روزنامه جمهوري اسلامي 09/12/1383 صفحه مقالات

علي بالاتر از وهم و گمان است
« غدير » و وحدت اسلامي
برگزاري نخستين همايش منطقه اي نهج البلاغه در دانشگاه شهركرد
علي بالاتر از وهم و گمان است


كسي كو بعد احمد جانشين است
علي باشد كه او حبل المتين است
علي را دين احمد سربلنديست
ازل تا حشر مانند علي كيست
علي را پيكر هستي روان است
اساس خلقت كون و مكان است
علي تكواژه قانوس هستي ست
علي اسطوره يكتاپرستي ست
علي بالاتر از وهم و گمان است
كه از دركش ملك در الامان است
خداگون خلقت رب جليل است
خداوندي صفات او دليل است
علي بر چشم احمد اشك شوق است
به لبهاي خدا لبخند ذوق است
مرا انديشه ام اين بود و گفتم
بهين در را ز بحر فكر سفتم
ز ذوق , اشك ملائك گشته جاري
چه غوغائيست در دربار باري
محمد را ز حق پيغام اينست
كه بعد از تو عليت جانشين است
علي را من نمودم ارجمندش
به تاج « انما » يي سربلندش
بگو اين در غدير خم به اصحاب
كه از رحمت بود بر امت اين باب
به ظاهر گر بود او والي خاك
ولايت باشدش بر بام افلاك
به افلاك او كند فرمانروائي
فزونتر تا حريم كبريائي
فضل الله دروش

« غدير » و وحدت اسلامي


قسمت چهارم و پاياني
علي اصغر رضواني كاشاني
4 ـ تعيين مرجع ديني
مسئله امامت دو جنبه دارد : يكي جنبه تاريخي و ديگري ديني . بر فرض كه از جنبه تاريخي عصر آن گذشته باشد ولي از جنبه ديني , اثر آن تاكنون باقي است و تا روز قيامت نيز باقي خواهد ماند. اگر از امامت و ولايت بحث مي كنيم , يك جهت مهمش اين است كه مرجع ديني ما كيست و دين را از چه كساني بايد اخذ كرد سنت واقعي پيامبر(ص ) نزد چه كساني است آيا دين و معارف اسلام را از امثال « ابوالحسن اشعري » و « ابن تيميه » و فقه و فروع دين را از ائمه مذاهب چهارگانه بگيريم , همان گونه كه اهل سنت مي گويند , يا از راه افرادي معصوم كه جز اهل بيت پيامبر(ص ) كسان ديگر نيستند , پيروي كنيم
همان گونه كه آيات و روايات بر اين امر تاكيد فراوان نموده است و شيعه امامي بر آن اصرار دارد , بر هر مسلمان واجب است كه بعد از گذشت زمان و فاصله زياد از صاحب رسالت , پيامبر اكرم (ص ) و اختلاف مذاهب و آرا , راهي را براي رسيدن به سنت نبوي و معارف ديني بپيمايد كه مورد اطمينان اوست . و لذا نصب امام علي (ع ) به مقام ولايت و خلافت غير از آن كه خلا زعامت و حاكميت اسلامي را در امور سياسي , بعد از پيامبر جبران مي كند , او را مرجعي براي رفع مشكلات ديني و مسائل شرعي مردم نيز قرار مي دهد. مشكلاتي كه طبيعتا بعد از پيامبر پديد آمده بلكه شديدتر مي شود. و به همين جهت است كه امام علي (ع ) بر اين امر مهم تاكيد كرده در توصيف عترت پيامبر(ص ) خطاب به مردم مي فرمايد : « فاين تذهبون و اني توفكون و الاعلام قائمه و الايات واضحه و المنار منصوبه فاين يتاه بكم و كيف تعمهون و بينكم عتره نبيكم و هم ازمه الحق و اعلام الدين و السنه الصدق » (1 )
مردم كجا مي رويد چرا از حق منحرف مي شويد پرچمهاي حق برپاست , و نشانه هاي آن آشكار است , با اين كه چراغهاي هدايت روشنگر راه اند , چون گمراهان به كجا مي رويد چرا سرگردان هستيد در حالي كه عترت پيامبر(ص ) شما در ميان شماست . آنان زمام داران حق ند , پيشوايان دين , و زبان هاي راستي و راست گويانند , پس در بهترين منازل قرآن جايشان دهيد همچون تشنگاني كه به سوي آب شتابانند , به سويشان هجوم ببريد.
