روزنامه جمهوري اسلامي 19/11/1383 صفحه مقالات

ماجراي سلمان رشدي مرتد , افشاي نفاق سران استكبار
* دكتر مرندي وزير سابق بهداشت :
حفظ انقلاب نياز به از خودگذشتگي دارد
ماجراي سلمان رشدي مرتد , افشاي نفاق سران استكبار


اشاره
16 سال قبل در تاريخ 25 بهمن 1367 حكم تاريخي حضرت امام خميني مبني بر ارتداد « سلمان رشدي » نويسنده كتاب كفرآميز « آيات شيطاني » صادر شد. از آن روز تاكنون , اين نوكر بيگانگان براي آنكه خود را از ماجراي حكم اعدام در امان نگهدارد , در پناه قدرتهاي شيطاني زندگي خفت باري دارد. او سالها در پناه دستگاه هاي امنيتي انگليس در مخفيگاه ها بسر برد و چون مردم انگليس به مخارج هنگفت نگهداري او اعتراض كردند دولت انگليس از ادامه حفاظت از او خودداري كرد و وي ناچار به آمريكا پناه برد و اكنون در پناه ماموران امنيتي شيطان بزرگ روزگار حقارت باري را مي گذراند.
در اين 16 سال بارها افراد غيوري براي اجراي حكم اعدام سلمان رشدي مرتد اقدام كردند ولي موفق به انجام آن نشدند اما او همچنان تحت تعقيب است و سرانجام روزي به سزاي عمل ننگين خود خواهد رسيد.
در آستانه شانزدهمين سالگرد صدور حكم تاريخي حضرت امام و با توجه به اينكه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در پيام امسال خود به زائران بيت الله الحرام , سران استكبار را بخاطر رفتار منافقانه شان و اينكه از يكطرف مدعي حمايت از حقوق بشر و اديان هستند و از طرف ديگر از سلمان رشدي كه به اسلام كه دين بيش از يك و نيم ميليارد انسان است اهانت كرده حمايت مي كنند , ملامت كرده اند , در مطلبي كه پيش روي داريد به محتواي كتاب موهن آيات شيطاني , اهداف غربي ها از حمايت سلمان رشدي مرتد , حكم فقهي سب النبي و بركات حكم حضرت امام خميني مي پردازيم .
محورهاي اهانت
سلمان رشدي در كتابي با نام « آيات شيطاني » كه يك رمان است , در واقع چهار عمل توهين آميز كرده است . اول اينكه توهين به قرآن كريم كرده كه تعبير آيات شيطاني هم همين است . يعني وحي را يك كار شيطاني تلقي كرده و در اين رمان سعي نموده ريشه وحي را بزند و بگويد كه وحي , افسانه و اسطوره است . البته اين چيز جديدي نيست بلكه در صدر اسلام هم بوده است . يعني وقتي قرآن نازل شد , مشركين خطاب به پيغمبر مي گويند : « ان هذا الا اساطيرالاولين » , يعني اين قرآن چيزي نيست جز يك سري مطالب افسانه اي . قرآن هم البته در مقابل فرموده است : « ان هو الا وحي يوحي » . اين وحي است كه از طرف خدا آمده است .
پس يك توهين , توهين به خود قرآن و وحي است و خواسته بگويد آنچه در قرآن هست , وحي نيست و يك چيز شيطاني است .
توهين دوم , توهين به آورنده وحي يعني جبرئيل امين است . سلمان رشدي سعي كرده در اين كتاب بگويد كه جبرئيل , امين نبوده بلكه يك شيطان بوده كه براي فريب كاري چيزهايي را از پيش خودش درآورده و آنها را به پيغمبر داده ! اين هم جز چيزهايي است كه قبلا بوده و ترديد و تشكيك در امين بودن جبرئيل هم شده كه قرآن در جواب , در سوره شعرا آيه 193 مي فرمايد : « نزل به الروح الامين علي قلبك » يعني قرآن را روح الامين كه از عناوين جبرئيل است و تعبير « امين » هم در آن هست (امانت دار) به قلب تو اي پيغمبر نازل كرده كه در واقع جواب همين اهانتهائي است كه نسبت به خود جبرئيل يعني آورنده وحي , در آن زمان صورت مي گرفت .
