لايزال الناس ما امروابالمعروف و نهوا عن المنكر و تعاونوا
علي البر والتقوي فاذا لم يفعلوا ذلك نزعت منهم البركات . (1 )
خير و بركت در ميان مردم از بين نمي رود تا زماني كه
امربه معروف و نهي ازمنكر كنند و يكديگر را در كار نيك و
پارسايي ياري دهند. اما هرگاه از اين امور دست بردارند ,
بركات از آنها گرفته مي شود.
لتامرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر او ليعمنكم
عذاب الله . (2 )
بايد مجدانه و مصرانه امربه معروف و نهي ازمنكر كنيد
وگرنه قطعا و مسلما عذاب خداوند همه شما را فرا خواهد
گرفت .
من راي منكم منكرا فلينكر بيده ان استطاع لم يستطع
فبلسانه فان لم يستطع فبقلبه . (3 )
هر كه گناهي ببيند بايد مانع انجام آن شود , اگر نتواند , بايد
با زبان گنهكار را نهي كند و اگر باز هم نتوانست با دل خويش از
آن بيزاري جويد.
من امر بمعروف او نهي عن منكر او دل علي خير او اشار به
فهو شريك . (4 )
كسي كه امربه معروف و نهي ازمنكر كند يا به كار خير
رهنمون شود يا در صورتي كه با او مشورت كنند به كار نيك
توصيه كند , در پاداش آن شريك خواهد بود.
كيف بكم اذا امرتم بالمنكر و نهيتم عن المعروف فقيل له يا
رسول الله و يكون ذلك قال نعم و شر من ذلك كيف بكم اذا
رايتم المعروف منكرا و المنكر معروفا . (5 )
زماني بر شما خواهد آمد كه امر به منكر و نهي از معروف
كنند. (از آن حضرت پرسيدند آيا واقعا چنين زماني خواهد
آمد فرمود) آري و بدتر از اين هم خواهد شد و آن زماني است
كه نيكي را زشت و گناه را نيك بشمريد.
اذا لم يامروا بالمعروف و لم ينهوا عن المنكر و لم يتبعوا
الاخيار من اهل بيتي سلط الله عليهم اشرار هم فيدعو عند
ذلك خيارهم فلا يستجاب لهم . (6 )
هرگاه مردم امربه معروف و نهي ازمنكر نكنند و از
برگزيدگان از اهل بيت من پيروي ننمايند , خداوند اشرار را بر
ايشان مسلط گرداند. پس نيكان دعا كنند ولي مستجاب
نشود.
ما جميع اعمال البر كلها والجهاد في سبيل الله عندالامر
بالمعروف و النهي عن المنكر الا كنفثه في بحر لجي . (7 )
همه كارهاي نيك حتي جهاد در راه خدا در مقايسه با
امربه معروف و نهي ازمنكر چون آب دهاني و قطره اي نسبت به
دريايي پهناور است .
من امربالمعروف و نهي عن المنكر فهو خليفه الله في الارض .
(8 )
هر كس امربه معروف و نهي ازمنكر كند جانشين خداوند در
زمين خواهد بود.
ان الله عز و جل ليبغض المومن الضعيف الذي لا دين له فقيل
له و ما المومن الذي لا دين له قال الذي لا ينهي عن المنكر . (9 )
خداوند بيزار است از مومن بي دين . (از ايشان پرسيدند
مومن بي دين كيست فرمود : ) كسي كه نهي ازمنكر
نمي كند.
ليس منا من لم يرحم صغيرنا و لم يوقر كبيرنا و لم يامر
بالمعروف و لم ينه عن المنكر . (10 )
از ما نيست هر كه ... امربه معروف و نهي ازمنكر نكند.
اذا امتي تواكلت الامر بالمعروف والنهي عن المنكر فلياذنوا
بوقاع من الله . (11 )
هرگاه امتم در عمل به وظيفه امربه معروف و نهي ازمنكر
كوتاهي كنند و اين كار را به يكديگر واگذار كنند بايد آماده
جنگ با خداوند باشند.
پاورقي :
1 ـ وسايل الشيعه , ج 11 , ص .398
2 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .134
3 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .134
4 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .124
5 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .122
6 ـ تحف العقول , ص .51
7 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .134
8 ـ مستدرك الوسائل , , ج 12 , ص .179
9 ـ الكافي , ج 5 , ص 59
10 ـ مستدرك الوسائل , ج 12 , ص .185
11 ـ وسايل الشيعه , ج 16 , ص .118

|
امام حسين (ع ) و قيام براي تشكيل حكومت
اسلامي
|

هيثم شيركش
كارشناس ارشد الهيات
قسمت اول
مقدمه
« امروز , حسين بن علي عليه السلام مي تواند دنيا را نجات
بدهد , به شرط آنكه چهره او را با تحريف مغشوش
نكنند » .
