بسم الله الرحمن الرحيم
مذاكرات سياسي دبير شورايعالي امنيت ملي در برلن و
پاريس همزمان با مذاكرات رئيس سازمان انرژي اتمي جمهوري
اسلامي ايران باهمتاي روسي خود به منظور تمهيد مقدمات
تحويل سوخت هسته اي به ايران و شروع آزمايشي فعاليت
نيروگاه برق اتمي بوشهر , يكبار ديگر مسائل هسته اي را در صدر
مسائل ايران و منطقه قرار داده است .
مسائل مهم و پرنكته اي در اين ميان وجود دارد كه غفلت از
هر يك از آنها مي تواند مشكلات فراواني را براي امروز و فرداي
كشور فراهم سازد و يا حتي به بحران هاي تازه اي منجر
شود.
1 ـ مهترين نكته كه از اهميت منحصر به فردي برخوردار
است , ميزان توان و قابليت ما براي درس گرفتن از گذشته و
قدرت مانور ما براي تصحيح مسير حركت به سوي آينده
براساس درسهاي گذشته است .
ما در طول دوره 2 ساله گذشته , يكبار ديگر اروپائي ها را
مورد ارزيابي قرار داديم و دريافتيم كه آنها قابل اعتماد نيستند
ولي باز هم در رفتار , مواضع و عملكرد مذاكره كنندگان ايراني
تاثير چنداني را شاهد نيستيم كه نشان دهد ما توانسته ايم
براساس يافته هاي خود , مسير صحيح و مطمئني را انتخاب كنيم .
البته اقدامات مهمي در اين روزها ديده مي شود كه بايستي از آن
استقبال كرد ولي شايد اين اقدامات , هنوز هم پاسخگوي
شرارت برخي مخاطبين ما نباشد. دبير شورايعالي امنيت ملي ,
دعوت وزير خارجه انگليس براي سفر به لندن و ديدار با سران
اين كشور را رد كرد و حاضر نشد به انگليس برود. اين اقدام در
پي اظهارات شرورانه توني بلر و اصرار وي براي محروم ساختن
ايران از حق فناوري هسته اي صورت گرفت . از اين تصميم دبير
شورايعالي امنيت ملي بايستي استقبال كرد و آنرا به فال نيك
گرفت . اين عمل در بي اعتنائي به لندن مي تواند « نقطه شروع »
مناسبي در جهت انضباط بخشيدن به مناسبات ما با دنياي خارج
باشد كه هر رفتار جنون آميز دشمنان را بنحو مطلوبي پاسخگو
باشيم .
وزارت خارجه انگليس روز 5 شنبه اعلام كرده بود كه براي
پايان دادن به چالش برنامه هسته اي ايران به چيزي كمتر از
توقف هميشگي غني سازي قانع نيست . البته انگليس فراموش
كرده كه مدتهاست ديگر در صحنه معادلات جهاني قدرت ,
وزنه اي محسوب نمي شود و اين بزرگنمائي هاي بيمارگونه ,
درحد و اندازه دولت لرزان توني بلر نيست و نتايج كاملا
معكوسي را براي لندن بهمراه دارد.
ترديدي نيست كه رد دعوت وزيرخارجه انگليس , تودهني
محكمي براي دولت بلر محسوب مي شود و منطقا بايستي بعنوان
يك رفتار اصولي و متناسب با موقعيت ناپايدار انگليسي هاي
شرور , مورد استقبال قرار گيرد لكن مسئله اينست كه بسيار
زودتر از اينها بايستي تودهني محكمي به دولت لرزان بلر , زده
مي شد.
فراموش نكرده ايم كه در جريان حوادث تيرماه 82 دولت بلر
با خوشرقصي براي آمريكا از آشوب طلبان حمايت كرد ولي
واكنش قابل ذكري از دستگاه ديپلماسي ما مشاهده نشد و
بلافاصله « جك استراو » مجددا وارد ايران شد و با نيشخندهاي
تهوع آورش , سعي كرد خود را طرف پيروز ماجراي هسته اي
ايران معرفي كند.
