مسيح مهاجري
اشاره
مقاله حاضر به مناسبت هفته امر به معروف و نهي از منكر تهيه شده است .
اين مقاله , ارتباط ميان امر به معروف و نهي از منكر و تهاجم فرهنگي را
بررسي مي كند و زواياي ناگفته اي از اين موضوع را مطرح مينمايد و در
نهايت , راه كارهائي براي خارج شدن فريضه امر به معروف و نهي از منكر از
غربتي كه اكنون گرفتار آنست ارائه مينمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
رابطه امر به معروف و نهي از منكر با تهاجم
فرهنگي
تهاجم فرهنگي از مقوله منكرات است . بنابر اين , آحاد
مسلمانان غ مكلف , موظفند مردمي را كه در معرض تهاجم
فرهنگي بيگانگان قرار دارند به ارزشها دلالت كنند و از اين
طريق به تكليف « امر به معروف » عمل نمايند , كما اينكه
موظفند آنها را از افتادن در دام ضد ارزشها برحذر دارند وبا
اين كار , تكليف خود را در زمينه « نهي از منكر » عملي سازند.
صاحبنظراني هم وجود دارند كه منكر تهاجم فرهنگي
هستند و آنچه را ما تهاجم فرهنگي مي دانيم , آنها « تعامل
فرهنگي » مي نامند. اين , يك اختلاف عميق در نگاه به
موضوعات و ارزيابي پيامدهاي آنهاست . درست به همين دليل
است كه بايد تفاوت ميان « تهاجم » و « تعامل » را مشخص كرد
تا بلكه از اين طريق , راهي براي كاهش عميق اين اختلاف نظر و
نزديك شدن اين دو ديدگاه به همديگر باز شود.
تعامل , موجب تكميل طرفين و ارتقا كمي و كيفي
فرهنگ هاي آنها مي شود , ولي تهاجم يك فرهنگ به فرهنگ
ديگر , موجوديت و هويت فرهنگ مورد تهاجم را به خطر
مي اندازد و در صورتي كه نتواند به درستي از خود دفاع كند در
معرض زوال قرار مي گيرد.
واقعيت هاي مشهود و ملموس در كشور ما وساير
كشورهاي اسلامي , به روشني نشان مي دهند آنچه در دهه هاي
اخير , ودر بسياري مناطق حتي در يك قرن اخير , در اثر نفوذ
موج فرهنگ غرب به اين كشورها راه يافته , نه تنها موجب
تكامل فرهنگ هاي بومي نشده بلكه كاركردي ويرانگر در جهت
نابودسازي آنها داشت . اين پديده , البته سابقه اي تاريخي دارد
و تا جنگهاي صليبي (از475 تا 583 هجري ـ 1096 تا
1024 ميلادي ) امتداد مي يابد , جنگهائي كه 108 سال طول
كشيد و بستري براي نفوذ باورها , عادات , آداب و سنن غربي به
كشورهاي اسلامي بويژه فلسطين و سواحل شرقي مديترانه و
اقتباس تمدن اسلامي توسط غربي ها از اين مناطق شد و
همانطور كه مورخان سرشناس اروپائي نوشته اند(1 ) , زمينه را
براي رنسانس و ظهور تمدن غربي فراهم ساخت .
اين موج ويرانگر همچنان ادامه دارد و آثار مخرب آن نيز
در كشورهاي اسلامي كاملا نمايان است . بخشي از
ناهنجاري هاي اجتماعي در اين كشورها مستقيما از همين موج
ويرانگر ناشي مي شوند , ناهنجاري هائي كه داراي ماهيت
ضداخلاقي , ضد ديني و ضد فرهنگ هاي بومي هستند. اين
موج در سالهاي اخير , سوار بر بالهاي ماهواره و اينترنت , آثار
تخريبي بيشتري بر جاي گذاشته و نقش منفي تري را بازي
مي كند.
اعتراف دولتمردان اروپائي و آمريكائي به
سرمايه گذاري هاي كلان براي تغيير متون كتاب هاي درسي
كشورهاي اسلامي (2 ) , وادار ساختن سران و مسئولان
كشورهاي عربي به خودداري از آغاز كردن سخنرانيهاي خود با
بسم الله الرحمن الرحيم (3 ) , اجراي برنامه هائي تحت عنوان
« اصلاحات » در كشورهاي اسلامي كه موجب بيگانه شدن زنان
مسلمان نسبت به معارف ديني گردد(4 ) و اختصاص بودجه
خاص براي از بين بردن فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي (5 ) ,
ماهيت تهاجمي برخورد غرب با ساير كشورها بويژه كشورهاي
اسلامي را بسيار بي پرده و عريان نشان مي دهد. بنابر اين , انكار
تهاجم فرهنگي , انكار واقعيتي آشكار است وبه دليل وجود
پررنگ همين واقعيت , تكليف ديني امر به معروف و نهي از
منكر نيز در عصر حاضر از جايگاه حساس تر و با اهميت تري
برخوردار است .
آنچه موجب قوي تر شدن رابطه امر به معروف و نهي از
منكر با تهاجم فرهنگي مي شود اينست كه تهاجم فرهنگي
دامنه اي گسترده به وسعت كل جامعه دارد و متوجه آحاد مردم
است . اين تهاجم گسترده را فقط با نظارت همگاني , كه امر به
معروف و نهي از منكر داراي چنين خصوصيتي است , مي توان
رفع كرد.
