روزنامه جمهوري اسلامي 19/11/1383 صفحه سياسي

« هولوكاست » دروغ بزرگ
سفير ليبي در تهران :
امام خميني باني پيروزي براي همه انسانيت بود
« هولوكاست » دروغ بزرگ


قسمت اول
اشاره
مراسم شصتمين سالگرد واقعه اي كه « كشتار يهوديان در كوره هاي آدم سوزي هيتلر » خوانده شده است , اخيرا در بعضي كشورهاي اروپائي و همچنين در مجمع عمومي سازمان ملل برگزار شد. در اين مراسم جمعي از صهيونيستهاي آمريكائي و اروپائي و اسرائيلي شركت داشتند و بسياري از آنها طي سخناني به تجليل از قربانيان آن حادثه ادعائي پرداختند. مقاله زير به طور استدلالي به دروغ بودن اين ادعاي تاريخي پرداخته است .
مجعولي به نام « هولوكاست »
ادعاي قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم , موضوع پايه تعبيري سوژه اي است كه تاكنون درباره آن صدها كتاب به رشته تحرير درآمده و هزاران فيلم و تئاتر و سريال ساخته شده و بزبانهاي مختلف ترجمه و در ممالك مختلف دنيا , بويژه جهان غرب , به نمايش درآمده است .
اين موضوع اگر چه در اثر تكرار و تبليغات گسترده بعنوان يك رويداد تاريخي و واقعيت به افكار عمومي القا شده است , اما جهانيان اطلاع موثق يا مستند و معتبري درباره آن ندارند.
از سوي ديگر اين مساله در محافل دانشگاهي و ديگر مراكز آموزشي و جهان بصورت يك رخداد تاريخي غيرقابل تشكيك مورد آموزش قرار مي گيرد.
در همين راستا فيلمها و سريالهاي ساخته شده در جهان غرب بدون هيچ تفسير , توضيح و يا ملاحظه اي , ترجمه و براي اقشار مختلف در كشورهاي جهان سوم بنمايش گذاشته ميشوند.
» در جنگ جهاني Holocauste مساله اي بنام هولوكاست « دوم , اكنون نه فقط بزرگترين سلاح تبليغاتي نظام سلطه جهاني است بلكه در جهان امروز هر جنايتي با آن مقايسه ميشود. حتي در كشورهاي جهان سوم و نيز ممالك اسلامي , هنگامي كه به بزرگترين كشتارها و جنايتها اشاره ميگردد , آن را با « هولوكاست » در جنگ جهاني دوم مقايسه و تطبيق ميكنند.
آيا تاكنون فكر كرده ايد كه چرا در همه فيلمهائي كه در جهان غرب در رابطه با وقايع قبل يا بعد از جنگ ساخته شده اند , بنحوي سوژه رنج و مظلوميت يهود در آن جاي دارد
آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه چرا نويسندگان و پژوهشگراني كه براي ارائه واقعيتهاي ناگفته قبل و بعد از جنگ جهاني فعاليت داشته اند از سوي جهان غرب و نظام جهاني مورد تهديد و تطميع قرار گرفته اند و حقوق اجتماعي و امنيت جاني از آنان سلب و بعضا ترور و يا خانه نشين شده اند
راستي ! كيست نداند كه سوژه اي بنام « رنج يهود » , « ناامني يهود » , « فقدان حقوق اجتماعي يهود , « كشتار يهود » و فراتر از همه واژه اي تحت عنوان « يهود ستيزي » يا « آنتي سيميتيسم » در يكي از دو سده اخير بويژه پس از جنگ جهاني دوم , بيشترين موثرترين نقش را در راستاي مطامع صهيونيسم جهاني بخصوص در مسير انتقال يهود به سرزمين فلسطين داشته است
شماري از مورخان و محققان را عقيده بر اين است كه اگر ماشين تبليغاتي صهيونيسم چنين سوژه اي را در دست نمي داشت , نه تنها در راستاي استراتژي خويش شكست فاحشي را متحمل ميشد كه شايد امروز پديده اي بنام رژيم اسرائيل در عرصه هاي سياست , جغرافيا و تاريخ خودنمايي نمي كرد و مشكلي بنام « اشغال فلسطين » با تمامي ابعاد بغرنج آن در جهان امروز وجود نمي داشت . هدف از نگارش اين مقاله , تشريح شيوه هاي تبليغاتي صهيونيسم جهاني است كه با بكارگيري ابزارهاي مختلف سياسي , تاريخي و حتي علمي نه تنها چهره تاريخ جهان را در راستاي استراتژي اشغالگرانه خويش دگرگون جلوه داده , كه امروز همچنان براي تثبيت ادعاها و به عبارتي واقعي جلوه دادن تبليغات خويش , از تمامي ابزارهاي فرهنگي وهنري سود جسته و حتي نظرات و ديدگاههاي برخي روشنفكران و جماعت به اصطلاح تحصيل كرده را تحت تاثير تبليغات خود قرار داده است , بطوريكه امروز , براي مقايسه هر جنايتي كه توسط جانيان جهاني عليه مظلومان و ستمديدگان در اقصي نقاط جهان صورت ميگيرد فورا به سوژه اي چون كشتار يهود در آلمان هيتلري اشاره ميگردد. به عبارتي , امروز نه تنها صهيونيستهاي اشغالگر از قبل چنين سوژه اي نان ميخورند و خود را وارث و بازمانده نسلي قلمداد ميكنند كه به ادعاي آنها , بشكل بي رحمانه اي قتل عام گرديده بلكه شماري از انديشمندان و قلم بدستان در نقاط مختلف جهان نيز در تكرار چنين سوژه هايي مصر هستند.
