روزنامه جمهوري اسلامي 16/12/1383 صفحه جبهه و جنگ
سردار خاني :
او دست و پنجه خود را با مشكلات عمليات نرم مي كرد




گفت و گو با سردار سرتيپ دوم پاسدار علي اصغر خاني ; قائم مقام لشكر 27 حضرت محمد رسول الله (ص ) در مورد شهيد همت
بخش نخست
اشاره : اين ايام مصادف است با سالگرد عمليات خيبر و شهادت سردار خيبر; حاج محمد ابراهيم همت ; فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله (ص ) كه در اين عمليات به شهادت رسيد . به همين منظور و جهت اطلاع از چگونگي تشكيل , سازماندهي و نقش لشكر پيروز 27 محمد رسول الله (ص ) با سردار علي اصغر خاني ; قائم مقام اين لشكر گفت و گويي ترتيب داديم كه از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرانيم .
بعنوان اولين سئوال بفرمائيد لشكر 27 حضرت محمدرسول الله (ص ) در چه تاريخي و توسط چه كساني تشكيل گرديد و سير تاريخي آن به چه شكلي بوده است
تيپ 27 محمدرسول الله در مورخه 1360,11,17 به فرماندهي سردارجاويدالاثر حاج احمد متوسليان , جز يگانهاي سپاه شد كه شهيد همت و حاج احمد متوسليان براي آن زحمات زيادي كشيدند و توانستند اين تيپ را در سال 1360 آماده عمليات نمايند. اولين عملياتي را كه لشكر انجام داد , عمليات فتح المبين بود كه از بزرگترين عملياتهاي سپاه محسوب مي شود . تيپ 27 محمدرسول الله به فرماندهي حاج احمد متوسليان اين ماموريت را به خوبي انجام داد كه تقريبا شاخص و زبانزد بود.
در عمليات فتح المبين , هدف عمده ما توپخانه دشمن كه در عقبه قرار داشت , بود و نيروهاي ما نيز توانستند قبل از هرگونه واكنشي توپخانه دشمن را دور زده و به تصرف خويش درآورند. بعد از عمليات فتح المبين , تيپ 27 عمليات بيت المقدس را انجام داد كه نتيجه اين عمليات آزادسازي خرمشهر بو د و تيپ توانست با 12 گردان اين عمليات را انجام دهد . البته ناگفته نماند يگانهاي سپاه در آن زمان در قالب تيپ عمل مي كردند كه امروزه همان تيپها در قالب لشكر انجام وظيفه مي نمايند. درعمليات فتح المبين از 9 گردان پياده استفاده مي كرديم ولي در عمليات بيت المقدس ما توانستيم در زمان بسيار كم 3 گردان ديگر سازمان دهي كرده و با 12 گردان عمليات بيت المقدس را انجام دهيم .
عمليات بيت المقدس ماموريت بسيار سنگيني بود كه مهمترين هدف آن جاده اهوازـ خرمشهر بود كه تيپ 27 توانست ماموريت فوق را به نحو احسن انجام دهد.
بعد از بيت المقدس تيپ 27 در عملياتهاي ديگري نيز شركت داشت , بطور مثال در عمليات رمضان هدف تيپ 27 ورود به خاك عراق بود در اين عمليات تيپ از چند محور وارد خاك دشمن شد كه ماموريت تيپ بعد از ورود به خاك عراق , شكست ماشين جنگي دشمن بود , تيپ اين ماموريت را نيز به نحو عالي انجام داد و همچنين در عملياتهاي والفجر مقدماتي و والفجر 4 تيپ موفق عمل كرد . ارتفاعات كاني مانگا از مهمترين ارتفاعات منطقه عملياتي والفجر 4 بود كه بر منطقه عمومي پنجوين و شهرك نال بارين مشرف بود كه نيروهاي تيپ 27 در آن منطقه 20 شبانه روز شجاعانه جنگيدند .
دشمن در ارتفاعات 20 ـ 19 سرمايه گذاري ويژه اي كرده بود زيرا مي دانست اگر ارتفاعات كاني مانگا را از دست بدهد , قسمت زيادي از منطقه به تصرف نيروهاي ما در مي آيد. نيروهاي ما طي 20 شبانه روز علي رغم مقاومت سخت دشمن توانستند ضربه محكمي به نيروهاي بعث عراق بزنند كه در اين نبرد تعدادي از فرماندهان خوب گردانها و گروهانهاي تيپ به مقام شهادت نائل شدند.