امر به معروف و نهي از منكر , نظارت همگاني
است
سرگرداني امر به معروف و نهي از منكر در برزخ ميان
مردمي بودن و دولتي بودن , بخش عمده اي از اثرگذاري و
كارائي اين حكم الهي را به هدر داده و آنرا در عمل و اجرا بين
زمين و آسمان نگهداشته است . اين سرگرداني از بي جواب
ماندن اين سئوال بسيار مهم ناشي شده است كه امر به معروف
و نهي از منكر , وظيفه مردم است يا دولت
چنين سئوالي در كشورهائي با حكومت هاي غيرديني
جائي ندارد , زيرا دولتها در چنين كشورهائي اصولا براي خود
وظيفه اي در زمينه اجراي احكام الهي قائل نيستند. اما در
كشورهائي كه با حكومت ديني اداره مي شوند ويا حكومتگران
آنها متظاهر به اجراي احكام دين هستند , اين سئوال در عرصه
نظريه پردازي جاي طرح شدن دارد و در عرصه عمل نيز مطرح
شده و جواب هاي متفاوتي دريافت نموده است . عده اي امر به
معروف و نهي از منكر را « نظارت مردمي » دانسته اند و عده اي
ديگر آنرا « نظارت حكومتي » تلقي كرده اند.
درجمهوري اسلامي ايران , براي امر به معروف و نهي از
منكر نه جايگاه « نظارت مردمي » در نظر گرفته شده و نه جايگاه
« نظارت دولتي » . در نظريه پردازي , همه قبول دارند كه امر به
معروف ونهي از منكر يك حكم الهي است كه مخاطب آن عامه
مردمند اما در عرصه عمل ترتيباتي وجود دارد كه اين تكليف
عمومي و مردمي را از عهده مردم بر مي دارد و آنرا در پيچ و
خم هاي اداري و انتظامي گرفتار مي كند. اگر ارزيابي هاي واقعي
حكايت از عدم توفيق در كاربردي ساختن امر به معروف و نهي
از منكر و كارائي بيشتر تهاجم فرهنگي در جامعه ما دارد , به
دليل بلاتكليفي امر به معروف و نهي از منكر است .
قرآن كريم بدون ذره اي ابهام به اين سئوال كه امر به
معروف و نهي از منكر , نظارت مردمي است يا نظارت دولتي
پاسخ مي دهد. خطابات قرآن كريم در آيات مربوط به امر به
معروف و نهي از منكر , عام هستند و شامل آحاد مردم
مي شوند. در عين حال , روشن است كه اين به معني انصراف
اين آيات از حاكمان و مسئولان دولتي نيست , بلكه آنها نيز از
دو نظر مشمول اين خطابات هستند. اول آنكه آنها خود نيز از
اعضا جامعه و مخاطبان آياتي از قبيل « كنتم خير امه اخرجت
للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون
بالله ... » (6 ) هستند و ديگر آنكه مسئوليت اداره يك جامعه
اسلامي , كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم آنست ,
ايجاب مي كند حاكمان و مسئولان نيز در مسئوليت اجراي اين
تكليف الهي شريك باشند. حتي در مورد آيه شريفه « ولتكن
منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن
المنكر و اولئك هم المفلحون (7 ) » كه در ظاهر فقط جمعي از
مومنان را مخاطب قرار داده است , نظر صائب مفسران اينست
كه مسئوليت امر به معروف و نهي از منكر شامل همه است ولي
چون اين فريضه الهي به نحو واجب كافي اجرا مي شود , در
عمل , فقط عده اي از مخاطبان را به كار مي گيرد . (8 )
به همين دليل است كه فقها ضمن واجب كفائي دانستن امر
به معروف و نهي از منكر , تصريح مي كنند كه اگر كساني از مردم
به انجام اين فريضه در موردي كه شرايط آن فراهم است قيام
نكنند , تكليف از ديگران ساقط نمي شود . (9 ) حتي بر اين نكته
نيز تاكيد مي نمايند كه اگر عده اي از مردم اقدام به انجام امر به
معروف و نهي از منكر نمايند ولي تعداد آنها براي انجام اين
فريضه كافي نباشد بر ديگران واجب است به كمك آنها بشتابند
و اگر تخلف كنند گناهكار محسوب مي شوند . (10 )
در مباحثي از قبيل وقوع بدعت در دين , تبديل شدن
معروف به منكر و منكر به معروف , تقويت ظلم وظالم , تقويت
و جسارت يافتن قدرتمندان براي گسترش ارتكاب محرمات و
هتك اسلام و تضعيف اعتقادات مسلمين كه بسياري از آنها با
مقوله تهاجم فرهنگي همخواني دارند نيز نقطه نظر فقيه
روشن بين و بي همتاي عصر ما حضرت امام خميني رضوان الله
تعالي عليه , وجوب اقدام و شكستن سكوت توسط علماي دين
حتي در صورت خوف ضرر و هتك حرمت و حرج
مي باشد . (11 ) مهمتر آنكه حضرت امام با اينكه در سالهاي قبل
از پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس نظام جمهوري اسلامي
بشدت در حال مبارزه عليه حكومت وابسته و فاسد پهلوي
بودند و دولتمردان آن حكومت را حكام جور مي دانستند و
همكاري علماي دين با آن رژيم را حرام اعلام كرده بودند(12 ) ,
در عين حال ورود روحانيون به دستگاه هاي دولتي را در
صورتيكه موجب احيا حكمي از احكام الهي يا از بين رفتن
منكر يا منكرات مي شد واجب كفائي و حتي در موارد تعين ,
واجب عيني مي دانستند . (13 )
با توجه به آنچه از قرن كريم و نظر فقها آورديم , ترديدي
باقي نمي ماند كه امر به معروف و نهي از منكر , نظارت همگاني
است كه شامل آحاد مردم و دولت مي شود. منحصر ساختن اين
فريضه الهي در دولت يا دستگاه ها و افرادي كه دولت مشخص
مي كند , نه تنها رافع تكليف از ديگران نيست بلكه همانطور كه
اكنون در جامعه اسلامي و انقلابي ايران شاهد هستيم موجب
بي رونق شدن امر به معروف و نهي از منكر , بلاتكليف ماندن
مردم و بروز عوارض و مشكلات جدي در اين زمينه مي گردد.
