
نگاهي به فراز و نشيب هاي روند سازش خاورميانه
موافقت شتابزده شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي با
دعوت مبارك رئيس جمهور مصر , داير بر شركت در اجلاس پنج
جانبه شرم الشيخ كه اخيرا در مصر برگزار شد به روشني نشان
مي داد كه صهيونيستها از برگزاري اين اجلاس بسيار خرسند
بوده و آنرا در راستاي اهداف خود يافته بودند. اين اجلاس با
شركت شارون , محمود عباس , مبارك , و ملك عبدالله در شهر
شرم الشيخ برگزار شد.
مهمترين دغدغه رژيم صهيونيستي در حال حاضر همانا
خلاصي از انتفاضه و قيام چهار ساله فلسطيني هاست كه ضربات
سنگيني در جنبه هاي مختلف سياسي , اقتصادي و اجتماعي بر
اين رژيم وارد كرده و به صورت كابوسي جانكاه و غيرقابل
تحمل براي اين رژيم تبديل شده است .
از اينرو رژيم صهيونيستي با اين اميد در اجلاس شرم الشيخ
شركت كرد كه اين اجلاس بتواند اين رژيم را از انتفاضه رهايي
بخشد. در اين راستا , منابع نزديك به دفتر شارون تاكيد كردند كه
هدف اصلي شارون از شركت در اجلاس شرم الشيخ كسب
تضمين امنيتي اسرائيل و خاتمه يافتن انتفاضه بوده است .
در همين ارتباط , روزنامه « يديعوت آهارونوت » در شماره
روز جمعه گذشته خود نوشت پس از پنجاه و دو ماه از آغاز
انتفاضه دوم , زمان اعلام پايان آن توسط اجلاس شرم الشيخ فرا
رسيد. اين روزنامه افزود : اين اجلاس آغاز عادي سازي روابط و
آشتي ميان اسرائيل و جهان عرب خواهد بود.
به نوشته اين روزنامه صهيونيستي , نشست شرم الشيخ
پيروزي شخصي و بزرگ براي شارون بود كه تا همين چندي
پيش افكار عمومي عرب او را خونخوار مي ناميد اما موضع ثابت
و راسخ شارون در برابر عرفات , درستي سياست هاي شارون را
به اثبات رساند و دستاوردهايي براي اسرائيل داشت . روزنامه
يديعوت احرونوت افزود از زمان مرگ عرفات تحولات اساسي
به نفع اسرائيل روي داده است . و نشست شرم الشيخ , سياست
خاورميانه اي دولت بوش را تقويت خواهد كرد.
در همين رابطه شيمون پرز معاون شارون نيز ابراز خرسندي
از مذاكرات شرم الشيخ گفت : اين بار رهبري تشكيلات
خودگردان فلسطيني بر عهده كسي قرار دارد كه واقعا تلاش
مي كند به « خشونتها » پايان دهد و اين مسئله از اقدامات وي در
جهت استقرار نيروهاي امنيتي در غزه مشهود است . البته ناگفته
مفهوم است كه منظور صهيونيستها از واژه هايي همچون
« خشونت » و « تروريسم » , قيام به حق فلسطيني ها عليه
اشغالگران است .
درهمين زمينه « سيلوان شالوم » وزير امور خارجه رژيم
صهيونيستي نيز ضمن رضايت از نشست شرم الشيخ مصر , با
اشاره به احتمال بازگشت سفير مصر به تل آويو پيش بيني كرد كه
اين اقدام مصر سبب مي شود 10 كشور عربي نيز ديپلمات هاي
خود را به تل آويو بفرستند.
نگاه به سير تحولات از زمان درگذشت عرفات بيانگر اين
است كه تلاش گسترده اي براي از سرگيري روند سازش كه از پنج
سال قبل در اجلاس واشنگتن با بن بست مواجه شد انجام شده
است . در اين راستا , روي كارآمدن ابومازن به عنوان جانشين
عرفات , با تفكرات و مواضع سازشكارانه و ميانه رو , اين زمينه را
هموارتر ساخته است . طرح « نقشه راه » نيز كه دو سال قبل توسط
آمريكا طرح و مورد تائيد روسيه , اروپا و سازمان ملل قرار گرفت
قبل از اينكه عملا به مرحله اجرا برسد توسط اقدامات شارون با
شكست مواجه شد. اكنون به نظر مي رسد اين روند بار ديگر جان
گرفته و به جريان افتاده است .