از ديگر عملياتهائي كه تيپ خوب درخشيد , عمليات خيبر بود كه فرماندهي تيپ بر عهده شهيد حاج همت بود. در عمليات خيبر هدف نيروهاي ما جزاير مجنون بود البته به طور صريح هدف ما , هم جزاير شمالي و جنوبي و هم دسترسي به عقبه هاي دشمن بود كه عبور از هورالهويزه و عبور از آب براي ما كار تازه اي بود و شايد اولين عملياتي كه ما از آب عبور كرديم و با دشمن درگير شديم , عمليات خيبر بود.
عمليات خيبر اولين عمليات آبي ـ خاكي براي ما بود كه براي انجام اين ماموريت نيروهاي ما آموزشهاي ويژه اي ديده بودند و چون بيشتر عملياتهاي ما در كوهستان و دشت صورت گرفته بود عمليات خيبر هم سخت و هم جديد بود كه در اين عمليات تيپ توانست بسيار خوب ماموريت خودش را انجام دهد كه مستلزم كاري سخت و شبانه روزي بود. متاسفانه در پايان عمليات شهيد حاج همت به مقام والاي شهادت نائل گشتند كه از آن زمان به بعد از ايشان به عنوان سردار خيبر ياد مي شود.
اگر بخواهيم حقيقت مطلب را درباره شخصيت شهيد حاج همت بيان كنيم , بايد بگوئيم ايشان جز فرماندهاني بودند كه در عمليات خيبر زحمات بسياري را متحمل شدند و بعد از ايشان شهيد عباس كريمي فرماندهي تيپ 27 را به عهده گرفتند كه بعد از عمليات خيبر , عمليات بدر شكل گرفت . يعني به محض اينكه نيروهاي ما از عمليات خيبر سربلند بيرون آمدند , براي شركت درعمليات بدر سازمان دهي شدند.
در عمليات بدر نيز عبور از آب را در برنامه داشتيم كه در بعضي نقاط بايد 8 , 10 و يا 13 كيلومتر از آب با بلم عبور مي كرديم سپس با دشمن درگير مي شديم . هدف اصلي ما در عمليات خيبر , شرق دجله بود كه نيروهاي ما قصد داشتند در آنجا آرايش بگيرند كه به لطف خداوند توانستيم در حد قابل قبولي نيرو پياده كنيم .
درعمليات فوق الذكر هم گردانهاي پياده ـ هم پشتيباني رزم و هم خدمات پشتيباني رزم از نيروهاي عامل حمايت مي كردند.
در مجموع عملياتهائي كه لشكر انجام داده است 4 فرمانده لشكر , 6 قائم مقام لشكر , 2 رئيس ستاد , 10 فرمانده تيپ و بيش از 150 فرمانده و معاون گردان اين لشكر به مقام والاي شهادت نائل شده اند. و شهادت اين عزيزان بيانگر اين است كه در لشكر 27 همه نيروها اعم از فرمانده لشكر , جانشين لشكر , رئيس ستاد لشكر و فرماندهان گردان در ميدان نبرد حضور داشته اند و فرماندهي از عقبه توسط بي سيم انجام نمي شده است , بلكه فرماندهان در ميدان نبرد فرماندهي مي كردند. مطالعه سابقه لشكر 27 نشان مي دهد كه بيشتر فرماندهان آن در خط مقدم به شهادت رسيده اند و كمتر كسي بود كه جز عقبه (پشتيباني ) بوده و با تركش خمپاره يا توپ به شهادت رسيده باشد. شهادت هزاران هزار سپاهي و بسيجي باعث شده است كه اين لشكر به عنوان يك لشكر قدرتمند به خود ببالد و سابقه 8 سال دفاع مقدس به عنوان يك سابقه روشن , شفاف و ارزشمند در پرونده اين لشكر ثبت شده است .
