روزنامه جمهوري اسلامي 12/12/1383 صفحه سرمقاله
و اينك بازي البرادعي !


بسم الله الرحمن الرحيم
محمد البرادعي , مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي , در اولين روز از اجلاس جاري شوراي حكام گفت : « بررسي پرونده ايران طولاني خواهد بود و به زودي بسته نمي شود زيرا اعتمادسازي و پي بردن به برنامه اي كه 20 سال به طول انجاميده , زمان مي برد » . وي ضمن ادعاي اين مطلب همچنان يكبار ديگر به تكرار حرفهاي گذشته پرداخت و خواستار شفافيت كامل در مورد كل برنامه هسته اي ايران شد. البرادعي خاطرنشان ساخت : اعلام نشدن جنبه هاي عملي از برنامه هاي هسته اي ايران باعث ايجاد « كاهش اعتماد » نسبت به ايران شده و ضروري است ايران داوطلبانه همكاري نزديكي با آژانس داشته باشد.
اين گزارش شفاهي البرادعي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران در شرايطي به مراسم افتتاحيه نشست شوراي حكام ارائه شد كه پيش از اين تصريح شده بود پرونده ايران « عادي » شده و البرادعي ديگر گزارشي در اينمورد به شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي ارائه نخواهد كرد.
بدين ترتيب , قطعي است كه تحت فشارهاي پنهان و آشكار آمريكا و برخي مزدوران اروپائي واشنگتن , البرادعي در موضعي قرار گرفته كه باز هم فعاليتهاي هسته اي ايران را به عنوان يك خوراك سياسي ـ تبليغاتي براي رسانه ها و سياست بازان كينه توز آمريكائي مورد توجه خاص قرار دهد.
البرادعي ادعا كرد نگراني آژانس از توانمندي ايران در مورد غني سازي اورانيوم است و بازرسي هاي آژانس و تعليق غني سازي اورانيوم در ايران همچنان ادامه خواهد يافت .
وضعيت موجود , بيش از هر چيز به اشتباهي مربوط ميشود كه ايران در اصل پذيرش مذاكره با اروپا مرتكب شده است . اين واقعيت را ميتوان در چند بخش توضيح داد.
1 ـ مطابق مفاد « ان . پي . تي » , غني سازي اورانيوم , بخشي از حقوق طبيعي و مصرحه در متن « ان . پي . تي » براي كشورهاي عضو محسوب مي شود و هيچ مرجعي نمي تواند مانع تحقق اين حق طبيعي جمهوري اسلامي ايران شود. در پرتو همين استدلال منطقي , جمهوري اسلامي ايران , تصريح كرده است كه هرگز از حقوق خود براي غني سازي اورانيوم صرفنظر نخواهد كرد. البته تعليق غني سازي , هرچند تصميم درستي نبود , لكن اين اقدام يكطرفه هرگز به منزله انصراف از غني سازي يا توقف هميشگي غني سازي اورانيوم نيست و هر لحظه كه ايران لازم بداند مي تواند عمليات غني سازي اورانيوم را از سر بگيرد. اين بدان معني است كه محمد البرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي هسته اي در موقعيتي نيست كه درباره تداوم تعليق غني سازي اورانيوم , تصميم بگيرد يا سخني بگويد.
2 ـ جمهوري اسلامي ايران در زمينه آنچه « اعتمادسازي » نام گرفته , بسيار بيش از آنچه لازم بوده , عمل كرده و همين باصطلاح حسن نيت يكطرفه از جانب ايران است كه غربي ها را گستاخ كرده و براي طلبكاري بيشتر وسوسه نموده است . يك نكته مهم در اين ميان , مقايسه رفتار تبعيض آميز و « برخورد دوگانه » از جانب آژانس با كشورهاي مختلف است . آژانس بين المللي انرژي اتمي در طول ماههاي اخير در 3 مورد , رفتارهاي تبعيض آميزي داشته و با غمض عين نسبت به اقدامات كره جنوبي , برزيل و مصر , اعلام كرده است كه فعاليت اين هر 3 كشور دقيقا منطبق با مفاد « ان پي تي » بوده و هيچ اقدام مشكوكي صورت نگرفته است .