محور سوم , اهانت به خود پيغمبر اكرم است كه سلمان رشدي سعي كرده در كتاب آيات شيطاني , پيغمبر را مورد اهانت قرار دهد كما اينكه مشركين در همان ابتداي ظهور اسلام همين كار را كردند. در سوره « حجر » دو آيه داريم كه يكي از آنها بيان مطالب مشركين است در اين زمينه درباره خود پيغمبر و يكي هم جواب آن است . آيه شش از سوره حجر ميفرمايد : « وقالوا يا ايهاالذي نزل عليه القرآن انك لمجنون » . مشركين خطاب به پيامبر مي گويند « اي كسي كه قرآن به تو نازل شده , تو مجنون هستي ! » و در دو سه آيه بعد يعني در آيه 9 سوره حجر , خدا مي فرمايد : « انا نحن نزلنا الذكر و اناله لحافظون » كه اين در واقع جواب همه اين دو سه اشكالي است كه تا به اينجا بيان شد و سلمان رشدي هم در كتابش بيان كرده . خدا مي فرمايد : ما قرآن را خودمان نازل كرديم و خودمان هم آن را حفظ مي كنيم . يعني اولا فرستنده خداست . ثانيا با امانت داري رسيده به پيغمبر. ثالثا پيغمبر هم امين است و اين قرآن را حفظ مي كند و بعد از پيغمبر هم ما حفظ مي كنيم . مضافا به اينكه درباره خود پيغمبر هم قرآن تعريف هايي دارد. ايشان را « رحمه للعالمين » لقب مي دهد . در سوره انبيا آيه 107 آمده كه « وما ارسلناك الا رحمه اللعالمين » و ما پيغمبر را معصوم مي دانيم و اين جز اعتقادات ماست . اين هم يكي از محورهاي اهانت سلمان رشدي در اين كتاب است كه قبلا سابقه دارد.
محور ديگر مسئله ازدواج پيغمبر است . اين , چهارمين محور است . اين اهانتهايي كه به ازواج پيغمبر كرده بخشي از همان رمان آيات شيطاني است كه اين هم يك محور از اهانت هاست . پس مجموعا در چهار محور اين كتاب سعي كرده به بالاترين مقدسات , اهانت كند. كه اگر اينها را به همين صورتي كه سلمان رشدي به آنها اهانت كرده مي پذيرفتيم , در واقع اساس دين اسلام از بين مي رفت .
حكم امام عليه سلمان رشدي , فقط دفاع از قرآن و اسلام و پيغمبر نبود , بلكه دفاع از همه اديان الهي بود. غرب به همه اديان الهي اهانت مي كند. علت اينكه غرب , به همه اديان الهي تهاجم مي كند; اين است كه اصولا غرب ريشه باورها و اعتقادات آسماني را براي منافع خودش مضر مي داند. كتابهايي كه در همين سالهاي اخير عليه حتي مسيحيت نوشته شده و فيلمهايي كه نمايش داده شده همين را ثابت مي كند.
بركات مهم حكم امام
حضرت امام از دو موضع با اين موضوع برخورد كردند. يكي از موضع فقاهت بود , كه حكم اسلام را درباره كسي كه به مقدسات اسلام اهانت كرده اعلام فرمودند. موضع ديگر موضع حاكم اسلامي بود كه امام از اين موضع دستور اجراي اين حكم را صادر كردند. يعني از يك طرف اعلام كردند چنين كسي كه اين اهانت ها را كرده , چه حكمي دارد و حكم اسلام درباره او اينست كه او واجب القتل است . از يك طرف هم چون ايشان حاكم دولت اسلامي بودند از اين موضع دستور اجرا را صادر كردند. اين موضع حضرت امام در واقع دست جبهه استكبار را كه تصميم گرفته بود بالاترين نقطه قله رفيع اسلام را مورد تهاجم قرار دهد بست و اصولا اهميت موضوع در همين است كه امام متوجه اهميت نكته شدند و كاري كردند كه دست خائنين بسته شود و ديگر نتوانند به كار خودشان ادامه دهند و قطعا اگر اين حكم صادر نشده بود به اشكال مختلف اين كار ادامه پيدا مي كرد. كار حضرت امام بسيار كار بزرگي بود و مهمتر اين كه امام راه را باز كردند براي اينكه در آينده اگر وقتي كسي از اين قبيل كارها بكند اين جرات براي مقابله از طرف جبهه اسلامي وجود داشته باشد كه در مقابل چنين اهانتهايي بايستد. در برابر جوسازي هايي كه استكبار جهاني در آن زمان مي كرد كسي غير از امام جرات صدور يك چنين حكمي را نداشت .
دولتهاي اروپايي كارهايي مي كردند , حرفهايي مي زدند با توسل به مسائل دروغين و حقوق بشر و امثال اينها كه كسي جرات صدور چنين حكمي را نمي كرد. اين كار امام باعث شد كه جرات ها بيشتر شود و در نتيجه , راه باز شد براي اينكه در آينده هم اگر چنين چيزي تكرار شود افرادي جرات بكنند و چنين حكمي را صادر كنند.
