محمود تاري
آن يار كه شهر جان چراغاني اوست
درياي دلم هميشه توفاني اوست
اثبات ولايت علي هر كس خواست
اكملت لكم دليل قرآني
اوست
ة
در عرصه ي عاشقي خطر بايد كرد
بر آينه ي عشق نظر بايد كرد
خواهي تو اگر ارادتم را گويم
در راه علي زجان حذر بايد كرد
ة
هيچ آيينه , آيينه ي من نيست علي
يا چون در گنجينه ي من نيست علي
بشكاف دريچه هاي قلبم , بنگر
جز عشق تو در سينه ي من نيست علي
ة
آن دل كه ز بوستان صفايي نبرد
ره جانب كوي آشنايي نبرد
هر چند عبادتش فزون اما كس
بي حب علي راه بجايي نبرد
ة ة
دل با تو هميشه منجلي خواهد بود
خورشيد حريم ازلي خواهد بود
تا هستم و هست اين دل شيدايي
در سايه ي مرتضي علي خواهد بود

|
« غدير » و وحدت اسلامي
|
قسمت سوم
علي اصغر رضواني كاشاني
در ادامه بحث « غدير به عنوان عامل موثر در ايجاد وحدت
اسلامي » , به ارائه نمونه هايي از متفكران اهل سنت اشاره شد كه بر
اساس تحقيق و تفحص و بحثهاي روشنگر اسلامي به مكتب اهل بيت
پيوستند. اينك نظر شما را به ادامه آن جلب مي كنيم .
4 ـ نويسنده معاصر , صائب عبدالحميد
او شخصيتي عراقي است كه با سفر به ايران و تحقيقات فراوان , با
عنايات خداوند , مذهب تشيع را انتخاب نموده است . او در بخشي از
كتاب خود مي نويسد : « من اعتراف مي كنم بر نفس خود كه اگر رحمت
پروردگار و توفيقات او مرا شامل نمي شد , به طور حتم نفس معاندم مرا
به زمين مي زد. اين امر نزديك بود و حتي يك بار نيز اتفاق افتاد ولي
خداوند مرا كمك نمود. با اطمينان خاطر به هوش آمدم در حالي كه خود
را در وسط كشتي نجات مي يافتم , مشغول به آشاميدن آب گوارا شدم و
اكنون با تو از سايه هاي بهاري آن گل ها سخن مي گويم .
بعد از اطلاع دوستانم از اين وضع , همگي مرا رها نموده به من جفا
كردند. يكي از آنان كه از همه داناتر بود به من گفت : آيا مي داني كه چه
كردي
گفتم : آري , تمسك كردم به مذهب امام جعفر صادق , فرزند
محمدباقر , فرزند زين العابدين , فرزند سيد جوانان بهشت , فرزند سيد
وصيين و سيده زنان عالميان و فرزند سيدمرسلين .
او گفت : چرا اين گونه ما را رها كردي و مي داني كه مردم در حق ما
حرف ها مي زنند
گفتم : من آنچه رسول خدا(ص ) فرموده مي گويم .
گفت : چه مي گويي :
گفتم : سخن رسول خدا(ص ) را مي گويم كه فرمود : « من در ميان
شما چيزهايي قرار مي دهم كه با تمسك به آن ها بعد از من گمراه
نمي شويد : كتاب خدا و عترتم , اهل بيتم » و گفتار پيامبر(ص ) در حق
اهل بيتش كه فرمود : « اهل بيتم كشتي هاي نجات اند , كه هر كس بر آنها
سوار شود , نجات يابد » .
« صائب عبدالحميد » كتاب هايي را نيز در دفاع از اهل بيت (ع )و
تشيع نوشته كه برخي از آنها عبارتند از : « منهج الانتما المذهبي وابن
تيميه » , « حياته » , « عقائده و تاريخ الاسلام الثقافي و السياسي . »
5 ـ استاد صالح الورداني
او نيز از جمله كساني است كه با مطالعات فراوان , پي به حقانيت
تشيع برد. او به طور علني اعتراف به تشيع نموده و مردم را نيز در مصر
به آن مذهب دعوت مي نمايد.
