روزنامه جمهوري اسلامي 27/11/1383 صفحه جبهه و جنگ

* سردار علائي :
در والفجر هشت لبه تيز جنگ به سوي صدام بازگشت

* رشته توكل
سردار علائي :
در والفجر هشت لبه تيز جنگ به سوي صدام بازگشت




دست آوردهاي عمليات والفجر هشت در گفتگو با سردار سرتيپ پاسدار حسين علايي رئيس سازمان صنايع هوايي و فرمانده نيروي دريايي سپاه در اين عمليات
اشاره : استراتژي تنبيه متجاوز , در عمليات والفجر هشت كه يكي از عمليات هاي آبي ـ خاكي در عالم نظامي گري محسوب مي شود. موفقيت خود را نشان داد , عبور باور نكردني از اروندرود و عمليات موفقي كه در آن دو هدف تاثيرگذار بر موازنه جنگ , يعني تصرف منطقه مهم فاو و انهدام دشمن , به دست آمد و تسلط بر اروند , بستن راه عراق به خليج فارس و هم مرزي با كويت از نتايج آن بود , نظام بين المللي را به شدت نگران كرد. در سالگرد اين عمليات سرنوشت ساز با سردار سرتيپ پايدار « حسين علايي » رئيس سازمان صنايع هوايي كه درعمليات والفجر هشت فرماندهي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را برعهده داشت گفت و گويي ترتيب داديم كه ماحصل آن را از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرانيم .
در سالگرد عمليات پيروزمند والفجر هشت قرار داريم . ضمن تشكر از شما كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد بعنوان اولين سئوال بفرمائيد دلايل انجام عمليات والفجر هشت چه بود
نبرد والفجر 8 براي پايان دادن به جنگ تحميلي برنامه ريزي , طراحي و اجرا شد. اين عمليات يكي از مهمترين و طولاني ترين دوران جنگ تحميلي است كه در 21 بهمن ماه سال 1364 آغاز شد و تصرف شبه جزيره فاو را به دنبال داشت . با انجام اين عمليات , جريان نبرد كه با تجاوز دشمن در خاك ايران جريان داشت به صورت جدي به سرزمين دشمن كشانده شد و لبه تيز جنگ به سوي صدام بازگشت و از اين زمان به بعد اين رژيم بعثي عراق بود كه براي رهايي از انحراف كه خود آغازگر آن بود بايد چاره انديشي مي كرد.
مهمترين نتايج و دستآوردهاي اين عمليات چه بود
از مهمترين نتايج اين عمليات تصرف كامل رودخانه عريض اروندرود بود كه صدام مي خواست با تحميل جنگ آن را به مالكيت خود درآورد و اين مسئله خود يكي از بهانه هاي مهم وي براي آغاز جنگ با مردم ايران بود. قطع ارتباط عراق با درياي خليج فارس نيز يكي ديگر از پيامدهاي اين نبرد عظيم بود كه موجب كاهش شرارت هاي صدام و حاميانش در ناامن كردن خليج فارس در آن مقطع زماني شد و صادرات نفت عراق از طريق دو اسكله البكر و الاميه و از مسير دريا نيز قطع گرديد. همسايه شدن ايران با كشورهاي عربي حامي صدام در جريان جنگ تحميلي به آنها هشدار داد كه تداوم كمكهاي همه جانبه آنهابه صدام ممكن است پاي اين كشورها را به طور جدي در خسارتهاي ناشي از جنگ باز كند و ناامني را به كشورهاي آنها نيز سرايت دهد. از اين رو تصرف منطقه فاو و راس البيشه براي صدام بسيار گران تمام شد و او تمام قدرت خود را براي باز پس گيري اين منطقه حساس و بيرون راندن رزمندگان اسلام از اين مثلث باتلاقي بعمل آورد.
و شروع كرد به پاتك هاي سنگين عليه رزمندگان اسلام ...