حكم فقهي سب النبي
« سب النبي » از باب « حدود » جداست و داخل در باب قصاس است يعني هر جرمي را كه انسان مرتكب مي شود به طور طبيعي بايد محكمه اي تشكيل شود , قاضي حرف مجرم و آن كسي كه ادعايي عليه او شده را بشنود و حكم صادر كند ولي در مورد پيغمبر استنثا است . كسي كه پيغمبر را مورد اهانت قرار داده باشد , حكمش اعلام شده است و هركس مي تواند اين حكم را اجرا كند. در زماني كه حكومت اسلامي و حاكم اسلامي باشند طبعا حاكم اسلامي با تشخيص موضوع , اين حكم را اعلام مي كند و افراد موظف هستند اين حكم را اجرا كنند و اگر اجرا كردند به هر دليل , خود حاكم اسلامي با امكاناتي كه در اختيار دارد اين كار را انجام مي دهد. نمونه اين حكم را در روايات متعدد داريم , هم در زمان حضرت رسول (ص ) و هم در زمان ائمه اطهار عليهم السلام كه كساني به حضرت رسول اهانت كرده بودند وقتي كه گزارش خدمت خود حضرت رسول يا ائمه عليهم السلام رسيد و سئوال كردند كه چه بكنيم در جواب فرمودند بايد اينها به قتل برسند. همه جا همينطور هست و شكل ديگري ندارد . در جلد 9 بحارالانوار; صفحه 137 از زمان خود پيغمبر اكرم واقعه اي نقل شده است . عده اي آمدند و گفتند كه جمعي به شما اهانت كرده اند. پرسيدند ما چه بكنيم حضرت جمله اي فرمودند كه آن جمله خيلي روشن و مهم است و در واقع اساس اين قضيه هم همين است . بعدها هم در زمان هر كدام از خلفا اين واقعه اتفاق مي افتاد و مراجعه مي كردند و از ائمه حكم را مي پرسيدند , ائمه هم همين حكم را بيان مي فرمودند. جمله اي كه حضرت رسول فرمودند اين است : « فاقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين باستار الكعبه » , يعني آنها را بكشيد حتي اگر آنها رفته باشند در مسجدالحرام و كنار كعبه و به پرده كعبه چسبيده باشند. مسجدالحرام حرم امن است و اگر كسي آنجا باشد و مرتكب كاري شده باشد تا زماني كه آنجا هست كسي كاري به او ندارد و امنيت دارد و وقتي بيرون آمد مي روند سراغش و هر حكمي كه درباره اش باشد اجرا مي كنند. اين استثنا حتي در اين زمينه هم جريان دارد كه حضرت فرمودند حتي اينها اگر براي مصون نگهداشتن خودشان رفته باشند به مسجدالحرام كنار كعبه و به پرده كعبه هم متوسل شده باشند شما سراغشان برويد و آنها را بكشيد حتي نفرمودند كه : از آنجا بيرونشان ببريد و جاي ديگر آنها را بكشيد. يعني در همان حال و همانجا آنها را بكشيد. اين نشان دهنده اهميت موضوع است . يعني نشان مي دهد كه پيغمبر استثنا است و به دليل اهميت خود پيغمبر و اهميت همين موضوع است كه اگر كسي به پيغمبر اهانت بكند به قله رفيع اسلام اهانت كرده است و راه براي بقيه اهانت ها باز مي شود و اين حكم به همين دليل استنثا شده و با همين توضيح است كه حكم صادر شده و روشي است كه امام اين را اعلام كردند و اجراي آن بر همه واجب مي باشد.
