 پيام مهم مقام معظم رهبري خطاب به مسلمانان به مناسبت كنگره عظيم حج , حاوي نكات برجسته اي در خصوص مسايل جهان اسلام بود كه رسانه هاي جهاني به فراخور گرايش هاي خود به انعكاس بخش هايي از اين پيام پرداختند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , روزنامه انگليسي تايمز آن بخشي از اين پيام را برجسته كرد كه مقام معظم رهبري درباره آمريكا و غرب مستكبر آورده بودند : آنها از احترام به همه مذاهب سخن مي گويند , اما از مرتد مهدورالدمي چون سلمان رشدي حمايت مي كنند. اين فراز از نظر اين روزنامه انگليسي به معناي تجديد فتواي امام خميني (ره ) تفسير شده است كه در فوريه سال 1989 (بهمن 1367 ) درباره نويسنده انگليسي كتاب موهن « آيات شيطاني » صادر كرده بودند. اين روزنامه كه عنوان « فتواي رشدي مورد تاييد قرار گرفت » را براي خبرش برگزيد. ادامه داد : يك فتوا عليه سلمان رشدي مجددا از سوي رهبر عالي معنوي ايران در پيامي به حجاج مسلمان تاييد شد. روزنامه اينديپندنت نيز با عنوان « فتوا عليه رشدي در پيام رهبر ايران به حجاج مكه تجديد شد » نوشت : رهبر معنوي ايران فتوا عليه سلمان رشدي را در پيامي براي حجاج مسلمان مورد تاييد مجدد قرار داد. روزنامه انگليسي اسكاتسمن نيز تيتر « رهبر ايران تهديد به مرگ رشدي را تجديد كرد » را برگزيد و افزود : مرگ سلمان رشد براساس پيامي كه رهبر عالي ايران براي حجاج فرستاد , مي تواند از سوي اسلام تاييد شود. روزنامه كويتي الوطن نيز در خبري تحت عنوان « آيت الله علي خامنه اي : سلمان رشدي مهدورالدم است » به پيام ايشان كه به مناسبت كنگره عظيم حج صادر شده است , اشاره كرد و نوشت : سلمان رشدي نويسنده كتاب آيات شيطاني مرتد و مهدورالدم است . اين روزنامه افزود : آيت الله روح الله خميني (ره ) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران فوريه 1989 با صدور فتوايي سلمان رشدي را به اتهام كفر و نوشتن كتاب آيات شيطاني مهدورالدم اعلام كرده بود. خبرگزاري فرانسه نيز در خبري كه به اين پيام اختصاص داد , نوشت : رهبر عالي ايران , نويسنده انگليسي را مرتد خواند كه طبق قوانين اسلام مي تواند كشته شود. روزنامه « اينديا ديلي » نيز با عنوان « رشدي با تجديد تهديد به مرگ مواجه است » نوشت : سلمان رشدي پس از آنكه رهبر عالي ايران فتوا عليه او را مورد تاييد مجدد قرار داد , تهديد به مرگش تجديد شد. مجله ي « فرانت پيج مگزين » نيز نوشت : رهبر معنوي ايران توجه حجاج ايراني را در مكه به سوي حكم ارتداد سلمان رشدي جلب كرد. روزنامه هندوستان تايمز نيز تيتر « آيا ايران فتوا عليه رشدي را جديد مي كند » برگزيد و نوشت : رهبر عالي ايران فتوايي را عليه سلمان رشدي تاييد كرد كه مرگش از نظر اسلام مجاز است . روزنامه تايمز در ادامه مطلبي كه به اين موضوع اختصاص داد , نوشت : ديپلمات هاي بريتانيايي به سرعت واكنش نشان دادند. به نوشته تايمز وزارت خارجه بريتانيا به تايمز گفته است : مساله اصلي از ديدگاه ما اين است كه دولت ايران پشتيباني رسمي از اين فتوا ندارد و به دنبال آن بود كه روابط سياسي به سطح مبادله سفير ارتقا يافت . به نوشته اين روزنامه , ماموران اسكاتلند يارد كه حفاظت از سلمان رشدي را برعهده دارند اظهارنظري نكرده اند ولي گفته اند با دقت , موضوع را پيگيري خواهند كرد. <`` src=..\aks\bala.jpg width=30 height=30> | سلمان رشدي و ازدواج چهارم ! | خبرگزاري فارس : مراسم ازدواج سلمان رشدي نويسنده كتاب « آيات شيطاني » به طور مخفي در منهتن آمريكا برگزار شد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري بي .بي .سي , مراسم ازدواج سلمان رشدي 56 ساله با « پادمالاكشمي » بازيگر سينماي هند كه پيشتر مدل بوده است , در حالي برگزار شد , كه تنها تعدادي از دوستان نزديك آنها حضور داشتند. منابع نزديك به رشدي تنها اعلام كرده اند كه اين مراسم در منهتن نيويورك برگزار شد , و از افشاي دقيق محل آن خودداري كردند. همين منابع اعلام كرده اند كه اين چهارمين ازدواج سلمان رشدي و اولين ازدواج « لاكشمي » است . سلمان رشدي نويسنده كتاب موهن « آيات شيطاني » از اوايل دهه هشتاد و از زماني كه امام خميني (ره ) فتواي مرگ او را صادر كرد تاكنون به صورت مخفيانه به زندگي ادامه مي دهد . زندگي مخفي او طي 16 سال اخير سبب جداشدن پياپي همسران وي شده است . 
| حمايت رشدي مرتد از يك تئاتر وهن انگيز , خشم سيكها را برانگيخت | خبرگزاري فارس : نويسنده مرتد كتاب آيات شيطاني از اين كه دولت انگليس در قبال اقدام يك گروه « سيك » در تعطيلي نمايش تئاتر در شهر « بيرمنگهام » واكنشي انجام نداده , به شدت انتقاد كرد. « سلمان رشدي » كه در سال 1367 بخاطر نوشتن كتاب كفرآميز آيات شيطاني خود , از سوي امام خميني (ره ) مرتد شناخته شد , به روزنامه انگليسي « ديلي تلگراف » گفت وزراي انگليسي مي بايست براي جلوگيري از تعطيلي نمايش « بهزتي » در سالن نمايش « بيرمنگهام » اقدام مي كردند. وي همچنين دولت انگليس را متهم كرد كه در به خطرانداختن جان « گورپريت كاهوور بهاتي » نويسنده اين نمايشنامه همدست بوده است . گروه هاي سيك در دي ماه گذشته در اعتراض به اين نمايش كه در بخشي از آن قتل و تجاوز به عنف را در يكي از معابد آنها موسوم به « گودوارا » نمايش مي دهند , دست به تظاهرات زده بودند. رشدي كه در خانه خود در لندن و تحت حفاظت پليس است , گفت : « من از نحوه واكنش مردم , وحشت زده شدم . از اين كه وزراي دولت اين خشونت ها را محكوم نكردند. آنها چه زماني از آزادي بيان دفاع خواهند كرد ! وزير كشور انگليس پس از تظاهرات حمايت خود را هم از تئاتر و هم نويسنده نمايشنامه اعلام كرده بود. گفته مي شود حمايت رشدي مرتد از تئاتر يادشده خشم اقليت سيكهاي مقيم انگليس را برانگيخته است . 