لشكر 27 در بهمن ماه سال 1360 در حالي تاسيس شد كه اكثر نيروهاي آن اهل تهران بودند , بفرمائيد كه قبل از تشكيل لشكر , اين نيروها چگونه و از طريق چه يگاني به منطقه اعزام مي شدند
قبل از تشكيل تيپهاي سپاه حركت اين نيروها بيشتر در قالب حملات چريكي بود , بطور مثال شهيد چمران در بستان و سوسنگرد نيروها را هدايت مي كردند كه به عنوان فرماندهي عملياتي منطقه بستان و سوسنگرد بودند و تعدادي از بچه هاي تهران در قالب جنگهاي چريكي در خدمت شهيد چمران بوند.
تعدادي از نيروها نيز در خرمشهر و جنوب بودند كه خرمشهر در آن زمان در محاصره دشمن بود. در آن زمان سپاه بصورت پراكنده نيرو اعزام مي كرد و اغلب نيروهاي خودش را به صورت گردان هاي 100 و 200 به منطقه جنوب اعزام مي نمود و فرماندهي مستقر در جنوب نيروها را براساس نياز و استعداد آنها بكارگيري مي كرد. تا قبل از سازماندهي تيپها و لشكرها , هم نيروهاي تهراني و هم نيروهاي استانهاي ديگر بصورت گردانهاي 100 و 200 نفري عمل مي كردند البته آن زمان لفظ گردان و گروهان رايج نبود.
علاوه بر مركز جنوب , يك مركز تقسيم نيرو نيز در غرب بود كه اين دو مركز مسئول تقسيم و سازمان دهي نيروهاي داوطلب بودند كه اين كار بصورت متمركز انجام مي شد و شكل سازماني و يگاني نداشت .
در بين صحبت هايتان از فرماندهان شهيد لشكر ياد كرديد اگر ممكن است خاطره اي از اين بزرگواران داريد بيان فرمائيد.
با شهيد همت در عمليات والفجر 4 آشنا شدم كه نحوه آشنايي ما به شرح ذيل است : بنده فرمانده يكي از گردانهاي ل 17 علي بن ابيطالب بودم و شهيد همت نيز فرمانده ل 27 محمد رسول الله بودند و قرار بر اين بود كه در بمو (غرب كشور) عمليات نمائيم كه براي انجام بعضي جلسات به همراه شهيد زين الدين خدمت ايشان رسيديم و نيز گاهي شهيد همت به سنگر ما مي آمدند . البته قبل از عمليات والفجر 4 ايشان را بطور مختصر مي شناختم .
شهيد همت شخصي بسيار شاداب , قوي , خستگي ناپذير و با روحيه بود , انصافا ايشان شخصي با اخلاق بود بطوريكه همه بچه ها خواهان اين بودند كه زمان بيشتري را با شهيد همت سپري كنند.
گاهي اوقات چشمان شهيد همت خيلي سرخ بود و ما از ايشان علت امر را مي پرسيديم كه جواب مي داد : بنده بعضي شبها بيش از 2 ساعت نمي خوابم .
در زمان جنگ در منطقه غرب و براي عملياتي بزرگ در ارتفاعات بمو كه جز ارتفاعات مهم منطقه بود و عراقيها در آنجا , بسيار سرمايه گذاري كرده بودند. اولا نياز به فرماندهي شجاع داشت , دوما به سعي و تلاش شبانه روزي احتياج داشت كه فكر مي كنم هم شهيد همت و هم شهيد زين الدين از عهده اين ماموريت بخوبي برآمدند بطوريكه حدود 2 ماه بصورت شبانه روزي در آن منطقه انجام وظيفه نمودند.
از ديگر خصوصيات بارز شهيد همت , تواضع و فروتني او بود بطوريكه اگر كسي ايشان را نديده بود و نمي شناخت و براي اولين بار او را مي ديد , اين فكر به ذهنش خطور نمي كرد كه ايشان فرمانده لشكر هست . واقعا بي ريا بود. شهيد همت داراي انديشه والايي بود زيرا در جلسات طرحهائي را ارائه مي كرد كه دوره آموزش ويژه نظامي آن را نديده بود و نيز دوره دافوس را هم نگذرانده بود اما داراي ديد عميقي بود. هنگام ارائه طرح و يا سخنراني از سوي ايشان , متوجه مي شديم كه طرحها و گفتار ايشان اصولي است و به نوعي مي شود روي آن ها سرمايه گذاري نمود.
شهيد همت در امور نظامي صاحب نظر بود. در شناسايي هم من با ايشان همراه بودم كه در آن مورد نيز ظرافت خاصي از خود نشان مي داد و مي گفت جائي را كه قرار است گردان عمليات نمايد و نيروهاي من وارد عمل شوند , ابتدا بايد شخصا آنجا را بررسي نمايم .