2 ـ « انظر وااهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم واتبعوا اثرهم فلن يخرجوكم من هدي و لن يعيدوكم في ردي فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لاتسبقوهم فتضلوا و لاتتاخروا عنهم فتهلكوا » (2 )
« مردم ! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد از آن سو كه گام برمي دارند و گام را به جاي گام آنان بگذاريد , آنان شما را از راه هدايت بيرون نمي برند و به پستي و هلاكت بازنمي گردانند. اگر سكوت كردند , سكوت كنيد و اگر قيام كردند , بپاخيزيد. از آنان پيشي نگيريد كه گمراه مي شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود گرديد » .
3 ـ « نحن الشعار والاصاحب و الخزنه و الابواب و لاتوتي البيوت الا من ابوابها فمن اتاها من غير ابوابها سمي سارقا » (3 )
« مردم ! ما اهل بيت پيامبر چونان پيراهن تن او و ياران راستين او , خزانه داران علوم و معارف وحي و درهاي ورود به آن معارف , مي باشيم , كه جز از در , هيچ كس به خانه ها وارد نخواهد شد. »
4 ـ « اين الذين زعموا انهم الراسخون في العلم دوننا كذبا و بغيا علينا ان رفعناالله و وضعهم و اعطانا و حرمهم و ادخلنا و اخرجهم بنا يستعطي الهدي و يستجلي العمي » (4 )
« كجايند كساني كه پنداشتند دانايان علم قرآن آنان مي باشند نه ما كه اين ادعا را براساس دروغ و ستمكاري بر ضد ما روا داشتند. خدا ما اهل بيت پيامبر(ص ) را بالا آورد و آنان را پست و خوار كرد , به ما عطا فرمود و آنها را محروم ساخت , ما را در حريم نعمت هاي خويش داخل و آنان را خارج كرد , كه راه هدايت را با راهنمايي ما مي پويند و روشني دل هاي كور از ما مي جويند » .
5 ـ « انما مثلي بينكم كمثل السراج في الظلمه يستضي به من ولجها » (5 )
« همانا من در بين شما چونان چراغ درخشنده در تاريكي هستم كه هر كس به آن روي مي آورد از نورش بهرمند مي گردد » .
6 ـ « هم عيش العلم و موت الجهل يخبركم حلمهم عن علمهم و ظاهرهم عن باطنهم و صمتهم عن حكم منطقهم لايخالفون الحق و لايختلفون فيه » . (6 )
« آن ها ـ اهل بيت پيامبر ـ رمز حيات دانش و راز مرگ ناداني هستند , حكمشان شما را از دانش آنان , ظاهرشان از باطنشان و سكوتشان از منطق آنان اطلاع مي دهد , نه با دين خدا مخالفتي دارند و نه در آن اختلاف مي كنند. »
5 ـ نقش غدير در ساختار زندگي انسان
يكي از امتيازات اديان اين است كه اگر هدفي عالي را براي انسان مشخص كرده و راه رسيدن به آن را ترسيم مي كنند , الگو و نمونه اي را نيز براي آن مشخص مي نمايند تا با در نظرگرفتن سيره عملي او , و اقتدا و پيروي از او , انسان ها بهتر بتوانند به سر منزل مقصود برسند , زيرا طبق نظر روانشناسان و روان كاوان , با الگوي كامل , بهتر مي توان انسان ها را به حق و حقيقت و هدف راهنمايي كرد.