| فتنه رشدي ; آزادي يا سواستفاده از آزادي ! |
 فتنه رشدي از ابعاد مختلفي قابل بررسي است . برخي آنرا يك تلاش آشكار غرب براي تحقير دنياي اسلام ارزيابي مي كنند. عده اي آنرا يك هجوم فرهنگي به بنيانهاي اعتقادي مسلمين تلقي مي كنند. براي عده اي اين اقدام بمنزله يك « تست » بمنظور ارزيابي ميزان حساسيت دنياي اسلام در برابر حملات احتمالي است كه اگر پاسخي در خور , دريافت نكرده بود , يقينا مراحل تكميلي اين توطئه را شاهد مي بوديم . واقعيت اين است كه هيچ يك از موارد فوق و ساير احتمالات مطرح , با يكديگر منافاتي ندارند و اين مفهوم را در ذهن القا مي كند كه « فتنه رشدي » را مي توان يك « اقدام چند منظوره » نيز ارزيابي كرد. غرب همواره حمايت خود از فتنه رشدي را در پوشش حمايت از آزادي بيان توجيه كرده است و حال آنكه اين ماجراي چندش آور , در واقع بمنزله اوج سواستفاده از آزادي بيان تلقي مي شود و اگر غرب حسن نيتي داشت , بايستي با رعايت مرزهاي مطمئني براي آزادي بيان , اجازه شكل گيري چنين توطئه اي را نمي داد تا چه رسد به حمايت از عاملين هتك مقدسات دنياي اسلام به بهانه آزادي بيان . نبايد از نظر دور داشت كه حتي در غرب هم آزادي بيان , يك مفهوم بي حد و مرز نيست كه بطور مطلق , حقي را براي اين و آن قائل باشند. اما اين محدوديت ها دقيقا در مواردي اعمال مي شود كه مانع « حقيقت يابي » و « تبيين واقعيت هاي تاريخي » مي گردد. امروزه در بسياري از كشورهاي غربي , هرگونه بررسي و تحقيق پيرامون ادعاي صهيونيست ها در باره وجود كوره هاي آدم سوزي در دوران هيتلر و يا ادعاي قتل عام 6 ميليوني يهودي توسط نازيها , بكلي غيرقانوني است و حال آنكه محققين و كارشناسان تاريخ معتقدند كه اساسا چنين ادعائي , فاقد « وجاهت تاريخي » است و از ديدگاه آماري , در قلمرو تحت سلطه نازيها در دوران جنگ دوم جهاني , تا اين تعداد يهودي وجود نداشته است كه هيتلر دستور قتل عام آنها را صادر كند. بعلاوه شواهد تاريخي , دقيقا وجود چنين ادعائي را مردود مي داند و از جمله آنكه تاكنون هيچگونه اطلاعات فني موثقي ارائه نشده است كه احتمال وجود چنين عملياتي را ثابت كند و امكان عملي بودن آنرا محرز نمايد. با اينهمه صهيونيست ها با بهره گيري از ابزارهاي بظاهر قانوني , مانع اعلام رسمي حقيقت در اين زمينه در سطح اروپا شده اند. يعني دقيقا در جائي كه مدعيان حمايت از آزادي بيان , حتي از هتك مقدسات دنياي اسلام جانبداري مي كنند و عملا احساسات 1,5 ميليارد مسلمان را جريحه دار مي سازند , هيچكس مجاز نيست عليه ادعاي غيرواقعي كساني سخن بگويد كه با تحريف تاريخ مايلند زمينه هاي تحقق اهداف سياسي تبليغاتي صهيونيست ها را فراهم سازند. « فتنه رشدي » در زمينه محك زدن به صداقت غرب در قلمرو آزادي بيان يك « شاخص كليدي » است و نشان مي دهد كه رفتار فريبكارانه غرب در حمايت از رشدي , انگيزه هاي سياسي ـ تبليغاتي خاصي دارد و مشخصا در جهت تحريك احساسات و تحقير دنياي اسلام , برنامه ريزي شده و تامين كننده اهداف استراتژيك تهاجم فرهنگي غرب است . « فتنه رشدي » دقيقا هم جهت با موج لجام گسيخته اي است كه در بعضي كشورهاي اسلامي نيز نمونه هاي عيني و ملموسي از آن را در قلمرو هتك مقدسات اسلامي و تلاش براي به زير سئوال بردن بنيانهاي عقيدتي اسلام , شاهديم . در داخل ايران نيز آنچه امروز در صحنه تبليغاتي در پوشش تلاش براي تضمين آزادي بيان بوجود آمده و مرتبا در حال گسترش است , موج مخربي است كه عمدتا تضعيف اعتقادات نسل جوان و ايجاد ترديد نسبت به « باورهاي ديني » را در صدر اهداف و برنامه هاي خود قرار داده است . به زير سئوال بردن « مسلمات قرآني » , بويژه در مواردي كه همه مذاهب دنياي اسلام درباره آن به قطعيت رسيده اند , در واقع شكل ديگري از « فتنه رشدي » تلقي مي شود كه اتفاقا در اين زمينه هم دستهاي پليد استعمار سياه انگليس و ساير حاميان وقيح رشدي در پشت آن قرار دارد. واقعيت اينست كه تشكيك درباره حقايق تاريخي و شبهه آفريني در ذهن جواناني كه تسلط چنداني به علوم قرآني ندارند و بويژه « تفسير به راي » از آيات قرآني در جهت تامين اهداف خاص و اغراض سياسي توطئه گران فرهنگي , جز و سرلوحه سياستهاي تبليغاتي دشمن در صحنه فرهنگي كشور است . غرب همواره حمايت از فتنه رشدي را در پوشش حمايت از آزادي بيان توجيه كرده است در حالي كه اين ماجرا اوج سواستفاده از آزادي بيان است حتي در غرب هم آزادي بيان , يك مفهوم بي حد و مرز نيست . اما اين محدوديت ها دقيقا در مواردي اعمال مي شود كه مانع « حقيقت يابي » و تبيين واقعيت هاي تاريخي مي شود رشدي مرتد و كتاب كفرآميز او حركتي حساب شده از سوي غرب با هدف هجوم فرهنگي به بنيانهاي اعتقادي مسلمانان , ارزيابي حساسيت هاي اسلامي مسلمانان و تحقير دنياي اسلام بود. 
