روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1383 صفحه سياسي
چرا رژيم 35 ساله بعث عراق , 20 روزه فروپاشيد




اشاره
اين روزها مصادف با خروج آخرين بازرسان تسليحاتي سازمان ملل از عراق در آخرين ماه بحراني سال 1381 است . تمامي تحولات عراق در روزهاي پاياني سال 81 بوي آمادگي براي جنگ ميداد و حمله يكجانبه نظاميان آمريكائي و انگليسي سرانجام در آخرين روز اين ماه يعني 29 اسفند 81 عليه عراق آغاز شد . اين حمله ظرف سه هفته تومار حيات حكومت 35 ساله حزب بعث و رژيم 24 ساله صدام حسين را در سرزمين 26 ميليون نفري عراق در هم پيچيد . از اين رو با گذشت 2 سال از آن حمله امروز بيشتر از گذشته اين سئوال نزد تحليلگران و مفسران سياسي مسائل خاور ميانه مطرح است كه علت فروپاشي سريع رژيم صدام كه از آن به عنوان مقتدرترين حكومت عربي خاورميانه ياد مي شد چيست
مقاله زير تلاش دارد تا به اين سئوال پاسخ بگويد.
با سقوط صدام در فروردين 1382 پرونده يكي ديگر از حكومتهائي كه در عراق خارج از اراده مردم و با كودتا به قدرت مي رسيدند و بازور حكومت بعدي ساقط ميشدند , بسته شد.


صدام اولين رهبر عراقي است كه پس از جنگ دوم جهاني حكومتش در اين كشور براثر مداخله نظاميان خارجي سرنگون گرديد. ولي پروژه سقوط از طريق براندازي , تقريبا وجه مشترك سرنوشت تمامي حكومتهاي اين كشور بوده است . با اين همه , كندو كاو در زمينه علل سقوط رژيم صدام و اينكه چرا اين رژيم در برابر تعرض نظامي بيگانگان عليرغم شعارهاي خود هيچ مقاومت موثري حتي در بغداد به عمل نياورد از موضوعاتي است كه كمتر مورد بحث و بررسي و تحليل كارشناسانه قرار گرفته است . اهميت حادثه اي كه بوقوع پيوست , و بازتاب سقوط صدام در عراق و موجي كه اين رويداد بزرگ در منطقه بحران زده خاور ميانه ايجاد كرده , همواره مانع از آن بوده كه عوامل اضمحلال رژيم صدام بررسي شود و ساقط شدن ديكتاتوري كه روزي روياي زعامت جهان عرب را در سر ميپروراند و با همين خيال و اوهام , دو جنگ خانمان برانداز و پرتلفات را در سالهاي حكومت خود عليه همسايگان عراق براه انداخت , مورد بررسي و كاوش قرار گيرد.
در عراق هيچ حكومتي را نمي توان يافت كه از گزند اراده قهرآميز حكومت بعدي در امان بوده باشد , كودتا , جابجائي خونين قدرت و براندازي دولتها و حكومتها در اين كشور يك پديده عادي است . در ظهور و سقوط هيچيك از دولتها , مردم عراق سهمي نداشته و سقوط هيچ حكومتي حساسيت مردم را براي كالبد شكافي و ريشه يابي آن برنيانگيخته است . با اين بررسي علل فروپاشي سريع حكومتي كه سرنوشت بيش از 2 دهه تاريخ كشور خود را رقم زده است در خور توجه و تامل است .
با مطالعه چگونگي شروع جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق اكنون به روشني مي توان دلائل مشخصي را براي فروپاشي رژيم صدام برشمرد. اين دلائل كه هر يك به تنهائي براي ساقط كردن رژيم عراق كافي است عبارتند از :
1 ـ عدم توازن نظامي در جنگ


فروپاشي رژيم بغداد , حاصل جنگ نابرابري بود كه در يكسوي آن دو ارتش مجهز و قدرتمند غربي با پيشرفته ترين تجهيزات دريائي , هوائي و زميني صف آرائي كرده بودند و در سوي ديگر نيروي تضعيف شده يك كشور خسته و بي انگيزه قرار داشت . ارتش عراق طي يك دوره 12 ساله مورد تحريم فني و لجستيكي و حصر همه جانبه جهاني قرار داشته است . اين ارتش , به دليل اشغال بخش شمال غربي خليج فارس توسط نظاميان آمريكائي از داشتن نيروي دريائي مرحوم بوده و به دليل ممنوعيت هاي پروازي وضع شده از سوي سازمان ملل , فاقد نيروي هوائي بوده است . علاوه بر اين نيروي زميني عراق كه بخش عمده آن در جنگ سال 1991 در جريان عمليات آزاد سازي كويت صدمات فراواني را از سوي آمريكا ومتحدين آن كشور متحمل شده بود , بدليل تحريمهاي وضع شده در خلال يك دهه اخير امكان ترميم نيافته بود و بسياري از تانكها , نفربرها و خودروهاي زرهي به خاطر نبود قطعات جايگزين از رده خارج شده و به تدريج فرسوده شده بود. اين ضعفها هرگز در جبهه مقابل عراق كه دو ارتش مهاجم و تابن دندان مسلح آمريكا و انگليس را شامل ميشد , وجود نداشت .
2 ـ عدم پايگاه مردمي رژيم بعث
امروز بعيد است صاحبنظري را بتوان يافت كه تاثير شگرف حمايتهاي مردمي را بعنوان پشتوانه مستحكم جبهه هاي جنگ و عامل اصلي تقويت روحيه نظاميان انكار كند . تجربه 8 سال جنگ تحميلي به ما مي آموزد كه آنچه كه رژيم عراق را با وجود حمايتهاي وسيع استكباري در تمامي جبهه ها زمين گير كرد و روياي فتح سه روزه تهران را در ذهن بعثيها به كابوس شكست خفت بار آنان در پي سال 8 شرارت مبدل نمود , پس از اراده انكارناپذير الهي , حمايت هاي گسترده مردم از رزمندگان اسلام در جبهه هاي جنگ بوده است . مردمي كه به نظام جمهوري اسلامي و به انقلاب اسلامي و رهبري آن عشق مي ورزيدند و اين عشق به آنان براي دفاع از تماميت ارضي كشور نيرو و انگيزه مي بخشيد.
جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق در شرائطي به وقوع پيوست كه رژيم ديكتاتور صدام بخاطر محيط اختناق و سركوب و جو رعب ووحشتي كه طي يك دوره 24 ساله در عراق بر پا كرده بود , فاقد پايگاه اجتماعي و مردمي بود. بخش عظيمي از مردم كمترين انگيزه اي در دفاع از رژيم صدام نداشتند و بخش ديگري از آنان حتي فرصت را مغتنم شمرده با بهره گيري از شرائط موجود به روي رژيم بعث اسلحه كشيدند. ذكر اين نكته ضروري است كه رژيم بغداد در جنگ 1991 نيز از پايگاه اجتماعي و حمايت مردم خود محروم بود ولي عدم سقوط صدام در آن جنگ را تنها بايد در قالب تباني دولتهاي غربي براي متوقف كردن سريع جنگ تحليل كرد. زيرا در آن زمان غربيها و در راس آنها آمريكائيها هيچ جايگزيني براي عراق پس از صدام نداشتند و به وجود پر شرارت وي براي توجيه اهداف توسعه طلبانه بعدي خود در منطقه خليج فارس نياز داشتند. علاوه بر اين , هدف آنان در آن زمان تنها آزادسازي كويت بود نه سقوط رژيم صدام .