در بخشي از كتاب خود به نام « الخدعه , رحلتي من السنه الي
الشيعه » مي نويسد : « در مدتي كه سني بودم , مردم را به عقل گرايي دعوت
كرده و شعار عقل را سر دادم , ولي در ميان قوم خود جايگاهي نيافتم و
از هر طرفي تهمت ها و شايعات عليه خود شنيدم ... و من به خوبي
مي دانستم كه كوتاه آمدن از عقل يعني ذوب شدن در پيشينيان و در
نتيجه انسان بدون هيچ شخصيتي خواهد بود كه واقع را بر او روشن
كند... من هرگز چيزي را بدون تحقيق و دقت نظر نمي گويم ... عقل
گرايي من عامل اساسي در تمايلم به سوي تشيع و خط اهل بيت (ع ) و
اختيار مذهب آنان بود... »
6 ـ استاد معتصم سيداحمد سوداني
او با مطالعات فراوان در تاريخ و حديث , به حقانيت مذهب اهل
بيت (ع ) پي برده و تشيع را انتخاب كرده است . وي در توصيف و وجه
نام گذاري كتابش , « بنور فاطمه اهتديت » مي گويد : « هر انساني در اندرون
خود , نوري را احساس مي كند كه راهنماي به حق است , ولي هواهاي
نفساني و پيروي از گمان بر آن نور پرده مي اندازد. لذا انسان نيازمند
تذكر و بيداري است و فاطمه (س ) اصل آن نور است . من آن نور را دائما
در وجود خود احساس مي كنم . (1 )
او درباره نظريه عدالت صحابه مي گويد : « عدالت صحابه نظريه اي
است كه در مقابل عصمت اهل بيت (ع ) جعل شده و چقدر بين اين دو
فرق است . عصمت اهل بيت (ع ) حقيقتي است قرآني و پيامبر(ص ) نيز
بر آن تاكيد دارد و در واقع نيز تحقق پيدا كرده است . اما نظريه عدالت
صحابه , مخالف قرآن كريم است . همانگونه كه پيامبر(ص ) نيز تصريح
بر خلاف آن نموده است , بلكه خود صحابه به بدعت هايي كه در زمان
پيامبر (ص ) و نيز بعد از آن ايجاد كردند , اقرار نمودند » . (2 )
و نيز مي گويد : « من در وجود خود , چيزي مي يابم و احساس مي كنم
كه نمي توانم توصيفش كنم , ولي نهايت تعبيري كه مي توانم از آن داشته
باشم اين كه هر روز احساس مي كنم كه به جهت تمسك به ولاي اهل
بيت (ع ) در خود قرب بيشتري به خداوند متعال پيدا كرده ام , و هر چه در
كلمات آنان بيشتر تدبر مي كنم معرفت و يقينم به دين بيشتر مي شود.
معتقدم اگر تشيع نبود , از اسلام خبري نبود. و هر گاه در صدد تطبيق و
پياده كردن تعليمات اهل بيت (ع ) در خود بر مي آيم , لذت ايمان و
لطافت يقين را در خود احساس مي كنم . و هنگامي كه دعاهاي مباركي را
كه از طريق اهل بيت (ع ) رسيده و در هيچ مذهبي يافت نمي شود. قرائت
مي كنم , شيريني مناجات پروردگار را مي چشم ... » (3 )
7 ـ وكيل مشهور مصري , دمرداش عقالي
او از شخصيت هاي مشهور و بارز مصري است كه در شغل وكالت
مدت هاست فعاليت مي كند. هنگام تحقيق در يك مسئله فقهي و مقايسه
آرا در آن مسئله , فقه و استنباط هاي شيعه اماميه را از ديگر مذاهب
فقهي قوي تر مي يابد و همين مسئله , بارقه هاي تشيع را در دلش روشن
مي گرداند تا اينكه حادثه اي عجيب سرنوشت او را به كلي عوض كرده و
او را به مذهب تشيع رهنمون مي نمايد و آن , اين بو كه وقتي گروهي از
حجاج ايراني همراه با حدود بيش از بيست كارتن كتاب اعتقادي وارد
عربستان مي شوند , تمام كتاب ها از طرف حكومت مصادره مي شود.
سفير ايران در زمان شاه , موضوع را با ملك فيصل در ميان مي گذارد. او
نيز به وزارت كشور عربستان مي نويسد مي نويسد تا به موضوع رسيدگي
كنند. وزير كشور دستور مي دهد كه تمام كتاب ها را بررسي كرده , اگر
مشكلي ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالي »
در حجاز به سر مي برد , از او خواستند كه اين كتاب ها را بررسي كند و در
نهايت راي و نظر قانوني خود را بدهد. او با مطالعه اين كتاب ها به
حقانيت تشيع پي مي برد و از همان موقع قدم در راه اهل بيت (ع )
مي گذارد . (4 )
8 ـ دكتر محمدحسن شحاته
او نيز كه استاد سابق دانشگاه الازهر , است , پس از مطالعات فراوان
در رابطه با شيعه اماميه پي به حقانيت تشيع برده و در سفري كه به ايران
داشت در سخنراني خود براي مردم اهواز مي گويد :
« عشق به امام حسين (ع ) سبب شد كه از تمامي موقعيت هايي كه
داشتم دست بردارم . »
و در قسمتي ديگر از سخنانش مي گويد : « اگر از من سئوال كنند امام
حسين (ع ) را در شرق يا غرب مي توان يافت من جواب مي دهم كه امام
را مي توان در درون قلب من ديد و خداوند توفيق تشرف به ساحت امام
حسين (ع ) را به من داده است » .