مقام معظم رهبري حضرت آيه الله العظمي خامنه اي
تاكنون عاشوراي ابي عبدالله عليه السلام از زواياي
مختلف مورد ارزيابي و كنكاش قرار گرفته كه اين امر بسي قابل
تقدير است . بالطبع عاشورا نيز بسان بسياري از مسائل تاريخي
و اجتماعي ديگر نتوانسته به گونه اي هماهنگ مورد داوري قرار
گيرد.
با آن كه از عاشورا و فرهنگ برخاسته از آن تحليل هاي
ارزشمندي صورت گرفته است , ولي آنچه مي تواند بعنوان يك
موضوع مفيد و قابل پيگيري مورد توجه قرار گيرد طرح قيام
امام حسين عليه السلام در فقه سياسي بعنوان يك مستند فقهي
است .
مقاله حاضر تحت عنوان « امام حسين عليه السلام و قيام
براي تشكيل حكومت اسلامي » بر آن است تا گامهائي هر چند
كوتاه در راستاي شناساندن زوايائي از ابعاد فقهي نهضت ابي
عبدالله عليه السلام در فقه سياسي شيعه به پيش رود و نيز
عرض ارادتي است خالصانه به محضر آن بزرگوار كه اسلام ,
بقاي خويش را به نهضت خونين آن حضرت عليه السلام
وامدار است .
امام حسين عليه السلام و قيام براي تشكيل حكومت
اسلامي
بسياري از فقهاي ادوار گذشته معتقد بودند كه : فقيه ,
نمي تواند اقدام به تشكيل حكومت اسلامي نمايد , و هدايت
جامعه اسلامي را برعهده گيرد . (1 )
در اين ميان , حضرت امام خميني (ره ) ـ رهبر فقيد انقلاب
اسلامي ـ شديدا با اين نظر مخالفت ورزيد , و با تشكيل
حكومت اسلامي , عملا بر آن خط بطلان كشيد و براي نخستين
بار پس از پيامبر عليه السلام , آيه شريفه « ليقوم الناس
بالقسط » (2 ) را تحققي عيني بخشيد و حكومت اسلامي را در
ايران برپاي ساخت و اين نظريه مظلوم را كه در لابه لاي اوراق
كتابهاي گذشتگان , محبوس گرديده بود , به صحنه اجتماع
آورد , و قدرت و عظمت آنرا به جهانيان نماياند.
استناد به نهضت عاشورا براي اثبات ضرورت تشكيل
حكومت اسلامي
در اينجا ما برآنيم كه ضرورت تشكيل حكومت اسلامي و
اقدام در راستاي تحقق آنرا از طريق استناد به نهضت سالار
شهيدان عليه السلام اثبات نمائيم .
در اين حال بهتر آنست كه بدوا به اقوال مختلف موجود در
خصوص اين قضيه به صورت فهرست وار , بپردازيم .
اقوالي كه در مورد قيام امام حسين عليه السلام در اين
رابطه وجود دارد به شرح ذيل است :
الف : قول اول اينكه , امام عليه السلام در قيام خود , قصد
داشت , براي احياي اسلام و سرنگون كردن حكوم ظلم , با
پشتيباني نيروهاي مردمي در كوفه , حكومت اسلامي تشكيل
دهد.
ب : امام عليه السلام به قصد كشته شدن حركت كرده , و اين
دستور محرمانه آسماني بوده است كه امام عليه السلام بايد
خود را به كشتن بدهد.
ج : امام عليه السلام هنگام حركت از مكه , قصد تشكيل
حكومت در كوفه را داشته ولي بعد از رسيدن خبر شهادت
مسلم بن عقيل , تصميم گرفت خود و اصحابش را به كشتن
دهد.
د : قول چهارم اينكه امام عليه السلام , مردم را دعوت
مي كرد كه بر ضد حكومت يزيد (لعن ) قيام مسلحانه نمايند و
آنرا سرنگون سازند , ول خودش نمي خواست تشكيل حكومت
بدهد و قدرت خلافت را به دست بگيرد , زيرا به فرض به دست
گرفتن قدرت , نمي توانست اسلام را زنده نمايد و حتي
نمي توانست لعن پدرش , اميرالمومنين عليه السلام , را ممنوع
سازد.
هـ : اينكه اساسا امام عليه السلام , قيام نكرده و قصد جهاد
نداشته و حركت او از مدينه به مكه و از مكه به سوي عراق
فقط براي حفظ جانش بوده است .
