مجدالدين مدرس زاده
اشاره
اين مقاله , با نظر به افراط و تفريطهاي موجود در آرا و
نظريات فيلسوفان در طول تاريخ درباره اقتصاد و زندگي مادي
كه در اخلاق و رفتار و ملكات نفساني انسان ها نيز تجلي يافته
است , به بررسي و مطالعه شيوه رفتاري اميرمومنان (ع ) مي
پردازد كه به شهادت تاريخ , از حيث مصرف , زاهدترين و در
توليد , فعال ترين افراد در عرصه فعاليت هاي اقتصادي و
معيشتي به شمار مي رود.
بنابراين نويسنده ابتدا نگرش امام علي (ع ) به اقتصاد را
مطرح , سپس آموزه ها و دستورهاي او در جهت فعاليت هاي
خويش و نيز چگونگي انجام اصلاح در ساختار اقتصادي را كه
در دوران خلافت خويش آغاز كرده است , تجزيه و تحليل مي
كند. اين مقاله چندي پيش نيز در شماره پنجم نشريه اقتصاد
اسلامي به چاپ رسيده است .
در اين مقاله بحثي فشرده از انديشه امام علي (ع ) درباره
يكي از مسائل مهم زندگي بشر عنوان شد صاحبنظران از ديرباز
آن را مطالعه و بررسي كرده اند. آن چه امروزه از اقتصاد
فهميده مي شود و به صورت رشته اي علمي در كنار ديگر
رشته هاي علوم مطرح است , علمي است كه درباره چگونگي
فعاليت ها و روابط اقتصادي افراد جامعه با يك ديگر و اصول و
قوانيني بحث مي كند كه بر امور مزبور حكومت دارد و مسائلي
كه بايد در عمل با توجه به مقتضيات زماني و مكاني اتخاذ شود
تا موجبات سعادت و ترقي جامعه و رفاه و آسايش افراد آن را
تامين كند . (1 ) بنابراين , منظور از اقتصاد و فعاليت هاي
اقتصادي , هر كاري خواهد بود كه به معيشت و زندگي مادي
انسان و اجتماع ارتباط مي يابد تا بتواند در سايه تامين نيازهاي
خود , در رفاه و آسايش زندگي كند.
رسيدگي به امور دنيايي و مادي جهت برآورده ساختن نيازهاي
خود و ديگران و به تعبير ديگر « فعاليت اقتصادي » از ديرزمان
ستايش و سرزنش شده و دچار افراط و تفريط بوده است .
مطالعه نظريات و آراي فيلسوفاني كه شالوده فكري خويش را
بر بريدن از دنيا و ماديات بنيان نهاده , خواستار سوق دهي
جامعه به سوي آن بودند از يك طرف مانند كلبيون , و انديشه
فيلسوفاني كه مبناي سعادت و ترقي جامعه را به روي آوري به
ماديات و در جهت رسيدن هر چه بيش تر به آن از طريق
دستيابي به سود افزون تر مي دانستند مانند « بنتام » و
« استوارت ميل » از سوي ديگر , گوياي افراط و تفريطها و
نگرش هاي مثبت و منفي به اقتصاد و زندگي مادي است كه در
اخلاق و رفتار و ملكات نفساني انسان ها هم تجلي يافته است .
از اين رو , بررسي و مطالعه شيوه شخصيتي چون امام علي (ع )
كه به شهادت تاريخ , از حيث مصرف , زاهدانه ترين زندگي را
از خود به يادگار گذاشته و در توليد , فعال ترين افراد در عرصه
فعاليت هاي اقتصادي و معيشتي است , در حل معماي انسان ,
بسيار راهگشا خواهد بود. بنابراين , ابتدا با نگرش حضرت به
اقتصاد آشنا مي شويم , سپس آموزه ها و دستورهاي ايشان
جهت فعاليت اقتصادي خويش و نيز چگونگي انجام اصلاح
در ساختار اقتصادي را كه در دوران خلافت خويش آغاز كرد ,
تجزيه و تحليل خواهيم كرد.
