روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1383 صفحه سرمقاله
سياست مردم داري


بسم الله الرحمن الرحيم
در شلوغ ترين شرايط هجوم توطئه ها عليه هر نظام حكومتي , بهترين و عاقلانه ترين سياست و تدبير كه ميتواند همه تهاجمات را پس بزند و همه توطئه ها را خنثي كند « سياست مردم داري » است .
مردم , اگر با حكومت و حاكمان باشند , هيچ زرادخانه اي حتي اگر اتمي باشد نمي تواند آن حكومت و آن حاكمان را از پاي درآورد. در طول تاريخ همواره حكومت هائي كه از پشتوانه مردمي بي بهره بودند در برابر حمله ها و فشارها از پاي درآمدند و تسليم شدند و حكومت هائي كه داراي پشتوانه مردمي بودند , توانستند دوام بياورند و توطئه ها را از سر بگذرانند.
شايد بتوان بدون هيچ ترديدي ادعا كرد كه نظام جمهوري اسلامي , با بيشترين تهاجمات و توطئه ها مواجه بوده و اگر از اين نظر در ميان نظام هاي حكومتي جهان , بي نظير نباشد قطعا كم نظير است . مقاومت نظام جمهوري اسلامي در برابر تهاجمات و توطئه ها نيز اگر بي نظير نباشد قطعا كم نظير است . آنچه توانسته اين نظام را در برابر اينهمه تهاجم و توطئه سرپا نگهدارد , پشتوانه مردمي آنست . اين پشتوانه نه تنها بايد حفظ شود , بلكه بايد هر لحظه تقويت گردد. اين كار فقط با سياست مردم داري ميسر است . آيا دولتمردان ما عملكردي كه بتوان نام آنرا « سياست مردم داري » گذاشت , دارند
روشن ترين پاسخ اينست كه دولتمردان ما بناي مردم داري دارند ولي در عمل توفيق چنداني براي انجام اين كار نصيب خود نمي كنند.
چون در هيچيك از اين دو نكته ترديدي وجود ندارد , فقط به سراغ چرائي اين وضعيت ميرويم . به نظر ميرسد مهمترين عامل بي توفيقي دولتمردان ما در زمينه مردم داري اينست كه اهل تعارف و تسامح هستند و اصل مهم حكومتداري كه قاطعيت است را جدي نمي گيرند. مدارا و تكريم كه بسيار مهم و كارسازند , فقط درصورتي ميتوانند كاربرد داشته باشند كه در متن قاطعيت بكار برده شوند , قاطعيتي كه برمبناي عدالت و اجراي اصول باشد.
اين نظريه پردازي ها را اگر به عرصه عمل بياوريم , خواهيم توانست پاسخ روشن تري به اين معما بدهيم .
دستگاه قضائي ما در برخورد با متخلفان صاحب نام يا صاحب نفوذ و يا آن دسته از متخلفاني كه از بيرون مرزها و از طريق امواج تبليغاتي حمايت مي شوند , فشل است . ماجراي شهرام جزايري در مقوله اقتصادي و عملكرد سخنگوي دولت در بخش سياسي اجتماعي به عنوان نمونه هاي داخلي و ماجراي وبلاگ نويس ها و زهرا كاظمي به عنوان نمونه هاي خارجي , به نظر مي رسد اين مدعا را به روشني اثبات كنند. توضيح و تفصيل بماند براي فرصتي ديگر و از نمونه هاي فراوان ديگر نيز در ميگذريم .
دستگاه قانونگذاري ما كه علاوه بر آن , وظيفه نظارت را نيز برعهده دارد , به نوع ديگري فشل است . ماجراي استيضاح تعدادي از وزرا با كش و قوس هائي كه ديديم , نمونه روشني است كه نيازي به توضيح ندارد. شايد كساني كه با استمداد از رهبري به اين ماجرا خاتمه دادند اين اقدام را براي خود يك پيروزي بدانند , اما واقعيت اينست كه خرج كردن از اعتبار رهبري براي كاري كه از وظايف ذاتي مجلس است نه تنها يك پيروزي نيست بلكه يك شكست است . مجلس بايد كمك رهبري باشد نه كمك گيرنده از رهبري . ضايعاتي كه از رهگذر برخوردهاي محاسبه گرانه مجلسيان با وزراي مورد نظر متوجه كشور و مردم و آينده جامعه شده و مي شود , حد و حصر ندارد. راستي چه كسي پاسخگوي اين ضايعات است
تكليف دستگاه اجرائي از بقيه روشن تر است . تكريم ارباب رجوع به يك طنز تبديل شده , پاسخگوئي مجريان سرگرمي خوبي است , حاكميت رابطه روزبه روز بيشتر تحكيم ميگردد و ضابطه به كنج عزلت رانده ميشود , در غوغاي گراني ها و مسابقه سودجوئي هاي سوداگران بازار و خيابان , مسئولان اجرائي فقط تماشاگرند و كسي نيست كه در اداره و بيمارستان و فروشگاه به داد مردم برسد. قيمت ميوه سير صعودي مي كند , مواد شوينده ناياب ميشود , نرخ خدمات چند برابر افزايش مي يابد و مرغ هم چون پر دارد قيمتش بصورت پروازي بالا ميرود , و در اين ميان دولتمردان و عناصر اجرائي فقط تماشاچي هستند و اگر سخني در زمينه كاهش قيمت ها ميگويند و وعده اي به مردم ميدهند درست عكس آن تحقق مي يابد! مشكل بي خانماني و اجاره نشيني و افزايش سرسام آور اجاره خانه نيز قوز بالاي قوز.
راستي وقتي دولتمردان براي جلسات كاري خود , گل و ميوه هاي درجه يك سفارش ميدهند و در خانه هاي سازماني زندگي مي كنند و يا اصولا مشكل مسكن ندارند , آيا ميتوانند درد مردمي را كه ميوه را فقط روي ميز مسئولين آنهم از طريق تلويزيون مي بينند و بخاطر جيب هاي خالي شان جرات عبور كردن از كنار ميوه فروشي ها را ندارند , بفهمند اگر نميتوانند اصولا درد مردم را بفهمند چگونه توقع داريم با گران فروشان برخورد كنند و چاره اي براي گراني بينديشند
باز هم شب عيد نوروز نزديك شد و فصل چاپيدن مردم فرا رسيد و مردم بي پناه , زير ضربات خرد كننده سودجويان و فرصت طلبان مچاله ميشوند و دولتمردان فقط شعار ميدهند. تثبيت قيمت ها هم معلوم نيست دچار چه عاقبتي خواهد شد. انصاف اينست كه مردم ما اگر صبور و اهل تحمل هستند بخاطر اينست كه حساب انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را از دولتمردان جدا مي كنند. واقعيت اينست كه مردم , همچنان پشتوانه انقلاب و نظامند هرچند از دولتمردان گلايه مند و ناراضي هستند.
در اين ميان , در نظر گرفتن تحمل مردم , بسيار مهم است . آيا مسئولان نظام به اين نكته كه رعايت حال مردم با حفاظت از سرمايه عظيم « پشتوانه مردمي نظام » رابطه مستقيم دارد و اين حفاظت , بدون وفادار ماندن به « سياست مردم داري » ميسر نيست انديشيده اند