روزنامه جمهوري اسلامي 25/11/1383 صفحه جبهه و جنگ

* سردار نانواكناري :
همه سختي هاي جنگ با روحيه ايثار بچه ها تبديل به آسايش مي شد

* سرهنگ قاسم پور :
ماموريت ما سر پل گيري و تك فريب بود
سردار نانواكناري :
همه سختي هاي جنگ با روحيه ايثار بچه ها تبديل به آسايش مي شد





پاي صحبت و خاطرات سردار سرتيپ دوم پاسدار « حاج ولي الله نانواكناري » فرمانده انتظامي استان كرمان و فرمانده يكي از تيپ هاي عملياتي سپاه در عمليات والفجر هشت
اشاره : همه جاي ايران سراي دلاوران ايثارگري است كه به اقتضاي زمان در هر مكان كه نياز باشد حضور مي يابند و پا در ركاب ولايت با نيت خالصانه خدمت به خلق خدا , براي رضاي خدا مي كوشند. سردار سرتيپ پاسدار حاج ولي الله نانواكناري كه امروز در سمت فرماندهي انتظامي استان كرمان لباس خدمت به تن كرده است از فرزندان پاك خطه شهيدپرور مازندران و شهر فريدونكنار مي باشد. اين سرباز فداكار اسلام كه سالهاي دفاع مقدس با حضور در جبهه هاي غرب و جنوب در كنار ساير رزمندگان حماسه ها آفريده خاطرات خود را از سالهاي آغازين دفاع مقدس و عمليات والفجر هشت اينگونه بيان مي كند.
در سال 59 با تعدادي از همرزمان همشهري بعنوان نيروي بسيجي به منطقه سر پل ذهاب در غرب كشور اعزام شديم , البته در ابتداي دفاع مقدس نيروهاي بسيجي بصورت سازمان يافته نبودند و بمرور از يك سازمان منسجمي برخوردار شدند. مدت كوتاهي هم در تيپ محمد رسول الله (ص ) بودم كه فرمانده ما حاج علي موحد بود كه بعدها شهيد شد. مدتي هم در تيپ امام حسين (ع ) تا اينكه تيپ 25 كربلا تشكيل شد و من به آنجا رفتم كه تيپ بعدا با لشكر تبديل گرديد. در منطقه غرب كشور , هم درگيري با عراقيها بود و هم با ضدانقلاب داخلي و از لحاظ پشتيباني هيچ امكاناتي نبود بعنوان مثال روستاها كه تخليه شده بودند ما در آنجا با آرد , براي خودمان نان و حلوا مي پختيم و از ميوه باغها استفاده مي كرديم و اين كمبود امكانات فقط منحصر به كمبود سلاح نبود. همه اين سختي ها با روحيه ايثارگرانه بچه ها به قوت تبديل مي شد. ولي سياست بني صدر اينگونه بود كه امكانات در دسترس نيروهاي سپاهي و بسيجي نباشد. بمرور بعد از عزل بني صدر يك انسجام بين رزمندگان شكل گرفت و عملياتها پشت سر هم بصورت محدود انجام شد كه موفقيتهايي داشتيم و دشمن زمينگير شد و به تدريج با اين عملياتهاي محدود دشمن مجبور به ترك منطقه شد.
در ابتداي جنگ دشمن با 14 لشكر مجهز از استكبار شرق و غرب تا نزديكي اهواز , كردستان , سرپل ذهاب , مهران , دهلران و ايلام نفوذ كرده بود و حضور همه جانبه بچه هاي بسيجي و سپاه و همكاري ارتش , دشمن را مجبور به عقب نشيني مي كرد و منجر به انجام عملياتهاي وسيعتري مي شد نظير عمليات رمضان , طريق القدس و بيت المقدس كه انبوهي از اسيران و تجهيزات و امكانات را به همراه داشت , در شرايطي كه دشمن تبليغات وسيعي كرده بود كه اگر رزمندگان ايران بتوانند خرمشهر را آزاد كنند كليد فتح بصره را به آنها مي دهيم , يعني دشمن مطمئن بود كه نمي شود موانع را شكست و از ظاهر قضيه مناطق غيرقابل نفوذ نشان مي دهد ولي با اين امكانات ابتدايي و نيروهاي آموزش نديده بدون تجهيزات مدرن نيروهاي اسلام توانستند از اين موانع عبور كنند.