امام علي (ع ) و دنيا
ديدگاه امام به اقتصاد ـ و بلكه دنيا ـ سوداگرايانه نيست تا فقط
در پي سود مادي باشد , و راهبانه و تاركانه هم نيست تا به كلي
آن را ناپسند شمارد , بلكه با رعايت حدود و معيارهايي , هميشه
مردم را به كار و فعاليت در عرصه زندگي تشويق كند(2 ) و
مي فرمايد : « چنان دنبال كار و تحصيل معاش باش كه انگار
براي هميشه در دنيا هستي و چنان به فكر آخرت باش كه گويا
در آستانه مرگ قرار داري . (3 ) »
حضرت در تقسيم ساعات شبانه روز مومن فرمايد : « للمومن
ثلاث ساعات : فساعه يناجي فيها ربه و ساعه يرم معاشه و
ساعه يخلي بين نفسه و بين لذتها . » (4 )
امام (ع ) در اين كلام , براي اقتصاد , نقشي همتراز « عبادت »
قائل مي شود و اقتصاد را مجموعه اعمالي مي داند كه تابع نظام
ارزشي حاكم بر انسان است , و از آن جا كه هدف در نظام
ارزشي حاكم بر انسان از ديدگاه اسلام , با توجه به بعد حق گرا
و كمال طلب او , رسيدن به مقام قرب ربوبي است , فرد با ايمان
بايد با چنين معياري همه رفتارهاي خويش را منطبق سازد تا به
هدف خويش دست يابد.
حضرت در اين زمينه به مالك اشتر مي فرمايد :
« و ليكن احب الامور اليك اوسطها في الحق و اعمها في العدل
و اجمعها لرضي الرعيه . » (5 ) محبوب ترين كارها نزد تو ,
سازگارترين آن ها با حق و گسترده ترين در عدالت و فراگيرترين
در جلب رضايت مردم باشد.
از اين رو , نگاه كمال خواهانه امام به اقتصاد و فعاليت هاي
دنيايي را مي توان در جاي جاي زندگي و نامه ها و
دستورالعمل هاي وي به كارگزارانش مشاهده كرد.
حضرت به كارگزار خود در آذربايجان (اشعث بن قيس )
مي فرمايد :
« ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك الامانه . » (6 )
يعني نگاه امام علي (ع ) به اقتصاد و امور مادي و دنيايي كه از
معرفت شناسي ايشان تاثير مي پذيرد , از افق ديد مكاتب مادي
فراتر است كه تنگ نظرانه خواسته اند همه چيز را در جهان
مادي خلاصه كنند. اعتقاد به آخرت و برخورداري از فلسفه
زندگي , مانند آن چه قرآن براي انسان تصوير و تبيين مي كند , با
ديگر مكاتب مادي در عمل و رفتار تفاوت هاي فاحشي مي يابد
كه بررسي همه جانبه آن ها فرصتي بيش تر از اين نوشتار را
مي طلبد.
اگر از ديدگاه مكاتب منفعت گر , رسيدن به سود , هدف است و
براي رسيدن به آن بايد از هر راهي اقدام كرد , از ديدگاه امام
علي , اولا هدف , رسيدن به منافع مادي نيست و ثانيا براي
رسيدن به هدف ـ گرچه مقدس هم باشد ـ از هر وسيله اي نمي
توان كمك گرفت كه به طور نمونه توان به نبستن آب بر روي
لشكر معاويه (به رغم اين كه آنان با لشكر حضرت چنين كرده
بودند) يا پذيرش حكميت در جنگ صفين و دستور عقب
نشيني به مالك در چند قدمي پيروزي اشاره كرد.
اميرمومنان (ع ) در اين زمينه به مالك اشتر , استاندار مصر
چنين سفارش مي كند :
« ولا يدعونك ضيق امر لزمك فيه عهد الله الي طلب انفساخه
بغير الحق فان صبرك علي ضيق امر ترجو انفراجه و فضل
عاقبته خير من غدر تخاف تبعته . » (7 ) اگر در مشكل و گرفتاري
واقع شدي , مبادا بخواهي آن را از طريق ناحق حل كني و تعهد
خويش در برابر خدا (در راه حق ) را ناديده بگيري ; زيرا بدون
ترديد , صبر تو بر تنگنايي كه گشايش و نيكي فرجام آن را اميد
مي بري , از نيرنگي كه بر نتايج آن بيمناكي و هم از بازخواست
الهي كه بدان گرفتار آيي و دنيا و آخرت تو تباه شود , بهتر
است .