محمد البرادعي كه اصليت مصري دارد , در همين اجلاس شوراي حكام , به حمايت از عملكرد مصر پرداخته و اعلام كرده است كه ماهيت فعاليت اتمي مصر غيرنظامي است . البته هدف از اين مقايسه آن نيست كه اين شبهه ايجاد شود كه با اين كشورها نيز بايد با سخت گيري برخورد شود لكن بايد پرسيد كه چرا در مورد ساير كشورها با يك يا چند بازرسي ساده , در مورد غيرنظامي بودن فعاليت آنها اظهارنظر مي شود ولي در خصوص ايران كه مورد بيشترين بازرسي در طول تاريخ موجوديت آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار گرفته , هنوز هم البرادعي با اظهارات مبهم , چند پهلو و غيركارشناسانه كه بيشتر بوي سياسي مي دهد , سعي دارد مسئله را همچنان در هاله اي از ابهام قرار دهد
3 ـ با در نظر گرفتن اينكه اجلاس جاري شوراي حكام , زمان انتخاب رئيس جديدي براي آژانس بين المللي انرژي اتمي است , در ماههاي اخير شاهد جوسازيهائي عليه محمد البرادعي از جانب آمريكا بوده ايم . در طول اين مدت همه مكالمات تلفني البرادعي توسط آمريكا شنود شده و برخي مقامات در رسانه هاي آمريكائي به جوسازي عليه او پرداخته اند. گفته مي شود اظهارات ضدايراني محمد البرادعي را بايد تلاش آشكاري از جانب البرادعي براي جلب نظر موافق آمريكا درباره انتخاب مجدد وي بعنوان رئيس آژانس براي يك دوره ديگر دانست . اين , صرفا يك گمانه زني ساده نيست بلكه مبتني بر واقعيت هاي عيني و ملموسي است كه علت اصلي رفتار ضد ايراني البرادعي در پرونده فعاليتهاي اتمي ايران را بيان مي كند. بدون در نظر گرفتن اين نكته نميتوان براي اظهارات ضدايراني البرادعي و برخورد دوگانه اش در مقايسه ايران با ديگر كشورها توجيهي پيدا كرد. البرادعي در تمامي گزارشهاي 2 ساله اخير خود , عليرغم آنكه اعتراف مي كند هيچ دليلي و هيچ مدركي براي اثبات اهداف نظامي در فعاليتهاي اتمي ايران وجود ندارد ولي با مبهم گوئي و برخوردهاي غيراصولي , بلافاصله مي افزايد : هنوز نمي توان مطمئن بود كه ايران اهداف نظامي ندارد بلكه ايران بايستي همچنان اعتمادسازي كند!
4 ـ متاسفانه تصميم جمهوري اسلامي ايران به همكاري با 3 كشور اروپائي درخصوص پرونده هسته اي , همچنانكه بارها تاكيد كرده ايم , يك اقدام انحرافي بود كه مي بينيم به نتايج كاملا معكوسي منجر شده است . اين تصميم انحرافي ايران براي اروپا و آمريكا اين فرصت طلائي را فراهم ساخت كه پرونده هسته اي ايران را « سياسي » كنند و آنرا در مسير بي انتهائي قرار دهند كه خودشان با لحن تمسخرآميزي مي گويند مذاكرات ايران و اروپا ممكن است براي سالها به طول بيانجامد و در واقع , « ابتكار عمل » را براي هميشه از ما سلب كرده اند. اين تصميم انحرافي باعث شد كه حتي از مجموعه كشورهاي داراي عضويت در شوراي حكام نيز فقط آمريكا و 3 كشور اروپائي طرف مذاكره با ايران , ابتكار عمل را دردست بگيرند و عملا چين , روسيه , هند و ساير كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد را به زيان خودمان از گردونه تاثيرگذاري و تصميم گيري در اجلاس شوراي حكام حذف كرده ايم و نقش آنها را تقريبا به « صفر » رسانده ايم .
كار به جائي رسيده است كه همين 3 كشور اروپائي كه ابتدا بعنوان « ميانجي » وارد معركه شدند , امروزه به تكرار خواسته هاي آمريكا و اسرائيل سرگرمند و ايران را « وجه المصالحه » قرار داده اند و با هر شدت عملي كه عليه ما نشان بدهند , از آمريكا و صهيونيست ها امتياز مي گيرند و يكي از مشكلاتشان در جاي ديگر را حل مي كنند.
وزارت امورخارجه انگليس در روزهاي اخير با واگذاري هواپيماهاي مسافربري « ايرباس » به ايران , مشروط به اعلام انصراف ايران از غني سازي مخالفت كرده است . البته اصل پيشنهاد هم خيلي مضحك است ولي دولتمردان و سياستمداران ما بايستي ماهيت كينه توزانه و خباثت آميز انگليسي هاي شرور را بهتر درك نمايند.
قرارداد فروش ايرباس به ايران , در جريان سفر رئيس جمهور خاتمي به فرانسه در آبانماه سال 1378 امضا شد ولي فرانسه حاضر نشد و شايد اجازه نيافت ايرباس هاي مورد توافق را به ايران تحويل دهد. حالا كار بقدري تمسخرآميز شده كه مي خواهند همان موضوع تحويل ايرباس هاي فروخته شده را بعنوان يك امتياز بزرگ براي تشويق ايران به اعلام انصراف از غني سازي اورانيوم به خورد ايران بدهند ولي انگليسي هاي شرور حتي در همين زمينه عربده مي كشند كه نه خير ما راضي نيستيم !
از همان ابتدا هم روشن بود كه اين مذاكرات و ميانجي گريها , يك بازي رسواي فريبكارانه است و به مصلحت ما نيست كه اين بازي با اروپا را بپذيريم . امروز هم هر لحظه زودتر به اين بازي بدفرجام خاتمه دهيم , كمتر ضرر مي بينيم . افسوس كه بعضي ها همين مسائل آشكار و صريح را هم درك نمي كنند و يا مي فهمند ولي نمي خواهند بپذيرند!