دقيقا همينطور است پاتكهاي پياپي ارتش بعثي در اين منطقه , 75 شبانه روز به طول انجاميد ولي در نهايت نتيجه مقاومت هاي حماسه آفرينان دفاع مقدس آن شد كه قواي ايراني با قدرتي شگفت انگيز در آن سرزمين مستقر شدند اين كه چگونه صدام با حمايت هاي وسيع نظامي و تسليحاتي قدرتهاي بزرگ جهان و با بكارگيري گسترده سلاحهاي شيميايي در اين عمليات شكست خورد و رزمندگان اسلام توانستند عليرغم مخالفت اكثر كشورهاي زوردار و پولدار جهان با جمهوري اسلامي ايران و با وجود تحريم تسليحاتي آمريكا و اروپا به اين موفقيت بزرگ دست يابند يك سئوال تاريخي است كه پاسخ آن را بايد در ديدگاه ها و روش هاي حضرت امام خميني (ره ) جستجو كرد.
اگر ممكن است در اين زمينه بيشتر توضيح بفرمائيد.
تفكرات امام راحل (ره ) موجب توليد زايندگي و افزايش قدرت در ميان مردم ايران شد و روحيه خوداتكايي , اعتماد به نفس و نترسيدن از دشمن و تمسك به حبل الله را به طور دائم در بين ملت بزرگوار ايران دميد و دفاع از اسلام و كشور را بر همه مردم اعم از مرد و زن واجب كفايي دانست . امام خميني (ره ) به توليد انديشه و تفكر نظامي و يافتن راهها و تاكتيك هاي مناسب براي مقابله با دشمن تاكيد فراواني داشتند و معتقد بودند كه « والذين جاهدوا فينالنهدينهم سبلنا » . با اين ديدگاه , پيروان او هميشه به ياري و نصرت خداوند بزرگ اميدوار و مطمئن بودند و اعتقاد داشتند كه « ان تنصرواالله ينصركم و يثبت اقدامكم » آنها نفس انجام تكليف در نبرد با دشمن را پيروزي مي دانستند و معتقد بودند كه در جهاد و مقابله با خصم , شكست وجود ندارد چرا كه « و ما بنا الا احدي الحسنيين » يعني » چه پيروز شويم و چه كشته شويم پيروزيم » زيرا كشته شدن در راه خدا فوز عظيم شهادت است كه هم اوليا الهي به دنبال نيل به آن بوده اند و پيروزي بر دشمن و بيرون راندن او از سرزمين اسلامي نيز عمل به تكليف الهي است كه كشور را از لوث وجود متجاوزان پاك مي كند. با اين تفكر و انديشه بودكه فرماندهان اداره كننده جبهه هاي نبرد به خود اجازه دادند كه براي غلبه بر دشمن دست به ابتكاري بزرگ بزنند و از همه قابليتهاي داوطلبين مردمي و نيروهاي سازمان يافته رزمي , در جبهه هاي نبرد استفاده كنند و عمليات پيچيده و دشواري را عليه دشمن طراحي نمايند.
كه از جمله اين ابتكارات مي توان به عمليات والفجر هشت اشاره كرد.
بله ! عمليات فاو را بايد به مثابه يكي از بزرگترين برنامه ريزي هاي مبتني بر انديشه انقلابي در طول تاريخ تفكرنظامي درايران دانست كه توانست با اتكا به كسب اطلاعات صحيح از دشمن و زمين منطقه نبرد و متكي بر « نقاط قوت خودي » و مبتني بر حمله به « نقاط ضعف استراتژيك دشمن » طرح ريزي شود و مخالفت هاي منطقي برخي صاحب نظران نظامي نيز با آن نتوانست مانع از دستيابي به اين موفقيت بزرگ بشود. قدرت ايران در دوران جنگ تحميلي از دوران قابليتها , ظرفيتها و توانائيهاي امت اسلامي ايران مي جوشيد و توانائيهاي ملت ايران نيز به طور دائم در حال افزايش بود. منبع قدرت ايران مستقل از قدرتهاي جهاني بود و رزمندگان سلحشور توانسته بودند خود را با شرايط ويژه آن دوران كه تحريم شديد تسليحاتي بود وفق دهند و براي آنچه نياز دارند به فكر ساخت و توليد بروند.
