روزنامه جمهوري اسلامي 10/12/1383 صفحه سياسي
لبنان , در كانون توطئه مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي




تحولات اخير لبنان بارديگر توجه رسانه ها و محافل خبري را به خود جلب كرد. اين تحولات كه با ترور « رفيق حريري » نخست وزير سابق لبنان به اوج رسيد زنگ خطر را براي سياستمداران لبناني به صدا درآورد و در اذهان , خاطرات جنگ هاي خونين 15 ساله اين كشور را زنده كرد . هرچند پس از گذشت بيش از دو هفته هنوز هويت عامل يا عاملان اين ترور مشخص نشده است و در اين زمينه فرضيه هايي مطرح است ولي يك نكته غيرقابل انكار وجود دارد و آن اينكه بيشترين نفع اين حادثه متوجه رژيم صهيونيستي است .
انفجار يك دستگاه خودرو بمب گذاري شده كه روز دوشنبه 26 بهمن در غرب بيروت روي داد و هدف آن ترور « رفيق حريري » نخست وزير پيشين لبنان بود , سومين حادثه از اين دست در پنج ماه اخير است . در اين انفجار مهيب دهها خودرو دچار آتش سوزي شد و سه هتل نيز آسيب ديد. در اين انفجار شش نفر از محافظان حريري نيز كشته شدند.
اين انفجار درحالي صورت گرفت كه پيامدهاي ناشي از انفجار مهرماه گذشته به تشديد بحران در اين كشور افزود. در انفجار روز دهم مهرماه , « مروان حماده » وزير پيشين اقتصاد و از اعضاي فراكسيون « براي دمكراسي » به رياست « وليد جنبلاط » هدف گرفته شد و در جريان آن محافظ وي كشته و خود او و راننده اش زخمي شدند.
در 23 آبان ماه در محله « كاراكاس » بيروت نيز يك دستگاه خودرو متعلق به يك ديپلمات آلماني منفجر شد كه خسارات مادي برجاي گذاشت . همچنين در تيرماه گذشته هم « غالب عوالي » يكي از فرماندهان حزب الله لبنان درجريان انفجار خودرو بمب گذاري شده در جنوب بيروت كشته شد.
ترور مشكوك
همانگونه كه ذكر شد ترور « حريري » نخست وزير پيشين لبنان همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارد . حريري از سال 1371 تا مهرماه امسال غالبا مسووليت نخست وزيري لبنان را برعهده داشت . در تاريخ دو دهه اخير لبنان كمتر سياستمداري به اندازه « رفيق حريري » در ايجاد وفاق سياسي و ثبات اقتصادي اين كشور موثر بوده و شايد به همين خاطر است كه بسياري از صاحب نظران , حريري 60 ساله را معمار اقتصاد لبنان بعد از جنگ مي دانند .
ترور حريري در حالي صورت گرفت كه فشارهاي خارجي به سردمداري آمريكا و رژيم صهيونيستي براي خروج سوريه از لبنان به موازات كشمكش سياسي درباره انتخابات مجلس و ادامه حضور نظامي و امنيتي سوريه در لبنان شدت گرفته است و انتظار مي رود اين رويداد به تنش هرچه بيشتر داخلي منجر شود.
بسياري از كارشناسان سياسي منطقه هدف از ترور « رفيق حريري » نخست وزير پيشين لبنان را ايجاد فتنه ميان گروه هاي مختلف اين كشور و ضربه زدن به وحدت , وفاق ملي , ثبات و امنيت لبنان ارزيابي مي كنند. آنها معتقدند كه ناامني در لبنان همچنين به وجهه دمشق و بيروت ضربه مي زند و بي شك ترور شخصيتي همچون رفيق حريري پيامدهاي منفي بزرگي براي امنيت لبنان خواهد داشت .
آنچه مسلم است آنكه اسراييل همواره درصدد ضربه زدن به روابط سوريه و لبنان بوده و هميشه براي متزلزل كردن امنيت لبنان كه مبارزان آن طعم تلخ شكست را به ارتش اشغالگرش چشاندند , توطئه چيني كرده است . در اين حال شبكه دولتي انگليس (بي .بي .سي ) در گزارشي به اين مطلب اعتراف كرد كه « عده اي از مردم لبنان و مفسران سياسي , اسرائيل را مسبب اين حادثه مي دانند زيرا وجود يك لبنان باثبات تضمين كننده منافع اسرائيل نيست و اين كشور خواهان بي ثبات نشان دادن لبنان به دليل حضور نيروهاي سوريه دراين كشور است » .
