به مناسبت سالروز صدور حكم ارتداد سلمان رشدي توسط
امام خميني
علي معصومي (وزوايي )
هر گاه از واژه « جنگ » سخن به ميان مي آيد , پيش از هر
چيز , آن نوع از رفتار متقابل و دو طرفه اي كه مبتني بر اعمال
قهرآميز , خونين و خشونت بار است , به ذهن متبادر مي شود و
فورا در ذهن انسان تصاويري از درگيري هاي خونين نظامي ,
تخريب هاي مهيب و... شكل مي گيرد , در حالي كه چنين
پديده اي , فقط مبين نوعي از انواع جنگ ها مي باشد كه آن را
« جنگ نظامي » نام نهاده اند. غير از جنگ نظامي , جنگ هاي
ديگري نيز وجود دارند كه نام برخي از آن ها چنين است : جنگ
سياسي , جنگ اقتصادي , جنگ فرهنگي و فكري , جنگ علمي ,
جنگ مذهبي , جنگ فني و صنعتي , جنگ رواني , جنگ
تبليغاتي و... البته تمدن جهان غرب به دليل ماهيت
ضداخلاقي و حيواني , مخترع جنگ هاي جديدي نيز مي باشد
كه مي توان اين جنگ ها را « جنگ هاي كثيف » , « جنگ هاي
شيطاني » , « جنگ هاي ضداخلاقي » و... نام نهاد , حتي
جنگ هاي « جنسي » و « سكسي » را نيز بايد در رديف همان نوع
جنگ هايي دانست كه پديد آورنده آن غربي ها مي باشند.
بعد از آن كه انقلاب اسلامي در ميان بهت و حيرت شديد
استكبار , در ايران به پيروزي رسيد , جهان استكبار بلافاصله
پس از به هوش آمدن از گيجي ضربه اوليه انقلاب , توطئه و
جنگ عليه انقلاب اسلامي را آغاز كرد. جنگ سياسي , جنگ
اقتصادي , جنگ فرهنگي و انواع جنگ ديگر در اين روند
آزموده شد تا اين كه نوبت به جنگ نظامي رسيد , يعني همان
جنگي كه توسط يكي از نوكران ديوانه استكبار آغاز شد و
هشت سال به طول انجاميد. در اين جنگ نيز جهان استكبار و
عوامل داخلي و منطقه اي اش , كاملا شكست خوردند و
انقلاب اسلامي با سرافرازي به راه خود ادامه داد.
بعد از آن كه انواع جنگ ها درباره انقلاب اسلامي آزموده
شد و نتيجه اي هم اخذ نگرديد , مستكبران در اوج فلاكت به
جنگ هاي « كثيف » , « شيطاني » , « ضد اخلاقي » و... روي
آوردند.همان طور كه اشاره شد , جنگ كثيف و شيطاني , ضمن
آن كه در اوج استيصال , درماندگي , حقارت و... آغاز مي شود.
