روزنامه جمهوري اسلامي 20/12/1383 صفحه عقيدتي

ديدگاههاي امام خميني درباره امر به معروف و نهي از منكر
جايگاه و نقش محوري « تقوا » از ديدگاه ائمه دين
ديدگاههاي امام خميني درباره امر به معروف و نهي از منكر


اين دو از والاترين و شريفترين واجبات هستند , و به وسيله اين دو واجب , ديگر واجبات برپا مي شود. وجوب آن دو از ضروريات دين , و منكر وجوب آن در صورت توجه به لوازم انكار خود و پذيرش آن , كافر خواهد بود . (1 )

امر به معروف ونهي از منكر دو اصلي است در اسلام كه همه چيز را مي خواهد اصلاح كند , يعني با اين دو اصل مي خواهد تمام قشرهاي مسلمين را اصلاح بكند , به همه ماموريت داده . به همه , به تمام افراد زير پرچم ماموريت داده كه بايد وادار كنيد همه را به كارهاي صحيح و جلوگيري كنيد از كارهاي فاسد . (2 )

همان طوري كه هر شخص و هر فردي موظف است كه خودش را اصلاح كند , موظف است كه ديگران را هم اصلاح كند. اصل امر به معروف و نهي از منكر براي همين است كه جامعه را اصلاح كند . (3 )

انبياي عظام , تا آن جا كه توانستند جديت كردند كه ظلم را از اين بشر ظالم بزدايند , به موعظه , به نصيحت , به امر به معروف , به نهي از منكر . (4 )

نهي از منكر اختصاص به روحاني ندارد , مال همه است , امت بايد نهي از منكر بكند , امر به معروف بكند , (5 )

من مراعات همه شما را بكنم , شما هر يك مراعات همه را , يك همچو برنامه است كه همه را وادار كرده كه به همه چرا بگوييم , همه را , هر فردي , به فردي لازم كرده به اينكه امر به معروف كند . (6 )

امر به معروف و نهي از منكر از اموري است كه بر همه كس واجب است , يك چيزي نيست كه بر يكي واجب باشد بر ديگري نه , همه ما مكلفيم كه همان طور كه مكلفيم كه خودمان را حفظ كنيم و خارج كنيم از ظلمت به نور , مكلف هستيم ديگران را همين طور دعوت كنيم . (7 )

امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است . اگر يك خلاف يكي كرد بايد او را نهي بكنيد , بايد بازداريد او را از اين كار . (8 )

امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است . اگر يك خلاف يكي كرد بايد او را نهي بكنيد , بايد بازداريد او را از اين كار . (8 )

ما همه امروز وظيفه داريم , امر به معروف و نهي از منكر بر همه مسلمين واجب است , جلوگيري از منكرات بر همه مسلمين واجب است , سفارش به حق كه امر به معروف است و نهي از منكر است بر همه مسلمين واجب است . شما و ما موظفيم كه هم در تمام اموري كه مربوط به دستگاههاي اجرايي است امر به معروف كنيم و اگر اشخاصي پيدا مي شوند كه خلاف مي كنند , معرفي كنيم به مقاماتي كه براي جلوگيري مهيا هستند و مشكلات را هم تحمل كنيم . (9 )

از اين جهت كه شما مي خواهيد اطاعت امر خدا را بكنيد , نهي از منكر كنيد . (10 )

آن مردمي كه دارند حيثيت اسلام را از بين مي برند , حقوق ضعفا را پايمال مي كنند و ... بايد نهي از منكر كرد . (11 )

اگر در سكوت علماي دين و پيشوايان مذهب , ترس اين باشد كه معروف منكر و منكر معروف شود , برايشان واجب است علم خود را آشكار نمايند , و سكوت جايز نيست . (12 )

من مسائل كلي را قبلا نوشته ام كه بايد ايران يك مملكت اسلامي و همه چيزش اسلامي باشد. اگر كسي در احوال شخصي اش مرتكب معصيت و فساد هم بشود و بر فرض اثبات هم , روي موازين شرعي بايد امر به معروف و نهي از منكر نمود. نبايد كسي از اين معنا سو استفاده كند و در خيابانها كار خلاف شرع انجام دهد . (13 )

« ... با او با كلام نرم لين گفتگو كند , باشد كه به ياد خدا افتد و از كردار خود و عاقبت امر بترسد. » اين دستور امر به معروف و نهي از منكر است .... اكنون تو نيز كه مي خواهي امر به معروف و نهي از منكر كني و خلق خدا را ارشاد كني از اين ايات شريفه الهيه كه براي تذكر و تعلم فرو فرستاده شده متذكر شو , تعلم گير , با قلب پر از محبت و دل با عاطفه با بندگان خدا ملاقات كن و خير آنها را از صميم قلب طالب شو و چون قلب خود را رحماني و رحيمي يافتي به امر و نهي و ارشاد قيام كن تا دلهاي سخت را برق عاطفه قلبت نرم كند و آهن قلوب , به موعظه آميخته با آتش محبت لين گردد و اين وادي غير از وادي بغض في الله و حب في الله است كه انسان بايد با اعدا دين عداوت داشته باشد . (14 )