خداوند متعال پيامبر اسلام را الگوي خوبي براي مسلمين معرفي كرده مي فرمايد : « لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه » (7 )
رسول خدا سرمشقي نيكوست » .]اقتدا به [ « قطعا براي شما در
بايد دانست كه موقعيت ها و مواقفي بعد از پيامبر اكرم (ص ) پديد آمد كه هرگز در عصر پيامبر پديد نيامده بود , تا آن حضرت را در آن مواقف الگو قرار دهيم , از آن جمله اتفاقي بود كه در عصر امام حسين (ع ) پديد آمد , كه حاكمي به اسم اسلام ولي بر ضد اسلام به اسم يزيد حاكم بر كشورهاي اسلام شود , در آن وقت تنها كسي كه بهترين الگو را تا روز قيامت به جامعه انساني عرضه كرد امام حسين (ع ) بود. اين الگو براي جامعه شيعه و پيروان اهل بيت (ع ) از آن جمله امام حسين (ع ) است , كه اهل سنت چنين الگويي ندارند.
بحث از امامت و خلافت بعد از پيامبر اكرم اگرچه از جهتي تاريخي است , ولي همين تاريخ صدر اسلام است كه انسان ساز است . بحث از امامت بعد از پيامبر در حقيقت بحث از اين موضوع است كه امام بايد قابليت امامت داشته باشد و از جانب خداوند منصوب گردد. بحث از اين كه امام بعد از پيامبر چه كسي بوده , در حقيقت بحث از اين است كه چه كسي بايد تا روز قيامت براي جامعه اسلامي , بلكه جامعه بشريت الگو باشد; ايا مثل علي (ع ) الگو باشد كه جامع همه صفات كمال است , در شجاعت , عدالت , سخاوت , عبادت , زهد , تقوا , فروتني , و ديگر صفات كه نظير نداشت , يا آن كه كسي الگو باشد كه به قول « عبدالكريم خطيب » , نويسنده مصري هيچ موقفي در هيچ جنگي نداشته است يا مثل كسي كه فرار غير كرار در جنگ ها بوده است . امت اسلامي احتياج به الگوهايي جامع در بين بزرگان صدر اسلام دارد , كه بتوانند محرك آنان تا روز قيامت باشند و مردم با خواندن مواقف و فضائل و كمالاتشان در راه آنان قرار گرفته , به حق و حقيقت نزديك شوند.
مگر نه اين است كه « ماهاتماگاندي » به عنوان الگو و نمونه ضداستعمار در شبه قاره هند مطرح است مگر نه اين است كه « دهقان فداكار » به عنوان الگوي فداكاري و از خودگذشتگي در كتاب هاي كودكان مطرح مي شود , تا از ابتدا كودكان با ترسيم موقعيت او در روح و روان و ذهنشان فداكار بار آيند چرا امت اسلامي در خواب است در حالي كه دشمنان اسلام و مسلمانان بربلاد آنان غلبه و سيطره پيدا كرده و دين و منابع مادي آنان را به غارت مي برد مگر خداوند متعال در قرآن كريم نمي فرمايد : « و لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا » (8 )
قرار نداده است .]تسلطي [و خداوند هرگز بر مومنان , براي كافران راه
مگر پيامبر(ص ) نفرموده است : « الاسلام يعلو و لايعلي عليه » (9 )
اسلام بر هر ديني برتري دارد و هيچ ديني بر او علو و برتري ندارد.