مشخص كننده نوع ماهيت و نوع شخصيت شروع كننده چنين
جنگي نيز مي باشد. اگر به دعواها و جدال هايي كه معمولا بين
عموم مردم در كوچه و بازار وخيابان و... رخ مي دهد , توجه
كنيم , مشاهده خواهيم كرد كه نوع جدال ها و دعواهاي افراد و
گروه هاي رذل و پست اجتماع , با نوع شخصيت و ماهيت اين
افراد , تناسب ويژه اي دارد. مثلا اين گونه افراد , درمجادلات
خود از ركيك ترين كلمات و بدترين ناسزاها و فحش ها استفاده
مي كنند و عبارت ها و كلمات بسيار كثيفي به كار مي برند. افراد
رذل و جاهل و بي فرهنگ , سعي مي كنند طرف مقابل خود را با
ضداخلاقي ترين كلمات و مشمئز كننده ترين عبارات , از ميدان
به در كنند. مسلما چنين رفتاري گذشته از آن كه ناشي از نوع
شخصيت و نوع ماهيت آن ها مي باشد , مشخص كننده
بي منطقي و ضعف فرهنگي آنان نيز محسوب مي شود.در بعد
كلان نيز همين موضوع صادق است , يعني اين كه كانون هاي
سياسي , دولت ها و هر مجموعه ديگري كه عرصه فعاليتش
گسترده است نيز چون گرفتار ضعف منطق مي شود مثل همان
اوباش و اراذل , از يك سو به جنگ كثيف روي مي آورد و از
سوي ديگر به قمه كشي بين المللي دست مي زند. بعد از آن كه
انقلاب اسلامي با اتكا به خدا و نيروي جوانان برومندش , يكي
از قم كش هاي منطقه اي استكبار , يعني صدام حسين را ادب
كرده , مجمع مستكبران جهاني تصميم گرفت جنگ كثيف و
شيطاني بزرگي را عليه اسلام و انقلاب اسلامي به پا كند. به
همين دليل است كه درست در همان سالي كه جنگ تحميلي با
پيروزي ايران خاتمه پيدا كرد , با انتشار كتاب آيه هاي شيطاني ,
رمز آغاز عمليات بسيار گستره شيطاني عليه اسلام و انقلاب
اسلامي , از سوي جهان استكبار اعلام گرديد.
در اين سال . مجمع مستكبران جهاني و كانون هاي
ضداسلامي و ضد انقلاب اسلامي , تصميم گرفتند يكي از
مزدوران مرتد خود را به عنوان فرمانده عمليات شيطاني
عليه السلام و انقلاب اسلامي معرفي نمايند و به گمان خود ,
سنگرهاي مستحكم فرهنگي اسلام و انقلاب اسلامي را يكي
پس از ديگري فتح كنند. تامل برانگيز اين است كه چون جهان
استكبار در صدد برآمد از طريق نوچه هاي خود عليه اسلام و
انقلاب اسلامي اقدام نظامي به عمل آورد و درست مثل لات ها
و قمه كشي هاي سركوچه و بازار , از زور خود استفاده نمايد ,
نوچه اي را برگزيد كه شامل ويژگي هايي بود.
صدام , بي عقل , بي دين , شهرت طلب و شهوت پرست
بود. همين ويژگيها موجب شد از طرف سران استكبار مامور
تحميل جنگ نظامي بر ايران شود. براي به راه انداختن يك
جنگ كثيف و ضد اخلاقي عليه اسلام و انقلاب اسلامي نيز
كسي انتخاب شد كه همان ويژگي هاي صدام حسين را داشت .
به عبارت ديگر , همان طور كه مستكبران در زمينه قمه كشي
عليه انقلاب اسلامي , فردي به ظاهر مسلمان , بي عقل , حقير ,
شهرت طلب و... را برگزيدند , در عرصه جنگ كثيف نيز كسي
را جلو انداختند و برايش نسخه و دستورالعمل نوشتند كه به
ظاهر مسلمان , بي عقل , حقير , شهرت طلب و... بود و در اثر
داشتن همين ويژگي ها , حاضر بود براي آمال دنيايي خود و
براي شهرت طلبي خود و براي سرپوش نهادن بر حقارت خود
و... به هر جنايتي دست بزند , مرتد شود , به اصيل ترين
اعتقادات بيش از يك ميليارد مسلمان (طبق برآورد آن زمان )
توهين كند , به پست ترين و ضد اخلاقي ترين كارها دست بزند
و... اما همين شخص بي عقل (سلمان رشدي ) به قدري جاهل
و بي تدبير بود كه قدرت فكر كردن به عواقب كار خودش را
نداشت و نمي دانست آلت دست مستكبران شدن و عليه
اعتقادات بيش از يك ميليارد مسلمان اقدام كردن , نه تنها
شهرت و راحتي و.. به بار نمي آورد بلكه سبب رنج و ذلتي دائم
مي گردد و سرنوشتي شبيه نوكر ديگر استكبار (صدام حسين )
پيدا مي كند. سرنوشتي كه اكنون شاهد آن مي باشيم , يعني همان
طور كه صدام اكنون اسير دست اربابان خودش است , سلمان
رشدي نيز اسير دست اربابان مي باشد. منتها صدام را با
عمليات نظامي اسير كردند و اكنون او را تحت حفاظت خود
دارند تا ديگران به او لطمه نزنند , ولي سلمان رشدي را از ترس
اين كه مسلمان ها به او حمله نكنند , به اسارت و تحت نظر
گرفته اند. اما آنچه واقعيت دارد اين است كه اين دو مزدور كه
هر دو فرمانده جنگ عليه اسلام و انقلاب اسلامي بودند , اكنون
گرفتارند و روزهاي رنج آوري را سپري مي كنند و در انتظار
تصميم اربابان نشسته اند.