| آزادي قلم و بيان ملعبه اراده غرب |
 « ... آمريكا و غرب مستكبر , از احترام به همه مذاهب سخن مي گويند اما از مرتد مهدورالدمي چون سلمان رشدي حمايت مي كنند و در راديو دولتي انگليس , سخن كفرآميز بر ضد مقدسات اسلامي مي پراكنند و... » تناقض در نگرش غرب نسبت به ديده آزادي مذاهب تنها يكي از دهها و صدها مورد تناقض در رفتار و گفتار آنان نسبت به واقعيتهاي اجتماعي است . آزادي مذاهب , آزادي قلم , آزادي اقليتها , آزادي عقيده , دمكراسي , ثبات , تروريسم , اصلاحات , خشونت , حقوق بشر , خلع سلاح , تمدن , قوانين بين المللي و دهها لغت و عبارت از اين دست , جملگي واژه هائي هستند كه غربيها , نسخه رعايت آنها را فقط براي ديگران مي پيچند و خود را چندان ملزم به پايبندي به آنها نمي شمارند. طي چند دهه اخير آمريكا و بسياري از دولتهاي اروپائي با دمكراسي مسخ شده خويش بيش از هر زمان و پيشتازتر از هر كس ديگر توانستند ميان اين پديده ها و اصطلاحات با مفاهيم واقعي آنها فاصله ايجاد كنند , فاصله اي كه به اندازه سالهاي حيات يك نسل , تبليغات لازم است تا از ميان برداشته شود. در ايجاد اين فاصله استعماري , دولت انگليس به دلي تجارب گسترده اي كه از سالهاي طولاني اشغالگري و استثمار ملتها كسب كرده نقش فعال تري دارد. زماني كه انگليسي ها از رشدي مرتد به خاطر كتاب كفرآميزش حمايت كرده و او را ابزاري براي رسيدن به هدفها و مقاصد ضد اسلامي خود قرار دادند , قصدشان مقابله با فرهنگ اسلامي مسلمانان جهان بود. مقابله اي كه طي چند قرن به اشكال ديگر در داخل جوامع اسلامي ادامه داشته و اكنون با شكل و هيات جديدي به اجرا گذارده شده بود. ولي عكس العمل ملتهاي مسلمان جهان كه به ويژه با حكم شرعي حضرت امام در مورد ارتداد نامبرده پر انگيزه شده بود مانع از آن شد كه اين مبارزه نامقدس و شوم در داخل جهان اسلام توفيقي داشته باشد. انگليسي ها در اين سياست , تلاش فراواني كردند تا ساير دولتهاي اروپائي را نيز با خود همراه سازند. آنان در اين راه از تمامي واژه ها , شعارها و اهرمهاي تبليغي كه در ادبيات سياسي استكبار كاملا از معاني و مفاهيم اصلي خود تهي شده اند بهره گرفتند. حقوق بشر , آزادي انديشه , آزادي قلم و بيان , دمكراسي , صلح , فرهنگ , ثبات , تروريسم , و كلمات ديگري از اين دست هر يك به چماقي سياسي تبديل شدند و عليه جمهوري اسلامي ايران به كار گرفته شدند. اين در حالي بود كه خود انگليسي ها مي دانستند كه شعارهائي مانند آزادي قلم و بيان , حقوق بشر , دمكراسي و امثال اين واژه ها بيش از هر كجاي جهان در غرب و از جمله در انگلستان مورد استهزا و تمسخر دولتها قرار گرفته است . امروز قلم آن نويسنده اي كه در لندن يا پاريس يا واشنگتن به خود جرات دهد عليه جنايات بي پايان دولت آدمكش و تروريست اسرائيل مطلب بنويسد , مي شكنند , در آلمان خون افراد غيربومي را كه به اين كشور مهاجرت كرده اند بي هيچ اتهامي بزمين مي ريزند و خانه اش را به آتش مي كشند و از هستي ساقطش مي كنند. امروز در فرانسه , نژادپرستاني كه دستشان همواره تا مرفق به خون مهاجرين بي دفاع آفريقائي و آسيائي آلوده مي شود , صاحب حزب رسمي هستند و در پارلمان و مجامع تصميم گيرنده پاريس نماينده دارند. در چنين شرائطي حداقل دولتهاي اروپائي نمي توانند همچنان پرچم پرخدعه و رياي حقوق بشر را در دست داشته باشند. « حقوق بشر » واژه اي است كه نه در انگليس , نه در فرانسه و نه در ساير كشورهاي اروپائي و آمريكا , هنوز به درستي تعريف نشده است . در كشوري مانند انگليس و فرانسه كه داعيه دفاع از آزادي و فرهنگ و تمدن و حقوق بشر و كلماتي پر زرق و برق از اين دست دارند نويسنده اي مانند سلمان رشدي « آزاد » است كه هر چه مي خواهد و تا هر كجا مايل است به هويت و باورهاي مذهبي مسلمانان جهان اهانت كند و اتفاقا از حمايت منابع دولتي نيز برخوردار شود. ولي در سايه همان آزادي ادعائي اگر دانشمندي مانند روژه گارودي بخواهد پرده از يك جعل تاريخي بردارد و يك دروغ بزرگ سياسي كه در سطور تاريخ ما به زور جاي داده شده است را افشا كند , به بند كشيده مي شود , محكوم مي گردد و مورد ايذا و آزار منابع قضايي و حكومتي فرانسه قرار مي گيرد. در اروپا سلمان رشدي « آزاد » است كه به اسم آزادي قلم و بيان به نبي اكرم (ص ) توهين كند ولي ژان ماري لوپن رهبر حزب ملي گراي فرانسه تنها بخاطر بر زبان آوردن يك اظهار نظر ساده شفاهي راجع به دروغ بودن موضوع اتاقهاي گاز هيتلر در اروپاي جنگ دوم جهاني مصونيت قضائيش از سوي پارلمان اروپا لغو مي شود و تحت تعقيب قرار مي گيرد. اين ماهيت تمدن و فرهنگ آزادي ادعائي در غرب است . طي 16 سالي كه از زمان صدور حكم مرگ رشدي مي گذرد , تاكنون دولتهاي غربي بخصوص دولتهائي مانند انگليس و فرانسه و آلمان و نروژ هيچگاه حمايت خود از رشدي مرتد را پنهان نكردند , اين حمايت ها كه همواره تلاش شده تا تحت پوشش شعار دروغين , « آزادي در غرب » و دفاع از حقوق بشر موجه جلوه داده شود , سبب جريحه دار شدن افكار و احساسات پاك 1,5 ميليارد مسلمان جهان گرديده است . در چند دهه اخير دولتهاي اروپائي با دموكراسي مسخره و مسخ شده خود بيش از هر زمان و پيشتازتر از هر كس ديگر توانستند ميان واژه هاي آزادي قلم و بيان , صلح , ثبات , تروريسم , آرامش , دموكراسي و ... بامعاني اصلي و حقيقي آنها فرسنگها فاصله ايجاد كنند. فاصله اي كه حداقل به اندازه سالهاي حيات يك نسل , تبليغات لازم است تا از ميان برداشته شود. از اينروست كه مي گوئيم مواضع دولتهاي اروپائي در جانبداري از سلمان رشدي هيچ سودي نمي تواند براي آنها داشته باشد مضافا اينكه آنها تجربه تلخ اين همداستاني در قبال رشدي را يكبار در ماههاي اوليه پس از صدور حكم مرگ اين نويسنده خودفروخته , با تبعيت كوركورانه خود از هوسهاي سياسي دربار لندن آزمودند و از اين آزمون شرمنده و سرافكنده بيرون آمدند. نامطلوب ترين رفتار را در اين خصوص انگليس در يك دهه اخير از خودشان نشان داد , انگليسي ها با موضعي كه طي 16 سال اخير در حمايت از رشدي و در مقابله با انقلاب اسلامي در پيش گرفتند در حقيقت بيش از گذشته به حيثيت جهاني خود لطمه زدند. رشدي مرتد چه به انگليس باز گردد و چه در بيرون اين كشور سرگردان باقي بماند , داغ ننگ همپالگي وي از پيشاني زمامداران « باكينگهام » پاك نخواهد شد. سلمان رشدي به منزله اسلحه اي است كه غرب بطور اعم و دولتمردان انگليسي به طور اخص بوسيله آن به جنگي فرهنگي عليه مقدسات مسلمانان برخاستند و در اين جنگ سنگ تمام گذاشتند . جبهه گيري عبث غرب در اين خصوص يك زورآزمائي با اسلام تلقي مي شود و لذا هر قدم عقب نشيني در برابر اين هجمه شيطاني به منزله عقب نشيني مسلمانان از اصول و احكام اسلامي است و يقينا در آن صورت دشمنان اسلام را براي برداشتن قدمهاي جديدي در راه تحقير و اهانت به اسلام و مسلمانان جهان وسوسه خواهد كرد. 