برنامه هاي اقتصادي امام علي (ع )
آن چه گذشت , گوشه اي از انديشه و نگرش امام به اقتصاد و
فعاليت هاي اقتصادي بود. در ادامه بحث , در حوزه رفتار , به
رئوس برنامه حضرت در دوران خلافت و حكومت ظاهري وي
اشاره مي شود. از آن جا كه دوره حكومت اميرمومنان پس از
خلافت خلفاي پيشين و اوضاع نابسامان بعد از عثمان آغاز
مي شود , محور برنامه حضرت در جهت گسترش عدالت
اجتماعي و عدالت اقتصادي است كه از مجموع رفتار او در
زمان حاكميت و نيز سفارش هايي به كارگزاران استفاده
مي شود.
.1 گسترش عدالت
براي فردي كه در راس هرم قدرت نظام اسلامي است , شايد
هيچ كاري از نشاندن لبخند رضايت بر لبان توده جامعه , لذت
بخش تر نباشد. جامعه اي كه از اوضاع نابسامان اقتصادي در
رنج است و تبعيض و بي عدالتي و بخشش هاي بي شمار عثمان
از سويي و چپاول بيت المال به وسيله نزديكان خليفه از سوي
ديگر , موجب رنجش خاطر مردم را فراهم آورده است . چنين
جامعه اي با اعلام برنامه هاي امام علي (ع ) جان تازه اي مي
گيرد و به افق هاي روشن عدالت مي انديشد. البته امام براي
رسيدن به آن , رنج ها و هزينه ها را تحمل كرد و تا پاي جان , از
سر صدق بر آن اصرار ورزيد و عاقبت در اين راه , كشته عدالت
شد.
او كه درد گرسنگي را عادت خويش ساخته و به رنج برهنگي با
وصله هاي مدام بر جامه بسنده كرده است , مي داند كه نياز
محرومان و آه مظلومان براي چيست ; بدين سبب , نخستين
اقدامش مبارزه با چپاولگراني است كه در زمان عثمان , حق
مردم مستضعف را خورده اند. وي در اين باره مي فرمايد :
« و الله لو وجدته قد تزوج به النسا و ملك به الاما لرددته . » (8 )
به خدا سوگند! اگر ببينم با آن اموال , زنان به همسري گرفته
شده , و كنيزكان به ملكيت درآمده اند , آن ها را به بيت المال بر
مي گردانم .
او در جهت احقاق حق رعيت , كمر همت بسته و بر مسند
قدرت اعتبار بخشيده و عدالت را از درون خانه و خاندانش تا
سطح اجتماع و كارگزارانش گسترش داده است و با هر چه بي
عدالتي است , قصد مبارزه دارد; اگرچه از روي نياز و از سوي
اهل رازش باشد . (9 )
امام در تقسيم بيت المال , بين خواهرش و كنيز او فرقي
نمي گذارد و به هر كدام 20 درهم مي دهد . يا بين زن قريشي كه
خود را از اشراف مي داند و كنيز عجمي او تفاوتي نمي گذارد و
وقتي به وي اعتراض مي شود , مي فرمايد : « من ميان سياه و
سفيد فرقي نخواهم گذاشت و بين فرزندان اسماعيل و اسحاق
تفاوتي نيست و در قرآن , برتري عرب بر عجم را
نديده ام . » (10 )
گسترش قسط و عدل كه اصولا فلسفه ارسال رسولان الهي نيز
بدان جهت بوده است . (11 ) جز از او كه دست آموز آموزه هاي
وحياني مكتب اسلام است , انتظار نمي رود.