اهداف حاميان سلمان رشدي
يك سوال اين است كه چرا غرب از سلمان رشدي حمايت مي كند در جواب بايد گفت كه غرب با مطرح شدن اسلام انقلابي , آن طور كه قبلا هم اشاره كرديم منافع خودش را در خطر ديد و اساس اين برنامه ريزي هم همين بود كه كانون اسلام انقلابي را مورد تهاجم قرار بدهد و از بين ببرد و اگر اسلامي هم وجود خواهد داشت در آينده , اسلامي باشد كه كاري به سياست ندارد , همان اسلامي كه امام از آن به « اسلام آمريكايي » تعبير مي كردند , چون آن اسلام براي منافع استكبار هيچگونه خطري ندارد. استكبار هم كه مي گوئيم شامل دولت هاي سلطه گر غربي و صهيونيستهاست كه اينها مجموعا يك جبهه متحد را تشكيل مي دهند و منافع خودشان را در نابودي اسلام انقلابي مي بينند. تا زمانيكه اين اسلام وجود داشته باشد و بتواند صداي خودش را به ملت هاي مسلمان در دنيا برساند , اين جبهه استكبار بخصوص آن شاخه صهيونيستي اش تلاش مي كند به هر شكل با اسلام مبارزه كند تا ريشه اين اسلام بخشكد. حفظ سلمان رشدي و جلوگيري از اجراي حكم اعدام و مطرح كردن او با همين منافع سازگاري دارد كه استكبار سعي مي كند سلمان رشدي را حفظ كند و مانع اجراي حكم اعدام او شود. از اين طريق هم حتي فشارهايي روي مسلمانان و بخصوص دولت جمهوري اسلامي ايران وارد مي كند. بنابر اين روشن است كه علت عمده اين حمايت ها چه چيزي است , منتها اين نكته را هم اضافه كنيم كتابهاي زيادي طي سالهاي اخير عليه اسلام در خود اسرائيل (فلسطين اشغالي ) تهيه شده , سمينارهايي عليه تشيع برگزار كردند كه مقداري قضيه را ريزتر كنند براي اينكه تهاجم دقيقتري داشته باشند و كارهايي كه از طري رسانه هاي صهيونيستي انجام مي دهند از طريق خبرگزاريها از طريق روزنامه هايي كه دارند از طريق راديوها و تلويزيوها كه بسياري از راديو تلويزيون هاي دنيا و مطبوعات جهان تحت نفوذ صهيونيستها هستند , اينها به وسيله عوامل خودشان هميشه سعي مي كنند با بهانه هاي مختلف از قبيل حقوق بشر اين مسئله را مطرح و بصورت يك اهرم فشاري عليه نظام جمهوري اسلامي استفاده بكنند. كسانيكه به جرم صدور يا اعلام حكم اسلامي عليه سلمان رشدي كه به همه مقدسات اسلامي حمله كرده بحث حقوق بشر را پيش كشيدند , مرتكب يك خطاي بزرگ شدند كه امروز در واقع دچار تناقض شده اند. شما امروز به همين استكباريها به همين صهيونيستها بگوئيد كه سلمان رشدي به مقدسات بالاي ديني كه حدود يك و نيم ميليارد پيرو دارد اهانت كرده است آنهم اهانتي كه به يك گروه سياسي و يك حكومت نبود بلكه اهانت به مقدسات مردمي بود كه وارد مسائل دعوايي دنيا و مسائل سياسي هم نيستند , به مقدسات آنها اهانت كرده است وقتي حكم اعدام سلمان رشدي صادر مي شود اين هياهو و جنجال را همين صهيونيستها راه مي اندازند ولي روژه گارودي به عنوان يك دانشمند متفكر و كسي كه صاحب تاليفات است و نه به دين و نه پيغمبر و نه به وحي اهانت كرده است به هيچ مقدسي از مقدسات اديان و مردم دنيا اهانت نكرده و فقط گفته آن چه در جنگ جهاني دوم در اروپا بخصوص آلمان اتفاق افتاده اين است كه تعداد محدودي يهودي كشته شدند و اين شايعه كه صهيونيستها به راه انداخته اند كه شش ميليون يهودي كشته شدند , اين دروغ است و براي اين است كه صهيونيستها از اروپائيان باج بگيرند بخصوص آلمانيها , با چنين كسي به جرم همين اظهارنظر , بدترين برخورد را كردند. اين يك حرف تحقيقي و علمي است كه در مجامع دانشگاهي وجود دارد. چند سال پيش در اروپا يك استاد دانشگاه از شاگرد خودش خواست درباره همين موضوع تحقيقي بكند و نتيجه اش را به او بدهد. او هم به همين نتيجه رسيد منتها وقتي تحقيق را به استادش داد و قرار شد مطرح شود , صهيونيستها دست به كار شدند هم استاد و هم شاگرد را نابود كردند و كتابهايش را هم ضبط كردند كه اصلا منتشر نشد.
اين از اهرم هاي مهمي است كه عليه صهيونيستها مي تواند بكار گرفته شود. روژه گارودي كه محاكمه شد , يك آدم معمولي نيست دنيا او را مي شناسد اين محاكمه يك محاكمه غيرعادلانه بود و در واقع , تفتيش عقايد و نقض حقوق بشر و پايمال كردن آزادي و عقيده در فرانسه اي بود كه خود را محور تمدن دنيا و مهد تمدن اروپا مي داند. نتيجه اين كار اين بود كه در واقع خودبخود اروپائيها و صهيونيستها را به محاكمه كشاند و خودشان با دست خودشان مقدمات يك كار ننگين را فراهم آوردند كه جواب خودشان را در زمينه سلمان رشدي به خودشان دادند و دنيا خيلي راحت مي تواند به آنها بگويد كه شما همه ادعاهايتان در مورد حقوق بشر دروغ است , از جمله در مورد سلمان رشدي , چون خودتان كسي را صرفا به جرم يك تحقيق دانشگاهي و تاريخي محاكمه كرديد و اين محاكمه خودش محاكمه مدعيان آزادي عقيده در اروپاست .