و : اينكه امام عليه السلام به قصد تشكيل حكومت به سوي
كوفه حركت كرده ولي مي دانسته است در اين سفر شهيد
مي شود و نمي تواند تشكيل حكومت بدهد.
ز : قول هفتم اينكه امام حسين عليه السلام , در ظاهر وانمود
مي كرد كه مي خواهد در كوفه تشكيل حكومت بدهد ولي در
واقع به قصد كشته شدن حركت كرده بود.
دو قول اول و دوم , دو قول اصلي در اين رابطه تلقي
مي شوند و اقوال ديگر , در زمانه اخير حادث شده , و اقوالي
فرعي به حساب مي آيند.
مستند گفته اول كه مي گويد : امام حسين عليه السلام قصد
تشكيل حكومت اسلامي براي احياي اسلام داشته , كلام و
نامه هاي خود امام عليه السلام است , كه محكم ترين مستند و
مدرك و مورد اتفاق منابع اصلي در اين مساله مي باشد... و
مدرك قول دوم كه مي گويد : امام حسين عليه السلام به قصد
كشته شدن , حركت كرده , بعضي از روايات است كه , به نظر از
مجعولات غاليان كذاب است و مردود مي باشد .... (3 )
حكومت و عاشورا
مساله حكومت , در ايدئولوژي توحيدي از شئون ويژه
تكويني و تشريعي آفريدگار جهان است كه در نظام زندگي
اجتماعي انسان , بوسيله انبيا , امامان و صالحان به مرحله
اجرا درمي آيد.
استقرار عدالت كه مقدمه رشد و تكامل انسان است , جز
در پرتو خلافت الهي ميسر نبوده و در همين راستا در منابع
حديثي فريقين , روايات فراواني وجود دارد كه به ضرورت
مبارزه با ستم و فساد حكام , اشاره دارد , حتي اگر در كسوت
اسلام باشند.
در زمان روي كار آمدن يزيد , نظام حكومتي , در يك
حالت چرخش و ايجاد يك بدعت مخرب , در تبديل خلافت
رسول الله عليه السلام به سلطنت موروثي بود و در مقابل , يك
برخورد اصلاح طلبانه ـ گرچه خونين و مسلحانه ـ لازم بود.
بدعت , در نظام حكومتي و زيربناي فكري موجود ,
شرايطي را ايجاب كرد كه امام حسين عليه السلام نقش تاريخي
و مسئوليت الهي خود را ايفا نمايد. آن حضرت عليه السلام
دو سلاح موثر براي اين اقدام , در اختيار داشت :
الف : روشنفكري افكار عمومي و افشاي حكومت پليد
امويان .
ب : جنگ و مبارزه تا پذيرش شهادت .
كه فرياد رساي شهادت , بهترين پيامي بود كه امام حسين
عليه السلام جهت احياي اسلام براي تمامي تاريخ مي توانست
برگزيند , و چنين كرد.
امام حسين عليه السلام و حكومت ولائي
روشنگري امام حسين عليه السلام و افشاي جنايات
حكومت پليد امويان را , در طول زندگي سياسي آن حضرت
عليه السلام مي توان ديد.
در اين خصوص يكي از خطبه هاي آن حضرت عليه السلام
كه در سال 58 هـ ـ دو سال قبل از هلاكت معاويه ـ ايراد شده ,
به روشني , نشانگر فعاليت هاي سياسي و افشاگري سالار
شهيدان عليه السلام در زمان حكومت معاويه است . خطبه امام
عليه السلام در منا در مجموع از سه بخش تشكيل يافته كه
عبارتند از :
1 ـ ذكر فضائل اميرمومنان عليه السلام و خاندان
عصمت (4 )
2 ـ دعوت به امربه معروف و نهي ازمنكر و بيان اهميت اين
فريضه عظيم (5 )
3 ـ وظيفه عالمان و لزوم قيام آنان در مقابل ستمگران (6 )
سالار شهيدان عليه السلام , در اين خطبه شريفه , جوانب
مختلف اجتماعي , مذهبي و... دوران پس از شهادت
اميرمومنان عليه السلام و علت تسلط معاويه بن ابي سفيان بر
جامعه اسلامي و انگيزه به دست گرفتن سرنوشت مسلمين
توسط اين دشمن ديرينه اسلام را مطرح نموده و به خطراتي كه
آينده اسلام را تهديد مي نمايد , اشاره مي كند و زنگ خطر را به
صدا درمي آورد كه اگر مسلمانان قيام نكنند و سران قوم و
آگاهان ملت به خود نيايند و وظيفه خود را انجام ندهند , چراغ
پرفروغ رسالت محمدي عليه السلام با دست دشمنان به
خاموشي خواهد گراييد. فرزند اميرمومنان عليه السلام بدين
گونه صداي مظلوميت قرآن و عترت را به حاضرين ابلاغ
فرموده كه آنان نيز در سطح كشور اسلامي , و تا آنجا كه امكان
دارد , به افراد متعهد ابلاغ , و مسلمانان را از اين خطر آگاه
سازند.