| شرك مدرن |
 16 سال قبل , در 25 بهمن 1367 , حضرت امام خميني با صدور حكم تاريخي ارتداد « سلمان رشدي » نويسنده كتاب كفرآميز « آيات شيطاني » و واجب القتل بودن او و همه كساني كه باعلم و اطلاع از محتواي اين كتاب اقدام به نشر آن كرده اند , افق جديدي را در عرصه مقابله با توطئه هاي ضداسلامي در برابر مدافعان اسلام گشودند. صدور اين حكم , علاوه بر اينكه بيان يك حكم الهي بود , گشودن راه جديدي نيز در عرصه مقابله با عناصر و جريانهاي منحط و بي منطقي بود كه با سواستفاده از آزادي بيان و قلم , اعتقادات و مقدسات مردم را نشانه ميروند. سلمان رشدي , بخشي از يك جريان فاسد و توطئه گر است كه صهيونيسم بين المللي و سرمايه داري غرب , دو بازوي آنرا تشكيل مي دهند. سركوب كردن اسلام ناب محمدي كه در قالب انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه در عصر حاضر تجلي كرده است , هدف اصلي اين جريان فاسد مي باشد. كار سلمان رشدي و حاميان و همراهان و همسرايان او , محصول يك جريان آزاد و منطقي كه مايل است برداشت خود از يك موضوع تاريخي يا فكري يا ديني را نقد كند نبود تا صرفا يك تلاش روشنگرانه قلمي را براي پاسخ دادن بطلبد , بلكه عكس العمل حقيرانه اما توهين آميزي بود كه جبهه كفر و شرك مدرن در برابر به صحنه آمدن اسلام انقلابي از خود نشان داد. به عبارت روشن تر , كتاب كفرآميز آيات شيطاني , چهره مجسم حاميان « اسلام آمريكائي » بود كه به مصاف « اسلام ناب محمدي » آمد تا عقده هاي فرو خورده زورگويان و جهانخواران را كه از اسلام سيلي خورده اند , بگشايد. امام خميني با صدور حكم تاريخي خود , به همه مسلمانان گوشزد كردند كه دشمنان اسلام , از چارچوب بحث هاي منطقي خارج شده و با توسل به لجن پراكني به كمك پشتيباني هاي مالي , سياسي و تبليغاتي صهيونيسم و سرمايه داري غرب , در صدد قطع كردن ريشه اسلام هستند. در چنين وضعيتي اسلام بايد با همه امكانات خود به ميدان بيايد و اعلام حكم الهي درباره عاملان چنين توطئه اي , بهترين اقدام است . به همين جهت بود كه در حكم حضرت امام , علاوه بر نويسنده كتاب آيات شيطاني , حاميان او و ناشران كتاب او نيز مشمول اين حكم شدند. درس بزرگي كه اين اقدام امام خميني رضوان الله تعالي عليه براي همه مسلمانان بخصوص ملت ايران به همراه دارد اينست كه در برابر سواستفاده كنندگان از آزادي بيان و قلم , نبايد به مقابله هاي زباني و قلمي اكتفا شود , بلكه علاوه بر اينها بايد به تناسب موضوعات , به اجرا احكام و حدود الهي نيز متوسل شد. اين , دقيقا همان اقدامي است كه پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم نيز در موارد متعدد با هتاكان و حرمت شكنان و متجاوزان به حريم مقدسات ديني و احكام الهي انجام دادند و در اجرا آن , ملاحظه هيچكس و هيچ قدرتي را نكردند و اندكي تاخير را نيز در آن روا ندانستند. حضرت امام خميني نيز راه پيامبر گرامي اسلام را در مراحل مختلف مبارزاتي پيمودند و با همين شيوه بود كه توانستند جبهه كفر و شرك ونفاق در عصر حاضر را به هزيمت بكشانند و انقلاب اسلامي را با قدرت و صلابت به پيش ببرند. حكم ارتداد و واجب القتل بودن سلمان رشدي , عليرغم همه عكس العمل هائي كه صهيونيسم بين المللي ودولتهاي غربي بخصوص انگلستان نشان دادند , توانست توطئه اي را كه با انتشار كتاب كفرآميز « آيات شيطاني » شروع شده بود , با شكست مواجه كند و آنرا در نطفه خفه نمايد. اكنون كه 16 سال از صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه مي گذرد , عليرغم همه تحركات شيطنت آميز داخلي و خارجي و عليرغم همه اقداماتي كه دشمنان دانا و دوستان نادان براي درهم شكستن اين حكم بعمل آوردند , حكم امام همچنان پابرجا و پرقدرت است و سلمان رشدي , همچنان در مخفيگاه , دوران مرگ تدريجي خود را مي گذرانند. با اينحال , كاري كه امام كردند , بسيار بالاتر از اين بود. امام , با حكم خود , سيلي محكمي بر چهره همه حاميان سلمان رشدي بخصوص صهيونيسم و انگلستان نواختند كه هنوز هم آثار آن باقي است . دولت انگليس , طي اين سالها تلاش كرد با استفاده از خامي بعضي دوستان نادان , خود را از اين سردرگمي و عدم تعادل خارج كند ولي عليرغم جنجالهاي تبليغاتي وسيعي كه به راه انداخت , هيچ توفيقي در اين راه به دست نياورد. اين , واقعيتي است كه دولتمردان انگليس نيز آنرا درك كرده اند و ميدانند كه از گره زدن حيثيت خود به جريان فاسدي كه توطئه سلمان رشدي بخشي از آنست , چيزي جز زيان نصيب آنها نخواهد شد. اين , درسي است كه علاوه بر دولتمردان انگليس , ساده لوحان و مرعوبان داخلي نيز بايد بگيرند. در برابر سواستفاده كنندگان از آزادي بيان و قلم , نبايد به مقابله هاي زباني و قلمي اكتفا شود , بلكه علاوه بر اينها بايد به تناسب موضوعات , به اجرا احكام و حدود الهي نيز متوسل شد. 
