روزنامه جمهوري اسلامي 15/12/1383 صفحه امام
سيد جمال الدين در نگاه امام خميني




به مناسبت سالروز شهادت سيد جمال الدين اسدآبادي
علي معصومي (وزوايي )
درباره اين موضوع كه سيد جمال الدين اسدآبادي , پايه گذار نهضت هاي اسلامي و سلسله جنبان نهضت هاي اصلاحي در تاريخ معاصر مي باشد و جريان بيدارگري و روشنگري , با حركت هاي او آغاز شد , ترديدي وجود ندارد. سيدجمال الدين اسدآبادي , هم فعاليت و تحركات فراواني انجام داد و هم دانشمندي بسيار توانا و انساني بود كه توانايي هاي چند جانبه داشت . با اين حال , سيد جمال الدين اسدآبادي هرگز نتوانست حاصل تلاش ها و ثمره توانايي هايش را ببيند و فعليت يافتن اهداف و آرمان هايي را كه داشت , مشاهده كند. از اين نظر , وي را بايد يكي از ناكام ترين مردان تاريخ معاصر جهان اسلام دانست , مردي كه توانايي ها و كوشش ها و جنب و جوش هايي در جهت بيدارسازي امت اسلامي نظير ندارد.
پيش از آن كه به نتايج فعاليت هاي سيد جمال الدين بپردازيم , به طور مختصر به جنبه هايي از توانايي ها و تلاش هاي وي اشاره مي كنيم .
توانايي هاي سيد جمال الدين اسدآبادي را ميتوان اينگونه فهرست كرد : سيد جمال الدين اسدآبادي آگاه به اوضاع زمان خود بود , دردهاي جوامع اسلامي را به خوبي شناخته بود , بر نقش استعمارگران در انحطاط جوامع اسلامي آگاهي كامل داشت , بسيار پرتحرك و پر جنب و جوش بود , بسيار تيزهوش و روشن بين بود , در بيان و انتقال مفاهيم مورد نظر توانايي فوق العاده داشت , قدرت تاثيرگذاري اش بر مخاطبان , كم نظير بود , در ايجاد ارتباط با محافل و كانون هاي مذهبي و غيرمذهبي , چيزي كم نداشت , غير از قدرت بيان , از قدرت نوشتن نيز كاملا برخوردار بود , با انواع مكاتب مذهبي و سياسي در غرب و شرق آشنايي داشت , دلير وشجاع بود , در انواع علوم زمان خود تبحر داشت , از اين كه درباره اهداف و آرمان هاي خود جانبازي و تحركات پرفراز و نشيب انجام بدهد , كم مانند بود وشور و حال فراوان داشت , در ايجاد كردن تشكل ها و مديريت كانون هاي مختلف ماهر بود , با سران و بزرگان زمان خود در شرق و غرب آشنايي و مراوده داشت , درجه پشتكار و استقامت و بردباري اش كم نظير بود , بر زبان هاي فارسي و عربي و تركي و انگليسي و روسي و فرانسوي و... تسلط داشت و به همين دليل به هر سرزميني كه مي رفت , به خوبي با مردم و بزرگان آن سرزمين مي توانست ارتباط برقرار نمايد , خواست ها و اهدافش را با صراحت مطرح مي كرد همچنان كه مفاسد دولت ها و جوامع اسلامي و معايب ها كانون هاي تاثيرگذار در ميان جوامع اسلامي را نيز با روشني و بدون هراس طرح مي نمود , نگاه نافذ و سيمايي ابهت آميز داشت و....
