
حميد ناصري كه پژوهشگر در زمينه تاريخ معاصر ايران است , در چند ماه اخير
نمايشگاه هاي متعددي را در فرهنگسراهاي مختلف شهر تهران در زمينه معرفي
تاريخ معاصر ايران برپا كرده است . وي با علاقه شخصي آرشيوي غني از اسناد و
مدارك تاريخي گردآوري كرده و نام آن را « اتاق تاريخ معاصر ايران » گذشته و
تصميم دارد بزودي مكان مشخصي را با همراهي مراكز دولتي يا خصوصي به
نگهداري , معرفي و عرضه اين آثار اختصاص دهد.
وي در مورد ضرورت برپايي اين نمايشگاه ها كه تصاوير رجال سياسي
دوران قاجار تا پهلوي اول را به همراه اسناد و مدارك گوناگون دربرمي گيرد ,
مي گويد : « در شرايط كنوني , جامعه ما با هجمه سياسي سنگيني از سوي جهان
غرب مواجه است . به عقيده من اگر مردم از فراز و نشيب تاريخ گذشته خود و
چگونگي دخالتهاي استعمارگران آگاه باشند , واكنشهاي مناسبتري بروز خواهند
داد. »
برگزاري نمايشگاه اخير با عنوان « جنبش هاي يكصد اخير ايران » بهانه اي
براي انجام اين گفتگو بود.
ثنمايشگاه « جنبش هاي يكصد ساله اخير ايران » با چه انگيزه اي برپا شده
است
نمايشگاه جنبش هاي يكصد ساله اخير كه به مناسبت سالروز
نهضت جنگل و شهادت ميرزاكوچك خان و همچنين قيام دليران
تنگستان در شمال و جنوب كشور برپا شده است با هدف
پرداختن به نقش رهبران مبارز برعليه نظام استبدادي قاجار و
پهلوي اول و همچنين دخالت نيروهاي خارجي در امور كشور در
يكصد و پنجاه ساله اخير است كه از دوران محمدشاه قاجار و
قيام دليران تنگستان آغاز و با وقوع انقلاب مشروطه در دوران
حكومت مظفرالدين شاه و نقش مبارزان سياسي ادامه و نهايتا با
سركوب نهضت جنگل و حركت آزاديخواهانه محمدتقي خان
پسيان و شيخ محمدخياباني در اوايل حكومت رضاخان خاتمه
يافت . در اين نمايشگاه از سويي عملكرد پادشاهان قاجار و علت
وقوع انقلاب مشروطه مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت و از
سوي ديگر نقش پنهان بازيگران در صحنه سياسي كشور و
ارتباط آنان با عوامل بيگانه آشكار و فاصله عميق ميان دو صحنه
آشكار سياسي كه يكي خواهان احقاق حقوق عامه مردم و
ديگري درصدد حفظ موقعيت و امتياز دادن به بيگانگان است ,
مشخص گرديد.
ثاين جنبشها كه برعليه استبداد و استعمار شكل گرفته اند دقيقا از چه دوراني در
تاريخ معاصر آغاز مي شود

زمينه هاي وقوع جنبشها و دگرگوني هاي سياسي مانند انقلاب
مشروطيت از دوران « فتحعلي شاه » و « محمدشاه » , دومين و
سومين پادشاهان قاجار شروع و در دوران ناصرالدين شاه با
اعطاي امتيازات مختلف به دول بيگانه و تجديد نفوذ آن ها به
داخل كشور و جدايي نواحي شمالي و جنوبي به اوج خود رسيد
و نهايتا اولين جرقه آن توسط ميرزاي شيرازي با حكم تحريم
تنباكو زده شد . اما در اواخر سال 1314 ق (1275 ش ) پس از
كشته شدن ناصرالدين شاه به دست « ميرزارضاي كرماني » و
دوران حكومت مظفرالدين شاه اوج نفرت مردم از حكومت
سبب مي شود كه توده هاي مردم به رهبري روحانيت مبارز بر
عليه حكومت صف آرايي كنند. مردم خواهان تاسيس مجلس و
عدالتخانه مي شوند و علما , مردم و قشر تحصيلكرده خارجي هم
صدا و همراه شده و خواستار برچيدن نظام ديكتاتوري هستند.