براستي ! در اين ميان تكليف افكار عمومي چيست چگونه ميتوان حقايق تاريخي را پيدا و منتشر نمود , تا از يك سو , از تحريف تاريخ جلوگيري شود و از سوي ديگر افكار جهاني از كجراهه به واقعيتها هدايت گردد
براستي ! چرا محققان و پژوهشگران بخصوص در جهان غرب حق ندارند درباره چنين موضوعاتي تحقيق كنند مگر جهان غرب جهان دمكراسي و آزادي نيست چرا هيچ محققي مجاز نيست وارد اين حريم ممنوعه شود اصلا چرا نظام حاكم بر جهان غرب , تحقق و گفتگو در چنين مساله اي را ورود به حريم ممنوعه تلقي و اعلام كرده است
خوشبختانه انديشمندان و روشنفكراني امروز در جهان و بخصوص در غرب ابراز وجود كرده و از طريق تشكيل گروههاي تحقيقي در صددند تا برخي از واقعيتهاي تاريخي را براي افكار جهاني بخصوص نسل جوان در جوامع مختلف بازگو كنند. اين قبيل افراد و گروهها , اگر چه در اقليتند و از سوي ديگر , توسط نظام هاي حاكم , دچار محدوديتهائي هستند , لكن شيپور مباحثه و مناقشه را بصدا درآورده و نهادهاي قدرتمند صهيونيستي جهان را به مبارزه طلبيده و آن ها را به هراس و اضطراب واداشته اند. به اعتقاد و ادعاي نويسندگان و پژوهشگران و مورخان ياد شده آنچه امروز بعنوان تاريخ رسمي در دانشگاههاي جهان خصوصا در غرب تدريس ميشود , دقيقا تحت مرام و مطامع صهيونيسم و بدست افراد , مراكز , موسسات و نهادهاي آرشيوي , مطالعاتي و تبليغاتي وابسته به صهيونيسم تنظيم و تدوين شده است .
از جمله موضوعات مهم و جنجال برانگيزي كه برخي تاريخ نويسان و محققان بر آن دست گذاشته اند موضوع « اتاقهاي گاز » يا « كوره هاي آدم سوزي » در آلمان هيتلري و مسئله كشتار يهوديان در اين اتاقها و يا كوره ها در اردوگاههاي اسراي جنگ جهاني دوم در آلمان , لهستان و...ميباشد.
بر همگان آشكار است كه بر اساس تبليغات صهيونيستي و ادعاهاي محافل سياسي غرب كه از طريق صدها فيلم سينمائي و هزاران جلد كتاب ارائه شده است , در خلال جنگ جهاني دوم شش ميليون و به ادعاي جماعتي ديگر , صدهزار نفر يهودي توسط نازيها و همدستانشان كشته شده اند.
نظام سياسي , تبليغاتي حاكم بر جهان غرب , پس از جنگ جهاني دوم به شيوه اي سازماندهي شده است كه چنانچه فرد , يا گروهي كوچكترين مخالفتي در مقابل ادعاهاي فوق بنمايد , چه از طريق نگارش حتي يك مقاله يا ساخت و انتشار يك فيلم و يا يك سخنراني كوتاه , فورا مورد بازخواست قرار گرفته و از سوي محاكم جنجالي غرب در ليست سياه قرار ميگيرد و ناگزير بايد تاوان گستاخي ! خود را پس دهد.
از جمله انديشمندان و Robert Faurisson پروفسور محققان غرب است كه معتقد به بازنگري تاريخ و تدوين مجدد آن لااقل از جنگ جهاني دوم به اين طرف ميباشد.