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني : فتوي قتل سلمان رشدي مرتد به هيچ وجه قابل نقض يا تغيير نيست |
 اشاره حضرت آيت الله فاضل لنكراني مرجع عاليقدر تقليد در پيام هشدار دهنده اي كه در سال 1377 در ارتباط با تلاشهاي قدرتهاي استكباري براي كمرنگ ساختن فتواي الهي تاريخي حضرت امام عليه رشدي مرتد انتشار دادند , تاكيد كردند كه حوزه هاي علميه و ملت اسلامي ايران هرگز اجازه نخواهند داد اين فتوي دستخوش سياستهاي خارجي روزمره گردد. متن پيام معظم له چنين است : بسم الله الرحمن الرحيم ـ به دنبال انتشار برخي از اخبار , مطلع شدم كه دنياي كفر خصوصا دولت انگليس , توهم لغو فتواي الهي تاريخي امام راحل قدس سره الشريف نسبت به قتل سلمان رشدي مرتد را نموده است . لازم ديدم در اين رابطه اعلام نمايم كه اين فتوي به هيچ وجه قابل نقض و يا تغيير نيست و اكنون نيز بر همه مسلمانان جهان اجراي آن واجب است و چنانچه دولت محترم جمهوري اسلامي تصميم بر مباشرت در اقدام بر اجراي اين فتوي را نداشته باشد ليكن بايد در رديف اولين حاميان اين فتوي باشد و بدانند حوزه هاي علميه و ملت اسلامي ايران كه صددرصد در رابطه با نظام و امام قلبشان مي تپد , هرگز اجازه نخواهند داد اين فتوي دستخوش سياستهاي خارجي روزمره گردد و نيز بدانند كتاب سلمان رشدي در واقع كتاب دولت انگليس است همانطوري كه اين شخص پليد در شرح حال خود اعتراف مي كند كه تمام سرفصلهاي اين كتاب به هدايت آن دولت بوده است و اين دولت با سابقه سياهي كه در برخورد با اسلام دارد چنانچه زمينه را فراهم ببيند صدها سلمان رشدي و يا بدتر از او را تربيت خواهد نمود خداوند متعال نظام مقدس جمهوري اسلامي را از هر گزندي مصون بفرمايد. انشاالله تعالي محمد فاضل 1377,7,5 
| حكم الهي , مشمول مرور زمان نمي شود |
 در روز 25 بهمن ماه سال 1367 يعني بفاصله 3 روز پس از پايان جشنهاي دهه فجر انقلاب اسلامي و در حالي كه بسياري از مهمانان خارجي در كشورمان حضور داشتند , خبر صدور حكم اعدام سلمان رشدي , نويسنده هندي الاصل عضو آكادمي سلطنتي انگلستان توسط امام خميني (ره ) صادر شد. متن اين حكم رحماني چنين بود. بسمه تعالي ـ انالله و انااليه راجعون , باطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان ميرسانم , مولف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است , همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند , سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود شهيد است انشاالله . ضمنا اگر كسي دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام آنرا ندارد , او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته , روح الله الموسوي الخميني 67,11,25 در پي انتشار خبر حكم اعدام سلمان رشدي , جهان شاهد بازتابهاي گوناگوني بود. آمريكائي ها كه از محتواي كتاب آيات شيطاني مطلع بودند و گويا انتظار عكس العمل از جمهوري اسلامي ايران را نيز داشتند بلافاصله بر عليه حكم امام خميني (ره ) موضعگيري كردند , اما وزارت خارجه انگليس كه سلمان رشدي تبعه و ساكن آن كشور بود با بهت و حيرت توام با ترس , تاثر و تاسف خود را از فتواي امام اعلام كرد. از طرف ديگر بسياري از مراكز فقهي جهان اسلام به تبعيت از فتواي امام خميني كه منطبق با حكم الهي بود در مرتد اعلام كردن سلمان رشدي , حكم به قتل او دادند. در صورت ارائه تصوير واقعي فضاي سياسي سال 1367 و حجم بالاي تبليغات استكباري بر عليه جمهوري اسلامي , شايد نسل سوم انقلاب بتواند اهميت و صراحت امام را در صدور اين حكم درك كند. اعلام حكم الهي در آن شرايط كه مستقيما شاهد تهاجم سنگين فرهنگي مستكبران عالم متوجه جمهوري اسلامي ايران بود , در واقع با سياستهاي كليشه اي جهان باصطلاح متمدن همخواني نداشت . اين حركت بار ديگر ثابت كرد كه امام خميني بعنوان يك رهبر بزرگ و آزاده جهان در اعلام و اجراي احكام الهي ملاحظه هيچ قدرت و هيچ زمان و مكان خاصي را نكرده است . اين امر از جمله ظرايف عملكرد يك رهبرالهي است , رهبري كه توانست با تكيه بر احكام الهي و همراه با ملتي بپاخواسته بزرگترين انقلاب قرن بيستم ميلادي را رقم زده و ضمن پيروزي ـ نظام مستقل از ابرقدرتها را پايه ريزي كند. هدف اين نگارش بازنويسي تاريخ نيست , چرا كه حجم آن از مجال اين مقال بسيار فراتر است . اما اشارتي به نكات و نگاهي مجدد به گذشته با هدف روشنگري و آگاهي نسل سوم انقلاب وظيفه اي است كه در كوران درگيريهاي جناحي و توطئه هاي استكباري و دسيسه هاي دنياپرستان , جاي آن را خالي مي بينيم . براستي اگر امروز نوجوان مسلمان ايراني در مقابل اين پرسش قرار گيرد كه غرض از صدور اين حكم چه بود و چه نتيجه اي از آن حاصل شد و چرا هنوز سلمان رشدي مرتد زنده است پاسخ او چه خواهد بود اگرچه نسل سوم انقلاب , فرزندان همان پدران و مادراني هستند كه با خلق حماسه اي جاودان پشت استكبار جهاني را در 22 بهمن 1357 شكستند , اما حجم تغييرات و تحولات جهاني و ادامه بي كم و كاست توطئه ها و دسيسه هاي دشمنان انقلاب و نظام اسلامي هم بسيار بالاست و تكرار و تذكر و روشنگري , اصلي ترين وظيفه اي است كه در اين راه متوجه نسل انقلاب و نسل مياني آن مي باشد. در طول يكسال پس از صدور حكم تاريخي امام , آمار مربوط به جمع بندي موضعگيريهاي موافق , مخالف , بي طرف و مشروط به شرح ذيل بود . 