اينها سرفصل برخي ويژگي ها و توانايي هاي سيدجمال الدين اسدآبادي است كه به منظور جلوگيري از طولاني شدن مطلب , از توضيح و تشريح آنها خودداري مي كنيم و به سراغ فهرست فعاليت ها و تلاش هاي اين بيدارگر بزرگ ميرويم . سيد جمال , حدود چهل سال در راه اسلام و در جهت بيدار كردن جوامع اسلامي مبارزه كرد , به افغانستان , هندوستان , مصر , روسيه , انگليس , آلمان , عراق , عربستان , فرانسه , تركيه و ساير سرزمين هاي تحت فرمانروايي امپراتوري عثماني سفر كرد و در شهرهاي ايران نيز به گشت و گذار پرداخت , با استبداد و بي تحركي قاجاريه در ايران مبارزه كرد , با استبداد و بي تحركي سلاطين عثماني ستيز نمود , با استعمارگران غربي (به ويژه انگليس ) به شدت مبارزه كرد , سخنراني هاي مكرر و شورانگيز در سراسر جوامع مسلمان ايراد نمود , راه اندازي و انتشار نشريه ضيا الخافقين , راه اندازي و انتشار مجله عروه الوثقي , نگارش و نشر مقالات و رسالات و بيانيه هاي فراوان , مبارزه با استعمار و استبداد در افغانستان و هندوستان و مصر و عثماني و اروپا , ايجاد تشكل هاي مختلف براي مبارزه با استعمار و استبداد , تلاش براي ايجاد اختلاف بين استعمارگران به منظور كاستن از فشار استعمارگران بر جهان اسلام , تلاش براي توجه دادن مسلمانان به قرآن و اسلام اصيل و...
سيد جمال الدين اسدآبادي چهل سال در عرصه اي به وسعت همه جهان اسلام (و حتي در سراسر جهان ) به تلاش و تكاپو پرداخت , ولي از اين همه تلاش و توانايي خود , نتيجه اي در جهت تغيير دادن حكومت هاي فاسد و ايجاد دگرگوني وانقلاب سياسي , به دست نياورد. البته سيد جمال الدين اسدآبادي در حوزه روشنگري و بيدار ساختن امت اسلامي توفيق خوبي به دست آورد و همين موضوع سرآغاز جنبش ها و تحركاتي در جهان اسلام گرديد. يقينا هر كس زندگي پرتكاپو و سراسر حادثه و ماجراي سيد جمال الدين اسدآبادي را مطالعه كند , اين پرسش براي او مطرح مي شود كه چرا سيدجمال الدين اسدآبادي در زمينه تغيير حكومت ها و برپا كردن انقلاب سياسي نتيجه خوبي از تلاش ها و توانايي هايش نگرفت و نتوانست در سطح جهان اسلام انقلاب بزرگي براي رهايي مسلمانان به وجود آورد , و حداقل اين كه چرا سيدجمال الدين اسدآبادي با آن همه توانايي ها و تلاش هايش , حتي در يكي از كشورهاي اسلامي نتوانست تغييرات بنيادي وانقلابي ايجاد نمايد. امام خميني (ره ) به اين پرسش , پاسخ جالب و حكيمانه اي داده و چنين فرموده است :
جمال الدين , مرد لايقي بوده است , لكن نقاط ضعفي هم داشته است , و چون پايگاه ملي و مذهبي در بين مردم نداشته , از آن جهت زحمات او با همه كوشش ها , به نتيجه نرسيد , و دليل بر اين كه پايگاه مذهبي نداشته است , اين كه چون شاه وقت (ناصرالدين شاه ) او را گرفت و با وضع فجيع , تبعيد كرد , عكس العملي (از سوي مردم ) نشان داده نشد , و زحمات او , چون اين پايگاه را فاقد بود , به نتيجه نرسيد (صحيفه امام , جلد 5 , ص 290 )


البته گمان نرود منظور امام خميني اين است كه سيدجمال الدين اسدآبادي , مذهبي نبوده و به جناح دينداران تعلق نداشته است , بلكه منظور اين است كه سيد جمال الدين اسدآبادي در ميان جوامع اسلامي آن نفوذ عام و گسترده نداشته كه بتواند توده مردم را به حركت درآورد. مذهبي بودن با موضوع پايگاه مذهبي در ميان مردم داشتن , فرق دارد. سيد جمال الدين اسدآبادي فردي شديدا مذهبي و عالم ديني بود و به شدت نيز در راه اهداف اسلامي تلاش مي كرد , ولي نفوذ كلام او مثل ميرزاي شيرازي نبود كه بتواند با يك فتواي چند كلمه اي , انقلاب بزرگي به پا كند و استبداد داخلي و استعمار خارجي را شكست بدهد.