و باب امر به معروف و نهي از منكر از وجهه رحمت رحيميه است . پس , بر آمر به معروف وناهي از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحيميه بچشاند , و نظرش در امر و نهي خودنمايي و خودفروشي و تحميل امر و نهي خود نباشد , زيرا كه اگر با اين نظر مشي كند , منظور از امر به معروف و نهي از منكر , كه حصول سعادت عباد و اجراي احكام الله در بلاد است , حاصل نشود. بلكه گاه شود كه از امر به معروف انسان جاهل نتيجه معكوس حاصل شود , و چندين منكر سربار شود براي يك امر و نهي جاهلانه كه از روي خواهش نفساني و تصرف شيطاني واقع شود. و اما اگر حس رحمت و شفقت و حق نوعيت و اخوت انسان را به ارشاد جاهلان و بيدار كردن غافلان وادار كند , كيفيت بيان و ارشاد كه از ترشحات قلب رحيمانه است طوري شود كه قهرا تاثير در مواد لايقه بسزا كند و قلوب صلبه سخت را نيز از آن استكبار و استنكار فرو نشاند . (15 )

سزاوار است كه آمر به معروف و ناهي از منكر در امر و نهي ومراتب انكار خود مانند پزشك معالج مهربان يا پدر مهربان مراعات شخص آلوده به گناه را بنمايد , انكار او لطف و رحمت براي مرتكب و بلكه براي همه امت باشد , و سزاوار است قصد او تنها خدا و رضايت او باشد , و عمل خود را از آميخته شدن با هواهاي نفساني و اظهار بزرگي , حفظ كند , و نفس خود را منزه نداند و براي آن برتري و بزرگي بر مرتكب قائل نباشد , چه بسا مرتكب منكر هر چند مرتكب گناهان بزرگ , صفات پسنديده اي داشته باشد كه خدا او را به خاطر اين صفات دوست دارد , گر چه به واسطه ارتكاب گناه عملش مبغوض خداوند است , و اي بسا امر و نهي كننده به عكس او باشد (صفاتي را داراست كه مورد رضايت خداوند نيست ) هر چند بر خود او مخفي است . (16 )

از بزرگترين مصاديق امر به معروف و نهي از منكر و شريفترين و دقيقترين و شديدترين آنها از نظر تاثير و دلنشين ترين آنها بويژه اگر آمر و ناهي از علماي دين و سران مذهب باشد , آن امر به معروف و نهي از منكري است كه از شخصي صادر شود كه خود لباس معروف چه واجب و چه مستحب را به تن كرده باشد , و از منكر بلكه از مكروه دور باشد (يعني خود عامل به معروف و تارك منكر باشد) و كسي باشد كه به اخلاق انبيا و اهل معنويت اراسته باشد , و از اخلاق نادانان و اهل دنيا بدور باشد تا با عمل و روش و اخلاقش , آمر وناهي باشد و مردم به او اقتدا كنند , و اگر العياذ بالله خلاف اين باشد و مردم ببينند عالمي كه مدعي جانشيني پيامبران و رهبري امت است , آنچه را مي گويد , عمل نمي كند , اين وضع موجب ضعف عقيده مردم و جرات پيدا كردن آنان بر گناهان و بدگماني ايشان نسبت به علماي گذشته خواهد شد. به همين جهت بر علما , خصوصا سران مذهب لازم است از مواضع و موارد تهمت دوري كنند و از بزرگترين موارد تهمت , نزديك شدن به پادشاهان ستم و روساي ستمگر مي باشد و بر امت اسلامي لازم است كه اگر عالمي را اينچنين ديدند , كار او را با احتمال صحت حمل بر صحت نمايند (و بگويند اين كار او به خاطر مصلحتي بوده ) و اگر احتمال صحت نسبت به كار او نمي دهند بايد از او دوري كنند و او را طرد كنند , زيرا او غير روحاني است كه به لباس روحانيون درآمده و شيطاني است كه در لباس علما است . (17 )
پاورقي :
1 ـ تحريرالوسيله , ص 424
2 ـ صحيفه نور , ج 9 , ص 195
3 ـ صحيفه نور , ج 7 , ص 285
4 ـ صحيفه نور , جلد 19 , ص 19
5 ـ صحيفه نور , ج 8 , ص 47
6 ـ صحيفه نور , ج 9 , ص 194
7 ـ صحيفه نور , ج 11 , ص 84
8 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 60
9 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 245
10 ـ صحيفه نور , ج 6 , ص 116
11 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 431
12 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 434
13 ـ صحيفه نور , ج 17 , ص 168
14 ـ آداب الصلوه , ص 239
15 ـ آداب الصلوه , ص 237
16 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 442
17 ـ تحريرالوسيله , ج 1 , ص 442
با قلب پر از محبت , و دل با عاطفه با بندگان خدا ملاقات كن و خير آنها را از صميم قلب طالب شو , و چون قلب خود را رحماني و رحيمي يافتي به امر و نهي و ارشاد قيام كن تا دلهاي سخت را برق عاطفه قلبت نرم كند و آهن قلوب , به موعظه آميخته با آتش محبت لين گردد
امر به معروف و نهي از منكر از والاترين و شريف ترين واجبات هستند , و به وسيله اين دو واجب , ديگر واجبات برپا مي شود