بنابراين فقدان پايگاه مردمي از ديگر دلائل سقوط سريع رژيم صدام در جنگ بود. نكته ديگر اينكه دو عاملي كه ذكر شد , هر يك در تضعيف روحيه نظاميان بعثي نقش بسزايي داشته و آنان را كاملا بي انگيزه كرده بود.
3 ـ احتمال خيانت در سطوح بالاي حزب بعث
احتمال زد و بند آمريكائيها با مقام هاي اصلي حزب بعث عراق و خيانت بعضي مسئولان بلند پايه عراق به رژيم صدام از ديگر دلائلي است كه به سقوط سريع اين رژيم كمك كرده است . احتمال اين خيانت و آن زد و بند پنهان از زماني مطرح شد و اوج گرفت كه جهانيان مشاهده كردند نيروهاي آمريكايي بدون درگيري وارد شهر بغداد شدند و بدون حادثه مهمي تمامي ساختمانهاي اصلي دولتي و وزارتخانه هاي اين كشور را يكي پس از ديگري به تصرف خود درآوردند. در حالي كه اين وضعيت در روزهاي اول جنگ وجود نداشت و براي مثال , تصرف شهر بصره , در پي دو هفته جنگ خونين زميني ميان نيروهاي عراقي و قواي مشترك انگليسي تحقق يافت . اينكه چه كسي يا چه كساني در هيات هاي حاكمه عراق در اين تباني با آمريكائي ها نقش داشته اند هنوز روشن نيست و نمي توان به روشني درباره اجزا پنهان اين جنگ و از جمله هويت كساني كه در ساختار و قدرت حزب بعث به رژيم صدام خيانت كردند اظهارنظر نمود. ولي اشغال بي درد سر بغداد در شرائطي كه گارد 120 هزار نفره رياست جمهوري عراق مسئوليت دفاع از اين شهر را برعهده داشته بسيار قابل تامل است . سعيدالصحاف وزير اطلاع رساني عراق , چند روز قبل از سقوط قطعي رژيم صدام به دهها خبرنگاري كه همه جا همراه وي بودند گفته بود كه « گارد رياست جمهوري عراق , بغداد را به دژ نفوذناپذير تبديل كرده اند » .
ولي نظاميان آمريكائي هيچ مقاومت موثري را در جريان اشغال نظامي بغداد مشاهده نكردند بطوريكه يكي از سربازان آمريكايي به شبكه تلويزيوني سي ان ان گفته بود « ما بغداد را يك شهر رها شده و بدون صاحب يافتيم و با تفريح وارد آن شديم . » اين پديده هيچ مفهومي جز يك توافق اعلام نشده و پنهان نمي تواند باشد.
از اين رو سومين دليل در مورد سقوط سريع رژيم صدام در جنگ آمريكا , احتمال نوعي تباني با بعضي چهره هاي ناشناخته در هرم قدرت عراق و در حقيقت خيانت اين عده به رژيم صدام مي باشد.
با اين همه , بحرانها و جنگها و رويدادهاي تاثيرگذار سياسي , پديده هائي هستند كه گاهي سالها زمان نياز دارد تا ابعاد و جوانب آن ها فاش گردند. ماجراي اسرارآميز سقوط صدام نيز از اين قاعده مستثني نيست .
بحرانها و جنگها و رويدادهاي تاثيرگذار سياسي , پديده هائي هستند كه گاهي سالها زمان نياز دارد تا ابعاد و جوانب آن ها فاش گردند. ماجراي اسرارآميز سقوط صدام نيز از اين قاعده مستثني نيست .
عدم توازن نظامي در جنگ , محروم بودن رژيم صدام از پايگاههاي مردمي , خيانت سران حزب بعث به اين رژيم و بي انگيزه بودن نظاميان بعثي , از جمله دلائل سقوط زود هنگام رژيم 35 ساله بعث و دولت 24 ساله صدام بود .