چرا مسلمانان بايد در خدمت به استعمار , حتي بر ضد بلاد ديگر اسلامي سبقت گرفته و مسابقه دهند چرا بايد يك كشور اسلامي به خاطر خوش خدمتي به استعمار , به خاطر اشغال يكي از بلاد اسلامي به اشغالگر مدال افتخار عطا كند چرا درخوابيم چرا غافليم چرا ملت تاجيكستان با تقديم دويست هزار شهيد و دو ميليون آواره به پيروزي نرسيد ولي ملت ايران با تقديم كمترين شهيد در حدود شصت هزار ظرف يك سال , حكومت طاغوتي 2500 ساله را برانداخت , اين به جهت داشتن الگوهايي همانند علي و حسين (ع ) بود. كدام كشوري مي توانست هشت سال جنگ را كه از سوي استكبار و استعمار تحميل شده بود , از همان اوايل پيروزي انقلابش تحمل كند و در نهايت , سرفراز از جنگ بيرون آيد آيا غير از داشتن الگوهاي همچون حسين (ع ) و اهل بيت پيامبر(ص ) بود ايا به غير از داشتن الگويي همچون اباالفضل العباس (ع ) بود اين ادعا از من نيست كه يك نفر شيعي هستم , بلكه اين ادعاي افراد و شخصيت هاي بزرگ سياسي و انقلابي برخي از كشورهاي اسلامي است , كه از بي تحركي امتشان رنج مي برند. در قضيه فلسطين متاسفانه شاهد بوده و هستيم كه برخي از كشورهاي اسلامي از خود هيچ گونه تحركي نشان ندادند , حتي در سطح يك راهپيمايي , كه در حقيقت به نفع خودشان بود , زيرا اسرائيل چشم طمع به تمام كشورهاي اسلامي دوخته است , ولي گويا كه هيچ اتفاقي براي ملت فلسطين كه هم نوع و هم دين آنان است نيفتاده است و آنان همانند پرنده اي كه سر بزير برف كرده و شكارچي را نمي بيند و مي گويد دشمن وجود ندارد , مشغول عيش و نوش خود هستند , اما زهي غفلت كه يك مرتبه دشمن بر بالاي سر آنان آمده و همه را شكار كرده و نابود كنند ولي ملت مسلمان شيعه ايران با پيروزي بر استكبار , به فكر تمام ملت هاي اسلامي است , و از فلسطين و افغانستان و چچن و عراق گرفته تا بوسني و ساير ملت هاي مسلمان درصدد ياري رساندن به آنان از هر طريق ممكن بر آمده است اگرچه در اين راه بهاي سنگيني را پرداخته است . اين ها نيست مگر آن كه شيعه الگوهايي دارد كه براي او درس هايي تا پايان تاريخ به يادگار گذاشته است . شيعه , الگويي مثل علي (ع ) دارد كه معتقد است اگر به خاطر ربودن خلخال از پاي زن يهودي , انسان بميرد جا دارد. شيعه الگويي دارد مثل حسين بن علي (ع ) كه مي گويد : « نه ظلم كن به كسي ني به زير ظلم برو » كسي كه مي گويد : « هيهات مناالذله » . كسي كه مي گويد : « مرگ سرخ به از زندگي ننگين است » . كسي كه معتقد است به خاطر امربه معروف و نهي ازمنكر گاهي جان بايد داد.
بحث از امامت در اين زمان در حقيقت بحث از اين الگوهاست . بحث از امامت در حقيقت بحث از الگو در تمام زمينه هاست : در زمينه عبادت , نظام خانواده , وظائف فردي و اجتماعي , و... اين الگوها هستند كه آينده انسان را ترسيم كرده ورق مي زنند.
فرزند خردسالي كه از كودكي پرچم « هيهات مناالذله » را بر پيشاني مي بندد و در مجالس امام حسين (ع ) شركت كرده و او را الگوي خود مي بيند , هرگز در سنين بالاتر زير بار ذلت نمي رود , همان گونه مولايش حسين (ع ) چنين بود. انسان الگو را نصب العين خود قرار مي دهد , تا به او اقتدا كرده و به او نزديك شود , نزديكي به او همان , و نزديك شدن به خدا همان . پس چه بهتر كه در الگو. بهترين ها انتخاب شوند , آناني كه در طول عمر خود هرگز گناهي انجام نداده و هرگز خطا و اشتباهي از آنان سرنزده است . امام , حقيقي است كه براي انسان , حق را از باطل , نيك از بد , مضر از مفيد را تمييز مي دهد , و با ارتباط به خط امامت است كه راه انسان از هر يك از دو طرف جدا مي شود. اگر من پيرو حسين بن علي باشم هرگز دست بيعت به حاكم فاسق و فاجر نمي دهم , ولي اگر پيرو فردي مانند بعدالله بن عمر باشم , حاضرم حتي با پاي حجاج بن يوسف ثقفي , آن خون خوار معروف تاريخ هم بيعت كنم , همان گونه كه احمدبن جنبل با الگو قراردادن عبدالله بن عمر , با متوكل بيعت كرد. امامت است كه معيارها و شعارها را مشخص مي كند. پس بحث از « امامت » و « غدير » بحثي تاريخي و بي ثمر عقيم نيست , بحث روز است , بحثي است زنده كه حيات جامعه اسلامي بلكه بشري به آن وابسته است . امامت امري است كه با حقيقت و شالوده و روح انساني ارتباط دارد. امامت مسير و آينده انسان را روشن مي كند , امامت مربوط به دنيا و آخرت انسان است , امامت حقيقتي است كه در جاي جاي زندگي انسان تاثيرگذار است .
