
علي معصومي (وزوايي )
در تاريخ طولاني بشر , اديان , شبه اديان , مكاتب و طرح هاي مختلفي را
سراغ داريم كه همه آن ها مدعي اند مناسب ترين طرح را براي سامان دادن به
حيات بشر دارند. اگر در اين زمينه بررسي اجمالي صورت بگيرد , اين نتيجه
قطعي به دست مي آيد كه در ميان همه اديان , مكاتب و طرح ها , دين اسلام كه
جامع ترين و آخرين دين الهي مي باشد , بهترين و دقيق ترين و متعالي ترين
طرح را براي زندگي بشر دارد و اين طرح , چنان جامع و شامل است كه نه
تنها همه عرصه هاي زندگي اين دنيايي بشر را در زمينه مادي و معنوي ,
جسمي و روحي و... فرا گرفته است , بلكه براي دنياي جاويدان انسان ها نيز
برنامه و دستورالعمل جامع دارد تا انسان ها را , هم در اين دنيا و هم در دنياي
جاويدان (آخرت ) , به اوج سعادت و كاميابي برساند.
بعد از آن كه رسول اكرم رحلت فرمود , در جهان اسلام حوادثي روي داد
كه به تدريج سبب گرديد طرح وحياني و الهي رسول اكرم دچار خلل و
نابساماني ها و آشفتگي هايي شود و در يك كلام , در دين اسلام انحرافاتي
پديد آيد. آن هايي كه عامل پديد آمدن انحراف در اسلام شدند , كساني بودند
كه اجراي همه جانبه تعاليم اسلامي و پياده شدن طرح جامع وحياني رسول
اكرم را به نفع خود و به نفع طبقه و قشري كه متعلق به آن بودند , نمي ديدند.
انحراف از تعاليم اسلامي و طرح وحياني رسول گرامي , در زمان معاويه و
پسرش (يزيد) به اوج رسيد و پديدآورندگان جريان انحراف , گمان كردند به
پيروزي دست يافته و توانسته اند همه چيز را به دوره جاهليت بازگردانند.
ولي آن ها نمي دانستند همان طور كه خداوند دين اسلام را آخرين و بهترين
وجامع ترين قرار داده است , براي حفاظت آن نيز بهترين و موثرترين راه را
پديد آورده و چنين مقرر فرموده است كه آخرين دينش , به دليل آخرين
بودنش , راهكار و برنامه اي داشته باشد كه به سرنوشت اديان پيشين گرفتار
نشود و تا ابد , ناب و سالم بماند.
راهكار و فرمان خداوند در اين باره , همان خط امامت و ولايت است كه
تاكنون توانسته است اسلام ناب محمدي را در بستر تاريخ جلوه گر سازد. در
زمان يزيدبن معاويه كه انحراف از تعاليم اسلام به اوج رسيد , امام حسين
عليه السلام كه سومين امام معصوم است , به زدودن غبار انحراف از سيماي
اسلام قيام كرد و به احياي اسلام ناب محمدي كمربست . در پي اين قيام بود
كه حماسه خونين و جاودانه عاشورا پديد آمد و اصالت اسلام ناب محمدي
را تا ابد تضمين كرد. به عبارت ديگر , حماسه عاشورا كه خود برخاسته از
خط امامت و تجلي بخشي مهم از خط امامت و ولايت است , پديده و
عاملي براي حفظ ماهيت اصيل اسلام شد. گرچه خط امامت و ولايت , با
تجليات مختلفي كه از اول تاكنون (از زمان حضور و حيات يازده امام
معصوم عليهم السلام تا زمان حاضر كه امام دوازدهم و نواب عام آن حضرت
محسوب مي شود) داشته است , از انحراف در دين مبين اسلام جلوگيري
كرده است , ولي با اطمينان بايد كه حماسه عاشورا يكي از مهم ترين تجليات
خط امامت در حفظ ماهيت اصيل اسلام محسوب مي شود.
همان طور كه پديد آوردن خط امامت و ولايت , طرح و نقشه اي از سوي
خدا براي حفظ ماهيت اصيل آخرين و جامع ترين دين خدا بود , عاشورا نيز
طرح و نقشه اي از سوي خدا(1 ) و از سوي خط امامت (2 ) براي حفظ اسلام
در قالب و در بستر عمومي امامت بود. به همين دليل , مي توان چنين بيان كرد
كه حركت امام حسين عليه السلام در قيام عاشورا , نقشه و طرحي آگاهانه
براي حفظ دين بود و اجراي آن ضرورت تمام داشت , زيرا از همان ابتدا ,
براي سرانجام آن قيام بيشتر از دو راه متصور نبود كه هر دو راه به حفظ
ماهيت اصيل دين ختم مي شد. به عبارت ديگر , اگر حركت امام حسين (ع )
منجر به منكوب شدن امويان مي شد , راه و زمينه اي براي احيا و حفظ دين
پديد مي آمد , و اگر هم امام حسين (ع ) شهيد مي شد , باز هم (همچنان كه
شاهديم ) طرح حفظ دين به نتيجه مي رسيد. بنابراين , موضوع اصلي , اجراي
نقشه و طرحي براي صيانت از اصالت اسلام از سوي خدا و از سوي خط
امامت بود و بقيه مسائل , همگي موضوعات حاشيه اي و موضوعاتي است كه
در برابر اجراشدن نقشه , چندان اهميتي نداشت .