بعد از آن كه سلمان رشدي به دستور كانون هاي استعماري
و استكباري , كتاب آيات شيطاني را در سال 1367 هـ . ش
منتشر كرد و در قالب داستان تطويل و بي سر و ته اي به
اصيل ترين مقدسات مسلمانان توهين نمود , امام خميني با
تيزهوشي و بادرك بالا و الهي كه از ويژگي هاي معظم له بود ,
متوجه شد كه انتشار اين كتاب , موضوع ساده اي نيست و
نشانه اي از آغاز يك جنگ گسترده و كثيف و شيطاني عليه
اسلام است . امام خميني دريافت كه « مساله كتاب آيات
شيطاني , كاري حساب شده براي زدن ريشه دين و دينداري و
در راس آن اسلام و روحانيت است » (1 ) و اقدام مذكور « شگرد
جديدي براي جنگ با همه ملل اسلامي و مقدسات اسلام از
طريق اجير كردن مزدوري به نام سلمان رشدي است و بايد
مسلمان ها با هوشياري و بهره گيري از امكانات زياد خود , اين
توطئه خائنانه را نيز مثل ساير توطئه ها خنثي كنند و وظيفه
خود را با قطع دست مزدوران خود فروخته به انجام
برسانند . » (2 )
همچنين , امام خميني دريافت كه انتشار كتاب آيات
شيطاني , جنگ و توطئه گسترده و جديدي است كه برخاسته
از افكار شيطاني « مجموعه دشمنان اسلام اعم از
صهيونيست ها و متحدين غربي واستكباري آن ها است . » (3 ) و
بايد با تمام توان در برابر اين توطئه ايستاد تا به ياري خدا مثل
ساير توطئه ها , براي توطئه گران چيزي غير از رسوايي باقي
نماند(4 )
چون امام خميني به عمق و گستردگي جنگ جديد پي برد ,
صلاح ندانست اعلام جنگ كثيف غرب و صهيونيست ها عليه
اسلام در پرده بماند وهمه مسلمان ها از ماجرا آگاه نشوند. به
همين دليل در 25 بهمن 1367 هـ . ش فتواي قتل سلمان رشدي
را صادر كردند. در فتواي مذكور چنين مي خوانيم :
بسمه تعالي
انا لله و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم مولف
كتاب « آيات شيطاني » كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن , تنظيم
وچاپ ومنتشر شده است , همچنين ناشرين مطلع از محتواي
آن , محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا
در هر نقطه كه آنان رايافتند , سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر
كسي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس
در اين راه كشته شود , شهيد است ان شا الله . ضمنا اگر كسي
دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را
ندارد , او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .
روح الله الموسوي الخميني
برخي ساده لوحان كه توان درك عمق و گستردگي جنگ
شيطاني غرب عليه اسلام را نداشتند (وندارند) چنين گمان
مي كردند (و مي كنند) كه اولا انتشار يك كتاب توهين آميز در
گوشه اي از جهان , اين اهميت را نداشت كه فتوايي در سطح
جهان صادر شود و اين همه حساسيت برانگيزد و اين همه
مسائل در پي آن باشد. ثانيا صدور اين فتوا , سبب گرديد كتاب
سلمان رشدي (آيات شيطاني ) بيشتر شناخته شود و افراد
بيشتري در صدد مطالعه آن و ارضاي حس كنجكاوي خود
برآيند و...