ابعاد ناگفته تهاجم فرهنگي
براي بيشتر آشنا شدن با رابطه ميان تهاجم فرهنگي و امر
به معروف و نهي از منكر , لازم است با ابعاد ناگفته تهاجم
فرهنگي نيز آشنا شويم .
از منكران وجود تهاجم فرهنگي كه بگذريم , كساني كه
خطر تهاجم فرهنگي را درك كرده اند نيز در زمينه گستره اين
خطر با همديگر توافق ندارند. به همين دليل , شعبه هائي از
تهاجم فرهنگي همچنان ناشناخته و شعبه هاي ديگري از آن
ناگفته باقي مانده و همين امر نه تنها موجب ضعف برخورد با
اين خطر شده بلكه در پاره اي موارد به عاملي براي تشديد
تهاجم فرهنگي و خنثي شدن تلاش هائي كه براي مقابله با آن
صورت مي گيرد گرديده است .
خلاصه كردن تهاجم فرهنگي در عوامل بيروني يعني آنچه
از خارج مرزها مي آيد , در واقع ناديده گرفتن ابعادي از اين
خطر بزرگ است . كاركرد نادرست و انحرافي دستگاه هاي
تبليغاتي , فرهنگي و حتي اقتصادي داخلي و همچنين تسليم
شدن در برابر القائات بيگانگان , ابعاد ناشناخته و ناگفته اي از
تهاجم فرهنگي هستند كه از درون مي جوشند و آگاهانه يا
ناآگاهانه به دست خودي ها بر پيكر فرهنگ و هويت ما تازيانه
مي زنند.
ابتدا به سراغ القائات مي رويم واز خامه كرامت آفرين
حضرت امام خميني , كه تبيين كننده اسلام ناب محمدي صلي
الله عليه و آله و سلم است , نمونه اي از خطرهاي تهاجم
فرهنگي ناشناخته و ناگفته , كه از قضا اين روزها بار ديگر
بشدت به سراغ جامعه انقلابي ما آمده است , را مرور مي كنيم .
حضرت امام در بند « هـ » از وصيت نامه خود مي فرمايند :
« از جمله نقشه ها كه مع الاسف تاثير بزرگي در كشورها و
كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن , باز تا حد زيادي به جا مانده ,
بيگانه نمودن كشورهاي استعمار زده از خويش , و غرب زده و
شرق زده نمودن آنان است به طوريكه خود را و فرهنگ و
قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق , دو قطب قدرتمند
را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه
عالم دانستند و وابستگي به يكي از دو قطب را از فرائض
غيرقابل اجتناب معرفي نمودند. و قصه اين امر غم انگيز ,
طولاني و ضربه هايي كه از آنان خورده و اكنون نيز مي خوريم
كشنده و كوبنده است . و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاي
ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و
كشورهايي مصرفي بار آوردند و به قدري ما را از پيشرفتهاي
خود و قدرتهاي شيطاني شان ترسانده اند كه جرئت دست زدن
به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و
سرنوشت خود و كشورهاي خود را به دست آنان سپرده و
چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم . و اين پوچي و تهي
مغزي مصنوعي موجب شده كه در هيچ امري به فكر و دانش
خود اتكا نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييم بلكه
از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيم , نويسندگان و
گويندگان غرب و شرق زده بي فرهنگ , آنها را به باد انتقاد و
مسخره گرفته و فكر و قدرت بومي ما را سركوب و مايوس
نموده و مي نمايند و رسوم و آداب اجنبي را هر چند مبتذل و
مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترويج كرده و با مداحي
و ثناجويي آنها را به خورد ملتها داده و مي دهند. في المثل , اگر
در كتاب يا نوشته يا گفتاري چند واژه فرنگي باشد , بدون
توجه به محتواي آن با اعجاب پذيرفته , و گوينده و نويسنده آن
را دانشمند و روشنفكر به حساب مي آورند. و از گهواره تا قبر
به هرچه بنگريم اگر با واژه غربي و شرقي اسم گذاري شود
مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگي محسوب ,
و اگر واژه هاي بومي خودي به كار رود مطرود و كهنه و
واپس زده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربي داشته باشند
مفتخر; و اگر نام خودي دارند سر به زير و عقب افتاده اند.
خيابانها , كوچه ها , مغازه ها , شركتها , داروخانه ها , كتابخانه ها ,
پارچه ها , و ديگر متاعها , هرچند در داخل تهيه شده بايد نام
خارجي داشته باشد تا مردم از آن راضي و به آن اقبال كنند.
فرنگي مآبي از سر تا پا و در تمام نشست و برخاستها و در
معاشرتها و تمام شئون زندگي موجب افتخار و سربلندي و
تمدن و پيشرفت , و در مقابل , آداب و رسوم خودي ,
كهنه پرستي و عقب افتادگي است . در هر مرض و كسالتي ولو
جزئي و قابل علاج در داخل , بايد به خارج رفت و دكترها و
اطباي دانشمند خود را محكوم و مايوس كرد.
رفتن به انگلستان و فرانسه و امريكا و مسكو افتخاري پر
ارزش و رفتن به حج و ساير اماكن متبركه كهنه پرستي و
عقب ماندگي است . بي اعتنايي به آنچه مربوط به مذهب و
معنويات است از نشانه هاي روشنفكري و تمدن , و در مقابل ,
تعهد به اين امور نشانه عقب ماندگي و كهنه پرستي است .