.2 كوشش براي بهبود وضع مردم
حضرت , يكي از وظايف مهم حاكم را بسترسازي مناسب
جهت آسايش مردم و تامين رفاه آنان مي داند و در دستوري به
مالك اشتر مي فرمايد : « و اعلم انه ليس شي بادعي الي حسن
ظن راع برعيته من احسانه اليهم و تخفيفه الموونات
عليهم . » (12 )
وي آسان سازي هزينه زندگي مردم به وسيله حاكم را از
مصاديق حسن ظن حاكم بر مردم داند كه به طور مسلم در
اجتماع آثار روحي و رواني خواهد داشت و در فرماني ديگر به
مالك اشتر مي گويد كه زمينه براي تاجران و صنعتگران به گونه
اي آماده شود تا بتوانند نياز جامعه را به راحتي تامين كنند و
مشكلي نداشته باشند; زيرا استواري همه طبقات جامعه به
بازرگانان و صنعتگران است :
« ... و لا قوام لهم جميعا الا بالتجار و ذوي الصناعات . » (13 )
در بخش ديگري براي گردآوري ماليات فرمايد : « و تفقد امر
الخراج بما يصلح اهله فان في صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن
سواهم و لا صلاح لمن سواهم الا بهم لان الناس كلهم عيال
علي الخراج و اهله . » (14 ) درباره ماليات چنان عمل كن كه
موجب بهبود حال خراجگزاران شود , چرا كه با درستي خراج
و سامان حال خراجگزاران , وضع ديگران نيز اصلاح مي شود ,
و كار ديگران جز با بهبود آنان , سامان نمي پذيرد; چرا كه همه
مردم در گرو خراج و خراجگزارانند.
امروزه در بعضي نظام هاي اقتصادي , شاهد اخذ ماليات به هر
شكل ممكن هستيم كه خود موجب بروز تنش و فاصله گرفتن
مردم از حكومت و نيز پيدايش اقتصاد زيرزميني و حيله هاي
ديگر جهت فرار از پرداخت ماليات شود. اين مساله به واسطه
نبود روح عدالت در برنامه هاي اقتصادي است . البته نبايد
فراموش كرد كه ممكن است افرادي به رغم داشتن امكانات , باز
هم از پرداخت خراج و ماليات طفره روند كه بي عدالتي و
ستمي بزرگ بر اجتماع است و بايد با آن مبارزه شود ولي اين
مطلب را نبايد از نظر دور داشت كه در طراحي نظام مالياتي
بايد مصالح ماليات دهندگان لحاظ , و در مسير آباداني و
سازندگي ايشان صرف شود; همان گونه كه حضرت مي فرمايد :
« و ليكن نظرك في عماره الارض ابلغ من نظرك في استجلاب
الخراج لان ذلك لا يدرك الا بالعماره و من طلب الخراج بغير
عماره اخرب البلاد و اهلك العباد و لم يستقم امره الا
قليلا . » (15 ) اما بايد نظر تو (مالك ) در آباداني زمين بيش تر
باشد تا گرفتن خراج ; چون خراج بدون آباداني به دست
نمي آيد و آن كه بدون آباداني خراج بخواهد , كشور را خراب و
مردم را نابود مي كند و حكومتش چند روز بيش نمي پايد.
بنابر آن چه امام علي (ع ) در اين بخش ترسيم فرمود , ماليات در
نظام اسلامي براي بهبود اوضاع و آباداني و سازندگي كشور
صرف شود و هر گاه مردم از سنگيني ماليات و نداشتن توان
پرداخت آن به واسطه آفت زدگي يا ديگر عوامل طبيعي نظير
خشكسالي و سيل , شكوه داشتند , حاكميت و دولت هر قدر كه
مي تواند بايد به آن ها تخفيف دهد و به قول امام , « نبايد اين
تخفيف بر آنان گران آيد » .
« فان شكوا ثقلا او عله او انقطاع شرب او باله او احاله ارض
اغتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان
يصلح به امرهم و لا يثقلن عليك شي خففت به الموونه
عنهم .... » (16 ) اگر مردم از سنگيني ماليات يا آفت زدگي يا
بي آبي و خشكسالي يا دگرگوني وضع زمين در اثر غرقاب يا
بي آبي شكوه كردند , به آنان تا هر قدر كه مي داني موجب بهبود
وضعشان خواهد شد , تخفيف بده و مبادا اين تخفيف بر تو
گران آيد , زيرا اين ذخيره اي است كه به صورت آباداني و
عمران به تو باز خواهند گردانيد. افزون بر اين , با اين كار
ستايش آنان را هم به خود جلب كرده اي و خود نيز از گسترش
عدالت در ميان آنان به شادي و سرفرازي رسيده اي و در حالي
كه به سبب آسايشي كه براي آنان فراهم آورده اي , به توانمندي
بيش ترشان تكيه خواهي كرد و به موجب عدالت و رفتار
خوشي كه آنان را بدان مانوس كرده اي , بديشان اطمينان
خواهي يافت و چه بسا كارهايي پس از اين براي تو پيش آيد و
بر عهده آنان بگذاري كه از صميم دل مي پذيرند.