اولين مساله اي كه امام حسين عليه السلام در اين خطبه
مطرح فرموده , انحراف از حق و خارج شدن از مسير صحيح و
اصيل ولايت و به فراموشي سپردن وصاياي رسول اكرم
صلي الله عليه و آله پيرامون اين موضوع مهم و اساسي است .
حضرت امام خميني (ره ) ـ رهبر فقيد انقلاب اسلامي ـ
اين خطبه را بعنوان منشور انقلاب امام حسين كه علت جهاد
داخلي ايشان را بر ضد دولت جائر بيان مي دارد مطرح
مي فرمايند و مي افزايند : سالارشهيدان عليه السلام در اين
خطبه , وظايفي را كه فقها در مورد مبارزه با ظلم و دستگاه
دولتي جائر به منظور تشكيل حكومت اسلامي و اجراي احكام
دارند , تبيين مي نمايند و به ارائه خط مشي مي پردازند . (7 )
امام خميني , نهضت عاشورا و تشكيل حكومت اسلامي
نقش حكومتها در اصلاح و فساد جوامع بشري , بر كسي
پوشيده نيست . اسلام دين جامعي است و اجراي اصول
اجتماعي , اقتصادي و فرهنگي آن بدون تشكيل حكومت ممكن
نيست . برخي از علماي اسلام , بر اين عقيده اند كه مهمترين
انگيزه امام حسين (عليه السلام ) از انجام اين قيام , ايجاد
حكومت اسلامي بوده است .
رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران ـ حضرت امام
خميني (ره ) ـ در همين باره مي فرمايند :
« زندگي سيدالشهدا , زندگي حضرت صاحب
عليه السلام , زندگي همه انبيا عالم , همه انبيا از اول از آدم تا
حالا , همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل جور , حكومت
عدل را مي خواستند درست كنند .... » (8 ) ايشان كه عدم تشكيل
حكومت حق را از مهمترين آسيب هاي جامعه اسلامي مي دانند
در جائي ديگر مي فرمايند :
« اگر گذاشته بودند كه حكومتي كه اسلام مي خواهد ,
حاكمي را كه خداي تبارك و تعالي امر به تعيينش فرموده
است , رسول اكرم تعيين فرموده است , اگر گذاشته بودند كه آن
تشكيلات پيش بيايد , حكومت اسلامي باشد , آن وقت مردم
مي فهميدند كه اسلام چيست و معني حكومت اسلامي
چيست ..... « (9 ) , و در همين ارتباط مي افزايند :
« اگر امروز , طرح امام حسين عليه السلام در تاسيس
حكومت اسلامي پياده شود , و اين طرح توسط فقها در جامعه
تشيع تشريح گردد , بي شك , امت اسلامي بيدار و بويژه قشر
جوان , زمينه را براي برپائي حكومت اسلامي و قطع وابستگي
فراهم مي آورند و ترسي كه عامل عمده خمودي و بي تفاوتي
است , از جامعه تشيع رخت برمي بندد » . (10 )
پاورقي :
1 ـ محمد حسن نجفي (ره ) , جواهر الكلام , ج 21 , ص 397
2 ـ سوره حديد , آيه 25
3 ـ نعمت الله صالحي نجف آبادي , چكيده مقالات كنگره
بين المللي امام خميني (ره ) و فرهنگ عاشورا ص 117 و
118
4 ـ سليم بن قيس (ره ) اسرارآل محمد(ص ) , ص 185 تا
188
5 ـ حسن بن شعبه حراني (ره ) , تحف العقول , ص 271
6 ـ ماخذ سابق
7 ـ ولايت فقيه , ص 95
8 ـ صحيفه نور , ج 20 ص 191
9 ـ همان , ج 1 , ص 167
10 ـ عميد زنجاني , فقه سياسي , ج 2 , ص 85 (اين كلام مدتها
قبل از پيروزي انقلاب گفته شده است ).
حضرت امام خميني :
زندگي سيدالشهدا , زندگي حضرت صاحب (ع ) ,
زندگي همه انبيا از اول , از آدم تا حالا , همه شان
اين معنا بوده است كه در مقابل جور , حكومت عدل
را مي خواستند درست كنند.
فرياد رساي « شهادت » , بهترين پيامي بود كه امام
حسين (ع ) جهت احياي اسلام براي تمامي تاريخ
مي توانست برگزيند , و چنين كرد.

| |