به لطف خدا رزمندگان توانستند عملياتهاي بزرگي را طراحي و اجرا كنند و دشمن را خوار و ذليل نمايند و هر يك از اين عملياتهاي بزرگ كه انجام شد عظمتي از سلحشوري و از خودگذشتگي و شهادت طلبي رزمندگان و تبعيت از امام را به نمايش گذاشت . در خصوص عمليات والفجر 8 از لحاظ موقعيت منطقه بايد قدري به عقب برگردم در مدتي كه خرمشهر در محاصره دشمن بود زماني كه حلقه هاي محاصره از داخل خاك ايران تا نزديك بهمنشير آمده و آبادان در محاصره قرار گرفت حدودا 50 كيلومتر از خرمشهر را دور زده بود و پشت آن قرار گرفته بود ولي نتوانست يك كيلومتر عرض رودخانه اروند را عبور كند تا اين حلقه محاصره را كامل نمايد هر چند كه امكانات و تجهيزات بسياري داشت و اين رمزي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. اروند رودخانه طغيانگري است كه در حالت جزر و مد اختلاف ارتفاع آب به 2 متر مي رسد . بعد از اتمام جنگ يك ژنرال پاكستاني به منطقه آمده بود و وقتي پل بعثت را ديد گفت : من در تعجبم چگونه لشگريان اسلام توانسته اند با امكانات ابتدايي از اين رودخانه طغيانگر عبور كنند.
در عمليات والفجر 8 كار شناسايي منطقه بخوبي انجام شده بود . زمان جزر و مد بخوبي تشخيص داده شده بود. در ساحل سمت دشمن از موانع بسياري قوي , ميدانهاي مين , سيم خاردار و موانع خورشيدي برخوردار بود از طرفي ساحل باتلاقي هم مانع بزرگي بود و جريان آب هم يك مانع عمده غيرقابل نفوذ محسوب مي شد اما رزمندگان اسلام توانستند با توسل به خدا و ياري فرماندهي وجود مقدس حضرت ولي عصر(عج ) از اين رودخانه طغيانگر و موانع بسيار سنگين دشمن عبور كنند و عملياتي را آغاز نمايند كه در طول جنگ بي نظير باشد و در ابعاد سياسي , نظامي , اقتصادي , اجتماعي و جنگي موفقيتهايي كسب كنند.
از لحاظ اقتصادي تنها موقعيتي كه حكومت بعثي داشت اين بود كه مي توانست از ساحل فاو نفت صادر كند يعني با تصرف منطقه فاو به دست نيروهاي اسلام ضربه كاري بر دشمن وارد شد. از لحاظ سياسي چون تمامي استكبار و حكومتهاي وابسته به آن در صدد تحميل اراده خود به ايران بودند و قطعنامه هايي را در اين مورد صادر مي كردند كه چون نظر ايران را تامين نمي كرد مورد تائيد ايران قرار نمي گرفت اما بعد از عمليات والفجر 8 سمت و سوي تصميم گيريها به سمتي رفت كه نظر ايران تامين شود و كلا اين عمليات اقتدار و عظمت و قدرت لشكريان اسلام را در سطح دنيا به نمايش گذاشت و موجب وحشت استكبار شد. در بعد نظامي هم بايد گفت دو سال رژيم بعثي با تصرف خرمشهر تا پشت آبادان آمده بود ولي از اروند نتوانسته بود عبور كند ولي رزمندگان اسلام توانستند از رودخانه عبور كنند. اصولا هر كشوري نيروهايش را براساس موقعيتهاي جغرافيايي سازماندهي مي كند در منطقه فاو نيروي دريايي عراق بكلي منهدم شد; نيرويي كه براي ارتش عراق مقتدر بود و با شليك موشكهاي زمين به دريا و مورد هدف قرار دادن كشتي هاي حامل نفت تهديد عمده اي براي خليج فارس محسوب مي شد كه اين تهديد از بين رفت و همگان با توجه به رجزخوانيهاي صدام فهميدند كه او طبل تو خالي بيش نيست . عمليات والفجر 8 با تجهيزات بسيار ابتدايي و كمترين امكانات و با لوازم غواصي ابتدايي در هواي سرد انجام شد و نيروها پس از شكستن خط با قايقهايي كه از پيش تعيين شده بود از رودخانه عبور كردند و منطقه وسيعي را در مسير جاده فاو ـ ام القصر , فاو ـ بصره و خود فاو را تا ساحل خور عبدالله به تصرف درآوردند در همين حال براي پشتيباني از رزم لازم بود امكاناتي را تدارك ببينند كه جهاد سازندگي و مهندسي لشكرها كار بي نظيري انجام دادند و آن اينكه پلي را بر اين رودخانه احداث كردند كه همه كارشناسان را به تعجب واداشت كه چطور بر اين رودخانه طغيانگر پلي ساخته شده كه تانكها و نفربرها و خودروها از آن عبور مي كنند.