مساله پايگاه مذهبي داشتن كه امام خميني به آن اشاره مي فرمايد , در تاريخ ايران بسيار مهم و اساسي است و كليد فهم پيروزي جنبش ها و انقلابات تاريخ معاصر ايران نيز در همين موضوع نهفته است . اگر به تاريخ معاصر ايران نگاه گذرا بيفكنيم , مشاهده خواهيم كرد علاوه بر جنبش ها و انقلاباتي كه به مرحله پيروزي رسيده اند , حركت هايي نيز بوده اند كه بسيار تلاش شده است تا اين حركت ها , توسعه يافته و به جنبش و انقلاب تبديل شوند , ولي اين حركت ها اگر هم چندين دهه وقت و امكانات مادي و فرهنگي و سياسي و انساني و... صرف آن ها شده است , و اگر هم از خارج به آن ها كمك شده است , ولي هرگز از مرز حركت گروهي و محفلي فراتر نرفته اند و چون در ميان مردم گسترش عمومي نيافته اند , حاميان و فعالان چنين حركت هايي نتوانسته اند روند مورد نظر خود را به جنبش و نهضت وانقلاب تبديل كنند. چنانچه دقت نماييم , اين موضوع را در مي يابيم كه همه حركت هايي كه نتوانسته اند به مرحله جنبش و انقلاب برسند و همچنين همه حركت ها و جنبش هايي كه پيش از مرحله پيروزي , خاموش و نابود شده اند , آن حركت ها و جنبش هايي بوده اند كه گرداننده و يا گردانندگان آن ها پايگاه مذهبي در ميان جامعه ايران نداشته اند. حتي آن جنبش ها و انقلابهائي كه بعد از پيروز شدن , در مرحله استمرار , نتوانسته اند گردانندگاني را كه پايگاه مذهبي داشته اند , حفظ نمايند , به سرعت شكست يافته اند. بنابراين , در تمام طول تاريخ معاصر ايران , همه حركت هايي كه به جنبش و انقلاب تبديل شده و به پيروزي رسيده اند , به طور قطع , گرداننده يا گردانندگاني با پايگاه قوي مذهبي داشته اند و تا زماني هم كه جنبش ها و انقلاب هاي پيروز , توانسته اند اين ويژگي را حفظ كنند , پا بر جا بوده و دوام يافته اند.
اگر انقلاب اسلامي برخلاف همه جنبش ها و انقلاب هاي تاريخ معاصر ايران , توانسته است بيش از 26 سال از دوره پس از پيروزي را با اقتدار كامل طي كند و هر روز نيز در سطح جهان شناخته شده تر و گسترده تر شود , به اين دليل است كه بعد از پيروزي و تا به امروز , گردانندگان اصلي آن از پايگاه مذهبي بسيار قوي برخوردار بوده اند. در جامعه ايران , داشتن پايگاه مذهبي به مفهوم داشتن پايگاه وسيع ملي و مردمي نيز مي باشد. در نتيجه , هنگامي كه گروهي و يا كسي از پايگاه مذهبي برخوردار مي شود , به اين معني است كه حمايت عموم مردم را با خود به همراه دارد. چون داشتن پايگاه مذهبي با حمايت عموم مردم همراه است , از هر عامل ديگري بهتر و بيشتر مي تواند انسجام و وحدت جامعه را حفظ نمايد , يعني همان چيزي كه در تمام طول تاريخ انقلاب اسلامي عينيت يافته و سبب شده است نظام اسلامي در ميان انبوهي از دشمنان بزرگ و كوچك , به صورت حيرت انگيزي به بالندگي خود استمرار بخشد , يقينا تا زماني هم كه انقلاب و نظام اسلامي از چنين ويژگي مهمي برخوردار است , هيچ دشمني در توطئه چيني و دشمني با انقلاب و نظام اسلامي موفق نخواهد شد.