حضرت , آباداني را عاملي براي مشاركت مردم در پذيرش
برنامه هاي دولت مي داند و بر عكس , خرابي را از تنگدستي
مردم و رويكرد حاكمان به مال اندوزي برمي شمرد و در اين
زمينه مي فرمايد : « فان العمران محتمل ما حملته و انما يوتي
خراب الارض من اعواز اهلها و انما يعوز اهلها لاشراف انفس
الولاه علي الجمع و سو ظنهم بالبقا و قله انتفاعهم
بالعبر . » (17 ) به درستي كه هر باري را بر دوش كشور آباد
بگذاري مي تواند تحمل كند. ولي خرابي هر سرزمين , بي ترديد
از تنگدستي مردم آن , و تنگدستي مردم هم از روي كردن
زمامداران به مال اندوزي و بدگماني آن ها به ماندن خويش و
كم بهرگي آنان در عبرت گيري از روزگار گذشته است .
حضرت در قسمتي ديگر , به مالك سفارش كند كه زمينه را براي
بيع و تجارت (كسب و كار) فراهم كند و حد و حدود و عدل و
انصاف مراعات شود :
« و ليكن البيع بيعا سمحا بموازين عدل و اسعار لا تجحف
بالفريقين من البائع و المبتاع . » (18 ) و بدان كه خريد و فروش
بايد آسان و بر اساس موازين عدل و داد و به نرخي منصفانه
باشد كه به هيچ يك از فروشنده و خريدار زيان وارد نيايد.
.3 مبارزه با مفاسد اقتصادي
اصولا فردي كه بر كرسي قدرت تكيه زده , به فراخور مقام و
قدرتي كه از آن برخوردار شده است , منابع و اطلاعات و ديگر
مولفه قدرت و مكنت مادي بيش تري دارد; از اين جهت ,
ضريب سقوط او در دام هوا و هوس شيطاني و نفساني , بيش از
ديگران است ; بنابراين , هر مسئولي در مقايسه با پست سازماني
كه اشغال كرده و در حد بهره مندي اش از منابع قدرت , در
مظان ارتكاب گناهان و مفاسد مالي است كه شايد براي
ارتكاب آن ها , در مواردي توجيهات خودپسندي نيز داشته
باشد. از اين رو يادآوري آرمان هاي والاي انساني و آخرت و
رعايت تقواي الاهي , عامل حفظ , و ضامن سلامت چنين
افرادي و در پي آن , جامعه خواهد شد; زيرا به گفته حضرت
رسول (ص ) صلاح و فساد جامعه از رهگذر صلاح و فساد
مسوولان و متوليان آن فراهم مي شود(19 ) اميرمومنان (ع ) نيز
در اين زمينه مي فرمايد : « فليست تصلح الرعيه الا بصلاح
الولاه . » (20 )
در حوزه اداري , مفاسد اخلاقي گوناگوني متصور است كه هر
گاه شخصي از نظام ارزشي الهي دورافتاد , ممكن است به آن
دچار شود. بهره برداري شخصي از امكانات دولتي (بيت
المال ) , قائل شدن حق براي خود فراتر از حقوق يكسان با
ديگران , خود را در حاشيه امنيتي قرار دادن و اسراف و تبذير ,
نمونه هايي از اين مفاسد است . فزون طلبي و رانت خواري
اطرافيان مسئول و سواستفاده هاي ديگر شغلي كه امروزه
بدبختانه رو به افزايش است , همگي از كم رنگ شدن باورهاي
ديني و كم شدن پايبندي چنين افرادي به ارزش هاي ديني
شكايت دارد و خود , عاملي ديگر براي نابسامان تر شدن
اوضاع اقتصادي است و موجب پيدايش بسياري از تنگناها و
مشكلات اقتصادي مي شود. از اين رو در سيره امام علي (ع ) به
مواردي برخورد مي شود كه چنين آفات و آسيب هاي اقتصادي
را براي نظام به ياد مي آورد و به ويژه در زمينه مبارزه جدي و
عملي با آن تلاشي فراگير را مي طلبد.