اينجانب نمي گويم ما خود همه چيز داريم ; معلوم است ما را در
طول تاريخ نه چندان دور خصوصا , و در سده هاي اخير از هر
پيشرفتي محروم كرده اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوي
خصوصا , و مراكز تبليغاتي عليه دستاوردهاي خودي و نيز
خود كوچك ديدنها و يا ناچيزديدنها , ما را از هر فعاليتي براي
پيشرفت محروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم
كردن بانوان و مردان خصوصا طبقه جوان , به اقسام اجناس
وارداتي از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازيهاي
كودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفي بار آوردن هر
چه بيشتر , كه خود داستانهاي غم انگيز دارد , و سرگرم كردن و
به تباهي كشاندن جوانها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن
مراكز فحشا و عشرتكده ها , و دهها از اين مصائب حساب شده ,
براي عقب نگهداشتن كشورهاست . من وصيت دلسوزانه و
خادمانه مي كنم به ملت عزيز كه اكنون كه تا حدود بسيار
چشمگيري از بسياري از اين دامها نجات يافته و نسل محروم
حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته و ديديم كه بسياري از
كارخانه ها و وسايل پيشرفته مثل هواپيماها و ديگر چيزها كه
گمان نمي رفت متخصصين ايران قادر به راه انداختن كارخانه ها
و امثال آن باشند و همه دستها را به سوي غرب يا شرق دراز
كرده بوديم كه متخصصين آنان اينها را به راه اندازند , در اثر
محاصره اقتصادي و جنگ تحميلي , خود جوانان عزيز ما
قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاي ارزانتر عرضه
كرده و رفع احتياج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهيم
مي توانيم .
بايد هوشيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان
پيوسته به غرب و شرق با وسوسه هاي شيطاني شما را به سوي
اين چپاولگران بين المللي نكشند و با اراده مصمم و فعاليت و
پشتكار خود به رفع وابستگيها قيام كنيد و بدانيد كه نژاد آريا و
عرب از نژاد اروپا و امريكا و شوروي كم ندارد و اگر خودي
خود را بيابد و ياس را از خود دور كند و چشم داشت به غير
خود نداشته باشد , در درازمدت قدرت همه كار و ساختن همه
چيز را دارد و آنچه انسانهاي شبيه به اينان به آن رسيده اند شما
هم خواهيد رسيد; به شرط اتكال به خداوند تعالي و اتكا به
نفس , و قطع وابستگي به ديگران و تحمل سختيها براي رسيدن
به زندگي شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب . و
بر دولتها و دست اندركاران است , چه در نسل حاضر و چه در
نسلهاي آينده , كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با
كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند و از ورود كالاهاي
مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند
بسازند تا خود همه چيز بسازند. و از جوانان , دختران و
پسران , مي خواهم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را
ولو با تحمل زحمت و رنج , فداي تجملات و عشرتها و بي بند
و باريها و حضور در مراكز فحشا كه از طرف غرب و عمال
بي وطن بشما عرضه مي شود نكنند كه آنان چنانچه تجربه نشان
داده جز تباهي شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن
ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگي كشيدنتان و
مصرفي نمودن ملت و كشورتان به چيز ديگر فكر نمي كنند; و
مي خواهند با اين وسايل و امثال آن شما را عقب مانده و به
اصطلاح آنان نيمه وحشي نگه دارند » . (14 )
بنيانگذار بيدار وهوشيار نظام مقدس جمهوري اسلامي ,
در اين فراز از وصيت نامه خود , بر اساسي ترين محور تهاجم
فرهنگي دشمن به ملت هاي مسلمان از جمله ملت ايران , كه
تزريق و القا « خودباختگي » است , انگشت گذاشته و آنرا
منشا همه عقب ماندگي ها و وابستگي ها دانسته اند. اين ,
بيماري مهلكي است كه به همراه استعمار غرب به جان
ملت هاي شرق از جمله ملت هاي مسلمان افتاد. در ايران اين
بيماري , جزئي از فرهنگ مردم شده بود , ولي با پيروزي
انقلاب اسلامي ميكروب آن ضعيف شد و اگر مواظبت ها و
مراقبت هاي مبتني بر وصيت حضرت امام خميني ادامه
مي يافت ريشه كن و نابود مي شد. اما با كمال تاسف بايد اذعان
كنيم كه نه تنها چنين نشد , بلكه اكنون اين ميكروب دوباره جان
گرفته و بيماري مهلك خودباختگي در فرهنگ ما سربرآورده و
حتي در بعضي موارد گسترده تر از گذشته در جان ما ريشه
دوانده است !
اين , از مصاديق بارز ولي ناگفته تهاجم فرهنگي است كه
اگر قرار است فريضه الهي امر به معروف و نهي از منكر بصورت
كار آمد در جامعه انقلابي و اسلامي ما عمل كند , بايد مقابله با
آنرا جدي بگيرد. هرگاه امر به معروف هايي از قبيل خود باوري
مصرف توليدات داخلي , ساده زيستي و تلاش براي خودكفائي
از يكطرف و نهي از منكرهائي همچون بكارگيري اصطلاحات
غربي , تقليد از آداب و رسوم بيگانگان و تسليم بي چون و
چراي آرا و عقايد آنها بودن از طرف ديگر در جامعه ما در
رديف برجسته ترين مصاديق امر به معروف و نهي از منكر قرار
گيرند , ميتوان به كارائي و ايفاي نقش واقعي اين فريضه الهي
در برابر تهاجم فرهنگي اميد داشت .