6 ـ انتخاب مذهب با دليل و برهان
آيا هر يك از ما. مذهب خود را با دليل و برهان و تحقيق انتخاب كرده ايم , يا اين كه موروقي به دست ما رسيده است چون پدر و مادرمان بر اين مذهب و عقيده اند ما نيز چنين هستيم آيا امامت از اصول اعتقادي نيست كه هر يك بايد بر آن دليل اقامه كنيم چه عاملي باعث شده كه من اين اعتقاد و مذهب را پذيرفته ام آيا عامل قرآني است يا حديثي يا عقل سليم قطعي يا تعصبات قومي و قبيله اي و خانواده اي كه به هيچ اصلي تكيه ندارد به چه دليل مذاهب ديگر از مذهب من برتر نباشند آيا در آينده بر اين اعتقاداتي كه دارم مسئول نيستم اينها سوال هايي است كه ممكن است در ذهن هر كسي خطور كند و طبيعتا بايد پاسخگوي آن بود پاسخ آن جز با بحث از امامت نخواهد بود , زيرا محور همه مذاهب بر مسئله امامت است .
تقليد مذموم
تقليد هرچند در برخي از موارد صحيح و ممدوح است ; مثل تقليد جاهل از عالم در مسائل فقهي , لكن در برخي از موارد ديگر صحيح نيست و مورد سرزنش عقل و شرع است , مثل تقليد جاهل از جاهل , يا تقليد عالم از عالم بر خلاف آن چه كه خود به آن نتيجه رسيده است . لذا قرآن كريم مي فرمايد : « و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آبانا او لوكان آباوهم لايعلمون شيئا و لايهتدون » (10 )
و هنگامي كه به آنان گفته شود به سوي آن چه خدا نازل كرده و به سوي پيامبر بياييد , مي گويند آن چه از پدران خود يافته ايم ما را بس است . آيا اگر پدران آن ها چيزي نمي دانستند , و هدايت نيافته بودند , باز هم از آن ها پيروي مي كنند !
و نيز مي فرمايد : « وكذلك ما ارسلنا من قبلك في قريه من نذير الاقال متزفوها انا وجدنا آبانا علي امه و انا علي آثارهم مقتدون (11 )
و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشداردهنده اي نفرستاديم مگر آن يافته ايم و ما از]و راهي [كه خوش گذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آييني پي ايشان راهسپاريم .