حضرت پس از خلافت عثمان , زمام امور مسلمانان را به عهده
گرفت و مردم از نزديك شاهد ناهنجاري هاي اخلاقي و مالي
اطرافيان خليفه بودند. بدين سبب , نخستين اقدام خود را
بركناري تمام كارگزاران عثماني از امور مملكتي اعلام كرد و
حاضر نبود كساني را كه به تعبير او چون شتران گرسنه در سبزه
زار طبيعت بهاري , به جان (21 ) بيت المال مسلمان افتاده
بودند , براي يك لحظه هم در نظام مملكتي تحمل كند و
هنگامي كه با مخالفت دوستان و مشاوران خويش روبه رو شد
كه صلاح و مصلحت فعلي حكومت او را در ابقاي چنين افرادي
نظير معاويه مي دانستند , فرمود :
« اما اين كه گفتي لازم است آنان را در مقام خود ابقا كنم , به
خدا سوگند! خود يقين دارم كه اين كار براي اصلاح وضع
دنياي من مفيد است ; ولي با شناختي كه از كارگزاران عثمان
دارم , حق اقتضا مي كند كه هرگز هيچ يك از ايشان را به ولايت
نگمارم . اگر اين را بپذيرند , برايشان خوب تر است و اگر
نپذيرند , شمشير را به ايشان ارمغان خواهم داد . » (22 )
از سخنان پيشين , نگرش حضرت درباره قدرت به خوبي
استفاده مي شود. هر چند كاري براي امروز و منافع مادي و
دنيايي او مفيد باشد , اگر با معيارها و موازين حق و عدل
نسازد , آن را به كار نخواهد بست و پذيرش خلافت و حكومت
را نيز منوط به اين مي داند كه بتواند از اين طريق , حقي را
احقاق , و عدلي را اقامه كند وگرنه ارزش كفش كهنه وصله زده
شده يا آب بيني بز مريضي را هم نخواهد داشت .
.4 كنترل اخلاقي و عملي كارگزاران
حضرت علي (ع ) خود در استفاده از بيت المال و رعايت حقوق
مردم چنان رفتار مي كرد كه شايد گفتن و شنيدن بعضي از آن ها
براي افراد ناآشنا با سيره ايشان دور از باور باشد.
دستور تراشيدن نوك قلم (براي كم مصرف كردن جوهر) ,
رعايت فاصله خطوط (براي كم مصرف كردن كاغذ) و گذاشتن
چراغ شخصي در كنار چراغ بيت المال در اتاق كار خويش , و
بسنده كردن به حداقل زندگي , بلكه كم تر از آن , همه از
واقعيت هاي مسلم تاريخي هستند كه دوست و دشمن بر آن
اتفاق دارند . (23 ) امام خطاب به زباد (جانشين ابن عباس ,
استاندار بصره ) كه در مصرف بيت المال بي مبالاتي كرده
بود , نويسد :
« فدع الاسراف مقتصدا و اذكر في اليوم غدا و امسك من المال
بقدر ضرورتك و قدم الفضل ليوم حاجتك . » (24 )
و به مالك اشتر نيز مي گويد : « اياك و الاستئثار بما الناس فيه
اسوه . » (25 ) از ويژه سازي (خاصه خواهي ) در چيزهايي كه
همه مردم در آن ها برابرند , بپرهيز.
اين كه شخص مسئول , خود را براي هر گونه رفتاري صاحب
حق , و در استفاده از امكانات عمومي بر مردم مقدم بداند ,
امري ناپسند است كه در مفاسد اخلاقي نظير خودخواهي و
تكبر ريشه دارد و بايد با آن مبارزه شود. حضرت در همين
زمينه خطاب به كارگزار خود در بصره (يكي از پسرعموهايش )
كه با استفاده از فرصت سازماني و بودجه عمومي براي زيارت
خانه خدا به مكه رفته بود , خطاب مي كند : كه چرا با بيت المال
به مكه رفتي آيا از حساب روز رستاخيز نترسيدي كه اين گونه
با بيت المال , آب و غذا و توشه سفر تهيه كردي از خدا
بترس !