او مي نويسد : مردم عموما گمان ميكنند كه « اتاقهاي گاز » هيتلري واقعا وجود داشته است و با حسن نيت خود گمان ميبرند كه هزاران دليل و سند در اين رابطه موجود است . در حاليكه وقتي اين دلايل مطالبه شود و اسناد ادعايي مورد بازرسي و بررسي قرار ميگيرند معلوم ميشود كه گفتارهاي فوق هيچ اساسي ندارند.
پيام اين قبيل محققان به افكار عمومي چنين است : وقتي در رابطه با « اتاقهاي گاز تبليغات مي شود , بپرسيد : يك اتاق گاز چيست چگونه جايي است چگونه گاز را در آن وارد ميكنند چگونه ميتوان براي خارج كردن اجساد به اتاق گاز وارد شد بايد به محل رفت و اتاقهاي گاز را از نزديك ديد يا حداقل بازمانده ها و خرابه هاي آنرا مشاهده كرد يا عكس گرفت و اندازه گيري كرد. بايد اسنادي نظير نقشه ها , دستورات و صورت هزينه ها را ديد , از سازندگان آن سئوال كرد و كتابهاي تخصصي در مورد گاز را از نظر گذراند. بايد به ابزارها و وسائل مورد استفاده نظير كوره هاي سوزاندن اجساد توجه نمود. مانند يك تحقيق پليسي در مورد يك جنايت يا حادثه , بايد تا حد ممكن در تهيه اسناد وقايع دقت شود.
بر اساس ديدگاه محققان بي طرف , مساله اي بنام « كوره هاي آدم سوزي » يا « اتاقهاي گاز » هيتلري كه به كشتارگاه ميليونها يا صدها يهودي معروف گرديده , اسطوره اي است كه براي اولين بار در برخي محافل صهيونيستي در آمريكا در سال 1321 شمسي مطرح شد و اين در شرايطي بود كه هيچ كس و هيچ محفل علمي , تاريخي و يا مطالعاتي و تحقيقاتي بدان اعتنائي نكرد. حتي سركردگان نيروهاي متفق در جنگ كه كاملا از مسائل آشكار و نهان جنگ اطلاعات كافي داشتند , كوچكترين نظر و يا عكس العملي در اين رابطه ابراز نكردند , اما وقتي در اواخر جنگ جهاني دوم , صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاههاي اسرا و اجساد روي هم انباشته اسرايي كه از بيماري تيفوس جان داده بودند را ديدند زمزمه اي تحت عنوان وجود « اتاقهاي گاز » شروع و سوژه جديدي در جهان بنام هولوكاست يا « قتل عام يهوديان » ساخته شد.
البته اين سوژه جديد از همان زمان بشدت توسط عده اي از نويسندگان , محققان و تاريخ نگاران مستقل , زير سئوال برده شد و مورد مخالفت قرار گرفت و بعنوان پديده اي جعلي و دروغين در بستر تاريخ مطرح گرديد , ليكن رسانه هاي خبري بزرگ كه عموما وابسته و يا تحت نفوذ و سلطه بودند بكلي يا خاموش ماندند و سكوت را پيشه نمودند و يا مخالفين را طرفدار نازيها قلمداد و يا بعنوان ديوانه معرفي كردند. از سوي ديگر محافل قدرتمند سياسي نيز با شدت تمام به سركوب اين قبيل افراد و انديشه ها برخاستند و آنان را سرجايشان نشاندند. البته , اگر چه سركوب همچنان افزايش و استمرار پيدا كرد اما جرقه ابراز واقعيت و معارضه با تبليغات صهيونيستي زده شد.بطوريكه پس از چند دهه سكوت شوم مجددا اعتراض به ادعاهاي دروغين نضج گرفت و عده اي براي افشا حقايق تاريخي گامهايي به پيش گذاشتند.
را ميتوان از جمله نويسندگان نادر جامعه غرب Faurisson دانست كه دهها سال صرف تحقيق و بررسي پيرامون مساله « اتاقهاي گاز » و « كوره هاي آدم سوزي » نموده است اين محقق و نويسنده غربي نه تنها به بررسي اسناد و مدارك موجود دانشگاهي بسنده نكرده , بلكه عمدتا به آرشيوها و مراكز اطلاع رساني محرمانه غربي از جمله « آرشيو ملي يهود » در فرانسه و مهمتر از همه موزه هاي متعلق به اردوگاههاي داخو , آشويتس , تريبلانكالله , نيز مراجعه كرده و از نزديك تمامي اسناد را از نظر گذرانده و مورد مداقه قرار داده است . وي حتي از بررسي كوچكترين آثار در اردوگاههاي منتسب به جنگ جهاني دوم , و موزه هاي مربوط به آنها نيز صرفنظر نكرده است .