جايگاه و نقش محوري « تقوا » از ديدگاه ائمه دين


صعد رسول الله (ص ) المنبر فقال ان الناس من آدم الي يومنا هذا مثل اسنان المشط لافضل للعربي علي العجم و لا للاحمر علي الاسود الا بالتقوي .
نبي اكرم (ص ) در منبر فرمود : مردم , از آدم تا امروز همانند دندانه هاي شانه با يكديگر يكسانند , عرب را بر عجم فضيلتي نيست و سرخ رويان بر سياهان برتري و تفوقي ندارند , تنها متقيان پاكدل و درستكار , گروه ممتاز جامعه هستند.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : انا و الاتقيا من امتي برا من التكلف .
رسول اكرم (ص ) فرموده است كه : من و تقواپيشگان امت من از تن دادن بكارهاي تحميلي كه آميخته به تصنع و مايه ناراحتي و مشقت است منزه و مبرا هستيم .
قال علي عليه السلام : من تذلل لابنا الدنيا تعري من لباس التقوي .
علي عليه السلام فرموده : كسي كه در مقابل شيفتگان دنيا اظهار ذلت كند و براي دلباختگان مال و مقام تن بخواري بدهد با اين عمل , جامه تقوا و پاكي را از خود بدر آورده است .
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : من اراد ان يكون اعز الناس فليتق الله عزوجل .
رسول اكرم (ص ) فرموده است : آنكس كه ميخواهد عزيزترين مردم باشد بايد از گناه اجتناب نمايد و به تقوا و پرهيزكاري بگرايد.
قال علي عليه السلام : من سره الغني بلامال و العز بلاسلطان و الكثره بلاعشيره فليخرج من ذل معصيه الله سبحانه الي عز طاعته .
علي (ع ) فرمود : آنكس كه دوست دارد بدون ثروت , غني باشد و بدون سلطنت عزيز باشد و بدون عشيره و خانواده تنها نباشد البته بايد از ذلت گناهكاري خارج گردد و بمحيط عز اطاعت الهي وارد شود.
عن ابيعبدالله عليه السلام في قول الله عزوجل « فالهمها فجورها و تقويها » قال : بين لها ما تاتي و ماتترك .
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرموده است كه خداوند بر بشر واضح و آشكار ساخت آنچه را كه خوب است و بايد به آن عمل كند و آنچه را كه بد است و بايد ترك گويد.
و هديناه النجدين .
ما بشر را به خير و شرش هدايت نموديم . (سوره 90 , آيه 10 )
عن رسول الله صلي الله عليه و آله انه سئل فيما النجاه غدا فقال : انما النجاه في ان لاتخادعوا الله فيخدعكم فانه من يخادع الله يخدعه و يخلع منه الايمان و نفسه يخدع لو يشعر فقيل له و كيف يخادع الله قال يعمل بما امر الله به ثم يريد به غيره فاتقوا الله واجتنبوا الرثا فانه شرك بالله ان المرائي يدعي يوم القيمه باربعه اسما : يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر حبط عملك و بطل اجرك .
از رسول اكرم (ص ) سوال شد كه فرداي قيامت نجات در چيست حضرت در جواب فرمود : نجات تنها در اين است كه با خداوند از در خدعه و فريب وارد نشويد كه خداوند با شما خدعه نمايد. زيرا هر كس با خدا خدعه كند خدا با او خدعه خواهد كرد و ايمانش را از وي سلب ميكند. كسيكه با خدا خدعه ميكند اگر درست بفهمد در واقع خود را فريب داده است . گفته شد يا رسول الله چگونه با خدا خدعه ميكند فرمود : فريضه اي را كه خداوند به آن امر فرموده انجام ميدهد ولي در نيت غير خدا را اراده مينمايد. سپس فرمود : راه تقوا در پيش گيريد و از ريا بپرهيزيد كه ريا شرك بخداوند است و رياكار در قيامت به چهار اسم خوانده ميشود : اي كافر , اي فاجر , اي مكار , اي زيانكار , اعمالت بر باد رفت و اجرت باطل شد.
في الخبر : الزموا التقوي و استعيدوها