لذا مظفرالدين شاه كه خود را مواجه با چنين حركت عظيم
انقلابي مي بيند , يا به ناچار بايد به انقلاب مشروطه تن دهد و يا
اينكه در مقابل انقلابيون ايستادگي كند. به همين خاطر شاه كه
خود را در مواجهه با چنين حركت عظيم ناتوان مي بيند در 14
جمادي الثاني 1324 ق فرمان مشروطيت ـ كه نسخه اي از آن در
اينجا به نمايش گذاشته شده است ـ را صادر مي كند و مدتي بعد
در 18 شعبان همان سال اولين دارالشورا افتتاح
مي شود.
ثگروهايي كه به قول شما خواهان احقاق حقوق عامه مردم بودند و در وقوع
انقلاب مشروطه نقش كليدي داشتند شامل چه طيفي با چه نگرشهاي سياسي
بودند
كلا در وقوع انقلاب مشروطه دو طيف در صحنه آشكار سياسي
وجود داشت . اول روحانيت با نگرش دين محوري و پياده كردن
شريعت اسلام به شكل قانون كه خواستگاه آن ها اجراي قوانين
اسلام بود كه با وجود قدرت معنوي خود موفق شدند تا مردم را
بر لزوم وجود قوانين اسلامي آگاه نمايند. دوم طيف روشنفكر
تحصيل كرده خارجي , كه با تجربه انقلابهاي اروپايي وارد اين
صحنه شده بودند و خواستار برقراري حكومت قانون به طريقه
كشورهاي اروپايي بودند.
گروه دوم مبلغان دست پرورده فرهنگ غربي بودند كه تز
جدايي قانون براساس شريعت و ايدئولوژي حاكم بر جامعه را
ارائه مي دادند. و با پيدايش انديشه هاي نو در جوامع غربي به نام
جامعه , برادري و برابري بر لزوم قانون در هر كشور تاكيد
مي ورزيدند كه از نمونه هاي بارز آنها ميرزاملكم خان معروف به
قانوني را مي توان نام برد كه روزنامه قانون ـ كه نسخه اي از آن در
نمايشگاه موجود است را در لندن و در سالهاي حكومت ناصري
منتشر مي كرد.
ثآيا بعد از انقلاب مشروطيت كه توسط اين دو طيف به وقوع پيوست نوع
نگرشهاي آنها براي اداره كشور با مشكل مواجه نشد
البته , مثلا مرزبندي حاكم درصحنه سياسي اولين دوره مجلس
قانونگذاري تصوير سه صف بندي در مقابل يكديگر است . يكي
روحانيت كه با اضافه كردن يك متمم به قانون اساسي پنج نفر از
علما را به عنوان نماينده معرفي كرد و اين نمايندگان هر جا كه
قانون به تصويب مي رسيد تشخيص فقهي آن قانون كه بايد
براساس شريعت اسلام باشد , بر عهده آنان بود. دوم صف
مرتجعين يا مستبدين بود كه در حفظ پايگاه سياسي سلطنت
تلاش مي كردند و سوم طيف به قولي احرار يا آزادي خواهان بود
كه شريعت را وارد بر قانون اساسي نمي دانستند. حتي در اولين
دولت مشروطه كه توسط ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله نائيني
تشكيل مي شود اين تضاد در نوع اداره حكومت فراتر از مجلس
بين دولتيون نيز وجود دارد كه بنده در توضيح عكس
ميرزانصرالله خان به آن اشاره كردم .