همان طور كه اشاره شد , چنين افراد , به دليل ساده لوحي
و درك ناقصي كه از پديده ها دارند , نمي توانند اين موضوع را
به خوبي تجزيه و تحليل نمايند. در اين جا مثالي مي آوريم تا
مطلب روشن تر شود. فرض كنيم بين دو كشوري كه همسايه
هستند , اختلاف ودشمني وجود دارد. اگر در چنين وضعيتي ,
بين پاسگاه ها مرزي دو كشور مذكور , زد و خورد مختصر و
بدون دنباله اي پيدا شود , مي توان از اعلام آن خودداري كرد تا
جامعه از نظر رواني مشكل پيدا نكند , ولي اگر يكي از اين دو
همسايه , متوجه شود كه طرف مقابل , يك برنامه گسترده و
حساب شده اي براي حمله تدوين كرده است و زد و خورد
مختصر مرزي فقط بهانه مي باشد , قطعا بايد اين موضوع اعلام
شود تا ملتي كه قرار است هدف تهاجم قرار بگيرد , براي دفاع
از كشور خود آماده شود. در چنين وضعيتي , مسئولان كشوري
كه قرار است هدف هجوم واقع شود , بايد به طور گسترده و
روشن , مردم كشور را از آغاز تهاجم دشمن آگاه نمايند و اگر
چنين نكنند , يا بسيار ساده لوح و جاهل مي باشند و يا اين كه
خانئنند و دستشان با مهاجمان در يك كاسه است .
موضوع صدور فرمان قتل سلمان رشدي نيز همين حالت
را دارد , زيرا نوشتن و انتشار كتاب آيات شيطاني , شروع جنگ
شيطاني و گسترده اي بود كه اگر خبر آن به طور صريح به گوش
همه مسلمان ها نمي رسيد و از توطئه هاي پشت پرده آن , همه
جهان اسلام آگاه نميگرديد , يقينا دشمن با چراغ خاموش به
حركت خود ادامه مي داد و به بسياري از اهداف شيطاني خود
دست مي يافت . اما همين كه امام خميني با صدور فتواي قتل
سلمان رشدي , موضوع توطئه و كانون توطئه و فرمانده مزدور
جنگ كثيف و شيطاني عليه اسلام را معرفي كرد , نه تنها همه
توطئه ها خنثي شد , بلكه كسي كه قرار بود فرمانده عرصه
جنگ هاي شيطاني باشد , مثل موش از عرصه گريخت و به
سوراخ ها و روزنه هاي كانون هاي استكباري پناه برد.
بعد از آن كه فتواي قتل سلمان رشدي صادر شد , جهان
غرب و كانون هاي استكباري و صهيونيستي غوغاي عجيب و
غريب تبليغاتي و سياسي و... به راه انداختند و هياهو نمودند
كه اين حكم مخالف آزادي بيان و مخالف آزادي انديشه و
مخالفت احترام به آرا و عقايد و ديدگاه هاي ديگران و ... است .
غربي ها در اين هياهو و جنگ تبليغاتي و سياسي , تا آن جا پيش
رفتند كه سفراي خود را از جمهوري اسلامي ايران فراخواندند
و با ايران اسلامي به نوعي اعلام جنگ سياسي , اقتصادي و...
نمودند.