59 درصد كليه مواضع اعلام شده در رسانه ها و مراكز فرهنگي جهان با صدور حكم امام موافق بودند و آن را دفاع از كيان يك عقيده و عكس العمل لازم در برابر يك تهاجم شوم فرهنگي مي دانستند . 26 درصد مخالف صدور حكم و آنرا مقابله با آزادي عقيده مي دانستند . 9 درصد متوجه استدلالهاي زيربنائي نشده و علاقمند به تحقيق بيشتر بودند و 6 درصد هم خنثي و غيرشفاف موضعگيري كرده بودند. اين آمار كه ايجاد يك موج جهاني با جهت مثبت به نفع دنياي اسلام را نشان مي دهد , شامل اظهارنظر مطبوعات , احزاب , انجمنها , شخصيتهاي سياسي و فرهنگي , ادبا , نويسندگان , خطبا وساير طيفهاي جامعه است . تنوع طيف هاي موضعگيري كننده , ضمن نشان دادن دامنه نفوذ اين حكم در بين مجامع , حكايت از آن دارد كه حكم الهي امام خميني (ره ) در بين شخصيتهاي حقوقي و حقيقي از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و مصداق اين كلام است كه سخن برخاسته از دل لاجرم بر دل نيز نشسته است بررسي گستره محل اقامت نظردهندگان , 5 قاره جهان و بيش از يكصد شهر و قوميت مختلف را نشان مي دهد كه حكايت از عمق تاثير اين حكم در جهان دارد. به نظر مي رسد اين بررسي ساده آماري مقدمه مفيدي باشد براي عزيزان نسل سوم انقلاب كه به اهميت و بعد جهاني صدور فتواي قتل يك نويسنده مرتد آگاه گردند. البته تظاهرات مردمي نيز در اكثر نقاط جهان و بويژه در مجامع و كشورهاي اسلامي و حركتهايي براي اجراي حكم و نابودي كتاب آيات شيطاني صورت گرفت كه همه در تاريخ به ثبت رسيده است . ايجاد چنين موجي در جهاني كه طي يك دهه توسط دولتمردان وابسته و غيرآگاه و كينه توز عليه امام خميني (ره ) و جمهوري اسلامي بسيج شده بود نه تنها يك پيروزي پايدار بلكه سدي محكم گرديد در برابر تهاجم پر حجم فرهنگي و اجتماعي كه عليه جهان اسلام براه افتاده و توسط صهيونيستهاي امپرياليستها هدايت و تقويت مي شد. ايجاد موجي اينچنين قوي عليه مخالفين اسلام و احداث ديواري با حكم الهي ارتداد عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني , كه از جمله ابزارهاي استكبار عليه اسلام بود , مي توانست بهترين انگيزه براي صدور حكم الهي باشد. نتيجه بدست آمده هم براي جهان اسلام و هم براي جمهوري اسلامي بسيار با ارزش بود. قطع رابطه موقت كشورهاي اقماري آمريكا و حتي اتحاديه اروپا با استقامت و پايداري مردم و رهبري سرانجام درهم شكست و جهاني كه با تحريك آمريكا حربه اي بنام « تحريم و انزوا » را بالاي سر جهان اسلام و ايران قرار داده بود كارآئي خود را از دست داد. سفيران اروپائي و بويژه سفير انگليس كه كشورمان را ترك كرده بودند سرانجام با خفت و خواري به حوزه ماموريتشان بازگشتند. آمدو شدها افزايش يافت و حجم روابط اقتصادي روزبروز بيشتر شد. با نمايش چنين قدرتي در مقابل ابرقدرتها و اتحاديه اروپا , كشورهاي كوچكتر ودور افتاده جهان كه بدلايل زيادي هميشه دنباله رو و خط گيرنده از سران استكباري بودند به افسانه پوچ و پوشالي بودن قدرت آن ها واقف گرديدند. ادامه اين خط و بويژه پس از فروپاشي شوروي بعنوان تنها رقيب و ابرقدرت شرقي , حكايت از آن دارد كه امروز در سراسر جهان و حتي در كشورهاي اروپائي كه اغلب در زنجيره اقماري سياستهاي آمريكاي جهانخوار قرار دارند اعتراض به آمريكا و فرياد عليه آمريكا و استكبار و حتي آتش زدن پرچم اين كشور و آدمكهاي دولت آن كشور رواج يافته است . چنين دست آوردي تنها مي تواند ريشه در يك حكم الهي داشته باشد كه به تناوب توسط مسلمانان و از جمله ساكنين جمهوري اسلامي ايران تقويت و يادآوري گردد. كسب چنين نتيجه اي از صدور فتواي رحماني عليه افكار شيطاني دست آورد بزرگي است و اما سرانجام رشدي پس از صدور حكم تحت نظر مستقيم پليس انگليس و خانواده سلطنتي آن ماههاي متمادي بدور از انظار مخفي گرديد. تا جايي كه حتي نزديكترين افراد او يا از او جدا شده و يا از او بي اطلاع بودند اين دوران در واقع روزهاي سخت و جهنمي بود كه رشدي بارها و بارها به آن اعتراف كرد و زندگي مخفي خود را يك زندان بي روح و عالم برزخ ناميد. اگرچه سلمان رشدي بظاهر هنوز نمرده بود , اما زندگي او هيچ شباهتي به زندگان و حتي ضعيف ترين انسانهاي روي زمين نداشت . اين اوضاع تا زمان رحلت حضرت امام خميني (ره ) هر روز سخت تر و سخت تر مي گرديد. پس از رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي و در ايامي كه اكثريت جهان اسلام و بويژه مردم ايران سخت متاثر و داغدار رحلت پيشواي خود بودند بار ديگر استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل به كمك دولتمردان انگليس شتافته و با مطرح كردن سلمان رشدي و فقدان امام راحل تلاش كردند تا به جهان اسلام تحميل كنند كه حكم الهي امام خميني (ره ) درباره ارتداد نويسنده كتاب موهن آيات شيطاني باطل شده است . اين دوران كوتاه با هجمه تبليغاتي غرب عليه افكار بلند امام خميني (ره ) دامن زده مي شد. اين در حالي بود كه هزينه هاي سنگين حفاظت از جان سلمان رشدي , امتناع كشورهاي مختلف و حتي خطوط هوائي از پذيرش وي و غيرقابل مصرف شدن اين مهره