ثاين شكاف در نوع نگرشها در به بيراهه كشيدن انقلاب چه تاثيري داشت

پس از پايان حكومت مظفرالدين شاه و تاج گذاري محمدعلي
شاه وقتي كه شاه جديد مجلس و دولت را مواجه با اين مشكل يا
بهتر بگوييم اين تضاد ديد , از همان دوره هاي ابتداي سلطنت به
مخالفت با مجلس برخاست و اولين حمله خود را در نهم ذيقعده
سال 1325 ق به مجلس كرد و بعد از آن در 23 جمادي الاول
1326 ق مجلس را توسط لياخوف روسي به توپ بست ـ كه
تصوير محمدعلي شاه و لياخوف و احمدميرزا كنار يكديگر بعد
از به توپ بستن مجلس در نمايشگاه ديده مي شود ـ محمدعلي
شاه بعد از به توپ بستن مجلس جمعي از وكلا را تبعيد نمود و
گروهي از روشنفكران مانند ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل را
در باغ شاه محاكمه و به قتل رساند و به ظاهر طومار مشروطه را
درهم پيچيد و دوران استبداد صغير را به وجود آورد.
ثچرا دوران بعد از به توپ بستن مجلس به استبداد صغير معروف است و آيا در
دوران استبداد صغير انقلابيون دست به حركتهاي اعتراض آميز برعليه نظام
استبدادي نزدند
به اين دليل اين دوران را استبداد صغير مي گويند چون چندان
دوام نياورد و در معناي لغوي هم يعني استبداد كوچك يا به قولي
كم دوام . زيرا اين اقدام محمدعلي شاه موجب شورش و حمله
آزادي خواهان به تهران شد و فرزندان مشروطه خواه هريك اين
بار در نقاطي از كشور علم طغيان بر عليه دولت مركزي
برافراشتند. ستارخان و باقرخان در تبريز , سردار اسعد و
صمصام السلطنه در نواحي اصفهان و بختياري , يا محمدخان
كرمانشاهي در نواحي غرب و محمدولي خان تنكابني در گرگان و
مازندران بر عليه دولت مركزي قد علم كردند و با هدف فراهم
آوردن زمينه هاي استمرار آرمانهاي انقلاب مشروطه دست به
طغيان زدند. از سويي روحانيون نيز به رهبري آيت الله بهبهاني و
طباطبايي و عده اي از مردم ابتدا در حرم حضرت عبدالعظيم و
سپس در قم تحصن كردند , لذا با حركت فاتحان , تهران در 25
تيرماه 1285 مطابق با 27 جمادي الثاني 1327 ق فتح گرديد و
محمدعلي شاه از سلطنت خلع و پسر دوازده ساله اش احمدميرزا
به حكومت رسيد.
ثبرگرديم به دوارن مشروطه دوم , آيا بعد از استقرار مشروطه دوم باز هم آن
تضاد در نوع نگرش ها در نحوه حكومت وجود داشت
بله , البته اين بار به شكل ديگر. يعني نفوذ بيگانه در انقلابيون . با
فتح تهران توسط مشروطه خواهاني مانند محمدولي خان
تنكابني و سردار اسعد بختياري كه وابسته به بيگانگان بودند ,
آغاز نفوذ استعمارگران در مجلس و دولت شروع شد. اين گروه
مشروطه خواه كه هيچ كدام در ابتداي جنبش مشروطه خواهي در
ميدان مبارزه نبودند و حتي برخي از آنها مانند محمدولي خان
تنكابني مستبد بودند , كه اينك سربرآورده و خود را وام دار
مشروطه خواهي مي ناميدند , با قشر روحانيت به مبارزه برخاسته
و حتي كار را به جايي رساندند كه كساني چون شيخ فضل الله را
به دار آويختند و گناه او را مشروطه مشروعه ناميدند و فرجام
اين سربداركردن ها در تهران و تبريز چيزي جز استقرار مجدد
استبداد و نفوذ استعمار انگليس و روس به داخل كشور
نبود.