به نظر مي رسد آن دسته از عوامل خارجي كه خواهان ثبات منطقه نيستند , با سواستفاده از اوضاع فعلي منطقه , سعي در اخلال در وحدت و امنيت لبنان داشته و تلاش مي كنند با ترور شخصيت هاي ملي و موثر لبناني زمينه هاي بازگرداندن اين كشور به شرايط نامطلوب امنيتي گذشته را فراهم سازند.
گستردگي حادثه ترور حريري نشان مي دهد كه تنها تشكيلات تروريستي سازمان يافته اي همچون تشكيلات رژيم صهيونيستي توان انجام چنين عملياتي را داشته و هدف از اين اقدام تروريستي ايجاد خدشه و خلل در وحدت و همبستگي لبنان براي پيشبرد طرح هاي توسعه طلبانه اش در منطقه است .
بدون ترديد از اين حادثه و حوادث مشابه آن , كه وحدت و يكپارچگي لبنان و ثبات و امنيت منطقه را مورد هدف قرار داده است , تنها رژيم صهيونيستي منتفع خواهد شد.
فرصت طلبي از ترور حريري
مقام هاي ارشد دولت بوش بلافاصله پس از ترور « رفيق حريري » به محكوميت نقش سوريه در لبنان و اعمال فشار عليه دمشق پرداختند. در اين راستا « كاندوليزا رايس » وزير خارجه آمريكا اعلام كرد : « آمريكا با استفاده از اين فرصت يكبار ديگر خواستار خروج فوري نيروهاي سوريه از خاك لبنان , انحلال و خلع سلاح تمامي گروه هاي شبه نظامي و پايان دادن به دخالت هاي خارجي در استقلال سياسي لبنان مي شود » .
« اسكات مك كليلان » سخنگوي كاخ سفيد نيز گفت : « آمريكا درباره اقدامات قابل اجرا به منظور تنبيه عاملين اين حمله تروريستي , خاتمه دادن به خشونت , اعاده استقلال و پايان دادن به اشغال خارجي با دولت هاي منطقه و شوراي امنيت سازمان ملل مشورت خواهد كرد » . در همين راستا يك مقام ارشد وزارت خارجه آمريكا گفت : بطور يقين فشار را بر سوريه بيشتر خواهيم كرد و با توجه به واقعه روز دوشنبه آن را به حداكثر خواهيم رساند.
اختلافات سياسي داخلي , دستاويز براي مداخله
بديهي است كه در صحنه سياسي لبنان نيز همچون ساير كشورها اختلافات سياسي وجود دارد. اين اختلافات سياسي كه كاملا مسئله اي داخلي است اكنون مستمسكي براي استفاده هاي غيرمشروع توسط آمريكا و رژيم صهيونيستي شده است .
عمده اين اختلافات به تفاوت ديدگاه جناح هاي سياسي لبنان نسبت به حضور سوريه در اين كشور بازمي گردد. در حاليكه سياستمداراني همچون « اميل لحود » رئيس جمهوري , عمر كرامي نخست وزير كنوني و نبيه بري رئيس مجلس اين كشور موافق ادامه حضور نيروهاي سوري در لبنان هستند و آنرا در راستاي كمك به حفظ ثبات اين كشور تلقي مي كنند. طرفداران حريري و سياستمداران ديگري همچون « وليد جنبلاط » رئيس فراكسيون « براي دمكراسي » مخالف حضور اين نيروها بوده و خواستار خروج آن ها هستند.
اين اختلاف نظر موجب شد رفيق حريري در 29 مهرماه گذشته از سمت خود استعفا كند . اين استعفا درست 12 ساعت پس از صدور بيانيه در مورد اجرانشدن 1559 شوراي امنيت سازمان ملل صورت گرفت .
اختلاف بر سر حضور نيروهاي سوري در لبنان با كشمكش سياسي درباره قانون انتخابات مجلس همزمان شده است و تحليل گران پيش بيني مي كنند اين تحولات با نزديك شدن انتخابات مجلس در ارديبهشت ماه آينده به تنش هرچه بيشتر داخلي منجر شود.
براساس قانون جديد انتخابات مجلس ملي كه توسط دولت « عمركرامي » تصويب شده است لبنان به 26 حوزه انتخاباتي و براساس شهرستان و شهر بيروت به تنهايي به سه حوزه تقسيم شده است حال آنكه براساس قانون قبلي , انتخابات برمبناي استان برگزار مي شد.
