواهاي نفساني و اظهار بزرگي , حفظ كند , و نفس خود را
منزه نداند و براي آن برتري و بزرگي بر مرتكب قائل نباشد , چه
بسا مرتكب منكر هر چند مرتكب گناهان بزرگ , صفات
پسنديده اي داشته باشد كه خدا او را به خاطر اين صفات
دوست دارد , گر چه به واسطه ارتكاب گناه عملش مبغوض
خداوند است , و اي بسا امر و نهي كننده به عكس او باشد
(صفاتي را داراست كه مورد رضايت خداوند نيست ) هر چند
بر خود او مخفي است . (16 )
از بزرگترين مصاديق امر به معروف و نهي از منكر و
شريفترين و دقيقترين و شديدترين آنها از نظر تاثير و
دلنشين ترين آنها بويژه اگر آمر و ناهي از علماي دين و سران
مذهب باشد , آن امر به معروف و نهي از منكري است كه از
شخصي صادر شود كه خود لباس معروف چه واجب و چه
مستحب را به تن كرده باشد , و از منكر بلكه از مكروه دور باشد
(يعني خود عامل به معروف و تارك منكر باشد) و كسي باشد
كه به اخلاق انبيا و اهل معنويت اراسته باشد , و از اخلاق
نادانان و اهل دنيا بدور باشد تا با عمل و روش و اخلاقش , آمر
وناهي باشد و مردم به او اقتدا كنند , و اگر العياذ بالله خلاف
اين باشد و مردم ببينند عالمي كه مدعي جانشيني پيامبران و
رهبري امت است , آنچه را مي گويد , عمل نمي كند , اين وضع
موجب ضعف عقيده مردم و جرات پيدا كردن آنان بر گناهان و
بدگماني ايشان نسبت به علماي گذشته خواهد شد. به همين
جهت بر علما , خصوصا سران مذهب لازم است از مواضع و
موارد تهمت دوري كنند و از بزرگترين موارد تهمت , نزديك
شدن به پادشاهان ستم و روساي ستمگر مي باشد و بر امت
اسلامي لازم است كه اگر عالمي را اينچنين ديدند , كار او را با
احتمال صحت حمل بر صحت نمايند (و بگويند اين كار او به
خاطر مصلحتي بوده ) و اگر احتمال صحت نسبت به كار او
نمي دهند بايد از او دوري كنند و او را طرد كنند , زيرا او غير
روحاني است كه به لباس روحانيون درآمده و شيطاني است كه
در لباس علما است . (17 )
پاورقي :
1 ـ تحريرالوسيله , ص 424
2 ـ صحيفه نور , ج 9 , ص 195
3 ـ صحيفه نور , ج 7 , ص 285
4 ـ صحيفه نور , جلد 19 , ص 19
5 ـ صحيفه نور , ج 8 , ص 47
6 ـ صحيفه نور , ج 9 , ص 194
7 ـ صحيفه نور , ج 11 , ص 84
8 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 60
9 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 245
10 ـ صحيفه نور , ج 6 , ص 116
11 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 431
12 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 434
13 ـ صحيفه نور , ج 17 , ص 168
14 ـ آداب الصلوه , ص 239
15 ـ آداب الصلوه , ص 237
16 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 442
17 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 442
با قلب پر از محبت , و دل با عاطفه با بندگان خدا
ملاقات كن و خير آنها را از صميم قلب طالب شو , و
چون قلب خود را رحماني و رحيمي يافتي به امر و
نهي و ارشاد قيام كن تا دلهاي سخت را برق عاطفه
قلبت نرم كند و آهن قلوب , به موعظه آميخته با
آتش محبت لين گردد
امر به معروف و نهي از منكر از والاترين و
شريف ترين واجبات هستند , و به وسيله اين دو
واجب , ديگر واجبات برپا مي شود

|
جايگاه و نقش محوري « تقوا » از ديدگاه ائمه دين
|
صعد رسول الله (ص ) المنبر فقال ان الناس من آدم الي
يومنا هذا مثل اسنان المشط لافضل للعربي علي العجم و لا
للاحمر علي الاسود الا بالتقوي .