ايشان (شهيد همت ) قبل از عمليات , منطقه مورد نظر را بررسي مي كرد بطوريكه با گامهايش آنجا را اندازه گيري مي كرد و مسيرهاي حساس را مشخص مي نمود و فرازونشيبهاي آن را با همه وجود درك مي كرد و موانع را از سرراه برمي داشت . سپس به نيروها دستور عمليات مي داد و قبل از عمليات اطلاعات كافي را در اختيار فرماندهان قرار مي داد و به هر سوالي كه فرماندهان در جلسات مطرح مي كردند , با حوصله به آنها جواب كامل مي داد.
شهيد همت از آن دسته فرماندهاني نبود كه از عقبه عمليات را پيگيري نمايد بلكه در زمان عمل وارد صحنه مي شد و با مشكلات دست و پنجه نرم مي كرد. ايشان واقعا با فنون نظامي مديريتي آشنايي كافي داشت .
شما چند خصوصيت شهيد همت از جمله اخلاق , تواضع , مديريت و خستگي ناپذيري ايشان را بيان كرديد آيا در اين باره مورد خاصي از ايشان مشاهده كرده ايد كه اين واژه ها در ذهن شما تداعي مي شود
بله ! ما در طول مسير با ايشان زياد برخورد مي كرديم گاهي اوقات نيز در ساعات 2 يا 3 نيمه شب ايشان را در حين انجام وظيفه مي ديديم كه خود ايشان بيان مي كرد كه روزانه بين 800 تا 1000 كيلومتر با خودرو تردد مي كند و به خطوط سركشي مي نمايد كه شهيد زين الدين نيز گفته هاي ايشان را تاييد مي كرد. البته مسيرهايي كه مدنظر ماست بسيار طولاني و خسته كننده بود و ايشان بعد از نماز صبح تا نيمه هاي شب با ماشين به خطوط سركشي مي كرد و هم در جلسات متعدد شركت مي نمود. وقتي بنده به اين همه سعي و تلاش فكر مي كنم متوجه مي شوم كه شهيد همت كار بسيار سختي انجام داد. زيرا تلاش و كوشش ايشان براي 2 يا 3 شبانه روز نبود بلكه براي مدت 1 يا 2 ماه بود وچون تقوي و شجاعت با خستگي ناپذيري عجين مي شد چنين چيزي صورت مي گرفت و اگر يكي از آنها از اين زنجير جدا شود , انسان قادر به چنين استقامتي نيست . اگرچه شهيد همت داراي جثه ضعيفي بود ولي داراي توان كاري بسياري بالا بود.
چهره , دستها و پاهاي شهيد همت بيانگر تلاش زياد و بي خوابيهاي بسيار بود. در منطقه غرب كسي قادر نبود با ماشين تردد كند بلكه در بعضي نقاط مجبور به پياده روي در مسافتهاي طولاني بود و پس از آن بايد بر روي ارتفاع مي ايستاد و دشمن را زيرنظر مي گرفت و نيروهاي خودي را كنترل مي نمود و طراحي مي كرد و غيره ... ما شاهد بوديم كه شهيد همت به سرعت همه اين كارها را انجام مي داد و به صراحت بايد بگويم كه شهيد همت انساني خستگي ناپذير بود.
شما اشاره نموديد كه شهيد حاج همت دوره دافوس را نگذرانده بود و نيز دوره آموزش فرماندهي نديده بود البته نه فقط حاج همت بلكه كليه فرماندهان يگانهاي سپاه در آغاز شكل گيري , چنين دوره هايي را نديده بودند و زمانيكه جنگ شروع شد اكثر نيروهاي سپاه جوانان بين 20 تا 30 سال بودند و فرماندهان لشكرها كه به شهادت رسيدند نيز در اين رده سني قرار داشتند مانند شهيد حسن باقري , شهيد زين الدين , شهيد باكري , شهيد همت وغيره كه وجود فرماندهان جوان در سپاه اعتماد حضرت امام به اين قشر را ثابت مي كند.