ثزمينه ي جنبش هاي جنگل و پسيان و خياباني در شمال , شرق و شمال غربي
كشور از كجا به وجود آمد
بعد از فتح تهران و انحراف مشروطه دوم كشور همچنان
سالهاي پرآشوبي را گذراند و زمينه هاي تازه اي نيز براي طغيان
مناطق مختلف كشور عليه مركز فراهم آمد. كه مهمترين
مصداق هاي اين قبيل زمينه هاي بحران ساز , انعقاد قرارداد
1919 كابينه حسن وثوق الدوله با دولت انگليس و استقرار
انقلاب بلشويكي در روسيه تزاري بود. پيامدهاي انقلاب
بلشويكي در روسيه و درگرفتن آتش جنگ جهاني اول نيز
تجربه هاي بيشتري در اختيار نيروهاي آزادي خواه قرار داد و در
نتيجه از هرگوشه كشور بار ديگر علم طغيان با هدف مقابله با
استبداد و استكبار برافراشته شد كه سستي حكومت مركزي كه
در راس آن يك نوجوان پانزده ساله قرار داشت , فشارهاي مالي
دولت , قحطي و گرسنگي و... منظومه اي ساخت كه بيشتر به
اعتراضات و طغيانها دامن زد. كه قيام جنگل در شمال و قيام
پسيان و خياباني در شرق و شمال غربي از نمونه هاي بارز چنين
طغيانهايي بود.
ثاين قيامها چگونه سركوب شدند
بعد از انقلاب مشروطه و برپا شدن آتش طغيان در جاي جاي
كشور به تدريج مقبوليت و جذابيت الگوي اقدام منتج از انقلاب
مشروطه را كم فروغ ساخت و نياز به الگوي تازه اي بود كه زمينه
مركزيت بخشيدن به قدرت سياسي را بيشتر نمايد. در همين
وضعيت بود كه اقدامات سركوبگرايانه در مواجهه با نهضت هاي
آزادي خواهي مقبوليت پيدا كرد. سركوب نهضت جنگل در
شمال و جنبش كلنل محمدتقي خان پسيان در تربت حيدريه و
خياباني در تبريز از مهمترين مصاديق اين قبيل اقدامات بود كه
حتي مبارزان استبداد و كلا نيروهاي خارجي نيز موافق سركوب
چنين تحركاتي بودند , زيرا وجود اين جنبش ها منافع آنها را به
مخاطره مي انداخت .
ثبه عنوان آخرين سوال شما به الگوي اقدام و حركتهاي سركوبگرايانه اشاره
كرديد. آن الگوي اقدام چه كسي با چه امتيازاتي مي توانست باشد و
چه انگيزه اي براي آن حركت سركوبگرايانه وجود داشت
باتوجه به شرايط ايران در سالهاي پس از انقلاب مشروطه و
آشكار شدن پيامدهاي ناشي از تحولات شگرف جهاني در اين
دوره , افكار عمومي متوجه مفاهيم تازه اي شد. كسب استقلال ,
قطع يد از ايادي بيگانه و اعاده اقتدار ملي نمونه اي از اين
مفاهيم بود . در داخل كشور نيز قراردادهاي 1907 و 1919 ;
اشغال خاك ايران توسط قواي بيگانه اعم از روس و انگليس ,
مداخله بيش از حد در امور داخلي كشور , وابستگي دولتمردان و
سياسيون به دول بيگانه سبب شد كه الگوي اقدامي كه قادر باشد
در مقابل مظاهر نفوذ بيگانگان به ظاهر اعمال قدرت كند , مقبول
واقع نشود. لذا با اكتفا به ظواهر رخدادها و خوي نظامي گري
رضاخان , ابتدا قيامهاي داخلي فروكش كرد و مبارزات مبارزاني
همچون ميرزاكوچك خان و خياباني و پسياني سركوب شد و
ثالثا از رضاخان چنين تصويري آفريد كه او مي تواند ناجي مردم
باشد و نهايتا بعد از كودتاي 3 اسفند 1299 و رسيدن به مقام
سردار سپه و نخست وزيري , در سال 1304 عليرغم مخالف
هاي اقليت مجلس به رهبري سيدحسن مدرس ماده واحده تغيير
سلطنت را از قاجار به پهلوي اعلام و تصويب كرد.

|