ما بايستي در برابر هر اقدام , تصميم يا موضع نادرستي كه هر
كشور بيگانه اي در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ مي كند ,
موضعي روشن , صريح و متناسب با رفتار بيگانگان از خود بروز
دهيم .
2 ـ نكته مهم ديگر , قابليت تصحيح اشتباهات گذشته است .
ما در طول دوره 2 ساله اخير , اروپائي ها را بارها آزموده ايم و به
تجربه دريافته ايم كه آنها از حسن نيت يكطرفه و بي حد و مرز ما
سواستفاده كرده و حتي آنرا به حساب ضعف ما گذاشته اند.
افزون طلبي امروز اروپا در قبال حسن نيت ما دقيقا از همين زاويه
است كه معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. تمام مسئولين
نظام بايستي موضع يكپارچه و مويد مواضع رسمي نظام را
تعقيب كنند و از ايران اسلامي , حرف و موضعي كه ابهام آميز يا
ترديدانگيز باشد , نبايستي گوش بيگانگان را تحريك نمايد تا
آنها براي افزون طلبي وسوسه شوند.
اين نكته مهمي است كه بيگانگان در ميدان عمل دريابند كه
ايران در محاسبات و مذاكرات خود , جايگاه و موقعيت خود را
به درستي ارزيابي كرده , مي داند چه مي خواهد و مي داند چه
موضعي را بايستي اتخاذ كند امروز ديگر براي مخاطبين ما
محرز شده كه ملت و دولت و تمامي اركان نظام در قبال
فعاليتهاي هسته اي , موضع روشن , ثابت , متين و حساب شده اي
را دارند و هيچكس حاضر نيست از اين موضع حتي يك قدم
عقب نشيني كند. هيچ دولتي و هيچ مقامي در ايران نمي تواند
غني سازي اورانيوم را متوقف نمايد , حتي اگر جنجالهاي
صهيونيستي در آنسوي مرزها , فضاي مسموم عليه ما را تشديد
كند , باز هم در اينجا چيزي مطابق ميل صهيونيست ها به پيش
نخواهد رفت .
3 ـ اروپا هم امتحان بسياري بدي پس داد و آنچه ثابت شد ,
همگي دال بر ناتواني و انفعال اروپا در قبال آمريكا و
صهيونيست ها بود. اروپا شهامت و درايت سياسي لازم براي
اتخاذ يك موضع صريح و روشن را نداشت و هرگز موضع
يكپارچه و مستقلي را در قبال مسائل هسته اي ايران از خود بروز
نداد.
اينكه « سيلوان شالوم » وزيرخارجه اسرائيل يا
« كانداليزارايس » وزير خارجه تازه كار آمريكا چه دستورالعملي
را براي اروپا رقم زده و همان حرف را از زبان « ژاك شيراك »
رئيس جمهور فرانسه و « شرودر » صدراعظم آلمان بشنويم , قطعا
براي فرانسه و آلمان يك افتخار محسوب نمي شود بلكه نشانگر
اوج تاثيرپذيري اروپا از كساني است كه آبروي اروپا را حراج
كرده اند و مي خواهند زمينه هاي ناكامي اروپا را توسط خود
اروپائي ها فراهم سازند.