همه اين تحركات شيطاني غربي ها به اين دليل بود كه
توطئه گسترده و جديد آن ها در نطفه خفه شده بود و امام
خميني با يك فرمان چند سطري , همه آن چه را كه مراكز
استكباري و صهيونيستي طي سال ها و ماه ها بافته بودند , رشته
كرد و اميد آن ها را بار ديگر به ياس تبديل نمود. به عبارت
ديگر , عصبانيت جنون آميز سران استكباري و صهيونيستي از
صدور فتواي قتل سلمان رشدي به اين دليل بود كه مشاهده
نمودند امام خميني با يك فرمان الهي , نه تنها جلوي جنگ
شيطاني غربي ها را گرفت , بلكه فرمانده خط مقدم اين جنگ را
نيز مجبور به فرار و زندگي مخفي نمود.
علاوه بر اين , امام خميني كل جهان استكبار و مدعيان
دروغين جهان غرب را بر سر دو راهي قرار داد , زيرا اگر آن ها
مي خواستند هماهنگ با ادعاهاي خود عمل كنند , لازم بود به
خاطر دفاع از عقايد بيش از يك ميليارد (آمار تقريبي
مسلمان ها در آن زمان ) انسان و به خاطر ادعايي كه درباره
احترام به اديان دارند , از فرمان قتل سلمان رشدي حمايت
نمايند , و اگر هم چنين نميكردند (كه نكردند) رسوا مي شدند و
نفاق آن ها در ابعاد وسيع تري آشكار مي شد.
بايد در اين باره توضيح بيشتري بدهيم و به اين نكته اشاره
نماييم كه فرض را بر اين مي نهيم كه ما همه ادعاهاي غربي ها و
جهان استكبار را درباره حقوق بشر , احترام مطلق به آراي
اكثريت , لزوم احترام به اديان و باورهاي ديگران , لزوم توجه
مطلق به خواست و اراده اكثريت و... را پذيرفته ايم و بر اين امر
باور داريم كه براي برقرار نمودن دموكراسي , بايد خون ها
ريخت و موانع انساني و غير انساني و... را از پيش چرخ ارابه
دموكراسي برداشت , يعني همان ادعايي كه سردمداران
دموكراسي غرب دارند و به همين بهانه , هر روز و هر سال در
گوشه و كنار جهان , خون ها مي ريزند و هر صدايي را به اين
بهانه كه اصول آزادي و دموكراسي (حاكم شدن اراده اكثريت )
و... را زير پا نهاده است , خفه مي نمايند.
بنابراين , براساس اصول مذكور كه طبق ادعاي غربي ها ,
اصول فرهنگ و تمدن و سياست و رفتار عمومي جهان غرب
است , لازم بود سلمان رشدي فورا كشته شود , زيرا او با اين كار
خود , نه تنها از نظر تعاليم اسلام مرتد شده و قتلش واجب
گرديده بود , بلكه از نظر اصول مورد ادعاي غربي ها نيز لازم بود
او از ميان برود , زيرا در وهله اول , سلمان رشدي حقوق بيش
از يك ميليارد انسان را (اصل حقوق بشر) ناديده گرفته و به
اعتقادات آن ها توهين كرده بود. ثانيا چون سلمان رشدي در
برابر آرا و عقايد و خواست اكثريت به پاخواسته بود (اصل
دموكراسي و لزوم احترام مطلق به آراي اكثريت ) , طبق اصول
ومشي غربي ها , لازم بود از ميان برداشته شود. ثالثا , چون
سلمان رشدي به يكي از اديان بزرگ توهين كرده بود (اصل
احترام به اديان و مذاهب ) , لازم بود به عنوان كسي كه اصول
فرهنگ و تمدن غربي را ناديده گرفته است , از ميان برداشته
شود. مگر خود غربي ها به همين بهانه ها , خون ريزي نمي كنند ,
مگر به همين بهانه ها , كشورها را اشغال نمي نمايند , مگر به
همين بهانه ها , در كشورها و سرزمين هاي ديگر موج كشتار به
راه نمي اندازند , مگر اكنون نيز سردمدار استكبار غرب
(آمريكا) با همين بهانه ها , عراق و افغانستان را اشغال نكرد تا به
ادعاي خود , در عراق و افغانستان دموكراسي برقرار كند و به
اصطلاح , اراده اكثريت را حاكم نمايد و...