وي در ادامه مي گويد : « سالهاست كه شيفته امام علي (ع ) هستم و
سال هاست كه هاله اي از طواف پيرامون ولايت امام علي (ع ) در خود
مي بينم » . (5 )
9 ـ عالم فلسطيني شيخ محمد عبدالعال
او كسي است كه بعد از مدت ها تحقيق , پي به حقانيت تشيع برده , و
به اهل بيت (ع ) اقتدا نموده است . در مصاحبه اي مي گويد : « ... از
مهم ترين كتاب هايي كه قرائت كردم كتاب المراجعات بود كه چيزي بر
ايمان من نيفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه اي كه مطلب
را نهايي كرده و مرا به ولايت اهل بيت (ع ) رهنمودن ساخت . اين بود كه
روزي در پياده رو مغازه يكي از اقوام نشسته بودم , مغازه اي كوچك بود ,
شنيدم كه آن شخص به يك نفر از نوه هاي خود امر مي كند كه به جاي او
در مغازه بنشيند تا نماز عصر را به جاي آورد. من به فكر فرو رفتم كه
چگونه يك نفر مغازه خود را رها نمي كند تا به نماز بايستد , مگر آن كه
كسي را به جاي خود قرار دهد كه بتواند حافظ اموالش باشد , حال
چگونه ممكن است كه پيامبراكرم (ص ) امتي را بدون امام و جانشين رها
كند ! به خدا سوگند كه هرگز چنين نخواهد بود... »
هنگامي كه از او سئوال شد كه آيا اكنون در غربت و لبنان به سر
مي بري احساس وحشت و تنهايي نمي كني , او در جواب مي گويد : به
رغم اين كه عوارض و لوازم تنهايي , زياد و شكننده است ولي در من
هيچ اثري نگذاشته و هرگز آن ها را احساس نمي كنم زيرا در قلبم كلام
اميرالمومنين را حفظ كرده ام كه فرمود : « اي مردم هيچ گاه از راه حق به
جهت كمي اهلش وحشت نكنيد . » (6 )
او نيز مي گويد : « مردم به خودي خود به دين اهل بيت (ع ) روي
خواهند آورد , زيرا دين فطرت است ولي چه كنيم كه اين دين در زير
چكمه حكومت ها قرار گرفته است . »
و نيز در پاسخ اين سوال كه آيا ولايت احتياج به بينه و دليل دارد
مي گويد : « ما معتقديم كه هر چيزي احتياج به دليل دارد مگر ولايت اهل
بيت (ع ) كه دليل , محتاج به آن است ... » (7 )
و نيز مي گويد : « هر كسي كه دور كعبه طواف مي كند , دانسته يا
ندانسته , جبري باشد يا اختياري يا امر بين الامري , در حقيقت به دور
ولايت طواف مي كند زيرا كعبه مظهر است ومولد آن , جوهر , و هر كسي
كه برگرد مظهر طواف مي كند در حقيقت به دور جوهر طواف
مي كند . » (8 )
10 ـ مجاهد و رهبر فلسطيني محمد شحاده
او كسي است كه هنگام گذراندن محكوميت خود در زندان هاي
اسرائيل با بحث هاي فراواني كه با شيعيان لبناني در بند زندان هاي
اسرائيل داشت , پي به حقانيت شيعه برد و با انتخاب تشيع و مذهب اهل
بيت (ع ) از دعوت كنندگان صريح و علني مردم فلسطين به اهل بيت شد.
اينك قسمت هايي از مصاحبه اي را كه با او انجام گرفته نقل مي نماييم :
« بازگشت فلسطين به محمد و علي است » , « من آزاد مردان عالم را به
اقتدا و پيروي از امام و پيشواي آزاد مردان , حسين (ع ) دعوت مي كنم » .
و نيز مي گويد : « من همدردي فراواني با مظلوميت اهل بيت
پيامبر(ص ) دارم و احساسم اين است كه علي بن ابي طالب (ع ) حقا
مظلوم بود. و اين احساس به مظلوميت آن حضرت در من عميق تر و
ريشه دارتر شده , هر گاه كه ظلم اشغالگري در فلسطين بيشتر مي شود.