نبي اكرم (ص ) در منبر فرمود : مردم , از آدم تا امروز همانند
دندانه هاي شانه با يكديگر يكسانند , عرب را بر عجم فضيلتي
نيست و سرخ رويان بر سياهان برتري و تفوقي ندارند , تنها
متقيان پاكدل و درستكار , گروه ممتاز جامعه هستند.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : انا و الاتقيا من امتي برا
من التكلف .
رسول اكرم (ص ) فرموده است كه : من و تقواپيشگان امت من
از تن دادن بكارهاي تحميلي كه آميخته به تصنع و مايه
ناراحتي و مشقت است منزه و مبرا هستيم .
قال علي عليه السلام : من تذلل لابنا الدنيا تعري من لباس
التقوي .
علي عليه السلام فرموده : كسي كه در مقابل شيفتگان دنيا
اظهار ذلت كند و براي دلباختگان مال و مقام تن بخواري بدهد
با اين عمل , جامه تقوا و پاكي را از خود بدر آورده است .
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من اراد ان يكون اعز الناس
فليتق الله عزوجل .
رسول اكرم (ص ) فرموده است : آنكس كه ميخواهد عزيزترين
مردم باشد بايد از گناه اجتناب نمايد و به تقوا و پرهيزكاري
بگرايد.
قال علي عليه السلام : من سره الغني بلامال و العز بلاسلطان و
الكثره بلاعشيره فليخرج من ذل معصيه الله سبحانه الي عز
طاعته .
علي (ع ) فرمود : آنكس كه دوست دارد بدون ثروت , غني
باشد و بدون سلطنت عزيز باشد و بدون عشيره و خانواده تنها
نباشد البته بايد از ذلت گناهكاري خارج گردد و بمحيط عز
اطاعت الهي وارد شود.
عن ابيعبدالله عليه السلام في قول الله عزوجل « فالهمها
فجورها و تقويها » قال : بين لها ما تاتي و ماتترك .
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرموده است كه
خداوند بر بشر واضح و آشكار ساخت آنچه را كه خوب است
و بايد به آن عمل كند و آنچه را كه بد است و بايد ترك گويد.
و هديناه النجدين .
ما بشر را به خير و شرش هدايت نموديم . (سوره 90 , آيه 10 )
عن رسول الله صلي الله عليه و آله انه سئل فيما النجاه غدا
فقال : انما النجاه في ان لاتخادعوا الله فيخدعكم فانه من يخادع
الله يخدعه و يخلع منه الايمان و نفسه يخدع لو يشعر فقيل له
و كيف يخادع الله قال يعمل بما امر الله به ثم يريد به غيره
فاتقوا الله واجتنبوا الرثا فانه شرك بالله ان المرائي يدعي يوم
القيمه باربعه اسما : يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر حبط
عملك و بطل اجرك .
از رسول اكرم (ص ) سوال شد كه فرداي قيامت نجات در
چيست حضرت در جواب فرمود : نجات تنها در اين است كه
با خداوند از در خدعه و فريب وارد نشويد كه خداوند با شما
خدعه نمايد. زيرا هر كس با خدا خدعه كند خدا با او خدعه
خواهد كرد و ايمانش را از وي سلب ميكند. كسيكه با خدا
خدعه ميكند اگر درست بفهمد در واقع خود را فريب داده
است . گفته شد يا رسول الله چگونه با خدا خدعه ميكند
فرمود : فريضه اي را كه خداوند به آن امر فرموده انجام ميدهد
ولي در نيت غير خدا را اراده مينمايد. سپس فرمود : راه تقوا در
پيش گيريد و از ريا بپرهيزيد كه ريا شرك بخداوند است و
رياكار در قيامت به چهار اسم خوانده ميشود : اي كافر , اي
فاجر , اي مكار , اي زيانكار , اعمالت بر باد رفت و اجرت باطل
شد.
في الخبر : الزموا التقوي و استعيدوها
در حديث آمده است كه : همواره ملازم تقوا و پرهيزگاري
باشيد و خويشتن را به آن عادت دهيد.
قال رجل للحسن (ع ) ان لي ابنه فمن تري ان ازوجها له . قال
زوجها ممن يتقي الله عزوجل فان احبها اكرمها و ان ابغضها لم
يظلمها.