اين واقعه نشان مي دهد كه مسلمانان بايد با هوشياري در مقابل توطئه هاي استكبار عمل كنند و چهره منافقانه دشمنان اسلام را افشا نمايند.
سلمان رشدي مرتد در كتاب كفرآميز شيطاني , مرتكب چهار اهانت شده است , اهانت به قرآن كريم , اهانت به وحي , اهانت به آورنده وحي و اهانت به پيامبر اكرم و ازدواج ايشان
حضرت امام خميني , از موضع فقاهت حكم كسي كه به پيامبر اكرم اهانت كند را مشخص كردند و از موضع حاكم اسلامي دستور اجراي اين حكم را صادر فرمودند
موضع قاطع حضرت امام , دست جبهه استكبار را كه تصميم گرفته بودند بالاترين قله رفيع اسلام را مورد تهاجم قرار دهد بست و اگر اين حكم صادر نشده بود , اهانت به مقدسات اسلام به اشكال مختلف ادامه پيدا مي كرد
دولتهاي غربي با حمايت از سلمان رشدي و در همان حال ادعاي حمايت از حقوق بشر , چهره منافقانه خود را به نمايش گذاشته اند
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب : آمريكا و غرب مستكبر , از احترام به همه مذاهب سخن مي گويند اما از مرتد مهدورالدمي چون سلمان رشدي حمايت مي كنند و در راديوي دولتي انگليس , سخن كفرآميز بر ضد مقدسات اسلامي مي پراكنند

دكتر مرندي وزير سابق بهداشت :
حفظ انقلاب نياز به از خودگذشتگي دارد




اشاره
در دهه فجر انقلاب اسلامي قرار داريم و بيست وشش سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي را پشت سرگذاشته ايم . اكنون به گذشته مي نگريم , مي توانيم دستاوردهاي بزرگ اين انقلاب را مشاهده كنيم . براي تبيين دستاوردهاي انقلاب اسلامي با برخي مديران و صاحبنظراني كه در گذشته و حال در نظام جمهوري اسلامي مسئوليت داشته و دارند , به گفتگو نشسته ايم كه به مرور منتشر خواهد شد.
امروز گفتگويي كه با دكتر سيد عليرضا مرندي وزير سابق بهداشت , درمان و آموزش پزشكي انجام شده با هم مي خوانيم . دكتر مرندي هم اكنون استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي است .
دكتر مرندي در ابتدا رمز پيروزي انقلاب اسلامي را حضور فعال روحانيت و رهبري حضرت امام راحل عنوان كرد و گفت : اين عوامل توانست مردم را به صحنه وارد كند و با تكيه به اعتقادات اسلامي آنها و طبيعتا بخاطر ذهنيتها و تجربه هاي جدي كه در ارتباط با بيدادگري و ظلم و بي عدالتي كه از دوره رژيم پهلوي داشتند , انقلاب اسلامي را به ثمر رساندند.
اين استاد دانشگاه به حضور مردم در پيروزي انقلاب اشاره كرد و افزود : مسلما مردم با هر سطح آگاهي , مسائل آن موقع كشو را درك مي كردند و بعضي ها نيز اطلاعات دقيقتري در مورد مفاسد داشتند و گروهي هم فقط آثار ظلمي كه به خودشان رفته بود را مشاهده كرده بودند اما آنچه كه اتفاق ا فتاد اين بود كه از طريق حضرت امام و روحانيت , درباره مسائل واقعي كشور روشنگري براي مردم انجام و سطح آگاهي مردم بيشتر شد. دوم اينكه مردم اميدي پيدا كردند كه محوريتي وجود دارد كه مي توان حول اين محور جمع شد و تلاش كرد و حضور امام در صحنه و محوريت ايشان اين اميد را در مردم بوجود آورد كه جمع شدن حول اين محور مي تواند موثر باشد و با اعتماد و اعتقادي كه به امام داشتند , آنان را بيشتر و بيشتر به صحنه آورد و يك حركت منسجم را عليه رژيم غاصب پهلوي بوجود آورد.