جهل من به تشيع عامل اين بود كه در گذشته در تسنن باقي بمانم . و
اميدوارم كه من آخرين كسي نباشم كه مي گويد « ثم اهتديت » . رجوع من
به تشيع هيچ ربطي به مسئله سياسي ندارد كه ما را احاطه كرده است . من
همانند بقيه مسلمانان افتخارها و پيروزي هايي را كه مقاومت در جنوب
لبنان پديد آورد در خود احساس مي كنم , كه در درجه اول آن را « حزب
الله » پديد آورد. ولي اين بدان معنا نيست كه عامل اساسي در ورود من
در تشيع مسائل سياسي بوده است . بلكه دربرگرفتن عقيده اهل بيت (ع )
از جانب من , در نتيجه پذيرش باطني من بوده و تحت تاثير هيچ چيز
ديگري نبوده است . راه اهل بيت (ع ) راه حق است كه من به آن تمسك
كرده ام . »
وي مي گويد : « امام قائم آل بيت نبوت براي ما بركت ها و فيض هايي
دارد كه موجب تحرك مردم فلسطين است و در ما جنب و جوشي دائمي
ايجاد كرده , كه نصرت و پيروزي را در مقابل خود مشاهده مي كنيم و
فرج او را نزديك مي بينيم ان شاالله . و من با او از راه باطن ارتباط دارم
و با او نجوا مي كنم و از او مي خواهم كه ما را در اين موقعيت حساس
مورد توجه خود قرار دهد. »
وي تصريح مي كند : « آزاد مردان عالم خصوصا مسلمانان با اختلاف
مذاهب را نصيحت مي كنم كه قيام امام حسين (ع ) و نهضت او بر ضد
ظلم را سرمشق خود قرار داده و هرگز سكوت بر ظلمي را كه آمريكا ,
شيطان بزرگ و اسرائيل آن غده سرطاني كه در كشورهاي اسلامي رشد
كرده , رواندازد. من در كنفرانس ها و جلساتي كه در فلسطين تشكيل
مي شود و مرا براي سخنراني دعوت مي كنند , در حضور هزاران نفر , تمام
كلمات و سخنان خود را بر محور مواقف سيره اهل بيت پيامبر(ص )
قرار مي دهم كه اين سخنان سهم به سزايي در تغيير وضع موجود در
جامعه فلسطين رابطه با اهل بيت داشته , و اين روش را ادامه مي دهم تا
اين كه مردم قدر آن را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن و مشيت خداوند به
پيروزي برسند... »
وي در جايي مي گويد : « زود است كه با مشيت خداوند با گروهي از
برادران مومنم مذهب اهل بيت را در فلسطين منتشر خواهيم كرد تا اين
كه زمينه ساز ظهور مهدي آل محمد عجل الله تعالي فرجه الشريف
گردد. »
هنگامي كه رئيس علماي الازهر مصر به طور صريح به جهت نشر
تشيع و دفاع از آن , او را مورد هجوم قرار داد , در جواب مي گويد : « من
تنها (اين را) مي گويم : بار خدايا قوم مرا هدايت كن , كه آنان
نمي دانند.... »
11 ـ طبيب فلسطيني اسعد وحيد قاسم
او نيز بعد از مطالعات بسيار در رابطه با شيعه , اين مكتب را انتخاب
نمود و از راه هاي مختلف درصدد اثبات حقانيت و نشر تشيع برآمد و در
اين راه سعي و كوشش فراوان نمود. در مصاحبه اي كه با او انجام گرفته
مي گويد : « به عقيده من تشيع همان اسلام است و اسلام نيز همان
تشيع » (9 ) او نيز تاليفاتي در دفاع از مذهب تشيع دارد كه از آن جمله
مي توان به « ازمه الخلافه و الامامه » و « آثارها المعاصره » اشاره كرد.
لازم به ذكر است كه حقانيت تشيع باعث گرايش تعداد فراوان از
پيروان اهل سنت و ساير اديان به اين مذهب گرديده و انسان هاي پاك
نهاد و حقيقت گرا , پس از درك حقانيت شيعه , پيرو اين مكتب پويا و
مقدس مي شوند.
آنچه در اين مختصر آورده شد , تنها به عنوان نمونه مطرح
گرديد.
پاورقي :
1 ـ المتحولون , ج 1 , ص 123
2 ـ همان , ج 3 , ص 126
3 ـ همان , ج 3 , ص 127
4 ـ همان , ج 3 , ص 86 و 87 , به نقل از صالح الورداني .
5 ـ به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي , شماره 6771 , قسمتي از
سخنراني ايشان در اهواز.
6 ـ همان , ج 3 , ص 113
7 ـ همان , ج 3 , ص 117
8 ـ همان .
9 ـ المتحولون , ج 1 , ص .462

| |