جهان غرب نيز اگر مي خواست طبق اصول و معيارهاي
ادعايي خود رفتار نمايد , ناگريز بود فتواي قتل سلمان رشدي
را تاييد نمايد , ولي چون همه برنامه ريزي ها به دست خودشان
بود و اهداف شيطاني و پستي از اين كار داشتند , نه تنها از
حكم قتل سلمان رشدي حمايت نكردند , بلكه با غوغاسالاري
در برابر اين حكم ايستادند و در نهايت , خود را رسوا نمودند و
همه را متوجه اين نكته كردند كه ادعاهاي سردمداران استكبار ,
پوچ و بي اساس است . به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي ,
غربي ها « از احترام به همه مذاهب سخن مي گويند , اما از مرتد
مهدورالدمي چون سلمان رشدي حمايت مي كنند . » 5 و اين
موضوع چيزي غير از تناقض آشكار و فصاحت بار براي
غربي ها نمي باشد.
فتواي قاطعانه و فرمان رحماني امام خميني , از سو , تمام
ساختار و سازمان جنگ گسترده و شيطاني غرب عليه اسلام را
به هم ريخت و عناصر و فرماندهان و سربازان اين جنگ را
پيش از ظهور در عرصه , منكوب كرد , از سوي ديگر , جهان
اسلام را از وقوع جنگ و توطئه اي جديد آگاه نمود , و در
ضمن سران استكبار و مدعيان دروغيني را كه ادعاي طرفداري
از حقوق بشر , ادعاي دموكراسي , ادعاي احترام به عقايد و
مذاهب و... را دارند نيز رسوا نمود.
ماخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 21 , ص 277
2 ـ همان , ص 305
3 ـ همان , ص 318
4 ـ همان , ص 318
5 ـ سخن رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام به كنگره عظيم در
تاريخ 1383,10,30 هـ . ش
امام خميني : مساله كتاب آيات شيطاني , كاري
حساب شده براي زدن ريشه دين و دينداري و در
راس آن اسلام و روحانيت است . اين كار , شگرد
جديدي براي جنگ با همه ملل اسلامي , مقدسات
اسلام از طريق اجير كردن مزدوري به نام سلمان
رشدي است و بايد مسلمان ها با هوشياري و
بهره گيري از امكانات زياد خود , اين توطئه خائنانه
را نيز مثل ساير توطئه ها , خنثي كنند و وظيفه خود را
با قطع دست مزدوران خود فروخته به انجام
برسانند
متن فتواي امام خميني درباره سلمان رشدي
چنين است : به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان
مي رسانم مولف كتاب « آيات شيطاني » كه عليه
اسلام و پيامبر و قرآن , تنظيم و چاپ و منتشر شده
است . همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن ,
محكوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور
مي خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند , سريعا
آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرات نكند به
مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه
كشته شود , شهيد است ان شاالله . ضمنا اگر كسي
دسترسي به مولف كتاب دارد ولي خود قدرت
اعدام او را ندارد , او را به مردم معرفي نمايد تا به
جزاي اعمالش برسد. والسلام عليكم و رحمه الله و
بركاته
فتواي قاطعانه و فرمان رحماني امام خميني , از
سو , تمام ساختار و سازمان جنگ گسترده و شيطاني
غرب عليه اسلام را به هم ريخت و عناصر و
فرماندهان و سربازان اين جنگ را پيش از ظهور در
عرصه , منكوب كرد , از سوي ديگر , جهان اسلام را از
وقوع جنگ و توطئه اي جديد آگاه نمود , و در ضمن
سران استكبار و مدعيان دروغيني را كه ادعاي
طرفداري از حقوق بشر , ادعاي دموكراسي , ادعاي
احترام به عقايد و مذاهب و... را دارند نيز رسوا
نمود

|