خائن براي دربار انگليس در طول بيش از يك دهه پس از رحلت امام (ره ) حكايت از آن داشت كه حكم الهي مشمول مرور زمان نشده و همچنان جاريست . عطش توسعه روابط اقتصادي و سياسي اروپا با ايران و دوران گفتگوهاي انتقادي و برابر و... همه به گونه اي تحت تاثير اين ماجرا قرار داشت و عاقبت با عقب نشيني اروپا و اخراج سلمان رشدي و تبعيد وي به آمريكا پايان يافت . سلمان رشدي با عزيمت به آمريكا بعنوان يك فرد گمنام و يا شايد با هويتي جعلي در واقع زندگي خود را پايان يافته مي بيند. او امروز در هيچ محفل عمومي ظاهر نمي شود , همسران وي يكي پس از ديگري از او جدا شده اند , و وي كمتر مورد توجه رسانه هاي استكباري قرار دارد. از طرف ديگر اگرچه اطلاعات و اخبار دقيقي در دست نيست , اما بدور از انتظار نيست كه توسط سردمداران اين تهاجم فرهنگي شكست خورده در مقطعي مناسب به درك واصل شود تا شر او از سر سياست هاي جهان كم گردد. يا شايد بوسيله هزاران هزار مسلمان مقيم آمريكا در يك فرصت مناسب به سزاي اعمال ننگين خود برسد. بهرحال صدور فتواي امام خميني (ره ) كه همان حكم الهي است و حمايت جهان اسلام و حتي بزرگان ساير اديان توحيدي را به همراه دارد , تير مرگ سلمان رشدي را از چله كمان رهانيده است . اگرچه شايد اقدامات حاميان سلمان رشدي و حركتهاي استكبار جهاني بتواند تا حدودي از سرعت اين تير بكاهد , اما توقف حركت تير مرگ سلمان رشدي فقط با مرگ او ممكن است . شرايط جهان نيز حكايت از آن دارد كه زمان مرگ رشدي نزديك است و اميد كه اين امر واجب كفايي بدست يك مسلمان انقلابي اجرا شود. امام خميني (ره ) در اعلام و اجراي احكام الهي ملاحظه هيچ قدرت و شرائط زماني يا مكاني را نمي كرد. اين امر از جمله ظرايف عملكرد يك رهبر الهي است عطش توسعه رابطه اروپائيها با ايران نه تنها سبب شد بدون دست يافتن به نتيجه اي سفراي خود را به تهران بازگردانند , بلكه اخراج رشدي از انگليس , اختفا وي در آمريكا و از همه مهمتر , جدائي پي درپي همسران وي نشانگر اين واقعيت است كه زندگي رو به پايان اين مرتد هيچ شباهتي به زندگان ندارد 
| تعرض غرب به حريم مقدس آزادي |
 يكي از ويژگي هاي ممتاز رهبري امام خميني (رضوان الله تعالي عليه ) در اين بود كه ايشان , ارزشهاي اسلامي مترتب بر انقلاب اسلامي را بالاترين دستاورد انقلاب مي دانستند و براي حفظ و استمرار اين ارزشها نهايت تلاش خود را به كار مي بستند. امام هم در فاصله زماني قبل از پيروزي انقلاب كه جريان نهضت را از بيرون مرزهاي كشور هدايت مي كردند و هم در فاصله 9 سال و چند ماهي كه پس از پيروزي انقلاب در قيد حياط بودند , در جهت حفظ انقلاب از گزند تعرضاتي كه ارزشهاي اسلامي انقلاب را هدف قرار مي داد , نهايت كوشش و اهتمام را از خود نشان داده و در برابر اين گزندها روحيه اي تهاجمي داشتند. حكم ايشان عليه سلمان رشدي مرتد دقيقا از همين زاويه است كه اهميت خود را نشان مي دهد. امام در پس اثر وهن انگيز رشدي , اراده استكبار را براي مبارزه فرهنگي با اسلام مي ديدند. امام خميني , رشدي را ابراز اين اراده و آلت دست آن مي دانست و صدور حكم مرگ اين نويسنده مرتد را يكي از راههاي مبارزه جدي با اراده ضد اسلامي دولتهاي غربي به حساب مي آورند. وقتي رشدي كتاب توهين آميز خود موسوم به « آيات شيطاني » رادر انگليس انتشار داد , امام خميني كمترين حسابي براي اين باور غلط رايج , كه در غرب آزادي قلم و بيان وجود دارد , باز نكردند. زيرا بخوبي مي دانستند كه پديده آزادي در غرب , يك مقوله گزينشي است . امام مي دانستند در جوامعي كه نويسندگان نتوانند عليه موجوديت دروغين و جعلي صهيونيسم بنويسند و نتوانند ابعاد جنايات غرب عليه ملل مسلمان در گذشته و حال را انتشار دهند , در جوامعي كه « خاورميانه اي بودن » سبب برانگيختن ظن پليسي و امنيتي است , در جوامعي كه مسلمانان را به صرف مسلمان بودن بايد مظنون يا متهم بحساب آورد , مگر آنكه خلاف آن ثابت شود , در جوامعي كه نمي توانند يك روسري را بر سر زنان مسلمان تحمل كنند و ستيز با مظاهر ديني از جمله حجاب زنان و ريش مردان را علامت تمدن مي شمارند , در چنين جوامعي ادعاي وجود آزادي , ادعائي مضحك و چندش آور به نظر مي رسد. در چنين جوامعي , پديده ارزشمند آزادي را بايد بزرگترين قرباني فرهنگ و تمدن غربي به شمار آوريم . امام خميني از ماهيت دروغ دمكراسي و آزادي غربي مطلع بودند و مي دانستند كه آزاديهائي كه جامعه غربي مروج آن است با آن آزادي مطلوبي كه ملتها خواهان آن هستند فاصله فاحشي دارد. و لذا وقتي كتاب كفرآميز رشدي منتشر شد , ايشان در پس اين اثر شيطاني , چهره كريه عفريتي را مشاهده كردند كه براي بي اعتبار كردن اسلام و تخريب فكر و انديشه و باورهاي اسلامي ملل مسلمان خيز برداشته است . به همين دليل از ابتدا در مواجهه با اين توطئه , راه اوليا دين را در پيش گرفته و حكم تغيير ناپذير الهي را مطرح ساختند. اين روحيه اي نبود كه تنها در مواجهه با پديده منحوس رشدي جلوه گر شده باشد و امام همواره در روياروئي با مظاهر تعرض دشمنان به حريم دين و باورهاي اعتقادي مردم و در برابر گزندهائي كه مقدسات مردم را نشانه مي گرفت , روحيه اي تهاجمي داشتند. اين ويژگي را در بسياري از سخنراني