وي در مورد دستاوردهاي داخل وبين المللي انقلاب اسلامي هم اظهارداشت : انقلاب اسلامي ايران تغييرات زيربنايي زيادي در بينش هم كارگزاران نظام و هم مردم ايجاد كرد , حالا گرايشهاي اعتقادي به جاي خودش كه بالاخره جوانهايي كه بسياري از آنها روزي در محيطهاي غيرمذهبي حضور داشتند. اعتقادات قوي تري پيدا كردند تا جايي كه جان خودشان را در معرض خطر از دست رفتن قرار دادند و در سالهاي دفاع مقدس حضور پيدا كردند , تحول در اين جوانان و ساير افراد كشور به سمت مذهبي شدن همگي به بركت پيروزي انقلاب اسلامي بود. اكنون نيز بايد اين دستاورد را چه در نزد خود و چه در سطح جامعه تقويت كنيم . علاوه بر اين بةعد , در مساله دنيوي هم چون براساس فرموده پيامبر(ص ) دنيا مزرعه آخرت است , انقلاب براي ما شعارهاي درستي را مطرح كرد. عدالت اجتماعي موضوع بسيار مهمي از لحاظ اعتقادي است . و بخاطر اينكه نظام ما يك نظام الهي است و عدالت اجتماعي را به عنوان يكي از شعارهاي آرماني خود قرار داد. افراديكه بيشتر در معرض ا ستفاده و بهره بردن از عدالت اجتماعي هم قرار مي گيرند مستضعفان و محرومان هستند. حالا يا مستضعفان و محرومان اقتصادي و يا مستضعفان و محرومان اجتماعي
دكتر مرندي اضافه كرد : اين دستاوردها نه تنها با زمينه سازي نظام بدست آمده بلكه اين اعتماد و اعتقاد به نظام باعث شد كه مردم بيشتر در صحنه حاضر باشند. وقتي امام به مسئولان مي فرمودند كه بايد به وضع محرومان رسيدگي كنند , اين دستور شامل تمام ابعاد زندگي مردم مي شد منتهي مسلما نظر امام بيشتر محروميني بود كه از بةعد اقتصادي و اجتماعي فرهنگي عقب نگه داشته شده بودند. اين شعار نظام و اسلام بود كه آن زمان بر زبان امام راحل جاري مي شد و حالا نيز مقام رهبري آنرا پيگيري مي كنند و موجب شد كه مسئولان براي تحقق شعار عدالت اجتماعي تلاش نمايند.
وزير سابق بهداشت خاطر نشان كرد : مثلا زماني كه بنده در وزارت بهداشت مسئوليت داشتم در ان موقع من فكر مي كردم مقصود امام در مورد وزارت بهداشت اينست كه سعي كنم كه سلامت و نيازهاي سلامتي و همچنين بهداشت مردم را با توزيع عادلانه امكانات به آحاد مردم برسانم , البته با تكيه بر زودتر بهره مند كردن مستضعفين و محرومين , كه اين افراد بيشتر در روستاها و مناطق دور افتاده مستقر بودند.
دكتر مرندي افزود : در سالهايي كه من معاون بهداشت وزارت بهداشت بودم و بعدا وزير شدم به اين فكر افتادم كه يك شبكه بهداشتي درماني ايجاد كنيم كه از خانه هاي بهداشت در روستاها و حاشيه شهرها شروع شود تا بيمارستانها هم ادامه پيداكند.
بيمارستان سازي هم در كشور متمركز شد در مناطقي كه امكانات كمتري در آن جا وجود داشت و محرومين بيشتري در آنجا وجود داشتند. تاسيس شبكه هاي بهداشتي و درماني كه رقم قابل ملاحظه اي از مردم را تحت پوشش دارند نيز , موجب شد كه خدمات بهداشتي كه مردم شهري ما از آن بهره مي برند عينا روستاهاي كشور نيز به آنها دسترسي داشته باشند.
وي افزود : از بةعد سلامت , محرومين قشر جامعه ما زنان و كودكان بودند و آسيب پذيري آنها بيشتر بود و ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بهترين و چشمگيرترين اصلاح را در همين دو قشر جامعه ديديم مثلا مرگ ومير مادران در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي 250 مورد در يكصد هزار تولد زنده بود كه اين رقم تا زمانيكه بنده در وزارت بهداشت بودم (سال 75 )به حدود 35 در يكصد هزار رسيد . يعني يك كاهش سريع و فوق العاده چشمگير كه كشورهاي ديگر مطلقا نتوانستند به چنين كاهشي در اين مدت برسند . يا مرگ و مير كودكان در زمان قبل از انقلاب بالاي 100 در هزار تولد زنده بود كه تا زمان وزارت بنده در وزارت بهداشت به حدود 26 در هزار تولد رسيد. اين كاهش ها يك روند بسيار سريع بود و در اذهان جهاني بسيار ارزشمند تلقي مي شد.