امام خميني در باره آنچه ذكر شد چنين مي فرمايد :
سيدالشهداـ سلام الله عليه ـ تمام حيثيت خودش , جان خودش را و
بچه هايش را , همه چيز را در صورتي كه مي دانست قضيه اينطور مي شود ,
كسي كه فرمايشات ايشان را از وقتي كه از مدينه بيرون آمدند و به مكه
آمدند و از مكه آمدند بيرون حرفهاي ايشان را مي شنود همه را , مي بيند كه
ايشان متوجه بوده است كه چه دارد مي كند , اين جور نبود كه آمده است
ببيند كه , بلكه آمده بود حكومت هم مي خواست بگيرد , اصلا براي اين معنا
آمده بود و اين يك فخري است و آنهايي كه خيال مي كنند كه حضرت
سيدالشهدا براي حكومت نيامده , خير , اينها براي حكومت آمدند , براي
اينكه بايد حكومت دست مثل سيدالشهدا باشد , مثل كساني كه شيعه
سيدالشهدا هستند باشد . (3 )
حضرت سيدالشهدا قيام كردند بر ضد يزيد , و شايد و همان طور هم بود
كه خوب , اطمينان به اين بود كه موفق به اينكه يزيد را از سلطنت بيندازند
نشوند , اين اخبارش هم اينطور است كه ايشان مطلع بودند بر اين مطلب , در
عين حال براي همين معني كه بر ضد يك رژيم ظالم قيام كنند ـ ولو اينكه
كشته بشوند ـ قيام كردند و كشته دادند و كشتند و خودشان هم كشته
شدند . (4 )
هر چه روز عاشورا سيدالشهداـ سلام الله عليه ـ به شهادت نزديكتر
مي شد , افروخته تر مي شد. جوانان او مسابقه مي كردند براي اينكه شهيد
بشوند. همه هم مي دانستند كه بعد از چند ساعت ديگر شهيدند. مسابقه
مي كردند آنها , براي اينكه آنها مي فهميدند كجا مي روند , آن ها مي فهميدند
براي چه آمده اند. آگاه بودند كه ما آمده ايم اداي وظيفه خدايي را بكنيم ,
آمديم اسلام را حفظ بكنيم ... (5 ) خداي عالم چون ديد بناي دين را
ماجراجويان صدر اول متزلزل كردند و جز چند نفر معدودي برجاي نماند ,
حسين بن علي را برانگيخت و با جانفشاني و فداكاري , ملت را بيدار كرد و
ثواب هاي بسيار براي عزاداران او مقرر كرد تا مردم را بيدار نگه دارند و
نگذارند كه پايه اش بر بنيان كندن پايه هاي ظلم و جور و سوق دادن مردم به
توحيد و معدلت بود , كهنه شود . (6 )
قيام امام حسين (ع ) و حماسه بزرگ عاشورا , زماني مي توانست در تمام
طول تاريخ اثر گذار باشد و رسالت حفاظت و صيانت از ماهيت اصيل دين
اسلام را تا ابد برعهده بگيرد كه مثل ساير حوادث تاريخي , در لابلاي
كتاب هاي تاريخي و غيرتاريخي باقي نمي ماند و پيوسته در ميان جوامع
اسلامي تجلي عيني , عملي و كاملا محسوس پيدا مي كرد. براي اين ك
حماسه عاشورا و قيام امام حسين (ع ) چنين وضعي پيدا كند , اماماني كه بعد
از امام حسين (ع ) به خط امامت استمرار بخشيدند , طرح و نقشه اي در اين
زمينه تدارك ديدند. اين نقشه , همان چيزي است ك به گريه و سوگواري
براي امام حسين (ع ) روضه و عزاداري براي امام حسين (ع ) , ياد نمودن
زباني و عملي قيام امام حسين (ع ) و... معروف است و بيش از سيزده قرن
است كه در ميان شيعيان رواج دارد.