در حديث آمده است كه : همواره ملازم تقوا و پرهيزگاري باشيد و خويشتن را به آن عادت دهيد.
قال رجل للحسن (ع ) ان لي ابنه فمن تري ان ازوجها له . قال زوجها ممن يتقي الله عزوجل فان احبها اكرمها و ان ابغضها لم يظلمها.
مردي بحضرت حسن (ع ) عرض كرد دختري دارم , بنظر شما با چه كسي وصلت كنم . فرمود : با كسيكه متقي و با ايمان باشد , زيرا اگر او را دوست بدارد مورد احترامش قرار ميدهد و اگر دشمنش بدارد به وي ستم نميكند.
عن ابيعبد الله عليه السلام قال : اوصيكم بتقوي الله و لاتحملوا الناس علي اكتافكم فتذلوا.
امام صادق (ع ) ميفرمود : بشما سفارش ميكنم تقوا پيشه و پرهيزكار باشيد و با ارتكاب گناه , مردم را بر خود مسلط نكنيد و خويشتن را دچار ذلت و خواري ننمائيد.
في وصيه اميرالمومنين عليه السلام لكميل : يا كميل قل الحق علي كل حال و واد المتقين واهجر الفاسقين و جانب المنافقين و لاتصاحب الخائنين .
علي عليه السلام بكميل بن زياد توصيه فرمود : كه در هر حال بحق سخن گوي , پرهيزكاران را دوست بدارد , گناهكاران را ترك گوي , با منافقين مياميز و با خيانتكاران رفاقت مكن .
عن ابي بصير قال : سالت اباعبدالله عليه السلام عن قول الله عزوجل , اتقوا الله حق تقاته , قال : يطاع فلا يعصي و يذكر فلا ينسي و يشكر فلا يكفر.
خداوند در قرآن شريف فرموده است : بحقيقت تقوي , پرهيزگار شويد. ابي بصير معني اين آيه را از امام صادق (ع ) سئوال كرد. حضرت در جواب فرمود : متقي حقيقي كسي است كه پيوسته مطيع اوامر الهي باشد , هرگز گناه نكند , همواره در ياد خدا باشد , هرگز حق را فراموش ننمايد , تمام نعمتهاي الهي را شاكر باشد , هرگز كفران نعمت نكند.
قال علي عليه السلام : من اخطا وجوه المطالب خذلته الحيل .
علي عليه السلام ميفرمود : آنكس كه راه خطا راوجهه عمل خود قرار دهد حيله وتزوير , او را مخذول و منكوب خواهد كرد.
قال علي عليه السلام : تصفيه العمل اشد من العمل .
علي (ع ) ميفرمود : مراقبت در پاك واقع شدن عمل دشوارتر از خود عمل است .
الحديث : روايات تربيتي
كان يكتبها لمن يستعمله علي الصدقات , انطلق علي تقوي الله وحده لاشريك له و لاتروعن مسلما و لاتجازن عليه كارها و لاتاخذن منه اكثر من حق الله في ماله فاذا قدمت علي الحي فانزل بمائهم من غير ان تخالط ابياتهم ثمن امض اليهم بالسكينه والوقار حتي تقوم بينهم فتسلم عليهم و لاتخدج بالتحيه لهم ثم تقول : عباد الله ارسلني اليكم ولي الله وخليفته لاخذ منكم حق الله في اموالكم فهل لله في اموالكم من حق فتودوه الي وليه فان قال قائل لا , فلاتراجعه و ان انعم لك منعم فانطلق معه من غير ان تخيفه او توعده او تعسفه او ترهقه .
با تقوا و پاكي به محل ماموريت خود حركت كن . مواظب باش مسلماني را نترساني و بدون تمايل وي از زمينش گذر ننمائي . بيش از حق خدا از او چيزي نگيري . چون وارد آبادي ميشوي در كنار چاه آب يا مخزن آب محل , منزل گزين و بخانه اهالي نرو. سپس با كمال ادب در بين مردم بايست , سلام كن و مراتب درود و تحيت خود را بطور كامل انجام ده و سپس بگو : بندگان خدا , مرا ولي خدا نزد شما فرستاده تا حق خدا را از شما دريافت دارم . آيا در اموال شما حقوق الهي هست كه آنرا به ولي خدا بپردازيد اگر كسي گفت « نه » ديگر به او مراجعه نكن واگر كسي خود را مديون شناخت براي وصول زكات با او برو. ولي متوجه باش او را نترساني , باعث بيم و هراسش نشوي , سخت گيري نكني و بزحمت و دشواريش نيندازي .
(منبع : الحديث , ج 1 )