ناظران معتقدند كه قانون جديد انتخابات كه در آن بيروت به سه حوزه تقسيم شد , در درجه نخست به زيان طرفداران « رفيق حريري » نخست وزير پيشين است و اين جناح مي تواند تنها در يك يا دو حوزه انتخاباتي در بيروت شركت كند.


به گفته ناظران جناح حريري در انتخابات آينده به احتمال زياد 9 نماينده از مجموع 23 نماينده در مجلس كنوني را از دست خواهد داد .
قطعنامه 1559
در پي تحركات گسترده رژيم صهيونيستي و حاميان آن , قطعنامه اي در 12 شهريورماه گذشته به شوراي امنيت ارائه شد كه پيش نويس آن را آمريكا و فرانسه مشتركا تهيه كرده بودند . اين قطعنامه با 9 راي موافق در برابر شش راي ممتنع 15 عضو شوراي امنيت به تصويب رسيد . اين قطعنامه كه از ديد بسياري از سياستمداران لبناني و كارشناسان سياسي يك اقدام مداخله گرايانه تلقي مي شود به بهانه جانبداري از تماميت ارضي و حاكميت و استقلال سياسي لبنان طرح شد.
در اين قطعنامه بر لزوم خلع سلاح و انحلال تمامي گروه هاي شبه نظامي در لبنان , خروج نيروهاي خارجي از خاك اين كشور و برگزاري انتخابات « آزاد و سالم » رياست جمهوري در لبنان بدون دخالت خارجي تاكيد شده است . مهمترين انگيزه اين اقدام فرانسه و آمريكا ناشي از ادعاي آنها در مورد بهره گيري سوريه از نفوذ خود در لبنان و همچنين تمديد دوره رياست جمهوري سپهبد اميل لحود است .
گرچه در قطعنامه 1559 به خروج نيروهاي خارجي از لبنان اشاره شده و نام سوريه برده نشده است ولي سوريه تنها كشوري است كه در لبنان حضور دارد. همچنين منظور تدوين كنندگان اين قطعنامه از لزوم خلع سلاح گروه هاي شبه نظامي در لبنان , جنبش حزب الله است زيرا گروه قابل ذكر ديگري با اين توصيف در لبنان وجود ندارد.
صدور اين قطعنامه بلافاصله با واكنش لبنان مواجه شد و وزير امور خارجه لبنان بي درنگ مفاد آن را بي مورد دانست و رد كرد. وي در بيانيه يي به همين مناسبت افزود , دخالت كشورهاي خارجي در امور داخلي لبنان و سوريه موجب به خطرافتادن امنيت و آرامش منطقه مي شود.
دولت لبنان همچنين با ارسال يادداشتي براي « كوفي عنان » دبيركل سازمان ملل خواستار توقف اقدامات مداخله جويانه در امور داخلي لبنان شد و آن را اقدامي خطرناك و مغاير قوانين و عرف بين الملل توصيف كرد. در اين يادداشت تاكيد شده است , حضور ارتش سوريه در لبنان در چارچوب پيمان طائف و موافقتنامه هاي دوجانبه است و هيچ مرجع خارجي حق دخالت در اين موضوع را ندارد.
پيشينه حضور سوريه در لبنان
حضور نيروهاي سوريه در لبنان به سال 1355 , يعني يك سال پس از آغاز درگيري هاي خونين داخلي لبنان باز مي گردد. ورود نيروهاي سوريه به دعوت دولت لبنان و تصويب اتحاديه عرب صورت گرفت .
روز 22 خرداد 1355 دهها هزار سرباز سوري با موافقت اتحاديه عرب براي فرونشاندن آتش جنگ داخلي در لبنان وارد اين كشور شدند. جنگ مزبور كه ميان شبه نظاميان مسيحي از يكسو و مسلمانان لبناني و فلسطيني از جانب ديگر در بيروت جريان داشت . اين جنگ كه از بهار 1354 آغاز شده بود تا زمان حمله نيروهاي سوريه به لبنان هزار نفر تلفات شبه نظامي و غيرنظامي برجاي گذاشت . سوريها به فاصله چند روز موفق شدند يك آتش بس اجباري برقرار كنند. در آن زمان دخالت سوريها از حمايت اكثر كشورهاي جهان برخوردار شد.