در مرحله بعد , نوبت به كار كرد دستگاههاي تبليغاتي ,
فرهنگي , هنري و اقتصادي كشور ميرسد. متاسفانه عملكرد اين
دستگاه ها در بسياري موارد يا مستقيما از مصاديق ناگفته و
ناشناخته تهاجم فرهنگي هستند و يا بصورت غير مستقيم
زمينه را براي تهاجم فرهنگي فراهم مي كنند.
راديو تلويزيون , سينما , تئاتر , مطبوعات و شعبه هائي از
هنر امروز متاسفانه بسترهائي هستند كه تهاجم فرهنگي
بيگانگان را با مجوزهاي خودي به خانه ها , چشم ها , گوش ها و
جان هاي آحاد مردم جامعه منتقل مي كنند. در راديو تلويزيون
از آگهي هاي تجاري تا مجموعه هاي داستاني و گزارش ها و
حتي اخبار , لبريز از ترويج كالاهاي غربي , اصطلاحات و
اسامي و آداب و رسوم غربي , تاكيد بر قدرت و اصالت و
توانمندي غربي ها , اصالت دادن به تاريخ غربي ها , اختراعات و
اكتشافات و مكتشفين و مخترعين غربي و ناديده گرفتن
توانمندي هاي خودي , تاريخ خودي , دانشمندان و مغزهاي
متفكر خودي , ارزشها , ايثارها , آرمانها و افتخارات خودي
است . سينماگران ماترسيم چهره اي زشت و ناتوان و عقب
مانده از كشور و ملت و جذاب جلوه دادن بيگانگان را پيشه
خود قرار داده اند , دست اندركاران تئاتر ما بي هويتي را و بي
عاري و بي بند و باري را در خط توليد خود تعبيه كرده اند ,
مطبوعات ما به بزرگنمائي قدرت هاي سلطه گر و تمجيد و
ترويج فرهنگ هاي وارداتي وابسته به آنها مشغولند و
دستگاه هاي اقتصادي ما چرخه را چنان تنظيم كرده اند كه باور
ناخواسته « ايراني پول خود را براي جنس ايراني تلف نكن »
جاي شعار فرهنگ ساز « ايراني جنس ايراني بخر » را گرفته
است .
هر چند وجود برنامه هاي مفيد و سازنده و ارزنده در راديو
تلويزيون , توليدات قابل قبول در سينما و تئاتر , مطالب مفيد
در بعضي مطبوعات و كارهاي ارزنده در دستگاه هاي اجرائي از
جمله اقتصادي را نمي توان و نبايد انكار كرد , لكن آنچه مشكل
امروز ما در مواجهه با تهاجم فرهنگي است تاثير به شدت
خنثي كننده ايست كه بخشهائي از عملكرد همين دستگاه ها عليه
بخشهاي ديگر خود دارند. اين , تهاجم از درون است كه
متاسفانه مورد غفلت قرار گرفته و تاسف بيشتر آنكه آثار
مخرب آن بسيار منفي تر و سنگين تر از تهاجم از بيرون است .
جمع بندي
با توجه به اين واقعيت كه امر به معروف و نهي از منكر ,
نظارت عمومي است و تهاجم فرهنگي نيز متوجه عموم مردم
است , اين فريضه الهي فقط هنگامي كارائي خواهد داشت كه
توسط خود مردم انجام شود. عنوان « مردم » در هر كشوري ,
شامل حكومتگران و دولتمردان نيز مي شود و در كشورهائي كه
با حكومت ديني اداره مي شوند , مثل جمهوري اسلامي ايران ,
نظام حاكم از منظر حكومتي در قبال امر به معروف و نهي از
منكر , دو وظيفه دارد; يكي زمينه سازي و ايجاد تسهيلات و در
اختيار قرار دادن امكانات و پشتيباني هاي لازم براي انجام
صحيح , قوي و بموقع اين فريضه الهي و ديگري نظارت
برنامه ريزي شده به منظور حصول اطمينان از انطباق آن با
موازين شرعي . البته اين نظارت بايد متقابل باشد و براي مردم
نيز اين امكان فراهم گردد كه بر عملكرد حاكمان و دولتمردان
نظارت كنند و در زمان مقتضي به وظيفه خود عمل نمايند.
با توجه به ماهيت امر به معروف و نهي از منكر و ماهيت
تهاجم فرهنگي و با توجه به سرمايه گذاري هاي كلاني كه براي
تقويت جبهه تهاجم فرهنگي صورت گرفته و مي گيرد , آنچه
اكنون در جامعه ما از امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد
علاوه بر آنكه متناسب با نياز جامعه نيست و بهيچوجه قدرت
مقابله با تهاجم فرهنگي جاري و در حال رشد را ندارد , بلكه
ميتوان پيش بيني كرد كه حالت انفعالي كنوني , تشديد شود و در
آينده كارائي خود را بطور كامل از دست بدهد.
زمينه هاي موجود در كشور ما بقدري فراوان , قابل گسترش
و اميدوار كننده است كه از طريق برخورد صحيح و برنامه ريزي
شده با مقوله امر به معروف و نهي از منكر , به راحتي ميتوان از
حالت انفعالي به حالت فعال منتقل شد , به فعليت رساندن
استعدادها و بكارگيري امكانات موجود , راه كارهائي را طلب
مي كند كه اگر به درستي شناخته شوند و مورد عمل و استفاده
قرار گيرند , قطعا ديو تهاجم فرهنگي در مصاف با امر به معروف
و نهي از منكر به زانو درخواهد آمد.