« فاتق الله و اردد الي هولا القوم اموالهم فانك ان لم تفعل ثم
امكنني الله منك لاعذرن الي الله فيك و لاضربنك بسيفي الذي
ما ضربت به احدا الا دخل النار .... » (26 ) و تقوا پيشه كن و
اموال مردم را به آنان بازگردان كه در غير اين صورت , اگر بر تو
دست يابم , باشمشيري كه بر كسي نخورده , جز آن كه به جهنم
واردش كرده است , تو را مي كشم . به خدا سوگند! اگر حسن و
حسين نيز چنين كاري كرده بودند , با آن ها چنين رفتار مي كردم
و خويشاوندي و نسب را رعايت نمي كردم .
بنابراين طبق آموزه هاي امام علي (ع ) و سيره عملي حضرت ,
شخص مسئول (حاكم و والي ) و مدير وظيفه دارد تا مصالح
عمومي را به دقت رعايت كند و در حفظ منافع مردم از هيچ
كوششي دريغ نورزد و با يادآوري آخرت و رستاخيز , از هر
گونه سواستفاده و رذيلت اخلاقي و اقتصادي بپرهيزد. البته از
نظر نبايد دور داشت كه ممكن است مدير و كارگزار , از نظر
ضريب ايماني و پايبندي به اصول اخلاقي , بسيار مومن و
متقي باشد اما اطرافيان او , اعم از بستگان و خاندان يا دوستان
و مشاوران او حتي بدون آگاهي وي مرتكب گناهان اخلاقي در
حوزه مسائل مالي و اقتصادي شوند. فزون طلبي بعضي از
نزديكان و رانت خواري آنان كه امروزه بلاي جان اقتصاد
است , از اموري به شماررود كه بايد شخص مسئول و حاكم ,
در زدودن ريشه آن بكوشد. حضرت وجود اين پديده شوم
اقتصادي را يادآور مي شود و مي فرمايد :
« ثم ان للوالي خاصه و بطانه فيهم استئثار و تطاول و قله
انصاف في معامله .... » (27 ) ديگر اين كه هر زمامداري , ياران
نزديك و محرم اسراري دارد كه در ميان ايشان امتياز خواهي و
درازدستي و بي انصافي در روابط اقتصادي پيدا مي شود اما تو ,
ريشه اينان را با بريدن اسباب آن از ميان بردار.
حضرت در ادامه , مالك را متوجه مي سازد كه مبادا خودت
زمينه رانت خواري بستگانت را فراهم سازي و به آنان فراتر از
حق شهرونديشان بپردازي :
« ولا تقطعن لاحد من حاشيتك و حامتك قطيعه و لا يطمعن
منك في اعتقاد عقده تضر بمن يليها من الناس في شرب او
عمل مشترك يحملون موونته علي غيرهم فيكون مهنا ذلك لهم
دونك و عيبه عليك في الدنيا والآخره . » (28 ) مبادا به هيچ يك
از اطرافيان و نزديكانت زميني واگذاري و مبادا كسي از سوي
تو به اين طمع بيفتد كه مالك آب و زميني شود تا به همسايگان
در آبياري يا كار مشترك , خسارت وارد سازد و بارش را بر
دوش ديگران نهد كه بهره شيرين آن را فقط آنان مي برند و ننگ
آن در دنيا و آخرت براي تو مي ماند.
از ديگر رذايل اخلاقي و مفاسد اقتصادي كه ممكن است
مسوولان از گزند آن در امان نباشند , رشوه است . رشوه نشان
از اين دارد كه مسئولان مربوط , حقوق مردم را ايفا نكرده اند;
بدين سبب مردم ناگزيرند حق خود را با رشوه بگيرند.
در سرزنش رشوه و رشوه خواري سخن بسيار وارد شده است
و طبق آموزه هاي اهل بيت عليهم السلام , رشوه دهنده و رشوه
گيرنده هر دو در آتش جهنم خواهند بود.