دكتر مرندي اضافه كرد : در سالهاي بعد از انقلاب در وزارت بهداشت در مورد بانوان و خانمها كار بيشتري انجام شد و الويت سلامت آنها و ارزش وجودي زنان , بخاطر اعتقادات اسلامي براي ما از اهميت بيشتري برخودرار بودند و لذا با تلاش بيشتر جايگاه زنان ما در جامعه به سرعت ارتقا پيدا كرد و همچنين زمينه كار و فعاليت اجتماعي آنها نيز در سايه مسائل اعتقادي و اسلامي جامعه فراهم شد.
وي خاطر نشان كرد : دستاورد ديگر انقلاب در حوزه سلامت افزايش پزشكان جوان و تحصيل كرده در اقصي نقاط كشور بود. ما در زمان رژيم گذشته چند دانشگاه علوم پزشكي محدود داشتيم كه تعداد كمي فارغ التحصيل پزشكي از آنها بيرون مي آمدند و لذا مجبور بوديم هر سال تعداد زيادي پزشك خارجي عمدتا هندي , پاكستاني و بنگلادشي به ايران بياوريم , حتي پرستار و اين افراد هم بخاطر فقر زبان وعدم تسلط به زبان فارسي و اختلافات فرهنگي كه با مردم ما داشتند , در تامين و حفظ وارتقا سلامت مردم ما بسيار ناتوان بودند , ما بعد از انقلاب به اين نتيجه رسيديم كه بايد نيروي انساني متخصص خود را تربيت كنيم , لذا نه تنها به فكر افزايش جذب دانشجو افتاديم , بلكه طراحي كرديم كه در تمام استانها دانشگاههاي علوم پزشكي تاسيس شود كه به تربيت نيروي انساني متخصص گروه پزشكي اقدام كند.
وزير سابق بهداشت در مورد دستاوردهاي بين المللي انقلاب اسلامي هم اظهار داشت : در رابطه با دستاوردهاي جهاني انقلاب , به نظر من آثار آن خيلي بيشتر از آثار داخلي است , منتهي چيزهايي را كه ما در دنيا مي بينيم آثار كار دولتها است و آنچه را كمتر مي بينيم ملتها هستند , براي اينكه ملتها در بسياري از كشورها زير سلطه قرار دارند و تظاهر فعاليت ذهنيتهاي آنها را نمي توانيم ببينيم . كمااينكه در زمان رژيم گذشته اعتقادات مذهبي به شدت سركوب مي شد بطوريكه با امام به عنوان يك مرجع برخورد شد بدليل اينكه رژيم گذشته با اسلام سرستيز داشتند , در كشورهاي ديگر منطقه نيز مشابه اين اقدامات وجود داشته و دارد. نظامهاي سلطه دنيا اجازه رشد ملتها را نمي دهند و لذا با توجه به اينكه دولتهاي كشورهاي منطقه و اسلامي عمدتا مردمي نيستند و نمي خواهند كه اعتقادات اسلامي بر كشورشان فرمانروايي كند بدليل مغايرت با منافع و سلطه آنها , اما با اين حال ملتها كاملا بيدار شدند و الان همين دولتهايي كه مي گوئيم نظام سلطه هستند از ترس اينكه بالاخره ملتهاي آنها عليه سلطه كشورشان بشورند تغييرات تدريجي را ايجاد كردند ولي نه آنچه كه بايد انجام بدهند ولي مردم در آن كشورها به شدت تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران قرار گرفته اند.
دكتر مرندي افزود : شما ملاحظه كنيد به ديدگاههاي ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي كه ملتهاي منطقه و مسلمان پيدا كردند , كه اصلا در اوايل انقلاب نيز وجود نداشت , من خودم در آنزمان بدليل موقعيتي كه در وزارت بهداشت داشتم به برخي كشورها سفر مي كردم و در آنجا مخالفت شديد آنها را با ما بخاطر حمايت از فلسطين و مساله آمريكا مشاهده مي كردم . اما الان اصلا اينطور نيست . در حال حاضر بدليل فشاري كه مردم به دولتهاي خود وارد مي كنند , برخي دولتمردان آنها هم مخالفت خود را اسرائيل و آمريكا حداقل در ظاهر بيان مي كنند در حاليكه در گذشته اينطور نبود , بنابراين بسياري از اتفاقاتي كه در كشورهاي دور و نزديك افتاد باعث شد كه اسلامگرايان به سركار بيايند , به نظر من هرچه بگذريم اسلامگرايي واصولگرايي بيشتر هم خواهد شد.
اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد : در مجموع به نظر من انقلاب اسلامي روشنگريهاي خيلي زيادي در اذهان مردم مستضعف و مظلوم جهان ايجاد كرده و همانطور كه عرض كردم اگر بحث و بررسيهايي هم انجام شود آن موقع بيشتر به اين موارد آشنا مي شويم .