مردي بحضرت حسن (ع ) عرض كرد دختري دارم , بنظر شما
با چه كسي وصلت كنم . فرمود : با كسيكه متقي و با ايمان باشد ,
زيرا اگر او را دوست بدارد مورد احترامش قرار ميدهد و اگر
دشمنش بدارد به وي ستم نميكند.
عن ابيعبد الله عليه السلام قال : اوصيكم بتقوي الله و لاتحملوا
الناس علي اكتافكم فتذلوا.
امام صادق (ع ) ميفرمود : بشما سفارش ميكنم تقوا پيشه و
پرهيزكار باشيد و با ارتكاب گناه , مردم را بر خود مسلط نكنيد
و خويشتن را دچار ذلت و خواري ننمائيد.
في وصيه اميرالمومنين عليه السلام لكميل : يا كميل قل الحق
علي كل حال و واد المتقين واهجر الفاسقين و جانب المنافقين
و لاتصاحب الخائنين .
علي عليه السلام بكميل بن زياد توصيه فرمود : كه در هر حال
بحق سخن گوي , پرهيزكاران را دوست بدارد , گناهكاران را
ترك گوي , با منافقين مياميز و با خيانتكاران رفاقت مكن .
عن ابي بصير قال : سالت اباعبدالله عليه السلام عن قول الله
عزوجل , اتقوا الله حق تقاته , قال : يطاع فلا يعصي و يذكر فلا
ينسي و يشكر فلا يكفر.
خداوند در قرآن شريف فرموده است : بحقيقت تقوي ,
پرهيزگار شويد. ابي بصير معني اين آيه را از امام صادق (ع )
سئوال كرد. حضرت در جواب فرمود : متقي حقيقي كسي است
كه پيوسته مطيع اوامر الهي باشد , هرگز گناه نكند , همواره در
ياد خدا باشد , هرگز حق را فراموش ننمايد , تمام نعمتهاي
الهي را شاكر باشد , هرگز كفران نعمت نكند.
قال علي عليه السلام : من اخطا وجوه المطالب خذلته الحيل .
علي عليه السلام ميفرمود : آنكس كه راه خطا راوجهه عمل
خود قرار دهد حيله وتزوير , او را مخذول و منكوب خواهد
كرد.
قال علي عليه السلام : تصفيه العمل اشد من العمل .
علي (ع ) ميفرمود : مراقبت در پاك واقع شدن عمل دشوارتر
از خود عمل است .
الحديث : روايات تربيتي
كان يكتبها لمن يستعمله علي الصدقات , انطلق علي تقوي الله
وحده لاشريك له و لاتروعن مسلما و لاتجازن عليه كارها و
لاتاخذن منه اكثر من حق الله في ماله فاذا قدمت علي الحي
فانزل بمائهم من غير ان تخالط ابياتهم ثمن امض اليهم
بالسكينه والوقار حتي تقوم بينهم فتسلم عليهم و لاتخدج
بالتحيه لهم ثم تقول : عباد الله ارسلني اليكم ولي الله وخليفته
لاخذ منكم حق الله في اموالكم فهل لله في اموالكم من حق
فتودوه الي وليه فان قال قائل لا , فلاتراجعه و ان انعم لك منعم
فانطلق معه من غير ان تخيفه او توعده او تعسفه او ترهقه .
با تقوا و پاكي به محل ماموريت خود حركت كن . مواظب
باش مسلماني را نترساني و بدون تمايل وي از زمينش گذر
ننمائي . بيش از حق خدا از او چيزي نگيري . چون وارد آبادي
ميشوي در كنار چاه آب يا مخزن آب محل , منزل گزين و بخانه
اهالي نرو. سپس با كمال ادب در بين مردم بايست , سلام كن و
مراتب درود و تحيت خود را بطور كامل انجام ده و سپس بگو :
بندگان خدا , مرا ولي خدا نزد شما فرستاده تا حق خدا را از
شما دريافت دارم . آيا در اموال شما حقوق الهي هست كه آنرا
به ولي خدا بپردازيد اگر كسي گفت « نه » ديگر به او مراجعه
نكن واگر كسي خود را مديون شناخت براي وصول زكات با او
برو. ولي متوجه باش او را نترساني , باعث بيم و هراسش
نشوي , سخت گيري نكني و بزحمت و دشواريش نيندازي .
(منبع : الحديث , ج 1 )

| |