اين پژوهشگر غربي نتايج دههاسال تحقيقات مستمر و دقيق خود را چنين عرضه ميدارد : چون سالهاي بسياري صرف تحقيقات براي رسيدن به اين نتايج نموده ام , پاسخ من اين است كه حتي يك لحظه بوجود حتي يك « اتاق گاز » در هيچيك از اردوگاههاي اسرا باور نداشته ام و اضافه ميكنم كه مدارك بسياري دارم كه نشان ميدهند اين اتاقهاي گاز چيزي جز يك اسطوره ساختگي بيش نيستند.
پس از آنكه حاصل دهها سال تحقيقات FAURISSON خود را اولين بار در مقاله اي تحت عنوان « مساله اتاقهاي گاز يا زمزمه هاي آشويتس » در روزنامه لوموند مورخ 8 دي 1358 به چاپ رساند , بشدت مورد حمله محافل قدرتمند و گروههاي فشار صهيونيستي قرار گرفت . نماينده كل كميته اجرايي مركز و مدير مجله دنياي يهود در فرانسه C - D - J - C اطلاع رساني يهود باهماهنگي مسئولان لوموند همزمان در همان شماره نشريه در صددپاسخگوئي عليه مقاله او برآمد و جنجال تبليغاتي حسابشده و مسلسلي عليه نويسنده مقاله بوقوع پيوست و جمعي به عنوان تاريخدانان فرانسوي ضمن متهم كردن فوريسون به عنوان « توهين به حقيقت » در پاسخ به وي نوشتند :
« نبايد سئوال كرد كه چگونه عملا چنين كشتار جمعي ميسر بوده است , ممكن بوده , چون روي داده است . اين نقطه آغاز الزام هر گونه تحقيق تاريخي در اين مورد است . وظيفه خود دانستيم يكبار ديگر حقيقت را بگونه اي ساده بيان كنيم : در مورد وجود اتاقهاي گاز بحثي نبوده و نمي تواند باشد.
آري بر اساس منطق صهيونيستها و مراكز مطالعاتي و پژوهشي تحت نفوذ و سلطه آنها , هيچ كس حق ندارد در اين حريم ممنوع پا گذارد. طبق منطق آنها , افكار جهاني نه تنها مجاز به تحقيق و بررسي در اين مورد نيست , بلكه محكوم به پذيرش اسطوره اي است كه محافل صهيونيستي آنرا خلق كرده و از طريق هنر , ادبيات و تبليغات حساب شده سياسي خود به راحتي جا انداخته اند. معارضه با تحريف تاريخ , سرپيچي از اين منطق صهيونيستها است و جزاي چنين فرد يا افرادي جز تهديد , ترور و يا محاكمه نيست . آنچنانكه فوريسون دچار چنين سرنوشتي شد و در تاريخ 26 بهمن 1357 احضاريه خويش را از دادگاه فرانسه دريافت كرد.
خود او در اين رابطه مي نويسد : از سال 1353 تاكنون صدها بار پيشنهاد كرده ام تا يك بحث و مناظره آزاد با امكانات مساوي بين من و طرفداران نظريه مخالف صورت گيرد , اما در جائيكه چنين محاكمه اي را بر من تحميل كردند , اين مسئله غير قابل تصور است .در نظر مدافعان نظام حاكم , عامه مردم نبايد فكر كنند و سئوالاتي براي خود مطرح نمايند. بايد كساني را كه خواهان بحث آزاد هستند خاموش كرد. طبق نظر آنان , اين مساله نبايد مطرح شود كه آيا « اتاقهاي گاز وجود داشته است يا خير » پس من بدترين جرم را مرتكب شده ام , جرم بيان عقايد. آنها اين موضع را به من فهماندند و از همه طرف مورد حمله قرار گرفتم , زندگي ام از هم پاشيد , زندگي شخصي , شغلي و حتي خانوادگي , اما اولين كسي نيستم كه چنين مصائبي را مي بيند. بسياري كه پيش از من در وجود اتاقهاي گاز هيتلري شك كرده بودند , همين سرنوشت را يافتند. « موريس باروش » و « پل راسينيه » پيشقدمان اين راه بودند , اما هيچيك قابل مقايسه با همكاران آلماني و اطريشي نيستند.در اين دو كشور براي اثبات عدم وجود اتاقهاي گاز فقط شجاعت كافي نيست بلكه بايد روحيه قهرماني داشت .