امام خميني درباره اين موضوع كه سوگواري براي امام حسين (ع ) و
يادآوري زباني و عملي حماسه امام حسين (ع ) , نقشه اي از سوي ائمه براي
حفظ ماهيت اصيل دين و... بوده است . چنين مي فرمايد :
اينكه براي عزاداري , براي مجالس عزا , براي نوحه خواني , براي اينها ,
اينهمه ثواب داده شده است علاوه بر آن امور عباديش و روحانيش , يك
مساله مهم سياسي در كار بوده است . آن روزي كه اين روايات صادر شده
است . روزي بوده است كه اين فرقه ناجيه مبتلا بودند به حكومت اموي و
بيشتر عباسي و يك جمعيت بسيار كمي , يك اقليت كمي در مقابل قدرتهاي
بزرگ در آن وقت , براي سازمان دادن به فعاليت سياسي اين اقليت , يك
راهي درست كردند كه اين راه , خودش سازمانده است و آن , نقل از منابع
به اينكه براي اين مجالس اينقدر عظمت است و براي اين ] است [ وحي
اشكها آنقدر در دور و بر اين اشكها و عزاداريها , شيعيان با اقليت آنوقت
اجتماع مي كردند و شايد بسياري از آنها هم نمي دانستند مطلب چه هست ,
. و در ] بود [ ولي مطلب , سازماندهي به يك گروه اقليت در مقابل آن اكثريتها
كشورها ] در [ طول تاريخ , اين مجالس عزا كه يك سازماندهي سرتاسري
است , كشورهاي اسلامي است و در ايران كه مهد تشيع و اسلام و شيعه
است , در مقابل حكومتهايي كه پيش مي آمدند و بناي بر اين داشتند كه
اساس اسلام را از بين ببرند , اساس روحانيت را از بين ببرند. آن چيزي كه
درمقابل آنها , آنها را مي ترساند , اين مجالس عزا و اين دستجات بود...7
شايد غربزده ها به ما مي گويند كه « ملت گريه » و شايد خوديها نمي توانند
تحمل كنند كه يك قطره اشك مقابل چقدر ثواب است . يك مجلس عزا
چقدر ثواب دارد. نتوانند هضم كنند و نتوانند هضم كنند آن چيزهايي كه
براي ادعيه ذكر شده است و آن ثوابهايي كه براي دو سطر دعا ذكر شده است .
نمي توانند اين را ادراك كنند و هضم كنند. جهت سياسي اين دعاها و اين
توجه به خدا و توجه همه مردم را به يك نقطه , اين , اين است كه يك ملت را
بسيج مي كند براي يك مقصد اسلامي . مجلس عزا نه براي اين است كه گريه
كنند براي سيدالشهدا و اجر ببرند البته اين هم هست و ديگران را اجر
اخروي نصيب كند ـ بلكه مهم , آن جنبه سياسي است كه ائمه ما در صدر
اجتماع تحت يك ] كه [ اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد و آن , اين
بيرق , اجتماع تحت يك ايده و هيچ چيز نمي تواند اين كار را به مقداري كه
عزاي حضرت سيدالشهدا در او تاثير دارد , تاثير بكند8.
به تعبير امام خميني , اگر همين عزاداري ها و همين سوگواري ها
براي امام حسين (ع ) نبود , زحمات آن امام بزرگ به سرعت برق , پايمال
مي شد9. و حديث « انا من حسين » رسول اكرم كه به معني نگهداري دين
پيامبر توسط امام حسين (ع ) است , بي مفهوم مي گرديد10.
چون زنده نگه داشتن عيني و عملي قيام امام حسين (ع ) و برگزاري
مجالس سوگواري و عزاداري براي امام حسين (ع ) يك نقشه و دستور ائمه
عليهم السلام براي حفظ دين است 11 , ضرورت تمام دارد كه خود اين
موضوع (عزاداري براي امام حسين عليه السلام و زنده نگه داشتن قيام
عاشورا) از هر نوع انحرافي دور باشد تا بتواند تاثيري را كه ائمه
عليهم السلام از آن انتظار داشتند , بر جامعه بگذارد. اگر خود موضوع
عزاداري كه ابزاري براي حفظ دين و حركت آفريني مي باشد , در اثر
بدعت ها , انحرافات و خروج از سنت هاي اصيل عزاداري , آسيب ببيند , قطعا
ديگر نمي تواند عزاداري مورد نظر ائمه باشد و از ماهيت اصيل دين دفاع
نمايد. تصور اين موضوع كه با عزاداري هاي نامناسب , انحرافي و غيراصيل ,
مي توان ماهيت اصيل دين را حفظ كرد , درست مثل اين تصور است كه با
خانه اي معيوب و نيمه ويران , مي توان , از برف و باران و زلزله و... در امان
ماند و خود را حفظ كرد.