دست نيافتن سيد جمال الدين اسدآبادي به پايگاه قوي مذهبي , علل و عوامل متعددي دارد. گذشته از آن كه دشمنانش در زمينه مذكور ضربه مهلكي بر وي زدند , خود سيد جمال الدين نيز كوتاهي عمده اي در اين باره داشت . اول اين كه وي گمان مي كرد اگر چهره ظاهري و باطني خود را در ابهام نگه دارد و كسي به شيعه يا سني بودن او و همچنين به عرب يا ايراني يا افغاني بودن او پي نبرد , بهتر مي تواند در ميان جوامع اسلامي كه گرفتار تعصبات فرقه اي بودند , تبليغ و روشنگري نمايد و در هيچ جا (از هندوستان تا اسلامبول و مصر) با حساسيت منفي مواجه نخواهد شد. به همين دليل بود كه سيدجمالي الدين به اقتضاي مكان و سرزميني كه در آن به سرمي برد , خود را طوري مي نماياند كه كسي گمان مخالفي درباره اش ننمايد. مثلا در سرزمين هاي سني نشين , طوري رفتار مي كرد كه براي ساكنان آن سرزمين ها مشكل بود متوجه شيعه بودن وي بشوند. در سرزمين هاي شيعه نشين نيز طبيعتا همان چهره اصلي و مذهب اصلي خودش , يعني شيعه بودن را نشان مي داد. از نظر سيماي ظاهري نيز همين گونه رفتار مي كرد. به همين دليل , در ايران لباس روحانيان را مي پوشيد , در مناطق عرب نشين لباس عربي بر تن مي كرد. در پايتخت عثماني سعي مي كرد جامه اي كه در آن جا رواج داشت بر تن نمايد , در افغانستان لباس افغاني به تن مي كرد و ...
البته اتخاذ چنين روش هايي از سوي سيد جمال الدين اسدآبادي , برخلاف گمان او نه تنها زمينه را براي پيشبرد اهداف سيد جمال الدين فراهم نكرد , بلكه سبب شد به او تهمت هاي مختلف بزنند و در هر جا او را متهم به چيزي بنمايند. به همين دليل بود كه مثلا در خود ايران , وي را به نامسلماني , بابي گري , سني گري و حتي به عامل روس و انگليس بودن و فراماسون بودن و... متهم كردند و زمينه حمايت عمومي را از وي سلب نمودند. در چنين فضايي بود كه به دستور ناصرالدين شاه , سيدجمال الدين اسدآبادي را كه در حرم حضرت عبدالعظيم متحصن شده بود , به زور و با بدترين وضع و در حالي كه نيمه عريان بود , به يابوي لخت و عرياني سوار كردند تا از ايران خارج نمايند. در اين هنگام , ميرزا رضاي كرماني كه از پيروان سيد جمال الدين اسدآبادي بود , هر چه فرياد كرد و مردم را به كمك طلبيد , كسي گوش به سخنانش نداد. بدين ترتيب , ميزان جايگاه مذهبي سيد جمال الدين اسدآبادي مشخص شد.
دومين عاملي كه بروز آن از سوي سيد جمال الدين اسد آبادي , سبب شد وي نتواند پايگاه قوي مذهبي به دست آورد اين بود كه گمان مي كرد اگر از طريق سلاطين , فرمانروايان و بزرگان سياسي جهان اسلام اقدام به اصلاح گري , روشنگري و بسيج جهان اسلام عليه غرب و... بنمايد , سريع تر مي تواند به اهداف بلند ديني و سياسي خود برسد و مسلمانان را به تكاپو و بستر رشد و ترقي و اتحاد بيندازد. به همين دليل بود كه وي پيوسته در ميان درباريان و فرمانروايان و سلاطين ايران عثماني , افغانستان , مصر , هندوستان و... سير مي كرد تا آن ها را به حركت وادارد. البته اين روش سيد جمال الدين اسد آبادي نيز نه تنها ثمري نداد بلكه خود وي را نيز به پشيماني و تجديد نظر واداشت . وي در اين زمينه مي گويد : چه خوش بود بذرهاي بارور و مفيد خود را در زمين شوره زار سلطنت هاي فاسد نمي افشاندم . هر چه در اين زمين كوير غرس نمودم , فاسد گرديد. در اين مدت هيچ يك از تكاليف خيرخواهانه من به گوش سلاطين مشرق فرونرفت , همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت . اميدواري هايم به ايرانم بود ولي اجر زحماتم را به فراش غصب حواله كردند...