راه كارهاي مورد نياز , چيزي فراتر از آنچه قرآن كريم و
فقهاي ما , با بهره گيري از معارف اهل البيت عليهم السلام
گفته اند , نيست . ما براي مقابله با تهاجم فرهنگي به شدت
نيازمند بازگشت به قرآن و فقه اهل البيت هستيم و آنچه موجب
گرفتار شدن جامعه به حالت انفعالي در اموري از قبيل امر به
معروف و نهي از منكر شده است , دور شدن از قرآن و فقه اهل
البيت است .
راه كارهاي عملي
1 ـ پاي بندي جدي به همگاني كردن امر به معروف و نهي
از منكر و پرهيز از اينكه در شعارهايمان اين فريضه الهي را
« نظارت مردمي » بناميم ولي در عمل مردم را از اين حق شرعي
و تكليف الهي محروم نمائيم .
2 ـ نظارت برنامه ريزي شده حكومت بر جريان عمومي و
مردمي امر به معروف و نهي از منكر با هدف جلوگيري از
افراط ها و تفريط ها و اعمال مقررات لازم براي ادامه يافتن اين
جريان در مسير صحيح و منطبق بر موازين شرعي .
3 ـ نظارت مردم بر عملكرد مسئولان حكومتي و فراهم
بودن امكانات و زمينه هاي اعمال اين نظارت با حفظ مراتب .
درباره مراتب نظارت مردمي بر عملكرد مسئولان
حكومتي , بهترين شيوه همانست كه هوشمندترين سياستمدار ,
روشن بين ترين فقيه , مردمي ترين حاكم و مردم شناس ترين رهبر
عصر حاضر يعني بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي
حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه , توصيه
فرموده اند. از نظر امام , مقابله با تهاجم فرهنگي از طريق امر به
معروف و نهي از منكر آنقدر با اهميت است كه ايشان اين
موضوع را در وصيت نامه خود با عنايت خاصي آورده و مورد
تاكيد قرار داده و حتي تكليف جزئيات و احتمالات را نيز
روشن كرده اند. در بخش نظارت مردم بر عملكرد مسئولان در
زمينه مقابله با تهاجم فرهنگي , حضرت امام , در بند م
وصيت نامه خود ميفرمايند :
« اكنون وصيت من بمجلس شوراي اسلامي درحال و آينده
و رئيس جمهور و روساي جمهور مابعد و به شوراي نگهبان و
شوراي قضائي و دولت در هر زمان آن است كه نگذارند اين
دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح
كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادي بشكل غربي آن
كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود از نظر
اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و
كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور
حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها
واجب است و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود و از
آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور
اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است , بطور
قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول ميباشند. و مردم و
جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند
به دستگاه هاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند
خودشان مكلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار
همه باشد » . (15 )
درباره استحكام اين وصيت حضرت امام , علاوه بر
پشتوانه فقهي كه دارد , يادآوري اين فراز از نامه مولاي متقيان
به مردم مصر درباره همراهي با مالك اشتر نيز مفيد است كه
اطاعت مردم از حاكمان را فقط در چارچوب آنچه حق است
توصيه فرمود : « فاسمعواله واطيعوا امره فيماطابق الحق » (16 )
بنابراين , هر جا خلاف شرع صورت گيرد , مردم بايد در
برابر آن بايستند و به دستورات حكومتي اگر خلاف حق باشد
اعتنا نكنند.
طبيعي است كه اين راه كارهاي كلي براي اجرائي شدن ,
بيش از هر چيز نيازمند تغيير نگاه موجود در سطح مديران نظام
به مساله بسيار مهم امر به معروف و نهي از منكر و پيدايش
اراده اي قوي و عزمي جزم براي عمل به اين فريضه الهي
براساس بيان روشن قرآن كريم و معارف اهل البيت
عليهم السلام است . اگر نگاه كنوني تغيير كند و اين اراده و عزم
وجود داشته باشد , اجرائي كردن راه كارهاي پيشنهادي بسيار
آسان و عملي خواهد بود و سرآغاز تحولي همه جانبه و سريع
در عرصه مقابله با منكرات و به خاك ماليدن گرده ديو تهاجم
فرهنگي خواهد شد.
بي ترديد , عمده ترين عامل ناكامي نظام جمهوري اسلامي
در مقابله با تهاجم فرهنگي , غفلت از اين راه كارها بويژه
رويگرداني از عمل به وصيت كارساز حضرت امام در بخش
نظارت مردمي بر عملكرد مسئولان است . متاسفانه اين وصيت
با بهانه تراشي هائي كه اقتضاي طبع حكومتگران معمولي است
و بايد از ساحت حكومتگران انقلابي و مردمي دور باشد ,
مهجور ماند و همين امر , راه را براي تهاجم فرهنگي سهمگين
دشمن هموار ساخت و ناكامي ها و انفعال خسارت بار امروز را
سبب شد. كما اينكه راه پايان دادن به اين ناكامي و انفعال و
دست يافتن به موفقيت هاي بزرگ و درخشان در مقابله با
تهاجم فرهنگي , عمل به وصيت حضرت امام است , رهبر
بي نظيري كه راه پيشواي آزادگان , سيدالشهدا حضرت
اباعبدالله الحسين عليه السلام را پيمود و همانند آن حضرت
چشمداشتي به دنياي ما نداشت و سخن بلند مولايش در پايان
خطبه معروف امر به معروف و نهي از منكر , سخن مخلصانه و
هميشگي او نيز بود كه :
« اللهم انك تعلم انه لم يكن ماكان مناتنافسا في سلطان
ولاالتماسا من فضول الحطام , ولكن لنري المعالم من دينك و
نظهر الاصلاح في بلادك و يامن المظلومومن من عبادك و
يعمل بفرائضك و سننك و احكامك , فانكم تنصرونا و
تنصفونا , قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفا نورنبيكم , و
حسبنا الله و عليه توكلنا و اليه انبنا و اليه المصير » . (17 )
مسيح مهاجري
تهران ـ آذر ماه 1383 هـ . ش
شوال المكرم 1425 هـ . ق
1 ـ كتاب هاي تمدن اسلام و عرب نوشته گوستاولوبون , تاريخ
تمدن اسلام نوشته ويل دورانت و تاريخ عمومي نوشته
آلبرماله .