وقتي به عظمت اين عمليات نگاه مي كنيم پي مي بريم كه اين عمليات با نيروي انساني و فكر و اراده و تجهيزات ظاهري شدني نيست و نكته قابل توجه اين بود كه امام به آن اشاره كردند و فرمودند « فاو را خدا آزاد كرد » . البته با كنكاش در عمليات با آن موانع سخت به اين نتيجه مي رسيم كه واقعا فاو را خدا آزاد كرد چون كار انسان نيست .
بعد از عمليات ضربه كاري و شكننده بر پيكر نظام بعثي فرود آمد و دشمن با پشتيباني استكبار شرق و غرب , پاتكهاي وسيعي ايجاد كرده بود. به عنوان مثال توپولوفها روزي سه مرتبه با حمايت ميگهاي جنگنده منطقه را بمباران مي كردند. نقطه اي در فاو نبود كه توسط بمبهاي دشمن آسيب نديده باشد. حجم بمبارانهاي آنها بعد از اين عمليات در منطقه با كل جنگ برابري مي كرد بيشترين هواپيماي ساقط شده دشمن توسط رزمندگان در آن منطقه انجام شد شايد قريب به 75 هواپيما ساقط شد . در اثر بمبارانهاي شيميايي دشمن بعضي گردانها كه براي جابجايي مي آمدند نيامده برمي گشتند. بچه ها حماسه بزرگي را به نمايش گذاشته بودند استكبار به تكاپو افتاده بود كه به هر نحوي اين موضوع را جمع كنند. دشمن ميخواست عظمت عمليات را در سطح جهاني خنثي كند لذا در منطقه مهران عمل كرد و مهران را تصرف كرد و بسيار روي آن تبليغ كرد و اعلام كرده بودند اگر مهران را پس بگيريد كليد فتح بصره را ميدهم . امام اعلام كردند كه مهران بايد آزاد شود. لذا بلافاصله عملياتي براي آزادي مهران و مناطقي كه مدت زمان زيادي در دست اينها بود انجام شد . هنوز خستگي عمليات والفجر 8 به تن بچه ها بود كه براي بازپس گيري مهران و مناطقي كه در دست دشمن بود اقدام شد و اين مناطق آزاد شد.
در عمليات والفجر 8 پرچم مقدسي كه به ضريح مبارك حضرت ثامن الحجج (ع )متبرك شده بود بدست فرمانده لشكر 25 كربلا; سردار مرتضي قرباني بر مناره هاي مسجد جامع فاو برافراشته شد و مدالي بر افتخارات رزمندگان اسلام در هميشه تاريخ ثبت شد و رزمندگان اسلام و ملت قهرمان ايران بايد مقتدرانه و با افتخار از اين عمليات ياد كنند. در همين جا درود مي فرستيم به روح پرفتوح رزمندگاني كه در آن منطقه به شهادت رسيدند و سر تواضع و فروتني در مقابل جانبازان عزيز كه در اين منطقه مدال افتخار جانبازي را به جان خريدند فرود مي آوريم و در مقابل رزمندگاني كه از همه چيز گذشتند و در شرايط سخت با ايثار و از خودگذشتگي عمليات را به پيروزي رساندند و برگ زريني بر صفحات تاريخ مقدس جمهوري اسلامي اضافه كردند كمال تشكر و قدرداني را داريم .
در عمليات والفجر 8 گرداني از لشكر 25 كربلا مامور بودند كه با گرفتن طنابي از اروند عبور كنند من ديدم سر طناب آزاد است از نفر اول كه پيشرو بود پرسيدم چرا سر طناب را رها كرده اي
گفت : سر طناب را امام زمان (عج ) خواهد گرفت در نتيجه اينجا جاي من نيست چرا كه حضور امام زمان مشهود است . واقعا همين حالتها بود كه رزمندگان ما توانستند اين حماسه ها را بيافرينند.