4 ـ امروزه ديگر نمي توان ترديد كرد كه ريشه ها و علل
افزون طلبي بيگانگان فقط در گستاخي زياده خواهان خلاصه
نمي شود بلكه آثار و تبعات مواضع ضعيف و پرابهام برخي
اعضاي تيم مذاكره كننده كشورمان را در اين زمينه نبايستي
ناديده گرفت . اين بدان معني است كه بازسازي تركيب تيم
مذاكره كننده و تجديدنظر در اهداف و روشهاي فعاليت اين تيم
ضرورت عيني دارد. هرگونه مسامحه و تعلل در راه اجراي اين
خانه تكاني اساسي مي تواند زيانهاي جبران ناپذيري را براي
مصالح كشور و منافع ملي بهمراه داشته باشد. از سوي ديگر بايد
پرسيد كه ادامه اين مسير با حفظ تركيب تيم مذاكره كننده , به
هرقيمت ممكن , چه منافعي را در پي خواهد داشت و چگونه
قابل توجيه است
5 ـ نارسائي ها در قلمرو اطلاع رساني در باب مسائل هسته اي
در داخل كشور , همواره يك معضل جدي بوده و جاي تاسف
اينست كه اين معضل همچنين به قوت خود باقيست . تاسف بارتر
اينكه سكوت منابع رسمي ايران براساس تفاهمي است كه با
اروپائي ها بدست آمده ولي مسئله اينست كه حتي در اين زمينه
هم , اين فقط ما هستيم كه به اين تفاهمات پايبنديم و حال آنكه
تقريبا تمامي مقامات اروپائي و جلوتر از آنها , رسانه هاي
اروپائي , مطالبي را مطرح مي كنند كه دقيقا مغاير تفاهمات
فيمابين است و از جمله افزون طلبي هاي اخير اروپا كه خواهان
دائمي شدن توقف غني سازي هستند , دقيقا مغاير تفاهماتي است
كه ايران , غني سازي را داوطلبانه و بصورت موقت , عملي
مي كند ولي امروزه اروپا با گستاخي همه چيز را زير پا مي گذارد و
هيچ مقام ايراني , هنوز هم خود را به اطلاع رساني شفاف , ملزم
نمي بيند!
6 ـ موضوع تلاش تدريجي اروپا و آمريكا براي وارد كردن
آمريكا به قلمرو مذاكرات پيرامون فعاليتهاي هسته اي ايران از آن
مقولاتي است كه هنوز مورد كنكاش جدي قرار نگرفته است .
اروپا تعهداتي داد كه قدم به قدم آنها را نقض كرده و يا بي اثر
ساخته است . علاوه بر اين امروزه اروپا معترف است كه قادر
نيست بدون حضور آمريكا , به تعهداتش عمل كند. هنوز كاملا
روشن نيست كه منشا اين دودوزه بازيهاي اروپا چيست . لكن
محرز است كه اروپائي ها , ايران را « وجه المصالحه » قرار داده اند
و سرگرم رفع و رجوع مشكلات خود با آمريكا هستند و حالا كه
مشكلات خود را يكي پس از ديگري حل كرده اند و بوش با سفر
به اروپا مراسم آشتي كنان را هم برگزار كرده , اكنون اروپا با
خنده هاي جنون آميز خود , سعي دارد مسئوليت ناكامي مذاكرات
با ايران را برعهده ما قرار دهد و حال آنكه اروپا متخلف اصلي در
اين پرونده پرابهام است .
اينها نكات مهمي است كه بدون درك و پذيرش آن و بدون
تاثيرگذاري بر خط مشي , تاكتيك و محاسبات ما , تجربه هاي
تلخي خواهد بود كه نسل امروز و نسلهاي آينده , ما را بخاطر
آنها ملامت خواهند كرد. امروزه ما براي تصحيح شرايط و تبيين
مواضع جديدي كه در برگيرنده مصالح كشور و منافع ملي ما
باشد , چيزي كم نداريم . خوشبختانه حتي عليرغم وجود
گروه بنديهاي سياسي متفاوت و متضاد هم در اين زمينه شاهد
مواضع يكپارچه و روشني هستيم كه دوست و دشمن را به
حيرت انداخته است و همه در تعجبند كه چطور چنين اجماعي
در پرونده فعاليتهاي هسته اي ايران حاصل شده است .
از اين شرايط عيني و ملموس بايستي بيشترين بهره برداري
ممكن بعمل آيد. مسئولين بايستي با احساس پشتگرمي از جانب
ملت و حتي گروههاي سياسي , مواضع متين و مستدل خود را با
اعتماد به نفس بيشتري مطرح سازند و پاي حرف حق خود
بايستند و به دوست و دشمن بفهمانند كه در ايران هيچكس
حاضر و حتي قادر به توقف غني سازي اورانيوم و چشم پوشيدن
از چرخه سوخت هسته اي نيست .

|