امام علي (ع ) در اين زمينه اشاره مي كند كه روزي اشعث بن
قيس ظرف غذايي را براي ايشان آورد و موجب ناراحتي و
خشم حضرت شد :
به او گفتم : صدقه است يا زكات يا صله و پيشكش كه هر كدام
باشد , براي ما حرام است . او گفت هديه است . چنان به نظرم
آمد كه گويي آب دهان مار به آن آميخته شده يا زهر مار را در آن
ريخته اند. به خدا قسم ! اگر هفت اقليم را با آن چه زير آسمان
است , به من بدهند تا خدا را نافرماني كنم و پوست جوي را از
دهان مورچه اي به ناحق بربايم , چنين نخواهم كرد . (29 )
نتيجه گيري
آن چه به صورت مختصر و فشرده در اين نوشتار آمد , گوشه
اي از منش و روش امام علي (ع ) درباره مسائل اقتصادي بود و
روشن شد كه اصولا طرز نگرش حضرت به دنيا و مسائل مادي
و اقتصادي , با ديگر نگرش هاي تنگ نظرانه و مادي تفاوت
دارد. ايشان به تبع نگرشي كه به هستي و هدف از آفرينش انسان
دارد , افقي گسترده تر از دنياي تنگ و مادي را مي نگرد و به
آخرت و سعادت آخرتي به صورت اصلي و نهايي ترين هدف
از خلقت هستي و انسان نگاه مي كند و به همه امور از اين
رهگذر مي نگرد; بدين لحاظ , هر كاري را خرد يا كلان (كوچك
و بزرگ ) كه در اين مسير و موجب رسيدن به آن هدف است ,
متعالي و ارزشمند مي شمرد و پذيرش حكومت و پذيرش
قدرت را نيز در اين جهت تفسير مي كند. بدين سبب , با بيان
مكرر معيار و مدار حركت كه همانا رسيدن به آخرت و جوار
قرب الهي است , اعمال را پيوسته با آن مي سنجد و سفارش به
حق محوري و عدالت مداري را در هر فرصتي ابراز مي دارد و با
هر گونه ستم و بي عدالتي از هر كس و از هر نوعش سر ستيز و
مبارزه دارد و در تقسيم بيت المال , مصرف بيت المال و رعايت
حقوق عمومي مردم به وسيله حاكم و والي و پرهيز از ايجاد
وضعيت نامساعد ملي و اقتصادي كه به بي عدالتي مي انجامد ,
تذكرات گوناگون و متعددي دارد كه در متن مقاله به آن ها اشاره
شده است .
پاورقي ها :
1 ـ علي اصغر پورهمايون , اقتصاد , ص .12
2 ـ اتجروا بارك الله فيكم .
3 ـ نهج البلاغه , كلمه قصار .
4 ـ همان , كلمه قصار .390
5 ـ همان , نامه 53 , بند .11
6 ـ همان , نامه .5
7 ـ همان , نامه 53 بند .79
8 ـ همان , خطبه .15
9 ـ اشاره به داستان عقيل برادر حضرت . (همان , خطبه 224 )
10 ـ محمدباقر مجلسي , بحارالانوار , ج 41 , ص 106 ـ .137
11 ـ حديد (57 ) , .25
12 ـ نهج البلاغه , نامه 53 , بند .21
13 ـ همان , بند .29
14 ـ همان , بند .47
15 ـ همان , بند .48
16 ـ همان , بند 49 ـ .51
17 ـ همان بند , .51
18 ـ همان بند .57
19 ـ اشاره به حديث « صنفان اذا صلحا صلحت الامه و اذا
فسدا فسدت الامه » .
20 ـ نهج البلاغه , خطبه .216
21 ـ همان , خطبه .3
22 ـ مسعودي , مروج الذهب , ج 2 , ص ;364 محمد بن جرير
طبري : تاريخ طبري , ج 4 , ص .439
23 ـ به نقل از مشايخ فريدني , نظرات سياسي در نهج البلاغه ,
ص .51
24 ـ نهج البلاغه , نامه .21
25 ـ همان , نامه 53 , بند .85
26 ـ همان , نامه .41
27 ـ همان , نامه 3 , بند .70
28 ـ همان , بند .71
29 ـ همان , خطبه .224

|