بنابر آنچه گفته شد و بنابر واقعيت هاي زندگي و مبارزات سيد جمال الدين , وي به طور كلي دو هدف را تعقيب مي كرد. هدف اول سيد جمال الدين , بيدارگري و روشنگري بود. وي مي خواست جهان اسلام را از خوابي كه قرن ها به آن گرفتار شده بود , بيدار كند و همه مسلمانان را به تكاپو وا دارد. سيد جمال الدين در اين هدف , كاملا موفق شد نهضت بيدارگري را در جهان اسلام پديد آورد , نهضتي كه از طريق خود سيدجمال الدين و شاگردان و پيروانش , به سرعت سراسر جهان اسلام را فرا گرفت و تغييرات گسترده اي در حوزه انديشه و رفتار سياسي و اجتماعي و مذهبي مسلمانان به وجود آورد. دومين هدف سيد جمال الدين اسد آبادي , ايجاد تغييرات بنيادي و پديد آوردن انقلاب در كشورهاي مسلمان نشين بود. وي مي خواست از طريق انقلاب , حكومت هاي وابسته و بي رمق كشورهاي اسلامي را ساقط نمايد و دولت هايي پرتكاپو , استعمار ستيز و پايبند به اصول مكتب اسلام به وجود آورد. گرچه سيد جمال الدين اسد آبادي در اين هدف نيز موفقيت هايي به دست آورد , ولي به همان دلايل كه اشاره شد , و همچنين به اين دليل كه نهضت بيدارگري تازه آغاز شده بود و اوضاع و شرايط روزگار نيز مناسب نبود , سيد جمال الدين نتوانست حاصل كار خود را در دوره حياتش ببيند و شاهد انقلاب بنيادين در كشورهاي مسلمان نشين باشد.
سيد جمال الدين اسد آبادي به طور كلي دو هدف را تعقيب مي كرد. هدف اول سيد جمال الدين , بيدارگري و روشنگري بود. وي مي خواست جهان اسلام را از خوابي كه قرن ها به آن گرفتار شده بود , بيدار كند و همه مسلمانان را به تكاپو وادارد. سيد جمال الدين در اين هدف , كاملا موفق شد و نهضت بيدارگري را در جهان اسلام پديد آورد , نهضتي كه از طريق خود سيد جمال الدين و شاگردان و پيروانش , به سرعت سراسر جهان اسلام را فرا گرفت و تغييرات گسترده اي در حوزه انديشه و رفتار سياسي و اجتماعي و مذهبي مسلمانان به وجود آورد. دومين هدف سيد جمال الدين اسد آبادي , ايجاد تغييرات بنيادي و پديد آوردن انقلاب در كشورهاي مسلمان نشين بود. وي مي خواست از طريق انقلاب , حكومت هاي وابسته و بي رمق كشورهاي اسلامي را ساقط نمايد و دولت هايي پرتكاپو , استعمار ستيز و پايبند به اصول مكتب اسلام به وجود آورد.
امام خميني : جمال الدين , مرد لايقي بوده است , لكن نقاط ضعفي هم داشته است , و چون پايگاه ملي و مذهبي در بين مردم نداشته , از آن جهت زحمات او با همه كوشش ها , به نتيجه نرسيد , و دليل بر اين كه پايگاه مذهبي نداشته است , اين كه چون شاه وقت (ناصرالدين شاه ) او را گرفت و با وضع فجيع , تبعيد كرد , عكس العملي (از سوي مردم ) نشان داده نشد , و زحمات او , چون اين پايگاه را فاقد بود , به نتيجه نرسيد.
همه حركت هايي كه در تاريخ معاصر ايران نتوانسته اند به مرحله جنبش و انقلاب برسند و همچنين همه حركت ها و جنبش هايي كه پيش از مرحله پيروزي , خاموش و نابود شده اند , آن حركت ها و جنبش هايي بوده اند كه گرداننده و يا گردانندگان آن ها پايگاه مذهبي در ميان جامعه ايران نداشته اند. حتي آن جنبش ها و انقلابهائي كه بعد از پيروز شدن , در مرحله استمرار , نتوانسته اند گردانندگاني را كه پايگاه مذهبي داشته اند , حفظ نمايند , به سرعت شكست يافته اند.