آن عده از محققان و تاريخ نگاران غربي كه معترف به عدم وجود اتاقهاي گاز و يا كوره هاي آدم سوزي در اردوگاههاي اسراي جنگ جهاني دوم هستند , نه فقط از طريق ارائه اسناد علمي و فني در صدد افشاي چهره دروغين تبليغات صهيونيستي جهان ميباشند , بلكه معتقدند كه افكار جهاني از طريق تبليغات مداوم و چند جانبه نظام حاكم صهيونيستي در جهان دچار نوعي توهم شده كه اولين قرباني اين توهمات , خود جوانان يهودي هستند كه ناآگاهانه در اين دام گرفتار محقق پرتلاش Robert Faurisson شده اند . در اين راستا فرانسوي براي رفع توهمات و زدودن آثار سو تبليغات همه جانبه صهيونيستها مي نويسد : از طرف ما گفتند در يك اردوگاه يك اتاق گاز وجود داشته , در حاليكه ابدا صحت ندارد هيچ چيز وجود نداشت , مگر اتاقهاي دربسته اي كه در اردوگاه « داخو » نيز وجود داشت و هر چند سالها رسما بعنوان اتاقهاي گاز آدم كشي معروف بود , اما بواقع براي ضد عفوني كردن لباسها از آن استفاده ميشد تا از شيوع و گسترش بيماري كشنده و رايج تيفوس جلوگيري شود.
آنچه كه امروز به عنوان درس تاريخ در دانشگاههاي غرب تدريس مي شود , تحت مرام و مطامع صهيونيستها و به دست افراد , مراكز , موسسات و نهادهاي آرشيوي , مطالعاتي و تبليغاتي وابسته به صهيونيسم تهيه و تنظيم شده است
پروفسور « روبرت فوريسون » محقق فرانسوي كه براي تحقيق راجع به اتاقهاي گاز هيتلري حتي به محرمانه ترين منابع اطلاع رساني غربي از جمله به « آرشيو ملي يهود » مراجعه كرده مي گويد « چيزي به نام اتاقهاي گاز هرگز در اردوگاههاي اسراي جنگ دوم جهاني وجود نداشته و اين ادعا , صرفا يك اسطوره ساختگي است »

سفير ليبي در تهران :
امام خميني باني پيروزي براي همه انسانيت بود


آقاي « علي محمود ماريه » سفير كشور ليبي در تهران در خلال مصاحبه اي كه اخيرا با روزنامه جمهوري اسلامي ايران انجام داد و متن آن در شماره روز سه شنبه 13 بهمن به چاپ رسيد , چند جمله اي نيز راجع به انقلاب اسلامي ايران و شخصيت امام خميني بر زبان آورد.
وي گفت : وقتي صحبت از امام خميني (ره ) مي شود , شرايط نابسامان كشورهاي عربي و اسلامي آن وقت به ذهنم مي آيد. گرچه هنوز هم اين وضع ادامه دارد اما با ظهور امام خميني (ره ) در انقلابي كه خود آن را بنيانگذاري نمود , زلزله اي در جهان به وجود آمد كه با اين تكان توانست زمين را زير پاي خيلي از قدرت ها ناآرام كند.
سفير ليبي افزود : كشور ليبي پيش از انقلاب نيز با امام خميني (ره ) در ارتباط بود. اين ارتباط پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ادامه داشت و اميد داريم رابطه ما با جمهوري اسلامي به همين منوال ادامه يابد.
وي گفت : جهان نيازمند چنين انقلابي بود واين امام خميني (ره ) بود كه آن را به وجود آورد. ما هميشه نيازمند چنين رويدادهائي هستيم و در كنار آن به پيشرفت هاي لازم نيز نيازمنديم .
آقاي « محمودماريه » در ادامه اظهار داشت : امام (ره ) شخصيتي منحصر به فرد بود. او بود كه با طاغوت زمان خود رويارويي كرد. اين طاغوت از بزرگترين حاميان دشمن اسلام و كشورهاي عربي بود. شكست دادن اين طاغوت توسط امام خميني يك پيروزي بزرگ براي ما و براي همه انسانيت بود.
وي در پايان گفت : جهان امروز نيازمند شخصي چون امام خميني (ره ) است . اگر كشورهاي اسلامي بخواهند شاهد يك خميني ديگر باشند بايد برنامه ريزي كنند بايد بر ملت هاي خود تكيه كنند , لازم نيست امام خميني (ره ) ديگر به صورت يك شخص ظاهر شود بلكه يك ملت نيز با اتحاد خود و با تبعيت از راه امام مي تواند نقش يك امام خميني (ره ) را ايفا كند.