از آنجائيكه شما در زمان وقوع عمليات والفجر هشت فرماندهي نيروي دريائي سپاه را به عهده داشتيد , از نياز و تامين امكانات مربوط به اين عمليات و ابتكارات رزمندگان اسلام در حين و بعد از عمليات كمي صحبت بفرمائيد.
عرض كنم در اين عمليات مهمترين نياز سازمان براي رزم , تامين تعداد زيادي قايق براي عبور از اروندرود بود كه اين شناورها در انواع مختلف هجومي و پشتيباني در صنايع سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طراحي و ساخته شد و در اختيار يگانهاي رزمي قرار گرفت . احداث پلهاي متعدد نيز براي تدارك مطمئن نيروها از جمله الزامات نبرد بود. ابتكار احداث « پل لوله اي بعثت » با استفاده از لوله هاي انتقال نفت به طوري كه جريان آب را در اروند رود برقرار نگه دارد و در اثر بمباران هاي وسيع دشمن آسيب پذيري اندكي داشته باشد و همچنين ساخت و نصب « پل شناور فجر » با همين انديشه صورت گرفت . تغيير و تبديل تعداد زيادي نفربر زرهي كه بتواند علاوه بر حركت در خشكي به صورت شناور از اروند رود نيز عبور نمايد از همت هاي بلندي بود كه مجاهدان صنعتي توانستند با تعويض موتور و سيستم خنك كننده آن براي اجراي اين عمليات آن را به ثمر برسانند.
با اين اوصاف بد نيست كمي هم در مورد امكانات رژيم بعث كه عموما از طريق كشورهاي حامي صدام بخصوص آمريكا تهيه و در اختيار آنها قرار مي گرفت صحبت به ميان آوريد.
در آن زمان صدام داراي پيمان نظامي استراتژيك با شوروي بود و اكثر قدرت زرهي , هوايي و تسليحاتي و تجهيزات رزمي خود را از شوروي دريافت مي كرد و آمريكا نيز اعتبارات مختلف و زيادي را در اختيار وي مي گذاشت كه از جمله مي توان براي نمونه به واگذاري تعدادي بالگرد از نوع 214 بل براي ترابري نظامي اشاره كرد . همچنين آمريكا ST اطلاعات جبهه هاي جنگ و آرايش نيروهاي رزمي ايران را از طريق هواپيماهاي آواكس مستقر در عربستان به طور مرتب به ستاد فرماندهي ارتش بعثي صدام ارسال مي كرد. اروپائيها نيز بخصوص كشور فرانسه هواپيماهاي سوپر اتاندار وبالگردهاي جنگي سوپر فرلون به همراه موشك هاي ضد كشتي اگزوسه در اختيار وي گذاشته بود و كشور آلمان هم كارخانه توليد سلاحهاي شيميايي را در عراق راه اندازي كرد و كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس نيز علاوه بر حمايتهاي معنوي و تبليغاتي , به طور گسترده اي پول و بندر و راه و مسير انتقال نفت را در اختيار صدام قرار داده بودند تا او به نمايندگي از آمريكا و شوروي و مرتجعين حاشيه خليج فارس بتواند نداي آزادي ملتها را كه از انقلاب اسلامي برخاسته بود سركوب كند. در آن زمان جمهوري اسلامي ايران نه اتحاد سياسي با كشوري داشت و نه هيچ ائتلاف استراتژيكي را با كشوري ايجاد كرده بود و نه امكان دريافت سلاح و تجهيزات هر چند محدود و ابتدايي را از جايي از جهان داشت و خود مهمترين منبع تامين كننده قدرت دفاعي و امنيتي اش بود.