دكتر مرندي به جايگاه فعلي نظام جمهوري اسلامي در سطح بين المللي هم اشاره كرد و گفت : جايگاه جمهوري اسلامي حداقل در ذهن بسياري از مردم خاري است در چشم آنها و از نظر آنان نقطه خطرناكي براي منافع آنها است بنابراين مسلما قدرتها و سلطه هاي خارجي تمام تلاششان اينست كه اين انقلاب را از بين ببرند , از يك طرف نظام ما و كشور ما و مردم ما از بعد فرهنگي و اعتقادي و... تهديدي براي كشورهاي سلطه گر هستند , و از سوي ديگر كشورهايي كه مي خواهند از حكومت خود حداكثر استفاده هاي شخصي را ببرند , انقلاب اسلامي ايران براي همه اينها يك تهديد جدي به حساب مي آيد. بنابراين خيلي جاي تعجب نيست كه دوست و رفيق دلسوز و مشابه خودمان در سطح دنيا كمتر پيدا كنيم اما از طرف ديگر انقلاب اسلامي براي ملتها جايگاه خاصي دارد و آنرا نقطه اميدي براي خود مي دانند.
وي به وظيفه ملت ايران در قبال انقلاب اسلامي اشاره كرد و گفت : ملت ما بايد ضمن توكل به خدا , تمام هم و غم خود را براي حفظ و صيانت از نظام بكار ببرد و اين صيانت و تحكيم نظام در ابعاد مختلفي است از جمله در بةعد فرهنگي , و ترويج اسلام واقعي كه بايد بيش از گذشته به آن بپردازيم و از آن غافل نشويم و فكر نكنيم فقط مسائل دنيوي است . بايد به شدت روي مسائل اعتقادي كشور كار شود كه از طرفي جوانترهايي كه دوران قبل از انقلاب و تلخي ها و انحرافهاي آن دوران را نديده اند , بتوانند با آثار انقلاب اسلامي آشنا شوند.
دكتر مرندي افزود : معيشت و زندگي مردم هم يكي از اولويتهاي نظام است كه بايد رسيدگي كرد و به مردم خودمان و دنيا نشان دهيم كه اسلام فقط يك قالب فكري و اعتقادي و رابطه بين خدا و آحاد مردم نيست بلكه دين اسلام و نظام اسلامي با پياده كردن شريعت اسلامي مي تواند زندگي دنياي مردم را هم درست كندو نيز در تمام ابعاد فرهنگي , اقتصادي و اجتماعي و پيشرفت و... و رساندن كشور به اوج خود. اين موضوع طبيعتا به تلاش همه مردم نيازمند است ولي كسانيكه رهبري جامعه را بر عهده دارند در قواي مختلف كشور حضور دارند , بايد همگام مردم باشند و تامين خواسته ها و نيازهاي آنان بايد طبق دستور اسلام برآورده شود , و اين كار را كاملا عملي مي دانم به شرط اينكه از برخي كارهاي جانبي چشم پوشي شود , يعني اگر زماني را كه برخي قوا صرف كارها و رقابتهاي غير سالم و خدشه دار كردن افراد مختلف در صحنه سياسي مي كنند , صرف خدمت رساني به مردم مي كردند بهتر به خواسته هاي واقعي مردم مي رسيديم . الان نيز كه موقعيت كشور در شرايطي قرار دارد كه محدوديتهاي مالي كمتري وجود دارد , نيروي انساني متخصص و تحصيلكرده در تمام زمينه ها فراهم است و ذهنيتها هم تغيير كرده و مردم روشنتر شده اند , اگر مسئولين منحصرا تلاش غير سياسي بازي انجام دهند و هم خود را به خدمت مردم و ارتقاي شرايط كنوني كشور بنمايند بدون ترديد كشور ما مي تواند به چشم انداز 20 ساله اي كه مقام رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب و تائيد كردند برساند و اگر ذره اي غفلت كنيم اين نگراني وجود دارد كه ما به چيزهايي كه مد نظر نظام بوده و هست نرسيم كه آن موقع بايد همه بايد در پيشگاه خدا پاسخگو باشيم .
هم اكنون با پيگيريهاي نظام جمهوري اسلامي امكانات بهداشتي و درماني در شهرها و روستاها يكسان در اختيار مردم قرار مي گيرد
كشورهاي منطقه و مردم مسلمان در اقصي نقاط جهان تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران قرار دارند و ديدگاههاي ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي آنان ناشي از همين موضوع است
مسئولين نظام بايد از سياسي كاري دست بردارند و به خدمت به مردم فكر كنند