و نيز مي فرمايد : « يوم تقلب وجوههم في النار يقولون يا ليتنا اطعنا الله واطعنا الرسولا و قالو ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرا نا فاصلونا السبيلا ربنا آتهم ضعفين من العذاب العنهم لعنا كبيرا(12 )
روزي كه چهره هايشان را در آتش زيرورو مي كنند , مي گويند اي كاش ما فرمان خدا را فرمان مي برديم و پيامبر را اطاعت مي كرديم و مي گويند پروردگار , ما روسا و بزرگان خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند. پروردگارا , آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتشان كن لعنتي بزرگ . »
پيامبر اكرم (ص ) فرمود : « امتي نباشيد كه بگوييد اگر مردم كار خوب كردند ما نيز خواهيم كرد و اگر مردم ظلم كردند ما نيز ظلم مي كنيم . ولي خود را آماده كنيد كه اگر مردم كار خوب كردند شما نيز چنين كنيد و اگر بد كردند شما بد نكنيد » . (13 )
7 ـ تعيين فرقه ناجيه
پيامبر اكرم (ص ) فرمود : « امت موسي بر هفتاد و يك فرقه متفرق شدند و امت عيسي بر هفتاد و دو فرقه و زود است كه امت من بر هفتاد و سه فرقه متفرق گردند , يك فرقه آنان اهل نجات و ساير فرقه ها درآتش دوزخ اند » (14 ) مي دانيم كه عمده اختلافات در مسئله امامت است و همين مسئله بود كه سرمنشا بسياري از فرقه ها در جامعه اسلامي شده است , لذا براي آن كه به فرقه ناجيه برسيم بايد از امامت و رهبري در جامعه اسلامي بحث كنيم .
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه , عبده , ج 2 , ص .19
2 ـ همان , ص .19
3 ـ همان , ج 1 , ص .278
4 ـ همان , ج 2 ص .55
5 ـ همان , ج 5 , ص .362
6 ـ نهج البلاغه صبحي صالح , خطبه .147
7 ـ سوره احزاب , آيه .21
8 ـ سوره نسا , آيه .141
9 ـ بحارالانوار , ج 39 , ص 44 , كنزالعمال , ج 1 , ص 166 , ح .246
10 ـ سوره مائده , آيه .104
11 ـ سوره زخرف , آيه .23
12 ـ سوره احزاب آيات 66 و .68
13 ـ الترغيب و الترهيب , ج 3 , ص .341
14 ـ سنن ابن ماجه , باب الفتن , ح 3991 ; سنن ترمذي , حديث .2640

برگزاري نخستين همايش منطقه اي نهج البلاغه در دانشگاه شهركرد


همايش دو روزه « نهج البلاغه » هفته گذشته در تالار فارابي دانشكده علوم دانشگاه شهر كرد برگزار شد.
در اين همايش موضوعات اقتصاد اسلامي , حقوق متقابل مردم و حكومت , سيماي كارگزاران حكومت اسلامي و الگوي انسان ايده آل از منظر حضرت علي (ع ) بررسي و تبيين گرديد.
اين همايش از سوي اداره كل فرهنگي دانشگاه شهر كرد و بنياد نهج البلاغه كشور برگزار شد و در آن بيش از 200 دانشجو از دانشگاههاي منطقه چهار كشور , در رشته هاي ترجمه و مفاهيم نهج البلاغه , داستان , شعر , فيلمنامه و نمايشنامه نويسي شركت داشتند.
در بخش پژوهشي همايش منطقه اي نهج البلاغه , 43 مقاله و اثر برگزيده به مرحله نهايي راه يافته و در بخش شعر 48 اثر , در داستان كوتاه 9 اثر و در بخش نمايشنامه سه اثر شركت كردند .
در اين همايش دانشجويان و استادان دانشگاههاي اراك , صنعتي , هنر و دانشگاه اصفهان , تفرش , كاشان , يزد , قم و هنر , پيام نور و دانشگاه شهر كرد شركت داشتند.
هدف از برگزاري اين همايش , تبيين ديدگاههاي حضرت علي (ع ) در خصوص جامعه اسلامي , آشنايي جوانان و دانشجويان با نهج البلاغه و پراكنده كردن عطر سخنان گوهربار مولاي متقيان در دانشگاههاي كشور بود.
در آيين گشايش اين همايش , مسوول بنياد نهج البلاغه كشور گفت : جوانان بايد براي رستگاري خود به قرآن و نهج البلاغه تمسك جويند.
حجت الاسلام محمد دين پرور افزود : كتاب نهج البلاغه به عنوان يكي از كتابهاي مرجع و دايره المعارف , در بين تمامي مسلمانان جهان مورد توجه قرار گرفته است .