با اين همه امكانات و تجهيزات پيشرفته اي كه در اختيار رژيم بعث بود , شما علت موفقيت رزمندگان اسلام در عمليات والفجر هشت را در چه رازي مي پنداريد
آنچه موجب موفقيت ما در عمليات والفجر شد در واقع قدرت طراحي , سازماندهي نيروها بر اساس طرح عمليات و تدارك و تجهيز آنها بر اساس طرح و تاكتيك و نيز صلابت فرماندهي در اداره طولاني نبرد و نهراسيدن از پاتكهاي مستمر دشمن و اعتماد به خداوند بزرگ در نصرت بندگانش و نيز روحيه بخشيدن مداوم حضرت امام خميني (سلام الله عليه ) به رزمندگان عزيزش و نيز حمايت مستمر مردم در تدارك جبهه ها با كمك هاي پرجاذبه مردمي بود كه در يك كار بزرگ جمعي اتفاق افتاد. اگر امروز نيز چنين قدرتي در ايران اسلامي موجود است , حاصل آن تجربه جنگي و وجود فرماندهان شجاعي است كه هم اكنون نيز براي پاسخ به روياهاي شيطان بزرگ در صحنه حاضرند.
تهيه و تنظيم : مديريت حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
معاونت فرهنگي نيروي زميني سپاه
تفكرات حضرت امام موجب توليد , زايندگي و افزايش قدرت در ميان مردم ايران شد و روحيه خوداتكايي , اعتماد به نفس و نترسيدن از دشمن و تمسك به حبل الله را به طور دائم در بين ملت بزرگوار ايران دميد.
منبع قدرت ايران مستقل از قدرت هاي جهاني بود و رزمندگان سلحشور توانسته بودند خود را با شرايط ويژه آن دوران كه تحريم شديد تسليحاتي بود وفق دهند و براي آنچه نياز دارند به فكر ساخت و توليد بروند.

رشته توكل




تقديم به شهيد بزرگوار « قاسم تازيكه » و همه علمداران غواص والفجر 8
رفتارش حكايت از متانتي داشت كه با فقر ظاهري اش نمي خواند. انگار با يك بلند طبعي تربيت شده بود. همين منش در برخورد با محيط و همرزمانش هم جلوه گر بود. آرام , مطيع , دقيق و دلسوز نسبت به همه قضايا. از روزهاي اولي كه پاي در آب گذاردند , براي آموزش و تكميل دوره غواصي , حال و هواي ديگري بين گروه حاكم شده بود عبادتها , شوخي ها , تحمل فشارهاي نظامي گري مربي ها , گرسنگي ها و حتي نحوه ي خوابيدن و استراحت بچه ها خيلي صميمي تر و بقول خودشان « نوربالائي » شده بود.
« قاسم » هم مثل بقيه با شرايط , خوب كنار آمده بود و تنها دغدغه شان زمان و شركت در عمليات آبي , خاكي بود. چون نتيجه آن همه آموزشها و فعاليتهاي شبانه روزي چندماهه در چند ساعت اوليه حمله به خطوط مقدم دشمن , ثمره اش را نشان مي داد.