در عمليات والفجر 8 رزمندگان اسلام يك حركت بسيار خوب و اطلاعاتي را رعايت كرده بودند بطوريكه هيچكس نتوانست بفهمد اين منطقه يك منطقه عملياتي است . رزمندگان سختي بسياري را تحمل كردند خود را در محدوديت بسيار سنگيني قرار داده بودند و خود را زنداني كرده بودند كه دشمن نفهمد در اين منطقه قرار است عملياتي انجام شود. قبل از عمليات هم بچه هاي بسيجي روي آموزش غواصي بسيار كار كردند و در اين راه آنچنان ضعف بر بعضي ها عارض مي شد كه غش ميكردند و آنها را به بيمارستان مي بردند و بعد از مداوا دوباره برميگشتند. آن آموزش و جديت و ايثار و توكل نتيجه اي جز اين حماسه ها نداشت . اينها را به عينه ديده و لمس كرده ايم و امروز مي شود از آن ياد كرد.
1,5 ماه بعد از عمليات والفجر 8 در خط پدافندي با شهيد حميد رضا نوبخت در فاو نشسته بوديم و صحبت ميكرديم كه ناگهان دشمن اقدام به پاتك نمود تا بخود آمديم تانك ها و نفربرها روي خاكريز ما قرار گرفت با اين حال بچه هاي ما آرپي چي و كلاش بدست به جان عراقي ها افتادند و تعدادي از عراقيها را به درك واصل كردند و تعدادي را به اسارت گرفتند و 11 تانك و نفربر را هم به غنيمت گرفتند. الان كه به آن صحنه ها فكر مي كنم غيرقابل باور است كه تانكها و نفربرهاي دشمن روي خاكريز بيايند ولي نتوانند موفقيتي كسب كنند. در اين ماجرا شهيد حميد نوبخت قسمتي از خط پدافندي را پوشش داد.
واقعا جز حماسه و ايثار نامي نميتوان بر حركات رزمندگان نهاد.
در خاتمه يادي مي كنم از فرماندهان شهيد لشكر 25 كربلا حاج بصير , نوبخت , اصغر بصير , نژاداكبر و ديگر عزيزاني كه خونشان پيروزي را براي رزمندگان به ارمغان آورد.
تهيه و تنظيم ـ كرمان جمهوري اسلامي ـ همتي
بعد از اتمام جنگ يك ژنرال پاكستاني به منطقه آمده بود و وقتي پل بعثت را ديد گفت : من در تعجبم كه چگونه لشكريان اسلام توانسته اند با امكانات ابتدايي از اين رودخانه طغيانگر عبور كنند
بعد از عمليات والفجر هشت سمت و سوي تصميم گيريها به سمتي رفت كه نظر ايران تامين شود و كلا اين عمليات اقتدار , عظمت و قدرت لشكريان اسلام را در سطح دنيا به نمايش گذاشت وموجب وحشت استكبار شد

سرهنگ قاسم پور :
ماموريت ما سر پل گيري و تك فريب بود




گفت و گو با سرهنگ پاسدار اسماعيل قاسم پور; معاونت عمليات تيپ حضرت قائم (عج ) ـ استان سمنان در مورد عمليات والفجر هشت
اشاره : گردان كربلا در بين رزمندگان جبهه هاي نبرد حق عليه باطل , بويژه رزمندگان استان سمنان , نامي آشنا است . اين گردان كه رزمندگان دلير شهرستان شاهرود را در خود جاي مي داد در عمليات هاي مختلف دوران دفاع مقدس , نقشي حساس و غرورآفرين ايفا نموده است . يكي از عمليات هايي كه رزمندگان كربلا , در آن حماسه آفريده و با تقديم حدود 60 شهيد گرانقدر از مرزهاي عقيده و ميهن خود پاسداري نموده اند , عمليات غرورآفرين والفجر 8 مي باشد .