نگاهي به گذشته روند سازش
در چهارم آبان ماه 1370 براي نخستين بار در تاريخ تحولات
سياسي خاورميانه , مقامات بلند پايه كشورهاي سوريه ـ لبنان ـ
مصر ـ اردن ـ ساف در مادريد پايتخت اسپانيا با يك هيات
اسرائيلي برپاست « اسحاق شامير » نخست وزير وقت رژيم
صهيونيستي پاي ميز مذاكره ننشستند. در اين نشست كه هفت
ماه بعد از خاتمه جنگ دوم خليج فارس و آزادسازي كويت
برگزار شد , قبح گفتگو و نشست دور يك ميز با صهيونيست ها
ريخته شد. اجلاس مادريد براي رژيم صهيونيستي فوايد و
امتيازات بسيار همراه داشت . اين نشست مقدمه اي براي
برقراري ارتباط بيشتر ميان عوامل مذاكره كننده دو طرف گرديد
و زمينه اي شد تا سه سال بعد پيمان رسمي صلح ميان رژيم
اسرائيل و سازمان آزاديبخش منعقد گردد.
پيش نويس اين پيمان روز 29 مرداد سال 1372 ميان
ابوالعلا نماينده عرفات و شيمون پرز وزير خارجه وقت رژيم
صهيونيستي در اسلو پايتخت نروژ منعقد شد و به « قرارداد
اسلو » معروف گرديد.
به موجب اين قرارداد طرفين فلسطيني و اسرائيلي با
ميانجيگري نروژ متعهد شدند در برابر تشكيل يك حكومت
خودگردان فلسطيني در بخش هايي از فلسطين اشغالي ,
فلسطيني ها نيز از جنگ عليه رژيم صهيونيستي دست بكشند و
حضور اسرائيلي ها در باقيمانده خاك فلسطين به رسميت
شناخته شود. البته همانگونه كه انتظار مي رفت از فرداي امضاي
قرارداد مذكور مخالفت ها هم از سوي فلسطيني ها و هم از جانب
صهيونيستها با اين قرارداد آغاز شد.
احزاب افراطي صهيونيست همراه با خاخام هاي متعصب به
اين دليل كه پيمان اسلو به منزله امتياز دادن به فلسطيني هاست
اين پيمان را خيانت به آرمان صهيونيست ها قلمداد كردند و در
اين مسير تا جايي پيش رفتند كه اسحاق رابين , نخست وزير
وقت و امضا كننده پيمان مذكور را در آبان 1374 ترور كردند .
از ديگر سو در قلمرو فلسطيني ها نيز گروههاي مبارز فلسطيني از
جمله حماس و جهاد اسلامي اين قرارداد را يك طرح ننگين و
صهيونيستي خواندند و آنرا امتيازي بزرگ به صهيونيستها تلقي
نموده و عرفات را به خاطر امضاي اين قرارداد به شدت به باد
حمله گرفتند.
در هر حال 20 روز پس از امضاي قرارداد اسلو يعني در 19
شهريور 1372 , عرفات و رابين ضمن ملاقات تاريخي با يكديگر
در واشنگتن و در حضور بيل كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا
توافق نامه هاي شناسايي متقابل اسرائيل و ساف را امضا كردند و
پيمان نهايي نيز كه به « اعلاميه اصول » موسوم شد , سه روز بعد
در كاخ سفيد و طي مراسمي با شركت كلينتون رئيس جمهور
آمريكا , حسني مبارك رئيس جمهور مصر , ملك حسين شاه
سابق اردن و همچنين نمايندگان روسيه , نروژ و اتحاديه اروپا به
امضاي مشترك رابين و عرفات رسيد. اين پيمان , به تشريح
چارچوب خودمختاري فلسطيني ها در كرانه باختري رود اردن و
نوار غزه اختصاص داشت . متعاقب انعقاد اين اعلاميه در
ارديبهشت سال 1373 قرارداد ايجاد حكومت خودگردان در دو
منطقه غزه و اريحا در قاهره به امضا رسيد و در تابستان سال
1374 عرفات و ساير رهبران فلسطيني مقيم خارج , پس از 30
سال دوري به تدريج وارد غزه شدند.
اسحاق رابين نخست وزير اسرائيل كمي بعد در آبان 1374
توسط يك صهيونيست افراطي به نام « ايگال امير » كشته شد و در
دي ماه همان سال عرفات متعاقب برگزاري انتخابات رياست
حكومت خودگردان را به دست گرفت و همچنين 88 نفر نيز به
عنوان نمايندگان مجلس فلسطين انتخاب شدند.
با اين همه به قدرت رسيدن صهيونيستهاي افراطي به
رهبري بنيامين نتانياهو به ميزان قابل ملاحظه اي از پيشرفت
پيمان منعقده ميان عرفات و رابين كاست و آن را به مرز توقف
رساند. گر چه با وساطت آمريكا و در جريان امضاي پيمان
موسوم به « واي ريور » تا حدي معاهده طرفين از ركود خارج
گرديد ولي از آن پس ساف به تدريج به جبهه امتياز دهنده و
اسرائيل تحت رهبري صهيونيستهاي افراطي وابسته به حزب
ليكود به جبهه امتياز گيرنده تبديل شدند.