ها , بيانيه ها و پيامهاي ايشان مي توان مشاهده كرد. امام , اسلام را زيربناي تفكر انقلاب و پيروزي انقلاب را نتيجه تبعيت مردم از اسلام و حاصل وحدت اسلامي مردم مي دانستند و لذا عميقا اين اعتقاد را داشتند كه تحكيم ارتباط مردم با باورهاي اسلامي و گرايشهاي ديني ضامن دوام و بقاي انقلاب خواهد بود. غرب همواره درصدد تامين آزاديهاي عاري از معنويات است . در منطق غربيها قلمرو آزادي محدود به بي بند و باريهاي رايج در جوامع لائيك است . ولي در نگاه امام خميني , آزادي به معناي برخوردار شدن از حق تعيين سرنوشت , منزلت يافتن آرا و اراده مردم , آزاد زيستن و سر به زير يوغ اسارت بيگانگان در نياوردن بوده است . آزادي در منظر امام خميني , رسيدن ملتها به اين نتيجه است كه براي نيل به آزادي واستقلال , بايد تا رفيع ترين قله هاي ايثار و شهادت پرواز كرد. اين يكي از درسهاي نهضت امام خميني به ملتهاي تشنه آزادي است . درس امام اين بود كه آزادي واقعي انسان فقط در چهارچوب نظام ارزشي معنا پيدا مي كند نه در لجام گسيختگي فرهنگي كه نظام ماديگراي غرب منادي آن است . اين رويكردي است كه اگر در دنيا به منصه ظهور برسد تمامي دستاوردهاي سلطه استعماري قدرتهاي شيطاني را در مناطق مختلف جهان بر باد مي دهد و لذا اين دغدغه سبب شد تا قدرتهاي سلطه گر در تمامي عرصه ها به مبارزه اي اعلام نشده ولي برنامه ريزي شده و سازمان يافته عليه اسلام برخيزند. پروراندن چهره هائي مانند سلمان رشدي و عزيز نسين و حمايت از آنها در لواي آزادي قلم و بيان از جمله اين راهكارها بود. يكي ديگر از مظاهر زشت اين مقابله نامقدس عليه اسلام راستين طرحي بود كه چندين پيش از سوي ژنرال كالين پاول وزير خارجه سابق آمريكا عنوان شد. طرح پاول براي تغيير فرهنگ اسلامي خاورميانه كه شامل سه بخش وابستگي سياسي كشورهاي منطقه در پوشش « توسعه سياسي » وابستگي اقتصادي كشورها در پوشش « توسعه اقتصادي » و ترويج مفاسد اخلاقي و رواج بي بند و باري در پوشش « آزادي زنان » مي باشد , از سوي ژنرال كالين پاول وزير خارجه آمريكا اعلام شد. متعاقب اين طرح توطئه آميز , وزارت دفاع آمريكا پنتاگون نيز از طرح جداگانه خود براي ترويج اسلام آمريكائي در پوشش « كاستن از تاثيرات اجتماعي مساجد خاورميانه » پرده برداشت . اين طرحها , در حقيقت ادامه دكترين ناتمام جورج بوش (پدر) تحت عنوان « نظم نوين جهاني » بود. دكتريني كه سهم خاورميانه اي آن عبارت بود از تضعيف كشورهاي اسلامي و شاخص كردن اسرائيل در خاورميانه براي شكل دادن به رابطه سياسي هر يك از كشورهاي منطقه با آمريكا. جورج بوش اول , متعاقب اعلام اين طرح قدم اول خود را در راه تحقق بخشيدن به آن از طريق برپائي اجلاس سال 1370 مادريد و گردآوردن رژيم هاي عرب به پاي ميز مذاكره با اسرائيل و فراهم ساختن زمينه سازش نويني اعراب با حكومت غاصب صهيونيستي برداشت . ولي مدت كوتاه 4 ساله حكومت وي كفاف نداد تا مراحل بعدي توطئه خود را به اجرا درآورد. اكنون تئوريسين ها و نخبگان سياسي جامعه آمريكا تصريح دارند كه طرح فعلي بوش , ادامه توطئه ضد اسلامي پدرش مي باشد , طرحي كه بنا دارد تا با اقتدار و پويائي اسلام در خاورميانه مقابله كند و چهره ها موثر اسلامي در منطقه را همراه با اماكن اسلامي تاثير گذار در سرنوشت منطقه , بتدريج از ميان بردارد. طرح ترويج اسلام آمريكائي و همچنين فرمان اخير رئيس جمهور آمريكا به « سيا » براي ترور چهره اصلي مخالف آمريكا در جهان , به باور مفسران سياسي مراحل مختلف همين توطئه است كه آمريكائيها اميد به اجراي آن دارند. اين توطئه , نقشه اي است كه عليرغم گستردگي و برنامه ريزي وسيع آن , با هشياري و توانمندي ملتهاي مسلمان و حفظ وحدت و يكپارچگي آنان و طرد و نفي عناصر سياسي متمايل به سازش با كاخ سفيد در داخل كشورهاي اسلامي , قابل خنثي شدن خواهد بود. ولي روند توطئه متوقف نخواهد شد. آمريكا , انگليس و ساير قدرتهائي كه از اسلام سيلي خورده اند دست از شرارت عليه ملتهاي مسلمان و معتقد به جهان بيني توحيدي برنخواهند داشت و اگر به اين نتيجه برسند كه روش استفاده ابزاري از مزدوراني مانند سلمان رشدي مرتد در اين تهاجم ضد اسلامي ديگر كارآئي نخواهد داشت يقينا از روشهاي سياسي , نظامي , جاسوسي , مطبوعاتي , فرهنگي , تروريستي و يا هر روش ديگري كه بتواند آنان را در راه مقابله با خط اصيل و پر رنگ اسلام خواهي ملتها ياري رساند , استفاده خواهند كرد. امروز در شانزدهمين سالگرد صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني عليه نويسنده و ناشر كتاب كفرآميز آيات شيطاني و در پايان اولين ربع قرن از عمر انقلاب اسلامي ايران آنچه كه در اين مقوله بسيار پر رنگ و برجسته به نظر مي رسد دغدغه خاطر و اصرار امام در دفاع از مباني و مقدسات اسلام و مبارزه با تمامي چهره هائي است كه از سوي دشمنان اسلام , براي عناد و كينه توزي عليه مفاهيم و آموزه هاي اسلام اصيل سازماندهي و تحريك مي شوند. طرح آمريكا معروف به « اصلاحات در خاورميانه » كه متضمن بي بندوباري اجتماعي است با طرح انگليس در به راه انداختن و هدايت عناصر مرتدي مانند سلمان رشدي , عموما هدف مبارزه با مباني فرهنگي و ارزشي اسلام را تعقيب مي كنند 
|
|
|
|
|
| | |
|