2 ـ بخشي از اهداف طرح خاورميانه بزرگ ـ روزنامه جمهوري
اسلامي 14 تير 1383
3 ـ دستورالعمل كنگره آمريكا براي سران كشورهاي عربي ـ
روزنامه جمهوري اسلامي 1382,12,28
4 ـ بخشي از طرح خاورميانه بزرگ ـ ديدگاه ها و تحليل ـ
ماهنامه دفتر مطالعات وزارت امورخارجه شماره 179
5 ـ مايكل برانت , يكي از معاونان سابق سازمان سيا , در
گفتگوي مفصلي كه در آمريكا منتشر شده است مي گويد : در
يك گردهمائي كه با حضور مقامات سازمان اطلاعات مركزي
آمريكا (سيا) برگزار شد به اين نتيجه رسيديم كه پيروزي
انقلاب اسلامي , فقط نتيجه سياست هاي اشتباه شاه نبوده
است , بلكه عوامل ديگري مانند قدرت رهبري مذهبي آن و
استفاده از فرهنگ شهادت دخيل بود. در آنجا تصويب شد كه
برروي مذهب شيعه تحقيقات بيشتري صورت گيرد و براي آن
40 ميليون دلار بودجه اختصاص داديم . برانت در ادامه يكي از
برنامه هاي سازمان سيا را « حمايت از افرادي كه با مذهب شيعه
اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونه اي كه در
زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب اعلام جهاد شود »
مي داند. او هم چنين مي گويد براي از بين بردن « فرهنگ عاشورا
و شهادت طلبي » , از كساني كه مطالب انحرافي و سست و
خرافي در عزاداري شيعيان مطرح مي كنند , حمايت مي كنيم .
6 ـ سوره آل عمران آيه 110
7 ـ سوره آل عمران آيه 104
8 ـ علامه طباطبائي , تفسير الميزان جلد 3 صفحه 373
9 ـ امام خميني , تحريرالوسيله جلد 1 صفحه 463 مساله 2 از
كتاب امر به معروف و نهي از منكر
10 ـ امام خميني , تحريرالوسيله جلد 1 صفحه 464 مسائل 3
و 4 و 5
11 ـ امام خميني , تحريرالوسيله جلد 1 صفحه 473 مسائل 7
تا 11
12 ـ امام خميني , تحريرالوسيله جلد 1 صفحه 474 مساله
13
13 ـ امام خميني , تحريرالوسيله جلد 1 صفحه 474 مساله
12
14 ـ صحيفه امام جلد 21 صفحات 414 تا 416
15 ـ آخرين فراز از بند م وصيت نامه امام خميني ـ صحيفه امام
جلد 21 صفحات 435 و 436
16 ـ نهج البلاغه ـ نامه 38
17 ـ تحف العقول ـ صفحه 172
واقعيت هاي مشهود و ملموس در كشور ما و ساير
كشورهاي اسلامي , به روشني نشان ميدهند آنچه در
دهه هاي اخير , و در بسياري مناطق حتي دريك قرن
اخير , در اثر نفوذ موج فرهنگ غرب به اين كشورها راه
يافته , نه تنها موجب تكامل فرهنگ هاي بومي نشده
بلكه كاركردي ويرانگر در جهت نابودسازي آنها
داشت .
تهاجم فرهنگي دامنه اي گسترده به وسعت كل جامعه
دارد و متوجه آحاد مردم است . اين تهاجم گسترده را
فقط با نظارت همگاني , كه امر به معروف و نهي از منكر
داراي چنين خصوصيتي است , ميتوان دفع كرد.
سرگرداني امر به معروف و نهي از منكر در برزخ
ميان مردمي بودن و دولتي بودن , بخش عمده اي از
اثرگذاري و كارآئي اين حكم الهي را به هدر داده و آنرا
در عمل و اجرا بين زمين و آسمان نگهداشته است .
در جمهوري اسلامي ايران , براي امر به معروف و نهي
از منكر نه جايگاه « نظارت مردمي » در نظر گرفته
شده و نه جايگاه « نظارت دولتي » . در نظريه پردازي ,
همه قبول دارند كه امر به معروف و نهي از منكر يك
حكم الهي است كه مخاطب آن عامه مردمند اما در
عرصه عمل ترتيباتي وجود دارد كه اين تكليف عمومي
و مردمي را از عهده مردم برميدارد و آنرا در پيچ و
خم هاي اداري و انتظامي گرفتار مي كند.
در مباحثي از قبيل وقوع بدعت در دين , تبديل شدن
معروف به منكر و منكر به معروف , تقويت ظلم و ظالم ,
تقويت و جسارت يافتن قدرتمندان براي گسترش
ارتكاب محرمات و هتك اسلام و تضعيف اعتقادات
مسلمين كه بسياري از آنها با مقوله تهاجم فرهنگي
همخواني دارند نيز نقطه نظر فقيه روشن بين و
بي همتاي عصر ما حضرت امام خميني رضوان الله تعالي
عليه , وجوب اقدام و شكستن سكوت توسط علماي
دين حتي در صورت حذف ضرر و هتك حرمت و حرج
مي باشد.