در اين عمليات پيروزمند كه در دو بخش تك فريب و عمليات اصلي به اجرا درآمد , رزمندگان گردان كربلا , در تك فريب , در جزيره بوارين شركت داشتند كه شهداي گرانقدري را در اين عمليات تقديم نمودند. از جمله شهيدان گلگون كفن گردان كربلا در اين عمليات افتخارآفرين , شهيد عرب عامري معروف به اخوي عرب ; فرمانده گردان پيروزمند كربلا بود. در آستانه سالروز عمليات پيروزمند والفجر 8 و بمنظور آشنايي با نقش گردان كربلا در اين عمليات خبرنگار ما در سمنان با سرهنگ پاسدار اسماعيل قاسم پور; فرمانده عمليات تيپ حضرت قائم (عج ) كه در آن عمليات در سمت جانشين فرمانده گردان كربلا انجام وظيفه مي نمود گفت و گويي ترتيب داده است كه از نظر شما مي گذرانيم .
با تشكر از وقتي كه به اين گفت و گو اختصاص داده ايد , مختصري از حال و هواي گردان كربلا در عمليات والفجر 8 را بيان فرمائيد .
در آستانه عمليات والفجر 8 , كاروان راهيان كربلا كه بخشي از آن را رزمندگان شهرستان شاهرود تشكيل مي دادند , از سراسر استان سمنان راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شدند. آن روزها استان سمنان داراي يگان مستقلي نبود و رزمندگان اسلام در تيپ 21 امام رضا(ع ) و رزمندگان شهرستان شاهرود در گردان كربلا سازماندهي شده بودند. از ويژگيهايي كه گردان كربلا در آن روزها از آن برخوردار بود , حضور تعداد زيادي از روحانيون از جمله مرحوم آيه الله طاهري امام جمعه شهرستان شاهرود در جمع خبرنگاران اين گردان بود كه حضور ايشان اثرات بسيار مثبتي بر روحيه نيروها داشت .
امام جمعه شاهرود در مدت 45 روز حضور خود در جبهه هاي جنگ و در جمع رزمندگان در برگزاري برنامه هاي مختلف از جمله برنامه صبحگاه و پياده روي صبحگاهي و برگزاري كلاسهاي عقيدتي شركت داشتند و در شب عمليات هم اصرار داشتند كه همراه رزمندگان باشند. از ديگر ويژگي هايي كه گردان كربلا داراي آن بود , حضور بچه هاي كارآمد جبهه و جنگ در اين گردان بود , از جمله اين نيروها شهيد كرمانيان بود كه خودش در كردستان فرمانده گردان بود , اما براي شركت در عمليات به رزمندگان گردان كربلا پيوست . وجود چند مداح خوب از جمله شهيد ميرحسني و شهيد لطفي نيز از ديگر امتيازاتي بود كه گردان كربلا آن روزها از آن برخوردار بود و در كنار همه اينها فرماندهي اخوي عرب (شهيد عرب عامري ) كه از نيروهاي موثر و بي رياي گردان كربلا بود , حال و هواي خاصي به گردان كربلا بخشيده بود.
ماموريت گردان كربلا در اين عمليات چه بود و اين گردان چگونه وارد عمليات شد
ماموريتي كه به گردان كربلا واگذار شده بود , سر پل گيري و تك فريبنده اي بود كه يك كار فرعي براي عمليات اصلي كه در شهر فاو انجام مي شد , بعمل مي آمد. منطقه اي كه براي ما تعيين شده بود از فاو مهم تر بود. نزديكي به بصره دليل اهميت اين منطقه بود و موجب مي شد كه دشمن از تك اصلي غافل شود. ما يك شب قبل از عمليات در نزديك ترين نقطه به دشمن در شهركي بنام شهرك ولي عصر(عج ) مستقر شديم . خيلي ها مي دانستند كه آن شب آخرين شبي است كه با هم هستند و لذا روحشان صيقل پيدا كرده بود و براي جانبازي آماده شده بودند.