خوشبختانه براي حفاظت از امنيت منطقه و جان نيروها , هنوز منطقه درگيري و اجراي عمليات افشا نشده بود ولي تلاش مجموعه يگانها طي چندين هفته اخير حكايت از برنامه گسترده اي در ضربه زدن به متجاوزين بعثي داشت . دسته اي كه « تازيكه » مسئوليت آن را به عهده داشت از فعاليت چشمگيري در اجراي ماموريت هاي فرضي برخوردار بود و حسابي دل فرماندهان را بدست آورده بود. اميد همه افراد دسته اين بود كه در قبال اين سعي و همت , جايزه شان , خط شكن بودن در شب اول عمليات باشد. ديگر به روزهاي آخر دهه فجر نزديك مي شدند و دلها بي تاب تر شده بود. آماده باش ها , كنترل ترددها , تحرك نيروهاي زبده , جلسات اضطراري , شناسايي هاي عميق و گزارشهاي دقيق , گوشها را منتظر شنيدن ساعت شروع عمليات كرده بود. بالاخره انتظار به سررسيد و اكيپ غواصي بچه هاي لشكر ويژه 25 كربلا هم آماده اعزام به خط شدند . لباسهاي مخصوص پوشيده شد , سفارشات و درددلها ردوبدل گشت , حلاليتها و طلب شفاعتها با طراوت ديگري كه اكثرا مرطوب از اشك شوق و علاقه رزمنده ها بود مطرح شد. و نهايتا حلاوت عسلي كه توسط بزرگترهاي جمع در دهان غواصان گذاشته شد , خاطره دقايق قبل از شروع عمليات را ماندني تر كرد.
آمدن فرمانده لشكر و خوش وبش با نيروها , ضمن بررسي دقيق آمادگي آنها يك قوت قلب ويژه اي به بچه ها بخشيده بود.
« مرتضي قرباني » وقتي به طرف نيروهاي تازيكه آمد با لهجه شيرين اصفهاني اش گرم و خندان در آن تاريكي سرد كنار اروندرود , سراغ قاسم را گرفت و آرام به طرف جلوي ستون گام برداشت . به فرمانده دسته كه رسيد دستي به شانه اش كشيد و جوياي حال و شرايط آمادگي اش شد. قاسم هم طبق معمول با حجب و ادب لبخندي زد و گفت : « حاجي همه چيز آماده است و مهيا. فقط منتظر شنيدن رمز عمليات و فرمان حركت از قرارگاه هستيم .
فرمانده لشكر كه خود از نيروهاي قبراق و اهل رزم قديمي بود , با نگاهش و تكان دادن سر , حرفهاي تازيكه را تائيد كرد و ناگهان دست برد و سيم چين كنار كمر او را درآورد و خواست تا يك تكه ي دوسه متري از سيمي كه جلوي پاي او رها شده بود را قطع كند كه قاسم دستش را گرفت . ناگهان نگاهها در هم گره خورد. حاج مرتضي توقع چنين عكس العملي را نداشت . پس از چند لحظه كه براي هر دو شايد خيلي طولاني جلوه كرد , پرسيد : « تازيكه , اين چيه دست و پاگير كرده تورا بگذار قطعش كنم توي آب اذيتت مي كند. ها! »
قاسم باحيا و وقار فشار دستش را بيشتر كرد و با يك حزن خاصي پاسخ داد : « حاجي ! جان زهرا اين كار را نكن . » با اين قسم , دل قرباني لرزيد و هاج و واج به چهره فرمانده دسته خيره شد : « يعني چه اين تكه سيم جز مزاحمت براي تو چه فايده اي دارد
قاسم ديگر كتمان را جايز نديد و با همان متانت هميشگي اش شروع به سخن كرد : « ببينيد حاج آقا. هم شما , هم بقيه مربي ها و فرمانده ها مدام تذكر داده ايد كه هنگام ورود به اروند چون شدت جريان آب گاهي تا 70 كيلومتر سرعت هم مي رسه و حفظ پيوند ميان بچه ها خيلي ضروري است ما يك سيم ميان خودمان بستيم تا حدودي رابطه و پيوند مان در مسير شناكردن حفظ شود. قاعدتا سر آن سيم كه فرمانده دسته حركت مي كند بايد به كمر من بسته شود...