باتوجه به آنچه از قرآن كريم و نظر فقها در دست
داريم , ترديدي باقي نمي ماند كه امر به معروف و نهي
از منكر , نظارت همگاني است كه شامل آحاد مردم و
دولت مي شود. منحصر ساختن اين فريضه الهي در
دولت يا دستگاه ها و افرادي كه دولت مشخص
مي كند , نه تنها رافع تكليف از ديگران نيست بلكه
همانطور كه اكنون در جامعه اسلامي و انقلابي ايران
شاهد هستيم موجب بي رونق شدن امر به معروف و
نهي از منكر , بلاتكليف ماندن مردم و بروز عوارض و
مشكلات جدي در اين زمينه مي گردد.
كاركرد نادرست و انحرافي دستگاه هاي تبليغاتي ,
فرهنگي و حتي اقتصادي داخلي و همچنين تسليم شدن
در برابر القائات بيگانگان , ابعاد ناشناخته و ناگفته اي از
تهاجم فرهنگي هستند كه از درون مي جوشند و
آگاهانه يا ناآگاهانه به دست خودي ها بر پيكر فرهنگ
و هويت ما تازيانه ميزنند.
هرگاه معروف هائي از قبيل خودباوري , مصرف
توليدات داخلي , ساده زيستي و تلاش براي خودكفايي
از يك طرف و منكرهائي همچون بكارگيري اصطلاحات
غربي , تقليد از آداب و رسوم بيگانگان و تسليم بي چون
و چرايي آرا و عقايد آنها بودن از طرف ديگر در جامعه
ما در رديف برجسته ترين مصاديق معروف و منكر
قرار گيرند , ميتوان به كارآئي و ايفاي نقش واقعي اين
فريضه الهي در برابر تهاجم فرهنگي اميد داشت .
راه كارهاي عملي امر به معروف و نهي از منكر از
اينقرارند :
1 ـ پاي بندي جدي به همگاني كردن امر به معروف و
نهي از منكر و پرهيز از اينكه در شعارهايمان اين فريضه
الهي را « نظارت مردمي » بناميم ولي در عمل مردم را
از اين حق شرعي و تكليف الهي محروم نمائيم .
2 ـ نظارت برنامه ريزي شده حكومت بر جريان
عمومي و مردمي امر به معروف و نهي از منكر با هدف
جلوگيري از افراط ها و تفريط ها و اعمال مقررات لازم
براي ادامه يافتن اين جريان در مسير صحيح و منطبق
برموازين شرعي .
3 ـ نظارت مردم بر عملكرد مسئولان حكومتي و
فراهم بودن امكانات و زمينه هاي اعمال اين نظارت با
حفظ مراتب
در راديو تلويزيون از آگهي هاي تجاري تا
مجموعه هاي داستاني و گزارش ها وحتي اخبار , لبريز از
ترويج كالاهاي غربي , اصطلاحات و اسامي و آداب و
رسوم غربي , تاكيد بر قدرت و اصالت و توانمندي
غربي ها , اصالت دادن به تاريخ غربي ها , اختراعات و
اكتشافات و مكتشفين و مخترعين غربي و ناديده
گرفتن توانمندي هاي خودي , تاريخ خودي , دانشمندان
و مغزهاي متفكر خودي , ارزشها , ايثارها , آرمانها و
افتخارات خودي است . سينماگران ما ترسيم چهره اي
زشت و ناتوان و عقب مانده از كشور و ملت و جذاب
جلوه دادن بيگانگان را پيشه خود قرار داده اند ,
دست اندركاران تئاتر ما بي هويتي را و بي عاري و بي
بندو باري را در خط توليد خود تعبيه كرده اند , بعضي
مطبوعات ما به بزرگنمائي قدرت هاي سلطه گر و
تمجيد و ترويج فرهنگ هاي وارداتي وابسته به آنها
مشغولند و دستگاه هاي اقتصادي ما چرخه را چنان
تنظيم كرده اند كه باور ناخواسته « ايراني پول خود را
براي جنس ايراني تلف نكن » جاي شعار فرهنگ ساز
« ايراني جنس ايراني بخر » را گرفته است .
حضرت امام خميني در وصيت نامه خود مي فرمايند :
اكنون وصيت من بمجلس شوراي اسلامي در حال و آينده
و رئيس جمهور و روساي جمهور ما بعد و شوراي نگهبان و
شوراي قضائي و دولت در هر زمان آن است كه نگذارند اين
دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح
كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادي بشكل غربي آن
كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران مي شود از نظر
اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و
كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور
حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها
واجب است و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود و از
آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور
اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است , بطور
قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي باشند. و مردم و
جوانان حزب اللهي اگر برخورد بيكي از امور مذكور نمودند به
دستگاه هاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند
خودشان مكلف بجلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه
باشد.
بي ترديد , عمده ترين عامل ناكامي نظام جمهوري اسلامي در
مقابله با تهاجم فرهنگي , غفلت از اين راه كارها بويژه
رويگرداني از عمل به وصيت كارساز حضرت امام در بخش
نظارت مردمي بر عملكرد مسئولان است . متاسفانه اين وصيت
با بهانه تراشي هائي كه اقتضاي طبع حكومتگران معمولي است
و بايد از ساحت حكومتگران انقلابي و مردمي دور باشد ,
مهجور ماند و همين امر , راه را براي تهاجم فرهنگي سهمگين
دشمن هموار ساخت و ناكامي ها و انفعال خسارت بار امروز را
سبب شد.

|