به نظر شما چه عاملي سبب شد تا امثال شهيدان نام برده , فرمانده يگان شوند و در عملياتهاي مختلف سربلند بيرون آيند. بعنوان مثال عمليات بيت المقدس كه نقطه عطف تشكيل يگانهاي سپاه بود و همه يگانهاي سپاه در اين عمليات نقش داشته و بزرگترين پيروزي را نصيب ملت ما نمودند به نظر شما چه چيزي سبب گرديد كه اين عزيزان به اين علم دست يابند
درصدر اسلام ياران پيامبر(ص ) آموزشهاي دافوس و نظامي مطرح امروزه را پشت سر نگذاشته بودند , اما زمانيكه جنگهاي صدر اسلام را بطور دقيق مطالعه مي كنيم , متوجه مي شويم كه فرمانده هان لشكر اسلام البته بجز حضرت رسول (ص ) كه به دليل ارتباط با وحي و مصونيت با ديگران فرق داشتند , ساير آنها مانند مالك اشتر , فردي شجاع و معتقد بوده كه در بحثهاي نظامي نيز متفكرانه عمل مي كردند.
مطالعه زندگي ائمه اطهار و فرمانده هان صدر اسلام به فرمانده هان ما در سپاه كمك شاياني كرد و نكته دوم جوهره مطالعه انسانهاست . بطور مثال جوهره مديريتي در وجود شهيدان باكري , حاج همت , زين الدين و عباس كريمي موج مي زد. بعنوان نمونه شهيد زين الدين بسيار جوان بود بطوريكه حتي زمان شهادت محاسن ايشان كامل نشده بود اما زمان سخنراني در جلسات سپاه , همه تصور مي كردند كه ايشان آموزشهاي ويژه نظامي را گذرانده است قابل ذكر است كه جوهره مديريت در ذات ايشان وجود داشت .
پشتكار , اعتقاد و تلاش در بحثهاي علمي مديريت بسيار بيان مي شوند و علماي علم مديريت مي گويند اگر جوهره مديريت در هر انساني وجود داشته باشد , به سرعت رشد مي كند و چون فرماندهان ما نسبت به جنگ و انقلاب و دفاع اعتقاد قلبي داشتند , با زحمت بسيار و تحمل سختيها بدنبال راهكارهاي جديد بودند.
زندگي در شرايط سخت با زندگي در شرايط معمولي بسيار تفاوت دارد , زمانيكه جنگ بر ما تحميل شد سرداران شهيد نام برده فرماندهي را بر عهده گرفتند و با اعتقاد كامل از كشور , انقلاب و ميهن دفاع مي كردند و آن را وظيفه خويش مي دانستند , لذا با سختي و مشقت كار را ادامه مي دادند كه خداوند در اين راه به آنها كمك كرد. نمونه بارز فرماندهي و مديريت جنگ شهيد همت بود كه براي شناسايي , شخصا اقدام مي نمود و با تمام موانع , سختيها و دشواريها جنگ مي كرد.
در جنگ فرماندهي موفق است كه شجاع باشد كه بايد عرض كنم اين صفت و مقوله در سرداران شهيد ما موج مي زد. در اصول جنگ همه كشورها آمده است كه فرمانده بايد شجاع , مدير , مدبر باشد و نيز اهل ريسك باشد علاوه بر موارد فوق , مديريت اسلامي نيز در فرماندهان سپاه وجود داشت كه مي توانستند موفق شوند بطوريكه در حال حاضر كه از جنگ سالها مي گذرد خارجيها نحوه جنگ كردن ما , پيروزيهاي ما , فرماندهان ما , عبور از 13 كيلومتر مسير آبي و اينكه چگونه خود را به پشت دجله رسانديم را مورد مطالعه قرار داده اند.
تهيه و تنظيم : مديريت حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
معاونت فرهنگي نيروي زميني سپاه
شهيد همت از آن دسته فرماندهاني نبود كه از عقبه عمليات را پيگيري نمايد بلكه در زمان عمل وارد صحنه مي شد وبا مشكلات دست و پنجه نرم مي كرد
ايشان (شهيد همت ) قبل از عمليات منطقه مورد نظر را بررسي مي كرد بطوريكه با گامهايش آنجا را اندازه گيري مي نمود و مسيرهاي حساس را مشخص مي كرد و فرازو نشيب هاي آن را با همه وجود درك مي كرد و موانع را از سرراه برمي داشت , سپس به نيروها دستور عمليات مي داد