مرتضي با بي تحملي گفت : خوب , تا اينجا درست , اين تكه دوسه متري كه يله و رها اضافي آورده اي براي چيه ديگه
برق حلقه اشك در كنار چشمان قاسم دوباره دل حاجي را لرزاند تازيكه گفت : افراد دسته دلشان خوش است كه مسئول دسته رشته سيم را به كمر بسته و آنها را به سمت هدف ميبرد اما من دلم به كي خوش باشد اين رشته را گذاشتم كه اگر قابل باشيم آقا و سرورمان , ياور هميشگي رزمندگان , حضرت مهدي (عج ) سررشته هدايت دسته باشه و خودش ما را به مقصد برساند , آقامرتضي , بيا و اين توكل ما را قيچي نكن , معرفت شنا بالاتر از اين حرفهاست كه دل يك بچه رزمنده را بشكني .
اسم آقا امام زمان (عج ) و توسل پاك قاسم دستان مرتضي را شل كرد و تنها كاري كه توانست بكند , بوسيدن آرام پيشاني تازيكه بود و زيرلب گفت : خدا پشت و پناهتان بريد. زير سايه امام زمان (عج ). خيرپيش . »
حمله با رمز مقدس يافاطمه الزهرا(س ) آغاز شد. روز نهم دهه فجر به انتها مي رسيد و شيرمردان جبهه ها هم مي خواستند صبح بيست و دوم بهمن يك حماسه آفريني ديگري را به مردم ميهنشان عيدي بدهند.
اولين پيام بي سيم كه در دقايق ابتدائي شكست خط دشمن به گوش فرمانده لشكر رسيد , صداي گرم و آرام تازيكه بود كه با موفقيت , خط اول را فتح كرده و وارد بندر فاو عراق شده بود.
... ماهها گذشت . از بهمن 64 تا ديماه 65 , طي اين مدت بارها قاسم و حاج مرتضي همديگر را ديدند و ابراز علاقه و احترام متقابل بينشان صورت گرفت . تا اينكه معركه عاشورائي كربلاي 5 در شلمچه روح بلند تازيكه را از قفس حيات دنيوي , به ملكوت اعلي عروج داد. با شهادت قاسم دل خيلي از اطرافيانش ترك خورد اما بشنويد از بيان دلشكستگي فرمانده لشكري كه بارها عيار عبوديت امثال تازيكه را در ميان نيروهايش سنجيده بود و بهمين خاطر جهت تسلاي دل خانواده اش راهي زادگاه او شد. اما آنچه را كه ديد خيلي جانگدازتر از غم از دست دادن يك دلاور و خط شكن شجاع بود.
قاسم در خانواده اي تربيت شد و پاي به عرصه جهاد و دفاع گذاشت كه پدرش از نعمت بينائي محروم و خانه نشين , مادرش در اوج وقار وعزت , به خدمتكاري و كسب روزي حلال همت گماشته و تنها پسر خانواده را , يعني گرانبهاترين سرمايه هستي شان را با صلابت و ايمان , پرورش داده و تقديم انقلاب اسلامي كرده بودند.
وقتي فرمانده قدم در خانه روستائي تازيكه كه فاقد حتي امكانات اوليه زندگي بود گذاشت يكبار ديگر دفاع و ايثار رزمندگان و خانواده هايشان تقدس و طهارت جهادشان را بروز داد كه اگر نبود آن تلاش و حماسه و غيرت از سوي مدافعان و اين ايثار و همت و شعور و اخلاص از جانب بستگان رزمنده ها , جنگ تحميلي ما نام دفاع مقدس نمي گرفت .
سيدمحمود خيرالامور
تازيكه گفت : افراد دسته دلشان خوش است كه مسوول دسته , رشته سيم را به كمر بسته و آنها را به سمت هدف مي برد , اما من دلم به چه كسي خوش باشد اين رشته سيم را گذاشتم كه اگر قابل باشيم , آقا و سرورمان , ياور هميشگي رزمندگان , حضرت مهدي (عج ) سررشته هدايت دسته باشد و خودش ما را به مقصد برساند