در ارديبهشت سال 1378 باراك از حزب كارگر اسرائيل در
رقابتي فشرده با حزب ليكود به پيروزي رسيد ودر تير ماه همان
سال به عنوان نخست وزير جديد سوگند ياد كرد. گرچه باراك
ماسك صلح دوستي بر چهره داشت ولي عملا گامي در اين راه
برنداشت بلكه بيشتر در پي امتيازهاي بيشتر از عرفات بود. اين
در حالي بود كه عرفات در راستاي امتيازدهي بيشتر بندهاي ضد
صهيونيستي را از منشور ساف حذف كرد.

دوران كوتاه نخست وزيري باراك با ورود وهن انگيز شارون
سركرده حزب ليكود به صحن مسجد الاقصي در هفتم مهر ماه
1379 و آغاز قيام اسلامي فلسطيني ها موسوم به انتفاضه مسجد
الاقصي به پايان رسيد. سه ماه پس از اين قيام فلسطيني ها كابينه
باراك ساقط شد و شارون افراطي با شعار سركوب و قلع و قمع
فلسطيني ها در بهمن ماه همان سال به قدرت رسيد و با اين تحول
تمامي قراردادها عملا از اعتبار افتاد.
اين در حالي بود كه قيام اسلامي فلسطيني ها روزبروز
شعله ورتر شد و اين قيام با خون هزاران شهيد و مجروح
فلسطيني روزبروز گسترش يافت و در مسير خود ضربات
سهمگيني به صهيونيستها وارد كرد كه در تاريخ اشغال فلسطين
به عنوان برگ زريني ثبت شد.
تشديد تحركات صهيونيستها
در گذشت عرفات را بايد نقطه عطفي در سياستهاي اخير
رژيم صهيونيستي و از سرگيري مجدد روند سازش به حساب
آورد زيرا از زمان مرگ عرفات اين رژيم تبليغات گسترده اي را
مبني بر اينكه عرفات مانع صلح بود و با درگذشت وي , فضاي
جديدي ايجاد شده است , آغاز كرده است .
شك نيست كه صهيونيستها در پوشش اين اظهارات و
موضع گيري صلح جويانه به دنبال اهداف شيطنت آميز هستند كه
مهمترين آن پايان دادن به « انتفاضه مسجد الاقصي »
است .
در مقطع فعلي در صورتي كه صهيونيستها بتوانند به متوقف
ساختن انتفاضه دست يابند اين بدين معني است كه شارون
بدون دادن امتياز قابل ملاحظه اي توانسته است بزرگترين عامل
تهديد براي خود و موجوديت رژيم صهيونيستي را از سر راه
بدارد.
رژيم صهيونيستي همچنين از اين راه مي تواند به
دستاوردهاي مهم سياسي ديگري برسد كه بازگشت سفيران
عرب به تل آويو مهمترين آن خواهد بود بويژه كه منابع
صهيونيست گفته اند از سرگيري مناسبات سياسي با قاهره و امان
زمينه اعزام ديپلماتهاي عرب را به اسراييل نيز فراهم مي آورد.
در اين ميان اظهارات مقامات كاخ سفيد وهمچنين وزير
خارجه جديد آمريكا مبني بر عزم جدي واشنگتن در رسيدگي به
بحران فلسطين بيانگر برنامه آمريكا براي احياي روند سازش
مي باشد.
با اينحال , اين مسائل ظاهر قضيه را شامل مي شود و نكته اي
كه همواره براي تحليل گران غير قابل قبول است ادعاهاي صلح
طلبي صهيونيستهاست كه بر پايه تجربه آنها از عملكرد نيم قرن
گذشته سران صهيونيست استوار است . اين ظن وقتي قوي
مي شود كه صهيونيست افراطي و مكاري همچون شارون طرف
مذاكره فلسطيني ها مي باشد.
بهرحال صهيونيستها نشان داده اند آنها هرگز در پاي ميز
مذاكره به فلسطيني ها امتيازي نخواهند داد و فلسطيني ها حق
مسلم خود و آزادي سرزمينشان را نه از راه خواهش هاي سياسي
بلكه بايد با قدرت از غاصبين بستانند.
با استفاده از :
نشريات دفتر مطالعات وزارت امور خارجه
سايت « اطلاع رساني فلسطين »
روزنامه جمهوري اسلامي
تلكس هاي خبرگزاري جمهوري اسلامي واحد مركزي خبر
نشست شرم الشيخ پيروزي بزرگي براي شارون
بود زيرا وي توانست در اين اجلاس و به مدد ميزبان
آن خود را به عنوان طرف مذاكره كننده و صلح جو به
اعراب معرفي كند
هدف عمده صهيونيستها از شركت در اجلاس
شرم الشيخ , رهايي از انتفاضه و عادي ساختن روابط
اعراب با اين رژيم با كمترين هزينه بوده است
بسياري از كارشناسان ادعاهاي صلح طلبي
صهيونيستها را , به خصوص در حاليكه صهيونيست
افراطي و مكاري همچون شارون بر سر كار است , غير
قابل قبول مي دانند
زيرنويس عكس :
اجلاس مادريد ـ 1370
اجلاس شرم الشيخ ـ 1383

|