هم اكنون حدود 15 هزار نيروي سوري در لبنان مستقر هستند . هفته گذشته منابع ديپلماتيك به نقل از مقام هاي سوري اعلام كردند اين كشور اعلام آمادگي كرده است بخشي از نيروهاي خود را از سه روستاي مرزي لبنان خارج كند. با اينحال اين منابع افزودند سوريه تاكيد كرده است تا زمان اجراي كامل قطعنامه هاي شوراي امنيت در ارتباط با مورد فلسطين و رژيم صهيونيستي , دمشق نيروهاي خود را به صورت كامل از لبنان خارج نخواهد كرد. در عين حال مقام هاي سوري تاكيد كرده اند در صورتيكه دولت لبنان و يا اتحاديه عرب درخواست كند حاضر هستند همه نيروهاي خود را خارج سازند.
سوريها هرگونه عقب نشيني خارج از درخواست دولت لبنان و يا اتحاديه عرب را تسليم در برابر فشارهاي غيرقانوني آمريكا و رژيم صهيونيستي تلقي و آنرا رد كرده اند. با اينحال , واشنگتن با تكرار تهديدها و هشدارها عليه دمشق همچنان به سياست اعمال فشار عليه سوريه ادامه مي دهد.
حزب الله لبنان , هدف بعدي
اكثر كارشناسان بر اين باورند در صورتيكه فشارهاي روزافزون صهيونيستها و حاميان بين المللي آنها درباره سوريه موثر واقع شود حزب الله لبنان هدف بعدي است كما اينكه بلافاصله پس از انفجار روز شنبه هشتم اسفند در تل آويو كه بيش از 50 كشته و مجروح برجاي گذاشت , بلافاصله محافل آمريكائي و صهيونيستي جنبش حزب الله لبنان را عامل اين حادثه معرفي كردند. دليل اين اتهام و اين گونه اتهامات به حزب الله و يا سوريه نيز كاملا روشن است زيرا هر عاملي كه براساس آن صهيونيستها , حضور سوريها را در لبنان براي خود غيرقابل تحمل مي بينند , اين عامل قطعا در مورد جنبش حزب الله پررنگ تر است . ترديد نيست فرار خفت بار صهيونيستها از جنوب لبنان , در سوم خرداد 1379 , پس از 22 سال استقرار و اشغال , شكست سنگيني را به صهيونيستها و به تناسب آن , به حامي اصلي آنها يعني واشنگتن وارد ساخت .
اين اشغال با هجوم 25 هزار سرباز اسرائيلي در روز 24 اسفند 1356 آغاز گشت و صهيونيستها بخش هاي وسيعي از جنوب لبنان تا نزديكي بيروت را به اشغال درآوردند. اين اشغال بيش از دو دهه به طول انجاميد تا اينكه با شكل گيري جنبش حزب الله لبنان و اوجگيري مقاومت هاي ضداشغالگري چشم انداز ادامه اشغال براي صهيونيستها هر روز تيره تر شد.
در اين ميان حزب الله با انسجام روزافزون خود هر روز ضربات مهلك تري به لشكر صهيونيستها وارد مي ساخت تا اينكه با افزايش تلفات در جبهه صهيونيستها توصيه ژنرال هاي صهيونيست به ايهود باراك نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي , وي در سوم خرداد 1379 دستور خروج نيروهاي اسرائيلي را از جنوب لبنان صادر كرد. بديهي است اين شكست , كينه شديدي از حزب الله در دل صهيونيستها پديد آورده است .
قتل حريري همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارد ولي يك نكته غيرقابل انكار وجود دارد و آن اينكه بيشترين منفعت از ترور حريري متوجه رژيم صهيونيستي است .
حجم فشارهاي آمريكا و كشورهاي غربي حامي اسرائيل عليه سوريه , بلافاصله پس از ترور حريري , وقوع اين حادثه را بيش از پيش مشكوك نشان مي دهد
اختلافات داخلي در صحنه سياسي لبنان به مستمسكي براي مداخله دولتهاي مداخله گر غربي در امور داخلي اين كشور تبديل شده است
اكثر كارشناسان بر اين باورند در صورت موثر واقع شدن فشارها عليه سوريه براي خروج از لبنان , هدف بعدي , حزب الله لبنان است
زيرنويس عكس :
نظاميان سوري در لبنان
صحنه اي از ترور رفيق حريري در بيروت