با مرور اجمالي به سخنان امام خميني در باره چگونگي عزاداري براي
سالار شهيدان كربلا , اين موضوع كاملا روشن مي شود كه عزاداري مطلوب و
موثر آن است كه داراي ويژگي هاي ذيل باشد : وحدت آفرين و بسيج كننده
مردم براي اهداف و مقاصد اسلامي باشد. روح حماسه در ميان مردم را زنده
نگه دارد. تحرك آفرين و همراه با امر به معروف و نهي از منكر باشد , صحنه
فرياد مظلوم عليه ظالم قرار بگيرد. بيدارگر باشد. ايستادگي در برابر ظالمان
را تقويت كند. عرصه اي براي برقراري عدالت در جامعه باشد. قدرت ها و
ابرقدرتها را در وحشت فرو ببرد. بستري براي اجراي سياست هاي امت
اسلامي باشد. روح سازماندهي در ميان جوامع اسلامي را تقويت بنمايد ,
حفظ مكتب اسلام در همه اجزاي عزاداري جلوه تمام داشته باشد 12 و ...
به همين دليل است كه امام خميني مي فرمايد : لازم است در نوحه ها و
اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمه حق عليهم سلام الله , به طور كوبنده , فجايع
و ستم گري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود13.

در اين عصر كه ميهن و جامعه ما از هر سو چنگ و دندان دشمنان را به
عيان مشاهده مي كند. يقينا بايد ملت مسلمان ايران عزاداري هاي هدف دار ,
اصولي و متعالي براي سرور شهيدان كربلا و يارانش را بيش از هر زمان ديگر
مورد توجه قرار دهد تا دشمن همواره احساس كند كه ملت مسلمان ايران
كاملا روحيه حماسي و عاشورايي دارند و به هيچ وجه تسليم پذير نيستند.
عزاداري هايي كه به حالت عادت بي هدف در آمده باشد. بالاتر از اين ,
عزاداري هايي كه همراه با انحراف و ابتذال , و... باشد , چون دشمن را
نمي ترساند و به هيچ يك از اهداف مورد نظر ائمه (ع ) درباره عزاداري , كمك
نمي كند , قطعا فايده اي هم ندارد , وي عزاداري هاي اصولي و عزاداري هايي
كه منطبق با اهداف ائمه (ع ) و هماهنگ با سخنان امام خميني در اين باره
باشد. اثري كم تر از جهاد ندارد. زيرا چنين عزاداري هاي متعالي , اقدامي
دفاعي و پيشگيرانه از تحركات دشمنان دين است .
مآخذ :
1 ـ كشف الاسرار , ص .174
2 ـ همان .
3 ـ صحيفه امام , جلد21 ص .3
4 ـ همان , جلد 5 , ص .19
5 ـ همان , جلد .15 ص 9
6 ـ كشف الاسرار . ص .174
7 ـ صحيفه امام جلد 16 , ص 345 و 346
8 ـ همان .
9 ـ كشف الاسرار , ص .174
10 ـ صحيفه امام , جلد 10 ص 121
11 ـ همان , جلد 11 ص 97
12 ـ صحيفه امام , ج 13 ص 323 , ج 16 ص 345 و 346 و .347 ج 10 ص
120 , ج 20 ص 94 و ...
13 ـ همان , ج 21 ص .400
امام خميني : آن ها كه خيال مي كنند حضرت سيدالشهدا
براي حكومت نيامد , خير چنين نيست , براي حكومت آمد ,
براي اين كه حكومت بايد دردست مثل سيدالشهدا باشد , بايد
دردست كساني كه شيعه سيدالشهدا هستند , باشد
امام خميني : خداي عالم چون ديد بناي دين را
ماجراجويان صدر اول متزلزل كردند و جز چند نفر معدودي
برجاي نماند , حسين بن علي را برانگيخت تا با جان فشاني و
فداكاري , ملت را بيدار كند و ثواب هاي بسيار براي عزاداران
او مقرر كرد تا مردم هميشه بيدار بمانند و نگذارند پايه هاي
ظلم و جور قوام بگيرد و پايه توحيد و معدلت كهنه گردد
امام خميني : اين كه براي عزاداري , براي مجالس عزا , براي
نوحه خواني , براي اين ها , اين همه ثواب داده شده است ,
علاوه بر آن كه امور عبادي اش و امور روحاني اش مورد نظر
بوده , يك مساله مهم سياسي هم در كار بوده است . مجلس
عزاداري , نه براي اين است كه گريه كنند براي سيدالشهدا و
اجر ببرند , البته اين هم هست , ولي مهم آن جنبه سياسي است
كه ائمه ما , در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد
و اجتماع را تحت يك بيرق بياورد و در جامعه تاثير بگذارد
امام خميني : لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار
ثناي از ائمه حق عليهم سلام الله , به طور كوبنده , فجايع و
ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود

|