حدود 500 متر جلوتر , خاكريزي پشت نهرخين زده شده بود كه نيروها پشت خاكريز مستقر شدند , حدود ساعت 9,5 شب بود كه رزمندگان گردان كربلا عمليات را آغاز كردند. در ابتداي عمليات بايد غواصان گردان به فرماندهي شهيد اسداله احمدي بعنوان خط شكن وارد منطقه مي شدند و سنگرهاي اول دشمن را تصرف مي كردند. پس از ورود غواصان , مي بايست پلي را با عرض حدود 20 متر بر روي نهرخين نصب مي كرديم تا راهي براي عبور نيروهاي پياده گردان ايجاد شود. هنگامي كه خواستيم پل را روي رودخانه بيندازيم , با مشكلي مواجه شديم و آن مشكل اين بود كه بعلت بالا آمدن سطح آب , طول پل از هر طرف دو متر كم آمد , تصميم گيري در اين شرايط خيلي دشوار بود , اما شهيد غنيمت پور كه در آن عمليات معاونت فرماندهي گردان را برعهده داشت با توجه به برودت و سرماي هوا , با از خودگذشتگي همراه با تعدادي از نيروها براي جلوگيري از تلاطم آب نهرخين , وارد رودخانه شدند و در نتيجه اين از خودگذشتگي , در حالي كه در دو طرف پل آتش مي باريد , ما موفق به نصب پل شديم و راه براي عبور بقيه گردانها باز شد. در اين عمليات شهيد احمدي كه فرمانده غواصان گردان بود , نقش مهمي در باز كردن خط داشت و ديگر شهدا و كادر گردان نيز نيروها را به عبور از پل تشويق مي كردند . فاصله ما با دشمن حدود 20 متر بود , سرماي هوا و آتش شديد دشمن نيروهاي ما را آزار مي داد , نيروهاي ما با عبور از پل وارد كانال شدند و تعداد زيادي از بهترين نيروها در اين منطقه به شهادت رسيدند تا اصل موضوع يعني فتح فاو مورد توجه دشمن قرار نگيرد. فرمانده گردان , شهيد عرب عامري همراه با شهيد لطفي فرمانده گردان اول , از اولين افرادي بودند كه وارد عمليات شدند و در همان اوايل عمليات به شهادت رسيدند.
از فرمانده گردان و روحيه نيروهاي گردان كربلا بيشتر براي ما بگوئيد.
در اردوگاه كاظمين در شب نوزدهم بهمن , نزديك غروب آفتاب , فرمانده شهيد گردان , شهيد عرب عامري نيروها را جمع كرد و با اشاره به مشكلات اين عمليات به رزمندگان گردان اعلام كرد كه هر كس آمادگي حضور در اين عمليات و جانبازي در راه دين را ندارد , در عمليات شركت نكند , اما نيروها با فرياد تكبير و با شعارهاي فرمانده آزاده , آماده ايم آماده , وفاداري خود را به فرمانده اعلام داشتند. خود فرمانده گردان نيز با اينكه داراي خانواده و عيالوار بود , اما آنقدر براي دفاع اهميت قائل بود كه از خانواده خود گذشته بود و كمتر به مرخصي مي رفت .
از شهيدان اين عمليات چه خاطراتي داريد
از جمله شهداي گردان كربلا در عمليات والفجر 8 , شهيد قزويني بود. اين شهيد همراه با گروهان اول وارد كانالي كه داراي 1,5 متر عمق بود , شده بود .
راه عبور ما هم همين كانال بود , وقتي به شهيد قزويني رسيدم هنوز رمقي داشت , اما بجاي اينكه درخواست كمك كند , ما را به حركت بسوي دشمن تشويق مي كرد و اين نشانه معرفت و شناخت او نسبت به راهي بود كه انتخاب كرده بود. مجموعا حدود 60 نفر از نيروهاي گردان كربلا در عمليات والفجر 8 به شهادت رسيدند . در بين شهداي اين عمليات از همه اقشار و همه حضور داشتند , از بسيجيان 15 , 16 ساله تا پيرمرد 65 ساله كه نمونه اين شهيدان شهيد عبدلي 65 ساله است كه در جزيره بوارين به شهادت رسيد.
سمنان ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي
با تشكر از كنگره سرداران و سه هزار شهيد استان سمنان
مجموعا حدود 60 نفر از نيروهاي گردان كربلا در عمليات والفجر هشت به شهادت رسيدند كه در بين اين شهدا از همه اقشار حضور داشتند از بسيجيان 15 ـ16 ساله تا پيرمرد 65 ساله كه نمونه اين شهيدان شهيد عبدلي 65 ساله است .
وقتي به شهيد قزويني رسيدم هنوز رمقي داشت , اما بجاي اينكه درخواست كمك كند ما را به حركت بسوي دشمن تشويق مي كرد.